Posts or Comments 03 September 2010

زنانه نگري/فمينيسم & معرفی کتاب مریم نصراصفهانی | 02 Jun 2009 03:40 pm

ضعف استدلال

 

الف- دشوارترین کار دنیا –البته بعد از کار در معدن- ورود به یک بحث منطقی در یک جمع زنانه است که پیرامون مسائلی غیر از شوهر و بچه وغذا و لباس و خوراک و پوشاک باشد. گاهی از کار در معدن دشوارتر هم میشود و آن زمانی است که متوجه میشوید ساعتها تلاشتان برای اقناع افراد با یک ادعای آبکی مراجع موثق برای خانمها به باد رفته است. نخست به این دلیل که اغلب خانمهای ما با ابتدایی ترین قوانین یک استدلال سالم بیگانه اند، نه تنها خود قادر به استدلال صحیح نیستند که براحتی تحت تاثیر حجیت مراجع نامعتبر(شوهر، پدر، فرزند، امام جماعت مسجد، استاد کلاس آواز، زنان گیس سفید /مردان ریش سفید، پیرزن سیده خادم فلان امام زاده، فال بین و… ) قرار میگیرند. دیگر اینکه از گذشته تا کنون بدون منطق و استدلال و با ماوا گرفتن در پناهگاه نا امن احساسات حرف خود را به کرسی نشانده اند(اگه این کار رو بکنی/نکنی یا این عقیده را داشته باشی/نداشته باشی دیگه دوستت ندارم، شیرمو حلالت نمیکنم، دیگه باهات حرف نمی زنم، از دستت راضی نیستم، ارتباطمو باهات قطع میکنم، دیگه نه من نه تو و…) از سوی دیگر از قدیم الایام تا گذشته ای نه چندان دور دسترسی زنان به منابع خبر و دانش و آگاهی بسیار محدودتر از مردان بوده است و همین امر امکان سنجش و مقایسه را از آنها سلب میکرده است و باز اگر دقت کنیم اگرچه اکنون این محدودیتها تا حدود زیادی مرتفع شده است اما قالب و فرم ارائه آنها تا حدود زیادی مردانه باقی مانده است (کافیست به فرم و محتوای اخبار یا نوشته های جرایدی که محتوای ارزشمند دارند دقت کنیم) متاسفانه این رسانه های آگاهی بخش بخاطر جدیت و خشونتی که در فرم و محتوا دارند توجه کمتر زنی را به خود جلب میکنند
ب- مجموع این عوامل و عواملی از این دست باعث شده است سخن گفتن با زنان بسیار دشوارتر از سخن گفتن با مردان باشد. زنان کمتر به بحث های جدی اقبال نشان میدهند و درنهایت هم تعیین کننده رای آنها نه شما و منطقتان و نه خودشان که مراجع ناموثق کاذبی هستند که اطراف خود گردآورده اند. رواج روز افزون انواع خرافات – اعم از سنتی و مدرن- در میان زنان نشان دهنده همین گریز از عقلانیت و به نحوی سرپوش گذاشتن بر این نقص بزرگ یعنی ضعف در استدلال است.هراس از انتقاد و بیان ضعف ها و نقص ها هم به همین دلیل است. فرقی نمیکند طرف بحث شما بیسواد باشد یا تحصیلکرده، پیر یا جوان، شهری یا روستایی، مذهبی یا لامذهب… فقط کافیست با نظرشان(نظر فالبین یا شوهر یا آرایشگر مخصوصشان) مخالفت کنید یا به آن انتقاد کنید تا یا با اشک و ناله جوابتان را بدهند و یا با دشنام  و نیش و کنایه و یا با توسل به هر استدلال کودکانه ای که حرف شما را نقض کند…بدبختانه آنقدر ضعیف و شکننده ایم که تحمل دیدن جهل و ضعفمان را نداریم
ج- ما اما برای احقاق هر حقی -اگر فکر میکنیم از ما سلب شده است- نیازمند مجهز شدن به قدرت استدلال هستیم. نیازمند رهایی از چنگال مراجع نا موثقی که اعتبار حرفهایمان را از آنها میگیریم، نیازمند پاک کردن ذهن خودمان و دیگران از پیشفرضهای نادرستی که به سبب تکرار هزار باره شان باورشان کرده ایم…نیاز داریم که یکبار برای همیشه شک کنیم به آنچه هستیم. برای این ساختار شکنی و بازسازی گریزی نیست مگر تقویت قدرت استدلال و تفکر نقدی…اگر بنا داریم بجای خودمان تصمیم بگیریم و بجای خودمان حرف بزنیم باید از احساساتی بازی  دست بردازیم و از توسل به احساسات پرهیز کنیم که اگر این احساساتی بازی ها دری بر ما بگشاید هزاران در را خواهد بست و اگر پیروزی موقتی نصیبمان کند از هزاران پیروزی محروممان خواهد کرد و خواه ناخواه ما را از میدان های جدی حذف خواهد کرد. اگرچه ممکن است از جایگاه تماشاچی وارد تیممان کند اما اگر تدارکاتچی نشویم همچنان روی نیمکت ذخیره ها برجای خواهیم ماند. در عین حال این احساساتگرایی بحق ما را غیر قابل پیشبینی جلوه خواهد داد و طبیعی است که نمیتوان حساب جدی ای روی انسانهای پیش بینی ناپذیر باز کرد. نباید ترسید از تردید از پرسش و نباید پاسخ های صریح و سریع خواست. این یکی از ضروری ترین نیازهای جامعه زنان ما-دست کم زنان تحصیلکرده ما- است… واینکه چرا اینهمه اصرار میکنم به تقویت قدرت استدلال بیشتر به خاطر این است که میدانم مخاطبان این وبلاگ علاقمندان به مباحث و مسائل زنان هستند و بسیاری از آنها بسیار بیش از من در این زمینه مطالعه دارند و بخوبی به نابسامانی شرایط زنان ما- اعم از شرایط روحی و جسمی و خانوادگی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و…- واقف هستند و چه بسا برای رفع آنها تلاشهای فراوانی هم داشته باشند. میخواستم از همه دعوت کنم که در کنار مطالعاتی که در حوزه های گوناگون داریم گوشه چشمی هم به مطالعاتی از این دست داشته باشیم تا در درجه اول بتوانیم عقاید خودمان را بازسازی و بازیابی کنیم و تناقضهای موجود در آن و همچنین تناقضهای موجود در عمل  و نظرمان را –حتی المقدور- برطرف کنیم و از سوی دیگر آسان مرعوب نشویم و بقول علما راحت تر سره را از ناسره تشخصیص دهیم و در عین حال به کلاممان استواری و قدرت بیشتری بدهیم

کاری از ایمان ملکی
د-  تا چند سال پیش  به محض اینکه اسم تفکر نقدی و منطق کاربردی می آمد همه جزوه تفکر نقدی استاد ملکیان را پیشنهاد میکردند، این جزوه که سالهای سال است درمیان علاقمندان فلسفه دست به دست میشود، رساله ای ساده و خواندنی درباب تفکر نقدی و مغالطات است که مدتهای مدیدی تنها مرجع قابل دسترسی به زبان فارسی در این زمینه بود. بعد از این جزوه کتاب منطق کاربردی آقای علی اصغر خندان کتاب بسیار خوب و سودمندی در این زمینه است. اگر فرصت مطالعه کل کتاب را ندارید تنها بخش چهارم (مغالطات)را مطالعه کنید. این بخش کتاب به قدری جذاب و روان است که مطمئنم تا پایان آن را زمین نخواهید گذاشت. همچنین کتاب هنر همیشه به حق بودن: 38 راه برای پیروزی در هنگامیکه شکست خورده اید اثر آرتور شوپنهاور که به فارسی هم ترجمه شده است کتاب بسیار خواندنی و عبرت آموزی است که اگرچه اندکی شیطنت آمیز ولی هنر مباحثه را می آموزد و آخری هم کتاب جذاب مارو روباه: مقدمه ای بر منطق است که تلاش میکند با شیوه هایی جذاب و همراه با تمثیل و تصویر هنر درست سخن گفتن، درست اندیشیدن و درست استدلال کردن را بیاموزد. این کتاب که در نوع خودش کتاب بسیار جالبی است برای کسانی نوشته شده که اطلاع چندانی از فلسفه و منطق ندارند منتهی مطالعه آن نیازمند دقت و تمرکز است، اگر به بازی و ریاضی علاقه داشته باشید حتما از خواندن این کتاب لذت خواهید برد ضمن اینکه روش تحلیل گام به گام استدلالها و همچنین ساختن استدلالهای سالم را خواهید آموخت. این کتاب هم همچون کتابهای قبلی دقت و توجه شما را نسبت به مغالطاتی که در استدلالهای مختلف خواهید یافت برمی انگیزد. به شما قول میدهم این کتابها از جمله کتابهایی هستند که هرگز از خواندنشان پشیمان نخواهید شد
 

برای مطالعه بیشتر نک
ملکیان، مصطفی. 1372.تفکر نقدی یا روش نقد اندیشه ها. بنیاد فرهنگی باقرالعلوم. جزوه دستنویس
خندان،علی اصغر. 1382.منطق کاربردی.سمت
شوپنهاور، آرتور. 1385.هنر همیشه به حق بودن.عرفان ثابتی.ققنوس
هیت،مری. 1385.مار و روباه. فریبرزمجیدی. انتشارات مازیار
 

مطالب مرتبط
خرافات. فمینیسم و برخی مغالطات

 

 

 

 

 

12 Responses to “ضعف استدلال”

  1. on 02 Jun 2009 at 5:19 pm 1.شهریار شیردل said …

    سلام و احترام خدمت شما و دوستان،
    مسلما یکی از مهمترین دلایل این نوع ناهنجاری مربوط به نوع رفتار و برخورد با دختران از دوران کودکی تا بزرگسالیست که تقریبا در هر مباحثه ای با نوعی بی استدلالی خاص و منطقی فوق العاده ضعیف به آنها پاسخ داده می شود و عموما تلاش والدین و اطرافیان در قانع نمودن و بعضا ضربه فنی کردن غیر فنی دخترها از سنین پایین تا به بالا کاملا مشهود است. همین نوع تربیت خاص و به شدت غلط است که به مرور موجب به وجود آمدن حس ضعف - تفکراتی همانند تقدم بالضعف از همینجا آب می خورد - و (نابودی) قدرت استدلال سالم و نقد پذیری به جا در سنین بالاتر می شود.
    از این مساله هم نباید گذشت که بسیاری از زنان (بخصوص) در جامعه ما این حس ضعف را ناخوداگاهانه در خود تقویت می کنند و به اشتباه و شاید هم به ناچار از احساس گرایی خودآگاهانه به عنوان ابزاری برای پیروزی (بی حاصل و کوتاه مدت) در مباحثات و مجادلات استفاده می کنند که طبق فرمایش شما زمینهساز شکست های شکننده تری خواهند شد.
    شاد و آباد و آزاد باشید!

  2. on 02 Jun 2009 at 6:59 pm 2.Mehrnaz said …

    کاش اسم اینگلیسی کتابها و نویسنده هاشون رو هم می نوشتید تا ما که دسترسی به فارسیش نداریم هم مستفیض بشیم.

    ممنون.

     

    مهرناز نارنین

    خوشبختانه کتابهای بسیار زیادی در این زمینه به زبانهای اروپایی وجود دارد که احتمالا بهتر و جامعتر از منابع محدود ما به زبان فارسی است اما مشخصات دو کتاب ترجمه ای را به انگلیسی اینجا و اینجا میتوانید ببینید

    پاینده و پوینده باشید

     

     

  3. on 03 Jun 2009 at 3:20 am 3.ندا said …

    عزیزم شما احتمالن تو جمع هایی میری که شمع محفل باشی و تک به نظر برسی. اینه که مجبوری در این جمع ها تردد کنی!!!!!!!

     

    ندا عزیزم

    والا من اصلا آدم اجتماعی نیستم و اصولا تا بتونم در هیچ جمعی تردد نمیکنم چه برسه از این هوسها داشته باشم که شمع وگل محفل باشم. ضمن اینکه این جمعهایی که شما ازشون نام میبری شمع و گلشون امثال ما نیستند و کسی که بخواهد بهشون از این حرفها بزنه جز نیش و طعن و کنایه نصیبش نمیشه . در کل میخواهم بگم خودم اینکار را نمیکنم و برحسب اتفاق یا ضرورت وارد هرنوع جمعی میشوم اما  همواره شجاعت کسانی را که- به هر دلیلی و با هر نیتی - این بحث ها را در محیطهای زنانه پیش میکشند تحسین میکنم

    پاینده و پوینده باشید

  4. on 03 Jun 2009 at 11:53 am 4.فرزانه said …

    با سلام
    نوشته شما با کمال تاسف کاملاٌ درست است و این رنجی است که ما می بریم
    حتماٌ کتابها را تهیه کرده و خواهم خواند

  5. on 03 Jun 2009 at 2:43 pm 5.روشنک said …

    به نظر من این مشکل فقط مختص زنان ایرانی نیست .. من در هر دو جنس این مشکل را می بینم و حتی می توانم بگویم در مردان با شدت و وضوح بیشتری این مشکل را تشخیص داده ام ..فقط نوع پنهان کردن مشکل و آشکاری آن در دو جنس شاید مشابه نبوده .. من بحث جنسیتی شما را در این خصوص با احترام و ادب چندان موثق و معتبر نمی دانم .. شما می توانید بگویید منبع موثقتان برای چنین استدلال به نظر من ضعیفی چیست ؟.. جامعه آماری شما کدام است ؟ .. چگونه نمونه های خود را انتخاب کرده اید ؟.. از کدام قسمت شهر ؟.. از کدام سطح تحصیلات و رفاه و اجتماعی و فرهنگی ؟.. چگونه شما مشاهدات خود را به کل جامعه تعمیم داده اید ؟..همین تعمیم دادن نتایج حاصله از جامعه نمونه به جامعه کل روش آماری و استدلال قوی می خواهد !.. حتماً آگاه هستید به این مسئله .. اگر قرار به آوردن استدلال ضعیف باشد به نظر من شما هم دارید به منبع ناموثقی که به نظر می رسد بر حسب ضرورت غایب است خواننده را ارجاع می دهید !..
    و یک مسئله دیگر اینکه من ارتباط ضعف استدلال زنان ایرانی را با مسئله حق تقدم داشتن در جامعه نفهمیدم .. می شود با مثالی بیشتر توضیح دهید ؟.. ممنون و موفق باشید
    ..

     

     

    روشنک عزیزم

    در این نوشته من به هیچ وجه قصد تخریب یا تحسین یا خود زنی نداشته ام. صرفا به ضعف بسیار بزرگی اشاره کرده ام که به نظرم دامنگیر طیف گسترده ای از زنان است و اصولا هم دغدغه مردان و الگوهای مردانگی را هم ندارم که بخواهم از آنها بنویسم…ترجیح میدهم یادداشت من و شما در معرض دید خوانندگان قرار بگیرد تا هریک با توجه به تجربه زیسته خود درباره آن قضاوت کنند و اگر همچون من این ضعف را پذیرفتند در مطالعاتشان گوشه چشمی هم به مطالعات منطقی داشته باشند…راستی سوال آخریتون رو هم درست متوجه نشدم. میشه سوالتون رو شفاف تر بگید لطفا؟

    پاینده و پوینده باشید

     

  6. on 03 Jun 2009 at 6:40 pm 6.motoalehin said …

    یک کتاب دیگه هم خوبه بدونید کتاب با عنوان «مغالطات»اثر علی اکبر خندان است که با پیشنهاد و مشورت مصطفی ملکیان نوشته شده

  7. on 03 Jun 2009 at 8:41 pm 7.Mariam said …

    من فکر می کنم:
    یک:بیشتر زن ها احساساتی هستند
    دو:آدم احساساتی نمی تونه منطقی باشه

    یک و دو نتیجه می دهد که بیشتر زن ها احساساتی و غیر منطقی هستند

    و در عین حال من فکر می کنم مردهای احساساتی هم مشکل منطق دارن و پس بحث منطقی با اون ها حتی از کار معدن هم سخت تر می شه

    و حالا سئوال مهم اینه که آیا توانایی در بحث منطقی و نداشتن حس بهتره و یا عدم توانایی در بحث منطقی و در عوض داشتن احساس….به نظر من هیچ کدوم بهتر از اون یکی نیست…

    من نوشتۀ شما رو دوست داشتم ولی کاش یکی هم راجع به این می نوشت که چرا مردا همه چیز رو با معیار منطق می سنجند و حسشون را آکبند نگه می دارند!

  8. on 04 Jun 2009 at 2:27 am 8.شهریار شیردل said …

    ضعف احساس در آقایان و هم ضعف منطق و استدلال در خانم ها هر دو بدون شک نسبی هستند. نه می توان همه ی آقایان را خشک و عاری از احساس دانست و نه همه ی خانم ها را بی منطق و احساس گرا. البته بیان این موضوعات به قصد محکوم کردن جنسیتی خاص نیست و هدف بحث و گفتگوی سالم برای رسیدن به راه حل های مفید و موثر و تبادل اندیشه ها و عقیده هاست.
    در مورد ضعف احساس و عاطفه و شاید در بیانی بهتر ضعف در بروز عواطف و احساست (آکبند نگه داشتن احساسات) در آقایان که به حتم باز هم مطلق نیست، شاید نوعی احساس حقارت و ضعف شخصیتی از دلایل محکمی باشد که از جهاتی خاص جامعه ی ماست. درصد بالایی از مردان ما نمایان کردن خصوصیات عاطفی خود را عملی سبک و حتی شرم آور و موجب مزحکه قرار گرفتنشان می دانند. مطلبی در این زمینه در این سایت به جا و خواندنی خواهد بود.
    در مورد سوال خانم روشنک در مورد حق تقدم، اشاره ی من به ماجرایی بود که اگر اشتباه نکنم در پست قبلی بیان شده که البته مقصود من تنها یک مثال و اشاره ی موردی و سطحی بوده است.
    ضمنا اظهار نظرات من در اینجا صرفا بدلیل علاقمندی به این گونه مسائل و بحث هاست و امیدوارم نوعی فضولی در یک جامعه ی زنانه به حساب نیاید.

  9. on 05 Jun 2009 at 4:27 pm 9.زهرا.م said …

    سلام !
    ما (من (یه دختر 15 ساله) و تعدادی از دوستانم ) علاقه مندیم که در زمینه ی زنان فعالیت کنیم.
    البته طبیعتا فعلا کارمون در حد تحقیق و خوندن مقالات دیگران ه ، و اولین کارمون رو هم از مدرسه شروع کردیم که یه ارایه در تابستون امسال و یک سری اجتماع و شرکت در بعضی همایش های دانش آموزی ه .
    می خواستبم از شما –که در زمینه ی زنان فعالیت داریم- برای کارهامون و پیشرفتن در این زمینه کمک بگیریم !
    ممنون !
    زهرا.م

     

    زهرای عزیزم

    راستش من فعال اجتماعی در مسائل زنان نیستم و متاسفانه تو این زمینه نمیتونم کمکی بکنم. اما پیشنهادم اینه که در قدم نخست اطلاعات نظریتون را بالا ببرید و در همین زمینه هم میتوانید از کتابهایی که در این وبلاگ عرفی شده کمک بگیرد…معرفی مختصری از هر کتابی شده که بهتون در انتخابش کمک میکنه ضمن اینکه فکر میکنم کتابهای منطقی هم بتونه کمکتون کنه…مثلا همین هنر همیشه به حق ودن و یا منطق کاربردی(بخش مغالطات) از کتابهای سنتی هم غافل نشید…من اونها رو معرفی نکردم چون نسل من باهاشون آشنا هستند. کتابهای آقای مطهری و شریعتی و جوادی آملی و…فکر میکنم اونها هم براتون جالب ومفید خواهد بود

    براتون آرزوی موفقیت دارم و خوشحالم که میبینم دغدغه این مسائل رو دارید

    پاینده وپوینده باشید 

  10. on 05 Jun 2009 at 7:52 pm 10.عفیفه عابدی said …

    مریم جان بحث خیلی جالبی بود. ببین من بر اساس تجربه معتقدم زنان را می توانیم به چند دسته تقسیم کنیم : اتفاقا زنانی هستند که بسیار منطقی و زیبا موشکافی می کنند و تحلیل منطقی ، اما در مقابل نیز زنانی هستند که نه اینکه قدرت پذیرفتن و ارائهء استدلال منطقی ندارند بلکه سوء زن به ویژه در مقابل هم نوع بر آنها غالب هست و دستهء دیگر همچنان که شما یاد کردید…راستش من هم مدتهاست تلاش می کنم در حوزهء تخصصی و یا کنکاشهای اومانیستی با زنان بیشتر دوست باشم و بیشتر مباحثه کنم اما در عمل هر چه جلوتر می روم ناامیدتر می شوم و ناگزیر از تعامل اندیشه ای بیشتر با مردان که هم در ارائهء نظر و کمک مشتاقترند و هم در جلب نظر و کمک…
    البته بحثی که شما مطرح کردید از ابعاد گوناگون باید مورد بررسی قرار گیرد..به گمان من هر چه در این جامعه بر زنان می رود در درجهء اول منبعث از رفتار و تفکرات خودشان هست و نه حتی قوانین و مقررات مردسالارانه…ممنونم.شاد و پیروز باشی

  11. on 14 Jun 2009 at 11:16 pm 11.anahita said …

    سلام. میدونم به موضوعت ربطی نداره ولی واقعا نمی دونستم به کجا باید حرفم را بزنم؟؟؟
    نتیجه انتخابات را دیدی؟؟؟
    دیده چطور چهره سیاسی ترین زن ایران را مخدوش کردن؟؟؟
    همه وجودم نفرته…
    نفرت از کشورم…
    نفرت از مردمم…
    نفرت از تمام اراذل دروغگو….

  12. on 18 Jun 2009 at 1:57 pm 12.عفیفه عابدی said …

    لطفا در مورد رواج دزدی معنوی در ایران بخوانید..

Trackback This Post | Subscribe to the comments through RSS Feed

Leave a Reply


Search Engine Optimization