Posts or Comments 10 March 2010

زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 01 Feb 2009 05:03 pm

شیرین نشاط

…سوابق افتخارات و شناسنامه آثارش میگوید شیرین نشاط مال همسایه است. سوابق شجره نامه‌ای و دلبستگی هایش میگوید شیرین نشاط مال ماست
از مجموعه زنان الله 

الف- شیرین نشاط هنرمند ایرانی مقیم آمریکا قطعا از نام‌آورترین و مطرح ترین هنرمندان هنرهای تجسمی ایران  در خارج از ایران است. خانم نشاط، عکاس و هنرمند ویدئو، در سال 1333 در قزوین به دنیا آمده و از سال 1974 میلادی مقیم آمریکا است. او پس از انقلاب تنها یک بار آن هم پس از شانزده سال  به ایران سفر میکند و این سفر و مشاهده تفاوت های ایران و ایرانیان  پیش و پس از انقلاب تجربه منحصر به فردی برای او محسوب میشود تا در بازگشت نخستین اثر هنری شایان توجه خود تحت عنوان زنان الله را ارائه کند: این اثر مجموعه عکس های سیاه و سفیدی  حاوی تصاویر زنان محجبه چادری با تفنگ و نوشته ها و نقش و نگارهای مارپیچ بر دست و صورتشان است.  شهرت اصلی خانم نشاط با همین عکس ها است که شروع میشود و در همین زمینه ادامه می یابد

 زمینه اصلی و همیشگی تقریبا همه کارهای عکاسی و ویدئویی خانم نشاط «آئین» است. آیین که در یک تعریف وسیع شامل مذهب، اسطوره، آداب و مناسک میشود و به صورت پوشاک متحدالشکل سنتی(پیراهن سیاه مردان و چادر سیاه زنان) گرد هم آیی آدمها،حلقه زدن های گروهی، جدا بودن زنان و مردان از یکدیگر، نوشته ها ی احساساتی با بار فمینیستی و نقش و نگارهای نقاشی شده بر دست وپا و اندامها تصویر میشود. در فیلم های چند دقیقه ای (پنج تا ده دقیقه ای) خانم نشاط این تکیه بر آیین وضوح بیشتری می‌یابد: سر و صدا ها و اصوات و آوازها ، طنینی بازمانده از نوحه خوانی ها و ورد خواندن و ذکر گفتن دارند. در مجموع میتوان گفت که «وسوسه آیین در کارهای خانم نشاط وسوسه و پیام اصلی اوست» و این امر آشکارا در حرکات دسته جمعی زنان و مردان در آثار او هویدا است. کارهای جدید خانم نشاط  در این سالها به صورت رنگی و بر مبنای داستان زنان بدون مردان نوشته خانم شهرنوش پارسی پور شکل گرفته اند

از مجموعه زنان الله
ب-  میتوان گفت که کارهای خانم نشاط اساسا درباره  زنان و اسلام است. اگرچه او را  مشهورترین هنرمند  فمینیست خاورمیانه ای تبار میدانند، خود در اظهار نظر مشهوری گفته است که «من فمینیست نیستم اما متوجه شده ام که از طریق مطالعه بر روی زنان آدم میتواند به قلب – یا حقیقت- فرهنگ دست پیدا کند» کارهای خانم نشاط اگرچه ظاهرا تنها یک بار در ایران (موزه هنرهای معاصر تهران و به بهانه نمایش تبلیغات دشمنان علیه انقلاب) نمایش داده شده است اما در خارج از ایران با استقبال چشمگیری مواجه بوده است. نوشته های غربیان درباره خانم نشاط سرشار از شگفتی و ستایش است چنانکه آثار او را بیانگر«قلب، ذهن و روح اسلام» میدانند. رسانه های جهانی از آثار خانم نشاط استفاده های تبلیغاتی فراوانی کرده اند که به گفته صاحب نظران باعث به وجود آمدن نگاه های غیر منصفانه نسبت  به کارهای ایشان و تحت الشعاع قرار گرفتن «پدیده  شیرین نشاط»  شده است. برخی از صاحبنظران تذکر میدهند که سو استفاده هایی که به صورت گسترده توسط جوامع هنری و غیر هنری آمریکایی و اروپایی از آثار خانم نشاط انجام شده است به ما این حق را نمی دهد که بر او خرده بگیریم یا تکلیف کنیم که باید بهره برداری های مغرضانه و تاویل های بددلانه را پیش بینی کند و به نفع مصلحت اندیشی حرف دلش را فرو بخورد  و سکوت کند در مقابل تجربه وهم آلود و هراسیده ای که پس از سفرش به ایران بدست آورد…هراس از آیین های وهم آلود و ناشناخته ای که بخاطر فاصله گرفتن او از سنت و فرهنگ قدیمی اش  و مواجهه یکباره با حجم عظیم تغییرات در آدمها و محیط هایی که می شناخته به وجو آمده است. اینها همه در حالی است که خانم نشاط در مصاحبه هایش آثارش را دارای رویکردهای مثبت به اسلام میداند و برخی نوشته های غربی درمورد کارهای ایشان هم موید این مطلب است. برخی مقالاتی که درباره ایشان نوشته شده است نشاط را هنرمندی میداند که توانسته است دید مردمان غربی را نسبت به اسلام و زنان مسلمان ایرانی بهبود بخشد

از مجموعه زنان الله اثر شیرین نشاط
ج- اگرچه دسترسی به آثار خانم نشاط در ایران بسیار دشوار و در برخی موارد ناممکن است اما با این حال او دست کم در میان اهالی هنر و فمینیسم چهره شناخته شده ای است. مشاهده آثار ایشان حتی تحسین غیر متخصصان و نا آشنایان به هنر جدید را هم برمی انگیزد… با این حال خیلی بعید است شما یک ایرانی رشد یافته در ایران و ساکن ایران باشید و با مشاهد این بازنمایی از خودتان اندوه تلخی را با تمام وجود حس نکنید. انگار یک نفر دارد شما را از طریق یک عکس و از دریچه تار و تنگ یک دوربین قدیمی روایت میکند…احساس تلخی که تداعی کننده برخی اشعار ترانه های محسن نامجو است! حسی که تعبیر محققانه‌ای از آن را من در مقاله ای از آقای رضا فرخ فال با عنوان «اهمیت اگزوتیک بودن» یافتم
هنر اگزوتیک یا هنر بیگانه وش به هنر وامگیری شده از فرهنگهای دور افتاده اطلاق میشود. آقای فرخ فال از معادلهایی نظیر هنر غریب گردانی نام میبرد که به قول خودش نه رسا و نه گوشنواز است. در هر حال در شرح آن باید گفت هنر اگزوتیک  نحوه ای از بازنمایی است. بازنمودی از خود ما به دست خودمان آنگاه که اساس آن را از دیدگاهی غربی  گرفته و در خود تجسد بخشیده باشیم : اگزوتیک بودن ذاتی ماست، شاکله هویت فردی و جمعی ماست، تعریف ماست به عنوان دیگری که گفتمان استشراق(و نه شرقشناسی) جاذبه خود را از آن میگیرد. هر چه بر این غیریت بیشتر تاکید کنیم بیشتر جذاب میشویم. ما در این گنده روایت(فراروایت) از پیش تعریف شده ایم. ما نمیتوانیم به عنوان موضوع تعریف در مفردات این تعریف دخل و تصرف کنیم. برعکس میتوانیم بر عنصر اصلی آن- همان غیریت خودمان- بازهم تاکید کنیم، غلو کنیم و خودمان هم شیفته اگزوتیک بودن خودمان بشویم…اگزوتیک بودن اسم شبی است لازمه پذیرفته شدن در جوامع فرهنگی غربی

صحنه ای از ودئو شور و شعف
و این نقد تنها متوجه بازنمایی ایرانیان- خاصه زنان ایرانی- در آثار خانم نشاط نیست که ویژگی  بسیاری از فراورده های فکری و فرهنگی هموطنان ما است. فراورده هایی که ما را در نهایت بدویت ترسیم میکنند. در این بدویت ما با وسایلی ابتدایی سرو کار داریم و گرفتار ابتدایی ترین مسائلیم تو گویی ما به طور کلی فارغ از مسئله پیچیده هستیم…گویی مسئله پیچیده داشتن در ظرفیت ما نیست. ذهن هایی ساده، مسائلی ساده و فرهنگی عقب مانده و متوقف شده در اعماق تاریخ! ما نه موجودات با گوشت و پوست که اشباهی جوهری هستیم عقب مانده، آشفته و پریشان، و طبیعی و ذاتی
 شاید این جمله آقای آغداشلو در مورد خانم نشاط  وصف حال اغلب هنرمندان و البته متفکران دور از وطن ما  باشد که : دور ماندن، ناشناختگی به همراه می آورد و ترس، حاصل و ثمره این ناشناختگی است…دوری بیم های ما را به نوع و صورتی متفاوت در می‌آورد و شکاف و فاصله ای در میانه باقی میگذارد که هر روز عمیقتر میشود و دورتر میشود
 

برای مطالعه بیشتر نک
فرخ فال، رضا، اهمیت اگزوتیک بودن، فصلنامه حرفه هنرمند، ش3، زمستان 1381
پرکتور، مینا، سبکی جدید برای تقدیس تمثیل، ترجمه علی اکبر علیزاده، فصلنامه حرفه هنرمند، ش3، زمستان 1381
 آغداشلو، آیدین، مشکل خانم شیرین نشاط، فصلنامه حرفه هنرمند، ش3، زمستان 1381
کتاب زنان بدون مردان اثر خانم شهرنوش پارسی پور را اینجا ببینید

شرح مختصری از آثار خانم نشاط را در مقاله های فوق و همچین اینجا میتوانید مشاهده کنید. بخشی از ودئو زرین بر اساس داستان زنان بدون مردان را اینجا ببینید. مجموعه های متنوعی از تصاویر کارهای او را در همین سایت میتوانید ببینید
Zabel, Igor .Women in Black. Art Journal, Vol. 60, No. 4, (Winter, 2001), pp. 17-25 Published by: College Art Association
 

مطالب مرتبط
هنر فمینیستی
هنر چه کسی
سیمای زن در آثار استاد محمود فرشچیان

10 Responses to “شیرین نشاط”

  1. on 02 Feb 2009 at 12:07 am 1.بی نام said …

    من فکر می کنم یکی از این نمونه کارهارو تو موزه یهودیان در شیکاگو دیدم بی نام بود ولی الان فهمیدم اثر کیه؟ من شاعر تو هستم…..

  2. on 04 Feb 2009 at 12:53 pm 2.زن سرخپوست said …

    سلام ممنون از مطالب مفيد وبلاگتان.خسته نباشيد.

  3. on 06 Feb 2009 at 4:59 pm 3.sarah said …

    با سلام
    دیدگاه تون به کارهای نشاط جالبه.اما آیا این تصاویر تصویر واقعی زن ایرانی هست یا نه،به نظر من خیلی اهمیتی نداره.برای اینکه وظیفه مسئولیت هنرمند نشان دادن تصویر زن ایرانی نیست
    چون نشاط از همه این نشانه ها برای بیان احساسش استفاده میکنه.وتصویرسازی تصویر یابرداشتی که او بعدازسفرش به ایران یا بعد از خواندن کتاب داره.

  4. on 07 Feb 2009 at 12:06 pm 4.pedram said …

    خيلي جالب بود.
    مرسي از معرفي اين آدم.

  5. on 07 Feb 2009 at 1:46 pm 5.سعید دارائی said …

    تحليل « بازگشت ناپذير » اثر گاسپار نوئه

  6. on 08 Feb 2009 at 12:37 am 6.hamidhaiati said …

    با احترام
    دوست گرامي با بخش نخست(خوانش)منتظر ارائه نظرات ارزشمند شما هستم.ضمنا من اين پست جديد شما را نديدم. متعاقبا برمي گردم.با سپاس

  7. on 08 Feb 2009 at 3:19 pm 7.Hamed said …

    با درود و خسته نباشید
    وب سایت جالب و خوبی دارید و خوشحالم که با وب شما آشنا شدم امیدوارم تا آخر به کارتون همین جوری ادامه بدید
    من در ضمن لینکتون هم کردم….
    بدرود

  8. on 10 Feb 2009 at 11:56 pm 8.hamidhaiati said …

    سلام دوست گرامي
    ديدگاه غربيان به مقولات بنيادي جامعه ي ما همچون سنت،اسطوره و كهن الگوها …از طريق هنر ايزوتيك مي تواند بازنمايي از واقعيت موجود باشد.
    ولي آنچه در اين ميان مغفول مي ماند وضعيت نامتجانس و غيره يگانه و غير قطعي جامعه ي ما است كه آنان را گاها دچار اشتباهات تئوريك مي كند…

  9. on 16 Feb 2009 at 11:04 pm 9.بینا said …

    بنظر من خانم نشاط به شکلی نمادین به وضعیت پیچیده زن ایرانی در دوران معاصر می پردازدو بنظر نمی رسد که قصد بازنمایی واقع گرایانه یا بازتابی جامعه یا شرایط فرهنگی را داشته باشد. فضای کارها فضایی نسبتاً سورئال است. زبان زبانی به شدت نمادین است. زنانی در سیطرة فرهنگ، زنانی مدفون شده و پنهان شده زیر خروارها نوشته(نمادی از بایدها و نبایدهای فرهنگی). علاوه بر اینکه به نظر من در عکسهای جمعی اش ، خصلت توده ای جامعه ایران را نیز به شکلی نمادین به خوبی منعکس کرده است. تقدم جمع و فرهنگ جمعی بر فرد، تقدم ساختارها بر فرد.البته این بدیهی است که هر هنرمندی دارای ایدئولوژی و جهان بینی خاصی است که خواه ناخواه در اثرش منعکس است . ولی این ضرورتاً دلیل بر دگرسازی نیست.
    اتفاقاً من فکر می کنم که نشاط با دیدی همدلانه و دلسوزانه به زن ایرانی می نگرد کما اینکه در بسیاری از عکسهای پرتره اش خودش سوژه عکاسی است یعنی به شکلی دارد خودش را به عنوان زنی ایرانی درگیر آن شرایط تصویر میکند.زنی که از پس پوشش های تحمیلی ساختارهای فرهنگی(که نمادش را چادر درنظر گرفته)نگاهش، لبان بسته اش، سلولهای پوستش همه و همه می خواهند احساسات درونی اش را که در هزاران لایه پوشیده و پنهان شده عیان کنند. این تجربة من است، تجربه شماست، تجربه خیلی زنان ایرانی است که از دریچه نگاه هنرمندی مثل نشاط با زبان نمادین هنر تصویر شده چگونه می توان بر آن نام دگرسازی نهاد چون ممکن است به مذاق گروهی خوش نیاید و یا تجربة آنها را نمایندگی نکند.من نمی دانم چگونه می شود از منظر «دگرسازی» به این عکسها نگریست. وقتی در این سطح انتزاع با افراد به شکل نماد برای بیان مفاهیمی انتزاعی استفاده شده. عکسها اصلاً ارجاعات مردم شناختی و یا حتی ادعای آنرا ندارند.صرفاً می توانند آثاری سورئال باشند. بنظر من تحلیل از منظر تئوری دگرسازی درمورد کارهای هنری رئال کاربرد بیشتری داشته باشد تا چنین آثار سورئال و انتزاعی.مگر اینکه بخواهیم به دیدگاه پارانوئیک «توهم توطئه» تن بدهیم.شیرین نشاط به عنوان یک هنرمند صرفاً تجربه خودش و قشر خودش را تصویر می کند، و دیگرانی از پایگاه فکری دیگر هم تجربه خودشان را می توانند تصویر کنند کما اینکه تمام رسانه ها در دست آنها و مدام روز و شب دارند تجربه هایشان را تصویر می کنند آیا چون دیدگاه فردی مثل نشاط و تجربیات او با آنها متفاوت بوده باید برچسب «دگرساز» یا «نگاه غربی» را به او زد. آیا کسی نمی تواند نظر یا تجربة دیگری داشته باشد!

  10. on 13 Sep 2009 at 3:22 pm 10.مهران محبوبی said …

    به اندازه ای که شیرین عزیز تضاد زندگی سنتی اسلامی برای زنان را در مقابل واقعیت انسان هر کدام از آنها کنار هم می گذارد واقعیتی را بیان میکند. اشعار ایرج میرزا کمی آنرا بیان می کند. خود ما وقتی دختران از خانواده های اسلامی سنتی که به الجبار حجاب بسر می کنند در همین غرب مشاهده گرش هستیم که چطور خواسته های درونه کاملا انسانی اشان آنها را ودار می کند که نمایانگر یک تضاد در حتی ظاهر لباس پوشیدن اشان شود. البته در ایران ما در کلیت اش فرق می کند. زنان ما تظاد اشان با حکومت اسلامی است و ابدا درون اشان باچنین فرهنگی تظاد ندارند. آنهم فکر کنید بعد از سی سال. ولی در همان ایران هم شما در اقلیت زنان از خانواده های سنتی اسلامی مشاهده می کنید که چطور این تظاد درخودشان متظاهر می شود. به واقع اشعار ایرج میرزا در باب این عده از زنان بسیار مصداق دارد. بهر حال شیرین عزیز هم کار هی هنری اش نمی گویند که در مورد ایران است. آنها همین تظاد در خود زنان را نشان می دهد که چطور خواسته های نمرده درونی باقوانین ضد زن اسلام در ستیزند. برای همین کارش بسیار اثر بنیان کن خودش را دارد!

Trackback This Post | Subscribe to the comments through RSS Feed

Leave a Reply


Search Engine Optimization