<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress/2.0.5" -->
<rss version="2.0" 
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
<channel>
	<title>Comments on: !در دفاع از &#8220;مردانگی&#8221; زنان</title>
	<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/125</link>
	<description>با کلیک روی پروانه آبی صدای موسیقی قطع خواهد شد</description>
	<pubDate>Thu, 09 Sep 2010 01:27:27 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.0.5</generator>

	<item>
		<title>by: mohammad</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-10606</link>
		<pubDate>Thu, 19 Mar 2009 05:38:49 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-10606</guid>
					<description>یک سوال: آیا این بعضی از فمینیستا نیستند که در قالب این عنوان دارند مشکل آفرین میشند؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یک سوال: آیا این بعضی از فمینیستا نیستند که در قالب این عنوان دارند مشکل آفرین میشند؟
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: بي تا</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-10302</link>
		<pubDate>Tue, 17 Feb 2009 07:32:11 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-10302</guid>
					<description>سلام نقد جالبي بود،
زن يا مرد بودن در جامعه انسانها هميشه مسيله اصلي بوده در حاليكه همه انسانند همانطور كه شير ها شيرند نه شير نر و ماده
نميدونم اونها هم اين اختلافات رو دارن يا اين ارامشي كه ما ميبينيم
نميدونم چرا بحث از فمينيست ميشه صحبت از ضايع شدن حق يكي و مرد شدن زن ميشه مگه مردي كه آشپز ميشه مردونگيش از دست ميره كه زني كه مكانيك ميشه مرد بشه
مگه مردي كه از فرزندش نگهداري ميكنه زن ميشه چرا اينو كسي نميگه!؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام نقد جالبي بود،<br />
زن يا مرد بودن در جامعه انسانها هميشه مسيله اصلي بوده در حاليكه همه انسانند همانطور كه شير ها شيرند نه شير نر و ماده<br />
نميدونم اونها هم اين اختلافات رو دارن يا اين ارامشي كه ما ميبينيم<br />
نميدونم چرا بحث از فمينيست ميشه صحبت از ضايع شدن حق يكي و مرد شدن زن ميشه مگه مردي كه آشپز ميشه مردونگيش از دست ميره كه زني كه مكانيك ميشه مرد بشه<br />
مگه مردي كه از فرزندش نگهداري ميكنه زن ميشه چرا اينو كسي نميگه!؟
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: وهم سبزرنگ</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9918</link>
		<pubDate>Wed, 07 Jan 2009 11:29:02 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9918</guid>
					<description>نقد بسیار جالب، مختصر و مفیدی بود...
همان چیزی که جامعه ما بسیار به آن نیازمند است؛ نه آنچنان سخت و ثقیل که از حوصله خارج باشد، و نه ضعیف و ناپخته که خود نیاز به نقد داشته باشد...

جسارتا باید بگویم حرفهای خودم را می خواندم! 

پیروز باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نقد بسیار جالب، مختصر و مفیدی بود&#8230;<br />
همان چیزی که جامعه ما بسیار به آن نیازمند است؛ نه آنچنان سخت و ثقیل که از حوصله خارج باشد، و نه ضعیف و ناپخته که خود نیاز به نقد داشته باشد&#8230;</p>
<p>جسارتا باید بگویم حرفهای خودم را می خواندم! </p>
<p>پیروز باشید
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: Hassan</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9914</link>
		<pubDate>Tue, 06 Jan 2009 22:44:08 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9914</guid>
					<description>سلام.بسیاری از این برداشتها نوعی زرنگی برای چشم ÷وشی بر روی برخی حقایق است.شاد و پیروز باشین</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.بسیاری از این برداشتها نوعی زرنگی برای چشم ÷وشی بر روی برخی حقایق است.شاد و پیروز باشین
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: Protester</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9910</link>
		<pubDate>Sun, 04 Jan 2009 18:04:07 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9910</guid>
					<description>فمينيسم هم مانند سكولاريسم استعداد برداشت هايي گاه با زاويه اختلاف ها ي نزديك به 180 درجه را داره! سكولاريسم بهترين تعريفي كه مي تونه داشته باشه بي طرفي نسبت به دينه ( و نه لزوما دين ستيزي)! اين در مورد فمينيسم هم صادقه ! بي طرفي نسبت به مرد و زن (و نه لزوما مرد ستيزي)!مشكل از اون جا آغاز ميشه كه عده اي ساحر گونه پيش گويي مي كنند و مي گويند اگر زنان فلان كار را انجام دهند فلان اتفاق وحشتناكي ميفته ! خود را در پس لحن دلسوزانه مخفي مي كنند و به افراد فرصت اشتباه(البته اگه اشتباهي در كار باشه) كردن نمي دهند!همگي بالاجبار به بهشتي دعوت مي شوند كه آنان مژده ي آن را مي دهند!
همين مرز بندي مرد و زن ( حتي در خطابه )كج نهادن خشت اول خواهد بود،حال چه مي خواد از سوي دين صورت بگيره و يا از سوي يك فمينيست (با تعريف مذموم آن) دو آتيشه!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>فمينيسم هم مانند سكولاريسم استعداد برداشت هايي گاه با زاويه اختلاف ها ي نزديك به 180 درجه را داره! سكولاريسم بهترين تعريفي كه مي تونه داشته باشه بي طرفي نسبت به دينه ( و نه لزوما دين ستيزي)! اين در مورد فمينيسم هم صادقه ! بي طرفي نسبت به مرد و زن (و نه لزوما مرد ستيزي)!مشكل از اون جا آغاز ميشه كه عده اي ساحر گونه پيش گويي مي كنند و مي گويند اگر زنان فلان كار را انجام دهند فلان اتفاق وحشتناكي ميفته ! خود را در پس لحن دلسوزانه مخفي مي كنند و به افراد فرصت اشتباه(البته اگه اشتباهي در كار باشه) كردن نمي دهند!همگي بالاجبار به بهشتي دعوت مي شوند كه آنان مژده ي آن را مي دهند!<br />
همين مرز بندي مرد و زن ( حتي در خطابه )كج نهادن خشت اول خواهد بود،حال چه مي خواد از سوي دين صورت بگيره و يا از سوي يك فمينيست (با تعريف مذموم آن) دو آتيشه!
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: saeed</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9898</link>
		<pubDate>Sat, 03 Jan 2009 11:08:24 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9898</guid>
					<description>salam maryam khanom alan dashtam on matlabetun ro dar morede khabgah mikhondam kheili jaleb bood va dar haghighat harfe dele man ro mizadid ma ham k yani pe3ar hastim ba hamin moshkelat dasto panje narm mikonim
weblog vaghan zibaii darid kheili khoshhalam k emrooz ba blog shoma ashena shodam 
mer30 saeed ye daneshjoye zist</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>salam maryam khanom alan dashtam on matlabetun ro dar morede khabgah mikhondam kheili jaleb bood va dar haghighat harfe dele man ro mizadid ma ham k yani pe3ar hastim ba hamin moshkelat dasto panje narm mikonim<br />
weblog vaghan zibaii darid kheili khoshhalam k emrooz ba blog shoma ashena shodam<br />
mer30 saeed ye daneshjoye zist
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: hamidhaiati</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9891</link>
		<pubDate>Fri, 02 Jan 2009 20:13:10 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9891</guid>
					<description>سلام 
سايت پربار و با محتوایی دارید.آیا با تبادل لینک موافقید؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
سايت پربار و با محتوایی دارید.آیا با تبادل لینک موافقید؟
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: عفیفه عابدی</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9888</link>
		<pubDate>Fri, 02 Jan 2009 15:45:29 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9888</guid>
					<description>سلام مریم عزیز
بابت این مطلب هم ممنونم ، پریروز سیو کردم و امروز خوندم و وقتی به بخش اظهارات آقای خرمشاهی رسیدم حسابی شوکه شدم ، لازم دونستم مقالات سیاسی ام را براشون یکجوری ارسال کنم تا به وقت افسردگی بخونن و بخنددند و دپرس نشن ...باشد که خدا هم در قبال این بذل و بخشش عنایتی به ما کند.
بازم ممنونم و آرزومند موفقیت و پیروزی روزافزون شما</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام مریم عزیز<br />
بابت این مطلب هم ممنونم ، پریروز سیو کردم و امروز خوندم و وقتی به بخش اظهارات آقای خرمشاهی رسیدم حسابی شوکه شدم ، لازم دونستم مقالات سیاسی ام را براشون یکجوری ارسال کنم تا به وقت افسردگی بخونن و بخنددند و دپرس نشن &#8230;باشد که خدا هم در قبال این بذل و بخشش عنایتی به ما کند.<br />
بازم ممنونم و آرزومند موفقیت و پیروزی روزافزون شما
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: طاهره دررودی</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9874</link>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 2008 04:28:37 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9874</guid>
					<description>این نسل قربانی چه چیزی است؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این نسل قربانی چه چیزی است؟
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: م-چكاد</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9871</link>
		<pubDate>Tue, 30 Dec 2008 16:32:37 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9871</guid>
					<description>سلام و درود.
مطلب‌‌تان به گمانم توانايي و قابليت ارائه پخته‌تر و عميق‌تر را دارا بود و شايد به خاطر نفس بلاگ نويسي و پرواي خواننده اي‌چنين عقيم تحويلش داده‌ايد.
شايد پستي نگاشتم و نقدي به اين نوشتار گذاردم.

براي لينك‌تان نام وبلاگ را
critic
بگذارم؟ يا نام ئفارسي هم دارد اين مكان؟

در پناه حق باشيد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام و درود.<br />
مطلب‌‌تان به گمانم توانايي و قابليت ارائه پخته‌تر و عميق‌تر را دارا بود و شايد به خاطر نفس بلاگ نويسي و پرواي خواننده اي‌چنين عقيم تحويلش داده‌ايد.<br />
شايد پستي نگاشتم و نقدي به اين نوشتار گذاردم.</p>
<p>براي لينك‌تان نام وبلاگ را<br />
critic<br />
بگذارم؟ يا نام ئفارسي هم دارد اين مكان؟</p>
<p>در پناه حق باشيد
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: رنود</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9869</link>
		<pubDate>Tue, 30 Dec 2008 09:16:09 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9869</guid>
					<description>در جامعه امروز ایران صحبت از حقوق زنها بسیار احمقانه است زیرا تمامی امتیازات به زنها اختصاص یافته است درتمامی سازمانه زنان شغلها را از آن خود کرده اند دانشگاه ها در اختیار زنها است در مسائل خانوادگی همیشه حق  به جانب زنهاست  در ایران بهتر است به فکر مردان بیکار باشیم که در خیابان ول می چرخند و اگر به صورت یک زن نگاه کنند به عنوان اراذل و اوباش اعدام میشوند .زنانه کردن جامعه تنها با هدف جلوگیری از اعتصاب و انقلاب صورت میگیرد.  هر زنیکه مشغول کار می شود جای یک مرد را اشغال کرده و احتمال یک ازدواج را کاهش داده است.نظریه دفاع از حقوق زنها از ان مردهای احمق است که تمایلات خود آزاری دارند واز اینکه زنان بر آنها حاکم شوند لذت می برند. در انتها باید بگویم مرد شدن زنها بزرگترین فاجعه ای است کخ جهان با آن روبرو شده است زیرا این آغاز مفاسدی بزرگتر مثل بیکاری همجنس گرائی طلاق و غیرو می شود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در جامعه امروز ایران صحبت از حقوق زنها بسیار احمقانه است زیرا تمامی امتیازات به زنها اختصاص یافته است درتمامی سازمانه زنان شغلها را از آن خود کرده اند دانشگاه ها در اختیار زنها است در مسائل خانوادگی همیشه حق  به جانب زنهاست  در ایران بهتر است به فکر مردان بیکار باشیم که در خیابان ول می چرخند و اگر به صورت یک زن نگاه کنند به عنوان اراذل و اوباش اعدام میشوند .زنانه کردن جامعه تنها با هدف جلوگیری از اعتصاب و انقلاب صورت میگیرد.  هر زنیکه مشغول کار می شود جای یک مرد را اشغال کرده و احتمال یک ازدواج را کاهش داده است.نظریه دفاع از حقوق زنها از ان مردهای احمق است که تمایلات خود آزاری دارند واز اینکه زنان بر آنها حاکم شوند لذت می برند. در انتها باید بگویم مرد شدن زنها بزرگترین فاجعه ای است کخ جهان با آن روبرو شده است زیرا این آغاز مفاسدی بزرگتر مثل بیکاری همجنس گرائی طلاق و غیرو می شود.
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: محمد صادقی</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9865</link>
		<pubDate>Mon, 29 Dec 2008 13:31:19 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9865</guid>
					<description>سلام

با گفت و گویی تازه به روزم...گفت و گو با دکتر سید حسین نصر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام</p>
<p>با گفت و گویی تازه به روزم&#8230;گفت و گو با دکتر سید حسین نصر
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: arman</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9837</link>
		<pubDate>Thu, 25 Dec 2008 00:12:29 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9837</guid>
					<description>گرامی

پاسخ متواضعانه‌تان برآنم داشت تا پاسخی دیگر بر آن بیاورم. بار دیگر جسارت را نادیده بگیرید.
نیز آنچه بیشتر راغبم می‌کند همفکری با شما و تحسین هدفتان است.
گران نیست چنین هدفی با نقصی کوچک از نیل به مقصود باز بماند؟
به هیچ روی باورم نیست که انسانی فرهیخته چون شما نتواند برای ارتقای قلم و نگارش خود تدبیری بیاندیشد یا آنچنان که گفته‌اید «کاری از شما ساخته نباشد».
که را توان انکار است که مطالعه آثار فارسی‌گویان شیرین‌قلم این سرزمین، خواننده را چنان از زیر و بم این زبان متحیر می‌کند که تفاوت نوشتار و گفتار و گاه پندارش را گریزی نیست؟

توصیه‌تان که اندکی هم بوی شکست نفسی‌‌اش عیان می‌شد (جنین نیست و به باورم پیشتر، گاهی به نثری شیوا نزدیک شده‌اید) موجب نگاهی دوباره به نوشته‌های پیشین‌تان شد.

«متفکر مصری-آمریکایی و استاد در رشته های مطالعات زنان و مذاهب دانشگاه هاروارد است. پیش از آن او استاد رشته مطالعات زنان و مطالعات شرق در دانشگاه ماساچوست آمریکا بوده است. لیلا احمد در قاهره و در یک خانواده با فرهنگ و مرفه به دنیا آمد و بنا به گفته خودش تربیت خانوادگی او و آموزه های دینی که از مادر و مادربزرگ خود دریافت کرده است – که تفاوت آشکاری با اسلام رسمی داشته است- بیشترین تاثیر را بر دغدغه های او گذاشته است. لیلا احمد کل دوره تحصیلات عالی خود را در دانشگاه کیمبریج گذرانده است. احمد از شناخته شده ترین متفکران زن مسلمان است.»

چند بار «است» را تکرار باید ؟ این زبان فعل دیگری ندارد ؟

در اوج جسارتی که از خود سراغ دارم، توصیه‌تان می‌کنم به بازبینی و بازخوانی نوشته‌ها -پیش از انتشار- نیز مطالعه فارسی‌نویسان هم عصر که کم هم نیستند و فی‌البداهه دوجین از آن‌ها را در آستین دارم.

شادی‌تان افزون

 
&lt;p align="right"&gt;آرمان گرامی&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;نقد بجایتان را میپذیرم و بدون آنکه قصد توجیه داشته باشم باید بگویم بخشی از این نقد احتمالا متوجه نفس وبلاگ نویسی و تلاش برای به روز نگاه داشتن وبلاگ است که فرصت فاصله گرفتن از متن و بازبینی های مجدد را از انسان میگیرد و این نقص بیش از هر چیز در ترجمه ها خود را نشان میدهد&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;با این وصف مطمئن باشید توصیه هایتان را بکار خواهم بست و از بذل توجهتان بسیار سپاسگزارم&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;پاینده و پوینده باشید &lt;/p&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گرامی</p>
<p>پاسخ متواضعانه‌تان برآنم داشت تا پاسخی دیگر بر آن بیاورم. بار دیگر جسارت را نادیده بگیرید.<br />
نیز آنچه بیشتر راغبم می‌کند همفکری با شما و تحسین هدفتان است.<br />
گران نیست چنین هدفی با نقصی کوچک از نیل به مقصود باز بماند؟<br />
به هیچ روی باورم نیست که انسانی فرهیخته چون شما نتواند برای ارتقای قلم و نگارش خود تدبیری بیاندیشد یا آنچنان که گفته‌اید «کاری از شما ساخته نباشد».<br />
که را توان انکار است که مطالعه آثار فارسی‌گویان شیرین‌قلم این سرزمین، خواننده را چنان از زیر و بم این زبان متحیر می‌کند که تفاوت نوشتار و گفتار و گاه پندارش را گریزی نیست؟</p>
<p>توصیه‌تان که اندکی هم بوی شکست نفسی‌‌اش عیان می‌شد (جنین نیست و به باورم پیشتر، گاهی به نثری شیوا نزدیک شده‌اید) موجب نگاهی دوباره به نوشته‌های پیشین‌تان شد.</p>
<p>«متفکر مصری-آمریکایی و استاد در رشته های مطالعات زنان و مذاهب دانشگاه هاروارد است. پیش از آن او استاد رشته مطالعات زنان و مطالعات شرق در دانشگاه ماساچوست آمریکا بوده است. لیلا احمد در قاهره و در یک خانواده با فرهنگ و مرفه به دنیا آمد و بنا به گفته خودش تربیت خانوادگی او و آموزه های دینی که از مادر و مادربزرگ خود دریافت کرده است – که تفاوت آشکاری با اسلام رسمی داشته است- بیشترین تاثیر را بر دغدغه های او گذاشته است. لیلا احمد کل دوره تحصیلات عالی خود را در دانشگاه کیمبریج گذرانده است. احمد از شناخته شده ترین متفکران زن مسلمان است.»</p>
<p>چند بار «است» را تکرار باید ؟ این زبان فعل دیگری ندارد ؟</p>
<p>در اوج جسارتی که از خود سراغ دارم، توصیه‌تان می‌کنم به بازبینی و بازخوانی نوشته‌ها -پیش از انتشار- نیز مطالعه فارسی‌نویسان هم عصر که کم هم نیستند و فی‌البداهه دوجین از آن‌ها را در آستین دارم.</p>
<p>شادی‌تان افزون</p>
<p> </p>
<p align="right">آرمان گرامی</p>
<p align="right">نقد بجایتان را میپذیرم و بدون آنکه قصد توجیه داشته باشم باید بگویم بخشی از این نقد احتمالا متوجه نفس وبلاگ نویسی و تلاش برای به روز نگاه داشتن وبلاگ است که فرصت فاصله گرفتن از متن و بازبینی های مجدد را از انسان میگیرد و این نقص بیش از هر چیز در ترجمه ها خود را نشان میدهد</p>
<p align="right">با این وصف مطمئن باشید توصیه هایتان را بکار خواهم بست و از بذل توجهتان بسیار سپاسگزارم</p>
<p align="right">پاینده و پوینده باشید </p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: محمود</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9833</link>
		<pubDate>Wed, 24 Dec 2008 11:43:05 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9833</guid>
					<description>سلام
اغلب مطالبی که در این نوشته مطرح کردید درست و پذیرفتنی اند اما برای تحقق نگاه مثبت تر به زنان که از آن سخن گفته اید باید نکته ای را در نظر بگیرید و آن شگل گیری تدریجی و تکاملی فرهنگ است. به نظرمی رسد که تغییر اینچنینی هرچند انسانی به نظر می رسد اما از دیدگاهی تکاملی در باره ی فرهنگ ،شایداقتضائات لازم برای بقا را نداشته باشد و حتی در خلاف این جریان قرار بگیرد. مدتیست این مطلب ذهنم را درگیر کرده که برای تولید چنین فرهنگ مطلوبی با چه مشکلاتی روبرو هستیم و چه میزان باید به تدریج و گذر زمان قایل بوده و خواسته ها را بر اساس استراتژی ای معقولانه تعدیل کنیم.

مقل همیشه از خواندن نوشته زیبایتان لذت بدم.
شاد وامیدورا باشید

 
&lt;p align="right"&gt;دوست بسیار گرامی آقای مقدسی&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;درمورد تدریجی بودن تکامل و تغییر فرهنگ کاملا با شما موافقم و البته درمورد اینکه شاید حتی اگر تغییر&lt;strong&gt;عمومی &lt;/strong&gt;هم روی دهد کاملا سطحی بوده و اقتضائات لازم برای بقا را نداشته باشد اما  فکر میکنم بشود مبارزات زنان را علی رغم تمام تفاوتها با مبارزات سیاهان برای آزادی مقایسه کنیم. اگرچه دید تحقیر آمیز درمورد سیاهان از میان نرفته است اما تلاش آنها برای پرورش قشری نخبه و همت بالای آنان برای ایجاد تغییر در وضعیت همگنانشان باعث شده است که امروز شاهد دستیابی سیاهان به جایگاههایی باشیم که تا چهل سال پیش  دستیابی به آنها رویایی بیش نبود. بنابراین  به نظر من در شرایط موجود از خود گذشتگی، همت بلند و تلاش "مردانه" جمعی از زنان نخبه برای دستیابی به موقعیت های ممتاز علمی و اجتماعی و سیاسی میتواند در امور مربوط به عموم  زنان  و تغییر نگاه و تلقی اجتماع به آنان در بلند مدت موثر باشد...اگر بخواهیم منتظر تغییر تدریجی فرهنگ- آنهم در شرایط فکری و فرهنگی موجودو تبلیغات منفی علیه مبارزات برابریخواهانه زنان- بمانیم باید همچنان بمانیم و بمانیم و بمانیم&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;پاینده و پوینده باشید&lt;/p&gt;
 </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
اغلب مطالبی که در این نوشته مطرح کردید درست و پذیرفتنی اند اما برای تحقق نگاه مثبت تر به زنان که از آن سخن گفته اید باید نکته ای را در نظر بگیرید و آن شگل گیری تدریجی و تکاملی فرهنگ است. به نظرمی رسد که تغییر اینچنینی هرچند انسانی به نظر می رسد اما از دیدگاهی تکاملی در باره ی فرهنگ ،شایداقتضائات لازم برای بقا را نداشته باشد و حتی در خلاف این جریان قرار بگیرد. مدتیست این مطلب ذهنم را درگیر کرده که برای تولید چنین فرهنگ مطلوبی با چه مشکلاتی روبرو هستیم و چه میزان باید به تدریج و گذر زمان قایل بوده و خواسته ها را بر اساس استراتژی ای معقولانه تعدیل کنیم.</p>
<p>مقل همیشه از خواندن نوشته زیبایتان لذت بدم.<br />
شاد وامیدورا باشید</p>
<p> </p>
<p align="right">دوست بسیار گرامی آقای مقدسی</p>
<p align="right">درمورد تدریجی بودن تکامل و تغییر فرهنگ کاملا با شما موافقم و البته درمورد اینکه شاید حتی اگر تغییر<strong>عمومی </strong>هم روی دهد کاملا سطحی بوده و اقتضائات لازم برای بقا را نداشته باشد اما  فکر میکنم بشود مبارزات زنان را علی رغم تمام تفاوتها با مبارزات سیاهان برای آزادی مقایسه کنیم. اگرچه دید تحقیر آمیز درمورد سیاهان از میان نرفته است اما تلاش آنها برای پرورش قشری نخبه و همت بالای آنان برای ایجاد تغییر در وضعیت همگنانشان باعث شده است که امروز شاهد دستیابی سیاهان به جایگاههایی باشیم که تا چهل سال پیش  دستیابی به آنها رویایی بیش نبود. بنابراین  به نظر من در شرایط موجود از خود گذشتگی، همت بلند و تلاش &#8220;مردانه&#8221; جمعی از زنان نخبه برای دستیابی به موقعیت های ممتاز علمی و اجتماعی و سیاسی میتواند در امور مربوط به عموم  زنان  و تغییر نگاه و تلقی اجتماع به آنان در بلند مدت موثر باشد&#8230;اگر بخواهیم منتظر تغییر تدریجی فرهنگ- آنهم در شرایط فکری و فرهنگی موجودو تبلیغات منفی علیه مبارزات برابریخواهانه زنان- بمانیم باید همچنان بمانیم و بمانیم و بمانیم</p>
<p align="right">پاینده و پوینده باشید</p>
<p> 
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: پویا</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9831</link>
		<pubDate>Wed, 24 Dec 2008 07:49:35 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/125#comment-9831</guid>
					<description>با سلام
خانم مریم گرامی, زن امروز هرچه هست, حاصل انطباق هزاران ساله اش با جبر طبیعی و اجتماعی اش است. سالیان درازی به طول خواهد انجامید تا زنان بتوانند وضعیت خودشان را تغییر دهند. آنها هزاران سال است نقشی جز اثاث المطبخ بودن و گرمابخش بستر بودن را برای مردان بازی نکرده اند. تلاش امثال شما را ارج مینهم و امیدوارم زنان عزم جزم کنند و حق خود را استیفا کنند. و دقیقا اینجاست آن نکته اساسی !
گرفتن حق بدون پذیرش مسئولیت های متناسبش غیر ممکن است. تا وقتی از حق حرف میزنی صحبت هایت خوشایند است. اما هنگامی که از مسئولیت های متناسب با آن حرف میزنی زنان وحشت میکنند. شما چند دختر را میشناسید که حاضر باشند از نفقه و مهریه(که رک بگویم, نوعی برده خریدن و برده داری است) بگذرند و در عوض از شوهرشان بخواهند بطور رسمی و محضری تمام اختیارات قانونی یک طرفه را که به نفع مردان نوشته شده از خود سلب کنند تا زوجین با برابری کامل (هم از لحاظ حق و هم از لحاظ مسئولیت) عهده دار زندگی زناشویی شوند؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام<br />
خانم مریم گرامی, زن امروز هرچه هست, حاصل انطباق هزاران ساله اش با جبر طبیعی و اجتماعی اش است. سالیان درازی به طول خواهد انجامید تا زنان بتوانند وضعیت خودشان را تغییر دهند. آنها هزاران سال است نقشی جز اثاث المطبخ بودن و گرمابخش بستر بودن را برای مردان بازی نکرده اند. تلاش امثال شما را ارج مینهم و امیدوارم زنان عزم جزم کنند و حق خود را استیفا کنند. و دقیقا اینجاست آن نکته اساسی !<br />
گرفتن حق بدون پذیرش مسئولیت های متناسبش غیر ممکن است. تا وقتی از حق حرف میزنی صحبت هایت خوشایند است. اما هنگامی که از مسئولیت های متناسب با آن حرف میزنی زنان وحشت میکنند. شما چند دختر را میشناسید که حاضر باشند از نفقه و مهریه(که رک بگویم, نوعی برده خریدن و برده داری است) بگذرند و در عوض از شوهرشان بخواهند بطور رسمی و محضری تمام اختیارات قانونی یک طرفه را که به نفع مردان نوشته شده از خود سلب کنند تا زوجین با برابری کامل (هم از لحاظ حق و هم از لحاظ مسئولیت) عهده دار زندگی زناشویی شوند؟
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
</channel>
</rss>
