Posts or Comments 12 March 2010

زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 12 Dec 2009 03:20 pm

جان زنانه جنبش؟

الف- قبل و بعد از انتخابات زیاد گفته اند و گفته ایم از نقش زن ها در جریان مبارزات قبل از انتخابات و اعتراض های پس از آن. هربار به بهانه ای؛ از حضور خانم رهنورد تا کشته شدن ندا و این روزها ماجرای تحقیر مجید توکلی (از دانشجویان معترض) با چادر زنانه که موجی از خشم را درمیان معترضان برانگیخت. خشم از تحقیر مجید توکلی و خشم از دستمایه قرار دادن زنانگی برای تحقیر و خشم از بهانه کردن حجاب(آن هم حجاب برتر) برای تحقیر این جوان و پس از آن کشیده شدن دامنه اعتراض ها به بحث حجاب اجباری و زن-بیزاری نهفته در فرهنگ ما و زن ستیزی آشکار در موضع گیریهای برخی گروه ها و آدم ها…و باز مسئله جنس/جنسیت بحث داغ معترضان شد و مردانی که لباس زنانه بر تن کردند هر یک به نحوی خواستند تا مسئله تحقیر مجید توکلی و ابزار این تحقیر را به چالش بکشند و همچنین ادعا کنند که انسان مقدم بر زنانگی و مردانگی عزیز و شریف است و تحقیر او با روش های غیر اخلاقی نه تنها کارساز نیست که به گفته دوستان «مجید توکلی تکثیر شد و نه تحقیر». به هر حال اقدام بازداشت کنندگان در انتشار تصاویر آقای توکلی بازخورد های متفاوتی در در انتقاد از رفتاربا بازداشت شدگان، حقوق آنها، مسئله زنانگی و تابو های مربوط به آن، بحث حجاب، تحقیر آمیز بودن اش، اجبارش و مسائلی از این دست مطرح کرد که باعث شد برای چندمین بار در طول حیات جنبش سبز مسئله جنس/جنسیت در کانون توجهات قرار بگیرد آنچنانکه برخی دوستان جنبش را دارای «جان زنانه» توصیف کردند و چنین استدلال کردند که : روح جهان فارسی در شعر او ست و روح شعر فارسی یاری شیرین رفتار است. جهان فارسی در بنیاد ستایشگر زن است. یادگاری که در آناهیتا و استر و زهرا باقی ماند و حتی در صورت مریم به جهان غربی هدیه شد. کهن الگوی مریم دختران باکره ای بودند که در دریاچه هامون سر هر هزاره آبتنی می کردند و نطفه زرتشت را می پذیرفتند تا هوشیدر و هوشیدرماه و سوشیانس بزایند. منجی جهان ایران دختران هامون بودند> نقل از سیبستان
اگر بخواهم جانب انصاف را رعایت کنم باید اعتراف کنم که این بار از نادر زمان هایی بود که مردان به نقد کلیشه های زنانه برخواستند و بسیاری از مردان از جمله برخی چهره های سرشناس دانشگاهی اقدام به پوشیدن روسری و انتشار عکس های محجبشان در فضای مجازی کردند که اقدامی شگفتی آور و در نوع خود تحسین برانگیز می نماید. پیش از این هم دوستان ما حضور زنان/زنانه را پیروزی «بچه سوسول» به «مرد» دانسته بودند و آن را به شورشی علیه پدرسالاری تعبیر کرده بودند که با عبور از کوچه مردان بدست آمده است
ب-  زنان شجاع و معترض در جنبش سبز آنچنان خوش درخشیدند که دوستان بزرگوار را به این باور رسانیده است که رابطه دو جنس در حال بازتعریف و دگر گونی است. زنان خواهرانه و مادرانه در تمامی عرصه های قلمی و فرهنگی و اعتراضی؛ در دانشگاه و خیابان و بر پشت بام ها ظاهر شدند و هم صدا با مردها فریاد زدند. و باز در جریان ماجرای آقای توکلی هم بیش از آقایان نسبت به منحرف شدن جنبش نسبت به مسیرهایی غیر از اهداف اصلی آن هشدار دادند و تاکید کردند که زمینه و زمانه مناسب بحث و نقد اجباری بودن حجاب نیست و ماجرا نباید از مسئله ای مربوط به کرامت انسانی افراد(تحقیر و اجبار آنها با/به پوشیدن لباسی خاص) به سوی مسئله ای خاص و پیچیده که از جمله اهداف مبارزات فمینیستی است- و بسیاری ممکن است با آن موافق نباشند- منحرف شود. بطور کلی من در رفتارهای زنان فعال در جنبش فراوان دغدغه های خواهرانه و مادرانه میبینم که با از خود گذشتگی فراوان- از حضور تیمارگرانه در اعتراضات تا تجمع های مادران عزادار و موضع گیریهای زنان هنرمند و سینماگران زن- نمود پیدا میکند. نگاه دلسوز مادرانه شان در هر قدم و در هر اقدام دلنگران این جوانه سبز است. نگران است که لگد مال افراط و تفریط نشود. خودش را سپر بلا میکند و از اهداف و منافع اش چشم می پوشد و برای همراهی بی دریغش به هیچ چیز چشم ندوخته است، گاهی حتی مغرورانه از اینکه مسائلش حتی به دلایلی غیر از مسئله او مرکز توجه قرار گرفته سرمست میشود  و خوشباشانه بوی تغییر استشمام میکند…و این اتفاقی است که در همه مبارزات عصر نو تکرار شده است
ج- اما در همه این مبارزات چیز دیگری هم تکرار شده و آن خیانت شدن به زنان پس از پیروزی است. آنها در همه عرصه ها ی مبارزه شرکت میکنند: گاه قلم به دست می گیرند و مینویسند، گاه اسلحه به دوش میگیرند و به میدان جنگ می روند ، فریاد میزنند، قربانی میشوند و قربانی میدهند اما پس از پیروزی/برای نیل به پیروزی اولین چیزی که بر سر آن معامله میشود همین مطالبات  و جایگاه زنان است. اینکه این روزها فراوان میخوانیم و میبینم که فمینیسم غربی را تخطئه میکنند و بر از میان رفتن شکاف زن/مرد تاکید میکنند از نظر من پذیرفته نیست. فمینیسم غربی جنبشی تماما زنانه است که اهداف و مطالبات زنان را دنبال میکند و کمتر نیازمند/وامدار حاکمیت مذکر است
همین که شما جان جنبشی را زنانه بدانی به این معنی است که جسمی مردانه برای آن متصوری و این ریشه از همان تاکید ما بر دو- انگاری زن و مرد میگیرد. میخواهم بگویم به سادگی زدودنی نیست این نگاه تفکیکی به جنسیت و  تغییر مقطعی مناسبات و الفاظ زیبا چیزی از عمق این شکاف کم نمیکند.  ضمن اینکه همچنان که زن- ستا – بنیاد انگاری شعر فارسی  تعبیری شاعرانه و خیال انگیز، زاییده اذهان کاملا مذکربا تعاریف تحمیلی و خودخواسته ایشان است این جان-زنانه-انگاری  جنبش هم بیشتر شبیه همان تعارف هایی که در مواقع بحران برای همراهی زنان تکرار می شده است. نه این که خدایی ناکرده بخواهم بگویم دوستان ما - که من حتی شاگر آن ها هم محسوب نمیشوم- قصد فریب زن ها را دارند یا این نیست که منکر هر گونه تغییر در برداشت های ما از مفاهیم جنس/جنسیت باشم، نه، اصلا بحث این نیست بلکه مشکل جنس مسئله  جنس/جنسیت است که معمولا سران جنبش ها پس از پیروزی صرفه را در پایداری بر آن نمیبینند و از آنجا که معمولا راس جنبش ها را مردان-یا زنانی با تفکرات مردانه- تشکیل میدهند و باز از آنجا که زنان دیوارشان و زبانشان و دستشان کوتاه است معمولا پس از به ثمر رسیدن جنبش ها آن به اصطلاحِ دوستان، جان زنانه جنبش تسویه میشود و به مطبخ بازمیگردد و یا مشغول امور ظریف تر و لطیف تر- در گوشه و کنار جسم  آنچنان که با ذات اش همخوانی داشته باشد- میشود، آنگونه که این اتفاق مثلا در همراهی فمینیست ها با جنبش های الغای برده داری و خیانت آن جنبش ها- پس از پیروزی- نسبت به فمینیست ها رخ داد. و یا چرا راه دور برویم، این برخورد حذفی در انقلاب پنجاه و هفت هم روی داد است
د- جان کلام اینکه همراهی با مطالبات زنانه اگرچه در شعار زیباست و برانگیزاننده و اگرچه شعار خوبی برای یارگیری است آنجا که نفر احتیاج است؛ اما همواره باید توجه داشت که در جنبش هایی آنچنان که ما درگیر آن هستیم معمولا بیشترین هزینه ها بر گرده زنان و پس از موفقیت احتمالی بیشترین جفا در حق همان ها روا  شده است، چراکه برای جنبش های جوان هیچ چیز خطرناک تر از پرداختن به مسائلی با حساسیت بالا در میان توده مردم نیست. همه اینها را گفتم نه برای اینکه همراهی زنان با اعتراض ها را نفی کنم بلکه برای این که این یک دست کردن اندیشه های مختلف تحت لوای یک کلان-جنبش، اختلاط اهداف وبرنامه ها و مصادره بی تامل برخی ایده ها از جانب دو طرف را به مصلحت جنبش های زنانه  و حتی خود آن جنیش های اعتراضی نمیبینم. تجربه ثابت کرده که که این دو-انگاری زن/مرد تنها در مواقع بحران و لزوم کم رنگ و پس از آن دوباره به شدت زنده خواهد شد. پس  فکر میکنم نباید دست آوردهای اندک سالها مبارزات زنان خرج حمایت از  یک کلان-جنبش بشود که احتمالا در صورت پیروزی قربانی و در صورت شکست در سایه آن از دست برود . من این تذکر موکد را در کلام خانم اسپیواک در مصاحبه با آقای دباشی هم به نوعی دیدم آنجا که میگفت زنان نباید و نباید فراموش کنند که مسئله حقوق زنان باید پیشرو باشد، مسئله زنان موضوعی فرعی نیست که باید بعدا به آن پرداخته شود و اینکه زنان پیش از خواست برای رهایی از چیزی باید همت خودشان را مصروف آشکار کردن قابلیت هایشان بکنند
و این ها همه برای اینکه بگویم اگرچه مخالف همراهی زنان با مردان در این جنبش نیستم اما بر حفظ استقلال اهداف و برنامه ها و منافع گروهی زنان و پرهیز از اختلاط آرمان ها و برنامه ها تاکید دارم

برای اطلاعات بیشتر نک
گزارش فارس از بازداشت مجید توکلی
یادداشت های خانم مسیح علینژاد درباره مجید توکلی را در وبلاگش ببینید
 جان زنانه جنبش وبلاگ سیبستان
عبور از کوچه مردها نوشته سالار کاشانی 
 
مصاحبه آقای دباشی با خانم اسپیواک
 
مطالب مرتبط
زن*
جامعه بسته وانسان های باز *
از هدی تا ندا*
ما و حق رای*

 
******
 

 

 

 

 

 

11 Responses to “جان زنانه جنبش؟”

  1. on 12 Dec 2009 at 6:23 pm 1.روشنك said …

    سلام دوست عزيز

    با شما كاملاً موافقم .. دو روز پيش در وبلاگم مطلبي منتشر كردم كه با مطلب پست تازه شما شباهت دارد . البته من مختصر گو و بي پيرايه نويس هستم و سعي ميكنم در وبلاگ نويسي ساده نويسي و كوتاه نويسي پيشه كنم تا براي همه قابل استفاده باشد .. لينك مطلبم را براي بسياري از وبلاگها و وبسايتها از جمله وبسايت محترم و ارزشمند آقاي جامي هم فرستادم و روز بعد با پاسخ غير مستقيم ايشان در قالب ” جان زنانه جنبش ” مواجه شدم .. چيزي كه مرا به اعتقاد خود براي مطرح كردن خواسته ايمان به عنوان زن ايراني در متن جنبش سبز بيش از پيش مصر و مطمئن كرد ..

    كاش زنان آزاده اين بار ديگر قرباني نباشند و در صورت تحقق تغييري در سياست به حد اقل مطالبات انساني خويش دست يابند و به خواسته هاي برحق آنان با نگاهي سرسري و سطحي و عوام فريبانه نظر نشود ..

    مرسي و موفق باشيد .. : ) ..

  2. on 12 Dec 2009 at 6:47 pm 2.بهار said …

    وای خانم نصر حرف دل من رو زدید. میخواستم این را بگویم اما جراتش را نداشتم. مرسی مرسی مرسی.

  3. on 12 Dec 2009 at 8:13 pm 3.morad said …

    OK 100 %

  4. on 12 Dec 2009 at 9:20 pm 4.سحر said …

    سلام گل مریم به امید روزهای روشنی که باور ،وجود،روح زن دیگر آجری نباشد برای ساختن بنایی نو که اولین اصل ان عدم ورود زنان بدرون آن باشد! روزی که انسان باشیم و مهربان در کنار هم…

  5. on 12 Dec 2009 at 9:33 pm 5.M said …

    کیف کردم وقتی مطلبتون رو خوندم. من بین وبلاگ های پیرامون بحث حقوق زنان وبلاگی به خوبی وبلاگ شما و وبلاگ نویسی حرفه ای مثل شما در حول این موضوع ندیده ام. آفرین

  6. on 13 Dec 2009 at 12:02 am 6.پوپک said …

    نوشته‌تان رادوست دارم. قابل توجّه آن‌هایی که( اعم از زن و مرد) از واژه‌ی فمینیسم برداشت بد و اشتباهی دارند و از آن به عنوان انگ و برچسب زدن به دیگرانی که مثل آن‌ها نمی‌اندیشند، استفاده می‌کنند.
    پیشنهاد می‌کنم درباره‌ی تعریف حقوق بشر هم بنویسید. مخصوصأ تعریف حاکمان فعلی بر آن که این حقوق را غرب‌زده و جدا از انسان‌هایی که در ایران زندگی می‌کنند، می‌دانند و عقیده دارند برای فرهنگ و دین ما باید حقوقی جدا و سوا از سایر ملل نوشت! موفق باشید

  7. on 13 Dec 2009 at 1:36 am 7.Mehrnaz said …

    به عبارات خواهرانه و مادرانه حساس هستم. چرا انسانوارانه یا انسانی نه؟ بحث برسر باز پس گرفتن حقوق انسانی زن هست و بهتر است که بیشتر زن را به عنوان انسان در نوشته هایمان مطرح کنیم تا مادر و همسرو خواهرو غیره.

  8. on 13 Dec 2009 at 2:12 am 8.sofia said …

    سلام مریم عزیز
    الان آمدم که بگویم دربارهء این ماجرا در وبلاگم نوشته‌ام و نظر شما را بپرسم که دیدم به بهترین شکل ممکن مسئله را تحلیل کرده‌ای و مثل همیشه خواندنی
    ممنون
    پاینده باشی

  9. on 15 Dec 2009 at 3:01 am 9.soranblog said …

    علی رغم سرکوب بی سابقه ی رسانه های آزاد،جنبش سبز به حرکت خود ادامه خواهد داد…

  10. on 17 Dec 2009 at 12:49 pm 10.اراجیف مزمن said …

    از اونجایی که تا الان هر چه دیده ایم تفاوت این جنبش با حرکت های قبلیست ، امید زیادی داریم که بعد از پیروزی این جنبش ، در روی پاشنه های قبلی نچرخد !!! و شهر در دستان ما هم باشد …

  11. on 23 Dec 2009 at 10:23 pm 11.سپنتا said …

    تححلیل جالب و خواندنیی بود . آفرین بر همت شما در این روشنگری

Trackback This Post | Subscribe to the comments through RSS Feed

Leave a Reply


Search Engine Optimization