<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress/2.0.5" -->
<rss version="2.0" 
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
<channel>
	<title>Comments on: پدیده محسن نامجو</title>
	<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/158</link>
	<description>با کلیک روی پروانه آبی صدای موسیقی قطع خواهد شد</description>
	<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 21:01:50 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.0.5</generator>

	<item>
		<title>by: شاهرخ</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-33186</link>
		<pubDate>Wed, 25 Nov 2009 10:19:14 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-33186</guid>
					<description>نثر بسيار زيبايي داريد و به موضوعات بسيار جالبي پرداخته ايد
از اينكه ديدم متولد 61 هستيد و دانشجوي دكتراي فلسفه حقيقتا يكه خوردم
به هر حال موفق باشيد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نثر بسيار زيبايي داريد و به موضوعات بسيار جالبي پرداخته ايد<br />
از اينكه ديدم متولد 61 هستيد و دانشجوي دكتراي فلسفه حقيقتا يكه خوردم<br />
به هر حال موفق باشيد
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: محمود آزادی</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-33162</link>
		<pubDate>Tue, 24 Nov 2009 09:53:31 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-33162</guid>
					<description>بعضی مطلب هاتون به قدری جالب و زیباست که از هیجان و دید بلند فکرانه اشک شوق از چشمای آدم سرازیر می کنه . لابلای کلمات و جمله ها انگار کسی با فردا سیلی محکمی به گوشت مینوازد و چه شیرین است این سیلی . به شیرینی فریادهای تورنج .
حتما بازم بهت سر میزنم . موفق باشی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بعضی مطلب هاتون به قدری جالب و زیباست که از هیجان و دید بلند فکرانه اشک شوق از چشمای آدم سرازیر می کنه . لابلای کلمات و جمله ها انگار کسی با فردا سیلی محکمی به گوشت مینوازد و چه شیرین است این سیلی . به شیرینی فریادهای تورنج .<br />
حتما بازم بهت سر میزنم . موفق باشی
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: من</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-32372</link>
		<pubDate>Fri, 23 Oct 2009 20:51:38 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-32372</guid>
					<description>و من چقدر از اين خواننده متنفرم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>و من چقدر از اين خواننده متنفرم
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: بنیامین</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-32288</link>
		<pubDate>Sun, 18 Oct 2009 19:58:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-32288</guid>
					<description>خانم نصر اصفهانی عزیز!
در مورد نامجو کاملا با شما هماهنگ هستم. نامجو صدای نسل ماست. صدای اعتراض ماست. واین صدا در فردای آزاد ایران تبدیل به یک اسطوره و بخشی از تاریخ موسیقی وطن ما خواهد شد. چنانکه صدای فرهاد برای نسل پدران ما بود.
به امید ایران آزاد.
پیروز باشید!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خانم نصر اصفهانی عزیز!<br />
در مورد نامجو کاملا با شما هماهنگ هستم. نامجو صدای نسل ماست. صدای اعتراض ماست. واین صدا در فردای آزاد ایران تبدیل به یک اسطوره و بخشی از تاریخ موسیقی وطن ما خواهد شد. چنانکه صدای فرهاد برای نسل پدران ما بود.<br />
به امید ایران آزاد.<br />
پیروز باشید!
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: فاطمه</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-32185</link>
		<pubDate>Thu, 15 Oct 2009 08:24:58 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-32185</guid>
					<description>مریم جان!میشه راجع به عکسی که گذاشتی توضیح بدی؟یعنی چیه و از کجا آوردیش؟

 

فاطمه جان میشه شما درباره سوالت بیشتر توضیح بدی!ا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مریم جان!میشه راجع به عکسی که گذاشتی توضیح بدی؟یعنی چیه و از کجا آوردیش؟</p>
<p> </p>
<p>فاطمه جان میشه شما درباره سوالت بیشتر توضیح بدی!ا
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: آسیه</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-32181</link>
		<pubDate>Thu, 15 Oct 2009 07:53:23 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-32181</guid>
					<description>سرکار خانم نصر سلام.یکی از دوستان سایت شما رو به من معرفی کرد. خوشجالم که مطالبتونو می خونم. شاید قبلا کسب اجازه نموده باشم اما چون تردید دارم به اطلاعتون میرسونم که وبتونو لینک کردم.با تشکر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سرکار خانم نصر سلام.یکی از دوستان سایت شما رو به من معرفی کرد. خوشجالم که مطالبتونو می خونم. شاید قبلا کسب اجازه نموده باشم اما چون تردید دارم به اطلاعتون میرسونم که وبتونو لینک کردم.با تشکر
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: ماهتو</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-32105</link>
		<pubDate>Wed, 14 Oct 2009 14:21:52 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-32105</guid>
					<description>ممنون دوست عزیز. می‌خواستم بپرسم که با چه نامی می‌تونم شما رو لینک کنم، البته اگر اشکالی نداره

 

اختیار دارید ماهتو جان

critic/هر جور خودت دوست داری...هم به اسمم لینک میکنند هم به اسم وبلاگ

پاینده و پوینده باشی </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ممنون دوست عزیز. می‌خواستم بپرسم که با چه نامی می‌تونم شما رو لینک کنم، البته اگر اشکالی نداره</p>
<p> </p>
<p>اختیار دارید ماهتو جان</p>
<p>critic/هر جور خودت دوست داری&#8230;هم به اسمم لینک میکنند هم به اسم وبلاگ</p>
<p>پاینده و پوینده باشی 
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: شهریار شیردل</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-32076</link>
		<pubDate>Wed, 14 Oct 2009 08:35:43 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-32076</guid>
					<description>محسن نامجو شاید یک پدیده باشد، اما پدیده ی جدیدی نیست! پیش از نامجو و پیش از پیشینیان نامجو نیز بسیاری بودند و حال نیز هستند قلم ها و نفس هایی تخصصشان در هم شکستن حدودیست که محدوده اش را عالمان بی علم و فاضلان عاری از هرگونه فضل حد میکنند.
آلبوم "اَخ" اثر جالب و نسبتا موفقی بود اما به شخصه کارهای ماقبل نامجو را بیشتر می پسندم. دریدگی های بعضا بی دلیل و دور از نزاکت و اصطلاحات گاها بی مورد باعث میشود تا از ماندگاری این اثر با گذشت زمان بکاهد. "همش" و "گلادیاتورها" به نظرم جذاب تر و قوی تر اجرا شده اند. با این گفته هم موافقم که همه ی نسل ما چنین خصوصیات و اندیشه هایی ندارند که شاید اکثریت. هستند بسیاری که کورند و کر که هم نادانند و هم کم نیست عیار نادانیشان، که اتفاقا به چرندگویی در شش و بیست و یک -یک غروب گنگ پاییزی- علاقه ای وافر دارند. زنهار از این چرندگویی و چرنداندیشی.
نوشته ی خواندنی و جالبی بود.
شاد و آباد و آزاد باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>محسن نامجو شاید یک پدیده باشد، اما پدیده ی جدیدی نیست! پیش از نامجو و پیش از پیشینیان نامجو نیز بسیاری بودند و حال نیز هستند قلم ها و نفس هایی تخصصشان در هم شکستن حدودیست که محدوده اش را عالمان بی علم و فاضلان عاری از هرگونه فضل حد میکنند.<br />
آلبوم &#8220;اَخ&#8221; اثر جالب و نسبتا موفقی بود اما به شخصه کارهای ماقبل نامجو را بیشتر می پسندم. دریدگی های بعضا بی دلیل و دور از نزاکت و اصطلاحات گاها بی مورد باعث میشود تا از ماندگاری این اثر با گذشت زمان بکاهد. &#8220;همش&#8221; و &#8220;گلادیاتورها&#8221; به نظرم جذاب تر و قوی تر اجرا شده اند. با این گفته هم موافقم که همه ی نسل ما چنین خصوصیات و اندیشه هایی ندارند که شاید اکثریت. هستند بسیاری که کورند و کر که هم نادانند و هم کم نیست عیار نادانیشان، که اتفاقا به چرندگویی در شش و بیست و یک -یک غروب گنگ پاییزی- علاقه ای وافر دارند. زنهار از این چرندگویی و چرنداندیشی.<br />
نوشته ی خواندنی و جالبی بود.<br />
شاد و آباد و آزاد باشید
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: فروغ</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-32066</link>
		<pubDate>Wed, 14 Oct 2009 06:31:43 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-32066</guid>
					<description>چه خوب توصیف کردی رفیق!
چه فریادش به دل می نشیند برای ما بی فریادها!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چه خوب توصیف کردی رفیق!<br />
چه فریادش به دل می نشیند برای ما بی فریادها!
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: پدرام</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-31965</link>
		<pubDate>Tue, 13 Oct 2009 07:49:08 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-31965</guid>
					<description>از همان زمان بود که آگاهی تبدیل به دروازه دوزخ شد

حقیقتی است که زن چشمان نوع بشر را به سوی آگاهی گشود و همواره همو انگیزه ی تمام آگاهی های نوع بشر بوده است.
حال بجایی رسیدیم که به حقیقت هرکه بیشتر بداند دوزخی تر شده و نادانان در آسایش بیشتر مانده اند. براستی که در انجیل از داستان آفرینش بمثابه مثلی یاد می کند برای فهمیدن حقایقی که بر ما هنوز پوشیده است.
مرسی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از همان زمان بود که آگاهی تبدیل به دروازه دوزخ شد</p>
<p>حقیقتی است که زن چشمان نوع بشر را به سوی آگاهی گشود و همواره همو انگیزه ی تمام آگاهی های نوع بشر بوده است.<br />
حال بجایی رسیدیم که به حقیقت هرکه بیشتر بداند دوزخی تر شده و نادانان در آسایش بیشتر مانده اند. براستی که در انجیل از داستان آفرینش بمثابه مثلی یاد می کند برای فهمیدن حقایقی که بر ما هنوز پوشیده است.<br />
مرسی
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: م.ج.ويسي</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-31881</link>
		<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 13:44:29 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-31881</guid>
					<description>من و رضا كل بهار 86 را عادت داشتيم كه در حياط دانشكده كنار هم بنشينيم و به هم زنگ بزنيم! و با اين كار رينگ تن گوشيهايمان را به رخ هم بكشيم! اگر آهنگش را نميشناختي بايد چايي مي دادي! گويي در به در به دنبال معنايي مي گشتيم كه روزمرگي را با آن فراموش كنيم: به استراگون و ولادمير ميمانديم در نمايش نامه ي در انتظار گودو

اولين آشناييم با نامجو از همين جا آغاز شد. به گوشي رضا زنگ زدم؛آهنگ را شناختم، شك نداشتم كه آهنگ معروف و زيباي where d'ya think you're going از مارك نافلر است؛ خواننده شروع كرد به خواندن:"رفتم سر كوچه يه پاكت سيگار بگيرم..."با اين كه آهنگ نافلر را تقليد يا به عبارتي كاور كرده بود،نوآوري و خلاقيت از سر و رويش ميباريد؛ ارزشش را نميشدعدد داد

معنا را پيدا كرده بوديم. آنقدر جذبم كرد كه در غروب همان روز كل آهنگهايش را گير آوردم. گيرايي آهنگهايش حرف نداشت: لحن گزنده و تند، ليريكهاي طناز و در عين حال اعتراض آميز، تركيب سه تار با گيتار الكترونيك و اين كه موسيقي پاپ ايران صاحب يك نفر آدم جدي شده بود كه شيش و هشت و باباكرم نميخواند

حق با شماست، نامجو واقعا يك پديده است؛ به تعبير رضا براهني، او نيماي موسيقي ايران است(چه خوب شد كه در آلبوم اخيرش "فسانه" ي نيما را خواند) فريادش فرياد نسل ماست؛ نسلي كه ميخواهد گذر كند؛ نسلي كه آه هاي فراوان كشيد و "آخ" هاي بيشمار دارد. نسلي كه به موجب فقدان و خفقان، فقط موزيك زرد لس آنجلسيهاي چرك و نشسته را ميشناسد؛ همان خنگ شاگرداني كه دايم در مراجعه اند(به راستي كه شاهين نجفي خوب حقشان را ادا نمود)ا

ارزش نامجو در شكستن، پشت كردن و عبور از حدود دست و پا گير دستگاه ها و تركيبات موسيقي سنتي و اشعار مبتذل، بي محتوا، محافظه كار و خفه ي جديد است.نامجو بي پرده ميخواند. ارزشش در ابداع سبك نوينش است؛ به بهترين و
جه پاپ، سنتي و بانگ اعتراض را در هم ميآميزد و گونه اي سراسر نو را خلق ميكند. پيرو سنت پدركشي است نه پسركشي. ميخواند تاصداي نسلمان را آن گوشهايي بشنوند كه خود را به كري زده اند. چه با سبكش و چه با شعرش داد ميزند آهاي مردم فصل تغيير است

 نامجو تنها نيست؛ كيوسك ها و شاهين نجفي ها هم، غراتر از نامجو، آمده اند و مي آيند؛ آمده اند تا بگويند سكوت و كهنگي بس است؛ وقت آن فرارسيده كه "درد مشترك" را فرياد برآريم. ما نبريديم از اساس، ما زنده ايم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من و رضا كل بهار 86 را عادت داشتيم كه در حياط دانشكده كنار هم بنشينيم و به هم زنگ بزنيم! و با اين كار رينگ تن گوشيهايمان را به رخ هم بكشيم! اگر آهنگش را نميشناختي بايد چايي مي دادي! گويي در به در به دنبال معنايي مي گشتيم كه روزمرگي را با آن فراموش كنيم: به استراگون و ولادمير ميمانديم در نمايش نامه ي در انتظار گودو</p>
<p>اولين آشناييم با نامجو از همين جا آغاز شد. به گوشي رضا زنگ زدم؛آهنگ را شناختم، شك نداشتم كه آهنگ معروف و زيباي where d&#8217;ya think you&#8217;re going از مارك نافلر است؛ خواننده شروع كرد به خواندن:&#8221;رفتم سر كوچه يه پاكت سيگار بگيرم&#8230;&#8221;با اين كه آهنگ نافلر را تقليد يا به عبارتي كاور كرده بود،نوآوري و خلاقيت از سر و رويش ميباريد؛ ارزشش را نميشدعدد داد</p>
<p>معنا را پيدا كرده بوديم. آنقدر جذبم كرد كه در غروب همان روز كل آهنگهايش را گير آوردم. گيرايي آهنگهايش حرف نداشت: لحن گزنده و تند، ليريكهاي طناز و در عين حال اعتراض آميز، تركيب سه تار با گيتار الكترونيك و اين كه موسيقي پاپ ايران صاحب يك نفر آدم جدي شده بود كه شيش و هشت و باباكرم نميخواند</p>
<p>حق با شماست، نامجو واقعا يك پديده است؛ به تعبير رضا براهني، او نيماي موسيقي ايران است(چه خوب شد كه در آلبوم اخيرش &#8220;فسانه&#8221; ي نيما را خواند) فريادش فرياد نسل ماست؛ نسلي كه ميخواهد گذر كند؛ نسلي كه آه هاي فراوان كشيد و &#8220;آخ&#8221; هاي بيشمار دارد. نسلي كه به موجب فقدان و خفقان، فقط موزيك زرد لس آنجلسيهاي چرك و نشسته را ميشناسد؛ همان خنگ شاگرداني كه دايم در مراجعه اند(به راستي كه شاهين نجفي خوب حقشان را ادا نمود)ا</p>
<p>ارزش نامجو در شكستن، پشت كردن و عبور از حدود دست و پا گير دستگاه ها و تركيبات موسيقي سنتي و اشعار مبتذل، بي محتوا، محافظه كار و خفه ي جديد است.نامجو بي پرده ميخواند. ارزشش در ابداع سبك نوينش است؛ به بهترين و<br />
جه پاپ، سنتي و بانگ اعتراض را در هم ميآميزد و گونه اي سراسر نو را خلق ميكند. پيرو سنت پدركشي است نه پسركشي. ميخواند تاصداي نسلمان را آن گوشهايي بشنوند كه خود را به كري زده اند. چه با سبكش و چه با شعرش داد ميزند آهاي مردم فصل تغيير است</p>
<p> نامجو تنها نيست؛ كيوسك ها و شاهين نجفي ها هم، غراتر از نامجو، آمده اند و مي آيند؛ آمده اند تا بگويند سكوت و كهنگي بس است؛ وقت آن فرارسيده كه &#8220;درد مشترك&#8221; را فرياد برآريم. ما نبريديم از اساس، ما زنده ايم
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: نیره</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-31868</link>
		<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 11:30:57 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-31868</guid>
					<description>همه می دانند من و تو از آن روزنه سرد عبوس
باغ را دیدیم
و از آن شاخه  بازیگر دور از دست
سیب را چیدیم
...
متاسفانه چنئان آشنایی با ترانه های ایشان ندارم...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>همه می دانند من و تو از آن روزنه سرد عبوس<br />
باغ را دیدیم<br />
و از آن شاخه  بازیگر دور از دست<br />
سیب را چیدیم<br />
&#8230;<br />
متاسفانه چنئان آشنایی با ترانه های ایشان ندارم&#8230;
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: فاطمه</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-31841</link>
		<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 06:07:57 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-31841</guid>
					<description>سلام خواهر!جالب بود.
برای کودکان دهه 60 که  کودکی شان در جنگ گذشت همه چیز در یک رابطه ساختاری دوتایی خلاصه میشد :بهشت - جهنم و حالا همین شصتی ها در برزخ اند.چون بعد هرساختار شکنی یه برزخی وجود داره  .
نمیدونم هفتادی ها وهشنادی ها ونودی ها کودکی شونو چه جوری گذروندن و حالا چی شدن؟وبعدن چی میشن؟ ،</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام خواهر!جالب بود.<br />
برای کودکان دهه 60 که  کودکی شان در جنگ گذشت همه چیز در یک رابطه ساختاری دوتایی خلاصه میشد :بهشت - جهنم و حالا همین شصتی ها در برزخ اند.چون بعد هرساختار شکنی یه برزخی وجود داره  .<br />
نمیدونم هفتادی ها وهشنادی ها ونودی ها کودکی شونو چه جوری گذروندن و حالا چی شدن؟وبعدن چی میشن؟ ،
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: Mehrnaz</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-31782</link>
		<pubDate>Sun, 11 Oct 2009 16:16:20 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-31782</guid>
					<description>اشتباه نکن. همه نسل جوان ایران اینطور که می گویی خود را نسل جدید نمی بینید. 

کافیست در کار بعضی از این جوانها دقیق شوی وقتی جای قدمهای رهبرشان را میبوسند انگار که هنوز در هزار و چهارصد سال پیش زندگی میکنند و رهبرشان یکی از معصومان منتصب به خاندان پیامبر باشد.

اینها به دنبال آگاهی نیستند. اینها را بخواهی آگاه کنی, تورا دشمن عقایدشان میخوانند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اشتباه نکن. همه نسل جوان ایران اینطور که می گویی خود را نسل جدید نمی بینید. </p>
<p>کافیست در کار بعضی از این جوانها دقیق شوی وقتی جای قدمهای رهبرشان را میبوسند انگار که هنوز در هزار و چهارصد سال پیش زندگی میکنند و رهبرشان یکی از معصومان منتصب به خاندان پیامبر باشد.</p>
<p>اینها به دنبال آگاهی نیستند. اینها را بخواهی آگاه کنی, تورا دشمن عقایدشان میخوانند.
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: arash</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-31776</link>
		<pubDate>Sun, 11 Oct 2009 14:51:49 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/158#comment-31776</guid>
					<description>iek tahlile charand az iek asare charand
shabihe dar varihaie montaghedin bar honare dada ast.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>iek tahlile charand az iek asare charand<br />
shabihe dar varihaie montaghedin bar honare dada ast.
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
</channel>
</rss>
