Posts or Comments 11 March 2010

يادداشت مریم نصراصفهانی | 16 Nov 2009 01:49 am

از انجمن حکمت و فلسفه تا انجمن پادشاهی ایران

زن برفی/حیاط دانشکده ادبیات شهید بهشتی 

آخرین بار در کتابخانه انجمن حکمت و فلسفه ایران دیدمش، سلام و احوالپرسی کردیم و گمانم در مورد کاری که در کتابخانه داشتیم حرف زدیم، سر تا پا سفید پوشیده بود…یادم هست با شوخی پرسید:” تیپ ام چطوره؟” با خنده و شیطنت گفتم : ” دختر کش!” با خوشحالی پرسید” راست میگی؟” برق معصومانه نگاهش مانع شد حرفی بزنم
حامد روحی نژاد از آن بچه هایی بود که با همه سلام و علیک داشت. اغلب بچه ها میشناختندش، از آن  مدل آدم هایی که با همه زود گرم میگرفت اما یکی دوتا دوست صمیمی بیشتر نداشت. اسمش را شاید نمی دانستند اما همه شیطنت هایش را به یاد دارند، صدای استادها را معرکه تقلید میکرد، تمام اصطلاحات و تکیه کلامهایشان را حفظ بود…شیوه استدلال کردن دکتر مسگری، تکیه کلام های دکتر احمدی، خندیدن خدابیامرز دکتر علوی نیا، خنده های دکتر عماد زاده… توی تیم فوتبال گل کوچک دانشکده هم بود… همین جوری ها بود که همه می شناختیم اش، بچه های فلسفه معمولا اینقدر شاد و سرزنده نیستند… تا همین چند مدت پیش من خودم حتی اسم فامیلش را هم بلد نبودم، همه حامد صدایش میکردند و او روی خیلی از بچه ها اسم گذاشته بود و آنها را با آن اسامی خطاب میکرد. به من میگفت خانم میکل آنژ…بخاطر آدم برفی که یک روز برفی وسط حیاط دانشکده ساخته بودم، آدم برفی پر ماجرایی بود…خدا بیامرزد دکتر ذاکر زاده را که چقدر ذوقش را کرد و وقتی آدم برفی خراب شد از همه بیشتر او غصه خورد و زودتر از همه به من خبر داد… حامد و دوستانش هم در رقابت  چندتایی آدم برفی ساختند آن روز… متهم ردیف اول خراب کردن آدم برفی من هم البته حامد و رفقا بودند
همین حامدی که حالا شده از متهمان ردیف اول وقایع پس از انتخابات ایران و به جرم ارتباط با انجمن پادشاهی ایران دو ماه قبل از انتخابات بازداشت شده است
 من و خیلی از بچه های گروه فلسفه شهید بهشتی حامد را اینطوری می شناختیم، برای همین هم وقتی اسمش، عکسش و اتهامش را دیدم  شوکه شدم، نه فقط من، که همه دوستانش و دیگرانی که میشناختندش… از بین این همه آدم حامد؟ چطور؟ چی؟ کجا؟ کی؟ از هر کس هم که پرسیدم چیزی نمی دانست. هر چه سایت ها را زیر و رو کردم چیز مشخصی دستگیرم نشد. آیا کسی را به جرم عضویت در یک گروه، یا خروج غیر قانونی از کشور و یا بازی در دو نمایشنامه علیه روحانیت به اعدام محکوم میکنند؟ و باز خبر مریضی اش بود و اینکه به دارو و درمان احتیاج دارد و اینکه نباید در معرض استرس و فشار روانی باشد و… من هر چه گشتم هیچ کجا نتوانستم بفهمم حامد کجا رفته و چه کرده و به چه چیزهایی و چرا اعتراف کرده است و ابدا هم  نمیتوانم حدس بزنم چطور یک همچون آدمی به اینجا رسیده است که باید به دار آویخته شود… ولی نمیتوانم هر شب قبل از خواب به درد او قبل از خواب فکر نکنم و به مادر و پدر جوان بیست و سه ساله ی بیمار و بی کسی که حتما یک چشمشان اشک است و آن دیگری خون… جوان گمنامی که نامش گم شده میان نام آوران دربند … جوان پر شر و شوری که…حالا حتما پیرشده است

.

.

گاهی آدم تنها مینویسد برای اینکه احساس میکند باید بنویسد…احساسی که تمام تلاش  و مقاومت عقلانی من برای عبور از “گاه” به “آگاهی” در این وبلاگ را هم  درمی نوردد
 

برای اطلاعات بیشتر
در مورد حامد روحی نژاد اینجا و اینجا را ببینید  یا نامش را در موتورهای جستجو گر جستجو کنید
     

 

19 Responses to “از انجمن حکمت و فلسفه تا انجمن پادشاهی ایران”

  1. on 16 Nov 2009 at 7:44 am 1.pedram said …

    mersi ke dar morede in pesar neveshti, kheili ha nemishnasanesh. man ham kamtar esmesho shenide boodam, kheili tasof angiz bood.
    omidvaram harche zudtar in pesare shad o zende del azad beshe va sobhe sahar fara resad.

  2. on 16 Nov 2009 at 11:54 am 2.کولی said …

    آنقدر این وضعیت عصبیم کرده که نمی دونم چی بنویسم محکومش کنم فحش بدم برم دم در اوین بایستم مگه هیچ کدوم از اینا تونست اعدام بهنود و خورشید و احسان و دهها کس دیگه رو متوقف کنه. فقط میتونم بگم متاسفم

  3. on 16 Nov 2009 at 1:20 pm 3.کشواد بزرگ said …

    هرچند از یک تحصیل کرده فلسفه که اهل تفکر و تامل است بعید است که جذب گروههایی چون انجمن پادشاهی که مبلغ تفکر منحط پادشاهی در دوران مدرن است و از سویی فعالیت تروریستی هم دارد بشود. اما در کل قصه بسیار غم انگیز و تراژیک است.

  4. on 16 Nov 2009 at 1:31 pm 4.Nima said …

    مطالبی که در مورد حامد نوشتی همه رو تصدیق می کنم. من هم باهاش سلام و علیک داشتم. دقیقتر بگم اون با من سلام و علیک داشت چون خوش اخلاق تر از من بود و من اسمش رو نمی دونستم. شنیده بودم بچه می گن یکی از گروه فلسفه بازداشت شده ولی تا عکسش رو تو اینترنت ندیدم نفهمیدم کی رو می گن. از خودم پرسیدم: این!؟ اینکه خیلی مظلوم و ساده به نظر می رسید؟ رفته بود تو انجمن پادشاهی؟! نمی دونم این حرف درسته یا نه ولی مطمئنم حتی اگر سراغ این گروه سیاسی رفته باشه از روی سادگی و بچگی بوده… یا از روی استیصال و یاسی که تا خرخره وجود همه ی ما رو پر کرده… امیدوارم این فقط یک نمایش باشه مثل مابقی نمایشی که در دادگاه ها ترتیب داده اند. اگرچه به عنوان یک نمایش هم ظالمانه و تاسف انگیزه

  5. on 17 Nov 2009 at 4:31 pm 5.فائزه said …

    ممنون مريم جان كه نوشتي ..همين كه نوشتي از ادمي كه حداقلش اينه كه به ما كه هيچ شناختي ازاين جوان گمنام نداريم فهموندي كه تو و بقيه بچه هاي دانشكده ادبيات هيچ نشاني از اون چهره خطرناكي كه ازاين جوان ترسيم كرده اند دراون به خاطر نمي اورديد…
    دق مي كنيم يك روز
    مطمئنم.

  6. on 17 Nov 2009 at 9:36 pm 6.fatemeh said …

    چند روزیه که بچه های گروه فلسفه شهید بهشتی در صدد
    جمع آوری امضا برای بیانه ای در خصوص حمایت از حامد هستن
    این ماجرا همه اونهایی رو که شنیدن متاثر ومغموم کرده..
    بعداز این همه زشتی وپلیدی که دیدیم دیگه هیچ امیدی به
    هیچ کجا نیست جز

  7. on 18 Nov 2009 at 10:58 am 7.سمیه said …

    مریم جان خیلی تلاش کردم تا در مورد حامد بنویسم اما راستش اینقدر این خبر تکان دهنده بود که شکه ام
    ممنون که نوشتی…..

  8. on 23 Nov 2009 at 10:10 pm 8.علی کلایی said …

    با سلام و درود
    بنده مدت 21 روز با حامد تو بند 209 همسلول بودم . حامد هیچ ارتباطی با مسائل ما بعد انتخابات نداره و تنها کاری که کرده بحث خروج غیرقانونی از کشوره .
    از دوستانش و همدانشگاهی هاش توقع میره تا با تلاشهای خودشون در آستانه روز دانشجو کاری کنن که حاکمیت اولا حامد رو به عنوان یک دانشجوی در بند و نه ماهیت دیگه ای بپذیره و ثانیا برای آزادیش تحت فشار قرار بگیره
    برای هر کمکی آماده ام

  9. on 23 Nov 2009 at 11:33 pm 9.بهنام said …

    با سلام

    يادداشت سركار عالي را در سايت موج آزادي ديدم.الحق بايدبه اينان گفت اي………؟ ازيك دانشجوچرا
    اين همه ترس داريد
    مگر حامد وامثال وي چه درخواستي داشتند كه اين همه آشفته شديد واحكام قرون وسطايي براي آنان صادر مي كنيد.
    من هم به نوبه خودم تاسف
    عميق ودردناك

    بعنوان يك پدر
    اعلام مينمايم.
    خدانگهدارهمه جوانها

  10. on 24 Nov 2009 at 1:49 am 10.سبز said …

    مطلب دردناکی بود .همه ی مافقط میگیم متاسفیم ولی نمیگیم به جای این سکوتی که کردیم بهتره که حرف بزنیم یا بهتره بگم داد بزنیم.نمیدونم چرا خیلیها میدونن که چه بلایی داره سرشون میاد ولی حرفی نمیزنن.گاهی فکر میکنم دیگه این قوم ظالمین چیکار باید بکنن که نکردن تا مردم صداشون در بیاد.احساس میکنم غیرت ایرانی از بین رفته یا اینکه هنوز کارد به استخون نرسیده.به امید پیروزی البته به همراه تمامی زندانیان راه ازادی.

  11. on 24 Nov 2009 at 2:29 am 11.محمود said …

    وحشتناکه! همين

  12. on 24 Nov 2009 at 4:07 am 12.IranAzadMa said …

    مهم نیست که حامد به چه گروهی وابسته است، چرا که او برادر هموطن ماست! مهم این است که هیچ انسانی نباید اعدام شود! تشکر، از برای مقالهٌ پر از احساست عزیز

  13. on 24 Nov 2009 at 8:20 am 13.ali said …

    به ندرت پیش اومده نوشته و یا شعری از دختری و زنی بخونم و لذت نبرم. شماها به همان اندازه که صمیمانه شجاعید ، بی پیرایه زیبا هم می نویسید.

  14. on 24 Nov 2009 at 8:25 am 14.Iran said …

    ashk ro be cheshm haie adam miare , merci az matlabeton , be omide inke betonim dostane dar bandemono azad konim zood tar

  15. on 24 Nov 2009 at 11:46 am 15.كاوه said …

    مسئولانه و از روي تعهد بود
    اصلاً نوشتن يعني همين يعني كه تصميم بگيريم از ارزش هاي انساني دفاع كنيم

  16. on 03 Dec 2009 at 11:09 am 16.mohsen said …

    حامد هم مدرسه ای من تو دبیرستان نمونه دولتی شیخ کلینی تو اسلامشهر بود
    باور نمیکنم
    هیچکدوم از این حرفها رو در مورد حامد باور نمیکنم

  17. on 05 Dec 2009 at 11:36 am 17.زهره said …

    سلام مریم جام منم دوست حامدم البته خانوادگی توی محل مرسی که نوشتی حامدی که من دیدم یه فرشتس در قالب ادم استوارومحکم پیر نمشده چون ایمانش قویه

  18. on 12 Dec 2009 at 8:26 pm 18.موسی said …

    در روزگاری که مهر سکوت لب همه را دوخته، کوچکترین صداها بسیار امیدوار کننده است

  19. on 06 Feb 2010 at 6:38 pm 19.امیرپایا said …

    حامد رو نمی شناسم اما به شدت احساس می کنم که بهش نزدیکم
    از چند ماه پیش که اسمش و عکسش رو توی سایت خبرنامه امیر کبیر دیدم و اظهاراتش رو خوندم اسمش حتی یادم هم نرفته

    من به دنبال جست و جوی کتاب “درآمدی جدید به فلسفه اخلاق” به سایت شما رسیدم

    و با خوندن مطالب سایت شما به حامد رسیدم واقعا که دنیای کوجیکی داریم
    حامد همه جا هست
    او را نمی شناسم اما به عنوان یک جوان ایرانی همواره برای آزادی اش تلاش خواهم کرد، اگر بتوانم وکاری از دستم بر بیاید

    ممنون که یادی از او کردید

    سایت خوبی هم دارید
    موفق باشید

Trackback This Post | Subscribe to the comments through RSS Feed

Leave a Reply


Search Engine Optimization