<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress/2.0.5" -->
<rss version="2.0" 
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
<channel>
	<title>Comments on: انسانهای باز و جامعه بسته</title>
	<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/150</link>
	<description>با کلیک روی پروانه آبی صدای موسیقی قطع خواهد شد</description>
	<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 21:44:40 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.0.5</generator>

	<item>
		<title>by: رضا</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-24141</link>
		<pubDate>Fri, 24 Jul 2009 07:04:46 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-24141</guid>
					<description>فرهنگستان زبان فارسی برای واژه بیگانه نامانوس و غربی فمینیسم معادل زیبا رسا و فارسی "خود کس باوری" را پیشنهاد کرد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>فرهنگستان زبان فارسی برای واژه بیگانه نامانوس و غربی فمینیسم معادل زیبا رسا و فارسی &#8220;خود کس باوری&#8221; را پیشنهاد کرد.
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: تهمینه</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-23608</link>
		<pubDate>Mon, 20 Jul 2009 05:35:50 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-23608</guid>
					<description>سلام.
تعجب می کنم از شمائی که این طور به مسائل انتخابات می نگرید چگونه است که با ادبیات رسانی ملی! صحبت می کنید و معترضان را "اغتشاشگران" می خوانید!

 
&lt;p align="right"&gt;تهمینه جان&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;من با ادبیات رسانه های خارجی صحبت کردم که جمعی از مردم افسرده ما را غتشاشگر نامیدند&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;پاینده و پوینده باشی &lt;/p&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.<br />
تعجب می کنم از شمائی که این طور به مسائل انتخابات می نگرید چگونه است که با ادبیات رسانی ملی! صحبت می کنید و معترضان را &#8220;اغتشاشگران&#8221; می خوانید!</p>
<p> </p>
<p align="right">تهمینه جان</p>
<p align="right">من با ادبیات رسانه های خارجی صحبت کردم که جمعی از مردم افسرده ما را غتشاشگر نامیدند</p>
<p align="right">پاینده و پوینده باشی </p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: samira</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-23389</link>
		<pubDate>Sat, 18 Jul 2009 17:40:29 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-23389</guid>
					<description>آنان که نظر را حرام میگویند / نظر حرام بکردند و خون خلق حلال ...
چادری هایی که از روی کار امدن موسوی برای دین خداو زوال حجاب می ترسیدند بدانند که مردم امروز از چادری ها می ترسند!به عنوان یک شاهد عینی نقل می کنم که:در طی تجمعات اعتراض امیز مردم، وقتی با کسی صحبت می کردم یا با دوربین بین انها می رفتم از چادری که به سر داشتم وحشت می کردندو جوابم را نمی دادند و از من رو بر می گرداندند !به احتمال زیاد مرا ادم فروش  می دانستند! با این خیانت این دولت به محجبه های جامعه  چه باید کرد؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آنان که نظر را حرام میگویند / نظر حرام بکردند و خون خلق حلال &#8230;<br />
چادری هایی که از روی کار امدن موسوی برای دین خداو زوال حجاب می ترسیدند بدانند که مردم امروز از چادری ها می ترسند!به عنوان یک شاهد عینی نقل می کنم که:در طی تجمعات اعتراض امیز مردم، وقتی با کسی صحبت می کردم یا با دوربین بین انها می رفتم از چادری که به سر داشتم وحشت می کردندو جوابم را نمی دادند و از من رو بر می گرداندند !به احتمال زیاد مرا ادم فروش  می دانستند! با این خیانت این دولت به محجبه های جامعه  چه باید کرد؟
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: sareh</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-23387</link>
		<pubDate>Sat, 18 Jul 2009 16:25:22 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-23387</guid>
					<description>maryam jan, kheili khosham miad azatoon, adamaee mese shoma baese eftekhare in mellatand</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>maryam jan, kheili khosham miad azatoon, adamaee mese shoma baese eftekhare in mellatand
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: محمد جواد ويسي</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-23033</link>
		<pubDate>Wed, 15 Jul 2009 14:36:54 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-23033</guid>
					<description>رايج ترين گرفتاري پس از به اصطلاح انتخابات امسال در ميان معترضين به نتايج آن عدم تشخيص كانون مشكل در موارد مختلف بود و است. به همين ميزان راه كارهايي هم كه ارايه مي شد خنده آور،يا به عبارت بهتر،گريه آور بود(نمونه اش تيوري شاهكار تحريم اس ام اس ها كه از جنس عدو شود خوشحال بود).

در اين روزها فراوان اذهان و قلمهاي شايسته اي صرف نگارش مطالب و نظريه پردازي هاي عجيب و خام شد. تجربه يادآوري ميكند كه در جريان مشكلات كلان چگونه فرهيختگان معترض به موجباتي چون تعجيل هاي زباني و زماني در چنين گرفتاريهايي درغلتيده اند و تلاش كرده اند هرآنچه به ذهنشان رسيد را پردازش نشده و به گونه اي زورچپان به مشكل اصلي و كلان نسبت دهند وسعي نمايند ارتباطي ميان آنها برقرار كنند. ارتباطي كه آن را "ارتباطات تصنعي" مينامم.

بدون آنكه بخواهم كل مطلب اخير شما را متهم به اين موارد كنم، تصورم برآن است كه تا حدودي به آن نزديك شده ايد و رگه هايي از اين "ارتباطات تصنعي" را ميتوان در نوشته ي شما مشاهده كرد. نيز بدون آنكه اندكي در صداقت شما در نوشته هايتان شكي داشته باشم و يا قصد نصيحت داشته باشم، صادقانه و تنها در مقام پيشنهاد، پيشنهاد ميكنم اجازه ندهيد داغي بحث انتخابات باعث شود دغدغه هايتان را به هر شكل ممكن و حتي در مواردي هم كه نميتوان ارتباط زيادي يافت، در راستاي اعتراض به وقايع اخير قرار دهيد كه اين باعث از بين رفتن اصالت نظريات و نوشته هايتان ميشود. اجازه ندهيد زنانه نويسي- آنچنانكه به معناي نوشته هاي نامنسجم و بلاتكليف به كار ميرود و نه به معناي سبك خاصي از نوشتن- گريبان مطالبتان را بگيرد؛ همانگونه كه تاكنون نگرفته است.
موفق باشيد

 

دوست گرامی جناب آقای ویسی

با شما هم نظر هستم که نزدیکی بیش از حد به یک رخداد سیاسی و اجتماعی انسانها را از تحلیل های همه جانبه و منطقی باز میدارد. به هیچ عنوان هم قصد دفاع از خودم در مقابل ایراد بجای شما را ندارم؛ چرا که حتی برای خودم هم قضاوت در مورد میزان تصنعی و زورچپان بودن این مطلب و ارتباط آن با حوادث اخیر دشوار است. اما نکته ای که میخواهم به آن اشاره کنم این است که به عقیده من در شرایطی مانند آنچه ما امروز درگیر آن هستیم سکوت وبلاگنویسان و اصحاب قلم و اندیشه- به هر بهانه و توجیهی- صحیح نیست. در میان اساتید عزلت گزین فلسفه(رشته تخصصی هر دو ما) بیش از همه استاد ملکیان و کسانی همچون دکتر بهشتی را بخاطرحضور پررنگ و اعتراض آشکارشان ستایش میکنم و همچنین اساتید بزرگی همچون ضیا موحد و شاپور اعتماد را که در همایشهای دعوت از خاتمی شرکت کرده و سخنرانی کردند...ولو اینکه سخنرانیها و موضعگیریهایشان غیر دقیق و احساسی بوده باشد-که معتقدم نبود- البته که سکوت در چنین شرایطی راحت تر است و احتمالا با گذر زمان هر نویسنده ای را قادر به نوشتن نوشته هایی پخته ترخواهد کرد. اما شخصا مخالف مصلحت اندیشی هایی از این دست هستم ضمن اینکه همچنان بر این عقیده ام که مسئله جنسیت در این انتخابات بیش از هر زمان دیگر و هر رخ داد سیاسی دیگری خود را به رخ کشید که قطعا تحلیل های صحیح تر و پخته تری بر آن در آینده دور و نزدیک ارائه خواهد شد

باز هم از توجه و لطف شما سپاسگزارم

پاینده و پوینده باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>رايج ترين گرفتاري پس از به اصطلاح انتخابات امسال در ميان معترضين به نتايج آن عدم تشخيص كانون مشكل در موارد مختلف بود و است. به همين ميزان راه كارهايي هم كه ارايه مي شد خنده آور،يا به عبارت بهتر،گريه آور بود(نمونه اش تيوري شاهكار تحريم اس ام اس ها كه از جنس عدو شود خوشحال بود).</p>
<p>در اين روزها فراوان اذهان و قلمهاي شايسته اي صرف نگارش مطالب و نظريه پردازي هاي عجيب و خام شد. تجربه يادآوري ميكند كه در جريان مشكلات كلان چگونه فرهيختگان معترض به موجباتي چون تعجيل هاي زباني و زماني در چنين گرفتاريهايي درغلتيده اند و تلاش كرده اند هرآنچه به ذهنشان رسيد را پردازش نشده و به گونه اي زورچپان به مشكل اصلي و كلان نسبت دهند وسعي نمايند ارتباطي ميان آنها برقرار كنند. ارتباطي كه آن را &#8220;ارتباطات تصنعي&#8221; مينامم.</p>
<p>بدون آنكه بخواهم كل مطلب اخير شما را متهم به اين موارد كنم، تصورم برآن است كه تا حدودي به آن نزديك شده ايد و رگه هايي از اين &#8220;ارتباطات تصنعي&#8221; را ميتوان در نوشته ي شما مشاهده كرد. نيز بدون آنكه اندكي در صداقت شما در نوشته هايتان شكي داشته باشم و يا قصد نصيحت داشته باشم، صادقانه و تنها در مقام پيشنهاد، پيشنهاد ميكنم اجازه ندهيد داغي بحث انتخابات باعث شود دغدغه هايتان را به هر شكل ممكن و حتي در مواردي هم كه نميتوان ارتباط زيادي يافت، در راستاي اعتراض به وقايع اخير قرار دهيد كه اين باعث از بين رفتن اصالت نظريات و نوشته هايتان ميشود. اجازه ندهيد زنانه نويسي- آنچنانكه به معناي نوشته هاي نامنسجم و بلاتكليف به كار ميرود و نه به معناي سبك خاصي از نوشتن- گريبان مطالبتان را بگيرد؛ همانگونه كه تاكنون نگرفته است.<br />
موفق باشيد</p>
<p> </p>
<p>دوست گرامی جناب آقای ویسی</p>
<p>با شما هم نظر هستم که نزدیکی بیش از حد به یک رخداد سیاسی و اجتماعی انسانها را از تحلیل های همه جانبه و منطقی باز میدارد. به هیچ عنوان هم قصد دفاع از خودم در مقابل ایراد بجای شما را ندارم؛ چرا که حتی برای خودم هم قضاوت در مورد میزان تصنعی و زورچپان بودن این مطلب و ارتباط آن با حوادث اخیر دشوار است. اما نکته ای که میخواهم به آن اشاره کنم این است که به عقیده من در شرایطی مانند آنچه ما امروز درگیر آن هستیم سکوت وبلاگنویسان و اصحاب قلم و اندیشه- به هر بهانه و توجیهی- صحیح نیست. در میان اساتید عزلت گزین فلسفه(رشته تخصصی هر دو ما) بیش از همه استاد ملکیان و کسانی همچون دکتر بهشتی را بخاطرحضور پررنگ و اعتراض آشکارشان ستایش میکنم و همچنین اساتید بزرگی همچون ضیا موحد و شاپور اعتماد را که در همایشهای دعوت از خاتمی شرکت کرده و سخنرانی کردند&#8230;ولو اینکه سخنرانیها و موضعگیریهایشان غیر دقیق و احساسی بوده باشد-که معتقدم نبود- البته که سکوت در چنین شرایطی راحت تر است و احتمالا با گذر زمان هر نویسنده ای را قادر به نوشتن نوشته هایی پخته ترخواهد کرد. اما شخصا مخالف مصلحت اندیشی هایی از این دست هستم ضمن اینکه همچنان بر این عقیده ام که مسئله جنسیت در این انتخابات بیش از هر زمان دیگر و هر رخ داد سیاسی دیگری خود را به رخ کشید که قطعا تحلیل های صحیح تر و پخته تری بر آن در آینده دور و نزدیک ارائه خواهد شد</p>
<p>باز هم از توجه و لطف شما سپاسگزارم</p>
<p>پاینده و پوینده باشید
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: صدوقيان</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-22787</link>
		<pubDate>Mon, 13 Jul 2009 18:59:08 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-22787</guid>
					<description>مشكل از من بود:) ولي خدا رو شكر خودت لينكش رو پيدا كردي</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مشكل از من بود:) ولي خدا رو شكر خودت لينكش رو پيدا كردي
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: azadeh</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-22731</link>
		<pubDate>Mon, 13 Jul 2009 11:23:16 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-22731</guid>
					<description>خیلی احساس تنهایی کردم در جریان این انتخابات وقتی دیدم جماعت اهل فکر چه مصلحت اندیشانه، همرنگ جماعت می شوند و چه ریاکارانه نمادهای عامه را به کار می برند که: مگر روزی برسد که حرف خودمان را بزنیم. چه خوب که دیدم همه درگبر این  اندیشه تقلیلی نشده اند</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی احساس تنهایی کردم در جریان این انتخابات وقتی دیدم جماعت اهل فکر چه مصلحت اندیشانه، همرنگ جماعت می شوند و چه ریاکارانه نمادهای عامه را به کار می برند که: مگر روزی برسد که حرف خودمان را بزنیم. چه خوب که دیدم همه درگبر این  اندیشه تقلیلی نشده اند
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: امروز</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-22552</link>
		<pubDate>Sun, 12 Jul 2009 21:54:37 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-22552</guid>
					<description>زمانی که روشنفکران جامعه اسیر ساده اندیشی و درک نادرست آرمانگرایی ساده لوحانه قرار دارند. و با توهم ( اندکی صبر سحر نزدیک است )انتظار تغییراتی عمیق که محصول قرنها تلاش و کوشش جمعی ست را در بعد از یک خواب شبانگاهی می کشند, افسردگی گلهای زود رسی چون شما دور از ذهن نیست. باغبان در چیدن تک شاخه های گلهای زود رس تعجیل می ورزد .شکفتنت مبارک . اما آرام باش . و به دیگران فرصت شکوفا شدن را بده .بهتر است تمرین کنیم و دست از احساسی شدن بر داریم. و بپذیریم که تغییرات محصول زمان است.و تغییرات به هر قیمت عاقلانه و پایدار نیست.جوامعی که تغییرات پایدار داشته اند.دستاورد های خود را مدیون درست اندیشی عالمانی می دانند که بالای صف بندی های سیاسی و جناحی قرار دارند.روشنفکرانی که بمدد نگاه مبتنی بر علم و تجربه حوادث و رویدادهای اجتماع خویش را تحلیل می نمایند. منصفانه ضعفهاو نقاط قوت همه نیروهای در گیر را مورد باز بینی قرار می دهند . و در تقویت تفاهم و درک متقابل آنان می کوشند , حلقه مفقوده تحولات اجتماعی ماست .تشدید تضادها به ویرانی و نابودی می انجامد .باید در حل تناقضات همت بگماریم .به کوتاه سخن باید هر دو روی سکه را دید . برد بار بود و از پای ننشست. امید است به جنبه عالمانه نگاه ژرف اندیش خود فارغ از تمایلات احساسی توجه بیشتری بنمایید . 
پایدار باشید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>زمانی که روشنفکران جامعه اسیر ساده اندیشی و درک نادرست آرمانگرایی ساده لوحانه قرار دارند. و با توهم ( اندکی صبر سحر نزدیک است )انتظار تغییراتی عمیق که محصول قرنها تلاش و کوشش جمعی ست را در بعد از یک خواب شبانگاهی می کشند, افسردگی گلهای زود رسی چون شما دور از ذهن نیست. باغبان در چیدن تک شاخه های گلهای زود رس تعجیل می ورزد .شکفتنت مبارک . اما آرام باش . و به دیگران فرصت شکوفا شدن را بده .بهتر است تمرین کنیم و دست از احساسی شدن بر داریم. و بپذیریم که تغییرات محصول زمان است.و تغییرات به هر قیمت عاقلانه و پایدار نیست.جوامعی که تغییرات پایدار داشته اند.دستاورد های خود را مدیون درست اندیشی عالمانی می دانند که بالای صف بندی های سیاسی و جناحی قرار دارند.روشنفکرانی که بمدد نگاه مبتنی بر علم و تجربه حوادث و رویدادهای اجتماع خویش را تحلیل می نمایند. منصفانه ضعفهاو نقاط قوت همه نیروهای در گیر را مورد باز بینی قرار می دهند . و در تقویت تفاهم و درک متقابل آنان می کوشند , حلقه مفقوده تحولات اجتماعی ماست .تشدید تضادها به ویرانی و نابودی می انجامد .باید در حل تناقضات همت بگماریم .به کوتاه سخن باید هر دو روی سکه را دید . برد بار بود و از پای ننشست. امید است به جنبه عالمانه نگاه ژرف اندیش خود فارغ از تمایلات احساسی توجه بیشتری بنمایید .<br />
پایدار باشید.
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: حمید آقا</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-22545</link>
		<pubDate>Sun, 12 Jul 2009 20:23:33 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-22545</guid>
					<description>سلام!
نگاهتون البته جالب بود، اما این پدیده ورود ناموس به انتخابات به نظرم یکجور پست رفت شدید هستش! پست رفتی که طی این چند سال شاهدش بودیم!
مسایل ناموسی و اصولا ناموس پرستی رو ممکنه خیلی ها جزو افتخاراتشون بدونند،اما شیوع اجتماعیش یقینا ادامه روند انحطاط اخلاقی جامعه ماست.
اما من در صحبتهای آقای موسوی و فیلم مستندشون چیزی به عنوان تایید کننده ی ناموس و ... ، مطابق نظرات سرکار ملاحظه نکردم! حوب حتما بوده، ما ندیدیم!
ارادت!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام!<br />
نگاهتون البته جالب بود، اما این پدیده ورود ناموس به انتخابات به نظرم یکجور پست رفت شدید هستش! پست رفتی که طی این چند سال شاهدش بودیم!<br />
مسایل ناموسی و اصولا ناموس پرستی رو ممکنه خیلی ها جزو افتخاراتشون بدونند،اما شیوع اجتماعیش یقینا ادامه روند انحطاط اخلاقی جامعه ماست.<br />
اما من در صحبتهای آقای موسوی و فیلم مستندشون چیزی به عنوان تایید کننده ی ناموس و &#8230; ، مطابق نظرات سرکار ملاحظه نکردم! حوب حتما بوده، ما ندیدیم!<br />
ارادت!
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: رضوانه کرباسی</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-22536</link>
		<pubDate>Sun, 12 Jul 2009 18:09:03 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-22536</guid>
					<description>سلام 
نگاه تیز بین تان نسبت به مسائل اجتماعی بخصوص مسائل زنان در خور ستایش است 
پاینده و پوینده باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
نگاه تیز بین تان نسبت به مسائل اجتماعی بخصوص مسائل زنان در خور ستایش است<br />
پاینده و پوینده باشید
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: شازده کوچولو</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-22512</link>
		<pubDate>Sun, 12 Jul 2009 15:47:04 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-22512</guid>
					<description>بگذارهرچه نمی خواهندبگوییم

بگذارهرچه نمی خواهیم بگویند

باران که بیاید از دست چترها هم 

کاری ساخته نیست

مااتفاقی هستیم که افتاده ایم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بگذارهرچه نمی خواهندبگوییم</p>
<p>بگذارهرچه نمی خواهیم بگویند</p>
<p>باران که بیاید از دست چترها هم </p>
<p>کاری ساخته نیست</p>
<p>مااتفاقی هستیم که افتاده ایم.
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: فاطمه</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-22443</link>
		<pubDate>Sun, 12 Jul 2009 07:10:42 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-22443</guid>
					<description>سلام مریم جان!
به حرفات از زاویه دیگه هم میشه نگاه کرد این که جامعه ماچرا اینقدر پارادوکسیکال شده،سهم عقلانیت کجاست/چیه وچقدره؟ در تلویزیونی که هیچوقت صحنه درآغوش کشیدن مادر وپسر یا پدر ودختر یا زن وشوهر که حلالترین حلالهای خداست،به هیچ وجه نمایش داده نمیشه چرا یک تصویر دستکاری شده زن بغل کننده برادر بسیجی اینقدر بازنمایی میشه؟
چرا وقتی ندا توی ایران میمیره هیچ کس صداش درنمی اد اما بانوان داغتر از آش نمازجمعه برای بانوی مصری تشییع جنازه نمادین می گیرن؟ اگه ندا چادری بود مشکل حل بود؟
چرا برای زنان بی پناه مسلمان چینی صدای کسی درنمی اد اما دانشجویان بسیجی دلاور پیرو خط رهبر برای بانوی مصری که خدایی هیچ کدوممون هم نمیدونیم کیه ویهو از کجا علم شده خواستار تعطیلی سفارت آلمان تو ایران میشن؟یعنی یه ذره هم دیپلماسی نمی فهمن؟
چرا واسه تمام  احمدی نژادیها فساد ریشه گرفته تو طرفداران موسویه عامل حمله وتخریب شده؟ مگه ادم فاسد تو دارودسته احمدینژادی نیست؟این مرزبندی را چه کسی کرده؟ اون هایی که از اوردن دلایل عقلانی تعطیلند وهمه چیز رابه فساد فرافکنی می کنن؟
...
واقعا سر از حلقه های بسته ی فکری که جناح جاکمیت داره ایجاد می کنه سردرنمی آرم.بازهم می پرسم : عقلانیت کجاست؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام مریم جان!<br />
به حرفات از زاویه دیگه هم میشه نگاه کرد این که جامعه ماچرا اینقدر پارادوکسیکال شده،سهم عقلانیت کجاست/چیه وچقدره؟ در تلویزیونی که هیچوقت صحنه درآغوش کشیدن مادر وپسر یا پدر ودختر یا زن وشوهر که حلالترین حلالهای خداست،به هیچ وجه نمایش داده نمیشه چرا یک تصویر دستکاری شده زن بغل کننده برادر بسیجی اینقدر بازنمایی میشه؟<br />
چرا وقتی ندا توی ایران میمیره هیچ کس صداش درنمی اد اما بانوان داغتر از آش نمازجمعه برای بانوی مصری تشییع جنازه نمادین می گیرن؟ اگه ندا چادری بود مشکل حل بود؟<br />
چرا برای زنان بی پناه مسلمان چینی صدای کسی درنمی اد اما دانشجویان بسیجی دلاور پیرو خط رهبر برای بانوی مصری که خدایی هیچ کدوممون هم نمیدونیم کیه ویهو از کجا علم شده خواستار تعطیلی سفارت آلمان تو ایران میشن؟یعنی یه ذره هم دیپلماسی نمی فهمن؟<br />
چرا واسه تمام  احمدی نژادیها فساد ریشه گرفته تو طرفداران موسویه عامل حمله وتخریب شده؟ مگه ادم فاسد تو دارودسته احمدینژادی نیست؟این مرزبندی را چه کسی کرده؟ اون هایی که از اوردن دلایل عقلانی تعطیلند وهمه چیز رابه فساد فرافکنی می کنن؟<br />
&#8230;<br />
واقعا سر از حلقه های بسته ی فکری که جناح جاکمیت داره ایجاد می کنه سردرنمی آرم.بازهم می پرسم : عقلانیت کجاست؟
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: @n!m</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-22339</link>
		<pubDate>Sat, 11 Jul 2009 17:14:06 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-22339</guid>
					<description>مطلب جالبی بود

و در جواب نظر دانشجوی کارشناسی ارشد باید بگم که با این نظری که دادی فهمیدم کاردانی هم واست زیاده چه برسه کارشناسی ارشد......</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مطلب جالبی بود</p>
<p>و در جواب نظر دانشجوی کارشناسی ارشد باید بگم که با این نظری که دادی فهمیدم کاردانی هم واست زیاده چه برسه کارشناسی ارشد&#8230;&#8230;
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: عفیفه عابدی</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-22335</link>
		<pubDate>Sat, 11 Jul 2009 16:37:15 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-22335</guid>
					<description>سلام مریم جان . مدتی هست کمتر فیس بوک می رم و کمتر نوشته هات را می خونم ولی با خوندن مطلبت واقعا لذت بردم تحلیل جامعی بود که حداقل من نقدی بر آن وارد نمی دونم- اما یک نکته جالب در نوشته ات این بود که نوشتی سعی کرده ای احوالات شخصی ات را وارد این وب نکنی این دقیقا هدف من در گاه باره سیاست بود که پیش و بعد از انتخابات بارها و بارها نقض شد و احتمالا خواهد شد- دلیلش هم همین جامعه بسته است که افراد روشنفکری چون شما و دیگران را به این سمت سوق داده است که تاثیرات این فضا را در احوالات شخصی خودمون و در نتیجه دیگران منعکس کنیم که به نظرم کار درستی هست- ...به هر حال بنویس مریم جان
اما یک خواهش لطفا لینک وب من را از سیاست نوشته های یک زن ایرانی به گاه باره سیاست تغییر بده- دلیلش هم این هست که به نظرم گام اول احقاق حقوق زن کمرنگ کردن مرز زن و مرد و یا در واقع مقابله با تاکید بر اصطلاح زن و مرد است. ....بازم سپاس</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام مریم جان . مدتی هست کمتر فیس بوک می رم و کمتر نوشته هات را می خونم ولی با خوندن مطلبت واقعا لذت بردم تحلیل جامعی بود که حداقل من نقدی بر آن وارد نمی دونم- اما یک نکته جالب در نوشته ات این بود که نوشتی سعی کرده ای احوالات شخصی ات را وارد این وب نکنی این دقیقا هدف من در گاه باره سیاست بود که پیش و بعد از انتخابات بارها و بارها نقض شد و احتمالا خواهد شد- دلیلش هم همین جامعه بسته است که افراد روشنفکری چون شما و دیگران را به این سمت سوق داده است که تاثیرات این فضا را در احوالات شخصی خودمون و در نتیجه دیگران منعکس کنیم که به نظرم کار درستی هست- &#8230;به هر حال بنویس مریم جان<br />
اما یک خواهش لطفا لینک وب من را از سیاست نوشته های یک زن ایرانی به گاه باره سیاست تغییر بده- دلیلش هم این هست که به نظرم گام اول احقاق حقوق زن کمرنگ کردن مرز زن و مرد و یا در واقع مقابله با تاکید بر اصطلاح زن و مرد است. &#8230;.بازم سپاس
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: مریم نصراصفهانی</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-22312</link>
		<pubDate>Sat, 11 Jul 2009 15:16:49 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/150#comment-22312</guid>
					<description>یادداشتی در همین زمینه ها را &lt;strong&gt;&lt;a href="http://desolationrow.blogfa.com/post-258.aspx" target="_blank" rel="nofollow"&gt;اینجا &lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;بخوانید، متاسفانه هرچه کردم نتوانستم آن را پایین متن بیاورم

هرگز نباید یک تنه به قاضی رفت. مطلب" &lt;a href="http://www.rajanews.com/Detail.asp?id=32479" target="_blank" rel="nofollow"&gt;&lt;strong&gt;نقش حجاب در حفظ نشاط جنسي&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;" را هم از تفکر مقابل ببینید </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یادداشتی در همین زمینه ها را <strong><a href="http://desolationrow.blogfa.com/post-258.aspx" target="_blank" rel="nofollow">اینجا </a></strong>بخوانید، متاسفانه هرچه کردم نتوانستم آن را پایین متن بیاورم</p>
<p>هرگز نباید یک تنه به قاضی رفت. مطلب&#8221; <a href="http://www.rajanews.com/Detail.asp?id=32479" target="_blank" rel="nofollow"><strong>نقش حجاب در حفظ نشاط جنسي</strong></a>&#8221; را هم از تفکر مقابل ببینید 
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
</channel>
</rss>
