Posts or Comments 11 September 2010

زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 08 Sep 2008 05:08 pm

بلوغ دختران

الف-
          مامااااان…ماماااان…من چندتا روزه دیگه باید بگیرم؟…مااااااااااامان
          مامان جاااان گفتم که، بیست و هشت تا، بییییست و هشت تا
خنده ام می‌گیرد، صورتم را بر می‌گردانم تا صاحب صدا را ببینم. با دیدن چهره لاغر و رنگ پریده و لبهای پوسته پوسته‌ دخترک  که در میان یک چادر سفید تزئین شده با خز و پولک و مخلفات دیگر  قاب شده،  خنده بر لبانم خشک می‌شود.
رمضان سختی است و در سالهای آینده سخت تر هم خواهد شد. تجربه دخترانی که در سالهایی که رمضانش به تابستان می‌ افتاده است، مکلف شده اند، نشان می‌ دهد که  روزهای گرم، طولانی و تعطیل تابستان خاطراتی تلخ برای دخترکان تازه ملکلف شده برجای خواهد گذاشت، هرچند که والدین آنها به لطائف الحیل سعی می‌کنند تا از دشواری و تلخی روزه داری برای این کودکان بکاهند: با مراجعه به پزشک از روزه داری معذورشان کنند، سفرهای کوتاه برایشان تدارک ببینند و یا با دادن هدیه ها و وعده های کوچک و بزرگ آنها را به روزه داری تشویق کنند؛ از وعده خریدن انیمیشن های کودکانه محبوب بچه ها تا عروسک های رنگارنگ و لباسها و اسباب بازی های فانتزی بگیر تا اااااا خط و گوشی تلفن همراه !!! گرچه به نظر من مادری که برای جشن تکلیف دخترش به او موبایل هدیه می‌ دهد  همانقدر در حق او خیانت می‌کند که مادری که دختر خردسالش را با هفت قلم آرایش به خیابان می‌ آورد، اما به اندازه او مقصر نیست، چرا که او نه تسلیم خواست های کودکانه فرزندش شده و نه به شرایط زمانه تن داده است، بلکه او ظاهرا راهی  برای تسلیم کودکش به واجبات مذهبی می‌جوید


ب- ماه رمضان با تمام سختی ها و خاطرات تلخ وشیرینش می‌ گذرد. اما اجبار در به بجا آوردن نماز و حجاب از جمله دستوراتی هستند که برای دخترانی که در خانواده های مذهبی رشد می‌کنند از سن نُه سالگی آغاز و هرگز پایان نمی پذیرند. برای دختر بچه ها، به ویژه دختر بچه ی امروزی، احتمالا هیچ چیز سخت تر از این نیست که برای نماز صبح از خواب برخیزد، وضو بگیرد و زیر لب چیزهایی زمزمه کند که هیچ از آن نمیفهمد و همه اینها برای اینکه مادر/پدر دست از سرش بردارند و اجازه بدهند دوباره  بخوابد! هیچ چیز سخت تر از آن نیست که ناگهان از بازی با همبازی های پسرش منع شود! کشف کند مردان زیادی که آنها را عمو خطاب می‌ کرده ، حتی اگر بابای رعنا دختر همسایه طبقه پایین باشد، نامحرم هستند و دیگر حق ندارد روی زانو هایشان بنشیند و از سر و کولشان بالا برود و…  دارم از منظر یک دختر نُه ساله به ماجرا نگاه می‌کنم و کاری به احکام قضایی و حقوقی که در جهان اسلام پس از سن نُه سالگی بر دختران  واجب  می‌شود ندارم. چراکه دست کم در کشور ما در میان عقلا کمتر کسی است که دختر نه/ده ساله را – ولو با داشتن نشانه های زنانگی- آنقدر بالغ بداند که بتواند برای ازدواج تصمیم بگیرد و یا در اموال خود تصرف کند و یا درست و غلط کارهای خودش را تشخیص بدهد. اما ظاهرا در مسئله عمل به واجبات دینی اوضاع جور دیگری است، ضمن اینکه  فراگیری آن بسیار بیشتر است، مسئله یک یا چند نفر و یا یک کشور و دو کشور نیست…بلکه مسئله، مسئله همه دخترانی است که نُه سالشان می‌شود و بطور کاملا تصادفی در یک خانواده مذهبی و در کشوری مسلمان زاده شده اند. واقعا جالب است که اکثریت جامعه باور دارد که بلوغ اجتماعی و فکری در امورات مربوط به ازدواج و تصرف در اموال برای دختر نه ساله حاصل نشده است اما در مورد مسائل معنوی و عبادی - که پیچیدگی آنها کمتر از سایر امور نیست- او را بالغ و مکلف می‌ داند. واقعا کدامیک از مراجع و علما و عقلای ما حاضر است ارث یک دختر نه ساله را به او واگذار کند- اگر برایش مهم باشد که کل پول تبدیل به پفک نشود!- و کدامیک از مراجع، علما و عقلا حاضر است بپذیرد که دختر نه ساله اش عاشق شده – مثلا عاشق همان بابای رعنا- و می‌تواند بر مبنای این عشق ازدواج کند


ج- من هم سخنان اندک روشنفکران دینی در حوزه مسائل مربوط به زنان را شنیده ام و یا کما بیش از استنباط هایی که از سخنان آنها در این حوزه ها می‌شود کرد باخبرم.  و از اینکه در حوزه مرجعیت رسمی هم کسی چون آیت الله صانعی- علی رغم همه مخالفت ها- سن بلوغ دختران را به سیزده سالگی – منوط به مشاهده نشدن آثار زنانگی- افزایش داده است و… اما
اما می‌‌ خواهم سوال کنم  اگر دین و عبادات  امری معنوی و مربوط به روح انسان هاست، چگونه آن را با امور مادی و جسمانی می‌‌ سنجند؟ چگونه می‌‌توان با مشاهده علائم مربوط به زنانگی – که بیش از هر چیز  وابسته به وراثت، تغذیه و شرایط جغرافیایی است- تشخیص داد که اکنون زمانی است که کسی به آن درجه از بلوغ عقلانی رسیده است که احساس نیاز به معنویت بکند و بتواند(در صورت امکان) انتخاب کند و به لوازم انتخاب خود التزام داشته باشد. باز هم تصریح میکنم که مظور من اجبار به انجام تکالیف است وگرنه والدین مختارند که از هر سنی که دوست دارند نسبت به تربیت مذهبی کودکانشان اقدام کنند
د- لزوم اندیشه جدی به این بحث – در این دوره زمانی خاص- آن زمان بیشتر روشن خواهد شد که به یاد آوریم قشر وسیعی از دختران کودک و نوجوان و جوان امروز، دخترانی هستند که شکاف عمیقی با دختران نسل های پیش از خود دارند، دخترانی با مختصات عمیقا متفاوت، شخصیت هایی که  ملغمه ای از ویژگیهای انسان مدرن و پست مدرن هستند. نسلی که زیاد می‌ داند، دایره ارتباطاتش بسیار وسیع است، زیاده خواه، نازپرورد، تنوع طلب  است و شناخت متفاوتی از ارزش  و حقوق خود به عنوان یک انسان داردو… حال  انصاف بدهیم چنین انسانی به فرض احساس نیاز روحی به پیروی از یک دین- چرا یک با ید  دینی را برگزیند که در نخستین مواجه کودکانه با اجبارها و محرومیت هایش آشنا می‌شود و در بزرگسالی با تحقیرها و محدودیت هایی که نسبت به زن روا داشته است؟ دختران این نسل  قطعا با پاسخ هایی مثل اینکه “خدا گفته” یا “خدا خواسته” یا “چون خدا دخترها را بیش تر دوست دارد” قانع نخواهند شد  و  احتمالا تعداد کمی از آنها حوصله و همت کنند که در لابه لای نوشته های روشنفکران دینی و فمینیست های مسلمان- که در کل جهان اسلام در حاشیه هستند- به دنبال پاسخ خود بگردند. آنها مذهب رسمی و رایج و قوانین برخاسته از آن را خواهند دید و به باور من نمیتوان آن ها را محکوم کرد اگر دیر یا زود- دقیقا همان زمان که مختصر بلوغ عقلی حاصل کنند- براحتی از دین کناره گیرند و آن را نادیده بیانگارند، چنانکه او آنها را! و اینکه در لجبازی با آن/ بجای آن چه چیزی را انتخاب کنند احتمالا منشا بحران های آینده خواهد بود
می خواهم از دوستان خوبی مثل آسیه عزیز در این بحث کمک بخواهم ضمن اینکه می‌خواهم بدانم اگر قرار است همچنان متعصبانه و بدون در نظر گرفتن هرگونه شرایط تاریخی و اجتماعی بر احکام هزار و چهارصد سال پیش پای بفشریم پس چه نیازی به این سیستم های عریض و طویل تعلیم و تعلم مسائل دینی و مذهبی وجود دارد؟ تا کی قرار است با این جمله معروف که “ایراد از اسلام نیست و از مسلمانی ماست” خودمان را توجیه کنیم؟ تا کی باید منتظر حضور فعال -و نه منفعل- دانش آموختگان و کارشناسان زن علوم حوزوی باشیم و بالا خره چه زمانی قرار است دیدگاه های زنانه در صدور فتاوا در مورد زنان مدخلیت یابند؟ و در نهایت  آیا نمیتوان برپایه مطالعات روان شناختی و جامعه شناختی سنی را  برای پیش-نهاد(ونه تحمیل) احکام عبادی به نوجوانان معین کرد

توضیحات

در ارتباط با بلوغ دختران نک: بلوغ دختران به قلم آیت الله جعفر سبحانی   

 

  پ.ن

 بخش اول نوشته آسیه نازنین در مورد بلوغ دختران  در وبلاگ  فرزند صبح بخوانید 

مطلب نسبت اخلاق و فقه به قلم جناب آقای احمد قابل؛ از  آقای راستی بخاطر معرفی این مطلب سپاسگزارم

آقا نبی مقاله فقه و بن بست های آن را برای مطالعه پیشنهاد کرده اند 

آقا سلمان مقاله بلوغ دختران به قلم حجه الاسلام مهدی مهریزی را برای مطالعه پیشنهاد کرده اند

مطالب مرتبط
حجاب، یک مسئله، سه رویکرد
فمینیسم راه یا بی راه
زن بیزاری
مسجد و منبر
فمینیسم اسلامی

    

22 Responses to “بلوغ دختران”

  1. on 09 Sep 2008 at 1:58 am 1.حسین said …

    مریم جان مطلب عالی بود. موافقم .
    یه نکته ای: حجم عکس پایینی که گذاشته ای خیلی بالاست . 1 مگابایت و موجب میشه وبلاگت خیلی طول بکشه تا لود شه. عکس رو با برنامه ای مانند
    paint
    ویندوز میتونی حجمشو کم کنی و بعد بذاری تو وبلاگت
    موفق باشی

     

    از توجه و تذکر شما ممنونم 

  2. on 09 Sep 2008 at 2:34 am 2.دوشیزه شین said …

    سلام
    امیدوارم که زندگی ام در این دنیا زودتر تمام شود
    زیرا تحمل سختی های وارده را ندارم
    دین داری و مخصوصا اسلام خیلی سخت است
    اینکه حقوق کمی داشته باشی و هیچ نگوئی.
    دیه،ارث،شهادت ،طلاق،حجاب ،سنگسار و
    خیلی چیزهای دیگر
    در زندگی سعی ام بر این بوده که دیندار باشم

  3. on 09 Sep 2008 at 7:17 am 3.Mohammad said …

    سلام
    تبریک می گم بهتون به عنوان یک دختر ایرانی. خیلی خوب می نویسی و از اینکه کار فرهنگی و آگاه سازی رو از متن جامعه شروع کردی و به صورت تدریجی گام بر می داری از کارت خوشم میاد.
    پیروز باشی

  4. on 09 Sep 2008 at 3:29 pm 4.anahita said …

    سلام مریم جان. با اینکه منتظر مطلب دیگری بودم، ولی این پست هم جالب بود. خب من هم به طبع با چنین شرایطی را گذرانده ام ولی نه به این سختی. چون تا سیزده سالگی مادرم اجازه نمی داد که روزه بگیرم و به خاطر محدودیت های فامیلی، از همان کودکی صحبت با آقایان و پسرهای فامیل، کم واز یک سلام و احوال پرسی بیشتر نمیشد ولی همیشه به این مساله فکر کردم که اگر روزی دختری داشته باشم، واقعا چگونه باید محدودیت های دینش را به او یاد دهم و چگونه ذهن او را مجاب کنم؟…

  5. on 09 Sep 2008 at 4:23 pm 5.ممدی said …

    به نظر شما دختران خرد سال را چکار باید کرد بردشون به مهمانی های آنچنانی و عروسی های …. لخت شون کرد و به آنها برهنگی یاد بدن؟ در پارتی ها و شب نشینی های بوالهوسانه آنها را ببرند که یاد بگیرند ت چطور دوست پسر پیدا کنند و هر چندی با یکی باشند؟ شما که بلدید ایراد بگیرید خوبه راه حل هم بدید . دین که سختی نداره و کجا گفته ناتوان و مریض و مسافر روزه بگیرد و ….بکند . چطوره شما ها برای کسی که تا ساعت ها از نیمه شب در مراسمهای شهوانی و غیر اخلاقی پرسه می زنه مشکلی نمی بینید ولی برای بیدار شدن قبل از طلوع آفتاب و انجام نظافت و ادای نماز که بیش از 5 دقیقه طول نمی کشه مشکل دارید؟. چرا مجبوره نمازش را با زبانی بخواند که معنی آن را بلد نباشد؟ اصلا چرا چند کلمه عربی بسیار ساده عربی را به او یاد نمی دهید ولی از کودکی او را به آنچه به درد او نمی خورد وادار می کنید؟

    دوست گرامی

    بخاطر ندارم چیزی درمورد مواردی که فرمودید گفته باشم و بهتر از من می دانید که اگر چیزی را نقد میکنیم به معنای تایید قطب مخالف آن نیست. ظاهرا شما با پیشفرض های ذهنی خودتان مطلب را خوانده اید و با پیشفرض های خودتان آن را نقد کرده اید. در مورد آنچه شما فرموده اید پیش از این در مطالب آرایش و آنچه مادران باید بخوانند و جنسگرایی دربرنامه های کودک نقدهایی مطرح شده است

    در مورد راه حل هم به نظر من اگر از تعصب دست برداریم میتوان با لحاظ کردن شرایط اجتماعی و روانی و کار کارشناسیسنی  را برای پیشنهاد احکام عبادی  دینی- و نه تحمیل آن-به نوجوانان تعیین کرد. در موارد دیگر هم به نظر من فقه اسلامی -دست کم در احکام مربوط به زنان-نیازمند بازبینی جدی است 

    پاینده و پوینده باشید

    Š

  6. on 09 Sep 2008 at 8:40 pm 6.آسيه سادات said …

    سلام
    گاهي اين بحث واقعادردناك ميشه
    من راستش كمتر به فقه علاقه داشتم ولي مسايل زنانو بي تفاوت نبودم
    در اين مورد هم خاطرمه صحبتي با حاج خانوم صفاتي داشتم.ايشون نظراتي داشتند كه خب هر چند خيلي هم دردي از دختران و مسايل جسمي كه از باب شروع روزه در سن پايين براشون هست دوا نميكنه ولي خالي از نكته نيست
    فعلا مسافرتم ان شاالله برگشتم خونه سعي ميكنم سر فرصت نكاتي كه در اين مورد اضافه بر نوشته ي شما به ذهنم ميرسه رو بنويسم
    مريم عزيزم ممنون از بحثهاي خوبي كه راه ميندازيد
    اميدوارم ما طلاب هم يه تكوني به خودمون بديم
    قربانت
    آسيه

  7. on 09 Sep 2008 at 11:20 pm 7.مسعود said …

    خانم اصفهانی بسیار عزیز
    مطلب خوب و قابل تاملی بود اما نکته ای که هست اینکه چنان اهالی حوزه را نواخته اید تو گویی در دانشگاه های ما همه علوم کاربردی هستند!

    دوست گرامی

    من به هیچ عنوان چنین ادعایی ندارم…این از زمان تاسیس دارالفنون در ایران ظاهرا یک رویه ثابت است که علومی که در دانشگاه ها تدریس میشود آنقدرها به درد اهالی مملکت خودمان نمی خورد! دست کم این وضعیت  در حوزه علوم انسانی در کشورمان کماکان برقرار است. نه علاقه و نه بستر مناسبی برای کاربرد علوم انسانی در کشورما وجود ندارد…متاسفانه این درد مردم و مملکت ماست و حوزه و دانشگاه نمی شناسد

    پاینده و پوینده باشید

  8. on 11 Sep 2008 at 1:44 am 8.maryam aliakbari said …

    salam
    mamnoon.ali bud.
    hanuz az layeheye hemayat az khanevade delam khun ast

  9. on 11 Sep 2008 at 11:45 am 9.esmailvafa said …

    salam va besyar jaleb ast
    movafagh bashid

  10. on 12 Sep 2008 at 12:28 am 10.پویا said …

    با سلام خدمت شما
    اولا خیلی خوشحالم که با شما و سایت شما آشنا شدم . از آرزوهای بزرگ من یکیش اینه که خانم های ایرانی جدا از آرایش و خرید و در رویای یک مرد پولدار و …غرق شدن و بعدشم نقش عروسک رو تو زندگی مشترکشون بازی کردن یک کم هم در عرصه های جدی وارد بشن. شما مصداق این آرزوی من هستید و امیدوارم روزی برسه که حداقل اکثریت خانم های کشورم اینطور باشن. اونوقته که میتونن به آرزوی بزرگ و مقدس برابری کامل حقوقی با مردها برسن و جدا از اون به نظرم وضعیت جامعه برای زنها و مردها از هر لحاظ بهتر خواهد شد.جامعه ای که فقط یک جنس از شهروندانش رو پرورش میده اشتباه میکنه چون مثل آدمیه که فقط یه دستش رو قوی میکنه. اما در مورد مطلبتون باید بگم تا آقایون علما دست از این فقه به زعم خودشون جامع سعادت دنیا و آخرت بر ندارن چیزی عوض نمیشه و با هیچ لطایف الحیلی کارها به سامان نمیشه. کار افرادی همچون آیت الله صانعی هم هرچند در جای خودش با ارزشه اما دردی رو دوا نمیکنه و مثل اسپورت کردن ماشین ژیانه ! آقایون باید بپذیرن که فقه باید یا سعادت دنیا رو ملاک بگیره و سعادت آخرت رو در طولش قرار بدن یا برعکسش.اگر شق دوم رو بگیرن میشه مثل حالتی که فقه رو جامع سعادت دنیا و آخرت بدونن(به صورت مساوی) و در این صورت باید همه را مجاب کنن که اگر در صورت اجرای احکام شرعیه تقریبا غیر قابل تغییرشون اوضاع اجتماعی سیاسی اقتصادی امنیتی … جامعه به هم ریخت باز مردم باید به اونها عمل کنن و در هر صورت سعادت آخرتشون (بدون توجه به سعادت دنیا) تامین میشه. من که با این رویکرد نمیتونم هیچ موجود زنده ای رو (انسان که هیچ !!) مجاب کنم.ولی اگر شق اولش رو قبول کنن و احکام شرع رو تابع مفاسد و مصالح واقعی بدونن ( نه خفیه ) اونوقت میشه از اجتهاد نص محور دست کشید و به اجتهاد عقل محور روی آورد.حالا میخان اسمش رو بذارن فقه توسعه یافته (اگر خیلی به کلمه مقدس !! فقه علاقمندن) مهم نیست مهم مسماشه که عرض کردم.(هر چند اسمش میشه قانون عرفی بر مبنای خرد جمعی).موفق باشید…م

  11. on 13 Sep 2008 at 9:49 am 11.حمیدآقا said …

    سلام!
    حرفهاتون قبول! اما میشه لطفا بگید که باید چه کرد؟
    دیندار بود؟ نبود؟
    بر فرض هم که مبانی دین رو با مقتضیات زمان تغییر دادیم ، احکام رو هم باید تغییر بدیم؟ اصلا اون موقع هنوز ما مسلمونیم؟ اگه اینجوری هستش ، چرا اصلا روزه بگیریم؟
    اینها البته سوالاتی هستش که خودم همواره از خودم میپرسم!
    دوست داشتم ببینم نظر شما به این سوالات چی هستش!؟

    ارادت!

    دوست گرامی

    من نمیدانم منظور شما از مبانی دین چیست. اگر منظورتان اصول دین است یادم نمی آید که چیزی مبنی بر تغییر آنها نوشته باشم. آنچه اینجا از آن بحث شده است وابسته به احکام فقهی است(که در زمره علوم بشری قرار میگیرد) و تغییر و تجدید نظر در آنها با توجه به مقتضیات زمان ربطی به اصول دین ندارد بلکه بقای دین را در جوامع امروزی تضمین خواهد کرد

    پاینده و پوینده باشید

  12. on 14 Sep 2008 at 1:58 am 12.فرزی said …

    یعنی مطالب وبلاگتون فوق العاده بود.من که شیفته اش شدم.به خصوص مطلبی که راجع به مزاحمت نوشته بودید.اینروزها کمتر هستند زنانی که دغدغه زن بودن را دارند.خیلی خوشحالتر می شوم اگر بتوانم در این راه قدمی بردارم.

  13. on 14 Sep 2008 at 10:41 am 13.نسیم بهار said …

    به نام خدا
    سلام خدمت شما دوست گرامی
    مطلب بسیار خوب و زیبایی نوشتید.
    من هم با نظر شما کاملا موافقم ، همچنین با نظر دوست خوبم پویا ، به نظرم همه اینها منبعث از ذهن تنگ و بسته ی کسانی هست که تو حجره خود نشسته از دنیا بی خبرند ، که کسی که از دنیا بی خبر شد ، از خود و آخرت هم بی خبر می شود.
    به نظر من مشکلات اساسی در دین نسبت به جوانان داریم که همه آن برمیگردد به برداشت متحجرانه از دین.
    خانوما اگر خودشون کاری کنند ، دیگران برایشان کاری نمی کنند.

  14. on 17 Sep 2008 at 10:37 am 14.مسعود راستی said …

    سلام
    در وبلاگ شریعت عقلانی آقای احمد قابل بحثی در باره نسبت اخلاق و فقه دارند که خواندنیست و با رویکرد شما هم همخوانی دارد.

  15. on 19 Sep 2008 at 12:45 pm 15.نبی said …

    سلام
    قابل پیش بینی بود که مطالبتون به سمت فقه و مشکلات عصر حاضر رو کنه.
    در این ارتباط توجه شما رو به مناظره آقای احمد قابل و مهدی خلجی تحت عنوان “فقه و بن بست های آن”جلب می کنم.

    http://www.malakut.org/banquet/archives/008450.html

  16. on 21 Sep 2008 at 11:19 pm 16.مریم نصر اصفهانی said …

    دوست خوبم زهره یک کامنت برای این مطلب گذاشته بودند که متاسفانه بر اثر حواس پرتی پاکش کردم. زهره به مطلب خوبی اشاره کرده بود که حیفم اومد در موردش توضیح ندم و اون این بود که خیلی از خانواده ها وقتی ناتوانی دخترانشون رو میبینند با تقلید از فتوای آیت الله صانعی از 13 سالگی اونها رو مکلف میدونند
    نکته ای که در ارتباط با این کامنت باید بهش اشاره کنم اینه که ملاک برگزیدن یک مرجع تقلید در درجه اول اعلم بودن اون مرجع هست نه آسانگیری و نه حتی مترقی و به روز بودن فتواهاش و در میان علمای عصر حاضر تعداد کمی هستند که آیت الله صانعی رو اعلم از دیگران بدونند. همین عامل بازدارنده و تنها بودن ایشون در میان سایر علما و حتی مورد سرزنش قرار گرفتنشون هم خودش مشکلی بزرگی است! به یک بازنگری اساسی و همه گیر نیاز داریم به نظر من.

     از زهره بخاطر پاک شدن کامنتش عذر میخواهم
    پاینده و پوینده باشی

  17. on 26 Sep 2008 at 2:48 pm 17.davis said …

    salam
    man vase dava ya taraf dary az in mamlekate ……. shode naiumadam
    tamame bad bakhtiam vase ine ke tu in keshvaram
    ama dinam ro ghabul daram
    hata age ke gonah karam basham
    harfay ke gofte shode ro ghabul daram
    dar morede hejab
    bayad begam ke
    avalandesh
    ta unjay ke man matalebeto khundam
    mazerat mikham
    valy be nazaram
    hame mikhayn
    zana sex begardano
    marda eynake dudi bezanan
    ta be una kar nagiran
    va joda az un
    vaghty yeky ezdevaj mikone
    mikhad zanesh vase khodesh bashe
    na inke bere too kuche o khiabun
    ba hame marham beshe
    pas ye ho begin shoma khastare bitch khane hastin

    az in din chand chizesh eshtebe
    1 : hame fek mikonan ezdevaj bas dar sen bala bashe
    pas chera babam dar sene 18 salegy ezdevaj kard
    javab melate iran va shayadam shoma ham hamchenin: chon un moghe mogheyat fargh dasht
    alan bas javuna (wank) konan too tanhay
    badesham ye dokhtar
    too khyabun ba shalvare chasb
    mano chasb
    joloshun reje bere
    age pesare mosalmun bashe tu khodesh negah midare fesharo
    ama age nabashe
    kare dokhtare zare
    inja jangale
    iran = jangal
    ma ha bas mese heyvunat ke joft giri mikonan goft giri konim
    ehsasat avatef vojud nadare
    hamash pool
    pool
    pool
    doost daram beram birun hamaro ghatle am konam
    ye mosht adame avazi
    shodan sahebe mano …….
    bye

  18. on 27 Sep 2008 at 7:00 am 18.سلمان said …

    سلام

    در مورد وجوب نماز,روزه,حجاب و حج بر دختران روایات صریحی مبنی بر شروع آن از زمان عادت ماهانه وجود دارد.و ظاهرا نظر قدمای شیعه همچون کلینی و صدوق که این روایات را در کتابهای خود ذکر کرده و رد یا توجیه نکرده اند بر همین بوده است.فتوا به شروع تکالیف از نه سالگی از شیخ طوسی آغاز گشت و گویا بقیه پیروی او را کرده اند به هر حال حق مطلب ادا نشده است.
    در این خصوص کتاب بلوغ دختران از آقای مهدی مهریزی خواندنیست..

  19. on 27 Sep 2008 at 7:15 am 19.سلمان said …

    آدرس مقاله اش رو پیدا کردم

    http://www.balagh.net/persian/feqh/majallat/feqh/00/08.htm

  20. on 21 Nov 2008 at 12:49 am 20.نیما قاسمی said …

    درود

    « اما می‌‌ خواهم سوال کنم اگر دین و عبادات امری معنوی و مربوط به روح انسان هاست، چگونه آن را با امور مادی و جسمانی می‌‌ سنجند؟» این دقیقاً همون نکته ای هست که من در نوشته ی “عقل زودرس زنانه” روش انگشت گذاشتم. در سطح آموزه های عام (شریعت) می شه نشون داد که همه ی فرهنگ های سنتی رشد جسمانی رو مبنایی برای رشد به طور کلی در نظر می گرفتند. همین مبناست که باعث می شه عقل زنان رو “زودرس” تر از مردان قلمداد کنند و در بنیان همین رویکرد معطوف به رشد طبیعی/زیستی هست که بسیاری از قضاوت های منفی دیگر رو علیه زنان به وجود آورده. به همین جهت چنانکه بهتر از می دونید غالب فمنیست ها منتقد دیدگاه های ذات گرایانه هستند و ترجیح می دن به اهمیت آموزه های فرهنگی نسبت به خصوصیات زیستی تأکید کنند.

  21. on 30 Oct 2009 at 6:23 pm 21.لیلا said …

    سلام. راستش اول اومدم از نویسنده این مطالب تشکر کنم. ولی با دیدن این همه عقاید مختلف ، جذب نظرها شدم…
    یه تبریکم باید به شما بگم که با این که لحنه بعضی از افراد دوستانه نبود ، شما خیلی مودبانه جواب داده بودید.
    به هر حال عالی بود. شاد باشید…

  22. on 12 Nov 2009 at 1:41 am 22.fotros said …

    هیچ اجباری نیست گلم راحت باش فقط اونوقت هر روز که بیدار میشی با خودت تخمین میزنی که چقدر زنده ای

Trackback This Post | Subscribe to the comments through RSS Feed

Leave a Reply


Search Engine Optimization