Posts or Comments 03 September 2010

زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 15 May 2009 05:32 pm

ساسی مانکن

الف- خواهر من موقعی که نقاشی میکشد اغلب موسیقی گوش میدهد و معتقد است که آنچه گوش میدهد تاثیر مستقیمی بر ضرب قلمش دارد. موسیقی آرام برای نقاشی ایرانی و موسیقی های تند برای کارهایی که نیاز به جسارت در گذاشتن رد قلم و رنگهای درخشان دارد. مدتها پیش زمانیکه داشت روی یک بوم بزرگ یک نقاشی عجیب میکشید که رنگ غالب در آن  قرمز بود و صدای موسیقی اش هم بلند بود دو سه ترانه  شنیدم که بار اول به گوش خودم شک کردم و بار دوم به گوش خواهرم! پرسیدم تو میشنوی این یارو چی میخونه؟ همچنانکه مشغول کار بود گفت که نه و من ازش خواستم که گوش بدهد و بعد هم آن دو آهنگ را از مجموعه موسیقی های مربوط به کارهای نیازمند به رد قلم مشخص و رنگهای درخشان حذف کرد

dyoiedhee22_by_jdmwu
از آن ماجرا مدتها گذشته و من به تازگی فهمیده ام که آن ترانه ها از شاهکارهای ساسی مانکن و رفقا بوده است. من البته با ساسی مانکن هیچ مشکلی ندارم چراکه معتقدم همانا انسان مبتذل است «الا الذین…» گوش کردن به موسیقی های مبتذل، جمع آوری تصاویر مستهجن، تماشای فیلمهای پورنو و امثال اینها بصورت آشکار و پنهان در فرهنگ های مختلف حضور دارد و یک جوان باید خیلی دغدغه های اخلاقی و انسانی و معنوی و خلاصه الا الذینی داشته باشد و بخواهد روح خودش را تربیت کند که سراغ این چیزها نرود
ب- اما این که چرا درباره این خواننده نسل جوان کنجکاو شدم و چیزی نوشتم بخاطر این بود که میبینم شناختن ساسی مانکن یکی از ابزارهای اساسی درک ادبیات و علایق جوانان، نوجوانان و حتی کودکان شده است. اصطلاحاتی که به کار می برند، نحوه صحبت کردنشان درباره دختران، جمله هایی که روی در و دیوار یا اسکناسها مینویسند، اشعار طنز سیاسی-اجتماعی که می سرایند و… خلاصه  ادبیات ساسی مانکنی اینجا، ادبیات ساسی مانکنی آنجا، ادبیات ساسی مانکنی همه جا! این اتفاق البته قبلا هم در مورد ترانه های بعضی خوانندگان جوان پسند افتاده بود، اگرچه محتوای هیچیک تا به این پایه مبتذل نبودند، ولی آنها هم برای مدتی از رواجی اینچنینی برخوردار شدند
ج-  شگفتی من اما بیشتر از بابت مخاطبان دختر ساسی مانکن و دوستان  است نه خود آنها
…دافی شاپ بفرمایید…درس و ول کن بیا مغازه دافی ها…آره مخ زدم من به اندازه کافی، واسه همینم باز کردم من یه مغازه دافی…اون دافی تو طبقه دوم عالی و آسه ولی این که تو بغل منه مارکش آدیداسه…اینجا انواع دافی ها شدن دسته بندی؛ انتخاب کن ما میکینم واست بسته بندی…این خانم که میبینی عکسش رو کارت پستاله اشانتیونش یه دو سه تایی داف خردساله… آره اینجا هر دافی مال یه منطقه ست؛ قیمت پایینم داریم ولی با مقنعه است…ماها الان بی نهایت دوس دختر داریم؛ مث تو نمی رم کافی شاپ با دختر داییم…وقتی میایی اینجا پولاتو دسته دسته آماده کن چون اینجا کلی داف نشسته… این که مسته مست هست تو دست بنده؛ خیلی گرونه از من نپرس قیمتش چنده…اینجا داف هس از هر مدلی هر سایزبندی، پیش فروش میکنیم ما با چک کارمندی…حسین ته مخ زن، آره از قبل بوده؛ بابا مارک دافهای شما که اطلس پوده…آره اومدی تو مغازه و هنگ کردی، آره بدون این دافا ندارن رنگ بندی…دو سه تا داف چاق دارم واسه افراد سرمایی؛ بغلش که میکنی انگار وسط ابرایی…اول فروردین رفتم خارج و عیدیش این، دافی اس که رو کمرش زده مید این چین…همه اومدن دنبالمو این راه من بوده، افتتاح کردم طرح تعویض داف فرسوده…کسی نمیتونه به من برسه تو مخ زدن؛ داف حامله هم داریم دو هفته پیش مخ زدم…و غیره و غیره
همانطور که گفتم این چیزها همه جا هست و اصولا قضاوت درمورد آن، چه از نظر موسیقی و چه از نظر اجتماعی کار من نیست. حرف من درباره  دختران نوجوان و جوانی است که دیوانه این ترانه ها هستند و هرکجا حرف موسیقی به میان می آید از عشقشان به رپ و ساسی مانکن و حسین مخته و علیشمس میگویند و اسامی آنها را جز فیوریت سینگرهایشان می آورند و در واکنش به چنین اشعاری نه تنها احساس بدی بهشان دست نمیدهد که در کوییزهای فیس بوکی شرکت میکنند تا مشخص کنند جز کدام دسته از داف ها هستند و وو

by_agatha_katzensprung
د-  ساده انگاری است اگر خیال کنیم آنها اصلا دقت نمیکنند به ترانه های آهنگهایی که ساعتها بدون خستگی با آنها می رقصند و آنها را زیر لب زمزمه میکنند. من فکر میکنم این آهنگها برای نوجوانان و جوانان جذاب است چون امکان تعریف جدیدی در اختیارشان گذاشته که چندان با تعاریف گذشته منافاتی ندارد در عین اینکه اهمیتشان را پر رنگتر کرده است. آنها میتوانند خودشان را به عنوان یک داف خوشگل و خواستنی تعریف کنند. یک تعریف جدید در راستای سایر تعریف های مذکری که از زن داده میشود. تعریف مدرنی از زن که منافاتی با آموزه های سنتی درباره او ندارد، فقط کمی وقیحانه است که همین هم آنرا با کلاس تر، جذاب تر و وسوسه انگیزتر میکند. دقیقا به چیزی اشاره میکند که باید بکند، که همواره وجود داشته و همواره همه چیز یک زن بوده اما مورد اشاره واقع نمی شده است. جامعه مردان دارد آنها را می بیند و به آنها موضوعیت میدهد: آنها داف هستند و همین بودن برایشان کلی هیجان انگیز است، آنها خوشحالند که دارند دیده میشوند

 برای همین هم نمیتوان یک طرفه به قاضی رفت و گفت:« دخترهای ما حتی آنقدر غرور و شخصیت ندارند که در مقابل اینهمه توهین و تحقیر و تمسخر و فحاشی کمی مقاومت کنند…» شخصا تاسف میخورم وقتی میبینم که از پسربچه دوازده ساله تا مرد سی و چند ساله میگویند و مینویسند و میخوانند که «مرد برای هضم دلتنگی هاش؛ گریه نمیکنه قدم می زنه» و اینگونه احساس غرور و شخصیت میکنند در حالیکه دختربچه ها ی هفت هشت ساله و خانمهای سی و چند ساله در حالیکه قر می دهند زمزمه میکنند:«…….؛……..» (کدومشو بنویسم؟) نه اینکه با آن تعریف مردانه همدل باشم، فقط میخواهم به عمق تفاوت تعاریف جنسیتی دراجتماع اشاره کنم
قبلا هم گفته ام زمانهایی که آدم فرصت میکند و سرکی در میان اجتماع دختران معمولی از خانواده های معمولی میکشد و از علایقشان و دلخوشی هایشان پرس و جو میکند دوباره و هرباره متوجه میشود که زنان ما هیچ تعریف مستقلی از خودشان ندارند و همچنان خودشان را با معیارهای مذکر می سنجند. هر آنچه پسند آنها افتد برایشان خواستنی است چراکه در واقع آنها هیچ کس نیستند آنها چیز هستند و اتفاقا اینطوری بهتر است چون به کسی هم برنمیخورد،حتی به خودشان
 

برای اطلاعات بیشتر
آهنگهای ساسی مانکن را گوش کنید
مطالب مرتبط

مطالعات مردان. مطالعات خانواده . آرایش. آموزش . از مادری تا مادر شوهری . در دفاع از مردانگی زنان . کوکب خانم . آموزش . ازدواج

 

 

69 Responses to “ساسی مانکن”

  1. on 15 May 2009 at 6:07 pm 1.رضوان said …

    سلام
    مطلب شما در وب سایتتان را همین الان دیدم و خواندم و قابل به ذکر است که بسیار وسوسه انگیز بود . خانم نصر بین افراد متولد دهه 50 تا دهه 60 و حتی 70 تفاوت 10 سال یا بیشتر نیست این تفاوت 100 ساله است . نوع تفکرات ، خواست ها و منشهای دهه های 70-60 با دهه 50 باور نکردنی است . در بین جوانان و نوجوانان بیشتر ارزش ها به ضد ارزش تبدیل شده . اگر در دروان ما رعایت شئونات ارزش داشت الان رد و انکار ارزش ها ارزشمند است . جالبه بگم یک خواننده خانم رپ با اسم فرناز یا فرحناز وجود دارد( از این خواننده بیشتر از 2 آهنگ نشنیدم) که اشعارش بسیار زنانه و زیباست و جالب اینکه نسل جوان به این خواننده کشش خاصی ندارند. حال چه در زمینه موسیقی و چه دیگر زمینه ها جای بسی افسوس است که سرانجام این کشور با فرهنگی مربوط به حدود 5500 ق.م چه خواهد شد؟

  2. on 15 May 2009 at 6:35 pm 2.رضوان said …

    سلام
    تصحیح می کنم نام این خانم خواننده فریناز است . در منابع زیر در مورد این خانم بیشتر بخوانید:
    http://www.dostan.net/view.asp?id=50082154375100022
    http://zirzamin.knackgroup.com/?q=node/693
    8 آهنگ این بلاگ مربوط به فریناز است
    http://www.babol-rapmusic.blogfa.com/

  3. on 15 May 2009 at 6:41 pm 3.mahsa said …

    خب به نظرم این پست و این نگاه کمی ساده انگارانه و متعصابنه نوشته شده برخلاف همیشه.
    مهم ترین نقص‌اش نادیده گرفتن وجوه هنرمندانه کلام و موسیقی ساسی مانکن بوده. و عجیب ترین اشتباه “مبتذل” خواندن کارهای او
    منظور از مبتذل احیانا مستهجن بوده نه؟
    چون این کارها آن قدر در خودشان نوآوری دارند (البته نه همه شان اما چند تای معروف تر و محبوب تر )که هیچ جوری نشود مبتذل‌شان خواند
    ساسی مانکن صرفا دارد نگاه و وضعیت موجود را به شکلی هنرمندانه نشان‌مان می‌دهد و اتفاقا هیچ ردی از تایید هم در این انتقال نیست بلکه حتی به شکلی غیر مستقیم نشانه هایی از انتقاد دارد
    حاال اگر دختری دارد به این تصویری که از خودش ساخته افتخار میکند این دیگر تقصیر ساسی مانکن نیست و اشکال از همان فهم و شعور ناقصی است که در کلام ساسی مانکن هم ریشخند شده
    تعارف که نداریم
    با حلوا حلوا کردن دهن شیرین نمی شود
    وضعیت همین است و آیینه شکستن خطاست

     

    مهسای عزیز

    من احتمالا ساسی مانکن را به خوبی شما نمیشناسم و شاید شما اطلاعات بسیاری درمورد موسیقی داشته باشید که من متاسفانه از آن بی بهره ام. منظور شما از نوآوری را هم نمیفهمم: آیا غرض از نوآوری جسارت در بیان آن حقایقی است که شما فرموده اید وجود دارند؟ اگر اینگونه باشد هم چند درصد از مخاطبان این کارها با بصیرتی چون شما به این موسیقی ها  گوش میکنند؟ آنچه من در این نوشتار به آن انتقاد دارم و مرا نگران میکند بیش از هر چیز دامن زدن به ادبیات ضد زن، تحقیر زن و رواج نگاه زن به مثابه ابژه جنسی است در ترانه های اینان که بخاطر برد گسترده ای که دارد متاسفانه به زبان بچه ها هم جاری شده است

    گاهی خیال میکنم اصرار  بیهوده داریم برای نشان دادن عمق چیزهای سطحی!اینها مبتذل و سطحی است واگر نباشد هم به سطحی بودن و ابتذال دامن می زند. من هر جوری که فکر میکنم نمیتوانم در چنین تفسیری با شما همدل باشم

    پاینده و پوینده باشید  

  4. on 15 May 2009 at 9:31 pm 4.مریم ملک‌دار said …

    دقیقاً همین‌طورهاست که میگی. زن‌های ما هیچ تعریف مشخصی از خودشون، علایق‌شون و استعدادهاشون ندارند. حتا در مورد همین ساسی مانکن، من دور و برم چند تا دختربچه‌ی 12 تا 16 سال می‌شناسم که به شدت تحت تأثیر یک پسربچه‌ی 12 ساله فیوریت‌شون شده ساسی مانکن! یعنی چون اون تأییدش کرده این‌ها هم قبول‌اش دارند. توی ِ خیلی از جوانب دیگه هم همین‌طوره‌ها. مثل تئاتر، سینما، ورزش، عکاسی و… محدوده‌ی سنی هم نداره. من خیلی از مواقع وقتی با پسرها بحث می‌کنم راجع به این مواردی که نام بردم، خیلی جدی و با اطلاعات عمیق و بعضا تخصصی صحبت می‌کنن. ولی خانم‌ها یا اطلاعاتی ندارند و فقط دوستش دارند (ان‌هم با کپی از جنس مذکر) و یا یک‌سری اطلاعات کلی و سطحی. علی رغم خیلی از محدودیت‌ها و سرکوب‌ها، شاید یکی از دلایل‌اش که ما کم‌تر زن متخصص در امور هنری -به ویژه- داریم این باشه که خیلی از زن‌های ما سایه‌هایی از مردهای ِ جلوی ِ خودشون هستند فقط. و حتا فقط برای این‌که مورد تایید مردها باشند، ادا درمی‌آرن. و علایق‌شون رو به سمتی سوق می‌دهند که مورد توجه جنس مذکر قرار بگیرند

     

    مریم جان متاسفانه حقیقت تلخی است

    یکی از بچه ها تو فیس بوک نوشته بود برام که تو دانشگاه دخترها برای داف اول بودن باهم رقابت میکنند!!!!حقیقتا آدم از شنیدن چنین چیزهایی عمیقا متاثر میشود

    پاینده و پوینده باشی 

  5. on 15 May 2009 at 11:12 pm 5.mahsa said …

    نه مریم جان خیلی از رپرها بسیار بسیار بسیار وقیحانه تر و بی پرواتر از ساسی از مسایل ممنوعه جامعه ی ما گفته ن و میگن ولی هرگز موفقیت ساسی مانکن رو نداشته ن.
    این که موفقیت این آدم رو به بی پروایی کلامش محدود کنیم اون ساده انگاری ای هست که در کامنت قبلی گفتم
    بسیاری از ترانه های ساسی مانکن اصلا هیچ چیز بی ادبانه و وقیحانه ای هم ندارن اما محبوب هستن
    حالا جاش نیست که من مثلا بیام کلام ساسی مانکن رو بیارم و تحلیلش کنم و اینها
    فقط پیشنهاد می کنم به اشاره ی زیرکانه ی او به مسایل روز و سبکی که این مسایل رو توی کلامش به هم پیوند می ده توجه کنی
    و به رندی ای که تو این کلام هست
    من اصلا اصراری ندارم که تو هم از این کلام و موسیقی لذت ببری چون این ها کاملا سلیقه ای هست اما این که چیزهای برخلاف سلیقه ی خودمون رو مبتذل بدونیم دست کم از کسی با دانش و دید باز شما یک مقدار دردناکه
    در مورد این که می گی این موسیقی و کلام به دید تحقیرآمیز نسبت به زنان دامن می زنه همون حرف قبلیم رو تکرار می کنم که آیینه رو نباید شکست
    دختران و زنان ما واقعا چنین مشکلاتی رو دارن
    ندارن؟

  6. on 15 May 2009 at 11:14 pm 6.mahsa said …

    ضمنا فکر می کنم ما در واقع حرف مون یکی هست و فقط زاویه نگاه مون فرق داره

  7. on 16 May 2009 at 9:10 am 7.n!m@ said …

    در جواب مهسا خانم باید بگم که درسته ساسی مانکن پیشرفت خوبی داشته ولی واقعا خودتون بگین که رپ به این معنیه که ساسی بیاد یه مشت چرت و پرت بگه.رپ یعنی صدای اعتراض که سیاهپوستهای آمریکایی یه مشت بدوبیراه به سفیدپوستا می گن.حالا اگه شما تناسبی بین رپ و ساسی مانکن دیدین به ما هم بگین

  8. on 16 May 2009 at 10:13 am 8.mehdi said …

    baba hal kardam

    در واقع آنها هیچ کس نیستند آنها چیز هستند و اتفاقا اینطوری بهتر است چون به کسی هم برنمیخورد،حتی به خودشان

     

    قابل شما را نداشت اخوی

    خیلی ارادتمندیم

    پاینده و پوینده باشی

  9. on 16 May 2009 at 2:01 pm 9.mahboobeh said …

    سلام خانم نصر
    کتاب خوبی را معرفی کرده بودید- زن و زبان- و این ساسی مانکن هم مطلب جالبی بود.
    سر فراز باشید

  10. on 16 May 2009 at 4:41 pm 10.nashenas said …

    dar javabe mahsa khanum bayad begam ensan az har rahi ke betune nabayad razi beshe ke pishraft kone masalan hitler ba koshtane adama jolo miraft mage karesh dorost bud?badesham in aghaye mankan aval bere mani RAPo dark kone bad biad rap bekhne.motasefane ina (mankan)ba in karashun esme RAPo alude kardan.be khoda jaygahe RAPiun moghadas bud.rapo dahe 60 siyahaye afrighi vase eteraz sakhtan vali motasefane estefade nadorost mishe azash(aghaye mankan)

  11. on 16 May 2009 at 8:07 pm 11.حمید said …

    سلام
    میشه لطفاً بگید موسیقی متن سایتتون اسمش چیه؟
    ممنون

     

    سلام

    متاسفانه هیچ اطلاعاتی در این زمینه ندارم!

    پاینده و پوینده باشید 

  12. on 17 May 2009 at 7:31 am 12.فرزانه پارسایی said …

    سلام خانم نصر
    دیدن سایت شما برایم مثل یک کشف بود حرفهایی را در پستهای شما خواندم که سالها در ذهنم می چرخیده اند و حالا روان و راحت از زبان یک زن دیگر می خواندمش خوش بحالت که فلسفه خوانده ای چند تا پست ازت خواندم آرایش ، کوکب خانم ، ازدواج و در دفاع از مردانگی زنان که خیلی خوب نوشته بودی گرچه به گرایشات فمینیستی به معنای محض آن تعلق خاطری ندارم اما نوشته های شما را بسیار به علایق و اعتقاداتم نزدیک یافتم باز هم شما را خواهم خواند
    همیشه موفق باشی

  13. on 17 May 2009 at 2:29 pm 13.سپیده said …

    مریم جان این نوشته رو -به نظر من- خییییییییییییییلی دیر نوشتی!…

    اینجا بیش از هر چیز دیگه ای صحبت از زنه…از تعریف زن…از هویت جنسیش…از هویت اجتماعیش…
    و تا به امروز من منتظر بودم تا چیزی راجع به قوی ترین و پر رنگ ترین تفکر رایج شده و - رسوخ کرده - میون دخترامون، یعنی همین دغدغه ی اساسی و هویتی(!) “داف بودن” چیزی
    بنویسی….و نمی نوشتی!

    مریم دغدغه ی ماست که از زن بگیم و نگاه ها را متوجه “حقیقت” زن کنیم و
    نه تنها به دیدن بسنده کنیم که عمق این رو به اون چشم ها بشناسونیم

    تمام جنبش ها و دیدگاه های فمنیستی رسته از هر فرهنگ و جغرافیائی که باشن جذابیت و غنای معنائی خودشون و دارن اما فکر میکنم تا حدی بدیهیه که باید روی دخترای فرهنگ و ملیت خودمون حساسیت بیشتری داشته باشیم….

    من فکر میکنم ما تو گرماگرم جدال روی گزاره های منطقی و فلسفی مون - اونا رو اون طور که باید و شاید ندیدیم…-

    مریم جان اینکه توی اکثر دانشگاه ها یا هر اجتماع دخترونه ای کورس و رقابتی به اسم “داف اول” وجود داره یا دغدغه ی نود درصد دخترایه ما داشتن لباس و کفش و عطر “مارک” ِ و تو موسیقی که یکی از ابتدائی ترین خوراک های معنوی هر آدم امروزیه خواننده مورد علاقشون میشه ساسی مانکن…تأسف برانگیز هست ، امّا…اینا دخترایه مرزو بوم مان…اگه منی که دغدغه ی استحاله ی فکری دارم یا شمائی که نشون احترام برانگیز و البته مسئولیت آور فمنیست رو داری تنها با یک حس تأسف و اشمئزاز عمیق از کنار خیل عظیم این دخترا بگذریم و باز به دنیای کوچیک دغدغه های معنوی و فرهنگی مون برگردیم و خودمون بین سطور کتابا و مقاله هامون غرق کنیم ،….اون وقت ما هم به نوبه ی خودمون تأسف برانگیز نیستیم؟؟

    یعنی واقعن تمام شور و دلبستگی ما به فکر و اندیشه به قدر یک جرقه ی میرا که همین ابراز تأسف هاست توان و قدرت داره؟؟

    وقتی نتونیم این جوونا رو درک کنیم و همدلی بین روشنفکر و قاطبه ی افراد نباشه ، کانالی هم برای انتقال اون سطح فکر و دیدگاه های برتر وجود نخواهد داشت.

    مریم جان ببخش اگه کامنتم از هر نظر بی شیرازه س…اما واقعن دل پُری ازین اوضاع دارم…

    میدونی موقع انتخاب رشته ی دانشگاه با اینکه با توجه به رتبه م به راحتی دانشگاه شهر خودم قبول می شدم اما برای دور شدن از خانواده ای که پدرش استاد فلسفه بود سال ها و تمام اتاقاش شبیه کتابخونه س و آدماش با عشق ها و دغدغه های فکری و فرهنگیشون زنده ن اصفهانو انتخاب کردم و پا گذاشتم به زندگی خوابگاهی تابتونم تا نزدیک ترین آستانه زندگی کنم با این دخترائی که
    دورن از دغدغه های الا الذینی… تا بتونم بفهمم تکرار هزار باره ی آهنگ های ساسی مانکن قراره چه چیزی رو تو روح اینا تسکین بده یا چه شوق و احساسات خوبی رو تو ذهنشون تصویر کنه…

    می دونی مریم ، دلم نمیخواد فلسفه باز و نظریه باز باشم…به همون الگوی کفتر باز و قمار باز که تو فعالیت شون جز تحرک و پویائی ذهن و احساس شون برای هیچ کس و هیچ چیز این دنیا فایده ای نیست…

    اگر فلسفه از زندگیه و از لحظه لحظه ی تجربه ای به نام “انسان بودن” برومده و “برای زندگیه”…دوست دارم بتونم بذر هاشو تو خاک حقیقت بکارم….هرچند که این زمین ابتدائا لم یزرع و پر کلوخ به نظر بیاد….

     

     

    سپیده نازنین

    راستش رو بخوای من به دلایل مختلف شاید خیلی دغدغه های اجتماعی نداشته باشم-دلایلم اونقدر مختلف و مفصله  که حالا نمیتونم توضیحشون بدم-  خوشبختانه زنان بزرگی داریم تو کشورمون که دارند برای مشکلات اجتماعی زنان تلاش میکنند اما به شما حق میدهم که من رو سرزنش کنید اگر فکر کردیم تاسف من همراه با تحقیر بوده است. من تنها مدتی است که بنا به ضرورتهایی دوستان نوجوان و جوانی پیدا کرده ام که باعث شده اند من از دنیایی که در آن می زیم جا-کن شوم و بیایم در دنیای واقعی!!شاید باور نکنی هر بار با این دوستان صحبت میکنم حیرتم افزون و افزونتر میشود و البته اندوهم هم

    من به هیچ وجه آنها را تحقیر نمیکنم، تاسف میخورم اما از کنارشان نمیگذرم… با اندوه فراوان فکر میکنم که چگونه میتوان تغییر ایجاد کرد  بدون اینکه آسیبهای فراوانی به آنها وارد کرد، اصلا باید وارد کرد؟ به چه قیمتی؟ آیا آنها در این صورت زندگی شادتر/ بهتر/انسانی تر/راحت تری خواهند داشت؟ این آگاهیهایی که در شرایط ناگزیر موجود جز بر رنج و نارضایتی نمی افزاید را چرا باید جایگزین خوشیهایی کرد که کمک میکند بگذرد این روزگار و نفهمی که چگونه گذشت؟…

    ممنون از حرفهایت

    پاینده و پوینده باشی

  14. on 17 May 2009 at 3:30 pm 14.hajar said …

    salam maryam jon be nazre man harfte kheli dorste man ham fekr mekonam dara keshvare ma mosighi ham hamchon hazran mozoe degr ke emroz dar keshvare ma dare tagher mekoe dar hal tahvole vali motoasefane en rah be torekestan ast chon be nazr man afrdi az gabil sasi mankan fagt daran adaye rap khona ra ham dar meyaran va gasdeshon faghat jalb nazr hast na noavari dar behatr begam mosikhi man fek mekonam dar iran mardom faght brye enke nemekhand hagigate moshkelt keshvareshon ra dark konan khodeshon ra be har abo ateshi meznan ta eybahashon ra poshteon makhfi konan be har hal ma to 1 marhle gozar az sont be modrnete hastim va amsal en khandehah ham meyan va meran vali moham enke oncheke reshe nadashte bashe hargez mondegar nemeshe

  15. on 17 May 2009 at 11:19 pm 15.ر said …

    چرا موسوي ؟؟؟؟؟؟؟؟

  16. on 18 May 2009 at 12:13 am 16.لوبیا said …

    خوب با این متن کاملا موافقم و ریشه های این رفتار دخترهامون رو هم تا حدودی می تونم درک کنم. چیزی که نمی تونم درک کنم اینه که اینجا توی آمریکا دیگه چرا تو هر پارتی ساسی مانکن حرف اوق رو می زنه. دوست 23-24 ساله ای دارم که کلا فرانسه به دنیا اومده و چند سالی هست که اومده آمریکا. در کل زندگیش دوماه هم ایران نبوده. پدر پزشکش بسیار اصرار داشته که بچه ها با فرهنگ ایرانی آشنا باشند. این دوست من بدون لهجه و روان فارسی صحبت می کنه و و عاشق مراسم سنتی ایرانی هست وتمام آهنگهای قدیمی رو از حفظ هست .
    یعنی نمی شه گفت معنی رو نمی فهمه. اما من هاج و واج موندم که تو بزرگ شده خارج از محیط ایران چطور هیچ حس بدی به این اهنگها نداری؟ این یک موردش بود. از این دست فراوونند اینجا. حالا بعضی ها کمتر ایران بودند, بعضی ها تازه اومدند, بعضی ها کمتر زبان می دونند و بعضی ها بیشتر. اما متفق القول همه عاشق ساسی مانکن هستند. هرجور فکر می کنم از این یکیش دیگه سر در نمیارم.

  17. on 18 May 2009 at 12:15 am 17.لوبیا said …

    **حرف اوق= حرف اول*

  18. on 18 May 2009 at 11:22 am 18.Mehdi said …

    به قول شما نمي‌شود براي كسي تزريق كرد كه چه موسيقي دوست داشته باشد. براي من شخصا هيچ چيز اين موسيقي قابل تحمل نيست، نه ترانه نه موزيك نه صدا و نه هيچ چيز ديگر. اما واقعا برايم جالب است كه اين نسل آخر چه چيزي در اين موزيك ديده كه اين همه طرفدار دارد؟ به نظرم نمي‌شود تعدد طرفداران را كتمان كرد. از طرفي نوع نگرش شما هم جاي تامل دارد.

  19. on 18 May 2009 at 12:13 pm 19.امير said …

    سلام
    به موضوع خوبي اشاره كرديد. اما فكر كنم اين موضوع تنها مربوط به دخترها و خانم ها نباشه بلكه شامل كل جامعه شده. يك جور سطحي نگري، ابتذال، ولنگاري و… در تمام ابعاد و شئون جامعه ديده ميشه كه متاسفانه رو به گسترشه. فكر مي كنيد مخاطبين فيلم مبتذلي مثل اخراجي ها كيا بودن؟ همين هايي كه امثال ساسي مانكن خواننده محبوبشونه. فكر مي كنيد اينهايي كه دايم در ورزشگاهها، ركيكترين كلمات را بر زبان مي آورند، از كجا آمده اند؟ مشكل اساسي در سياست هاي فرهنگي به اضافه يكجور بي تفاوتي مردم هست. وقتي متفكران يك جامعه حاشيه نشين بشن و يك سري لمپن و بي سواد عرصه را پر كنند چه انتظاري مي توان داشت؟ به قول شاعر ذات نايافته از هستي بخش
    كي تواند كه شود هستي بخش
    لمپنيسم داره تو جامعه بيداد مي كنه از سياست بگير تا هنر و فرهنگ و اقتصاد و…
    وقتي مباحث علمي و آكادميك به زبان كوچه بازاري در بياد و هر كسي به خودش اجازه ورود به هر حوزه اي را بده چه توقعي مي توان داشت. امثال ساسي مانكن و طرفداراش خودشون معلول اين وضعيت هستند نه علت. تو هر جامعه اي وجود اين گونه سليقه ها انكار ناپذيره ولي بحث سر درصد مخاطب و گستره نفوذشه كه متاسفانه در ايران از حالت عادي خارج شده.
    بله مشكل اساسي تر از اينهاست. كلا من تمايزي بين خانم ها و آقايون قايل نيستم و معتقدم هر دو دسته به هم مي خورند يعني در جامعه اي كه داره پيشرفت مي كنه هم آقايون و هم خانم ها بطور مساوي در اون نقش دارن و در جوامع رو به اضمحلال هم همينطور.
    موفق باشيد

  20. on 19 May 2009 at 1:35 am 20.mehrnoush said …

    salam
    benazaram kheili khub bud.man motasefane ta behal maghalei az shoma nakhundam vali khosham umad,khastam ezafe konam ke na tanha dokhtarane ma tarifi az khodeshun nadaran balke pesarane ma ham hamintoran,harchi mikeshim az nabud motale va soghute farhange mast vojude kasi mesle shoma maie omidvarist bishtar benevisid lotfan

  21. on 19 May 2009 at 3:31 pm 21.فرزی said …

    راجع به مفاهیم می توانم بگویم که تا حدی با شما موافقم اما جذابیت بیان این مفاهیم آنقدر زیاد بوده که من و شما را هم وادار به اظهار نظر کرده و از همه جالبتر دایره وسیع لغات امروزی است که در محدوده زمانی کوتاهی بیان می شود و در مقایسه با ترانه های مثلا هایده ومهستی و قص علی هذا که یک بند شعر را صد بار تکرار میکند,ذهن را درگیر میکند و خسته کننده نمیشود.

  22. on 20 May 2009 at 8:20 am 22.مريم علي اكبري said …

    سلام
    ميدانيد بحث اين نيست كه دختراني كه به اين ترانه ها گوش مي دهند حتمن به محتواي آنها معتقدند چراكه اگر فقط كمي تامل كنند در معني مطمئنن احساس انزجار دست خواهد داد.اما گاهي واقعن نياز است كه به دنياي بي مفهومي پناه برد.وقتي گوش دادن به ترانه هايي كه واقعن مفهوم دارند حالا غم-عشق يا هر چيز ديگري..مي تواند بيشتر خستگي ها را تداعي شود.براي گريز از فكر و خيال گاهي لازم است گوش دادن به چنين آهنگ هايي كه انقدر ريتم تندي دارند كه اكثرن به سختي مي فهمي خواننده چه مي خواند.و از آن مهمتر اندكي شادي حالا به هر قيمتي حتي قرباني شدن شعور.
    مثل هميشه مقاله ي تامل برانگيزي بود.دست شما بي درد.

  23. on 20 May 2009 at 1:35 pm 23.ساچلی said …

    مریم عزیز
    نوشته تان را خواندم و تا اعماق وجود با آن موافقم!
    خواهر 13 ساله ای دارم که دقیقن علایقش همین ساسی مانکن و مخته و … است؛ و هرگز نتوانسته ام برایش بیان کنم که چرا این ها را نه تنها نمی پسندم،بلکه توهینی می دانمشان… حس کردم شاید این نوشته، مدون شده ی حسی باشد که آدم های زیادی به این ماجرا دارند، برایش میل کردم این ها را و امیدوارم که کمی به فکر واداردش..
    خوش باشید.

  24. on 20 May 2009 at 1:44 pm 24.koohzad said …

    تاکیدی که بر روی فضیلت اخلاقی داشتند خیلی جالب بود . در این مورد با شما هم عقیده هستم.
    شاد باشید

  25. on 20 May 2009 at 9:47 pm 25.نسترن said …

    فکر نمی کنم این قدر هوش واستعداد پشت ساسی مانکن باشه .اون فقط می خونه .همین .

  26. on 20 May 2009 at 11:38 pm 26.وحید said …

    خیلی باعث تاسف که تمدن هفت هزار ساله ایران با اون همه شعر وادبیات غنی حالا کارش به اینجا کشیده که با فحش و دری بری برای شادی حال کنه
    عزیزانی که از این اقا حمایت میکنند :
    دنیا ده چهره تاثیر گذار هزاره دوم رو معرفی کرد خودتون پیداشون کنید درسته که اسم ایران اونجا نبود ولی حداقل خودمون میدونیم فردوسی ایرانیه نه روس سعدی افغانی نیست مولوی ترک نیست وفا هم آمریکایی نیست و….. البته مردم هیچ تقصیری ندارن چون به شادی نیاز دارن چون آهنگای افسرده صادقی و چاووشی و …. همه رو داشت افسرده میکرد این یک میل طبیعی به وجود آمده از سوی دیگرانه

  27. on 21 May 2009 at 6:41 pm 27.مجید قاسمی said …

    سلام خانم اصفهانی
    من مدیر جام جم فلسفه هستم. می خواستم از شما درخواست کنم تا برای اولین شماره مجله فیلنما که با موضوع رنج منتشر می شود یک یادداشت برای این مجله اینترنتی تقریر بفرمایید تا در کنار مقالات دیگر دوستان منتشر شود. امیدواریم همچون گذشته در کنار این حرکت خودجوش باشید. در ضمن موضوع رنج از نگاه زنان و یا رنج های زنانه با توجه به علاقه ی شما به نظر من بد نیست ولی باز شما خود مختارید. در ضمن یادداشت خود را به آدرس philnama@yahoo.com ارسال نمایید.

  28. on 21 May 2009 at 11:21 pm 28.محبوبه میم said …

    وقتی با این خواننده و تیپ بچه هایی که طرفدار او بودند آشنا شدم ابتدا به نظرم آمد که این هم جریانی ست که جوانان طبقات بلا هر چند وقت یکبار در رهایی از روزمرگی و نیر نداشتن دغدغه های دیگر طبقات و به خصوص متوسط بین شان باب می شود و این اصلا چیز عجیبی نیست در تمام ج.امع همین طور است و جوانان طبقات مرفه گرایشات دیگری و متفاوتی را امتحان می کنند اما جالب برایم این بود که دخترانی از طبقات بسیار پایین اجتماع به این طرز تفکر اقبال داشتند . گذشته از این که نوجوانان بیش از این که به معنای موسیقی فرو روند، جریان خالص موسیقی آن ها را جذب می کند نشانه ای از یک عدم تعادل و قرار نداشتن هیچ چیز بر جای خود در جامعه ی بی سروسامان ماست و با این حال برای هر خواننده ای و هر هنرمندی که کاری می کند و چیزی از صدا و تفکرش را از خود باقی می گذارد ارزش قایلم .

  29. on 22 May 2009 at 10:56 am 29.mohammad said …

    یاد 40 سال پیش و حرف های شریعتی افتادم.بین مسجد ومیخانه راهی است : راه سوم…. بزن بریم انقلاب کنیم! قصد اظهار فضل ندارم ولی بت سازی و قهرمان سازی همه جای دنیا هست و چیز جدیدی نیست. در جامعه ای که همه چیز دروغ هست به زبان آوردن واقعیت های جامعه هر چند از زبان ساسی مانکن باشد هم ارزش است.از خود بیگانگی از درون و بیرون بیداد می کند از همه چیز بیگانه شده ایم دیگر هیچ حقیقت مطمئنی وجود ندارد همه دروغ می گویند.همه چیز وارونه شده است.بگذار حداقل با ساسی مانکن از تناقضات خودمان را رها کنیم!!

  30. on 22 May 2009 at 12:51 pm 30.امید said …

    1. وبلاگ شما رو همین الان کشف کردم و بسیار لذت بردم … امیدوارم بتونیم مجادله های نیرومندی با شما و دوستان داشته باشیم تا به اصلاح طرز فکر هممون کمک کنه (احتمالا شما هم مثل من از کامنت نویس های پا منبری خوشتون نمی آد)

    2.اولین بار در یک مهمانی با شنیدن آهنگی به مراتب توهین آمیزتر از دافی شاپ (گمان کنم به نام باغ وحش که با این جمله شروع می شد : صاب مهمونی ! دافا رو در از قفس …)همین احساس شما بهم دست داد و با شگفتی به دختر خانوم هایی که داشتن با لذت با این آهنگ می رقصیدن نگاه کردم !! … رفتم و آهنگ رو عوض کردم که با اعتراض دختر خانوم ها مواجه شد و دوباره آهنگ رو گذاشتن

    3.پاراگرف اول بند د رو کاملا قبول دارم ولی فکر می کنم یک مقدار در ادامه تبدیل به ذکر مصیبت شده … خانوم ها دقت کنن که در جامعه سنتی زن ,وظیفه :اطفاء نیازهای جنسی , تولید بچه , نگه داری از بچه , آشپزی , تمیز کزدن منزل و … را بر عهده داشته است و اینها انتظاراتی بودند که یک “مرد سنتی” از زن داشت … در عصر مدرن , یک مرد چه انتظاراتی از زن (یا دوست دختر که نزدیک تر به موضوع بحث ماست )دارد ؟ به نظر می رسد که با توجه به تحولات نوینت , نقش جنسی پر رنگ تر شده و وظایف دیگر , اهمیت خود را از دست داده اند … همین مسئله برای مرد ها هم اتفاق افتاده و دخترانی که مورد بحث ما هستند , برای آشنایی نه یک پسر خود ساخته ! نه یک پسر تحصیل کرده ! و حتی در بعضی مواقع نه یک پسر پولدار ! بلکه یک پسر “پاف ” را انتخاب می کنند (پسر پاف یعنی مو های سیخ سیخ , عینک آقتابی , پیراهن چسب , هیکل خوب , ریش مدل دار , …)بنابراین رفتن به سمت الگو هایی که جاذبه جنسی در آنها حرف اول را می زند , یک پروسه یک سویه نیست !

    4. قبول دارم که در ایران , نقش سنتی زن با تفکر جدید فوق الذکر به هم آمیخته و معجون نه چندان خوشایندی را به وجود آورده است اما پر طرفدار بودن سریال “جنسیت و شهر ” در امریکا (که دغدغه های زنان 30 تا 40 ساله ای را که با استقلال روحی و مالی کامل تنها دنبال یک دوست پسر خوب هستند که نیاز های جنسی آنان را بر آورده کند ) نشان می دهد که این پدیده در امریکا هم تازگی دارد و اگر خود را حداقل یک دوره 50 ساله از آنجا عقب تر بدانیم , وضعیت امروزین بخشی از دختر های ایران (که جز داف بودن هویت های مستقل دیگری برای خود قائل نیستند ) چندان شگفت انگیز به نظر نمی رسد !! … به عقده من این یک دوره گذار است

    5.به نظر من این مسئله نمی تواند از موانع فرهنگی دست یابی زنان ایران به حقوق برابر محسوب شود , زیرا حرف نسل ساسی مانکن (به جز در بعضی آهنگ های سادیستی مثل دافی شاپ و باغ وحش)به طور کلی این است : “دختر عزیز ! هر چه که می خواهی باش ! استاد دانشگاه باش ! وکیل باش ! رئیس جمهور باش ! … من با آن کاری ندارم … من فقط از تو رابطه جنسی می خواهم ! ” … این پندار لزوما منافاتی با ترقی های زنان در اجتماع ندارد ! … موانع فرهنگی پیشرفت زنان را به نظر من باید در همان کتاب هایی جستجو کرد که به نظر می رسد شما ارادت خاصی به آنها دارید !

  31. on 22 May 2009 at 2:09 pm 31.داود said …

    مي دونستيد من وهمه ي جوانان از موسيقي هاي سنتي خسته شديم
    ساسي مانكن عشق جوانان است منم دوستش دارم رپري خوب وخواننده اي عالي هستش//

  32. on 24 May 2009 at 5:58 am 32.مریم نصراصفهانی said …

    انگار زیاد خوب نگفته ام که کاری به ساسی مانکن و کسان دیگری مثل اوندارم. فقط میخواهم بگویم ادبیات ساسی مانکنی از همان ریشه ای آب میخورد که ضعیفه و منزل و خانواده! میخواهم بگویم اثرات تخریبی اش در شکلگرفتن ذهنیت جوانان و نوجوانان نسبت به نقشهای جنسیتی به همان میزان است و…اگر به قول آقا امید تنها چیزی که مردان از زنان میخواهند رابطه جنسی است و این آنچیزی است که در این آهنگها فریاد میزنند قرار نیست تنها چیزی که آنها میخواهند همه چیز زنان و دختران ما باشد
    پاینده و پوینده باشید

  33. on 25 May 2009 at 1:22 pm 33.گلی گل چای said …

    با سلام به شما خانم نصر ! حوشحالم که وقتم رو در سایت وزین و تامل بر انگیز شما دقایقی سپری کردم .شما همانی هستید که مولانا با چراغ در روز پی اش می گشت .. از این بابت خرسندم و خوشوقت .
    نظرات دوستان عزیز و آگاه رو مطالعه کردم . هر یک گوشه ای از حقیقت رو بیان می کردن . شاید بشه گفت بستر جامعه بحران زده و بیمار ما برای رشد و پاگیری ساسی مانکن و امثالش به خوبی فراهم بود و هست ! و احتمالا سیاستی که به شکل گیری این نوع ادبیات مبتذل و سطحی کمک شایانی کرد .متاسفانه نسل جوان و نوجوان ما علاقه زیادی به بی قیدی و الکی خوش بودن داره .و کم کم با قدرتی به نام تفکر بیگانه میشه !
    شادو پیروز باشید .

  34. on 25 May 2009 at 6:46 pm 34.ساتين said …

    ببخشيد شما اي مطالبو از كجا در مياريد ساسي مانكن هيچ مشكلي نداره ولطفا چيزايه الكي دربارش ننويسيد در ضمن ساسي مانكن يا سامان مرادي از دوستان من هست

  35. on 27 May 2009 at 2:32 am 35.عدم سار said …

    مدتها در خانه می نشینم و به بدبختیهای خودم فکر می کنم . به اینکه نه کاری دارم و نه یه زندگی و نه سر پناهی و نه امیدی برای آینده. شبها وقتی ساعت دوازده که می شه ترس و اضصرابی دهشتناک تمام وجودم رو پر می کنه بی خوابی به سرم می زنه و تا ساعت 4 یا 5 صبح بیدار می مونم , نمازم رو می خونم و بعد می خوابم تا اذان ظهر. این پایان نامه هم که تمام شدنی نیست. حالم از دانشگاه و دانشجو به هم می خوره . چه نتیجه ای داره . یکی به من بگه این همه برای چیه ؟ اینها که دنبال این چیز ها میرن واقعا غم نان و سر پناه ندارند یعنی ما اینقدر مرفه هستیم ؟ ؟ ؟خدایا ما رو نجات بده ! من که نفهمیدم شما از چی حرف زدید اما این نبود آنچه این انقلاب می خواست . قابل توجه محجبهای دو آتشه و کسانی که سنگ این نظام منحط را به سینه می زنن. چرا باید کارمان به این جا برسه ؟ این همه خون دادیم که به این کوفت و زهرمار ها برسیم خاک بر سر احمدی نژاد!!!برو تو هر ده کوره ای که پیدا کردی دانشگاه آزاد درست کن بدبخت .جوانان این مملکت که حالا مدتهاست جمعیت کثیر اون رو دختر و یا به قول شما آخوندا برده, تشکیل می دن فقط باید برن دانشگاه یا دونبال این جفنگیات وگرنه کار و زندگی سالم رو می خوان چی کار.

  36. on 30 May 2009 at 8:47 am 36.هدی said …

    کامنت ها خیلی برام جالب بود. حتی جالب تر از خود مطلب!
    این مطلب رو کسایی درک می کنن که ذهن و روح سالمی دارن .
    از کسی که نمی خواد واقعیتو ببینه و برای فرار از همه ی مشکلات جسمی و روحی و جنسی و … ساسی مانکن رو انتخاب کرده ، انتظاری جز بد و بیراه گفتن و فرار ازین صفحه بدون یک لحظه فکر نمی شه داشت
    یه عده ی دیگه هم هستن که فکر می کنن و مشکل رو درک می کنن اما نمی خوان قبول کنن که عامل اصلی خودشونن . پس سعی می کنن مشکلو گردن همه بندازن جز خودشون .

  37. on 30 May 2009 at 4:48 pm 37.امروز said …

    با فرو پاشی نظام سیاسی سلطنتی (پهلوی)امیدهای زیادی در دلمان جوانه زد . تصورمان این بود .که با تغییر نظام سیاسی همه چیز یک شبه تغییر می کند .وآرمانها و ایده الهایمان تحقق می پذیرد .اما زهی خیال باطل .خامی و نپختگیمان خوش بینی ساده لوحانه ای نصیبمان کرده بود .
    بخشی از نظام سیاسی جدید نیز در عین صداقت و معصومیت اینگونه می اندیشیدند . اما غافل از اینکه قواعد و قوانین حاکم بر تحول اجتماعی این خوش خیالی را بر نمی تابد .
    نظام سیاسی می تواند بستر تغییر را فراهم کند . اما نمی تواند برای تغییر فرمان صادر کند .مسائل و مشکلات فرهنگی و مناسبات اجتماعی ضد انسانی ریشه های تاریخی عمیقی دارد . که تنها با خواست و تمایل عده ای و آرزو های شیرین آنها حل واصلاح نمی گردد.سلایق و علایق مردمان یک جامعه را محدودیت ها و امکانات آن جامعه شکل می دهد . ضمن اینکه تاثیر متقابل آنها را نباید فراموش کنیم. و بپذیریم که سلایق و علایق مردمان نیز محدودیت ها و امکانات را دگرگون می کند .انسان بخصوص جوانان ماهیتا گرایش و تمایل شدید به نو آوری و تازگی دارند . چهار چوبهای کهنه ومندرس آنان را ارضا نمی کند . برای عبور از برزخ کسب قابلیت که دوران بسیار درد آور و پر هزینه ایست وگام نهادن به دوران تغییر می باید رنج بسیاری را متحمل شد .ساسی مانکن ها می آیند ومی روند آنچه که می ماند هزینه ایست که با غفلت خود می پردازیم .ما نباید برای موسیقی وارداتی هر چند که بعد از مدتی رنگ بومی بخود می گیرد . نگران باشیم و اصلا آنرا با موسیقی رپ و امثالهم …قیاس کنیم . هر چند که می دانم دلواپسی شما از تاثیرات احتمالا منفی آنهابه مخاطبان نوجوان و جوان است.خوشبختانه در عرصه هنر موسیقی که رنگ وبوی بومی وملی داشته باشد .هنرمندانمان رنج بسیاری را متحمل شده اند و خستگی ناپذیر با چنگ ودندان و مایه گذاشتن از جان خویش آنرا حفظ واعتلا می بخشند .باید بپذیریم که بنا به خصلت اجتماعی مان (دوران گذار از سنت به مدرنیته )و حساسیت های غیر ضروری نسبت به برخی پدیده های اجتماعی که منشا آنها هرج ومرج ارزشهاست , گاهی سبب می شود . دیر تکلیف خود را با خود روشن کنیم .
    در جوامع لیبرالی و اصطلاحا آزاد نیز این پدیده های نگران کننده و خام ونپخته وجود دارد . اما آنها یاد گرفته اند و آستانه تحملشان بالاست . پدیده ها سیر طبیعی رشد و افول خود را طی می کنند .یا فراموش می شوند واز بین می روند و یا به بلوغ می رسند وبه مسیر تکاملی دیگر پدیده های مانا می پیوندند.

  38. on 31 May 2009 at 10:23 am 38.شهریار شیردل said …

    شاید دست کم برای مزاح بد نباشه!

    http://www.fcrad.ir/zip/karoobi1.jpg

  39. on 01 Jun 2009 at 7:52 am 39.aghdas said …

    kheili ham ajib nist.
    dokhtarane ma bozorg mishang dar hali ke in bavar be anha elgha shode ke shahrvande dovvom jame hastand,hatta dar kochektarin vahede an yani khanevade.
    anha khordsali khod ra be yad darand ke hamvare morde tabeeez bodehand,khob be yad darand ke hoghe mosalame anan be baradare dordaneh taffeez shode va hatt haghe eteraz ham nadashtand,chera ke dar sorate eterza nasepas va bicheshmoro va ……… pendashte mishodand.
    anan ayande khod ra dar ayenehye madara mibinand:
    zamani ke taravat az moje gisovane madar sharmsar bod.ashke az chemane afsongarash jari bod chera ke pedar hamvare kaj khol bod.ya tang dast bod,ya moshkeli dar kar dasht,vaghti ham ke hamechiz khob bod baz ham dalili dasht ke cheshman madar ra tar konad,amae jan az neshastan va madarbozorg az barkhastane madat delkhor bod.
    aknon ke madar salhaye talkhe javani ra poshte sar nahade va ashkha afson az chashmhayash va taravat az gisovanash robodehand,aknon ke pedar be lotf sazegari va taghol modar be navaee reside aknon ke salha metanat madar esbat karde ke na kaj mineshinad ke amae ra biazarad va na rast bar mikhizad ke madar bozorg ra,baz ham cheme madar ashkbar ast!?
    chera ke siah mooe delroba dele pedar ra robode ke khob sad albate haghe ost:chahar ezdevaje daem va ta bekhahi ezdevaje movaghat.
    badbakhti bozork injast ke khale o hamsaye haryek ba harfhayeshan nishtari be ghalb madar mizannad agarche khod hamdarde vey hastand.
    :baba zan age zan bashe mardesh hichja nemire.(akhe madar marde?????!!!!!!!!!!)
    :baba khob marde dige to be zengeit beres noneto ke mide(akhe fagat non baraye zende bodan kafist)
    kodam zendegi
    madare bichare hargez halavat mashogh bodan ra nacheshide dar halii ke dokhtarhaye
    haft rang famil ke gheido band ra ha ra shekaste ve be gharizeh ro avardehand khob midanad ke che shirin ast vaghti bedani ke kasi be to miandishad va baraye dashtanat talash mikonad.
    madare htta baraye kharid vasael nobaraye khane bayad az pedar dar khast konad.
    aya dar in meidan mitavan dokhatri ba ezzate nafs tarbiat kard?
    chegone dokhtarane ma bavar dashte bashand ke arzeshe anha be “khode” anahast:majmoe sefat va khasayesi ke tashkil dahandeye shasiate anhast”
    agar emroz daf bodan baraye dokhtaran hadaf ast moghaser anha nistand.
    be fekre arzeshha bashim.

  40. on 06 Jun 2009 at 12:45 pm 40.نرده ها said …

    سلام. واقعا به نوشته هات علاقمندم و از سر تا به ته می خونمشون اما ازت یه خواهشی دارم بیا و از این به بعد به جای نیزه گرفتن توی دستت به سمت زنهای جامعه ما که توشون مادر و خاله و عمه و دختر دایی و… خودم و خودتم هستند از زنانی بنویس که از پنداره چیز بودگی و داف بودگی خودشون رو خارج کردند و در معاصرت ما دارند زندگی می کنند اینطوری حرفهات اثر بیشتری خواهد داشت. ممنونم و منتظر

  41. on 13 Jul 2009 at 12:40 am 41.foad said …

    با سلام
    مطالبی را که در مورد ساسی مانکن نوشته بودید مطالعه کردم. باید گفت که نوشتاری شتابزده را مشاهده میکردم. که نگارنده آن کمترین شناختی از جامعه فعلی ایران ندارد. بنده قصد تخطئه یا سرکوب نمودن اعتقادات و نظرات نگارنده را ندارم. اما به عنوان کسی که سالیان سال است که با موسیقی مدرن چه از نوع آدورنویی و جدی آن چه از نوع به اصطلاح شما مبتذل آن آشنایی به النسبه کافی دارم اینست که به جای اینکه مخاطب را و یا سازنده آهنگ و موسیقی را مورد نقد قرار میدادید میباسیتی از نقد ساختار و اپیستمه مسلط شروع میکردید . دغدغه شما قابل ستایش است اما نقد شما بسیار ضعیف و شتابزده است. برای همکاری با شما حاضرم ایمیل بنده هست gustav_sibelius@yshoo.com

  42. on 13 Jul 2009 at 10:56 am 42.مسعود سالاری said …

    سلام، مطلب شما را تمامن خواندم. من مثل شما نگاه اخلاقی و ارزشی به هنر ندارم، اما شما و همه ی خوانندگان عزیز این وبلاگ را دعوت می کنم به خواندن مطلبی که در زمینه ی نوآوری این گونه کارها و به ویژه ادبیات آن در وبلاگ دو زبانه ی “نامه های پارسی” نوشته ام. درود

  43. on 17 Jul 2009 at 2:00 am 43.نسیم said …

    نمیدونم چی بگم!!!!!!!!!!!!!!!!!آخه من ساسی رو خیلی دوست دارم!

  44. on 17 Jul 2009 at 11:06 pm 44.محمد said …

    اسم ساسی را زیاد شنیده بودم اما توجهی نشان نمیدادم چون میگفتم رپرها سر و ته یک کرباسند ، با شنیدن واژه ی داف خردسال هم که دیگر تعجب اندر تعجب !
    اما هفت هشت تا از آهنگهای ساسی رسید دستم که واقعا از لحاظ موسیقی فوق العاده بودند تکست هایشان ( از لحاظ شکلی و نه ماهوی ) عالی بودند و اینجا بود که فهمیدم ساسی چه اعجوبه ایست . ساسی 21 سال داشت که به شهرت رسید و به شهرت رساند او در آهنگهایش به معنی تام کلمه «سلطنت» میکند اما هزار حیف از مضمون تکست هایش ، هزار حیف !
    واما حال کردن دخترها با ساسی بسی برایم تعجب می آفرید ، با خودم میگفتم یک دختر پیدا نمیشود جواب ساسی را بدهد ؟ ولی دیدم نه حتی دختران رپر هم با ساسی موافقند و عشق میکنند اگرافتخار خواندن با ساسی را پیدا کنند . افزایش شمار داف ها در گوی برزن بد جور یه چشم می آید .
    من ادعائی ندارم اما از اینکه باید به جی اف خود دختر بودن را یاد بدهم زجر میکشم و مجبور میشوم آخرسر به خاطر داف مسلکی شان ازشان جدا شوم به جای اینکه جی افم به من مشکلات و نقص های ساسی را گوشزد کند ، من به او گوشزد میکنم و آخرسر نتیجه ای نمیگیرم . و اما نظر آخرم اینکه خانواده های ایرانی یا بسته بسته هستند یا باز باز بدون تفکر . یکی میشود اُمّل یکی میشود داف .
    ساسی را به خاطر قدرت و سلطنتش دوست دارم .

  45. on 17 Jul 2009 at 11:33 pm 45.محمد said …

    خطاب به وحید
    کوتاه میخواستم بگم که هی این و اون رو بیخود به خودمون نچسبونیم . مولوی زاده ی شهر بلخ افغانستان بوده و با این وصف فکر میکنم که افغانیها بتونن مولوی رو هموطن خودشون بدونن
    چطور یک هراتی نمیتونه خواجه عبدلله رو هموطن خودش بدونه ؟ چطور یک غزنه ای نمیتونه سنایی رو هموطن خودش بدونه؟ چطور یک قبادیانی نمیتونه ناصرخسرو رو هم میهن خودش بدونه ؟ شما را به خدا اندکی انصاف !
    از نویسنده وبلاگ به خاطر بیربط بودن کامنتم به متن پوزش میخوام

  46. on 24 Jul 2009 at 11:38 pm 46.B@b@k...$oLgI said …

    من ساسي مانكن خيلي خيلي دوووووست عاشق آهنگاش هستم و فقط بخاطر آهنگاي او ميا انترنت موزيكهاي جديد او را دانلود كنم…***B@bi M@nk@n***I Love you sasY MAnkAn

  47. on 31 Jul 2009 at 6:31 pm 47.كاتب said …

    موافقم…
    راستش به نظرم امثال ساسي مانكن شخصيت دختر ها را تا سنگفرش خيابان پايين مي آورند!
    من نميدانم چرا بعضي از خانوم ها نمي فهمند كه عقيده و باور و افكار و توانايي ها و استعداد هاي آدم اگر قبل زيبايي ظاهرش به چشم بيايد با شي ء پشت ويترين هيچ فرقي ندارد.
    .
    يا حق

  48. on 12 Aug 2009 at 3:15 pm 48.shokoofe said …

    سلام .من همه ی مطالب رو خوندم.تو این بین یه سری چشماشونو کامل بستن یعنی یا صفرن یا صد که اصلا درست نیس
    من 18 سالمه و اهنگای ساسی رو هم گوش می دم چون گاهی حس می کنم به این تیپ اهنگ نیاز دارم انبته نه به متنش فقط به نوع ریتمش.در اینکه ساسی مانکن و اکثر رپر ها ادم های باهوشی هستن شکی نیس ولی نباید او ساسی ایراد گرفت اون می خواد به اوج برسه و می بینه جوونا هم تو این راه همراهیش می کنن. از طرف دیگه نمی تونم انکار کنم این تیپ حرفا تا په حد جوونا رو کوتاه فکر کرده.خلاصه این که نمی شه که احترامو از پسرا تمنا کرد اگه قراره ایرادی گرفته شه باید از خود دخترا گرفته شه .

  49. on 15 Aug 2009 at 1:12 am 49.الهه said …

    با حرفتون کاملا موافقم
    کار رپ فقط کار همونایی که از اول با رپ بودن
    من الان فقط دو ساله رپ گوش نمیدم اما اینا رو نمیشناسم
    در حالیکه الان 8-9 ساله بچه ها دارن
    رپ میکنن
    اینا تازه کارن و عشق شهرت،دخترا هم خر
    واقعا این کلمه برازنده خیلی از دختراس
    دوستای من خودشونو جر میدن واسه این آشغالا
    حتما خیلیاشونم نمیدونن که علیشمس و سعید کرمانی 2-3 سال پیش چه گندی بالا اوردن
    که حالا اینقدر عشق میکنن باسشون
    مطمئنم ساسی و مخته هم لنگه سعید کرمانی و علیشمسن

  50. on 15 Aug 2009 at 1:21 pm 50.محمدرضا said …

    سلام پیدا کردن این سایت برای من یک اتفاق خوب بود در مورد ساسی مانکن باید خدمتتون عرض کنم که ما در انتخابات ریاست جمهوری طرفدار آقای مهدی کروبی بودیم و ستاد انتخاباتی جوانان مهدی کروبی ایشون رو به رشت دعوت کردند و جوانان رو فرا خوان کردند برای ملاقات با ساسی مانکن و علیشمس
    من حقیقتش ایشون رو قبل از اینکه بیان نمیشناختم و چند تاآنگهاشون رو تو مجالس و مهمونی ها شنیده بودم تا توی این سه روزی که باهاشون بودم خیلی باهاش آشنا شدم این جوان شخصیت بسیار متفاوتی با اون چیزی که به زبون میاره داره
    اسمش ساسان یافته هست و خرج زندگیشو از شعر ساختن برای خواننده های رپ دیگه در میاره با 60000000 میلیون تومان وثیقه آزاد هست و ممنوع الصدا و تصویر
    آدمها گاهی مجبورند اونطوری که مردم دوست دارند و طوریکه به نفعشونه تو زندگی اجتماعیشون برخورد کنند همونطور که خیلی از زنان این سرزمین بنا به دلایل مادی و برآورده کردن نیازهای خانواده ….و یا یک پدر مجبور به دزدی و ارتشا و …. میشه
    همه این موارد از طرف این حقیر محکوم هست ولی منظورم از این مطلب اینه که ممکنه باطن آدمها اون چیزی نباشه که ما میبینیم و بر خودم واجب دونستم که در مورد ساسان اون چیزی رو که میدونم بگم
    اعمالش رو تأیید نمیکنم ولی انسان خوبیه و همه ما ها اشتباه داریم

  51. on 15 Aug 2009 at 4:09 pm 51.mrb said …

    ای کاش دخترای ما جایگاه واقعی خودشونو میدونسیتن تا اینقدر خودشونو برای چیزای پوچ پایین نمی آوردن.
    من 21 سالمه اصلا هم آدم حزبی نیستم.بعضی از طرفدارای این سبک موسیقی و شعر که من میشناسم برای توجیه کار خودشون از نداشتن آزادی و خورده شدن حق و نداشتن جایگاه اجتماعی و اینا صحبت می کنن اما حرفی از شرافت انسانی و ادب و عفت و غیره ندارن که بزنن.
    منم موافقم که حق ما جوونا داره پایمال میشه ولی این ر اه رهایی از این بند نیست.
    خیلی برام جالبه که تا چند سال پیش هر کی به آهنگای خاص گوش میداد نشونه با کلاس بودنش بود ولی الان هر چی آدم جلف تری باشی و آهنگای بی معنی تری گوش بدی کلاست بالاتره.
    ببخشید سرتونو درد آوردم

  52. on 02 Sep 2009 at 4:34 pm 52.وحید said …

    برو بابا،
    کی اهمیت میده؟
    یکی دوست داره، یکی دوست نداره…
    چرا بحث بیخودی می کنید؟
    لابد باید نشست آهنگ های ملال آور محمد اصفهانی و علیرضا افتخاری را گوش داد؟
    اه اه، حرفش هم نزن

    هو هو ساسی مانکن
    هو هو حسین مخته

  53. on 09 Sep 2009 at 4:21 am 53.aftabgardooon said …

    salam douste khubam.vaghean behet tabrik migam be khatere matlabe zibat va omghe andishat ke mano vaghean be tahsin va dasht..age hhameie khanum haie ma mesle to fekr mikardanm otmaenam vazee ma in nabud…khoshhal misham ie sariam be man bezani

  54. on 10 Sep 2009 at 9:56 am 54.پريسا said …

    سلام
    من از ساسي مانكن خوشم نمياد چون كه معتقدم اس وپاسه .نمي دونم چرا اين دختراي ايراني (البته بعضي هاشون)اونايي كه از ساسي خوششون مياد ارزش خودشونو نميدونند .چرا از اينكه مورد تمسخرقرار مي گيرند وتحقيرشون مي كنند ناراحت نميشن ؟

  55. on 14 Sep 2009 at 11:33 pm 55.moein said …

    سلام با احترام به تمامی نظرها باید بگم اگه ساسی تا به حال موفق شده بدلیل ساده لوح بودن جوانان ماست.ساسی وضع کشور رو می بینه وشعرهاشو طبق دیدن جوانان میگه.اون میدونه جوانان ما دنبال دختر بازی و فلان چرت و پرتاست طبق میل اونا شعر میگه و همیشه هم موفقه.درضمن من خودم از طرفداراشم چون گروه باحال و صدای قشنگی داره داره ولی شعرهاشو تحسین نمیکنم و از جوانان عزیز میخواهم تحت تاثیر حرفاش قرار نگیرند و آدم های سنگین و باوقاری باشن

  56. on 14 Sep 2009 at 11:40 pm 56.moein said …

    باعرز پوزش میخواستم این را اضافه کنم که جوانان ما حق دارند چون ما جوونا تفریحات سالم نداریم ومسلمه که به این چیزها روی میاریم و وقت خودمون رو با اینا میگذرونیم ولی در کل از خدا میخواهم همه رو به راست هدایت کنه

  57. on 18 Sep 2009 at 8:00 am 57.یه جوون said …

    خسته نباشید.اگه آقای ساسی تونسته کلی طرف دار واسه خودش جمع کنه فقط به خاطر همون حرفای مسخره و بی ربطش.البته من خودم از طرفدار هاش هستم و فقط به خاطر ریتم آهنگ ها و شاد بودن و حرفای بی ربطی که میگه.اما چون قافیه داره واسه همه جالبه.درسته که الان همه رپ رو یه نماد از زشتی میدونن اما خیلی رپر ها هم هستن که حرفای خیلی جالب و حقیقت رو بیان می کنن اگه خواستین بهتون معرفی می کنم مطلبتون جالب بود

  58. on 22 Sep 2009 at 11:24 am 58.mahya said …

    واقعا گل کاشتید دستتون درد نکنه . من خیلی از ساسی و دوستاش خوشم نمی آید ولی بعضی اوقات واسه تنوع آهنگهاشو گوش میدهم . متاسفانه بعضی از افراد که جنبه اینگونه موزیکها رو ندارند هرچیزی که خواننده میگه رو به خودشون میگیرن و حسابی هم جو گیر میشن .اما نمیدونم با اینکارا میخوان بگن چی؟ شاید مخوان بگن منم بزرگ شدم و استقلال لازم دارم توصیه ای که به اینگونه افراد دارم اینه که بابا این کارا واسه تو که نون وآب نمیشه بشین و واسه آینده ات کاری کن آفرین بچه خوب

  59. on 08 Oct 2009 at 12:57 pm 59.ورونیکا said …

    درود
    با عشق وارادت
    وبلاگ فوق العاده با محتوایی دارین.
    من بسیار لذت بردم و به جواب خیلی از سئوالاتم رسیدم.
    از قلم شما خیلی خوشم اومد. من با اجازه شما رو لینک کردم.
    به دیدنم بیایین دلم می خاد با شما در ارتباط باشم اگر مقدوره؟؟؟
    سبز باشید.

  60. on 12 Oct 2009 at 9:31 pm 60.میثم said …

    به نام خدا

    سلام. خانم نصر.
    به طور اتفاقی با بلاگتان آشنا شدم.
    مطلبتون خولب بود. چونکه من هم همین ها را میخواستم بگم !!!

    خوب بود، از نظر که منو تائید میکرد.
    این “خوب بودن” نامیدن مطلب شما که مشکلی نداره؟؟!!

    با اجازتون متن را در بلاگم میذارم.
    تا خواننده های بلاگ من هم نظرشون را بدن. توی فروم بچه های دانشگاهمون هم میگذارم.

    لینک ها شون را بعدا براتون میفرستم اگه شما هم خواستید دنبالشون کنید.

    اما این ساسی مانکن،
    خونم به جوش میاد وقتی میبینم که دختر های نوجوون اینجور شیفته آهنگهاش هستند.
    شاید حسودی !! باشه.
    اما نه، شاید هم غیرت. با اینکه ببینی حرفهایی … شنیده میشه و تکرار هم میشه.که شاید حاضر نباشی هیچ کس به دختری اینگونه حرف بزنه.

    آهنگ دافی شاپ، از اون آهنگهایی که سراسر پر هست از فحش … و بد و بیراه
    به مراتب بدتر است.
    حقیقت، تلخ است،
    و این جواب نالیدن از از تلخیه مسئله،
    اما توجیهی برای اینکه هر حقیقتی گفته بشه، نیست.

    یا حق

  61. on 15 Oct 2009 at 1:55 am 61.fereshteh said …

    salam.

    vaghean az jame ee ba kamtar az 1daghighe motaleh azad che entezari darid.

  62. on 19 Oct 2009 at 6:24 pm 62.داود said …

    آهنگ هات رو اعصاب ادم راه ميره

  63. on 20 Oct 2009 at 11:42 am 63.میثم said …

    سلام.

    اول که اومدم بلاگتون عکس توی پست را ندیدم.
    بعد که اومدم دیدم.
    خوب شد که الان در دسترس نیست.

    این هم لینک فروم ما.
    سر بزنید.

    اونجا هم دارند نظر میدهند.

    http://fanavari-it.ir/fourms/index.php/topic,1868.msg6426.html#msg6426

  64. on 23 Oct 2009 at 12:17 pm 64.sahar said …

    salam
    vaghean rast migid
    vali vaghean bayad dar nazar dasht ke bishtare ma adama kheyli nesbat be chizae 2ro baremun bitafavot hastim
    mamnun az neveshtehatun

  65. on 16 Nov 2009 at 1:57 pm 65.nami said …

    کاش یه کم ه نو آوریهای ساسی مانکن توجه میکردی نویسنده عزیز،ببینید که چقدر هنرمندانه موزیک و شعرو با هم میکس کرده و نگاه منتقدانه همراه با طنزش رو به یه اثر زیبا تبدیل کرده.
    خسته نشدید اینقدر از ابتذال حرف زدید؟

  66. on 18 Dec 2009 at 6:51 pm 66.با غيرت said …

    ساسي دعا كن نگيرمت
    وگرنه
    ……….

  67. on 18 Dec 2009 at 7:42 pm 67.محسن said …

    سلام
    خوبین؟
    نمیدونم چی بگم
    به نظر من همه ادما دو بعد یند
    یه بعد همون مادی گرایست یه بعد هم بعد معنوی هستش
    بعضیا اینقدر غرق بعد مادی شدند که میشه بهشون گفت یه بعدی
    همین افراد وقتی پیر میشن به کارهای خودشون تو جونی میخندن و افسوس میخورن
    حالا ربطش به ساسی مانکن چیه؟خودمم نمیدونم
    شوخی کردم
    ربطش اینه
    افرادی که تو سن جونی از اینجور اهنگ ها خوششون میاد
    چند سال دیگه متنفر میشن از اینجور اهنگها
    و حتی وقتی این اهنگها براشون پخش میکنی از جونی خودشون بدشون میاد حتی اگه خاطرات خوشی با این اهنگ داشته باشن
    ولی اگه اهنگی رو به خاطر بعد معنویت گوش کردی مطمئن باش اگه ثانیه های اخر عمرت هم برات اون اهنگو پخش کنن یاد خاطرات دوران جوانیت میفتی
    در کل میخام بگم اهنگای ساسی بدرد خوشی بودن ظاهری و زودگذر میخوره
    خوب حالا اگه میخای خوش باشی که اهنگهای عربی شاد حرف اولو میزنن
    ولی خوب زبون فارسی یه چیز دیگست
    حالا چرا ساسی ؟
    چون الان ساسی رو مده مثل لباس
    قول بهتون مید چند سال دیگه یکی دیگه میاد و اثری هم از ساسی نیست
    امری نیست مریم خانم؟
    بای

  68. on 10 Jan 2010 at 11:49 am 68.احسان said …

    سلام دوست عزیز..من اولین باره که همچین سخنانیرو میشنوم و خیلی خوشحالم که کسانی هستند که با من و امثال من هم عقیده هستند..راستش دوروبرم پر شده از این اشعار..که حتی خودشونم معنیشو نمیدونن فقط در حال زمزمه کردن هستن دریغ از این که بفهمن ساسان کیه و قصدش از این حرکت چیه..ممنون از سخنان گهر بازتون..حتما بهتون سر میزنم..موفق باشین..

  69. on 10 Jan 2010 at 12:58 pm 69.سروش said …

    ساسی امپراتور

Trackback This Post | Subscribe to the comments through RSS Feed

Leave a Reply


Search Engine Optimization