<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress/2.0.5" -->
<rss version="2.0" 
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
<channel>
	<title>Comments on: فرشته عدالت که کور است</title>
	<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/162</link>
	<description>با کلیک روی پروانه آبی صدای موسیقی قطع خواهد شد</description>
	<pubDate>Thu, 09 Sep 2010 01:18:45 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.0.5</generator>

	<item>
		<title>by: آرمان</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/162#comment-33051</link>
		<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 23:11:13 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/162#comment-33051</guid>
					<description>برایم جالب است که کشتن یک کودک مهم نیست بلکه مجازات یک قاتل این همه مهم جلوه می کند و دردناک!!
بیخود نیست که می گویند زنان نباید قاضی شوند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>برایم جالب است که کشتن یک کودک مهم نیست بلکه مجازات یک قاتل این همه مهم جلوه می کند و دردناک!!<br />
بیخود نیست که می گویند زنان نباید قاضی شوند.
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: دکتر مجتبی کرباسچی</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/162#comment-32837</link>
		<pubDate>Fri, 13 Nov 2009 12:13:56 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/162#comment-32837</guid>
					<description>سلام دوست خوب 
یادمان باشد "عدالت " همچون صفات دیگر چون خوبی آزادی یا مهر محبت و غیره قابل تعریف نیست و هر کس از ظن خود با او یار وهمدم می شودواین قصه قصه ی قدیمی است 
ولی دراین مورد خاص باید بگویم دراین موارد قبل از اینکه از " بی عدالتی " ناراحت باشیم باید از " ناهنجاری های اجتماعی " بنالیم درد بی درمانی که ظاهرا قرار نیست هرگز تمام شدنی باشد
به هر حال موفق باشید
دکتر مجتبی کرباسچی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوست خوب<br />
یادمان باشد &#8220;عدالت &#8221; همچون صفات دیگر چون خوبی آزادی یا مهر محبت و غیره قابل تعریف نیست و هر کس از ظن خود با او یار وهمدم می شودواین قصه قصه ی قدیمی است<br />
ولی دراین مورد خاص باید بگویم دراین موارد قبل از اینکه از &#8221; بی عدالتی &#8221; ناراحت باشیم باید از &#8221; ناهنجاری های اجتماعی &#8221; بنالیم درد بی درمانی که ظاهرا قرار نیست هرگز تمام شدنی باشد<br />
به هر حال موفق باشید<br />
دکتر مجتبی کرباسچی
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: pedram</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/162#comment-32782</link>
		<pubDate>Thu, 12 Nov 2009 10:22:53 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/162#comment-32782</guid>
					<description>راستی من هم دو مطلب اخیرم در باب زنان و جامعه ی مریضمان بوده
و کاش دیگران هم بیشتر به این مسائل بپردازند
سربلند باشی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>راستی من هم دو مطلب اخیرم در باب زنان و جامعه ی مریضمان بوده<br />
و کاش دیگران هم بیشتر به این مسائل بپردازند<br />
سربلند باشی
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: pedram</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/162#comment-32781</link>
		<pubDate>Thu, 12 Nov 2009 10:21:42 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/162#comment-32781</guid>
					<description>بعد از اعدام او
در خانه ی ما غمی عجیب بوجود آمد. مادرم شاکی از دست آنانی می شد که وقتی حرف از سهیلا می زد گویی تا به امروز هیچ خبری از او نشنیده بودند و بی توجه به دنیای اطرافشان که به زنی ظلم می شود زندگی خود را می کنند.
پدرم همان شب و شب جمعه اش خرما و میوه برای او پخش کرد تا روحش در آرامش باشد.
اما مریم نازنین
بحث قضا واقعا پیچیده تر از آن است که روشنفکرترین آدمها هم بتوانند بر سر مسائلی اینچنینی به توافق برسند. 
ماجرای سهیلا یک زنگ هشدار بود به جامعه ی مریض ما که نه مرد سالار است و نه قانون سالار و نه زن سالار و نه دل سالار
ملغمه ای است از باورهای افتضاح</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از اعدام او<br />
در خانه ی ما غمی عجیب بوجود آمد. مادرم شاکی از دست آنانی می شد که وقتی حرف از سهیلا می زد گویی تا به امروز هیچ خبری از او نشنیده بودند و بی توجه به دنیای اطرافشان که به زنی ظلم می شود زندگی خود را می کنند.<br />
پدرم همان شب و شب جمعه اش خرما و میوه برای او پخش کرد تا روحش در آرامش باشد.<br />
اما مریم نازنین<br />
بحث قضا واقعا پیچیده تر از آن است که روشنفکرترین آدمها هم بتوانند بر سر مسائلی اینچنینی به توافق برسند.<br />
ماجرای سهیلا یک زنگ هشدار بود به جامعه ی مریض ما که نه مرد سالار است و نه قانون سالار و نه زن سالار و نه دل سالار<br />
ملغمه ای است از باورهای افتضاح
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: ali</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/162#comment-32772</link>
		<pubDate>Thu, 12 Nov 2009 06:59:13 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/162#comment-32772</guid>
					<description>سلام دوست عزیز و فیلسوف من من هیچوقت فلسفه دوست نداشتم اصلابه چه دردی میخوره  واسه چه کاریه چه مشکلی رو حل میکنه  همین مخوام بدونم خداحافظ سری به ما بزن</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوست عزیز و فیلسوف من من هیچوقت فلسفه دوست نداشتم اصلابه چه دردی میخوره  واسه چه کاریه چه مشکلی رو حل میکنه  همین مخوام بدونم خداحافظ سری به ما بزن
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: سحر</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/162#comment-32768</link>
		<pubDate>Thu, 12 Nov 2009 05:17:45 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/162#comment-32768</guid>
					<description>مریم جان اصلا عدالت یعنی چی؟
یکی بیاد برای ما این واژه را هجی کند؟
گوشهای ما سنگین شده یا از عدم تجانس هااین واژه را از خاطر بردیم؟
میدونی من از چی دارم میسوزم بعد شنیدن این ماجراها؟
اینکه اینروزها مردم چقدر راحت خبر اعدام ها را میشنوند و میگذرند!بانو پوستمون بد کلفت شده بانو
ومن از اینکه مردن عادت شده برامون میترسم.مریم گلی این روزها کوچه های شهر به جای بوی بارون و پاییز بوی مرگ میده

سحر نازنین

عدالت هم از مفاهیم ساخته ذهن بشر است و مابا ازا خارجی نداره...اما هرچه چشم هامون را به روی تفاوت ها و تنوع ها بیشتر باز نیم و با همدلی بیشتری سعی در درک آدم ها بکنیم بهش نزدیک تر خواهیم شد...با تو موافقم که فرشته عدالت در مملکت ما قصه پر غصه ای دارد عزیز چرا که چشم هایمان را بسته ایم به روی تفاوت ها و تمام رنگها را نادیده گرفته ایم و چسبیده ایم به سیاه و سفید مطلق که آنهم وجود خارجی ندارد

پاینده و پوینده باشی </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مریم جان اصلا عدالت یعنی چی؟<br />
یکی بیاد برای ما این واژه را هجی کند؟<br />
گوشهای ما سنگین شده یا از عدم تجانس هااین واژه را از خاطر بردیم؟<br />
میدونی من از چی دارم میسوزم بعد شنیدن این ماجراها؟<br />
اینکه اینروزها مردم چقدر راحت خبر اعدام ها را میشنوند و میگذرند!بانو پوستمون بد کلفت شده بانو<br />
ومن از اینکه مردن عادت شده برامون میترسم.مریم گلی این روزها کوچه های شهر به جای بوی بارون و پاییز بوی مرگ میده</p>
<p>سحر نازنین</p>
<p>عدالت هم از مفاهیم ساخته ذهن بشر است و مابا ازا خارجی نداره&#8230;اما هرچه چشم هامون را به روی تفاوت ها و تنوع ها بیشتر باز نیم و با همدلی بیشتری سعی در درک آدم ها بکنیم بهش نزدیک تر خواهیم شد&#8230;با تو موافقم که فرشته عدالت در مملکت ما قصه پر غصه ای دارد عزیز چرا که چشم هایمان را بسته ایم به روی تفاوت ها و تمام رنگها را نادیده گرفته ایم و چسبیده ایم به سیاه و سفید مطلق که آنهم وجود خارجی ندارد</p>
<p>پاینده و پوینده باشی 
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: sofia</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/162#comment-32753</link>
		<pubDate>Wed, 11 Nov 2009 11:52:10 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/162#comment-32753</guid>
					<description>گاهی آدم تنها مینویسد برای اینکه احساس میکند باید بنویسد...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گاهی آدم تنها مینویسد برای اینکه احساس میکند باید بنویسد&#8230;
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: هدا</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/162#comment-32723</link>
		<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 19:48:18 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/162#comment-32723</guid>
					<description>مریم جان فرشته اگر فرشته عدالت چشمانش را به روی حقایق نمی بست چه بسا زشتی ها اینگونه قدرت رویش پیدا نمی کردند...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مریم جان فرشته اگر فرشته عدالت چشمانش را به روی حقایق نمی بست چه بسا زشتی ها اینگونه قدرت رویش پیدا نمی کردند&#8230;
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: مهدی</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/162#comment-32721</link>
		<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 16:56:33 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/162#comment-32721</guid>
					<description>فرشته ی عدالت قصه ی ما از آشتی آدم ها با تن خودشون می ترسه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>فرشته ی عدالت قصه ی ما از آشتی آدم ها با تن خودشون می ترسه
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: فروغ</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/162#comment-32715</link>
		<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 13:15:10 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/162#comment-32715</guid>
					<description>چه راست گفتی مریم! فرشته عدالت کور بود، هست...
یکی از مددکارها می گفت سهیلا التماس می کرد که آزاد نشه اما نکشنش. چون ازادی برای اون معنیش زیر برف و بارون موندن بود!!!
فرشته عدالت نیست ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چه راست گفتی مریم! فرشته عدالت کور بود، هست&#8230;<br />
یکی از مددکارها می گفت سهیلا التماس می کرد که آزاد نشه اما نکشنش. چون ازادی برای اون معنیش زیر برف و بارون موندن بود!!!<br />
فرشته عدالت نیست &#8230;
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
</channel>
</rss>
