زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 05 Oct 2008 06:44 pm
مُد و لباس
الف- نه همین لباس زیباست نشان آدمیت! واقعیت این است که در فرهنگ عمومی ما و همچنین در توصیه های اخلاقی مان که تا حدود زیادی ریشه در تعلیمات عرفانی دارد، توجه به ظاهر و سرو لباس تقبیح شده است. با گذشت سالیان دراز هنوز هم در میان عموم مردم و به ویژه آنان که جوانی را پشت سر گذاشته اند، دید خوبی نسبت به مُد و تنوع لباس وجود ندارد. مسن ها مُدام به جوان ها یادآوری میکنند که سیرت زیباست زیبا میکند و در کلاس های آموزش عرفان و اخلاق عملی هم مُدام تاکید میشود که دلق کهن، ساتر تن بس تورا! مسلما رویدادهای تاریخی دور و نزدیک در کشور ما در رشد و ترویج و باز-ترویج چنین باورهایی بی تاثیر نبوده است. با این وجود، اکنون شاهد گسترش روزافزون علاقه و توجه جوانان به سمت مُد و تنوع لباس و پوشش و آرایش سر و ظاهر هستیم. علاقه به مُد و لباس که تا چندی پیش پدیده ای صرفا زنانه آنهم در شهرهای بزرگ تلقی میشد اکنون نه تنها از مرزهای جنسیتی عبور کرده است بلکه مرزهای جغرافیایی را هم درنوردیده و جوانان شهرهای کوچک را نیز به خود مشغول داشته است.
ب- مُد را نباید تنها به لباسی که شخص می پوشد تفسیر کرد، بلکه مُد یکی از حاضر و آماده ترین ابزارهایی است که افراد به کمک آن میتوانند پیام های بصری گویایی درباره هویت خودشان صادر کنند. مُد امکان ساختن هویت هایی شخصی شده را در میان ازدحام شهرهای بزرگ فراهم میکند. به ویژه در شهرهای مُدرن و بزرگ مُد از این جهت اهمیت دارد که در چنین مکان هایی ما با انبوه غریبه ها در می آمیزیم و فقط و فقط لحظه های بسیار کوتاهی در اختیار داریم تا بر یکدیگر تاثیر بگذاریم. در شهر های امروزی مُد یکی از داشته های اصلی افراد است که با استفاده از آن میتوانند خود را به هم نشان بدهند/ بفمانند، چرا که گمنامی نسبی و ضرب آهنگ پرشتاب زندگی در کلان شهر های کنونی مستلزم روش های کاملا بصری و نسبتا فوری برای ابراز هویت فرد است. چنانکه نظریه پردازان مُد اشاره میکنند: «بهره گیری خلاقانه از اقلام مُد روز میتواند برای ترسیم مجموعه تصویرهایی بکار رود که بر پایه سیاست های هویتی نمایش ثروت و قدرت، قدرت و موفقیت یا منزلت زیر زمینی یا کولی منشی استوار است» از سوی دیگر به نظر می رسد تمایل به مُد در شهر ها و شهرستان های کوچک نیز خبر از اعلام موجودیت فرد به عنوان موجودی متمایز با ترجیحاتی متفاوت از آنچه جامعه او میپسندد دارد. بهعلاوه استفاده از مُد برای جوانان تجربیات لذت بخشی به همراه دارد چراکه میتواند تجسم رویاهای آنان در پروراندن خویشتن دیگری برای خود به حساب آید.
ج- چند روز پیش برای خرید مانتو به فروشگاهی رفته بودم. فروشنده که مرد میانسالی بود چنانکه رسم فروشندگان است به تمجید از کالاهای خودش پرداخت: “خواهرم اینی که الان دست زدی بهش عالیه! خواهرم پارچه اش…خواهرم دوختش…خواهرم تن خورش … خواهرم این رو نمیخواهید امتحان کنید؟… خواهرم پرو شماره 4 خالیه امتحانش که ضرر نداره خواهرم…” در همین هنگام یک خانم بسیار بسیار بسیار آراسته وارد فروشگاه شد و به وارسی مانتوها مشغول شد، آقای فروشنده با لبخند بسیار بزرگی به سمت خانم رفت و با لحن معنی داری پرسید:”خانم خانوما چی پسندیدند تا براشون بیارم؟” خانم بسیار بسیار بسیار آراسته که مشخص بود بهش برخورده زیرلب چیزی گفت و از مغازه بیرون رفت…اگرچه متخصصان مُد معتقدند«انسان های امروزی ظاهرا متخصصان علایم فرهنگی و کنار هم نهادن پازل کالاهای مصرفی برای مشخص کردن ترجیحات سبک زندگی افراد و احتمالا رابطه آنان با دیگران هستند» من تصور میکنم این مورد چندان با واقعیت مُد در جامعه ما مطابقت ندارد. چراکه استفاده از مُد-برای اغلب مصرف کنندگان آن- بهرمندیای کاملا آگاهانه نیست. شما ممکن است یک دختر/پسر جوان را بشناسید که سرو ظاهری بسیار مُدرن دارد اما طرفدار سبک زندگی بسیار سنتی است و در مقابل پسر/دختر جوانی را بشناسید که با ظاهر بسیار سنتی پیرو سبک های مُدرن زندگی هستند.
د- مُد زبان پوشاک برای بیان تفاوت ها و برقرار کردن ارتباط با دیگران است. مُد اگر آگاهانه بکار رود ابزاری برای اثبات فردیت، خبرگی، آشنایی و قوه تمیز و تشخیص و سرمایه فرهنگی مصرف کننده خویش و راهی برای بنا ساختن تفاوت او با دیگران است. اقلام مورد استفاده هر کدام نشانه هایی هستند که فرد را در کوتاه ترین زمان ممکن در معرض تفسیر دیگران قرار میدهند بدون اینکه لازم باشد خودش چیزی درمورد خود بگوید. نکته قابل توجه اینکه باید دقت داشت نشانه ها از چشم زنان و مردان به صورت های متفاوتی و گاه متضادی تفسیر میشوند. ضمن اینکه اگرچه صاحبنظران متاخر در زمینه مُد معتقدند زنان بیش از اینکه مردان را در انتخاب مُد و لباس در نظر بگیرند خود را از چشم زنان دیگر مینگرند و به قضاوت آنها اهمیت بیشتری میدهند، در جامعه ما با فرهنگ مردسالار حاکم بر آن کماکان باور غالب بر این است که اولین هدف زنان در انتخاب مُدهای مختلف هدایت نگاه های جنسی مردان است. به همین دلیل هم هست که نحوه پوشش زنان و دختران در جامعه ما براحتی بد تفسیر میشود و به راحتی بدترین تفسیرها را میپذیرد. البته برای یک قضاوت منصفانه نباید این نکته را از نظر دور داشت که برخورد زنان ما با مُد همیشه هم از یک موضع منفعلانه صورت نگرفته است. در موارد زیادی زنان ما علی رغم فشار بازار در مقابل مُدهایی که آن را در تعارض با فرهنگ ما یا شان خودشان میدیدند مقاومت نشان داده اند و تسلیم جو بازار نشدندج- مُد نقش مهمی دربیان هویت قومی و منطقه ای در محیط های روزمره کنونی دارد. اگرچه در دنیای امروز معرفی هویت های اجتماعی ذاتی دشوار و حتی ناممکن شده است. جوانان و به ویژه زنان غیر غربی– به فراخور زمان و مکان- با ایجاد خلاقیت هایی تلاش کرده اند تا بدون اینکه مجبور باشند میان پوشش غربی و پوشش سنتی خود یکی را برگزینند طرح هایی نو و جدید ارائه کنند که مزایا و نشانه های هر دو را داشته باشد. در کشور ما هم تلاش هایی در این خصوص صورت گرفته است که متاسفانه به دلایل مختلف از جمله کاربردی نبودن به لحاظ جنس و رنگ و مُدل، راحت نبودن، فرمایشی و سفارشی بودن، دخالت ندادن سلایق جوانان و…ناکام مانده اند. من فکر میکنم زنان و دختران جوان ما در قدم نخست خودشان باید برخوردی فعالانه تر با این مقوله داشته باشند و سعی کنند بیش از پیش انتخاب کننده مُد و لباسی که می پوشند باشند. مُد و لباس(اعم از انواع چادر و مانتو و روسری و اقسام آرایش ها و پیرایش ها) در زمان ها و مکان های مختلف همگی کدهای اجتماعی گوناگونی با خود حمل میکنند و نخستین نشانه هایی هستند که از خودمان در معرض دید قرار میدهیم. ما باید بتوانیم خودمان را از چشم دیگران اعم از زن و مرد ببینیم و از مُد و لباسی پیروی کنیم که بیانگر هویت، سرمایه فرهنگی، شخصیت، تربیت، تحصیلات و سلیقه واقعی خودمان باشد. ما باید بتوانیم با لباسهایی که میپوشیم برخورد تاملی داشته باشیم و اهمیت بدهیم به اینکه این لباس ما را در انظار دیگران چگونه تفسیر میکند و آیا مایلیم اینگونه تفسیر بشویم
توضیحات
برای مطالعه تخصصی تر در رابطه با مُد، موسیقی، رسانه های نو و کهنه، گردشگری و مانند آنها نک: فرهنگ و زندگی روزمره. 1386. اندی بنت. لیلا جو افشانی/حسن چاوشیان. نشر اختران. 308ص
مطالب مرتبط
حجاب، یک مسئله، سه رویکرد
چادرهای زنان سرزمین من
آرایش


on 06 Oct 2008 at 10:44 am 1.حمیدآقا said …
سلام!
خیلی مطلب خوبی بود
اما یک نکته رو مغفول نگذارید و اون سطح آزادی فکری و عملی افراد در جامعه است. اینکه خیلی از آدمها رو دیدم که مد رو نه به مثابه ویترین شخصیتشون ، بلکه روش جذب اطرافیان در نظر دارند.
معمولا همیشه اگه قراره از برخورد نامناسب با ظاهر یکی حرف زده بشه ، همه به یاد گشت ارشاد و مذهبی های فضول و … میرن! اما هیچ کس نمیگه که برادران و خواهران کمتر مذهبی هم اصولا در این زمینه کم نمیارن! همین که میشنویم به چادری ها میگن کلاغ! یا پنگوئن! و ….
اما نکته ای که امیدوارم پرحرفیم به حاشیه نکشونتش ، این هستش که مد در جامعه ای نماد شخصیته که بشه توش آزادانه و بی نگرانی از قضاوتهای اکثرا نا مربوط “دیگران” ،انتخابش کرد!
اینطور نیست؟
ارادت!
حمید آقای گرامی
به هر حال ما در جامعه زندگی میکنیم و ناگزیر از روابط اجتماعی هستیم. هر نمادی در هر جامعه ای بر یک معنای خاص دلالت میکند. بنابراین انتخاب آگاهانه نمادها با در نظر گرفتن هم ویژگیهای شخصیتی خودمان وهم تفسیر اجتماع از آنها ناممکن نیست. اگرچه من هم در وجود محدودیت ها و قضاوت های ناصحیح از برخی پوشش ها با شما هم رای هستم و معتقدم برخی از این برداشت های سطحی تنها با دستیابی به آزادی بیشتر در عقیده و عمل و مرور زمان تصحیح خواهدشد/تغییر خواهد کرد
پاینده و پوینده باشید
on 06 Oct 2008 at 11:59 am 2.فرهاد said …
یکی از وظایف روشنفکر امروزی شناسایی سویه های ویرانگر ذهنیت عرفانی در فرهنگ ایرانی است که موانعی در راه تجدد ایجاد می کنند.می توان به گونه ای دیگر هم به مد نگاه کردو بدون این که به این فکر کنیم که دیگران چه از لباس ما می خواهند، به خودمان و آن چه از نظر خودمان زیباست بیندیشیم. ما لباس را فقط برای این نمی پوشیم که دیگران در مورد ما قضاوت کنند یا شأن اجتماعی ما را تخمین بزنند. لباس را می پوشیم تا آن طور به نظر برسیم که می خواهیم آن طور که ایده آل خود ماست!!! در لباس پوشیدن محور دیگران نیستند، بلکه خود ما هستیم. خطر در اینجاست که مد تبدیل به فرایندی برای فروش فله ای و توده ای کالا به توده های مردم شود و از طریق آن بتوان نیازهای کاذب برای کسب درآمد و تولیدگری ایجاد کرد. . .
on 06 Oct 2008 at 5:47 pm 3.دوستدار حقوق زنان said …
از نظر من بحث مد و لباس يك بحث كاملا تخصصي هستش كه حتي در دانشگاهها تدريس مي شه و رشته طراحي لباس و پارچه و… هم داريم. جالب اينه كه اين امر در غرب نه تنها به عنوان يك هنر بلكه يك زمينه تجاري پردرآمد هم مطرح هست. در اينكه در ايران طرز پوشش آدم ها به نوعي بيانگر شخصيت آنهاست من ترديد دارم. اين مطلب در مورد جوامع غربي صدق مي كند چرا كه آنان خود طراح و مبدع مدها هستند و گاهي عقايد خود را در اين قالب بيان مي دارند. اما در ايران بسيارند كساني كه از مدهاي غربي تبعيت مي كنند ولي معناي آنرا نمي فهمند بلكه فقط از روي تقليد و چشم و هم چشمي اين كار را مي كنند. از منظري ديگر از نظر من هر انساني در طرز پوشش خود كاملا آزاد است مگر اينكه به آزادي ديگران خدشه وارد كند پس در اين ديدگاه ديگر لباس برتر و مد برتر معنا ندارد. نهايتا شايد دلايل متعددي در انتخاب گونه اي لباس و مد براي هركس وجود داشته باشد كه با توجه به آنها ديگر نتوان در يك نگاه شخصيت فرد را از روي لباس وي تشخيص داد. با اين حال در اينكه درصدي از شخصيت افراد با لباس آنها در ارتباط است شكي نيست.
on 07 Oct 2008 at 4:29 am 4.omid said …
سلام خانم نصر راستی شما چند وقته که این بلاگتون رو دارید.من می خوام یه سایت بخرم ، دامین و … می خواستم ببینم از کجا سرویس گرفتید برم بخرم . البته اگر از کیفیت و پشتیبانی فنی اینجا راضی هستید . دیگه وبلاگ روی سرویس های رایگان جالب نیست . باید خودم یه سایت بزنم . اگر اطلاعی دارید می تونه کمکم کنه .
این بلاگ شما کاملا و از ابتدا خریداری شده یا یه اتصال هست به جایی مثل وردپرس؟
ممنونم . ایمیل من asce.member@gmail.com
on 07 Oct 2008 at 12:56 pm 5.فرهاد said …
در همان تقلید از غربی ها هم نوعی پیش فرض کامل و زیبا بودن مد مربوط در ذهن مقلد به چشم می خورد. این جامعه و خانواده و سیستم آموزشی است که به فرد قدرت تغکر انتقادی برای تمییز نداده است تا او در پرتو آن با مد غربی روبرو شود و فرد نیز برای رسیدن به فکر انتقادی تلاش نکرده است. جامعه ی دینی از نظر قدرت نقد افراد بسیار ضعیف است زیرا آن ها را با پیش فرض ها و به نوعی با محکمات و اصول خدشه ناپذیر دینی و مذهبی بار می اورد و قدرت انتقاد را از آن ها می گیرد. به تبع آن فرهنگ عامه نیز که زیر نفوذ فرهنگ دینی است، چندان انتقادی به خود و محیط خود نمی نگرد. فرهنگ دینی هر چیز بیگانه را منحط و باطل و منحرف می شمارد و از بعد تخریبی و نه انتقادی آن را حذف می کند ولو در ذهن خود. همین امر قدرت همزیستی را کاهش می دهد و ما نام هایی مانند پنگوئن یا از آن طرف بچه سوسول به هم می دهیم…..
on 10 Oct 2008 at 1:55 pm 6.مریم نصر اصفهانی said …
با سپاس از تذکر دوستان
بخش آرشیو موضوعی وبلاگ اصلاح شد. درصورتی که باز هم در مشاهده آن با مشکلی مواجه شدید لطفا اطلاع دهید تا نسبت به اصلاح آن اقدام کنم
پاینده و پوینده باشید
on 11 Oct 2008 at 11:24 pm 7.رهگذر said …
بابت آرشيو ممنونم
on 12 Oct 2008 at 12:49 am 8.مانا said …
سلام خدمت مدير محترم
خوشحالم كه تونستم بعد 2 سال مجددا آدرس وبلاگتون رو پيدا كنم و به اون سر بزنم مثل هميشه مطالب خوب و پرباري داريد.
يك خواهش از شما داشتم و مي خواستم اگر اجازه بدهيد از سايت شما به عنوان لينك در وبلاگ شخصيم استفاده كنم.
با تشكر از شما
مانا و ماندگار باشيد.