<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress/2.0.5" -->
<rss version="2.0" 
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
<channel>
	<title>Comments on: شیرین نشاط</title>
	<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/129</link>
	<description>با کلیک روی پروانه آبی صدای موسیقی قطع خواهد شد</description>
	<pubDate>Thu, 09 Sep 2010 01:23:03 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.0.5</generator>

	<item>
		<title>by: مهران محبوبی</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/129#comment-28466</link>
		<pubDate>Sun, 13 Sep 2009 11:52:59 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/129#comment-28466</guid>
					<description>به اندازه ای که شیرین عزیز تضاد زندگی سنتی اسلامی برای زنان را در مقابل واقعیت انسان هر کدام از آنها کنار هم می گذارد واقعیتی را بیان میکند. اشعار ایرج میرزا کمی آنرا بیان می کند. خود ما وقتی دختران از خانواده های اسلامی سنتی که به الجبار حجاب بسر می کنند در همین غرب مشاهده گرش هستیم که چطور خواسته های درونه کاملا انسانی اشان آنها را ودار می کند که نمایانگر یک تضاد در حتی ظاهر لباس پوشیدن اشان شود. البته در ایران ما در کلیت اش فرق می کند. زنان ما تظاد اشان با حکومت اسلامی است و ابدا درون اشان باچنین فرهنگی تظاد ندارند. آنهم فکر کنید بعد از سی سال. ولی در همان ایران هم شما در اقلیت زنان از خانواده های سنتی اسلامی مشاهده می کنید که چطور این تظاد درخودشان متظاهر می شود. به واقع اشعار ایرج میرزا در باب این عده از زنان بسیار مصداق دارد. بهر حال شیرین عزیز هم کار هی هنری اش نمی گویند که در مورد ایران است. آنها همین تظاد در خود زنان را نشان می دهد که چطور خواسته های نمرده درونی باقوانین ضد زن اسلام در ستیزند. برای همین کارش بسیار اثر بنیان کن خودش را دارد!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به اندازه ای که شیرین عزیز تضاد زندگی سنتی اسلامی برای زنان را در مقابل واقعیت انسان هر کدام از آنها کنار هم می گذارد واقعیتی را بیان میکند. اشعار ایرج میرزا کمی آنرا بیان می کند. خود ما وقتی دختران از خانواده های اسلامی سنتی که به الجبار حجاب بسر می کنند در همین غرب مشاهده گرش هستیم که چطور خواسته های درونه کاملا انسانی اشان آنها را ودار می کند که نمایانگر یک تضاد در حتی ظاهر لباس پوشیدن اشان شود. البته در ایران ما در کلیت اش فرق می کند. زنان ما تظاد اشان با حکومت اسلامی است و ابدا درون اشان باچنین فرهنگی تظاد ندارند. آنهم فکر کنید بعد از سی سال. ولی در همان ایران هم شما در اقلیت زنان از خانواده های سنتی اسلامی مشاهده می کنید که چطور این تظاد درخودشان متظاهر می شود. به واقع اشعار ایرج میرزا در باب این عده از زنان بسیار مصداق دارد. بهر حال شیرین عزیز هم کار هی هنری اش نمی گویند که در مورد ایران است. آنها همین تظاد در خود زنان را نشان می دهد که چطور خواسته های نمرده درونی باقوانین ضد زن اسلام در ستیزند. برای همین کارش بسیار اثر بنیان کن خودش را دارد!
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: بینا</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/129#comment-10298</link>
		<pubDate>Mon, 16 Feb 2009 19:34:12 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/129#comment-10298</guid>
					<description>بنظر من خانم نشاط به شکلی نمادین به وضعیت پیچیده زن ایرانی در دوران معاصر می پردازدو بنظر نمی رسد که قصد بازنمایی واقع گرایانه یا بازتابی جامعه یا شرایط فرهنگی را داشته باشد. فضای کارها فضایی نسبتاً سورئال است. زبان زبانی به شدت نمادین است. زنانی در سیطرة فرهنگ، زنانی مدفون شده و پنهان شده زیر خروارها نوشته(نمادی از بایدها و نبایدهای فرهنگی). علاوه بر اینکه به نظر من در عکسهای جمعی اش ، خصلت توده ای جامعه ایران را نیز به شکلی نمادین به خوبی منعکس کرده است. تقدم جمع و فرهنگ جمعی بر فرد، تقدم ساختارها بر فرد.البته این بدیهی است که هر هنرمندی دارای ایدئولوژی و جهان بینی خاصی است که خواه ناخواه در اثرش منعکس است . ولی این ضرورتاً دلیل بر دگرسازی نیست.
اتفاقاً من فکر می کنم که نشاط با دیدی همدلانه و دلسوزانه به زن ایرانی می نگرد کما اینکه در بسیاری از عکسهای پرتره اش خودش سوژه عکاسی است یعنی به شکلی دارد خودش را به عنوان زنی ایرانی درگیر آن شرایط تصویر میکند.زنی که از پس پوشش های تحمیلی ساختارهای فرهنگی(که نمادش را چادر درنظر گرفته)نگاهش، لبان بسته اش، سلولهای پوستش همه و همه می خواهند احساسات درونی اش را که در هزاران لایه پوشیده و پنهان شده عیان کنند. این تجربة من است، تجربه شماست، تجربه خیلی زنان ایرانی است که از دریچه نگاه هنرمندی مثل نشاط با زبان نمادین هنر تصویر شده چگونه می توان بر آن نام دگرسازی  نهاد چون ممکن است به مذاق گروهی خوش نیاید و یا تجربة آنها را نمایندگی نکند.من نمی دانم چگونه می شود از منظر «دگرسازی» به این عکسها نگریست. وقتی در این سطح انتزاع با افراد به شکل نماد برای بیان مفاهیمی انتزاعی استفاده شده. عکسها اصلاً ارجاعات مردم شناختی و یا حتی ادعای آنرا ندارند.صرفاً می توانند آثاری سورئال باشند. بنظر من تحلیل از منظر تئوری دگرسازی درمورد کارهای هنری رئال کاربرد بیشتری داشته باشد تا چنین آثار سورئال و انتزاعی.مگر اینکه بخواهیم به دیدگاه پارانوئیک «توهم توطئه» تن بدهیم.شیرین نشاط به عنوان یک هنرمند صرفاً تجربه خودش و قشر خودش را تصویر می کند، و دیگرانی از پایگاه فکری دیگر هم تجربه خودشان را می توانند تصویر کنند کما اینکه تمام رسانه ها در دست آنها و مدام روز و شب دارند تجربه هایشان را تصویر می کنند آیا چون دیدگاه فردی مثل نشاط و تجربیات او با آنها متفاوت بوده باید برچسب «دگرساز» یا «نگاه غربی» را به او زد. آیا کسی نمی تواند نظر یا تجربة دیگری داشته باشد!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بنظر من خانم نشاط به شکلی نمادین به وضعیت پیچیده زن ایرانی در دوران معاصر می پردازدو بنظر نمی رسد که قصد بازنمایی واقع گرایانه یا بازتابی جامعه یا شرایط فرهنگی را داشته باشد. فضای کارها فضایی نسبتاً سورئال است. زبان زبانی به شدت نمادین است. زنانی در سیطرة فرهنگ، زنانی مدفون شده و پنهان شده زیر خروارها نوشته(نمادی از بایدها و نبایدهای فرهنگی). علاوه بر اینکه به نظر من در عکسهای جمعی اش ، خصلت توده ای جامعه ایران را نیز به شکلی نمادین به خوبی منعکس کرده است. تقدم جمع و فرهنگ جمعی بر فرد، تقدم ساختارها بر فرد.البته این بدیهی است که هر هنرمندی دارای ایدئولوژی و جهان بینی خاصی است که خواه ناخواه در اثرش منعکس است . ولی این ضرورتاً دلیل بر دگرسازی نیست.<br />
اتفاقاً من فکر می کنم که نشاط با دیدی همدلانه و دلسوزانه به زن ایرانی می نگرد کما اینکه در بسیاری از عکسهای پرتره اش خودش سوژه عکاسی است یعنی به شکلی دارد خودش را به عنوان زنی ایرانی درگیر آن شرایط تصویر میکند.زنی که از پس پوشش های تحمیلی ساختارهای فرهنگی(که نمادش را چادر درنظر گرفته)نگاهش، لبان بسته اش، سلولهای پوستش همه و همه می خواهند احساسات درونی اش را که در هزاران لایه پوشیده و پنهان شده عیان کنند. این تجربة من است، تجربه شماست، تجربه خیلی زنان ایرانی است که از دریچه نگاه هنرمندی مثل نشاط با زبان نمادین هنر تصویر شده چگونه می توان بر آن نام دگرسازی  نهاد چون ممکن است به مذاق گروهی خوش نیاید و یا تجربة آنها را نمایندگی نکند.من نمی دانم چگونه می شود از منظر «دگرسازی» به این عکسها نگریست. وقتی در این سطح انتزاع با افراد به شکل نماد برای بیان مفاهیمی انتزاعی استفاده شده. عکسها اصلاً ارجاعات مردم شناختی و یا حتی ادعای آنرا ندارند.صرفاً می توانند آثاری سورئال باشند. بنظر من تحلیل از منظر تئوری دگرسازی درمورد کارهای هنری رئال کاربرد بیشتری داشته باشد تا چنین آثار سورئال و انتزاعی.مگر اینکه بخواهیم به دیدگاه پارانوئیک «توهم توطئه» تن بدهیم.شیرین نشاط به عنوان یک هنرمند صرفاً تجربه خودش و قشر خودش را تصویر می کند، و دیگرانی از پایگاه فکری دیگر هم تجربه خودشان را می توانند تصویر کنند کما اینکه تمام رسانه ها در دست آنها و مدام روز و شب دارند تجربه هایشان را تصویر می کنند آیا چون دیدگاه فردی مثل نشاط و تجربیات او با آنها متفاوت بوده باید برچسب «دگرساز» یا «نگاه غربی» را به او زد. آیا کسی نمی تواند نظر یا تجربة دیگری داشته باشد!
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: hamidhaiati</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/129#comment-10207</link>
		<pubDate>Tue, 10 Feb 2009 20:26:26 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/129#comment-10207</guid>
					<description>سلام دوست گرامي 
ديدگاه غربيان به مقولات بنيادي جامعه ي ما همچون سنت،اسطوره و كهن الگوها ...از طريق هنر ايزوتيك مي تواند بازنمايي از واقعيت موجود باشد. 
ولي آنچه در اين ميان مغفول مي ماند وضعيت نامتجانس و غيره يگانه و غير قطعي جامعه ي ما است كه آنان را گاها دچار اشتباهات تئوريك مي كند...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوست گرامي<br />
ديدگاه غربيان به مقولات بنيادي جامعه ي ما همچون سنت،اسطوره و كهن الگوها &#8230;از طريق هنر ايزوتيك مي تواند بازنمايي از واقعيت موجود باشد.<br />
ولي آنچه در اين ميان مغفول مي ماند وضعيت نامتجانس و غيره يگانه و غير قطعي جامعه ي ما است كه آنان را گاها دچار اشتباهات تئوريك مي كند&#8230;
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: Hamed</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/129#comment-10177</link>
		<pubDate>Sun, 08 Feb 2009 11:49:06 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/129#comment-10177</guid>
					<description>با درود و خسته نباشید 
وب سایت جالب و خوبی دارید و خوشحالم که با وب شما آشنا شدم امیدوارم تا آخر به کارتون همین جوری ادامه بدید 
من در ضمن لینکتون هم کردم....
بدرود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با درود و خسته نباشید<br />
وب سایت جالب و خوبی دارید و خوشحالم که با وب شما آشنا شدم امیدوارم تا آخر به کارتون همین جوری ادامه بدید<br />
من در ضمن لینکتون هم کردم&#8230;.<br />
بدرود
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: hamidhaiati</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/129#comment-10166</link>
		<pubDate>Sat, 07 Feb 2009 21:07:36 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/129#comment-10166</guid>
					<description>با احترام 
دوست گرامي با بخش نخست(خوانش)منتظر ارائه نظرات ارزشمند شما هستم.ضمنا من اين پست جديد شما را نديدم. متعاقبا برمي گردم.با سپاس</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با احترام<br />
دوست گرامي با بخش نخست(خوانش)منتظر ارائه نظرات ارزشمند شما هستم.ضمنا من اين پست جديد شما را نديدم. متعاقبا برمي گردم.با سپاس
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: سعید دارائی</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/129#comment-10162</link>
		<pubDate>Sat, 07 Feb 2009 10:16:35 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/129#comment-10162</guid>
					<description>تحليل « بازگشت ناپذير » اثر گاسپار نوئه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تحليل « بازگشت ناپذير » اثر گاسپار نوئه
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: pedram</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/129#comment-10161</link>
		<pubDate>Sat, 07 Feb 2009 08:36:07 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/129#comment-10161</guid>
					<description>خيلي جالب بود.
مرسي از معرفي اين آدم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خيلي جالب بود.<br />
مرسي از معرفي اين آدم.
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: sarah</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/129#comment-10148</link>
		<pubDate>Fri, 06 Feb 2009 13:29:07 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/129#comment-10148</guid>
					<description>با سلام
دیدگاه تون به کارهای نشاط جالبه.اما آیا این تصاویر تصویر واقعی زن ایرانی هست یا نه،به نظر من خیلی اهمیتی نداره.برای اینکه  وظیفه مسئولیت هنرمند نشان دادن تصویر زن ایرانی نیست 
چون نشاط از همه این نشانه ها برای بیان احساسش استفاده میکنه.وتصویرسازی تصویر یابرداشتی که او بعدازسفرش به ایران یا بعد از خواندن کتاب داره.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام<br />
دیدگاه تون به کارهای نشاط جالبه.اما آیا این تصاویر تصویر واقعی زن ایرانی هست یا نه،به نظر من خیلی اهمیتی نداره.برای اینکه  وظیفه مسئولیت هنرمند نشان دادن تصویر زن ایرانی نیست<br />
چون نشاط از همه این نشانه ها برای بیان احساسش استفاده میکنه.وتصویرسازی تصویر یابرداشتی که او بعدازسفرش به ایران یا بعد از خواندن کتاب داره.
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: زن سرخپوست</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/129#comment-10129</link>
		<pubDate>Wed, 04 Feb 2009 09:23:14 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/129#comment-10129</guid>
					<description>سلام ممنون از مطالب مفيد وبلاگتان.خسته نباشيد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام ممنون از مطالب مفيد وبلاگتان.خسته نباشيد.
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: بی نام</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/129#comment-10123</link>
		<pubDate>Sun, 01 Feb 2009 20:37:57 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/129#comment-10123</guid>
					<description>من فکر می کنم یکی از این نمونه کارهارو تو موزه یهودیان در شیکاگو دیدم بی نام بود ولی الان فهمیدم اثر کیه؟ من شاعر تو هستم.....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من فکر می کنم یکی از این نمونه کارهارو تو موزه یهودیان در شیکاگو دیدم بی نام بود ولی الان فهمیدم اثر کیه؟ من شاعر تو هستم&#8230;..
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
</channel>
</rss>
