معرفی کتاب مریم نصراصفهانی | 17 Oct 2008 05:52 pm
زن در تفکر نیچه
زن را با حقیقت چه کار! از ازل چیزی غریب تر و دل آزار تر و دشمن خو تر از حقیقت برای زن نبوده است- هنر بزرگ او دروغگویی و بالاترین مشغولیتش به ظاهر و زیبایی است. بیایید ما مردان نیز اقرار کنیم که درست همین هنر و همین غریزه را در زن دوست می داریم و ارج می نهیم. مایی که کارو بار دشواری داریم و برای سبک کردن خویش نیاز به آمیزش با موجوداتی داریم که در زیرِ دستان و نگاه ها و حماقت های ظریف شان، جدیت و گرانی و ژرفی ما جنون آسا به نظرمان آید
فراسوی نیک و بد-نیچه
الف- نیچه فیلسوف غریبی است. اغلب علاقمندان به فلسفه، دیر یا زود، کم یا زیاد، برای مدتی طولانی یا کوتاه بالاخره زمانی دچارش میشوند. برخی تا پایان دچار نیچه می مانند و برخی تاب نمی آورند و رهایش میکنند و یا جذب اندیشه ای دیگر میشوند. مردمان عادی نیچه را بیشتر به واسطه سخنان زن بیزارانه اش می شناسند. آثار نیچه پر از گزین گویه های آشکارا زن ستیزانه ای است که برای هر خواننده و شنونده مردی دلچسب است و فقط خدا میداند برخی اساتید و دانشجویان مرد فلسفه چه لذتی میبرند از نقل آنها و تماشای قیافه دختران! و البته زمانیکه ما راوی باشیم چه اهمیتی دارد اگر خود نیچه گفته باشد: آنچه او درباره زنان بیان میکند در واقع حقایقی هستند از آن او، نه حقایقی درباره زنان
از سوی دیگر سبک تند و تیز، دراماتیک و اغلب طنزآلود نیچه خواندن آثارش را برای زنان دشوار میکند، چرا که باید زحمت زیادی به خرج بدهند تا ارجاعات صریح و تحقیر آمیز او را درباره خود نادیده بگیرند.
ب- زن در تفکر نیچه نوشته خانم نوشین شاهنده، کتاب ارزشمندی است که به بررسی موضوع مناقشه برانگیز زن در اندیشه های نیچه پرداخته است و فکر میکنم کماکان تنها کتاب تالیفی در این حوزه و حوزه های نزدیک به آن باشد. کتاب در سه بخش مجزا ابتدا به طور موجز و مختصر به معرفی مبانی تفکر نیچه می پردازد. در بخش دوم به بحث پر اهمیت طبقه بندی هایی که از زن در فلسفه نیچه انجام شده پرداخته و دو روی سکه زن در اندیشه نیچه را تحت عنوان «نیچه زن ستیز» و «نیچه زن ستا» مورد مطالعه قرار می دهد. در نهایت، در بخش سوم رابطه اندیشه های نیچه و فمینیسم معاصر بررسی میشود.
ج- گرچه نیچه ندرتاً زن را، همچون حقیقت، هنر، زندگی و خرد ستایش میکند اما بطور کلی زن در اندیشه های او طبیعتاً پست و اخلاقاً منحرف و گمراه معرفی میشود. اندیشه های او در این زمینه را بیش از هرچیز تحت تاثیر عواملی چون شرایط جسمی و روحی خود او، تجربیات شخصی اش، سنت فلسفی گذشته، عقاید زمانه اش و اندیشمندانی نظیر ماکیاول و شوپنهاور دانسته اند. «زنان در دنیای نیچه خودشان سرنوشتشان را نمیسازند، آنها فقط دنیایی را که در آن جایگاهشان از پیش تعیین شده است؛ زینت می دهند یا آلوده می سازند». نیچه فقط ایفای نقش هایی را برای زن طبیعی می داند که از نظر کارکرد زیست شناختی مناسب اوست. او مرد را عمق و زن را سطح می داند. زن هایی که حتی خود نیز نوع زن را خوار می شمارند:« هرگز آیا زنی ذهن زنی دیگر را ژرف و دل زنی دیگر را با انصاف شمرده است؟ و مگر نه آن است که تا کنون این زنان بوده اند که زن را بیش از همه سرزنش کرده اند- نه ما؟» نیچه نسبت به جنبش های زنان بسیار بد گمان است و معتقد است اینگونه میخواهند از زن افسون زدایی کنند! او زنانی را که در طلب کار مردانه روشنگری هستند مورد تمسخر قرار میدهد : میتوانیم به حق بدگمان باشیم که آیا به راستی زن درباره خویش خواهان روشنگری است- و روشنگری تواند خواست؟…اگر زنی با این کار در طلب زیور تازه ای برای خود نباشد
د-با این وصف، نیچه ای که اینگونه به زن ستیزی و کینه توزی شهره است چرا علاقه و توجه فمینیست ها را به سوی خود جلب کرده است؟ فمینست ها اگرچه سوزش آتش تند انتقادات نیچه و تاثیر آن را تحمل کرده اند لکن از این آتش گرمای فراوانی هم بدست آوره اند
به عنوان مثال انتقادات نیچه از تاریخ فلسفه در بسیاری از اصول بنیادینش با انتقادات فمینیست ها همسو است
از آن مهمتر چشم اندازگرایی نیچه است که بر مبنای آن تمام حقایق چشم اندازی هستند و هر حقیقتی از چشم اندازی خاص حاصل میشود و بدون داشتن چشم انداز، داشتن هیچ حقیقتی ممکن نیستهمچنین نظر نیچه در ارتباط با دخالت گرایش های فردی و گروهی در ایجاد ارزش ها، زیر سوال بردن عقل، فرهنگ، حقیقت وخیر. نقد او بر دوآلیسم فرهنگ غربی ، آرمان زهد، قدرت نامیدن و…به نظریه پردازی فمینیستی غنا بخشیده است
برای مطالعه بیشترنک
شاهنده، نوشین.(1382). زن در تفکر نیچه. قصیده سرا و روشنگران و مطالعات زنان
وبلاگ خانم دکتر نوشین شاهندهمطالب مرتبط

on 17 Oct 2008 at 11:12 pm 1.علی صیامی said …
آرامش دوستدار در سایتش می نویسد: با دندان دیگری نه میشود گاز گرفت و نه هرگز جوید. اینكه ما آثار غربی را حتا در متون اصلی بشناسیم یا ترجمهی آنها را بخوانیم، آنگاه در منش، پندار و رفتار درونی خودمان همان راه پایكوبیده و یكنواخت را دنبال كنیم، كه تحقیقاً از دوهزار و چندسدسال پیش برای خودمان گشودهایم، فقط بیتمیزی و سطحیت ذهنی ما را نشان میدهد.
فکر می کنم بد نیست این خانم همین یک مقاله را از دوستدار بخوانند تا شاید به سطحی بودن خودشان پی ببرند. البته اگر مرا زن ستیز ندانند.
on 18 Oct 2008 at 2:43 am 2.arman said …
تمام این بحث ها چه اهمیتی دارد مهم این است که در وحله نخست کشور عزیز ما ایرا ن و مردمان دوست داشتنی آن در صلح و صفا و در زیر سایه عقلانیتی که از دولت مردان کاردان آن سی سال است به بهترین نحو تراوش می کند سود می برند و به حمد الهی به کشورهای بینوا نیز کمکهای ” فکری و غیر فکری ” صادر می کننند آخر دولت بر خلاف ملت ما در کارهای نیک پیش قدم است و در وحله دوم هم فکر کنم حرف این دوست مان جای تعمق دارد که به راستی وارد هر حوزه ای که می خواهید بشویید نمی توانید از این غربیان نقل قول نکنید ما نمی دانیم محمد مصطفی(ص) پیامبر ما بود یا غربی ها. ایشان که با آن همه تاکیدی که بر علم داشتند چگونه است که پیرواناین پیامبر بزرگ از همه نادان تر و عقبت تر هستند حال چه زن و چه مرد راستی اگر نیچه مسیحی است باید به گفت که مردان دقیقا سر همان جلسه امتحانی نشته اند که زنان و دست کم در دیدن سراب در کویر و حرکت ظاهری خورشید هیچ تفاوتی میان ایشان نیست تا کدام یک بهتر عمل کند و عاقبت به خیر شود اما گویا این عاقبت به خیری نصیب خود او نشد خدایش بیامورزد.
on 19 Oct 2008 at 12:05 am 3.خودم said …
:خودتون كه گفتين نيچه خودش گفته كه
آنچه او درباره زنان بیان میکند در واقع حقایقی هستند از آن او، نه حقایقی درباره زنان.
من هم معتقدم كه هر كسي در باره زنان بد مي گويد طبعا خودش مشكلي با آنان دارد مي خواهد خودش را تخليه كند. من فكر كنم تو دنيا به همان نسبت كه مرد خوب داريم زن خوب داريم و برعكس. عمدتا بواسطه اينكه قدرت جسماني مردان از زنان بيشتر بوده است و در زمانهاي گذشته قدرت جسماني يكي از عوامل مهم در حيات بشري بوده است زنان نقشي درجه دوم در تاريخ داشنه اند. امروزه با پيشرفت فكري بشر و كمرنگ شدن نقش قدرت جسماني و … در زندگي انسانها شاهد پيشرفت زنان بخصوص در كشورهاي پيشرفته تر هستيم. در ضمن اين نكته هم فراموش نشه كه تغيير امري كه در جامعه اي جا افتاده خيلي سخت تر از ابداع مساله اي جديد است. مبحث حقوق زن و جايگاه وي بواسطه پيش زمينه تاريخي كه دارد در جوامع سنتي به سختي قابل تغيير است.
on 20 Oct 2008 at 12:26 am 4.سپیده said …
خانوم چسبییییید این پست شماها!!!1
من نمی دونم هر کس میتونه از منظر خودش به این نوشته و پیامش نگاه کنه…ولی برای من “زن” ِ عاشق “فلسفه” پیامش تنها یک چیزه…انکار خصمانه ی زن فیلسوف و فلسفه ی زنانه از سوی یک حکیم نامی…کسی که باید به مدد گوهر فکر از نگاه های احساسی به دور باشه (که اصلا اگر سر بزنگاه مثل دیگران عمل کنه پس حاصل یک عمر الفت و آمیختگی با دلیل و انصاف عقلی چیه؟؟)و این جمله است که دل منو رسما درید : “…اگر زنی با این کار در طلب زیور تازه ای برای خود نباشد!!”…ازونجا که این -حقیقتیه که درصد خیلی کمی از زنها و دخترایه ما-به فلسفه یا علوم تجریدی علاقه دارن معمولا عرصه ی جستجو و گفتگوهای من در باب فلسفه جمع های مردونه بودن ،…کسی دقیقا یک بار همین جمله رو به شکل دیگه ای به من گفت…
گفت : فلسفه برای تو برگ برنده ایست که باهاش گوی سبقت(!) رو از بقیه همجنسات بدزدی!!!…[تویه اون جمع دست کم]
افسوس…مریم جان فلسفه و در طلب حقیقت بودن اگر زینت هم باشه…باز برمیگردیم به همون مناقشه ی قدیمی که بابا جان اگر زنی هم آرایش میکنه یا به ظاهرش اهمیت میده صرفا “برای خاطر مردا و خودنمایی” نیست…در وجود خود این زن هم نیازهائی هست به زیبائی…و من فلسفه رو ناب ترین آرایش و پیراستگی برای درون میدونم…
on 20 Oct 2008 at 3:24 pm 5.حمید آقا said …
سلام!
من با جماعت نسوانی که معتقد بودند فمینیست هستند خیلی بحث کردم! اما یک ایراد رو توی تمام اونها دیدم که جدا جلوی ادامه بحث رو میگیره!
واونهم اینه که تا اثبات میکنی که فلان خصوصیت و بهمان اندیشه زنانه است ، یا زنها چرا از فلان چیز خوششون میاد و از بهمان چیز متنفر و بعدش هم بتونی با هزارتا استدلال و تجبربه و مثال حرفت رو به کرسی بشونی ، یکهو خانم محترم انگار که نیروی جدیدی گرفته باشه ، بادی میندازه به غب غبش ، و میگه : این کنش محصول تحمیل ساختار اجتماع بر زن است! یعنیش رو که خودتون بهتر میدونید! انتظار اجتماع عامل تمام رفتارها و حتی اندیشه های زنان هست!
بابا مگه زنها خودشون بلد نیستن فاعل باشن که همیشه منفعل فرضشون میکنید و گناه اشتباهاتشون رو به گردن البته کلفت اجتماع می اندازید!!!
من متاسفانه با خیلی از حرفهای نیچه در مورد زنان موافقم!یکیش همینی بود که خودتون گفتید :”هرگز آیا زنی ذهن زنی دیگر را ژرف و دل زنی دیگر را با انصاف شمرده است؟”
اما در عین حال معتقد هم هستم که اینها گزاره های لایتغیر نیستند و تنها توصیفی هستند از شرایط و شخصیتهای موجود که لزوما در گذر زمان دلیلی نداره ثابت بمونند!!
ارادت!(در ضمن خیلی پوینده و پاینده هم میباشم-این رو گفتم چون گویا این بار از جواب شما خبری نبوده-!!)
on 21 Oct 2008 at 11:40 am 6.فریده قاسمی said …
متاسفانه اطرافیان مااشتراکات زیادی با دیدگاه واندیشه های نیچه در مورد زن دارند،بدون اینکه نیچه را بشناسند و فلسفه بخوانند !
on 22 Oct 2008 at 7:57 am 7.pedram said …
نیچه فیلسوف غریبی است. اغلب علاقمندان به فلسفه، دیر یا زود، کم یا زیاد، برای مدتی طولانی یا کوتاه بالاخره زمانی دچارش میشوند. برخی تا پایان دچار نیچه می مانند و برخی تاب نمی آورند و رهایش میکنند و یا جذب اندیشه ای دیگر میشوند.
خيلي جمله ي قشنگي است.
و اين تعبير كه مردمان عادي او را با نظرات زن ستيزانه اش مي شناسند.
چند وقت پيش در وبلاگم نوشته بودم دلم مي خواد فرزندم بر اساس آموزه هاي نيچه در مورد ابر مرد بزرگ كنم در آينده و اونوقت يكي از دوستانم گفت يعني مي خواهي ضد زن باشه
گفتم در آن لحظه كه اين آرزو را داشتم به همه چيز نيچه فكر مي كردم جز اينكه نظرات ضد زنانه اش
سايتتان را دوست دارم و مدتهاست كه مي خوانم
موفق باشيد
on 22 Oct 2008 at 1:05 pm 8.shafagh said …
خیلی خوب بود
چه خوب میشد اگر کلاسها از وجود آدمهای کوتاه فکر پاک میشد
مردانی که تنها منتظر تلافی قهری شیطانی اند و تنها از این بابت فلسفه می خوانند
هرگز این خاطرات هجو را در دوران تحصیل فلسفه فراموش نمیکنم
خوشحالم که خانمهایی مثل شما هستند و فعال
به امی روزی که این کینه تاریخی مردان این مرز و بوم از زنان حقیقت جو پایان یابد
on 24 Oct 2008 at 11:44 am 9.amoohooman said …
سلام
خوشحالم که وبلاگ های زنانه و فمینیستی رو به افزایشند.شاد و فعال باشید. ارادتمند عمو هومن
on 24 Oct 2008 at 4:11 pm 10.مریم علی اکبری said …
سلام
بررسی دقیق و خوبی بود.ممنون
on 18 Feb 2009 at 12:12 am 11.hirad said …
khob
an mardake sibilooye laobali mazookhist boode va saloome ham hatman misstressesh e!!!!!
amma
ma ke too iran na mistress darim na…….
faghat dar gheido bande adao atvarim…va albate tadeletoon bekhad edea darim….
feministamoonam ke….
khob melate korooshim dige….
ama
shoma benvisid engar be jaii bar nemikhore
bashid…aziz
on 18 Feb 2009 at 2:50 pm 12.گل مهر said …
به نظر چیزی به نام برتری وجود نداره چراکه نقطه قیاس مرد ،زن و زن ،مرد.پس چطور می شه مقایسه کرد و برتری را ثابت کرد وقتی فقط یکی باشی؟
چرا بازی کودکانه زن و مرد مارو از اصل فلسفه بودن جدا می کنه درصورتیکه هیچ اهمیتی نداره که توانایی ما متفاوت است. کی می تونه اثبات کنه عقل برتر از احساس؟انسان طیف وسیعی از تواناییها و موهبت های الهی است و زمانی به تعالی واقعی می رسیم که از مسیر اصلی شناخت دور نشیم .چرا من زن باید تلاش کنم قدرتی مردانه داشته باشم وقتی می تونم زنانه زندگی کنم و چه اصراری بر این است که تو مرد تلاش کنی که تمایل خودت را نسبت به زن ، با تحقیر آن بپوشانی . بیایدزندگی را باور کنیم
on 27 Apr 2009 at 9:47 pm 13.مجید said …
باسلام
همیشه نیچه درباره چیزی که میگوید
عکس اش هم درباره آن صارق است.فقط باید نفسیر اش کرد.
on 04 May 2009 at 12:07 pm 14.ehsan said …
سلام به نظر من اگر زن بی ارزش بود موضوع بحث مرد ها نمی شد
on 08 May 2009 at 11:56 pm 15.میثم said …
به نظر من نیچه اول به خود شناسی محض رسیده بود
on 11 May 2009 at 11:14 am 16.نسیم said …
dar jayi khoondam ke niche dar javanish ashghe 2khtari mishe va beheshe nemirese ke in nakami mitoone dalile asliye zangorizi va zansetiziye oon bashe vagarna age chizi baraue kasi bi ahamiyat bashe dalili nadare barash vaght sarf kone pas zan daghdagheye moheme zendegiye nihe boode
on 14 May 2009 at 1:06 pm 17.علی said …
با نظر آقا احسان شدیدا موافقم!
این که زن همیشه موضوع بحث مردها بوده نشون دهنده ی اهمیت اونه!
حیف نیست با این افکار خودمون رو از داشتن یک رابطه ی سالم و زیبا با یک زن وحروم کنیم؟!
به قول یک دوستی تنها کاری که ما در مقابل زن ها می توانیم انجام دهیم این است که عاشقشان شویم، همین
on 03 Jul 2009 at 9:25 am 18.abbas 25 said …
ما ایرانیا همیشه تو هر جایی و هر گفتگویی قصد و غرضهای شخصی خودمنو داریم ..زن و مرد دو چیز متفا وت از هم هستن نمیشه من مردم افکار زنانه داشته باشم چون یه مردم و نمی شه من یه زن افکار مردادنه داشته باشم چون یه زنم ..ونمیشه یه زن رو شبیه یه مرد کرد و برعکس ..هردو باید متفاوت باشند …نیچه میگه تمام تفکرات و تعقولهای یه مرد به یکه مهربونی یک زن نمی ارزه ..معنیش اینکه هر جنس حصوصیات خودشون دارند …
on 21 Jul 2009 at 3:27 pm 19.GameOver said …
“شما آنگاه که مرا یافتید، هنوز خود را نجسته بودید. از این روست که ایمان چنین کم بهاست”
چنین گفت زرتشت
باید به همتون بگم که شما اول خودتونو بشناسین، بعد بیاین در مورد فیلسوف تاثیر گذاری مثل نیچه نظر بدین و بکوبینش. برای شروعم آقایون بهتره از دختربازیشون دست بردارن، و خانما هم از این عشوه های الکیشون.
“واما شما مردان نیز بگوئیدم، که چیزی به جز همخوابگی با زنان می شناسید.”
“هنوز نیافته ام آن زنی را که از او خواهان زن باشم؛ به جز این زن که عاشق اویم. زیرا من عاشق توام ای جاودانگی. زیرا من عاشق توام ای جاودانگی.”
on 16 Aug 2009 at 5:19 pm 20.شوشینک said …
ممنون از سایت خوبتون
لطفا نظریات غزالی و ملاصدرا را در مورد زن بررسی کنید
قطعا ایده های جدیدی برای گفتمان جنسیت بهمراه خواهد داشت.
on 06 Oct 2009 at 10:01 pm 21.امیر said …
سلام
میدونستی نیچه بزرگترین خدمت به فمینیستها کرده
on 22 Oct 2009 at 11:36 pm 22.آرمین said …
اگر به ملاقات زنی میروی تازیانه را فراموش مکن.فرد ریش نیچه.
به نظر من گفته های نیچه در قالب زن رو نمیشه به زن ستیزی نسبت داد.به هر حال هر کس از گفته های نیچه 1 برداشت رو میکنه.همینطور که هر کسی از نوشته های هدایت 1 جور برداشت رو داره و ممکنه بعضی ها خود کشی کنن یا با نوشته های هدایت 1 جور دیگه کنار بیان
توی جامعه ایرانی در حال حاضر,بازم تاکید میکنم(در حال حاضر) مردمان ما دچار فقر فرهنگی و فکری شدندو مانند کسانی شدند که نمیخوان از این خواب سرد وحشت زده چند قرنه بیدار بشن.
و اما در مورد گفتت های نیچه این رو میتونم بگم که هر کسی نباید به خودش این جرات رو بده که نوشته هاش رو بخونه,چون به لحاظ محتوایی بسیار سنگین و عمق گراست,و از کسانی هم که مطالع میکنند نوشته هاش رو خواهش میکنم زود تصمیم نگیرند
on 27 Jan 2010 at 12:22 pm 23.داریوش said …
تفکر و زاویه دید هر فرد از زندگی پرامون خود به گذشته او مربوط میشود همان گونه که اینده از حال انسانها سرچشمه میگرد.