زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 18 Aug 2008 05:18 pm
مسجد و منبر
به بهانه روز جهانی مساجد
![]()
الف- من پدربزرگ بسیار مهربان و متدینی دارم که همیشه به من انتقاد میکنند : چرا اهل منبر و مسجد نیستم. نه که فکر کنید محض قیافه گرفتن اینطورم. به هیچ وجه! اتفاقا من فکر میکنم ما ایرانی ها متعلق به هر قشر و تیپ فکری هم که باشیم هم باید مسجد برویم و هم پای منبر بنشینیم-حالا نه آنقدر که پدربزرگ را راضی کند- ولی نباید فکر کنیم تحمل برنامه های سیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک منبر دائمی برایمان کافی است چراکه بخش زیادی از تفکر در جامعه ما در همین مساجد و پای همین منبرها شکل میگیرد و به برکت دموکراسی تاثیر مستقیمی بر زندگی همه ما دارد. حتی گفتمان رایج میان بخش زیادی از حاکمیت هم متاثر از همین محیط ها است. میخواهم بگویم من واقعا تعجب میکنم از کسانیکه خود را دلسوز جامعه و روشنفکر و صاحبنظرمی دانند، مهمترین دغدغه شان این است که نحوه راه رفتن و سر و شکل و لباس و سیگار و رنگ لاک ناخنشان نشان بدهد که کی هستند و مدام مراقبند که مبادا از الفاظی که درمیان توده مردم رایج است استفاده کنند. کلمه هایی که ممکن است رنگ و بوی دینی یا مذهبی داشته باشند و خدای ناکرده این امر را به ذهن مشتبه کند که آنها دینی- چیزی دارند. به نظر من عقاید مذهبی افراد به خودشان مربوط است ولی فکر میکنم اصرار بر چنین تظاهرهایی از سوی چنان آدم هایی تنها دریچه های فهم و گفتگو با مردم را خواهد بست…بگذریم
ب- برای پدربزرگ گفته ام برای شما هم میگویم چرا مسجد رفتن برای من اینقدر سخت است. خودتان هم براحتی میتوانید امتحان کنید. یک روز از همین روزهای معمولی، ترجیحا دم غروب، از پای این دستگاه لعنتی بلند بشوید . مطمئن باشید تا شما برگردید وضع از این که هست بدتر نخواهد شد.شال و کلاه کنید و بروید اولین یا دومین مسجدی که بلد هستید. اگر آقا باشید از در اصلی که معمولا دری بزرگ و زیبا است و با تابلو و چراغ هایی تزئین شده وارد خواهید شد، احتمالا حیاط را برایتان آب پاشیده اند و حوض هم پر از آب تمیز و زلال است . اگر دوست داشتید میتوانید در آن وضو بگیرید و صفا کنید. سرویس های بهداشتی هم جایی همان دور و برها است که از تمیزی برق می زند. به احتمال زیاد در حیاط هم چند باغچه کوچک و بزرگ با درخت های قدیمی وجود دارد و در غیر اینصورت حتما گلدان های قشنگی اطراف حوض و کنار دیوارهای مسجد چیده اند. درهای بزرگ شیشه ای شما را به فضای اصلی مسجد راهنمایی میکند. اگر در انتخاب مسجد سلیقه به خرج داده باشید به احتمال زیاد داخل مسجد هم با یک محراب زیبا با کاشیکاری ها/گچبری های قشنگ و هجوم نور و رنگ روبرو میشوید که هوش از سرتان می پراند. همه چیز تمیز، مرتب و منظم در جای خودش قرار گرفته، چند عبای تمیز به همراه تعدادی تسبیح به جالباسی آویخته است و چند میز و صندلی سالم ترو تمیز هم برای افراد مسنی که نشسته نماز میخوانند کنار دیوار چیده اند و… اما اگر خانم باشید، معمولا به شما میگویند از دری که یک مقدار بالاتر یا پایین تر یا در کوچه سمت راست یا کوچه سمت چپ و در برخی موارد کوچه پشتی است باید وارد شوید. اگر خوب بگردید یک در بسیار کوچک و تنگ که یک پارچه ضخیم از جلوی آن آویخته شده است خواهید یافت. اگر بخت یارتان باشد در دالان دراز و باریکی که شما را به بخش زنانه می رساند چند دستشویی و روشویی خواهید یافت و گرنه برای پیدا کردن آنها باید به کوچه های بالایی، پایینی و یا کوچه پشتی بروید و صحنه های ناراحت کننده ای را تحمل کنید. حالا فرض میکنیم شما چون خانم هستید عقلتان رسیده و در منزل وضو گرفته اید. بعد شما یا باید از پله های تنگ و باریک فلزی خودتان را به بالکن مسجد برسانید و یا در یک اتاق تاریک و تنگ و کوچک که درش روبروی نمازگزاران باز میشود و صف اول آن دقیقا روبروی در وردی است جایی برای خودتان پیدا کنید. اگر خوب بگردید احتمالا یک چادر چروک و پاره و یک مهر کثیف و شکسته پیدا خواهید کرد. برایتان عبرت بشود که دفعه بعد شما هم مثل بقیه حتما یک بقچه حاوی چادر نماز و مهر و سجاده زیر بغلتان بزنید و مثل مردها سرتان را زیر نیندازید بیایید مسجد. از صندلی و میزهای آهنی قراضه که بگذریم نمیتوان از پرده ضخیم و بلندی که بین بخش زنانه و مردانه نصب شده چشم پوشی کرد و یا دیوار بلندی که جلوی بالکن را گرفته است. انگار زنهایی که داخل مسجد حجابشان کاملتر از بیرون است اتفاقا نامحرم تر میشوند، این حرکات حاوی پیام های زیادی است! خلاصه اینطرف هیچ خبری از چراغ های رنگی و لوسترهای باشکوه نیست، دیوارها ساده است ، دست بالا یک پوستر رنگ و رو رفته پیدا کنید که رویش نوشته خواهرم حجابت را!… این طرف فقط صدای جیغ و گریه بچه ها می آید
ج- اگر از مسجدالحرام بگذریم از وضعیت تحقیر آمیز زنان در مسجدالنبی در مدینه و سایر مساجد عربستان بگیر تا مسجد کوفه و سایر مساجد عراق تا مساجد معروف و مشهور در شهرهایی نظیر قم و مشهد تا مساجد زیبای ولایت ما که مشهور به شهر گنبدهای لاجوردی است تا مساجددانشگاه ها و مساجد استراحتگاه های بین راه در جاده ها، انگار همگی به آدم میگویند اینجا ها را برای شما نساخته اند، به اضطرار است که در گوشه ای جایی برایتان باز کرده اند! باور کنید سخت است آدم تحمل کند در میان این همه عظمت و ظرافت و زیبایی وجود او را نادیده گرفته اند و جلوی چشمانش را پرده کشیده اند! پایین شهر و بالای شهر هم ندارد. از مسجدی در ولنجک تا مهدیه تهران، آسمان مساجد/حسینیه ها همه جا به همین رنگ است. البته حتما استثنائاتی هم وجود دارد که من ندیده ام اما این استثنائات توجیه خوبی برای این وضعیت اسف انگیز نیست
د-حکایت منبرها هم بهتر ازمسجدها نیست. نه که فکر کنید لجم میگیرد از اینکه پیش نماز پیر مسجد محله مان در میان دعاهای بعد از نمازش میگوید خدایا مشکلات همه حاجتمندان، مریض دارها، سرطانی ها و دختردارها را حل کن! آمین بلندی که ملت میگویند آدم را به این فکر فرو میبرد که چرادر گذشته و به ویژه در زمان حال دختر داشتن مثل مریضی داشتن موجب ناراحتی مردم است ؟من بیشتر از همه از این پرده ها ی بلند بدم می آید و از آن بیشتر از این تلویزیون هایی که در قسمت زنانه نصب میکنند و با دوربین های مدار بسته حاج آقا را نشان می دهند متنفرم، چه چیزی تحقیرآمیزتراز این میتواند وجود داشته باشد؟ محتوای منبرها هم معمولا چیز جالب توجهی برای زنان- حتی همان زن هایی که مخاطب این جور جاها هستند- ندارد. بیشتر به مسائل جهانی و منطقه ای می پردازند و اگر مسجد پایگاه مقاومت بسیج هم باشد که دیگر هیچ!!! البته گاهی هم در مورد زنان صحبت میکنند. مثلا همین هفته بطور اتفاقی در تلویزیون دیدم که امام جمعه شهر خودمان داشت درمورد اینکه اسلام چنانکه ولایت فقیه را در سطح کلان دستور داده است در خانواده هم امر به ولایت مرد کرده صحبت میکرد. البته درمورد اینکه چطور صرف جنسیت میتواند شرط احراز صلاحیت برای ولایت باشد- حال آنکه به فرموده خودشان ان اکرمکم عندالله اتقکم- چیزی نگفت! میخواهم بگویم در منبرها کسی توجهی به زنان نمیکند، مگر برای گوشزد کردن تکالیفشان در قبال همه چیز و همه کس در همه جا! من ندیده ام در منبری بحثی در خصوص تربیت کودکان و یا مبارزه با خرافات گرایی زن ها مطرح بشود(شاید هم مصلحت نیست! یادم هست یکبار پیش نماز مسجدی دررد حدث کسا سخنرانی کرد، ماجرا به سرعت پخش شد و خانم ها نماز خواندن پشت سرش را تحریم کردند!!!)، همان که گفتم بیشتر مباحث سیاسی ، آنهم در سطوح کلان مطرح است. البته در اغلب شهرها جلسات مذهبی زنانه هم وجود دارد که خطیبان زنی هم دارند.این مجالس اگر خود محملی برای رواج خرافه پرستی نباشند درآنها معمولادرس تجوید می دهند و احکام بانوان، در سایر مسائل هم آنچنان ذوب در فرهنگ مردسالار حاکم بر مسائل دینی و سیاسی هستند که نمیتوان در آنها توقع شنیدن حرف تازه ای داشت
با همه این اوصاف در نفس برگزاری این جلسات و گردهمایی ها - همچنان که در کارایی های مساجد- درس های بزرگی برای آموختن وجود دارد. مساجد مکان هایی امن و قابل استفاده برای عموم زنان هستند با ویژگیهای منحصر به فرد که تا زمانیکه اینگونه از نزدیک شدن به آنها می پرهیزیم از آن بی بهره خواهیم ماند.
مطالب مرتبط


on 18 Aug 2008 at 5:48 pm 1.امید said …
سلام . ممنونم از اون نظرتون . اول در مورد این مطلب شما . ببینید هر عملی از یه فکری نشات می گیره . وقتی این فکر مشکل داشته باشه عمل هم مشکل پیدا می کنه . کارهای ما اگر یه گیاه باشن که از زمین بیرون میان فکر ما و اندیشه ما بذر این عمل هست . اگر بذر ما سالم باشه و خوب و درست باشه . اگر خاک ما خوب شخم خورده باشه ( یعنی با گذروندن چالش ها تجربه کافی داشته باشه ) اون موقع هست که یک کار درست می شه . تمدن ما الان بذر خوب کم داره . فکر خوب در اون نیست یا اگه هست کمه .چیزهای پست و زبون و سطحی . آدم های کارنشناس و … خلاصه اینکه نه زمین شخم زده ای داریم نه نور و آفتاب خوب . در مورد بذر البته و صد البته از قدیم و از زمان قبل و بعد از اسلام بذرهای خیلی خوبی داریم . فردوسی ، سعدی و …. ابراهیم ادهم ، ابوالسعید ابوالخیر ، بایزید ، ملاصدرا و …
اما ما بزرگی خودمون و عزت نفس و اون چیزی که ریشه هامون رو تقویت می کرده از دست دادیم .
به نظر من یه بذر که درست از خاک بیرون بیاد می تونه مزرعه ما ( تمدن ما رو نجات بده ) شاید هنوز نیومده . البته برای اصلاح این مزرعه وقت لازمه .
وظیفه من هم نیست . مردم باید خودشون بخوان
فقط خواستم بدونید چرا اینطوریه
چون ما فکر نکردیم و کار انجام دادیم . ما نمی فهمیم که ناقصیم و باید کامل بشیم . فکر می کنیم همه جیز رو می دونیم . بله باید اعتراف کنم که خیلی از ماها نادونیم .موفق باشید
on 19 Aug 2008 at 1:32 am 2.امید said …
ممنونم
on 19 Aug 2008 at 12:24 pm 3.حمیدرضا said …
سلام!
این که چیزی نیست!! یادمه رفته بودیم رشت ،جلوی یک مسجد گفتیم بنمازیم!!
باور کردنی نبود که طرف که مثلا متولی مسجد بود نمیگذاشت زنها برن توی مسجد ، میگفت زنها معلوم نیست پاک
باشن!!!!!!!!!
البته بماند که برادران محترم صنف آخوند و منبری ، جز قلیلی ، برای مردها هم مطلب خاصی ندارند!!
ارادت!
on 19 Aug 2008 at 12:55 pm 4.saeed said …
سرکار خانم اصفهانی
فرموده اید عقاید شخصی هر کس به خودش مربوط است و از طرف دیگر انتقاد میکنید چرا روشنفکران مراقب هستند اگر به چیزی اعتقاد ندارند آن را به زبان هم نیاورند… به نظرتان این نوعی ریا نیست؟ در کشوری که همه مان به این بیماری ریاکاری مبتلا هستیم حالا که یک عده پیدا شدند و از آن تن می زنند باید به آنها خرده گرفت؟
دوست گرامی
من به هیچ وجه طرفدار ریاکاری نیستم بلکه صحبت من این است که این قبیل آدمهای منتقد و ناراضی باید برای رسیدن به یک زبان مشترک با مردم تلاش بکنند
پاینده و پوینده باشید
on 20 Aug 2008 at 1:02 am 5.توپ پلاستيكي said …
سلام
خيلي وقته وبلاگتون رو ميخونم
خيلي قشنگ مينويسيد ولي بعضاً بيانصافيد.
در اين كه حقوق زيادي از نسوان ضايع ميشود حرفي نيست ولي باور كنيد كسي حق بانوان رو نگرفته و به آقايان بده.
در ورودي بزرگ مردانه هم هيچ دردي از دردها و مشكلات ما درمون نميكنه بهخدا. مردم شغل ميخوان و رفاه نسبي و چيزاي ديگه نه در بزرگ و اون چيزاي كه گفتيد
دوست گرامی
ابتدا از لطف شما سپاسگزارم. بعد اینکه با تحلیل شما مخالفم!کسی منکر این نیست که مردم شغل میخواهند و رفاه نسبی و… منتهی موضوع این وبلاگ مشخص است و من اینجا نه بحث اقتصادی میکنم و نه بحث سیاسی و نه ادعایی در این زمینه ها دارم! بحث فرهنگ است و من میگویم مردم(در این مورد به ویژه زنان) احترام هم میخواهند…از بنده بپذیرید که بی حرمتی و تحقیرهم، البته در کنار فقر اقتصادی و بیکاری میتواند باعث مشکلاتی همچون افسردگی و کاهش عزت نفس و در این مورد خاص بدبینی در افراد شود
پاینده و پوینده باشید
on 20 Aug 2008 at 2:13 pm 6.anahita said …
سلام مریم جان. عالی بود عالی.ولی یک نکته را فراموش نکن که از ماست که بر ماست. من گاهی اوقات به مسجد می رم و چون حتی برای لحظه تحمل شنیدن تکرار مکررات را ندارم، به محض تمام شدن نماز مسجد را ترک می کنم. در همین زمانی که قصد ترک مسجد را دارم از نظر همین خانومهایی که اینقدر مورد ظلم واقع شدند به لادینی متهم میشم که چرا پای منبر نمیشینم. من نمی دونم این خانومها کارو زندگی ندارن که وقتی مسجد میان تا 1 ساعت بعد دل کن نمیشن بیان سر زندگیشون
آنای عزیزم
قبلا برای خود من هم این موضوع خیلی سوال برانگیز بود. باتوجه به اینکه معمولا بخاطر همون چیزهایی که گفتم و خیلی چیزهای دیگه معمولا کسی گوش نمیکنه ببینه سخنران محترم چه میگویند. واقعا لجم میگرفت! منتهی بعد از مددتی متوجه شدم که مسجد برای زنانی که مشتری دائم آن هستند صرفا مکانی برای عبادت نیست . بلکه بیشتر یک پاتوق است، جایی برای دیدارو خبرگرفتن از دوستان هم محله/هم طبقه/هم تیپ و هم فکر و گفتگو با آنها بدون دردسر پذیرایی و رفت و روب و ایجاد مزاحمت برای اهل خانه، بهانه ای برای بیرون آمدن از خانه و عوض کردن آب و هوا، حتی بهانه ای برای هم قدم شدن با همسر، اقدامی برای ایجاد تنوع در زندگی، بخصوص در زندگی زنان خانه داری که روزمرگی کارهای خانه آزارشان می دهد، محیط امنی که رفتن به آن از نظر مردان متعصب و سنتی هم نه تنها بلا اشکال که بسیار پسندیده است
پاینده و پوینده باشی
on 21 Aug 2008 at 1:18 am 7.sadegh said …
سلام.مطلب خوبی بود ونشان می دهد در مملکت ما همه چیز به همه چیز می آید.امیدوارم شما علاوه بر توصیف ظواهر به ریشه های آن نیز بپردازید.واقعا بنظر شما با این همه تاکیدی که بر جنس دوم وگاها شیطانی زن در فرهنگ وگاها دین ما وجود دارد در معماری مسجد چه توقعی می شود داشت.دو شب پیش پای منبر روحانی مسجد محلمون نشسته بودم داشت با حدیثی اوصاف دوره آخر الزمان را می گفت والبته از آنجایی که کمی روشنفکر تشریف داشتند قبل از خواندن حدیث اشاره کردند که احتمالا منظور از نساءدر این حدیث نه زنان ،بلکه اخلاق زنانه است(انگار خود زنان بهتر از اخلاقشان هستند)والبته مضمون حدیث که در آخر زمان زنان وارد تجارت می شوند وسوار اسب می شوند و…در پایان یک هشدار در حدیث آمده بود دجال اصفهانی است کمی مواظب باشید
on 22 Aug 2008 at 1:07 am 8.anahita said …
سلام مریم جان. شاید حق با تو باشد ! روزی برسد که من هم هم سن آنها شوم و تنها تفریحم رفتن به مسجدو دیدن همسایه ها و بحث و جدل و تصمیم گیری برای دختران دم بخت همسایه و پسران از سربازی برگشته کوچه بغلی باشد، ولی در حال حاظر کمی قبولش برایم سخت است. اگر خدا عمر داد آن روزها را هم ممکن است تجربه کنم ولی با نگاهی به مادرم می فهمم که …. شاید ان روز هم اینگونه نشوم
on 22 Aug 2008 at 9:41 pm 9.سلام خاتمی said …
با عرض سلام خدمت شما دوست عزیز. بدین وسیله از شما دعوت می شود با عضویت در کمپین سلام خاتمی حمایت خود را از کاندیداتوری سید محمد خاتمی اعلام بفرمایید.
بیاید باهم به خاتمی و یارانش سلامی دوباره کنیم.
لطفا در صورت تمایل از دوستانتان نیز برای عضویت در این کمپن دعوت کنید.
با تشکر
on 23 Aug 2008 at 3:55 am 10.ali said …
از پرده گفتید .به نظر من شاید ادامه همان چادر سیاهی است که سرنوشت سیاه زنان را رقم می زند.مردان ایزانی که بیشتر زن ایرانی را در سیاهی(چادر)دیده اند.آیا زنان در فرهنگ ما ظلمی مظاعف را تحمل نمی کنند.مردانی که می خواهند مانند مرد سفید بیاندیشنداما با زنان مثل زنان سیاه در فرهنگ غرب برخورد می کنند.2/خدا زن است یا مرد/بچه که بودم اگر بندرت خدا در ذهنم مجسم می شد در هیات مرد بوده است….اما آیا در حال دیگری به جای خدا سخن نمی گوید.شیطان که از ابتدا حضور داشته واکنون دیر زمانی است که خدا سکوت کرده است تا صدای شیطان را بشنویم.آیا خدا زن است یا مرد
on 23 Aug 2008 at 12:04 pm 11.محمود said …
سلام. باز هم مثل همیشه خوندنی بود.من هم با شما در این عقیده که در فرهنگ دینی ما زنان مورد بی توجهی شدید قرار گرفته اند ، هم رأیم. آنچه از این وضعیت به چشم می آید و دغدغه ای که نسبت به دین دارم این تلقی را برایم ایجاد کرده که فرهنگ دینی عامه ما و به معنای وسیعتر ، فرهنگ عامه ی ما بیش از آنچه فکر می کردم دارای خطا و مغالطه است ، گاها چیزی شبیه جهل مرکب یا به تعبیر دیگر جهل مضاعف.
on 23 Aug 2008 at 8:51 pm 12.hossein said …
اولش گفتم:اوووووو چقدر پستش طولانيه! ولي خب همش رو خوندم!بقيه پستها رو هم وقت ميذارم!
رشته تحصيلي من 180 درجه با مال شما فرق داره ولي هميشه ميخواستم يكي باشه گير دادنهاي من به فلسفه رو جواب بده! راستشو بخواي اين دوره زمونه روشن فكري هم مد شده و بعضيها با اندك سوادي با دو تا كتاب خوندن ميان از فلسفه و جامعه شناسي و … حرف ميزنن! باز ماشالله شما تحصيل كرده اي! درباره بانو جماعت هم نظر نميدم!البته اون ايه ان اكرمكم… اونجا هيچ ربطي نداشت!اخرين پست وبلاگم يك سوال خيلي بچه گانه رو مطرح كردم اما كو جوابي؟؟!!!!!!
يا حق!
on 24 Aug 2008 at 7:06 pm 13.hossein said …
سلام بر بانو نصر!
از توضيحات حضرت عالي در وبلاگ حقير بسيار سپاسگذارم!
اون لينكها رو هم مطالعه و استفاده كردم !
در رابطه با فمينيسم و علم..
كاملا درسته!
به نظر من در رابطه بااون علومي كه اشنايي دارم مثلا رياضي خيلي صادقه!كه در ظاهر شايد نباشه!
اما…………….
اثبات براي حقيقت است!
حقيقت چيه؟
درستي چيه؟
نظريات فلان جامعه شناس!
علل ريزش مو!!!
گرد بودن زمين!
در هر شاخه اي از مطالعات بشر هر كدوم از اينا ميتونه يه حقيقت باشه!
اما اين كجا و ان كجا؟؟؟
و حقيقت چه مفهوم متفاوتيست و چقدر ميتونه قوي و ضعيف باشه!
كل پست وبلاگم همين بود!
بالاخره يه وبلاگ يافتم كه ميشه از توش چيز ياد گرفت!
(منظورم سايت شماست)
on 25 Aug 2008 at 8:50 am 14.مسعود راستی said …
سلام
یک - جالب است.از این منظر به مسجد نگاه نکرده بودم.این تمدن که تماماً مردانه است ،شک دارم در آن دوره از تاریخ بشر که به زن سالاری موسوم است،مثلاً برعکس بوده باشد.جلال آل احمد چهل سال پیش در سفر نامه امریکایش میگوید(با اشاره به جامعه امریکا) این تمدن مرعوب زن است.
دو - به هر حال باید معماران ما فکری به حال این قضیه بکنند.منتظر آقایان نباشید.خود خانمها دست به کار شوند.
on 05 Oct 2008 at 3:10 pm 15.سپیده said …
: آیااین نوشته ما رو به مساجد دعوت میکنه برای
یک) فهم اونچه که در ذهن “عامّه” ی مردم میگذره؟؟
>> اگر به بازه ی سنی افرادی که به مساجد میان - سوای مناسبت های خاص مثل شام غریبان و شب احیا که نسبت سنی شرکت کننده ها متفاوته و خیل جوون ها رو هم میبینیم- تا چه حد میتونه نمونه ی خوبی باشه برای بررسی “مردم”…فکر میکنم با رفتن به مساجد دست کم با طرز فکر و محیط مؤثر “نسل خاصی” که بیشتر نسل اول و دوم جامعه ی امروزی هستن آشنا میشیم…و شاید ازین طریق بشه تأثیر غیر مستقیم این فضا رو روی نسل سوم بررسی کرد
دو) به مسجد میریم تا بفهمیم فضایی رو که قدرت حاکم برای شکل دهی و هدایت افکار مردم ایجاد کرده چه جور فضائیه…و ببینیم که نظام ارزشی که در سیستم هست و میخواد در بین افکار عمومی منتشر و تثبیتش کنه چه دیدگاهیه؟؟…دریافتن چیستی و جایگاه زن در فرهنگ مذهبی امروز : که از شکل ظاهری قسمت زنونه ی مسجد تا کیفیت معدود بحث هایی که تویه منبر ها راجع به اون صحبت میشه؟؟
آره ازین نظر… منم فکر میکنم با رفتن به مسجد این پرسش تا حد زیادی ارضا میشه
سه)…نوشته با این نکته که رفتن به مسجد برای خواص النّاس(!!) درس ها و عوایدی داره شروع و تموم شده ، و این نکات هم که حول ذهنیت مذهب از زن و شأن انسانی ِ خفیفی که “در عمل” برای اون قائله و در لفاف “دین” در ذهن زن و مرد دین دار- با رویین تنی تقدس و پرسش ناپذیری امر الهی - القا شده و چون حضوری قدرتمند طرز فکر اونها رو نسبت به “زن” شکل میده( در مورد زنها خودآگاهی زنانه شون رو ، که تبعاتش برای زندگی شخصی و اجتماعیشون- به عنوان یک انسان-در یک کلام مثل آفت کشنده س ) توضیح داده شده…اما همچنان چیزهایی برای من گنگ و نا معلوم مونده
مثلا تو بند آخر گفتی : “مساجد مکان هایی امن و قابل استفاده برای عموم زنان هستند با ویژگیهای منحصر به فرد که تا زمانیکه اینگونه از نزدیک شدن به آنها می پرهیزیم از آن بی بهره خواهیم ماند.”…این ویژگی های منحصر بفرد چیاس؟؟؟…و مثلا یک فعال جنبش فمنیستی چه استفاده ای میتونه ازون بکنه؟؟
****
ببخش که کامنتم انقدر طولانی شد…متأسفانه هیچ وقت مفید و مختصر گفتنو یاد نگرفتم، فقط امیدوارم با اینهمه روده درازی تونسته باشم نقاط کور این مسئله رو - که لااقل برای من نامفهومه-بیان کنم و جوابشونو بگیرم
-
مهرت افزون
on 23 Jan 2009 at 12:43 am 16.حمید said …
در جامعه کنونی ما یه چیز جالبه
و اون اینکه خیلی از زنها به این وضع بسیار خوشحال هستند و از این دفاع میکنند
یعنی اینکه مسجد زنها باید به این گونه باشد که نوشتی برایشان کاملا هضم شده و در ابقا این امر پافشاری میکنند
یاد مولوی افتادم که ازماست که برماست
به هرحال امروزه لازم است زنانی مثل شما تا آبروی زنان هخامنشی را به ایران همیشه جاوید برگردانند
از زحمات شما صمیمانه سپاسگذارم
حمید
on 02 May 2009 at 4:41 pm 17.امروز said …
سلام
دوست دانشمندم .استفاده بردم .خیلی خوب بود.
در دایره جامعه انسانی پدیده ها می توانند ,کار کرد های متفاوت و گاه متضادی داشته باشند .
مکانهای عبادی نیز از این قاعده مستثنی نیستند .
تصویری که ارائه نموده اید ,کاملا واقعیست. هر چند که تلخ وناگوار حضور زن را به نمایش گذاشته اید . اما در بیداری خواننده از هر جنس کمک می کند .زن در موقعیت های مختلف وضع مشابه ای با آنچه که در بخش زنانه مکانهای عبادی بر شمردید دارد .البته می توان امیدوار بود که زنان جوان و امروزی ما دیگر با عزت نفسی که در حال احیاست در مکانهایی حاضر خواهند شد , که نگاه انسانی تری به آنها داشته باشند .قطعا از فضاها ومکانهایی که شان انسانی آدمها را بر اساس جنسیت معنا می کنند ,فاصله خواهند گرفت .این مهم تجقق خواهد یافت .زمان بیشتری نیاز است . تا معنویت از چهار چوبهای جنسیتی بیرون آید .باید تلاش کرد . آموخت وهمه چیز را از نو باز بینی کرد .البته سهم زنانی که با روشن بینی فارغ از جانبداری جنسیتی در جهت رشد واعتلای انسان گام بر می دارند سنگین و بیشتر است .
ما نباید فراموش کنیم که این نظام اقتصادیست که مناسبات اجتمایی و فرهنگی را رقم می زند و تعریف می کند .برای رهایی زنان از اسارت جنسیتی , باید به اصلاح نظام اقتصادی توجه کرد .
از نظامهای اقتصادی که بنا به ماهیتشان به زن به عنوان جنس دوم می نگرند انتظار دیگری نباید داشت …
پایدار باشید.
on 10 May 2009 at 4:38 pm 18.یک رهگذر said …
سرکار خانم اصفهانی - باسلام
متاسفانه بسیاری از مساجد ما وضع مناسبی ندارند
مرا ببخشید اما بارها از بوی بد و ناهنجاز دستشویی ها شکایت به حاج آقا نموده ایم که فایده ای نداشته است
اسف بارتر اینکه خانمهای مزخرف به اصطلاح ….. با خانمهای جوان برخورد میکنند که حجابت را رعایت کن و باعث فرار و تنفر دختر خانمهای جوان از مسجد میشوند که دعوای آنان را مردها نیز بارها شنیده اند
گروهی از مردها هم هستند که مثلا” بسیجی اند و مسجد را در اقتدار خویش گرفته اند و هر کسی که با عقاید آنان مخالف باشد او را ترد میکنند اگر چه از قدیمی ها باشد
گناه امثال من بیچاره چیست که تاسی به فرمایش پیامبر میکنم که 1400 سال پیش فرمود دو چیز گرانبها در بین شما
باقی میگذارم قرآن و اهل بیت که اگر به هر دو اینها چنگ بزنید گمراه نخواهید شد
گویا دوست داشتن اهل بیت توسط من برای این حضرات ارزشی
ندارد بلکه باید کسانی را که مد نظر اینها هست را دوست بدارم که جای بسی تعجب است