Posts or Comments 11 September 2010

يادداشت مریم نصراصفهانی | 26 Aug 2008 11:01 pm

ارزش نقد

الف- نیست که اسم این وبلاگ کریتیک است و بیشتر مطالبش از چشم اندازی زنانه  نوشته میشود، دوستان و آشنایان از دور و نزدیک پیغام میدهند که درباره فلان چیز یا فلان کس نقدی بنویس تا دلمان خنک بشود! مثلا چند نفر به من گفته باشند چیزی در مورد سریال تلویزیونی  مرگ تدریجی یک رویا بنویسم خوب است؟(سنگ بود تا حالا آب شده بود) یا اخیرا در مورد همیشه پای یک زن در میان است یا حتی در مورد شخصیت پردازی زنان در کافه پیانو  و یا در مورد آگهی های بازرگانی تلویزیون که حتی در تفرج گاه ها هم زنان را- که غالبا عقل درست و حسابی هم ندارند- در حال سرویس دادن به مردان تصویر میکنند
بعد، نیست که ما در ایران زندگی میکنیم، دوستان و آشنایان شک ندارند که کسی که چیزی در ارتباط با زنان مینویسد( زنان هم که یک چیز معلوم و مشخص هستند) میتواند و حق دارد در مورد همه چیز و همه کس – از مسائل شخصی زندگی حوا تا سیاست ورزی خانم رایس و…- اظهار نظر کند. نه که فکر کنید آدم بی هویتی هستم، تا آنجا که مقدور بوده است اصالت ایرانی ام را نشان داده ام! اما در مورد بسیاری از موضوعات پیشنهادی واقعاً  نه تجربه ای دارم و نه چیزی می دانم،  به آمار و اطلاعات خاصی هم – اگر موجود باشد- دسترسی ندارم…بازمی گردم
To_read____by_all_sorts_of_weird

ب- منکر تاثیر گسترده رسانه ها(در کشور ما به ویژه تلویزیون) بر شکل دادن به افکار عمومی نیستم اما پیش از هر سخنی عرض کنم که می فرمایند نقد «  به معناي تاكيد بر خطاها و عيوب و نقايص، يعني خرده گيري و عيبجويي نيست، بلكه به معناي بررسي محاسن و امتيازات و نيز عيوب و نقايض يك چيز و سپس داوري در باب آن چيز، بر اساس همان بررسي است.» دیگر این که زمانی که چیزی را نقد میکنیم در واقع یک ارزش اولیه برای آن قائل هستیم. یعنی آن را دارای ارزش نقد کردن دانسته ایم
 اینترنت امکان انتشار عقاید له و علیه موضوعات مختلف را در اختیار همگان قرار داده است این امکان محاسنی دارد و معایبی، یکی از معایب آن – دست کم در کشور ما-  این است که باعث میشود چیزهای بی‌ارزش بخاطر همین شبه-نقدهای ریز و درشتی که بر آنها میشود امکان داغ شدن را پیدا کنند. چه آدم های بی ارزش و کوتاه اندیشی که به سرعت مشهور میشوند، چه داستان های خام و مقلدانه که عناوین پر افتخاری چون نقطه عطف ادبیات مدرن! دریافت میکنند، چه فیلمهای مبتذل وکوته بینانه ای که بر صدر جدول پرفروش ها مینشینند و چه سریالهای بی معنا و گنگی که پر مخاطب میشوند… در بسیاری از این موارد اگر این امکان موجود نبود  چه بسیار حرف های سخیفی که بیخود و بی جهت در سطح جهان! منتشر نمی شد، چه آبروها که از این مملکت برباد نمی ‌رفت! چه محصولات فرهنگی که صاحبان آنها با بی اعتنایی مخاطب، اندازه خودشان را می شناختند و پاسخ درخوری دریافت میکردند و… میخواهم بگویم که در بسیاری مواقع اصرار و تکرار این شبه-نقدهای پر آب و تاب ما در وب  نتایجی کاملا خلاف آنچه مد نظر مان است  به بار می آورند
ج- دیده اید این آدم ها را که از اساس برای این وبلاگ می نویسند که فیلتر شود؟ این آدمهایی که پرنویسی میکنند و انتظار میکشند تا روزی بخاطر افکارشان  ببرندشان اوین!  آدم هایی که جز با جنگ و مبارزه- طرفش مهم نیست- احساس بودن نمیکنند، آدمهایی که برای قیمومیت  اندیشه ای چانه می زنند که در مملکت ما هنوز در دوران جنینی به سر می برد و می دانند با این کارشان  ناقص الخلقه بودن آن  را تضمین میکنند؟ آدم هایی که تمام هوش و حواسشان به من قال است ؟ تا کسی دهان باز میکند بررسی میکنند کجا کار میکند و چه میکند و چه می خورد و چه می پوشد تا معین کنند خودی است یا غیر خودی یا مثل ما نخودی! نمیخواهم به کسی توهین کنم اما به نظرم باید کسانیکه در حوزه هایی مثل زنان فعالیت میکنند  و نیتشان خیر است ابتدا هدفشان را –دست کم برای خودشان-روشن کنند. شهرت؟ انتقام جویی های شخصی؟ برداشتن روسری؟ راحت شدن از نظارت و قیمومیت شوهر/پدر/ برادر؟ داشتن یک برچسب برای تظاهر به تفاوت و پز دادن؟ فیلتر؟ اوین؟ هر کدام از این ها میتوانند انگیزه هایی باشند و من قضاوتی در مورد آنها ندارم اما بحث بر سر این است که فعالان جدی مسائل زنان، هم پیمان با همه خواهرانشان در سراسر دنیا، احتمالا هدف نهایی شان ارتقا کیفیت زندگی زنان در جامعه و رفع محدودیت هایی است که بخاطر جنسیت آنها بر آنها تحمیل شده است . من روی این واژه تحمیل خیلی اصرار دارم چون سنجش آن نیاز به بررسی و مطالعات بومی و منطقه ای دارد. یعنی اهدافی از جنس آنچه گفتم برایشان موضوعیت ندارد. تصور میکنم اولین هدف برای ارتقای کیفیت زندگی زنان ایجاد آگاهی  در میان عموم زن هاست و در عین حال پرورش/تقویت یک طبقه از زنان نخبه و توانمند است…از بحث خارج نشوم

critic
  

د – با  توجه به مقدمات فوق من می خواهم سوال کنم که چیزهایی مثل این سریال در پیت(به لحاظ محتوی) مرگ تدریجی یک رویا چه ارزشی دارد که این همه به آن بپردازیم و احیانا با نقدهایمان مخاطبانش را حتی تقویت کنیم؟ داستانی با شخصیت های بی اراده و ابلهی که به رغم کبر سن از موهبت عقل بی بهره اند! شخصیت ها به قدری مطلق و غیر واقعی هستند توگویی نویسنده هرگز با آدمهای مثبت/منفی که از آن ها سخن میگوید برخورد نداشته است. تنها نتیجه چنین سریال سطحی احتمالا بدبین کردن مذهبی های سنتی/مدرن نسبت به زنان فعال اجتماعی / تحصیلکرده و ایضا بدبین کردن زنان فعال اجتماعی/تحصیلکرده به مذهبی های سنتی/مدرن میتواند باشد…اما اگر واقعا میخواهیم به کارکرد تلویزیون درمورد مسائل زنان بپردازیم چرا براحتی از کنار برنامه هایی چون اردیبهشت عبور میکنیم . یا خودمان را به ندیدن می زنیم یا بجای نقد چهارتا بدو بیراه نثار گردانندگان آن میکنیم که «این تلویزیونی ها هم آدم شده اند، حرف های ما را دزدیده اند و…» به سادگی از کنار فیلم خوبی مثل به همین سادگی عبور میکنیم که  بله « وقتی حزب اللهی ها هم مثل ما فمینیست میشوند!!» و آنوقت دور و بر فیلم های بسیار ضعیفی مثل همیشه پای یک زن در میان است را شلوغ میکنیم! مهم نیست نقدها مثبت یا منفی باشد، مسئله این است که ما اینگونه خواسته یا ناخواسته داریم برای آنها تبلیغ میکنیم. این که میگویم باید هدف مشخص باشد برای همین است. اینکه چون برنامه تامل برانگیزی  از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش میشود و غیر خودی است از کنار آن عبور میکنیم  یا چون فیلم به همین سادگی رنگ و بوی مذهبی دارد چشممان را بر آن میبندیم نه منصفانه است و نه عاقلانه

توضیحات
مرگ تدریجی یک رویا، نویسنده و کارگردان فریدون جیرانی سه شنبه ها شبکه دو
اردیبهشت، هر روز شبکه چهار
به همین سادگی، کارگردان سید رضا میرکریمی
همیشه پای یک زن در میان است، کارگردان کمال تبریزی
در مورد نقد نک: سخنی در ادب سنجشگری نوشته رحمان افشاری
نقد و ارزیابی نقد در گفتگو با مصطفی ملکیان
مطالب مرتبط
فیلم

 

 

8 Responses to “ارزش نقد”

  1. on 28 Aug 2008 at 10:21 am 1.حمیدرضا said …

    می خواستم بدانم که می توان از نوشته ی شما این گونه استنباط کرد که : امروز گروهی که خود را فعال دفاع از حقوق زنان می دانند از مسیر اصلی خود خارج شده اند و گاها به مسیری سوق پیدا کرده اند که این مسیر هیچ بار مثبتی برای زنان به همراه نه خواهد داشت

  2. on 28 Aug 2008 at 2:57 pm 2.اندیشکده روابط بین الملل said …

    دوست خوبم سلام
    مطلب جالب شما را خواندم و خیلی استفاده کردم . من و دوستانم در اندیشکده روابط بین الملل نیز در زمینه مطالعات زنان کارهای خوبی انجام داده ایم که پیشنهاد می کنم حتماً آنها را ببینی
    در قسمت مطالعات زنان سایت می توانی انها را دنبال کنی.
    ضمناً ما پژوهش های عمیقی در ارتباط با ورود زنان به سیاست و روابط بین الملل انجام داده ایم که بزودی از طریق سایت و رسانه ها منتشر خواهد شد. خوشحال می شوم با هم در ارتباط باشیم و از مطالب شما در سایت استفاده شود.
    با تشکر
    زواری

  3. on 30 Aug 2008 at 6:47 am 3.معرک نژاد said …

    متن جالبی باید باشد
    سیو کردم تا دقیق تر بخوانم
    سعادت خواه شما
    معرک

  4. on 01 Sep 2008 at 8:51 pm 4.مریم ملک دار said …

    سلام
    اول:
    تعریف نقد در نظر من، تعیین میزان انحراف از یک وضعیت مطلوب است! که بایستی از روی آگاهی و بدون غرض‌ورزی صورت گیرد!
    که متاسفانه اغلب نقدهای ما فاقد هر دوی این مهم هستند!

    چنانچه چیزی یا کسی را نقد می‌کنیم ابتدا بایستی یک وضعیت مطلوب را برای‌اش ترسیم کنیم بعد میزان فاصله اش را با آن بسنجیم! ولی ما در نقدهامان معمولاً فقط رد می‌کنیم،‌نفی می‌کنیم بی اینکه بگوییم یا حتا بدانیم اگر این نه، پس چه چیز آری؟

    دوم:
    مطالب‌تان را همیشه می‌خوانم و برای‌اش وقت می‌گذارم. ذهن را فعال می‌کند. اما قالب وبلاگ‌تان خیلی اذیت می‌کند. سنگین است. ببخشیدا جساتاً. الان پیش خودت می‌گی این دختره هر چند وقت یک بار می‌اد و یک ایرادی می‌گیره و میره!

    سوم:
    فیلم به همین سادگی را در دورانی که دیگر شاهکار وجود ندارد، می‌توان یک “خوب متوسط” نامید. بسیار لذت بردم ازش.

    چهارم:
    در باب مسجد و منبر یک چیز را از قلم انداختی و آن نجوه ی برخورد عاملین مساجد (!!) با امثال ماست! که مثلا مانتو می‌پوشیم و مسجد هم می‌خواهیم!

    مریم عزیز

    در مورد بخش اول میخواهم بگویم که تعیین  اینکه آن وضعیت مطلوب چیست کار بسیار دشواری است چون ما به اندازه آدمها دارای وضعیت های مطلوب هستیم اما با تکرار نقدها و باز بودن فضای نقد و انتقاد و با لحاظکردن آرا و اقوال مختلف احتمالا به فضایی مطلوب و دموکرات نزدیک خواهیم شد

    در مورد مورد آخر هم واقعا حق با شماست ضمن اینکه معمولا متولیان مساجد بطور کلی برخورد خوبی با زنان ندارند

    پاینده و پوینده باشید

     

  5. on 02 Sep 2008 at 2:36 am 5.آسيه سادات said …

    سلام
    نقد!
    گوهر ارزشمندي است كه خيلي بايد از آن نوشت
    اونجا كه فرموديد بعضي جز با دعوا و جنگ احساس بودن نميكنند انصافا واقعيت تلخ و رايجي است كه بخصوص فضاي نقد جامعه مون رو مسموم كرده است
    از توليدات رسانه نفرماييد كه دلمان ….

    مثل هميشه ممنون از نوشته ي مفيدتون
    ارادتمند آسيه

  6. on 03 Sep 2008 at 2:14 am 6.anahita said …

    سلام مریم جان. یک چیزی بگم. منم به سینما خیلی علاقه دارم.ولی چیزی که به من ثابت شده اینکه هیچ فیلم ایرانی را نباید جدی گرفت.چون واقعا انگار گاهی اوقات از دست کارگردان در میره و یک فیلم خوب میسازه. داشتیم کارگردان هایی که به محض ساختن یک فیلم خوب و رسیدن به شهرت، راه نزول را طی میکنند. همین جناب اقای کمال تبریزی،توی کارنامه اش یکی دوتا کار خوب داره از جمله دوران سرکشی ولی چقدر سریع…..بی خیال این حرفها..نمی دونم شبهای روشن را دیدی یا نه. نسبتا قدیمیه ولی ببین
    من به این میگم فیلم.

  7. on 15 Sep 2008 at 1:37 am 7.رحیم said …

    سرکار خانم من واقعا متوجه نشدم چرا میگویید نباید به تولیدات مزخرف نویسندگان و کارگردانان بوقلمون صفت تلویزیون ایران انتقاد کرد؟ انها که حتی اخبارشان را با سلام و صلوات شروع میکنند و مدام برنامه هایی با پیام های اخلاقی ریز و درشت مینویسند و ملا و مکلا می اورند برای توصیه به مردم و خود چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند!برنامه برای ماه رمضان می سازند و پشت صحنه جمیع عوامل مشغول روزه خواری اند. چادر را ترویج میکنند در حالیکه هیچ کدام از کس و کارشان چادری نیستند! همه در حال مناجات و دعا هستند در برنامه هایشان در حالیکه یک نفر از عوامل اهل دعا و ثنا نیست.مردم را تحمیق میکنند به والله…نان به نرخ روز میخورند. به هر طرف که باد بیاید خم میشوند.این مجریهای جوان برنامه های مذهبی از پسر و دختر را اگر در خیابان ببینید نمیشناسیدشان…همین کارگردان هایی که با ساختن سریالهای مثلا ارزشی فقط به فکر نان دراورن خودشان هستندبه یک کلمه از آنچه میگویند اعتقاد ندارند و عمل نمیکنند. به نظر من باید نوشت و مردم را اگاه کرد خانم محترم

     

    دوست گرامی

    پیشنهاد میکنم بجای این همه عصبانیت تلویزیون خود را خاموش کنید!  میتوانید بجای آن کتاب بخوانید یا رادیو گوش کنید. چرا که به نظر من -دست کم در شرایط کنونی- ارزشش را ندارد. در مورد آنچه هم که فرمودید مشکل مختص یک سازمان یا یک قشر خاص نیست بلکه ابتلای جامعه بد-اخلاق و ظاهر بین ماست. به نظرم راه حل این مشکلات را باید در جای دیگری جست

    پاینده و پوینده باشید 

  8. on 22 Dec 2008 at 8:50 am 8.لاله توسل said …

    مريم عزيز
    بسيار ممنون از وبلاگ واقعآ خواندني و باارزش شما
    در باره برنامه ارديبهشت گفتيد - حتمآ توجه داريد كه چطور يك برنامه قابل و ديدني را به يك برنامه تهوع آور تبديل نمودند.

    با احترام
    لاله

Trackback This Post | Subscribe to the comments through RSS Feed

Leave a Reply


Search Engine Optimization