يادداشت مریم نصراصفهانی | 12 Aug 2008 03:55 am
مزاحمت
الف- چند سال پیش، زمان اکران فیلم سگ کشی بهرام بیضایی، میان تنی چند از دوستان بحثی در گرفت. یکی از بچه ها معتقد بود که فیلم درمورد وضعیت زن در جامعه ایران آن زمان سیاه نمایی میکند و اینطور نیست که اغلب مردان ایرانی به چشم طمع به زنان نگاه کنند. میگفت این قبیل فیلم ها به فضای بی اعتمادی میان دو جنس دامن می زند در حالیکه حقیقت غیر این است و کم نیستند مردان چشم پاک و متعهد و خویشتندار… دوست دیگری اما میگفت نه تنها آن زمان که این زمان هم کم اند! میگفت اگر میبینیم اغلب دختران –با هر ریخت و تیپی- موقع گرفتن بلیط اتوبوس تاکید میکنند که یا صندلی های جلو بنشینند، یا روی آخرین صندلیها و یا روی صندلی که قبل از در عقب اتوبوس واقع شده و صندلی پشت آن نیست و مطمئن هستند اگر اتفاقا روی صندلی بنشینند که پشت سرشان را مسافران مرد اشغال کرده باشند از مزاحمت آنان- در هر سن و شغل و ریخت و تیپی که باشند- در امان نخواهند بود میتوان نتیجه گرفت که مطمئنا چنین اکثریت قاطعی اگر آبی بیابند شناگران قابلی خواهند بود و بی خود نیست که فرمود جهاد اکبر
.
.
.
الان مدتهاست که تعریف کردن جک های مستهجن در محل کار، ارسال مکرر ایمیل های حاوی مطالب مستهجن یا توهین آمیز با اسامی اصلی یا جعلی، سو استفاده از موقعیت برتر شغلی یا تحصیلی، شوخی های توهین آمیز یا رفتارها و تماس های تعمدی و کنایه های معنادار، بدگویی و زدن انواع تهمت های ناروا جهت قدرت نمایی یا انتقام جویی، توهین و تحقیر و بد دهنی( چه در خیابان از سوی اوباش و چه از کارفرما و یا همکلاسان/ اساتید دانشگاه)، اصرار بر تقاضاهای غیر اخلاقی و گرو کشی برای انجام آنها و شایعه پراکنی در کنار انواع مزاحمت های خیابانی و یا مزاحمت در تاکسی ها یا اتوبوس های درون شهری و برون شهری دامنه مزاحمت ها را برای دختران چنان وسیع کرده است که به طرز حیرت آوری پای درد دل هر دختری که مینشینم همین ها را میشنوم و بهانه ای برای نوشتن این یادداشت شد. شکایت از رفتارها و رخ دادهایی که به شدت مایه آزار دختران است و با همان شدت از بیان آن می هراسند و همین هراس بعلاوه موج روبه افزایش ورود دختران به عرصه های عمومی موجب تشدید روزافزون این مسائل شده است.
من اینجا در پی ریشه یابی این پدیده دردناک و یا محکوم کردن مردان××× یا زنان××× جامعه مان نیستم. این مشکل، مشکل جامعه ما تنها نیست، این مشکلات کمابیش در اغلب محیط های مختلط وجود دارد، با این تفاوت که ما از آن صحبت نمیکنیم و به هیچ وجه حاضر نیستیم به راهکارهایی برای دفاع از حقوق قربانیان چنین حوادثی بیاندیشیم. ما با این دست مسائل به مثابه مسئله برخورد نمیکنیم تا به دنبال راه حل برای آن باشیم بلکه همواره به دنبال ریشه کن کردن معضلات هستیم. و این ریشه ها هم که معلوم است از کجا آب میخورند
ب- پدیده مزاحمت بیشتر پدیده ای زنانه است، اگرچه من منکر وجود زنان و دخترانیکه مزاحم مردان میشوند نیستم(من هم داستان حضرت یوسف را شنیده ام). اما چنین مواردی نسبت به گروه مقابل در اقلیت محض قرار دارند. وقتی هم پدیده ای زنانه شد معمولا در حاشیه قرار میگیرد و در نهایت اگر هم از آن صحبت بشود همه کاسه و کوزه ها را سر زنها میشکنند که تا زنی خودش نخواهد کسی مزاحمش نمیشود و یا به قول جکی«کرم از خود درخت است» در حالیکه چنین حکم کلی کاملا نادرست است و با اینکه در برخی موارد مصداق دارد به نظر من بیشتر حاکی از یک تحلیل مرد-ساز برای کنترل و سرکوب و یا سواستفاده از زنان است تا واقعیت جامعه؛ منتهی به قدری در جامعه ما رواج یافته که در بسیاری از موارد حتی خود زنان هم به محض اینکه با مواردی از مزاحمت مواجه میشوند در اولین قدم عذاب وجدان میگیرند و به سرزنش خود می پردازند و اگر به تدریج وسوسه نشوند و زندگی خود یا زن دیگری را در ازا یک هوس نابود نکنند و یا به چنین وضعی عادت نکنند، در قدم بعدی مدام در پی یافتن عیوب ظاهری و رفتاری خود هستند.
مشکل دیگری هم که وجود دارد این است که در برخی موارد آنچه برای بسیاری از زنان مزاحمت و شکنجه روحی تلقی میشود از جانب مردان به اصرار بر ابراز عشق تعبیر میشود و اخم و ناراحتی های زنان هم به پای ناز و دلبری آنان گذاشته میشود
اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم / جواب تلخ میزیبد لب لعل شکرخا را
مزاحمت اما، غالبا اثرات بسیار مخربی بر روح و روان زنان بجا میگذارد و اگر بطور جدی و قاطع با آن برخورد نشود آسیب های جبران ناپذیری بر وضعیت روحی و موقعیت شغلی و تحصیلی و حتی اجتماعی زنان بجا میگذارد
ج- نمیخواهم از قوانینی که وجود ندارند و یا اگر وجود دارند با وجود نداشتن فرقی نمیکنند و یا همان بهتر که وجود نداشته باشند چیزی بگویم، یا از مزاحمت های خیابانی - که اگرچه بیشترند اما صدمات کمتری به بار می آورند و مقابله با آنها به اندکی شجاعت و اعتماد به نفس نیاز دارد- حرفی نمیزنم و همینطور از کسانی که مزاحمت ها آنقدرها هم برایشان ناراحت کننده نیست.
ولی در مورد مزاحمت های شغلی و کاری: همیشه برخوردهای اول خیلی چیزها را تعیین میکند و جبران رفتارهای غلط ناشی ازبی تجربگی و دهان بینی در برخوردهای اول بسیار دشوار است. در هر محیطی ممکن است شما با اطرافیان ××× برخورد کنید که میخواهند ادای آدمهای زیاده از حد متجدد را دربیاورند. آنها معمولا به شما پیشنهاد میکنند که در برخورد با جنس مخالف راحت باشید و مزاحمت ها را جدی نگیرید و به عنوان یک دختر تحصیلکرده و با فرهنگ و امروزی از کنار آنها عبور کنید و یا حتی محض گسترش روابط اجتماعی هم که شده به برخی از آنها پاسخ هم بدهید. این آدمهای زیاده از حد متجدد زمانیکه برای شما دردسری ایجاد شود اگر در جبهه دشمن قرار نگیرند در بهترین حالت همگی گم و گور خواهند شد، آنچنانکه گویی هرگز وجود نداشته اند. در مقابل آدمهای به همان اندازه ××× هم هستند که به شما پیشنهاد میکنند که صدایتان درنیاید و با صبر و سکوت از کنار مزاحمت ها عبور کنید، خودتان را به ندیدن و نفهمیدن بزنید مبادا آبرویتان برود و یا مشکلی کاری و یا تحصیلی برایتان به وجود آید چون در نهایت همیشه پای زن است که در میان است! آنها به شما توصیه خواهند کرد که بگردید و عیب و علت های خودتان را پیدا کنید و ببینید چه چیزی در شما وجود دارد که این بلاها به سرتان می آید یا بگردید ببینید به چه کسی بدی کرده اید که خدا اینطور توی کاسه تان گذاشته و بروید از او حلالیت بطلبید. آنها شما را از دشمن تراشی برای خودتان می ترسانند. البته در نهایت این آدمها هم زمان بروز مشکل میروند بغل دست همان قبلی ها لم یکن شیئا مذکورا
د- برای پیشگیری از چنین موقعیت هایی بد نیست به حقیقتی که در اغلب کتابهای روانشناسی برای شرح تفاوت های میان زنان و مردان به آن اشاره شده است توجه کنیم و آن این که مردان معمولا متوجه کنایه ها و اشاره ها نمیشوند و یا برداشتی که از آنها دارند در بسیار مواقع عکس منظور شماست. در این کتابها پیشنهاد میشود که مواضع و عقاید خودتان را روشن و شفاف بروز دهید. اگر رفتاری آزارتان می دهد خیلی صریح ورک احساس خود را بیان کنید و خیلی جدی اعتراض کنید. تجربه نشان داده است که هرگونه ملاحظه کاری در این مواقع برایتان گران تمام خواهد شد! اما اگر صریح و شفاف اعتراض کنید و طرفتان آدم سالمی باشد، یعنی مریض روانی یا معتادی چیزی نباشد، خودش را جمع و جور خواهد کرد
خیلی از دختران با اشاره به موقعیت نابرابر خودشان با فرد مزاحم، مثلا کارفرما یا استاد، بیان میکنند که قدرت اعتراض یا مخالفت را ندارند. به نظر من چنین حرفی صرفا توجیهی بر ترسی دخترانه از اعتراض و ناشی از فقدان اعتماد به نفس است. کسی که میخواهد موقعیت حرفه ای مناسبی داشته باشد ناگزیر از قاطعیت و شجاعت در بیان احساسات است وگرنه همواره بخاطر ضعف و ملاحظه کارهایش مورد سو استفاده قرار خواهد گرفت و درجا خواهد زد. صبر و سکوت در این مواقع معمولا نه به حفظ آبرو کمک خواهد کرد و نه به پیشرفت تحصیلی و شغلی
ه- مشکل فقط این نیست که مردان ما هنوز یاد نگرفته اند که به همکار زن به چشم یک همکار نگاه کنند نه یک زن! مشکل از این هم هست که زنان ما هم متقابلا چنین آموزشی ندیده اند. زنان از خانه ها بیرون آمده اند اما خلق و خوی زن خانه را هنوز رها نکرده اند. متاسفانه مشکل بزرگ زنان محصل و یا شاغل ما این است که از نظر احساسی به شدت درگیر مردان محیط کار و یا تحصیل خود میشوند و همین امر زمینه های مزاحمت را ایجاد میکند. زن ها اغلب دوست دارند که مردها در محیط کار یا تحصیل هم به عنوان موجودی دوست داشتنی به آنها نگاه کنند. میخواهند که از آنها توجه دریافت کنند و کلا محبوب باشند. رفتار محبت آمیز در پیش میگیرند و تفکیک خاصی میان نقش زنانه خود در خانه و نقشی که در محیط تحصیلی و یا کاری برعهده دارند قائل نمیشوند.پاسخ رفتارهای بی ادبانه و توهین آمیز را از روی شرم و حیا و یااز ترس قضاوت منفی درمورد شخصیت زنانه شان با صبر و سکوت می دهند. گاهی هم بخاطر بی تجربگی وآشنایی دیرهنگام با جنس مخالف رفتارهایی از خود نشان می دهند که منجر به سو تفاهم و سو استفاده میشود. مثلا برای همکلاس پسرشان که سرماخورده سوپ درست میکنند و یا برای همکار مردشان که همسرش به مسافرت رفته غذا میبرند! کادو می دهند و کادو میگیرند! به درد دلهای همکلاسان و همکاران مرد خود گوش میکنند و برایشان دلسوزی های مادرانه! و خواهرانه! میکنند. دانشجوها به ویژه دردوره لیسانس به سرعت شیفته اساتیدشان میشوند و اصرار دارند که استادها را متوجه این ارادت خود کنند. در مقابل تحقیرها و توهینهای همکاران، همکلاسان و یا اساتیدشان سکوت میکنند یا بدتر از آن لبخندهای ملیح تحویل میدهند و همه اینها را نه از روی غرض و مرض که از روی آموزش های فرهنگ سنتی در باره زن و زنانگی انجام میدهند و اینها همه بطور ناخواسته زمینه های مزاحمت و سو استفاده را فراهم میکند چرا که مردان معنایی کاملا متفاوت از آنچه مد نظر زنان است از این رفتارها دریافت میکنند. آنها ندرتا این رفتارها را ناشی از انگیزه های خیرخواهانه و نوع دوستانه و یا ادب و اخلاق دلسوزانه زنان میدانند و در بسیاری موارد این همان نقطه آغاز دردسر است
برای مطالعه بیشتر نک
رازهایی درباره ی زنان که هر مردی باید آنها را بداند.باربارا دی انجلیس. هادی ابراهیمی. نسل نو اندیش
رازهایی درباره ی مردان، آن چه می بایست هر زنی بداند. باربارا دی انجلیس. هادی ابراهیمی. نسل نو اندیش
اعتماد به نفس: دستیابی به آن و زندگی با آن . باربارا دی انجلیس. باربارا دی آنجلیس. هادی ابراهیمی. نسل نو اندیش
برای زندگی خود به پاخیزید. شریل ریچاردسون. امیر بهنام. نسل نواندیشپاییز یکم: سو استفاده جنسی از دختران دانشجو
مطالب مرتبط
آموزش


on 12 Aug 2008 at 8:38 pm 1.امید said …
باز هم مثل همیشه مطلبی بسیار عمیق، متعادل و همهجانبه از شما دیدم. موفق باشید.
فقط ای کاش فید وبلاگتان را به صورت کامل میگذاشتید.
با سپاس
on 12 Aug 2008 at 10:18 pm 2.الهام said …
سلام مریم جون
فکر نمی کنی یه ذره زیادی از زمونه عقبی؟؟!!لابد شش ماه دیگه هم میخای درباره لایحه حمایت ! از خانواده بنویسی
دوست عزیزم الهام جان
شما ما رو با دوستان جامعه شناس خودتون مقایسه نکنید…تو برو بچه های فلسفه من خیلی هم به روز هستم
پاینده و پوینده باشی
on 13 Aug 2008 at 1:31 am 3.علي مهاجر said …
به نظر مي رسد كه سعي كرده ايد تا بي طرفانه در باره «مزاحمت» داوري كنيد يا دست كم بررسي كنيد. اما پرسشي دارم و آن اينكه چگونه بين خلق و خوي زن غير خانگي با خلق و خوی زن خانه ميتوان تفكيك قائل شد؟ چرا بايد زن را از آنچه كه خلق و خوي خانگي اش ناميده ايد جدا كرد و پرسش ديگر اينكه اصلا چرا اين خلق و خو را خانگي مي ناميد؟ ما آدمها گاهي به هم علاقه منديم گاهي متنفر و گاهي نيز مثل دو نفر آدم غريبه كه از كنار هم مي گذرند احساسي نسبت به هم نداريم. راه ابراز اين احساس ها چيزي جز رفتار نيست. بسته به هر نوع احساس رفتاري خاص. به راستي اگر زنان آنچه كه شما رفتار زن خانگياش ناميده ايد را كنار بگذارند و يا مردان از هرگونه پاسخ گويي به رفتارهاي متفاوت زنان پرهيز كنند، چنين روابطي حتي در سطح كارمندي و اجتماعي روابط مقبول و پسنديده اي است
؟قصدم اين نبود كه نوشته شما را به چالش بكشم تنهاآنچه به ذهنم رسيد را نگاشتم. به قول يكي از استاداني كه احتمالا مي شناسيدش با صداي بلند فكر كردم. همين . پايدار و پيروز باشيد
دوست گرامی
این تفکیک دقیقا آنچیزی است که من بر آن اصرار دارم. پیشرفت شغلی و تحصیلی مستلزم سلامت و امنیت روانی است که جز با این تفکیک ها بدست نمی آید. من به شدت مخالف درگیر کردن احساسات و عواطف زنانه/مادرانه در مسائل کاری و تحصیلی هستم، دست کم نه اکنون که در دنیایی با قوانین و خط کش های مذکرزندگی میکنیم! چنین مراقبتی همچنین تضمین کننده امنیت خانواده ها نیز هست. مخالف ادب و احترام متقابل دربرخورد نیستم اما به هر حال تجربه نشان داده است که با توجه به شرایط فکری و فرهنگی ما سختگیری های بیشتری -نسبت به آنچه در وهله اول لازم به نظر می رسد- نیاز است چون نه تنها قوانین حمایتگری وجود ندارد بلکه عمده آسیب های ناشی از صمیمیت های بی جای شغلی و تحصیلی به زنان وارد میشود
پاینده و پوینده باشید
on 13 Aug 2008 at 12:56 pm 4.مسعود راستی said …
سلام
جان کلام در همان بند آخر است.هر کسی در موقعیت های گوناگون نقش های گوناگونی به عهده دارد.عدم رعایت تناسب میان نقش و موقعیت منجر به تعارض نقش می شود که پیامدهایی دارد.
on 13 Aug 2008 at 2:28 pm 5.رهگذر said …
سلام و درود؛
مدتیه وبلاگتون رو میخونم و خیلی چیزها یاد گرفتم
نمیدونم با این وبلاگ آشناهستید یا نه:
http://femirani.com/
البته مسیر تخصصی شما و ایشان کمی باهم فرق داره، ولی اشتراکات زیادی دارید.
با آرزوی موفقیت و پیشرفت مداوم برای شما
on 13 Aug 2008 at 4:25 pm 6.roozmare negar said …
salam, matlabe kheili khubi bud. link midam ke edeye bishtari bekhunan
on 13 Aug 2008 at 5:23 pm 7.sadegh said …
مطلب جالبی بود حدود چند ماه پیش متوجه شدم خواهرم موقع تنها بیرون رفتن از خانه چاقو وگاز اشک آور با خود بیرون می برد .شاید دلیل ترس او از مزاحمت های خیابانی بیشتر صفحه حوادث روزنامه ها باشد.من امیدوارم که این ترس به بیماری ونفرت وپیش داوری و… تبدیل نشودمبادا اینکه فردا هم که وارد دانشگاه می شود چاقو را با قلم عوض کند.
on 14 Aug 2008 at 1:30 pm 8.هدایت said …
سلام
اول اینکه خوشحال شدم دیدم که آهنگ روی وبلاگتون رو برداشتید. به این میگن یه وبلاگ حرفهای و به دارندش میگن یک تکاپوگری واقعی نه کلامی.
در ضمن بهترین قسمت مطلبت جاییه که میخواد شخصیت زنانگی و کارمندی زن رو از هم تمییز بده. متاسفانه این مطلب زیر بار مطالب بالاترش که در واقع باز کردن یک عقدهی قدیمیه گم شده.
اگر میتونی این موضوع رو بصورت سریالی برای مخاطلبنت بنویس و بهشون گوشزد کن که شخصیت زنانگی رو توی محل کار استعمال نکنن
دوست گرامی
اینکه جایی از مطلب به ذائقه شما خوش می آید - احتمالا به این دلیل که نوک پیکان نقد را متوجه خود زنان کرده است- دلیل بر این نمیشود که الباقی قضایا را ناشی از عقده گشایی بدانیم. شرایط ظالمانه فرهنگی حاکم بر محیط های عمومی در بسیاری مواقع تمام احتیاط ها و مراقبتها را ناکام میگذارد و در نبردی ناعادلانه همچنان زنان را قربانی میکند. دوست گرامی تکرار اتفاقات نفرت انگیز و تلخ نباید ما را نسبت به آنها بی تفاوت کند و زشتی این اعمال را درنظرمان کمرنگ جلوه دهد که اگر چنین شود ما روز به روز شاهد گستاخ تر شدن مردان و افزایش مزاحمت برای زنان خواهیم بود…چنان که این سالها شاهدش هستیم
درضمن متاسفانه هنوز فرصت نکردم آهنگ وبلاگ را بردام ولی خوشحالم که آن را نشنیده ایدتا باعث کدورت خاطرتان گردد…هنوز مانده تا امثال ما تکاپوگر واقعی بشوند
پاینده و پوینده باشید
on 15 Aug 2008 at 1:13 am 9.HH said …
salam,
merc
chand vaghti bud ke khundane ye matlabe motaAdel va bitarafane ro tajrobe nakarde budam
on 15 Aug 2008 at 11:14 pm 10.گمشده said …
پست خوبی بود برخی از موضوعاتی که بیان کردید به شدت موافقم اصولا ما آدمهایی هستیم که زیاد نمی توانیم مسائل را از هم تفکیک کنیم برای همین دچار نوعی تداخل فضاها هستیم آنوقت هم رفتار خودمان وهم رفتار دیگران برایمان درد سر ساز می شود، شما نگاه کنید زنهای جامعه ما سرکارشان از چه بزک دوزکی استفاده می کنند آخه یکی نیست بهشون بگه اومدی دل ببری یا کار کنی در صورتی در جامعه های صنعتی این رفتارها بنابر عرف جامعه آنها خیلی کم دیده می شود. من که مشکل را همیشه در تاخر تولید فرهنگ می دانم همان مثال معروف که اول کار بعد فکر
on 16 Aug 2008 at 8:45 pm 11.سمانه said …
سلام دوست خوبم. اول از مطالب جالب و خوندنیتون ممنون. نمی تونم احساسم رو بیان کنم ولی درکشون کردم.
در مورد وبلاگم اشتباه بزرگی مرتکب شده بودم. به خیال خودم از فونتهای زیبایی که تازه وارد کامپیوترم کرده بودم استفاده کردم. بیخبر از اینکه فقط در کامپیوتر من با اون شکل و شمایل دیده میشه و دیگران به شکل زشت و نا خانایی میبیننش. وقتی از کامپیوتر دیگه ای وبلاگم رو باز کردم و با اون خطهای خیلی به قولی زشت مواجه شدم کلی ناراحت شدم از اینکه چرا شما به من گفتید نا خاناست و من درک نکردم. در هر صورت اصلاحش کردم . و حالا اپ هستم با چند تا عکس از پسر فیتیله ایم یکم مطلب و یه کار جدید ازش. خوشحال میشم *نظرت * رو راجع به وبلاگم بدونم. موفق باشی کردم.
on 17 Aug 2008 at 1:09 am 12.فریده قاسمی said …
سلام مریم خانوم
بقول خودتون (پای درد دل هر دختری که مینشینید همین ها را میشنوید)……با اعتراض صریخ و شفاف خیلی خیلی موافقم واعتقاد دارم چنین دختر یا زنی عزت و احترام بیشتری نزد آن مرد که به او اعتراض شده(ومردانی که احتمالا آن مرد خودش را پیش اونها لو داده ! ) خواهد داشت نسبت به آنهاییکه ترس دخترانه شان آنها را به سکوت و تحمل دعوت می نماید.
دوست عزیرم
من فکر میکنم مصلحت خود فرد مقدم بر قضاوت هر مردی باید ملاک عمل و انتخاب قرار گیرد. اگر بخواهیم بر مبنای قضاوت مردان درباره زنان عمل کنیم احتمالا وضعیتی بهتر از زنان سنتی نخواهیم داشت
پاینده و پوینده باشی
on 17 Aug 2008 at 6:50 am 13.یک زن said …
نمیتونم نفرت خودم رو از مردهای هرزه و کثیف و خائن ایرانی پنهان کنم. بله بهترین صفت ها همین ها هستند. باید کارمند جایی یا کسی باشی تابفهمی مزاحمت یعنی چه… حتی نمیتوانم رفتارهای زشتشان را برایت تعریف کنم…هر بار و هربار به خودم و به جسم خودم لعنت می فرستم و ارزو میکنم ای کاش در یک پوسته دیگر به دنیا امده بودم…وضعیت زن ایرانی بدتر از یک حیوان خانگی و دست اموز است…با او بدتر از یک حیوان رفتار میشود. اینهمه قوانین دست و پا گیر از حجاب گرفته تا هزار جور قانون ریز و درشت دیگر برای محدود کردن زن وجود دارد در حالیکه یک قانون کوفتی برای بستن دست های هرزه مردها وجود ندارد. لعنت به همه شان که یکی از یکی کثیف تر هستند و به هیچکدامشان نمیشود اعتماد کرد. فقط کافی است زنی رنگ و رویی داشته باشد. اگر بخواهد تن به کثافت ندهد باید بنشیند کنج خانه…تازه اگر انجا مجبورش نکنند تن به کثافت کاری های دیگر بدهد. این دستمالی های خیابانی هم تقصیر زن هاست؟ چقدر باید داد و بیداد راه انداخت؟ اگر اینطور باشد که هر زنی از خانه بیرون می آید باید خیال کند به میدان جنگ وارد شده است.فکر میکنی برای ادم اعصاب می ماند؟پس توی این مملکت کوفتی حق ما چیه؟ کی مسئول امنیت و آرامش زنهاهمشون باید بتمرگند توی خونه؟ اونجا کی مسئوله؟ کاش هیچ دختری به دنیا نمی اومد
on 17 Aug 2008 at 12:23 pm 14.فریده قاسمی said …
دراین حالت که زن سکوت نمی نماید و ارزش و اهمیتی که برای خود قائل است را نمایان می سازد،مصلحت فردی او برابر خواهد بود با مصون بودنش دربرابر تکرار آن رفتارها،البته منظور من از نظر فوق که چنین دختر یا زنی عزت و احترام بیشتری نزد آن مرد که به او اعتراض شده خواهد داشت ایجاد زمینه برای تغییر دیدگاه((زن را بعنوان یک کالای مصرفی دیدن)) می باشد.کما اینکه عزت نفس و اعتمادبنفس خود زن نیز مضاعف خواهد گشت.شاد دل باشید.
on 17 Aug 2008 at 12:33 pm 15.آرمان said …
سلام
ممنون مطلب خوبی بود نظر دادن در مورد مطالب خوب بی مورده اما می خوام بگم مرد و زن مطرح نیست. آدمهای معمولی و نه نخبه همه یا خوبن یا بد.یعنی یکسانند. زن و مرد نداره. همه ی این انسانها در همه ی رفتار های اجتماعی مشکل دارن. معضل دارن. ارتباط یک مرد به عنوان یک مرد با همکاران مرد هم دور از آسیب نیست و آسیب، لزومن جنسی نیست.
on 18 Aug 2008 at 2:47 pm 16.امید said …
خانوم گلشیفته فراهانی با راسل کرو و لئوناردو دی کاپریو یه فیلم آمریکایی به کارگردانی رایدلی اسکات کارگردان فیلم گلادیاتور بازی کرده … تو سایتم یه پست بهش اختصاص دادم . شما معمولا در مورد خانوم ها می نویسید . گفتم ممکنه خوندنش براتون جالب باشه . این هم آدرس مطلب :
http://o-mid.com/post-511.aspx
on 20 Aug 2008 at 9:40 pm 17.آرش بابائي said …
بيان واقعيت ها جالب بود . موفق باشيد
on 23 Aug 2008 at 8:39 pm 18.سمیرا said …
مریم عزیز
از تحلیل منصفانه و دقیقتون استفاده کردم
اما متاسفانه باید بگویم آنچه که شما تحت مزاحمت عنوان کردید برای برخی از دختران این معنا را ندارد بلکه کاملا برعکس به معنی تشویق و پیروزی در مقابل حدود 1 ساعت کار در جلوی آینه است و هر گونه اظهار توجه چه از نوع کلامی چه نگاه یا حتی صدا و نور ماشین ها پاداشی است در ازای برتر بودن در این بازار پر رقابت جلوه گری !!
on 08 May 2009 at 6:33 pm 19.حوريه said …
سلام.
به موضوع جالبي اشاره كرده ايد. ميتوانم بگويم با اكثر نوشته هايتان موافقم اما فكر نميكنيد راهكارتان براي دوري از مزاحمت به جاي حل كردن مسئله پاك كردن صورت مسئله باشد؟؟ چرا زنها در محيط بيرون و در محيط كار احساسات خود را كنار بگذارند؟ مگر مشكل احساسات زنانه است؟ آيا بايد ابراز احساسات و حس انسان دوستي فقط محدود در چهارچوب خانه باشد و فقط مخصوص آدم هاي خانه(خانواده) ؟ فكر نميكنيد در اين صورت روح در جامعه از بين خواهد رفت و اجتماع خشك و خشن ميشود؟
به نظرم چيزي كه بايد در اينجا اصلاح شود فرهنگ جامعه و ديدگاه آن نسبت به زنان است كه اين خود قسمتي از فرهنگ جنسي است! فرهنگ جامعه ما ( نه ايران بلكه در كل دنيا) پراز ايراد است و متاسفانه بجاي راه حل هاي درست همه به راه كارهاي كوتاه مدت و بيبرنامه روي مياورند. نم.نه بارز آن گشتهاي ارشاد! آيا با تذكرات و كم و بيش برخوردهاي ماشين هاي ارشاد كسي در جامعه ارشاد و متحول شده است؟؟
on 08 Jul 2009 at 9:58 pm 20.محمد said …
با سلام
در مورد مزاحمت
باید مسئله را اول از نظر جامعه شناسی بررسی کرد سپس روانشناسی و یا فمینیستی جامعه ما یک جامعه اسلامی است ولی ایده ال نیست
جامعه ما با توجه به شرایط ان برای نیاز های اساسی قشر عظیم خودش جوانان در اولین قدم باید راه کار های پیش بینی شده اسلام را بدور از اظهار نظر های مغرضانه پیاده کند که در این مسئله متاسفانه فقهای ماو دست اندر کاران مسائل به خود سانسوری و ندیدن مسئله عادت داده اند و به جای حل مسئله در واقع صورت مسئله را پاک میکنند این مسئله ریشه عمیقی در سیاست گذاری کلان اجتماعی ما دارد ولی متاسفانه کسی برای حل این مشکل اقدام نکرده و نخواهد کرد؟
on 19 Nov 2009 at 12:21 pm 21.mahdi said …
با سلام.
البته این موضوع که مطرح کرده اید متاسفانه تا حدود بسیار زیادی حقیقت دارد و باید به جای فرار به جلو(انکار موضوع ) با حقیقت روبرو شده و بفکر چاره باشیم.
فکر میکنم قسمت زیادی از این معضل به طرف مقابل یعنی دختران برمیگردد. یعنی رفتار پسران عکس العملی است در مقابل آنچه از دختران میبینند.
و اگر طرف مقابل از خود رفتار ناهنجاری نشان ندهد پسران نیز به او آسیب روحی وارد نخواند کرد. البته قبول دارم که این موضوع نیاز به بررسی های علمی و فنی دارد و با این جوابها حل شدنی نیست.