Posts or Comments 03 September 2010

يادداشت & زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 10 May 2009 02:37 am

زهرا رهنورد

 دکتر زهرا رهنورد

الف- اگرچه بعد از اعلام نامزدی آقای مهندس موسوی برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و انصراف آقای خاتمی از نامزدی در این دوره اضطراب ها و پرسش های فراوانی ایجاد شد که بسیاری از آنها همچنان به قوت خود باقی هستند؛ اما دلایل خوبی برای حمایت از آقای موسوی در این انتخابات وجود دارد که یکی از آنها-یکی از مهمترین آنها دست کم برای من- حضور خانم دکتر رهنورد و همراهی او با مهندس موسوی است که تحولی شگفت انگیز در جنس حضور زنان در این دوره از انتخابات ایجاد کرده است. خانم دکتر زهرا رهنورد یکی از مشهور ترین چهره های سیاسی زن در ایران است و در سمت های مختلف سیاسی و اجتماعی خود را به عنوان زنی موفق و کارآمد معرفی کرده است. در دولتهای پیشین نام او بارها و بارها برای تصدی پست های نظیر وزارت فرهنگ و وزارت آموزش و پرورش به میان کشیده شد. در عین حال خانم دکتر رهنورد یک چهره دانشگاهی شناخته شده نیز هست. بسیاری از دانشجویان او را به عنوان رییس سابق دانشگاه الزهرا به یاد دارند. او اکنون استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است و تنها زن ایرانی است که تا کنون توانسته به مرتبه استاد تمامی دست پیدا کند. تحصیلات خانم رهنورد در رشته های مجسمه سازی، پژوهش هنر و علوم سیاسی است و در این زمینه ها- و علوم قرآنی- صاحب آثار فراوانی است. دکتر رهنورد همچنین هنرمند بنامی نیز هست. او درنقاشی و مجسمه سازی در زمره هنرمندان صاحب سبک است و این از ویژگی های منحصر به فرد اوست که او را بیش از پیش از سایر چهره های سیاسی شناخته شده متمایز میگرداند
از دیگر ویژگیهای خاص خانم رهنورد میتوان به این نکته اشاره کرد که او برخلاف بسیاری از زنان شناخته شده در عرصه سیاست روحانی زاده نیست و هیچ وابستگی به هیچ یک از روحانیون و چهره های مبارز سیاسی مشهور پیش از انقلاب ندارد. او زنی است که خودش راه خودش را یافته و خودش انتخاب کرده است که چه بکند، به چه باور داشته باشد و چه راهی را در پیش بگیرد
ب- دکتر رهنورد زنی حدودا شصت ساله است با چهره ای مصمم و جدی و ظاهری بسیار متفاوت از تمام زنان اهل سیاستی که میشناسیم. او با همان پیراهن مردانه آبی و روسری گلدار همیشگی اش در راهروهای دانشکده هنرهای زیبا همسرش را در جلسات انتخاباتی همراهی میکند، با اعتماد به نفس فراوان دوشادوش او حرکت میکند و همراه با او درحالیکه چادر نوار دوزی شده اش را زیر بغل زده برای جمعیت دست تکان میدهد
 نه فقط مصاحبه هایش در این روزها، که سخنانش در گذشته هم بخوبی نشان میدهند که دیدگاههایی بسیار متفاوت با آنچه امروز در سیاستگذاریها در مسائل مربوط به زنان رایج است در سر دارد. او را بخوبی میتوان یک روشنفکر مسلمان توصیف کرد که اتفاقا زن هم هست و اگرچه فمینیست نیست؛ یعنی چه در کارهای نقاشی و حجمش و چه در آثار قلمی اش ردپایی از فمینیسم به آن معنا که ما میشناسیم وجود ندارد، اما نگرش زنانه به هنر، فرهنگ، اجتماع و سیاست را از نگاه خود حذف نکره است. ندادن شعارهای غیرقابل تحقق، جدیت، سنجیدگی و باورهای عمیق مذهبی او از امتیازات و ملزومات ورود به عرصه مردسالار سیاست در کشور ماست
ج- اما حضور پررنگ خانم رهنورد در کنار مهندس موسوی برکات دیگری هم به همراه داشته است که جالبترین و مهمترین آنها اهمیت یافتن ناگهانی حضور زنان در نگاه سایر نامزدهای انتخاباتی است. مثلا بطور ناگهانی شاهد حضور پررنگ خانم دکتر جمیله کدیور در میان یاران و حامیان آقای کروبی هستیم و یا مثلا بطور کاملا ناگهانی تبلیغات معنا داری حول محور همسر آقای کروبی میشنویم و یا جملات کنایه آمیز و به نحو آخوندی پرمعنایی نظیر این را در یادداشت های آقای ابطحی میخوانیم:کارگردان هنری فیلم‌های آقای کروبی اصرار داشت که خانم کروبی هم ایشان را همراهی کند. با توجه به اینکه خانم کروبی همیشه شخصیت مستقلی بوده و مستقلاً کارهای اجتماعی‌اش را انجام داده است، همراهی با همسر در موقع ثبت‌نام کار قشنگی نبود. به حرف کارگردان هنری گوش نکرد
و اگر اوضاع به همین منوال پیش برود امید آن میرود که به زودی در کنار حضور فعالانه کسانی چون خانمها ابتکار و هاشمی(همچون ادوار گذشته نزدیک به انتخابات) ورود  زنانی با گرایش به سایر جریان های فکری را نیز در کنار سایر کاندیدا ها شاهد باشیم/جشن بگیریم

دکتر رهنورد-خاتمی و مهندس موسوی در سومین همایش موج سوم

د- اگرچه این دست اهمیت یافتن ها و اهمیت دادن های مقطعی عمیقا انسان را اندوهگین میکند اما از سوی دیگر این وقایع درکنار بسیاری چیزهای دیگر نفس وجود این زوج را در انتخابات- آن هم بعد از مدتها که سهم زنان در عرصه سیاست حضور فعال ویکه تازانه خانم فاطمه رجبی و پیامدهای تاسف برانگیز و تحقیرآمیز حضور این خانم در عرصه کاملا مذکر سیاست بود-  ارزشمندتر میکند. شاید سالهای سال طول بکشد تا بار دیگر زنان / ملت ما شاهد حضوری چنین پررنگ، انسانی و موثر از زنی در این حد و اندازه در تحولات سیاسی کشور باشند. حضوری که نه تنها فی نفسه ارزشمند است بلکه باعث به میدان آمدن کسانی و طرح ارزشهایی میشود که تا چند روز پیش بی اهمیت، حاشیه ای و حتی ناپسند تلقی می شد

 
برای اطلاعات بیشتر نک
برای آشنایی با افکار و آثار خانم رهنورد و دیدن نمونه آثار ایشان اینجا و اینجا و اینجا را ببینید–مصاحبه خانم رهنورد با روزنامه اعتماد را اینجا ببینید–مصاحبه خانم رهنورد با نشریه چلچراغ را اینجا ببینید–
یادداشتی از دوست خوبم سمیه توحید لو در همین زمینه را اینجا بخوانید–در همین ارتباط یادداشت هنوز سبز-آبی را اینجا ببینیدد

سایت شخصی خانم فاطمه رجبی

سایت شخصی خانم دکتر جمیله کدیور 

مطالب مرتبط
زن  .  هنر چه کسی . شیرین نشاطفمینیسم اسلامی.  فاطمه مرنیسی  . لیلا احمد

پ.ن: از شما دعوت میکنم در بحث میان من و آقای کاشانی در مورد انتخابات شرکت کنید

آیاشما هم فکر میکنید موسوی تنها آن است که احمدی نژاد نیست؟

  استدلالهای نسرین را در دور فلک درنگ ندارد شتاب کن ببینید

پ.ن: در جریان دهمین انتخابات ریاست جمهوری نسبت به مدارک تحصیلی تشکیک هایی مطرح شد که پاسخ به آنها را اینجا بخوانید

 

32 Responses to “زهرا رهنورد”

  1. on 10 May 2009 at 10:11 am 1.فقير said …

    حضور اين زوج فرهيخته را در فضاي امروز جامعه تبريك مي گويم و اميدوارم با رياست جمهوري مهندس موسوي يك بار ديگر ارزشهاي زيبايي كه ناشي از تلفيق بيداري ملت و روشن بيني امام راحلمان بود بارديگر فضاي جامعه و كشورمان را عطرآگين كندو سدي محكم باشد بر ظاهرآرايان عوامفريبي كه در پشت آن ارزشهاي والا افكار متحجر و فزون طلبي هاي ناپاك خود را پنهان مي دارند.

  2. on 10 May 2009 at 1:28 pm 2.محمود said …

    سلام.کاملا با این حرف که یکی از مهمترین نقاط قوت میرحسین ، حضور همسرش است ، موافقم . این همراهی امیدواری بسیاری را برای کسانی که دغدغه حقوق زنان و نگاه متفاوت به آنها و همچنین فرهنگ دارند ، ایجاد کرده است.

  3. on 10 May 2009 at 9:37 pm 3.reyhane said …

    من که واقعا خوشماومد از این حرکتشون. ساختار شکنی شجاعانه ای بود. حتی همین حالا هم از دشمن و دوست خیلی ها منتقد این همراهی ها هستند و معتقدند سبکه…به نظرم باید به شهامت میر حسین موسوی هم تبریک گفت. مردان ایرانی و این کارها؟

  4. on 11 May 2009 at 8:09 am 4.محمد said …

    این تصاویر در تاریخ ایران ثبت و ماندگار خواهد شد

  5. on 12 May 2009 at 9:31 pm 5.الهام said …

    متشکرم که انقدر روشنگرانه به معرفی شخصیت هنری وسیاسی خانم رهنورد پرداخته اید

  6. on 13 May 2009 at 3:48 am 6.حسین said …

    با یاد خدایی که در اول هر سوره اش رحمانیت و رحیم بودنش بر صفات دیگر پیشی گرفته.
    اقای موسوی.. اگر اطرافیان برایت رساندند بخوان. البته از طرق دیگر نیز برایت ارسال خواهم کرد.

    اقای موسوی.. چون قلبی پاک داری برایت می نویسم و می دانم هر چند تلخ باشد تامل خواهی کرد.
    شما انسان پاک دامن و با ایمان و فروتنی هستید. انسانی که باتواضع و فروتنی و قدرت و صداقت و در نهایت پاکی هشت سال کشور را در دوران جنگ اداره کرد . ولی ازوضعیت جنگ و اینکه فرسایشی شدنش را که به ضرر ملت و مملکت بود به امام گذارش نکردید و اگر کردید مردم را لایق در جریان گذاشتنشون ندانستید وپس از جنگ کنار کشیده و در مقابل نطفه های همین برنامه هایی که برایشان معترضید با سکوتتان خون جان گرفتن در رگهایش تزریق کردید در نتیجه در مقابل اشخاص بالاتر از خودتان جسور و با پشتکار وقوی نبودید ودر نهایت خاکریز نگه دار نیستید
    شما با سکوتتان به افرادی که مشوق حضورشان در جبهه ها بودید پشت کردید.. سکوت شما خیانت بود. و کمک به شکل گیری امروزی که شاکی هستید. ایا در بوجود امدن این وضعیت. شما . ایه الله صانعی و موسوی اردبیلی ووووو. مسئول نیستید؟ هنوز با اینکه هنرمندید و باید ریز بین و عمیق باشید ولی به شاخ و برگ حمله می کنید و به علل اشاره ای ندارید. که چه عواملی باعث شد کار به اینجا بکشد.
    چه جوابی برای خدا و خون شهیدان دارید؟ شما در مقابل ناحق ها و حقکشی ها به خاک سیاه نشستن بقیه السیوفها و خانواده شهدا مسئولید و مقصر. جه جوابی دارید؟ والله فردا خیلی چیز ها بر شما تحمیل خواهد شد// ایا شما شاگرد شریعتی و مرید امامید؟
    خود قضاوت کنیذ بیش از انکه دیر شود.. حاسبو قبل ان تحاسبو. شما به احمدی نژاد می تازید. ایا این جریان خلق الساعه بود؟ چرا در نو نهالی این مسایل که اگنون فتنه می نامیدش سکوت کرذید؟
    چرا و چرا و چرا؟ میذانید و می دانیم سن شما بالاست و ادم جاه طلبی نیستید. ایا می ارزد در این سالهای مانده عمر اینقدر مردم را با انتقاد از احمدی نزاد به بر نامه های نامشخص خود امیدوار کنید.
    کاش علی ان معلم گل و دردمند بود و در پیش او با شما سخن می گفتم.کاش به او می گفتم از کسی که انگونه تعریف میکردی ” چگونه مشوق ما به جنگ . بعد جنگ ردای خود را بر سر انداخت و ما را تنها گذاشت.می گفتم به اندازه اسارت یک اسیر جنگ حق علیه باطل سختی را بر خود هموار نکرد.. چگونه می توانی از باکری سخن بگویی؟ در حالی که در اخرین لحظه های شهادت هر چه دستور دادند که به عقب برگردد بر نگشت.. گفت چگونه می توانم زنده باشم و به روی خانواده های شهدا و اسرا و جانبازان نگاه کنم در حالی که پیشرو و مشوق و فرمانده انان در این جنگ هستم . یادم نمیره شهید قاضی ( حتما میشناسید از بچه های ستاد کربلا . جهاد. البته اگر مثل بقیه جانبازان فراموش شده در گوشه اسایشگاه ها فراموشش نکرده باشید.) در غروبی غمگین در محفلی سه نفره در کنار اروند رود چه تعریفها و ذکر خیرها از دلسوزی ها و زحماتت می کرد و حقا که لایقش بودید و در ان زمان راست می گفت . لحظاتی از ان ذکر خیر نگذشته بود که به فیض شهادت نایل امد.
    چگونه در این مدت غذا از گلویت پایین رفت و خنده بر لبانت نقش بست.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    اگر مرد عمل نیستی برو کنار؟ و اگر هستی حقیقت را پس از انتخاب شدن فدای مصلحت نکن. چرا که استادت شریعتی بعید می دانم اینگونه اموخته باشدت. اگر توان نداری ..که خود اگاه تری … با سخن این و ان باور نکن که مرغ طوفانی .. شنیده ایم مولا علی در دست فرزندش حسن گردویی نهاد و پرسید در دستت چیست فرمود گردو . مولا فرمود اگر کل عالم بگویند انچه در دست توس چیز گرانبهایی است باور نکن زیرا تو خود واقفی. وباز در دستش نگین انگشتری گذاشت و باز پرسید اکنون در دست چه داری ؟ فرمود نگین انگشتر مولا علی گفت فرزندم حسن اگر کل عالم بگویند انچه که در دست داری گردو و یا شی بی ارزشی اشت . تو خود اگاهی که ان نگین انگشتر است. و میبینی درون دست چه داری… وای وای وای از تعریفهای مبالغه آمیز .انچنان زمینو زمان را به هم می دوزند که خود نیز باور می کند.

    رذیلانه تر از این رفتار رفتاری نیست که امیدی را در انسانی ایجاد کنی در حالی که بدانی از انجامش عاجزی. چه رسد ایجاد امید در انسان ها …..چه اشکال دارد با اقای کروبی سخن بگویی یا او با تو سخن گوید که یا تو بمانی و اون معاون اولت باشد و یا او بماند شما معاون اول او باشید . ترا به خدا از ضعف برنامه های احمدی نژاد جهت تبلیغ برای احساس مسئولیت کردنت مایه نگذار. زیزا که او فرزند خلف سکوتها ی ماست. از خود گله کن که سکوت کردی بر نامه های خود بگو و از اینکه تحمیل وزیری را تحمل نخواهی کرد. از افراد کابینه ات بگو .. بگو چه کسانی را برایشان وزیر خواهی کرد. از برنامه هایت بگو.. از حالا اثبات کن که به مردم ارزش قایلی ارزشی عملی نه شعاری .ضعف اای احمدی نژاد را مایه ترقی خو در رای اوردن و دلیل امدنت ارائه نکن. با مردم از حالا سخن راست بگوو بگو و بگو و بگو که حقیقت را فدای مصلحت نخواهی کرد. مردمی که برایت رای میدهند لایق گفتن اسرار بدان. با مردم بدون خدمه و حشمه مخفیانه دیدار کن
    با لباسی مبدل به تاکسی سوار شو. مخفیانه در حمع ها حضور پیدا کن.. سرزده به ادارات و سازمانای تحت مسئولیتت سر بزن.. چندین کانال گزارش ایجاد کن در معاله در جه دوم آدمی به ازائ هر چه به x بدهیم y تغییر می کند بقیه یا توان ثابت است یا ضریب ثابت یا عدد ثابت. X شما
    اطرافیان مشاوران محافظان و خبر رسان های شما هستند. پس به انها اکتفا نکن.
    خبر ها را چکیده و بولتنی مطالعه نکن
    چون سلیقه شما سلیقه شماست سلیقه خبر تهیه کن در تهیه مهم خبر ها سلیقه اوست.
    ماه ها قبل از تصمیم و مطرح شدنت برای انتخابات می خواستم در دو جلسه ازعروسیه یکی از فامیلهایت که مرا نیز راه داده بودند با تو سخن گویم و درد دلی کنم .. که رفتارت اجازه نداد. به جند کلمه بسنده کردم و اخرش پرسیدم چگونه ای خوش تیپ. و عکسی هم در خروجی با هم بر داشتیم و بعیئد می دانم یادت باشد چرا که حشرات را هروز می بینیم ولی نمی دانیم چه گفتندو جه نیازی داشتند زیرا که اهل هنریم

    .در پایان مرثیه ای که به عدم تحقق آرزوهامان و مظلومیت جانبازان برای دل خویش سروده ام برایت می فرستم

    عهد ها بشکست و پیمان ها شکست
    هر کسی کنجی خزیدو در ببست
    شد خزان و برگ و گل پژمرد مرد
    روح افسردو شرف را آز برد

    یدخلون در دین حق کم رنگ شد
    شیرو روباه و شغال هم سنگ شد
    اسب تازی هم به گاری بسته شد
    روح زندانی به تن زد خسته شد
    روح زندانی چه دانی چیست مرد
    در خزان از چه رخ گل گشت زرد
    بلبلی خواهم دلی پر رمز و راز
    تا نوازم سر دل سوزان به ساز
    تا نگرید دل به آوازها
    کی تواند پی برد بر راز ها
    سر دهد با چهچهه بلبل نوا
    گرببارد برسرم اتش روا
    از چه ای گل زرد گشتی خم شدی
    بهر چه نازک بدن در هم شدی
    غنچه بودی تازه از گلبزگ خود
    چشم نابگشوده دیدی مرگ خود

  7. on 16 May 2009 at 2:15 pm 7.SAFAKHOO said …

    در مورد زهرا رهنورد ÷ستی نوشتم که خوشحال میشم نقطه نظرتون را در مورد آن بدانم.

  8. on 17 May 2009 at 12:54 am 8.اسیایی said …

    با سلام
    خوشحال خواهیم شد در جهت همراهی خانم رهنورد
    با ما همکاری کنید .
    جنبش امید

  9. on 20 May 2009 at 12:13 pm 9.الهی said …

    با سلام
    حضور باارزش سرکارخانم دکتر رهنورد رابه تمامی بانوان ایرانی تبریک نموده

  10. on 20 May 2009 at 12:20 pm 10.پ . الهی said …

    اکنون که به فضل و مدد الهی فرصت حضور سازنده سرکار در عرصه انتخاباتی همراه با همسرگرامی فراهم گردیده است این افتخار باارزش را به سرکارعالی تبریک ، خوشامد و ارادت تمامی بانوان ایرانی را پذیرا باشید
    درود بر خانواده محترم موسوی

  11. on 04 Jun 2009 at 12:08 am 11.من said …

    دستت مرسی امشب احمدی نژاد یه جوری حرف میزد که اگر کسی خانم رهنورد را نمی شناخت فکر می کرد که اونم مثل بعضی از آدمها مدرک دکترا و دوتا فوق لیسانسش هم تقلبیه و می گویند “از آکسفورد گرفتم” فکر می کنند آکسفورد همین دانشگاه پیام نور بومهنه خودمونه و کسی نمی فهمه خالی می بندند آخرهم می خوان درشو بزارن بوش بلند نشه می گن لیاقت فقط به مدرک نیست یا می گن که این آقای محترم از موجی پیروی کرده که یک زمانی برای گرفتن دکترای تقلبی راه افتاد انگار که بگی چون خیلی ها تو این دوره زمونه دزد شدن دیگه یرای دزد ها مجازاتی نداریم اونهایی هم که دزد نیستن یا برن بمیرن یا بیان دزد بشن آقاپلیس محترم تو هم با این 10 تومن برو برای بچه ها نارنگی بخر

  12. on 06 Jun 2009 at 2:43 pm 12.شكيل said …

    براستي كه اگر فقط يك نكته مثبت در وجود كانديداها بتوان پيدا كرد آنهم حضور خانم دكتر رهنورد است از آنجا كه در ايران رياست جمهوري فقط به رجال مربوط مي شود و اناث فقط مي توانند راي بدهند لذا حضور و وجود چنين همسراني در كنار روساي جمهوري در ايران مي تواند كارگشاي خوبي براي حل معضلات و مشكلات زنان باشد

  13. on 07 Jun 2009 at 3:50 pm 13.sara said …

    به نظر من حرف های آقای احمدی نژاد درمورد مدرک شما شاید درست باشه چون مااز خیلی از مسائل پشت پرده و پارتی بازی ها وحق خوری ها خبر نداریم شما چرا فکر میکنین هرچی که خودتون وهمسرتون میگه فقط واقعیت داره فکر می کنم آقای احمدی نژاد برای رئیس جمهوری خیلی برتر

  14. on 08 Jun 2009 at 11:05 pm 14.سارا said …

    باسلام.این اولین باره که یک زوج در کنارهم این چنین قاطعانه مبارزه انتخاباتی دار ندومن خیلی خوشحالم وفکر میکنم که آنها نماد یک خانواده تحصیلکرده ودر عین حال سیاسی وبه روز هستند وبه شجاعتشان تبریک میگویم همچنین به جامعه زن ایرانی که برای اولین بار نماد خانواده را در قله سیاست قوی واستوار در کنار هم میبینند تبریک میگویم.

  15. on 09 Jun 2009 at 8:08 am 15.عرفان said …

    سلام
    آقای میر حسین موسوی میگن من احساس خطر کردم
    بخاطر وضع جاری مملکت مثلا گوشت و مرغ و لوبیا و …..
    گرونه فلانه بهمانه .
    ایشون زمانی که دانشجوهارو در زمان خاتمی از پشت بوم دانشگاه پرت میکردن پائین اونم با شعارهای اسلامی .در زمان قتلای زنجیره ای ماجرای سعید امامی - وضعیت بسته شدن جراید و زندانی شدن ناشران و اربابان جراید و لباس شخصی ها احساس خطر نکردن ؟- اصلا کجا بودن ؟اونم تو دوره خاتمی -ایناو نمونه های بسیار دیگه دستاورداقای خاتمی بودن حالامیرحسین میخوادچیکار کنه؟احساس خطرو اونموقع که رفیقشم رئیس جمهور بود باید میکرد نه حالا.

  16. on 10 Jun 2009 at 9:05 am 16.محمد said …

    خانم دکتر رهنورد سلام
    باور کن چنان مهر مادرانه ات به دل ما نشسته, که دوست داریم در راه کمک به اداره کشور بدست همسر بزرگوارت ازجانمان که ناقابل ترین است بگذریم .

  17. on 10 Jun 2009 at 9:52 am 17.fatemi said …

    خدا كند كه بيايي

  18. on 14 Jun 2009 at 4:41 pm 18.محبوبه said …

    سلام
    شمارو بخدا از رای مردم و از حق مردم دفاع کنید
    امروز من برای شما نگران نیستم بلکه برای ایران مرثیه میخوانم

  19. on 14 Jun 2009 at 6:13 pm 19.دریا said …

    اين خانم رهنوردتون که این همه پاچه خوار داره آدم متحجر و بدون آزاداندیشی است ظاهر ایشان شاید نمادی از آزادی غربی باشد،اما افکارش کاملاً متحجرانه و خیلی دیکتاتور مآب است وقتی تحمل یه ذره از انتقادهای طرف مقابلش را ندارد . چگونه می تواند آزادی را برای کشور تعریف کند؟آزادی ایشان آزادی نیست بلکه ولنگاری و بی بند وباری است! ایشان خیلی هم علاقه زیادی به خودنمایی دارند. بیچاره این 4 سال عقده ای شده بود می خواست در کنار موسوی خودی نشون بوده! وگرنه دلش واسه جوونا وملت که نسوخته بود

     

    دریا جان

    راستش من هم معمولا به آدمهایی که از ادبیاتی همچون آنچه شما دارید استفاده میکنند پاسخ نمیدهم

    پاینده و پوینده باشی 

  20. on 18 Jun 2009 at 4:57 pm 20.يك شهروند said …

    چطوريد خانم رهنورد
    حال آقاي موسوي چطوره؟
    قرصهاي آقاي موسوي را به موقع بدهيد كه خدائي نكرده از دست نروند
    آخر شنيده ام ايشان بيماري قند دارند و هيجان برايشان بد است
    از ايشان بخواهيد در منزل بمانند و كار هاي منزل را انجام بدهند زيرا هيجانهاي جامعه برايشان بد است
    به ايشان بگوئيد آخر شما را چه به رئيس جمهوري كشور ايران
    خدائي نكرده ميرفتند به يك مصاحبه اي و سكته ميكردند
    حالا به فرض اينكه رئيس جمهور ميشدند شما فكر نمي كرديد كه آبروي ايران ميرود
    بخاطر اينكه هي چيز چيز ميكردند
    توصيه يك شهروند به شما و آقاي موسوي
    بشينيد در منزل و با نوه هايتان بازي كنيد
    و لطفا آبروي ايران را نبريد
    آبروي خانواده شما برود به درك ولي نبايد آبروي ايران برود و توصيه آخر
    ديگر پايتان را از گليمتان درازتر نكنيد وگرنه قلم پايتان ميشكند

  21. on 19 Jun 2009 at 6:03 pm 21.اكبر said …

    سلام
    خوشحالم چهره واقعي شما طرفداران دروغين صلح و دوستي را ديدم ازاينكه به شما مزدور وخاءن راي دادم پشيمانم
    خداوند شماراهرچه زودتر به درك واصل كند

  22. on 21 Jun 2009 at 11:20 am 22.ستاره said …

    باورم نمی شد با هزاران عطش و امید نام میرحسین موسوی را در برگه رای خودم نوشتم ؛اما با توجه به قواعد بازی ،انتخابات به پایان رسید و نامزد انتخابی من ، نه رهبر،نه مردم؛نه حتی ایرانی بودن ،و بهایی بالاتر از آن نه امنیت ملی هیچکدوم برایش پشیزی ارزش نداشت چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟من نماینده شما در یکی از حوزه های رای گیری بودم اگر خودم با چشم آن همه دقت نظر را نمیدیدم شاید این فکر در ذهن من هم رسوخ می کرد که حتما تقلب شده و باید نامزد مورد نظرمن برنده این رای گیری میشد برای اطمینان به چند تا از دوستان در حوزه های دیگه هم زنگ زدم و پرس و جو کردم آنها هم چنین حرفی را تایید نکردند در تعجبم چه به سر ما دارد می یاد اگر واقعا کاندیداهای ما برای عطش قدرت اینطور قید رفاه و امنیت و همه چیز مردم را بگذارند کنار؟؟؟؟؟؟؟؟؟ !!!!!!!!!!

  23. on 22 Jun 2009 at 11:25 pm 23.hamid said …

    درباره عجب صبری خدا دارد چه میدانی چه میفهمی هم نطر بده

  24. on 24 Jun 2009 at 9:24 am 24.عسگری said …

    متاسفم که برای رسیدن به اهداف خود خانم رهنورد و آقای موسوی کشور و انقلاب را به بازی گرفتند
    افسوس از کشته شدگان این اغتشاش
    افسوس از دل های شکسته

  25. on 07 Jul 2009 at 11:40 pm 25.dawood said …

    من رسانه می خوانم …و تقریباهر روز به وبلاگ ها وسایت های زیادی سر می زنم ..می توانم برای شما ثابت کنم که عده ای مامور شده اند تا به بخش نظرات وبلاگ ها وسایت های پر بیننده بروند و نظراتی را در جهت خنثی سازی آن مطلب یا خبر بگذارند …آنها در بیشتر مواقع خود را طرفدار موسوی معرفی می کنند که الان به خاطر این پافشاری آقای موسوی از او برگشته اند لطفا به دوستانی که در عرصه سایت ها و وبلاگ ها فعالیت می کنند این نکته را یاد آوری نمایید!!!

  26. on 17 Jul 2009 at 12:25 pm 26.عبد ناچيز خدا said …

    ايول ايول داش اكبر و ابجي ستاره رو ايول
    چشتون دراد هميشه حق راي مياره نه ناحق و
    راستي تولد زهراجون كي هست ميخوام به شكل ناشناس يه دس لباس رسمي واسش بخرم تا اين ننگ بيشتر ابروي چادري هامونو نبرده

  27. on 26 Jul 2009 at 12:43 pm 27.حمیده غالبی said …

    سلام
    35 روز گذشت اما مادر حمزه هنوز می نویسد
    http://ghalebi.blogfa.com/post-218.aspx
    (حمزه غالبی ریس شاخه س جوانان موسوی)

     

     

    حمیده جان

    ما هم همراه با مادرتان برای آزادی آقای حمزه غالبی، آقای محمد رضا جلایی پور،خانم سمیه توحیدلو و سایر جوانان دربند دعا میکنیم

    پاینده و پوینده باشی

  28. on 22 Aug 2009 at 10:31 am 28.متين said …

    سلام دوست عزيزم
    بسيار خوشوقتم از مشاهده سايت زيبايتان
    اميدوارم تلاشتان پايدار باشد

    دوست دار شما
    متين

  29. on 27 Aug 2009 at 9:42 am 29.فرید صلواتی said …

    خواهش می کنم اگر در این مقاله من ، در انتقادهایی که من می کنم تلخی وجود دارد،این تلخی را بر من ببخشید اگر معتقدید و می بینید که درونش حقیقت است.

  30. on 09 Sep 2009 at 1:10 pm 30.(شیشه ی نازک دل) said …

    ما همه افتخار می کنیم و به خود می بالیم که در چنین وضعیتی هستیم که باید روزی جلوی استبداد و حاکمیت مطلق را گرفت.

    به امید آن روز.

    سبز باشید.

  31. on 17 Dec 2009 at 12:42 pm 31.مهديس said …

    سلام به همه كساني كه به حجاب به چشم پوشش سياه مينگرند مخصوصا آقاي عبد ناچيز خدا!!!!
    من به عنوان يكي از دختران ايران زمين به خودم ميبالم كه زهرا رهنورد يك ايزاني است زني با تحصيلات عاليه با پوشش ايراني-اسلامي با فكر برتر كه نمادي از يك زن ايراني ست
    متاسفانه افرادي مانند اقاي عبد كه تنها سلاحشان تهمت و ناسزاست زن را در پس صندوقخانه ميخواهند
    خانم رهنورد بدان كه هيچوقت در بروي يك پاشنه نميچرخد
    و شما براي دختران ايران زمين هميشه الگو خواهيد ماند.

  32. on 11 Jan 2010 at 6:52 pm 32.شهاب الدین صفوی (پزشک جراح) said …

    سرکار خانم رهنورد
    با احترام اکنون که فریاد عدالت خواهی شما و شوهر شما گوش فلک را کر نموده است من پزشک جراح 66 ساله پرسشی از محضر سرکار و شوهر نازنین سرکار دارم.
    - در زمان نخست وزیری جناب آقای موسوی من پزشک فقط بدلیل انکه حاظر نشدم خواسته غیر قانونی و غیر اخلاقی یکی از صاحبان قدرت را در شیراز اجابت کنم بیدلیل و بیگناه دستگیر شدم . ماهها در زندان فحش شنیدم خودم و خانواده ام تحقیر شدیم شلاق خوردم و پس از تحمل هزاران بدبحتی و فلاکت پس از چندین ماه مثلا ازاد شدم و با یک نامه بدون امضا بخدمت رسمی من در بهداری شیراز خاتمه داده شد.
    دلم میخواهد صادقانه به پرسش من جواب بدهید مگر شما تخست وزیر و مورد تایید امام نبودید؟ چه کسی در این سالهای پیری به من بدون داشتن بیمه و بازنشستگی جوابگو خواهد بود.
    سرکار خانم شوهر شما با زیر پا گذاشتن حقوق شهروندان این مملکت در زمانی که خود یکه تاز میدان بود حق ندارد دم از عدالت خواهی و …. بزند.راستی نکند دعوای فعلی شوهر شما بر سر لحاف ملا هست؟ پس یکبار در زندگی خویش حداقل صداقت داشته و دست از سر این جوانان مظلوم و بیگناه بر دارید.والسلام.

Trackback This Post | Subscribe to the comments through RSS Feed

Leave a Reply


Search Engine Optimization