زنانه نگري/فمينيسم & معرفی کتاب مریم نصراصفهانی | 29 Jul 2009 12:48 am
فمینیسم در ترازوی نقد
الف-اخیرا اداره مطالعات زنان و خانواده دفتر نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاهها ده جلد کتاب تحت عنوان کلی «فمینیسم در ترازوی نقد» از نویسندگان مختلف ترجمه و تلخیص کرد است. البته مطمئن نیستم که کل ده جلد تا کنون منتشر شده باشد. شخصا دو جلد سوم و چهارم این کتابها را مطالعه کرده ام، منتهی بیشتر نقدی که بر این مجموعه کتابها دارم متوجه تمامی آنها و نه صرفا مجلد خاصی است
در پیشگفتار مشترک تمامی این کتابها ادعا شده است که ترجمه آنها با هدف نقد عالمانه و «برون دینی» فمینیسم صورت گرفته تا با آشنایی جامعه دانشگاهی با این جریان مخرب از به بیراهه رفتن زنان ایرانی جلوگیری بشود. در واقع این کتابها نه با انگیزه نقد که با انگیزه زیر سوال بردن فمینیسم و نجات زنان ما از دام این «نظریه مخرب»، برپایه متاخرترین کتابهایی که در غرب درنقد و بررسی فمینیسم به نگارش درآمده ، تلخیص و ترجمه شده است
ب- نخست؛ نقد: این کتابها با ادعای«فمینیسم در ترازوی نقد» منتشر میشود و نقد چنانکه در پیشگفتار کتاب نیز به آن اشاره شده است به معنای تفکیک سره از ناسره است. منطق به ما می آموزد که هنگام نقد هر اندیشه ای تلاش کنیم تا ذهنمان را از پیشداوری نسبت به آن اندیشه پاک کنیم در همین راستا زمانیکه ما مجموعه کتابهایی را تحت عنوان نقد یک اندیشه منتشر میکنیم، نباید صرفا آرا و افکار منتقدان آن اندیشه- بدون توجه به درصد موافقان و مخالفان آن- را منتشر کنیم. ضمن اینکه هنگامیکه ما در همان صفحات اولیه کتاب و در پیشگفتار آن اندیشه را «بیراهه» و «مخرب» معرفی میکنیم و با این پیشفرض صرفا اقدام به انتشار اندیشه های مخالفان آن تئوری میکنیم پسندیده تر است از عنوان «نقد» صرف نظر کرده و عناوینی مثل «گرداب»، «شوک»، «سراب» یا چیزهایی شبیه به این را برگزینیم، همچنین شایسته است از ادعاهایی نظیر بررسی عالمانه اندیشه های فمینیستی بپرهیزیم چرا که آنچه انجام میدهیم شیوه علما نیست
دوم؛ ترجمه و تلخیص: از دشواری های پیش روی «ترجمه» و مشکلاتی که انتقال مفاهیم از زمان، زبان و فرهنگی به زمان، زبان و فرهنگ دیگر پیش رو دارد، فراوان شنیده ایم. اضافه کنید که علاوه بر ترجمه ما متنی تلخیص شده هم پیش رو داشته باشیم، این متن تلخیص شده پیشگفتار یاد شده را هم داشته باشد. شما قضاوت کنید که چقدر میتوان به امانتداری در انتقال محتوا اعتماد کرد. شخصا متون انگلیسی این کتابها را ندیده ام و مقابله نکرده ام، ممکن است پیام کتاب تمام و کمال منتقل شده باشد، ممکن است نه! منتهی زمانیکه شما در پیشگفتار به جملات کوبنده ای نظیر آنچه نقل کردم برخورد میکنید کاملا حق دارید تردید کنید که مترجم و یا نهاد مربوطه درمورد آنچه صلاح است شما بدانید و آنچه دانستنش به مصلحتتان نیست اعمال نظر کرده باشند و حتی سخنان آن منتقد فمینیسم را هم با بی طرفی کامل منتقل کرده باشند
سوم؛ زمانه: دوکتابی که من مطالعه کرده ام؛ عریان کردن فمینیسم و تاثیر فمینیسم بر فرو پاشی حکومت ها به ترتیب متعلق به سالهای 2002 و 2006 هستند. متاسفانه نتوانستم از تاریخ انتشار سایر مجلدات اطلاعاتی به دست بیاورم اما تصور میکنم غالب ترجمه ها از کتابهایی هستند که متعلق به سال 2000 به اینطرف باشند. با این وصف آیا باید به خود ببیالیم که کتابهایی را در نقد فمینیسم ترجمه کرده ایم که متعلق به سالهایی اینچنین نزدیک است؟ آیا این نشانه خوبی است؟ طول عمر فمینیسم چقدر است؟ در تمام این سالها زنان غربی چه فراز و فرودهایی را طی کرده اند؟ چه دستاوردهایی داشته اند؟ در مقابل به چه مشکلاتی برخورده اند؟ چه گرفته اند و چه داده اند؟ آیا تمامی مشکلات زنان و خانواده در غرب ناشی از فمینیسم است؟ آیا این صحیح است که تلاش های برخی از صاحب نظران در آسیب شناسی این تاریخ طولانی را ترجمه کنیم و به عنوان ماحصل فمینیسم به خورد مخاطبمان بدهیم؟ به نظر من مشکلات زنان در غرب همانقدر ناشی از فمینیسم است که مشکلات زنان در جهان اسلام ناشی از اسلام…اینکه ما رسم نداریم عوامل مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی را در بررسی پدیده ها دخالت بدهیم و همواره همه چیز را تک علتی بررسی میکنیم روش صحیحی نیست. ضمن اینکه ظاهرا فرار ما از آسیب شناسی مشکلات و بسته بودن فضای نقد باعث شده است تا تصور کنیم در همه دنیا رسم بر این است. نقد و تخریب و بازسازی از عوامل بسیار مهم در پویایی و پارسایی اندیشه هاست و نقد فمینیسم در غرب نیز یکی از مهمترین دلایل رشد و پویایی و بقای این اندیشه در حوزه های مختلف است
چهارم؛وزن نویسنده: تعداد متفکران و نظریه پردازان و منتقدان فمینیست در دنیا بسیار بسیار زیاد است. در ضمن همانطور که میدانید وضعیت نشر کتاب در کشورهای غربی مثل کشور ما نیست. اما چهره های بنام فمینیست تا حدود زیادی شناخته شده هستند. چندتا از این کتابها متعلق به نویسندگان بنام و شهیر در حوزه مسائل فمینیستی است؟ آیا این صحیح است که ما با ترجمه کتاب یک خانم مبلغ مسیحی و یا آقایی که استادیار رشته نگارش در گروه زبان انگلیسی است فمینیسم را در ترازوی نقد بگذاریم؟ وقس علیهذا
![]()
ج- با تمام این اوصاف، آیا این کتابها را نباید خواند؟ پاسخ من منفی است. مطالعه کتابهایی که در نقد و آسیب شناسی فمینسم نوشته میشود به دلایل مختلف میتواند مفید باشد. هر انسان منصفی برای آشنایی با یک اندیشه و رد یا پذیرش آن و همچنین برای بررسی «عالمانه» آن باید نظریات له و علیه آن اندیشه را بخواند. همچنین برای استفاده عملی از آن در زندگی فردی و اجتماعی علم به جنس انتقاد منتقدان ، با بذل توجه به تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی، ما را از بسیاری آسیبهای احتمالی مصون نگاه خواهد داشت.
د- و اما کتابها: کتاب تاثیر فمینیسم بر فرزندان نوشته استوارت رین با ترجمه کتایون رجبی راد است. دیگری دروغهایی که زنان باور می کنند و حقایقی که آنها را آزاد می سازد نوشته نانسی لی دموس با ترجمه و تلخیص پریسا پورعلمداری است؛ نویسنده کتاب که یک زن مبلغ مسیحی است با اشاره به سر درگمی های روزانه زنان سعی کرده است به آنها کمک کند تا فریبهایی را که در نهایت به ناامیدی واستیصال ختم میشود بشناسند. وی همچنین در تلاش است تا با استفاده از مثالهای مستند و حقیقی، خواننده را راهنمایی کنند تا به سوی حقایقی باز گردد که تنها در آموزه های دینی قابل یافتن است.
کتاب عریان کردن فمینیسم نوشته آلن آر. کلاین با ترجمه و تلخیص طاهره توکلی کتاب نسبتا جالبی است که با بررسی تاریخ فمینیسم، برخی مشکلات و آسیبهای آن را یادآوری میکند و معتقد است برای زنده نگاه داشتن فمینیسم باید این آسیبها برطرف شود. تاثیر فمینیسم بر فروپاشی حکومت ها اثر برایس کریستنسن با ترجمه و تلخیص آزاده وجدانی مشکلات جامعه ای را که به ضعف پیوندهای خانوادگی دچار شده است نقد میکند
متاسفانه از انتشار یا عدم انتشار سایر مجلدات این مجموعه بیخبرم. تلاش میکنم در صورت دسترسی به آنها نوشته را به روز کنم. از دوستان خوبم هم تقاضا دارم اگر سایر کتابهای متعلق به این مجموعه را مشاهد کرده اند آن را معرفی کنند
مطالب مرتبط
فمینیسم، راه یا بی راه

on 29 Jul 2009 at 3:52 am 1.شهریار شیردل said …
از اسم و رسم ناشر این کتاب ها باید دانست که متون وحی شدۀ آن به سوی مصلحت گرایی و مصلحت اندیشی در راستای حفظ ارزش ها و پرهیز از لغزش ها خیز برداشته است و چیزی که نهایتا ته ظرف می ماند معجونیست برای مطیع سازی هر نوع فکر و ذهنیت با یک نقطه نظر مطلق و غیر قابل کنکاش. حالا چه این مکتوبات یکدست باشد و چه دارای نکته های ظریف جهت برانگیختن حس تحسین!
فقط یه سوال خانم نصر. معنی وقس علیهذا چی هست؟
آقای شیردل گرامی
قس فعل امر از قاس یقیس است یعنی سنجیدن. وقتی می گوییم “وقس على هذا” یعنی بقیه نیز به همین صورت
پاینده و پوینده باشید
on 31 Jul 2009 at 7:09 pm 2.شاهد said …
خب عین غار نشینی میمونه .. حس خوب جنگل یه جایی همون دور دورا .. اینکه عصرا بریم شکار…صبحا صدای پلنگ بیاد .. یه زایمان تبیعی اون قدر طبیعی که ط هم بره… دور دور.. زیاد که عوض نشدیم خانم فلسفه .. زیاد که عوض نشدیم .. توی یه افسانه ی امریکای لاتین میگن زنا میرفتن شکار مردا هم اره.. خب .. حالا هر چی .. دور که نشدیم .. فقط بوی جنگل رو گم کردیمم….
on 03 Aug 2009 at 12:36 pm 3.نیمو said …
دوست عزیز
نظریه های فکری در تغییر شکل و جوامع و حتی شکل گیری اشکال مختلف زندگی اجتماعی تأثیر بسیاری دارد. تمامی مکاتب فکری از نظریه فراتر نمی روند و قابل اثبات نیستند و تأثیر گذاری آنها هم بسته به زمان و موقعیت جغرافیایی و آموخته های سنتی و گستره خرافات و میزان بکارگیری علوم تجربی و… متغییر است. ولی انکار هیچ کدام نیز بطور کامل امکان پذیر نمی باشد. تردید در تأثیر فمینسم یا اعتقاد به انحطاط آن بطور حتم ریشه در تعصبات دارد.با تشکر از نوشته های اندیشمندانه شما