زنانه نگري/فمينيسم & معرفی کتاب مریم نصراصفهانی | 24 Oct 2008 11:53 pm
زن
چون حوا در بهشت نافرمانی کرد و از آن درخت گندم خورد، حق تعالی زنان را هشت ده چیز عقوبت فرمود کردن
اول حیض
دوم زادن
سوم جدا شدن از پدر و مادر و مرد بیگانه را به شوهر کردن
چهارم به نفاس آلوده شدن
پنجم آنکه مالک تن خویش نباشد
ششم کمی میراث
هفتم طلاق که به دست ایشان نگردد
هشتم آنکه مرد را چهار زن حلال گردد و زن را یک شوی
نهم آنکه در خانه معتکف باید بودن
دهم آنکه در خانه سر پوشیده دارد
یازدهم آنکه گواهی دوتن برابر یک مرد نهاده اند
دوازدهم آنکه از خانه بیرون نیاید مگر با کسی محرم
سیزدهم آنکه مردان را نماز عید و نماز آدینه و نماز جنازه بود و از پس جنازه روند و عزا کنند و زنان را اینها نباشد
چهاردهم امیری را نشاینده و نه نیز قضا را و نه حکم را
پانزدهم آنکه فضل هزار بهره است یک بهره از آن زنان راست و دیگر مردان را
شانزدهم آنکه در قیامت چندان که جمله امت را عذاب بود یک نیمه از آن زنان(فاجر) را بود
هفت دهم چون شویش بمیرد چهار ماه و ده روز عدت بباید داشتنش
هشت دهم آنکه چون شویش طلاق دهد سه ماه یا سه حیض عدت بباید داشتن
اینها عقوبت های زنان است که یاد کردیم
نصیحه الملوک-امام محمد غزالی
الف- برای من که بیش از چهار سال پس از انقلاب در ایران به دنیا آمده ام تماشای تصاویر فعالیت و مشارکت زنان در انقلاب و پس از آن در جنگ هشت ساله با عراق – نظر به غیبت تاریخی توده زنان ایرانی در فعالیت های اجتماعی- همیشه جذاب بوده است. روزی که برای اولین بار و به طور تصادفی گذرم به موزه عبرت افتاد با دیدن تصاویر و مجسمه های زنانی که آنجا زندانی بود و شکنجه می شدند واقعا متعجب شدم! اغلب مردان – از آیت الله منتظری تا محسن مخملباف- نام آشنا بودند ولی کسی از زنان را نمیشناختم! چه بر سر این زنان آمده است؟ آیا با تفکرات پیروز پس از انقلاب همسو نبوده اند؟ آیا پس از انجام وظیفه و ادای تکلیف به خانه ها بازگشته اند؟ آیا انقلاب آنها را فراموش کرده است؟ آن همه شوق و شور کجا رفت و چگونه خاموش شد
اگر جمعیت زنان مبارزی که با تفکر پیروز در انقلاب همسو نبود را که کنار بگذاریم. به جرات میتوان گفت که اندیشه های امام خمینی مهمترین و جذابترین عامل محرک برای ایجاد انگیزه و جنبش در جامعه خموده زنان ایرانی بوده است. تفکراتی که پیش و پس از انقلاب بر تساوی زنان با مردان، کرامت زنان و شان و توانایی های آنان و نقش انکار ناشدنی شان در مبارزه و هم تشجیع مردان تاکید داشته است . نسل من نمونه زنانی که انقلاب و اندیشه های امام خمینی به آنها اجازه بروز و ظهور دادند را در میان کسانی همچون خانم ها اعظم طالقانی، معصومه ابتکار، فائزه هاشمی، جمیله کدیور، فاطمه راکعی، زهرا رهنورد و امثال ایشان میشناسد. زنانی که در چهارچوب های حاکمیت و اسلام می اندیشند، چادر به سر میکنند، در عرصه های سیاسی و اجتماعی فعال و صاحب نظر هستند، روزنامه و هفته نامه منتشر میکنند، نمایندگی مجلس را بر عهده میگیرند، سمت های مختلف اجرایی داشته و دارند و در عین حال افکاری مدرن و حتی المقدور برابریخواه در چارچوب دین و نظام در سر دارند.نسلی که همچنان اسلام را راه نجات زن از بندگی، تحقیر و لعبت بودن میداند و همچنان شیفته آرمان های امام و الگوی متفاوت- متفاوت از اندیشه های رایج میان رهبران مسلمان- پیشنهادی او برای زنان مسلمان هستند
بدون تردید جوشش انقلاب در زنان و ترغیب آنان برای ورود به صحنه مشهود تر از مردان بود. زنان در کلام امام خمینی ندای رهایی از ستم مضاعفی را که طی قرون متمادی بر آنان در حوزه های مختلف اجتماعی و خانوادگی تحمیل شده بود شنیدند و به این ندا لبیک گفتند: این پیروزی را ما از بانوان داریم، قبل از اینکه از مردها داشته باشیم. بانوان محترم ما در صف جلو واقع بودند. بانوان عزیز ما اسباب این شدند که مردها هم جرات و شجاعت پیدا کنند…- امام خمینی / زن.ص55-56
الگویی که اگرچه در نوع خود قابل مطالعه است اما نتوانسته افراد زیادی- از دو قطب پیوستار زنان سنتی-مذهبی و زنان غیرمذهبی-مدرن - را به خود جذب کند و این تیپ همچنان به زنان و دختران جوان در دوران انقلاب محدود و منحصر مانده است. در اطراف مان فراوان نمونه هایی میبینیم که از دوسوی قطب این پیوستار جذب قطب مخالف میشوند. پوشش مانتو را رها میکنند و چادر و گاهی هم روبنده میپوشند و به عرفان یا تفکرات سنتی-مذهبی روی می آورند یا چادر و گاه روبنده را کنار میگذارند و جذب جریان های متجدد و سکولار جنبش های زنان میشوند. در این میانه ظاهرا الگوی ارائه شده برای زن مسلمان متجدد ایرانی پس از انقلاب -دست کم در خود ایران-کمترین طرفدار را دارد
ج- مطابق معمول بیشترین کتابها و مقالات در ارتباط با الگوی یاد شده را مردان نوشته اند. در این بین اما خانم جمیله کدیور کتابی تحت عنوان «زن» دارند که میتوان در آن به چشم متنی برای معرفی الگوی پیشنهادی زن انقلابی مسلمان نگریست.
کتاب که در واقع مجموعه مقالات نویسنده در ارتباط با زن است- و به همین جهت بسیار پرتکرار هم هست-طبق روال کتابهای منحصر به موضوع زن- از جنس دوم دوبووار تا زن کدیور- با اشاره به این نکته آغاز میشود که نویسنده نسبت به نگارش کتابی در این حوزه و محدود کردن اندیشه اش به مسئله زنان بی میل بوده است. منتهی درد آنجاست که هر چقدر هم بی میل باشی و نخواهی خود را به چنین موضوعی محدود کنی، آنگاه که پرده های شعار کنار رود، واقعیت تلخ اولیت و اولویت جنسیت در برخورد با زنان، نویسندگان را وادار به نوشتن کتابهایی با چنین موضوعی-زن- میکند.
بخش اول کتاب – که محققانه ترین بخش آن نیز هست- به ضرورت توجه به فرهنگ عامه اشاره دارد و به بررسی امثال و حکم به عنوان کهن ترین تراوشهای ذهنی بشر میپردازد. نویسنده با آوردن فراوان مثال و مثل نشان میدهد که اساس اقتدارگرایی جامعه ایرانی و فرهنگ سیاسی حاکم بر ایران در طول تاریخ گذشته اش را باید نخست در روابط خانوادگی میان زن و مرد جستجو کرد و آن را به ابعاد وسیعتر دیگر نیز تعمیم بخشید و پس از آن به بررسی زمینه های تاریخی و اجتماعی پذیرش اقتدارگرایی در روابط ایرانیان با یکدیگر می پردازد. بخش بعدی کتاب به طرح این ادعا میپردازد که فرهنگ ضد زن مبتنی بر اسرائیلیات است. خانم کدیور در این بخش تلاش میکند تا به بررسی و نقد ریشه های اندیشه های زن ستیزانه(منسوب به اسلام) در میان مسلمانان بپردازد و در مقابل مدل پیشنهادی امام در انقلاب را به عنوان الگویی دور از افراط و تفریط با تکیه بر حفظ حیثیت و احترام زن معرفی کند. نویسنده بر نفوذ فراوان اندیشه های زن بیزارانه برگرفته از تورات در میان عام و خاص مسلمانان اشاره میکند: از این اندیشه عوامانه که زن از دنده کج و چپ آدم آفریده شده تا اندیشه هایی نظیر آنچه نزد خواصی چون غزالی، ملاصدرا( که زنان را در زمره حیوانات می دانست و او را فاقد روح انسانی و الهی میپنداشت) و حاج ملا هادی سبزواری مورد اعتقاد بوده است. نویسنده ضمن تاکید بر نفی چنین تصاویری از زن در قرآن همچنین به تاکید بر نفی شی گونگی زن و اهمیت نقش او در بنای جامعه، از منظر اندیشه های اسلامی امام خمینی و آقای مطهری میپردازد
.
خانم کدیور همچنین با اشاره به آیات و روایات مختلف سعی در ارائه تصویری زن ستا از زن در اسلام دارد. به عنوان نمونه با اشاره به ماجرای ملکه سبا و سلیمان در قرآن با توجه به چهره مثبت بلقیس(ملکه سبا) بیان میکند که زمانیکه قرآن زن پادشاهی را به واسطه عقل و تدبیرش تایید میکند، چگونه براین باوریم که حاکمیت و قضاوت زن در اسلام جایز نیست؟ همچنین با اشاره به تفاسیری که از آیه مناقشه برانگیز الرجال قوامون علی النسا شده است به این نکته اشاره میکند که برابر نظر بسیاری از اهل نظر(که طبعا همگی مرد هستند) برتری مرد بر زن تنها در حوزه خانه و خانواده و به جهت پرداخت مهر و نفقه است و… قس علیهذا
این کتاب همچنین حاوی یادداشت هایی در ارتباط با وضعیت زن در تاریخ ایران و هچنین مطالبی مرتبط با چهارمین کنفرانس جهانی زن در پکن است که در آن نویسنده به فراگیر بودن مشکلات زنان در همه جای دنیا و ناتوانی الگوهای غربی برای رفع آنها اشاره کرده است. تفکرات غربی که در بسیاری جهات تنها صورت مسئله را دگرگون کرده اند و فرودستی زن در خانواده و اجتماع را به فرودستی و فرومایگی زن در ابژه میل جنسی بودن تغییر داده اند
د- کتاب زن نوشته خانم جمیله کدیور کتاب خوبی برای آشنایی با الگوی آرمانی انقلاب ایران از زن، از زبان یک زن وفادار به این الگو است. کتابی که مانند هر چیز دیگری که به انقلاب پیوند میخورد آرمانگرا است و همچنان درگیر با تناقض های مشکل زایی است که- در کنار عملی نشدن وعده ها و رشد مجدد تفکرات سنتی زن ستیزانه- به عقیده من اتفاقا بزرگترین مانع بر سر راه ترویج چنین الگویی و عدم توفیق آن در جذب زنان بوده است. الگویی که علی رغم آشنایی نویسنده با فرهنگ و تفکر سنتی- مذهبی عامه مردم، نه بر اساس شرایط موجود که بر اساس شرایط رویایی و دور از دسترس- به ویژه در جوامع اسلامی- ترسیم شده است و شاید جز در کتابها نتوان از آن سخن گفت
ضمن اینکه این الگو به شدت تحت تاثیر، و وابسته به مردان و فرهنگ مردسالار حاکم بر جامعه و قرائتهای دینی است. وابسته به نوع نگاه مردان و محتاج به انصاف و تعادل در نگاه آنهاست! با این وصف زنان نه تنها بطور مستقل نمیتوانند صاحب نظر باشند بلکه حتی حق رای هم نخواهند داشتنویسنده اگرچه تلاش میکند برپایه آیات قرآن و برخی تفاسیر مترقی حق حاکمیت و قضاوت در اسلام را برای زنان به رسمیت بشناساند اما همچنان مهمترین وظیفه زن را- به پیروی از مفسران مذکر دین- بقای نسل و تحکیم بنیان خانواده می داند و ظاهرا کهتری زن در خانه و خانواده و وجوب اطاعت و ولایت مرد در خانواده را پذیرفته است- یا دست کم در این مورد سکوت کرده است . کمتر خود زن – و محدودیت ها و مقدوریت هایش - را مورد توجه قرار می دهد و بیشتر استحکام پیوند ها و تعاملش با خانواده و جامعه و فرهنگ سراسر مذکر حاکم را در دستور کار خود قرار می دهد.در نهایت همچنان در حصار کلی گویی هایی درباره حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) به عنوان الگوی زن مسلمان اسیر است
برای مطالعه بیشتر نک
کدیور، جمیله، زن،انتشارات اطلاعات. چ دوم.1381
ترجمه عربی زن
المراه، دمشق: دارالفکر الطباعیه و التوزیع و النشر.2001
وب سایت شخصی خانم دکتر جمیله کدیوربرای اطلاعات بیشتر درمورد موزه عبرت(کمیته مشترک ضد خرابکاری)اینجا را ببینید


.
on 27 Oct 2008 at 12:15 am 1.خودم said …
سلام
مطلب خوبي بود اما من چند ايراد به آن مي بينم:
اولا كه اتفاقا اكثر زنان زنداني در زمان شاه مربوط به فداييان خلق و مجاهدين بودند كه خيلي از انها كشته هم شدند(چه قبل از انقلاب و چه در جريان درگيري هاي اول انقلاب)اصولا زنان در نزد مبارزيني كه به اسلام سنتي معتقد بودند بواسطه ديدگاه سنتي آنها جايگاه مبارزاتي خاصي نداشتند و بيشتر نقش پشت جبهه را ايفا مي كردند.(كتاب طاهره باقرزاده را بخوانيد بد نيست)(داستان زندگي سيمين توكلي عضو فداييان خلق هم كه توسط ساواك كشته شد هم جالبه بخونيد) . دوم اينكه خانم اعظم طالقاني بيشتر تحت تاثير انديشه هاي پدرش قرار داشت و بازهم اينكه بيشتر با نيروهاي ملي-مذهبي نزديك است.چهارتا خانم ديگر(راكعي،هاشمي،ابتكار و كديور) هم متعلق به گروه اصلاح طلب هستند كه افكارشان حدودا به هم نزديك است. من فكر كنم در حال حاضر در ايران زنان فعال زيادي هستند كه شما اسمي از آنان نبرده ايد و معرفي خانم هاي ذكر شده به به عنوان الگوي زن ايراني اجحاف به آنان است. امثال خانم ها عبادي، سيمين بهبهاني و همفكران آنها كم نيستند. اتفاقا در كنار خدمات قابل توجه تيپ خانم هايي كه درنوشته تان معرفي كرده ايد بزرگترين انتقادي كه به آنها مي شود گرفت، اين است كه بين تفكرات مدرن و سنتي مانده اند، از سويي تفكرات مدرني دارند و از ديگر سو نوع زندگيشان با نگاه سنتي به زن همخوان است.در انتها توصيه مي كنم درمورد فعالان زن ايراني مخصوصا در عرصه هاي سياسي و مبارزاتي چه پيش از انقلاب و چه بعد از آن بيشتر مطالعه كنيد
موفق باشيد.
دوست گرامی
از اطلاعاتی که یادداشت کردید سپاسگزارم
متاسفانه طولانی شدن برخی مطالب و دشواری مطالعه صفحات اینترنتی این ایراد را دارد که توجه را کم میکند. در این مطلب از همان ابتدا سعی کرده ام گروه مورد نظر خودم را محدود و مشخص کنم. نمونه زنانی که پس از پیروزی انقلاب و تحت تاثیر تفکرات پیروز به میدان آمدند مقصود این نوشته بوده است. کسانیکه مستقیما تحت تاثیر انقلاب و به طور مشخص اندیشه های اسلامی متفاوت امام خمینی قرار گرفتند و…طبعا بزرگوارانی که شما از آنها نام بردید در این گروه قرار نمیگیرند. ضمن اینکه دسته بندی محدود ومتاخر اصلاح طلب را(که به اندازه کافی جامع و مانع نیست) برای خانمهایی که از آنها سخن گفتم صحیح نمیدانم
پاینده و پوینده باشید
on 27 Oct 2008 at 3:34 pm 2.pedram said …
چقدر نظرات غزالي در آنزمان جالب بود. انگار در زمان ما مي زيسته. از اون بالاتر چقدر غمناك بود كه سالهاست داريم درجا مي زنيم و وضعيتمان همان است كه قرن ها پيش بوده…انگاري متحجرين از دين زنجيري ساخته اند كه لوتر ها و كالوين هاي مسلمان نيز نتوانسته اند آنرا بدرند.
كتاب خانم كديور كتاب جالبي بنظر مي رسد باشد اما هنوز بر اين باورم كه با جميله كديورها و فائزه رفسنجاني ها به جايي نمي رسيم. وقتي زناني مدرن تر و مبارزتر در جنبش هاي زنان وجود دارد كه صدها مرتبه روشن تر از بانواني مي انديشند كه هنوز برقعه بر سر مي كنند
متشكرم
دوست خوبم
من فکر میکنم غزالی از ما جلوتر بوده است چرا که دست کم از تمام آنچه یاد شد به عنوان عقوبت ونه امری طبیعی و عادلانه یاد میکند، ضمن اینکه به نظر من سرکردن برقع یا سر نکردن آن مطلقا ارتباطی با میزان روشن اندیشی آدمها ندارد، صاحبان تفکر در هر لباسی محترم هستند و باید بر مبنای اندیشه هایشان قضاوت شوند
پاینده و پوینده باشید
on 27 Oct 2008 at 4:00 pm 3.متفکر تند said …
اگر سری به یکی از کشورهای اروپای غربی بزنید، نصایح و نوشته های غزالی درباره ی زن را حداکثر به عنوان دستمال کاغذی می تواند در دستشویی به کار برد.
on 29 Oct 2008 at 12:51 pm 4.فقير said …
بسم الله الرحمن الرحيم
مطلب جالبي بود
اگر يادتان باشد در نخستين يادداشتهايي كه برايتان نوشتم به جمله اي از امام خميني اشاره كردم كه متاسفانه با پيش داوري ها و اتهام هاي ذهنيتي شما به اينجانب مورد دقت قرار نگرفت . جمله اين بود “زن مظهر تحقق آمال بشر است ” تاكيديكه بر كلمه بشر شده مي تواند سوء تفاهم غير اصيل بودن زن را رفع نمايد .
نكاتي كه در اهيمت انديشه امام در رشد و حركت زنان اين جامعه بدان اشاره كرده ايد مهم است لكن منظومه فكري امام راجع به زن را در كليت آن بايد فهميد
ايشان تربيت مادر يا زن را تربيتي پيامبر گونه مي دانند و همانطور كه بهتر از من ميدانيد هيچ پيامبري كلاس منطق و فلسفه و اخلاق برقرار نكرد بلكه با عمل و ظرافتهاي انساني ، انسانها را به خويشتن انساني خويش دعوت مي نمودند
اينكه مي بينيم زنان ما چنين تغييري را در نهضت در خويش ديدند اولا نتيجه تغيير و تحولات ارزشها و آرمانهاي جامعه كه صادقانه از سوي آن بنده خوب خدا مطرح مي شد بود ( در اين رابطه كتاب “زن” دكتر شريعتي اشاره هاي جالبي دارد)و ثانيا ضرورتا در قالب حركتهاي ظاهري و عيني بروز و ظهور نيافت بلكه در عمق نگاه و بينش و منش زنان بزرگوار جامعه اسالميمان فضاي از خودگذشتگي و جان نثاري در راه تحقق آرمانهاي والا را فراهم ساخت (كه اين امر هم در بيانات مختلف امام خميني در رابطه با زن در كتاب تبيان ”زن ” ايشان منعكس است .
و در انتها بازهم يادآور مي شوم كه نگذاريد واقع گرايي بيش از اندازه شيريني حضور در “جهان آرمانها” كه متناسب با “وجود انساني” انسان شايد واقعيتر از جهان واقعيمان باشد ! را از شما سلب كند!!
اميدوارم پيش و بيش از آنكه به پاسخ بيانديشيد همدلانه و با سمت و سوي تفهم آنچه را كه به اجمال و اختصار هرچه تمامتر بيان شد بيانوشيد!!
موفق باشيد.
on 30 Oct 2008 at 4:37 pm 5.محمود said …
سلام
من هم تعدادی از زنانی که سعی می کنند به چنان تصویری از زن پایبند باشند و در این راه تمام صداقتشان را به کار می بندند را دیده ام ولی اغلب آنها به سختی توانسته اند این الگو را حتی به دختران خویش منتقل کنند. این الگو همانگونه که گفتی ، دارای تناقضاتیست که کسی که در بستر انقلابی آن دوران زندگی کرده ، می تواند با آنها کنار بیاید ولی دختر و زن جوان امروز از تحمل آنها عاجز است
شاد و امیدورا باشی
on 01 Nov 2008 at 2:07 am 6.سارا said …
سلام
خانم نصر من شاید به اندازه شما درباره زنان فعالی چون —- و دیگران ندانم اما همین قدر می دانم که این زن با آن —– چگونه می تواند در پی اصلاح وضع جامعه اش باشد. همین ها اگر می توانند جلوی قاچاق دختران را بگیرند که خوب می توانند و قدرتشان را هم دارند اما نمی خواهند فقط به این دلیل که به نفع خودشان نیست . می شود بگویید کدام فعالیت کدام اصلاح کدام بهبودی و کدام قدم مصلحجویانه را برای زنان و دختران فلاکت زده این جامعه برداشته اند که من نمی توانم آن را ببینم ؟؟؟؟
on 02 Nov 2008 at 4:00 am 7.مانا said …
سلام
مثل هميشه مطلبتون خوندني و قابل تامل بود
به قلم خوبتون تبريك ميگم
توي گروهم يه سوال پرسيده بودم از دوستانم پرسيدم ( زن به چه معناست؟) جواب اين سوال براي من خيلي مهمه. وقتي به جواب دوستانم نگاه ميكردم متعجب شدم چون اونها هم جوابي ندادن و فقط نقش يك مادر يا دختر رو ترسيم مي كردند در صورتي كه من پرسيده بودم زن به خودي خود به چه معناست.
مي خواستم اين سوال رو از شما بپرسم منظور از اين گفته سيمون دوبوار چيه كه گفته زن زن زاده نميشه بلكه زن ميشه
واقعا زن به چه معناست؟
توي وبلاگم يه داستان از خودم زدم خوشحال ميشم تشريف بياريد و نظرتون رو بدين
مانا باشيد
دوست خوبم
از لطف شما سپاسگزارم. اما در مورد پرسشتان: ابتداشما به من بگویید”مرد چیست؟” به نظر شما ایا میتوان به این پرسش پاسخ جامع و مانعی داد؟
زمانیکه دوبووار میگوید زن ساخته میشود میخواهد به تاثیر اجتماع و فرهنگ بر ایجاد خصلتهای زنانه اشاره کند. و از آنجا که ما تنها یک فرهنگ و یک اجتماع واحد نداریم بناباین یک زن واحد هم نداریم بلکه ما با انبوهی از زن ها مواجه هستیم (چنانکه انبوهی از مردها) بنابراین میخواهم از لفظ شباهت خانوادگی ویتگنشتاین کمک بگیرم و بگویم آنچه ما تحت عنوان زنانگی( نه خصوصیات زیستی زن) میشناسیم انبوهی از ویژگیهای متفاوت و حتی متناقضی هستند که تنها دارای نوعی شباهت خانوادگی با همند و نمیتوان همه آنها را ذیل عنوان زن جمع کرد و مطمئن بود همه زنان را شامل خواهد شد
پاینده و پوینده باشید
on 02 Nov 2008 at 2:47 pm 8.مریم م said …
سلام مریم عزیز
هر بار که اینجا را باز کرده ام تا بخوانم، به آخر امام محمد غزالی که رسیده ام متوقف شده ام
آنقدر همین چند سطر سنگین بود که قدرت ادامه برایم نمی گذاشت
این روزها به همه چیز ظنین ام
حتا به توجیهاتی که می کنیم تا مثلا سهم انسان بالغ را در تعیین سرنوشت خویش نادیده نگرفته باشیم
به راستی ما کجای این گنبد کبودیم؟
on 03 Nov 2008 at 12:20 am 9.*سارا* said …
سلام
خیلی وقته مطالبتون رو دنبال می کنم و حتی در مواقعی که باهاتون موافق نبودم بازهم از نکته بینیتون لذت بردم.
یک سوال: فکر میکنی ظلمی که جوامع در حق مازنها کردن بیشتر بوده یا ظلمی که خودمون در حق خودمون کردیم؟؟؟؟
هماره شاد و مفید باشین
on 03 Nov 2008 at 10:34 am 10.مجید نصرابادی said …
مریم خانم نصر اصفهانی
سلام و درود
پیشتر از این به سایت شما چندین بار سر زده بودم اما فرصت و مجال دست مریزاد بر شما را نداشتم. از خواندن مطالبتان لذت میبرم و به همین خاطر سعی خواهم کرد که این آخرین پستتان را در هفتان معرفی کنم. امیدوارم که مورد قبول سردبیرانش واقع گردد. از بابت لینکی که در مورد هانا آرنت در لینکستانتان گذاشتهاید نیز ممنونم. اگر مایل بودید می توانید پست “دو دلداده فیلسوف: هانا آرنت و مارتین هایدگر” و همین طور پست “آقایان نخوانند:«ارسطو سواری»” و در بخش آرشیو موضوعی پستهای “مطالعات فرهنگی جنسیتی” را مطالعه کنید و نظرات ارزشمندتان را مرقوم بفرمایید.ضمناً من شما را به یونان سنجاق میکنم تا فراموشتان ننمایم.
پایدار و مانا باشید
بدرود
مجید نصرآبادی
on 03 Nov 2008 at 1:36 pm 11.مانا said …
سلام
قبل از هرچيز مي خواستم از حضورتون و نظر هرچند كوتاهتون تشكر كنم
و همچنين درباب پاسختون به پرسشم
من بر اين عقيده هستم كه سلطه تقريبا هميشگيه مردان در نظام هاي اجتماعي و وجود نظام مرد سالاري دنيايي مردانه اي ساخته است. اگر كمي به جامعه مرد سالاري خودمان نگاهي بيندازيم مي توانيم اين جامعه را به خوبي درك كنيم
من پرسشم را به گونه اي ديگر مي پرسم
در چنين نظامي آيا مي توان زني را يافت كه بدور از تاثير پذيري از اين نظام قابل تعريف باشد؟
من در هر كجا كه مقاله اي در باره زنان مي خوانم يا ميشنوم تعاريف زن را در تضاد با مردان و يا در راستاي تعريف مردانه ديده ام. آيا اين جمله كه زن موجوديست كه مرد نيست تا چه حد مي تواند درست باشد.
و اما درباره گفته خانم دوبوار “زن زن ميشود” آيا زن قبل از زن شدن چه گونه فرديست و آيا زن شدن به معناي جدايي از آن فرديت است؟
من با اينكه يك پسر هستم ولي هميشه براي زنان احترام زيادي قائل بودم همچنين براي مادر عزيزم كه با سختي هاي زيادي كه همين دنياي مردسالارنه برايش ايجاد كرد با موفقيت به راهش ادامه ميدهد.
براي شما و تمام زنان پاك و آزاد انديش ايراني آرزوي موفقيت دارم.
اگر كيفيت پيامم مطلوب نيست عذر مرا بپذيريد چون پيغامهاي قبلي من كه به نسبت با كيفيت تر بودند و منظورم را بهتر ميرساند متاسفانه ثبت نشدند.
از حضورتان در وبلاگم خوشحال ميشوم
مانا باشيد
دوست گرامی
به نظر بعید می رسد که بتوانیم زنی را پیدا کنیم که از تاثیرات نظام مردسالار حاکم برکنار مانده باشد مگر اینکه در دوران شیرخوارگی در یک جزیره متروک و به لطف ماده گرگان پرورش یافته باشد!اما در مورد اینکه زن موجودی است که مرد نیست: درست است، زن مرد نیست ولی اصطلاح بسیار مشهوری وجود دارد که میگوید”علیرغم همه تفاوت ها زنان بیش از تمامی موجودات دیگر به مردان شباهت دارند و برعکس”میخواهم بگویم این تعریف عجیب و غریب -که دشوار بتوان نام تعریف بر آن گذاشت-سخن غریب است!میگویم تعریف نیست بخاطر اینکه هیچ مجهولی را معلوم نمیکند: از شما میپرسم اگر زن مرد نیست آیا هر چیز که مرد نیست زن است؟ ما حتی نمیتوانیم بگوییم هر انسانی که مرد نیست زن است. همانطور که میدانید در دنیای حقیقی ما با جنسیت های متفاوتی سرو کار داریم…به نظر من ما هر تعریف ایجابی واحدی که از زن بدست بدهیم نمیتوانیم مابه ازا واقعی برای آن پیدا کنیم
اما در مورد سخن دوبووار باید آن را بر پایه این اصل اگزیستانسیالیستی فهمید که وجود بر ماهیت مقدم است. یعنی در واقع ممکن است انسان یک مونث از نژاد انسان باشد اما این تمدن است که زن را می آفریند و تعریف میکند که زنانه چیست. در واقع این جمله دوبوار برپایه فلسفه اگزیستانس، سرچشمه تفکیک میان جنس و جنسیت در فلسفه فمینیستی است که اینجا مختصری در ارتباط با آن توضیح داده ام
http://www.critic.ir/index.php/archives/87
امیدوارم سوال شما را درست فهمیده باشم و منظور خودم را هم درست رسانده باشم
پاینده و پوینده باشید
on 03 Nov 2008 at 1:39 pm 12.muhamad said …
میدانم که مد نیست از این آدمها دفاع کنیم و مد شده است که به همه چیز و همه کس فحش بدهیم و بد و بیراه بگوییم اما به نظر من این زن هایی که از آنها نام بردید زنان کوچکی نیستند. آنها با حضور حداقلی خود در عرصه های مختلف این خدمت را به زنان ایرانی کردند که اجازه ندهند مردان یکسره بر همه چیز غالب شوند. آنها شاید کوتاه آمده باشند یا حالا حتی اعتقادشان این بوده باشد ولی این چیزی از ارزش حضورشان کم نمیکند. حقیقتا با کنار رفتن این آدمها در سالهای اخیر چه شده است ؟ آیا به چیزی جز سلطه مطلق مردان و نگاه تنگ سنتی آنها به زنها دست یافته ایم؟
on 04 Nov 2008 at 11:33 am 13.محمد کامبیز said …
سلام
علاوه بر مطالبی که شما اشاره کردید مشکل دیگری که وجود دارد کسانی هستند که در زندگی مانند تاجران مرزی رفتار می کنند .مثلا اگر زن باشند هم مواهب زن سنتی را می خواهند وهم مواهب زن مدرن یا اگر بخشی از حاکمیت باشند از مدرن ترین شیوه ها برای اعمال قدرت استفاده می کنند اما از تاریخ صدر اسلام مثال می آورند که بله مثلا اشعث …..واقعا که روزگار غریبی است
on 04 Nov 2008 at 1:38 pm 14.رزیتا said …
سلام
خیلی جالب است شما به راحتی تمام تلاش و سعی خانم کدیور در کتاب مذکور را با جملاتی و واژه هایی با بار معنایی منفی کم اهمیت و غیر عملی جلوه می دهید!
جمله آخرتان را نگاه کنید:
” در نهایت همچنان در حصار کلی گویی هایی درباره حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) به عنوان الگوی زن مسلمان اسیر است”
کاربرد واژه های «کلی گویی»و«اسیر»در جمله شما کارکردی جز تحقیر ندارد!
با این توصیفات دیگرنویسندگان و فمنیستهای لائیک را نیز می توان نهایتاً اسیر در همان حلقه تفکرات و نوشته های سیمون دوبوار دانست.
شجاع باشید و اگر مخالف دین مداری درباره زنان هستید؛ بگویید تمام اینها مزخرفاتی بیش نیست وبس!
on 04 Nov 2008 at 1:58 pm 15.مانا said …
سلام
ممنون از باب توضيحاحتون
حقيقت من با اين جمله بشدت مخالفم و دوست داشتم ملاك تعريف زن را مرد قرار نمي داد .
من به دنبال تعريفي هستم كه براي بيان آن از اين معيار گذر كرده باشد و به مفهومي درخود براي بيان زن رسيده باشد يعني زن را از ديد يك زن و در دنيايي زنان تعريف كند.
حال يك سوال پيش مي آيد دنيايي كه در آن مبنا بر پايه ديدگاه هاي صرفا زنانه باشددر آن جامعه به چه سمتي پيش ميرود؟.
حقيقت من طرح داستاني را بر پايه همين تفكر نوشته و در حال نوشتن داستان آن هستم . داستاني كه در آن زايشي صورت نمي گيرد و سالهاست كه دنياي مردان و زنان با حصاري از هم جدا شده.
بابت تمام زحمتهايي كه به شما ميدم عذرخواهي ميكنم
من ميل زيادي به بحث و گفتگو دارم و تقريبا در هر جا كه فرصتي بدست آورم با دوستانم تبادل نظر ميكنم.
مانا باشيد
on 07 Nov 2008 at 11:12 am 16.ذاکر said …
از این وبلاگ حتما بازدید کنید تا به دنیایی نو از اندیشه ها وارد شوید
www.borhan.mihanblog.ir
on 07 Nov 2008 at 11:55 pm 17.anahita said …
سلام. انگار فعالیت شما نیز بعد دفاع کم شده. البته من نسبت به زمان اپدیت مطالب می گویم. هرچند مطلبی به این طولانی و پرباری به تفکر و تحقیق زیادی نیاز داره. موفق باشی. منتظر مطالب بعدیت هستم
on 09 Nov 2008 at 1:44 am 18.امید said …
من در مورد چیزایی که نمی فهمم نظر نمی دم . ببینید در این مورد آقای محمد غزالی نمی دونم از کجا این حرف رو زدن
ببینید اون چیزی که از بالا اومد پایین و هبوط کرد آدم بود . نوع آدم . تازه اون هم باید میومد . اتفاقاتی که افتاد هم یه چیزی بود که در هر صورت رخ میداد . چون خدا چیز خوب رو به آدم لایق میده . بگذریم . داشتم می گفتم . نوع آدم بود . نه آدم یا حوا . تو قرآن هم نگفته اهبطا یا اهبط . گفته اهبطوا … یعنی بیش از 2 نفر
پس آدم . حوا . یا آدم و حوا نبوده و همه آدم ها و نوع آدم در نظر بوده .
حالا که مشخص شد نوع آدم … و اون چیزی که هبوط کرده به جنسیت ربطی نداشته …
من اصلا و ابدا موافق نظر محمد غزالی نیستم
این حرف ها هم به نظر من ارزش نوشتن ندارن . شاید ارزش بررسی هم نداشته باشن . مخصوصا مورد 15 که گفته
جنسیت هیچ ربطی به فضل نداره
مطمئنم
نمی دونم چرا در مورد چیزهایی که نمی فهمن حرف می زنن
واقعا عجیبه
راستی این آهنگی که توی سایتتون دارید یه دفعه ای شروع میشه
آدم دلش می ترکه … یکم صداش رو کاش کم کنید
on 09 Nov 2008 at 1:53 am 19.امید said …
در نهایت و در یک کلمه اصلا و ابدا برای رشد هیچ فرقی بین زن و مرد نیست . اصلا نبوده … توهمی هست که توی تاریخ داده شده تا از زنا سو استفاده بشه . این رو برای این نمی گم که خودم رو برای یه عده شیرین کنم که اصلا احتیاجی ندارم . دارم حقیقت رو می گم . تو قرآن خدا گفته عاشروهن بالمعروف چون می دونسته مردا سو استفاده می کنن
زن ها رو کم سواد نگه می داشتند تا از وابستگی مادی و در پس اون فکری شون سو استفاده کنن .
که چی ؟
نمی دونم . شاید یه عده به خاطر اینکه ازشون سو استفاده حنسی بکنن
البته همه مردها اینطور نبودن
برای خود من مهم نیست که چطور بودن و چطور خواهند بود
اما من یه خواهر زاده دارم که اسمش یاس هست
نمی زارم اون و دخترای مثل اون مورد سو استفاده یه قوم حقیر قرار بگیرن
زن یا مرد . هیچ فرقی ندارن . هر دو انسان هستن
on 09 Nov 2008 at 2:02 am 20.امید said …
تعریف زن …
می دونی ؟
یه دونه از صفت های خدا حبیب هست
و آدم جانشین خداست
و خدا همه جا هست
همینطور تو فکر آدم ها
از رگ گردن نزدیک تر
بگذریم
فرض کنیم
یه زن تنها روی زمین بود
یا اینطور بگم بهتره
یه عالمه زن تنها
که همه مثل هم بودن
تن نازک
پوست لطیف
صورت زیبا
خوب
کی اونها رو دوست می داشت
چه کسی بازوهای قوی داشت
و تنومند بود؟
و گردنش به جای ظرافت کلفت بود؟
می دونی
خدا زیبایی هاش رو و بعضی اسم هاش رو
یه جاهایی گذاشت
توی زن ها
و یه جاهایی توی مردها
نهایتا اینکه
مرد و زن یه چیز هستند
به دو صورت
دو جور جانشین هستند
و هر کدوم تو ظاهرشون یه سری اسم های خدا رو نشون می دن
برای اینکه صفت حبیب رو برای هم داشته باشن
اومدن تا با هم خوش باشن و صفت حبیب رو کامل کنن
تو جانشینی خدا
صفت حبیب خدا
اینطوری پر میشه
با عشق و دوستی دو تا جانشین به هم
البته پر میشه
وگرنه جور دیگه هم هست که مقداریش پر بشه
و البته راه های دیگه هم داره
این ها چیزهایی بود که به ذهن من می رسید
فعلا بیشتر از این بهم نرسیده
on 09 Nov 2008 at 2:08 am 21.امید said …
ببینید
این حرف های فیلسوف ها و دانشمندها و … همه قصه است
درست چیزی هست که هست
زن زیباست
ظریفه
ملوسه
رمزآلوده
مرد
قوی هست
و …
همین
خوب این چیزی هست که هست
و البته این که هر دوشون آدم هستن
حالا آدم چیه …
جای صحبتش خیلی زیاده
شاید بشه تا ابد در موردش توضیح داد
ولی خوب من یه چیزایی در موردش می دونم
بهتر بگم تا حالا بهم فهمونده شده
on 14 Nov 2008 at 7:17 pm 22.وهم سبزرنگ said …
پیروز باشید…
on 23 Nov 2008 at 6:37 pm 23.محمد منتظری said …
سلام
وقتی داشتم سطرهای اول را میخواندم فکر کردم این سطور، نقل قولی از سفر پیدایش در عهد قدیم است!واقعا که تاسف بار است
در مقابل این دیدگاه، دیدگاه ابن عربی نسبت به زن قابل تامل و جالب است که توصیه میکنم مطالعه فرمایید
on 20 Dec 2008 at 4:38 pm 24.farzaneh.najarnezhad said …
با سلام واحترام .
من تقریبا تمامی مطالب شما رو با دقت مطالع کردم
ولذت بردم.
شب یلداتون شاد.
امیدوارم احظه های خوش زندگیتون مثل یلدا
طولانی وبه یاد ماندنی باشه.
on 21 Jan 2009 at 11:39 am 25.sajjad said …
با سلام.
می خواستم یه سری به وبلاگم بزنی وبا هکاری هم آن را بسازیم.
با تشکر.
on 23 Jan 2009 at 12:33 am 26.حمید said …
سلام
مطالب شما را به صورت خیلی سطحی نگاهی انداختم
بسیار زیبا و قابل تحسین نوشته اید
هرچند سخنان امثال شما مثل تعریف خواب انسان گنگ برای مشتی کر و کور است
با اینحال زحمات شما را پاس مینهم
از اینکه با شما هم رشته ای هستم به خود می بالم
موفق و موید باشید حمید کلاهدوز
کارشناس ارشد فلسف