<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress/2.0.5" -->
<rss version="2.0" 
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
<channel>
	<title>Comments on: چرا فمینیسم در ایران نمیگیرد؟</title>
	<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/169</link>
	<description>با کلیک روی پروانه آبی صدای موسیقی قطع خواهد شد</description>
	<pubDate>Thu, 09 Sep 2010 01:05:37 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.0.5</generator>

	<item>
		<title>by: رسول نمازی</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-45391</link>
		<pubDate>Mon, 03 May 2010 14:54:31 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-45391</guid>
					<description>با این نوشته که کاملا موافقم. نه تنها فمینیسم، بلکه هرچیز دیگری هم باید نسبت به محیط خود 
منعطف باشه. مثلا حتی مواد غذایی مثل کوکاکولا و مک دونالد هم نسبت به ذائقه کشورهای دیگر تغییر داده می شوند که بتوانند مورد استقبال قرار بگیرند. نمونه دیگر همین کتابی است که می خوانیم. تصور کنید کتابها به زبان فارسی ترجمه نمی شدند آنوقت چطور انتظار داشتید که اقبال چندانی میان فارسی زبانها پیدا کنند. اینکه مذهب بخشی از زبان جامعه ماست که بدیهی است.
کامنتهایی که خواندم همه از جنس همان نظر عجیب و غریبی هستند که مدتهاست در ایران ریشه دوانده : روشنفکری با دینداری نمی خواند و یا دموکراسی با اسلام نمی خواند، مدرنیته با اسلام نمی خواند، مدرنیته اسلامی متناقض است، روشنفکری دینی دایره چهارگوش است....
یکسری افراد نسبت به اسلام و ایران حساسیت پوستی پیدا کرده اند. حساسیتی که ده دقیقه فکر درست و منسجم پشت آن نیست.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با این نوشته که کاملا موافقم. نه تنها فمینیسم، بلکه هرچیز دیگری هم باید نسبت به محیط خود<br />
منعطف باشه. مثلا حتی مواد غذایی مثل کوکاکولا و مک دونالد هم نسبت به ذائقه کشورهای دیگر تغییر داده می شوند که بتوانند مورد استقبال قرار بگیرند. نمونه دیگر همین کتابی است که می خوانیم. تصور کنید کتابها به زبان فارسی ترجمه نمی شدند آنوقت چطور انتظار داشتید که اقبال چندانی میان فارسی زبانها پیدا کنند. اینکه مذهب بخشی از زبان جامعه ماست که بدیهی است.<br />
کامنتهایی که خواندم همه از جنس همان نظر عجیب و غریبی هستند که مدتهاست در ایران ریشه دوانده : روشنفکری با دینداری نمی خواند و یا دموکراسی با اسلام نمی خواند، مدرنیته با اسلام نمی خواند، مدرنیته اسلامی متناقض است، روشنفکری دینی دایره چهارگوش است&#8230;.<br />
یکسری افراد نسبت به اسلام و ایران حساسیت پوستی پیدا کرده اند. حساسیتی که ده دقیقه فکر درست و منسجم پشت آن نیست.
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: وهم سبزرنگ</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-35935</link>
		<pubDate>Sun, 21 Feb 2010 19:54:44 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-35935</guid>
					<description>با سلام و تشکر از این مطلب خوبتان مریم عزیز!

و البته تشکر ویژه ای هم به خاطر الهام بخش بودن این موضوع خوب برای دعوت کردن دیگران به نوشتن درباره ی آن...

پیروز باشید و برقرار...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام و تشکر از این مطلب خوبتان مریم عزیز!</p>
<p>و البته تشکر ویژه ای هم به خاطر الهام بخش بودن این موضوع خوب برای دعوت کردن دیگران به نوشتن درباره ی آن&#8230;</p>
<p>پیروز باشید و برقرار&#8230;
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: منصور</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-33827</link>
		<pubDate>Thu, 14 Jan 2010 10:29:05 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-33827</guid>
					<description>اگر جنبش به معنای مطالبه آنچه نیست و میخواهیم/باید باشد است از آنچه هست و اگر بپذیریم «آنچه هست»ما در این کشور مذهب و سنت است در گرفتن گفتگو میان این دو ناگزیر است. با نقد وضع موجود به برساختن وضع مطلوب نابل می شویم.حال چگونه ممکن است که بی گفتگو و درگیر شدن با وضع موجود به وضع مطلوب رسید.هیچ اتفاقی در تاریخ به صورت بریده و بی ارتباط به گذشته نمی افتد.تاریخ و اتفاقات تاریخی و تحولات اجتماعی طیفی و تدریجی است.چیز بی مقدمه و پیشینه در آن نیست.ارزشهای جدید وارد می شود با نقد ارزشهای پیشین راه خود را می یابد. من با خانم نصر موافقم و از بعضی نظرات دوستان که به نحو بارزی واکنشی بود تعجب می کنم.چگونه ممکن است فرهنگ و افرادی که در آن فرهنگ زندگی می کنند قسمت اعظم هویت خود را و نگاهشان با انسان و جهان را از منبعی - مذهب- بگیرند و آنگاه وقتی ارزش جدیدی-فمینیسم- وارد دنیایشان می شود از ربط و نسبت این ارزش جدید با آن منبع هویت بخش پیشین پرسش نکنند.خوب همین پرسش گری را می توان فمینیسم اسلامی نامید.یعنی پرسش ارزشهای فمینیستی از سنت و مذهب.
البته به نظر من این واکنش های منفی و سرسختانه به هر نوع رجوع به مذهب حتی رجوع انتقادی یا کارکردی بیشتر ناشی از وضعیت روانی است که حاکمیتی اسلامی با تمام لوازم و جوانبش در جامعه ایجاد کرده است.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اگر جنبش به معنای مطالبه آنچه نیست و میخواهیم/باید باشد است از آنچه هست و اگر بپذیریم «آنچه هست»ما در این کشور مذهب و سنت است در گرفتن گفتگو میان این دو ناگزیر است. با نقد وضع موجود به برساختن وضع مطلوب نابل می شویم.حال چگونه ممکن است که بی گفتگو و درگیر شدن با وضع موجود به وضع مطلوب رسید.هیچ اتفاقی در تاریخ به صورت بریده و بی ارتباط به گذشته نمی افتد.تاریخ و اتفاقات تاریخی و تحولات اجتماعی طیفی و تدریجی است.چیز بی مقدمه و پیشینه در آن نیست.ارزشهای جدید وارد می شود با نقد ارزشهای پیشین راه خود را می یابد. من با خانم نصر موافقم و از بعضی نظرات دوستان که به نحو بارزی واکنشی بود تعجب می کنم.چگونه ممکن است فرهنگ و افرادی که در آن فرهنگ زندگی می کنند قسمت اعظم هویت خود را و نگاهشان با انسان و جهان را از منبعی - مذهب- بگیرند و آنگاه وقتی ارزش جدیدی-فمینیسم- وارد دنیایشان می شود از ربط و نسبت این ارزش جدید با آن منبع هویت بخش پیشین پرسش نکنند.خوب همین پرسش گری را می توان فمینیسم اسلامی نامید.یعنی پرسش ارزشهای فمینیستی از سنت و مذهب.<br />
البته به نظر من این واکنش های منفی و سرسختانه به هر نوع رجوع به مذهب حتی رجوع انتقادی یا کارکردی بیشتر ناشی از وضعیت روانی است که حاکمیتی اسلامی با تمام لوازم و جوانبش در جامعه ایجاد کرده است.
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: ندا</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-33804</link>
		<pubDate>Tue, 12 Jan 2010 10:48:02 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-33804</guid>
					<description>ضمن تشكر از دغدغه هاتون. قسمت زيادي از نوشته هاتون رو قبلا خوندم. 
بهتر مي دونم سنت رو يه مفهوم عام بگيريم. تربيت مادرانه ي سنتي اين باور رو القا كرده كه دختر براي تبعيت از شوهر پرورش داده مي شه، با ازدواج به ثمر مي رسه. اين بخشي از باور يه دختر تو ايران فعلي شده كه اگه بگه من فمينيستم جذابيت و انعطافي رو كه يه مرد از يه زن انتظار داره از دست داده و راحت بگم شوهر گيرش نمي ياد. يه عده اي از همين خانم ها بهونه مي يارن كه فمينيسم به افراط رفته. در صورتي كه بايد اين طور باشه كه ما در مفابل جبر تفريط پيرامونمون، افراط نشون بديم تا به تعادل برسيم. مرد فعلي وظيفه داره سركشي موضعي زن زمونه رو تحمل كنه و اگه نكرد هم خانم ها بدونن طبيعيه، حقوق انساني از كسي انتظار مروت و مردونگي نداره.
اما در مورد ايجاد پايه و اساسي جز اساس غرب بايد بگم با شما مخالفم. تفسير دين به چه قيمتي و تا چه حدي كه به تفسير به راي منجر نشه؟ به شخصه از دين انتظار شعبده ندارم. فشار بين المللي كه به دولت مرد ايراني از نظر پايمال كردن حقوق زن مي ياد، كم تر از فشاري نيست كه بر ما زنان اين جامعه وارد مي شه. غرض كه اگه امكان تفسير فمينيستي آيات قرآن بود قبلا اين كار شده بود.بي ترديدارمغاني بوده از جانب غرب. اين مثل اون شعر خاقانيه كه "مركب دين كه زاده ي عرب است/داغ يونانش بر كفل منهيد!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ضمن تشكر از دغدغه هاتون. قسمت زيادي از نوشته هاتون رو قبلا خوندم.<br />
بهتر مي دونم سنت رو يه مفهوم عام بگيريم. تربيت مادرانه ي سنتي اين باور رو القا كرده كه دختر براي تبعيت از شوهر پرورش داده مي شه، با ازدواج به ثمر مي رسه. اين بخشي از باور يه دختر تو ايران فعلي شده كه اگه بگه من فمينيستم جذابيت و انعطافي رو كه يه مرد از يه زن انتظار داره از دست داده و راحت بگم شوهر گيرش نمي ياد. يه عده اي از همين خانم ها بهونه مي يارن كه فمينيسم به افراط رفته. در صورتي كه بايد اين طور باشه كه ما در مفابل جبر تفريط پيرامونمون، افراط نشون بديم تا به تعادل برسيم. مرد فعلي وظيفه داره سركشي موضعي زن زمونه رو تحمل كنه و اگه نكرد هم خانم ها بدونن طبيعيه، حقوق انساني از كسي انتظار مروت و مردونگي نداره.<br />
اما در مورد ايجاد پايه و اساسي جز اساس غرب بايد بگم با شما مخالفم. تفسير دين به چه قيمتي و تا چه حدي كه به تفسير به راي منجر نشه؟ به شخصه از دين انتظار شعبده ندارم. فشار بين المللي كه به دولت مرد ايراني از نظر پايمال كردن حقوق زن مي ياد، كم تر از فشاري نيست كه بر ما زنان اين جامعه وارد مي شه. غرض كه اگه امكان تفسير فمينيستي آيات قرآن بود قبلا اين كار شده بود.بي ترديدارمغاني بوده از جانب غرب. اين مثل اون شعر خاقانيه كه &#8220;مركب دين كه زاده ي عرب است/داغ يونانش بر كفل منهيد!!!
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: mohmmad</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-33803</link>
		<pubDate>Tue, 12 Jan 2010 07:35:18 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-33803</guid>
					<description>با سلام 

به نظر من سنت و مذهب به تنهايي سد راه فمينيسم در ايران نيست   علاوه بر اين دو عامل رشد آگاهي سياسي اجتماعي زنان است كه اراده تغيير را در آنها ايجاد ميكند يعني بجاي اينكه وضع موجود را بپذيرند وتسليم شوند انرا به چالش بكشند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام </p>
<p>به نظر من سنت و مذهب به تنهايي سد راه فمينيسم در ايران نيست   علاوه بر اين دو عامل رشد آگاهي سياسي اجتماعي زنان است كه اراده تغيير را در آنها ايجاد ميكند يعني بجاي اينكه وضع موجود را بپذيرند وتسليم شوند انرا به چالش بكشند.
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: Mehrnaz</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-33797</link>
		<pubDate>Tue, 12 Jan 2010 02:13:20 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-33797</guid>
					<description>نوشته شما و اصظلاح فمینیسم اسلامی ، من رو به یاد این طرز تفکر میاندازه که می خواد نظر اسلام را در همه شئونات زندگی وارد کنه. 

چرا نمیاییم راه رفته و موفق غرب رو بررسی کنیم. اونها هم از جامعه های به شدت مذهبی به اینجا رسیده اند و نه به کمک مذهب. در واقع اونها وقتی مذهب رو از زندگی عمومی جدا کردند و اون رو یک مساله شخصی شناختند، اونوقت بود که در زمینه فکری و فمینیسم تونستند پیشرفت کنند.

به نظر من هم فمینیسم یک پدیده مستقل هست و با انسان بودن زن کار داره و نه با زن بودنش در حالی که تعالیم اسلام با زن بودن زن کار دارند تا با انسان بودنش. و این یک تضاد هست.
پس نمی تونیم این دو رو باهم جمع کنیم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نوشته شما و اصظلاح فمینیسم اسلامی ، من رو به یاد این طرز تفکر میاندازه که می خواد نظر اسلام را در همه شئونات زندگی وارد کنه. </p>
<p>چرا نمیاییم راه رفته و موفق غرب رو بررسی کنیم. اونها هم از جامعه های به شدت مذهبی به اینجا رسیده اند و نه به کمک مذهب. در واقع اونها وقتی مذهب رو از زندگی عمومی جدا کردند و اون رو یک مساله شخصی شناختند، اونوقت بود که در زمینه فکری و فمینیسم تونستند پیشرفت کنند.</p>
<p>به نظر من هم فمینیسم یک پدیده مستقل هست و با انسان بودن زن کار داره و نه با زن بودنش در حالی که تعالیم اسلام با زن بودن زن کار دارند تا با انسان بودنش. و این یک تضاد هست.<br />
پس نمی تونیم این دو رو باهم جمع کنیم.
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: مریم م</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-33793</link>
		<pubDate>Mon, 11 Jan 2010 19:51:57 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-33793</guid>
					<description>روشنفکر اسلامی, فرهنگ اسلامی, اقتصاد اسلامی, جامعه اسلامی, مردم سالاری اسلامی و.... فمنیسم اسلامی!
تو را به خدا مذهب را قاطی این یکی دیگر نکنید. بگذارید فمنیسم مهجور و دور از دسترس و منزوی بماند تا بخواهد با این شیوه فراگیر و عامه شود.
اصلا زنان اسلامی ما فمنیسم می خواهند چه کار؟ می خواهید آن ها را نسبت به حقوق شان آگاه کنید؟ آن هم با مذهبی که خودش خیلی از جاها زن ستیز و مردسالار بوده و هست؟
بگذارید همین جور آرام پیش برود اما درست و به دور از چاشنی های نچسب مذهب و دین و سنت و ... بگذارید این دستاورد بشری, همین جور بشری بماند!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>روشنفکر اسلامی, فرهنگ اسلامی, اقتصاد اسلامی, جامعه اسلامی, مردم سالاری اسلامی و&#8230;. فمنیسم اسلامی!<br />
تو را به خدا مذهب را قاطی این یکی دیگر نکنید. بگذارید فمنیسم مهجور و دور از دسترس و منزوی بماند تا بخواهد با این شیوه فراگیر و عامه شود.<br />
اصلا زنان اسلامی ما فمنیسم می خواهند چه کار؟ می خواهید آن ها را نسبت به حقوق شان آگاه کنید؟ آن هم با مذهبی که خودش خیلی از جاها زن ستیز و مردسالار بوده و هست؟<br />
بگذارید همین جور آرام پیش برود اما درست و به دور از چاشنی های نچسب مذهب و دین و سنت و &#8230; بگذارید این دستاورد بشری, همین جور بشری بماند!
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: لیلا موری</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-33785</link>
		<pubDate>Mon, 11 Jan 2010 15:16:19 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-33785</guid>
					<description>من فکر کنم موضوع مهمی که در کم اقبالی فمینیسم اسلامی در کشورمون نباید دست کم گرفت حاکمیت یک حکومت اسلامی است. که در کشورهای عربی وجود نداره. سی ساله گذشته ناخودآگاه یا خودآگاه ارتباط بین روشنفکران دینی ( که زمانی حکومتی بودند) و فمینیستها رو سخت کرده. به طوریکه هر حرکتی به سوی فمینیسم اسلامی ممکنه به یک حرکت به سوی تثبیت و تایید این حکومت و نگاه سی .ساله اش به زنان تلقی بشه به نظر من باید این رو در نظر گرفت که در کشورهای عربی به خاطر وجود حکومتهای حداقل در ظاهر سکولار همونطوری که مطمئنم شما میدونید حرکتهای اسلامی در مخالفت با این دولتها شکل گرفته که کاملا عکس ایرانه. یعنی اقبال به مذهب شاید کمک کرده به بخشی در اشاعه فمینیسم اسلامی. همونطور که باز هم ممکنه میدونید زیبا میرحسینی که اینقدر در کشورهای عربی اندونزی و مالزی کارهاش تدریس میشه و علاقه مند بهش بوجود داره، متاسفانه به دلیل همین بحث حکومت اسلامی در بین دوستانش در ایران نتونست خیلی نفوذ پیدا کنه. به نظرم ایجاد رابطه بین فمینیسم و اسلام در ایران اگر چه ظاهرا به عنوان یک استراتژی مهم باید بهش توجه کرد ولی ساختار سیاسی فعلی ایران رو هم نباید در این مورد بهش بی توجه بود

 

اشاره بسیار بجایی بودی لیلای عزیز

پاینده و پوینده باشی </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من فکر کنم موضوع مهمی که در کم اقبالی فمینیسم اسلامی در کشورمون نباید دست کم گرفت حاکمیت یک حکومت اسلامی است. که در کشورهای عربی وجود نداره. سی ساله گذشته ناخودآگاه یا خودآگاه ارتباط بین روشنفکران دینی ( که زمانی حکومتی بودند) و فمینیستها رو سخت کرده. به طوریکه هر حرکتی به سوی فمینیسم اسلامی ممکنه به یک حرکت به سوی تثبیت و تایید این حکومت و نگاه سی .ساله اش به زنان تلقی بشه به نظر من باید این رو در نظر گرفت که در کشورهای عربی به خاطر وجود حکومتهای حداقل در ظاهر سکولار همونطوری که مطمئنم شما میدونید حرکتهای اسلامی در مخالفت با این دولتها شکل گرفته که کاملا عکس ایرانه. یعنی اقبال به مذهب شاید کمک کرده به بخشی در اشاعه فمینیسم اسلامی. همونطور که باز هم ممکنه میدونید زیبا میرحسینی که اینقدر در کشورهای عربی اندونزی و مالزی کارهاش تدریس میشه و علاقه مند بهش بوجود داره، متاسفانه به دلیل همین بحث حکومت اسلامی در بین دوستانش در ایران نتونست خیلی نفوذ پیدا کنه. به نظرم ایجاد رابطه بین فمینیسم و اسلام در ایران اگر چه ظاهرا به عنوان یک استراتژی مهم باید بهش توجه کرد ولی ساختار سیاسی فعلی ایران رو هم نباید در این مورد بهش بی توجه بود</p>
<p> </p>
<p>اشاره بسیار بجایی بودی لیلای عزیز</p>
<p>پاینده و پوینده باشی 
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: نیستان</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-33783</link>
		<pubDate>Mon, 11 Jan 2010 11:44:59 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-33783</guid>
					<description>دوست من بزرگترین ظلمی که به زنان ما شده بیشتر در چارچوب همبن سنت و مذهب بوده... همین دو آنها را از داشتن هویت مستقل محروم کرده. یا موجودیت آنها را در چارچوب های کلیشه ای شخصیتهای مذهبی به زور جا داده، به نظر من نمی توان از میان این دو راهی برای بنیادی کردن پایه فمینیسم پیدا کرد بلکه با مبارزه با آنها است نجات و رهایی امکان پذیر است. به شخصه به عنوان کسی که همیشه تعلقات مذهبی و سنتی داشته ام دنبال راهی بودم که  بتوانم یک جوری خودباوری بخش زنانه ام را با این دو آشتی بدهم اما تنها راهی پیدا کردم نفض فرضیه کامل بودن و بی عیب و نقص بودن مذهبه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوست من بزرگترین ظلمی که به زنان ما شده بیشتر در چارچوب همبن سنت و مذهب بوده&#8230; همین دو آنها را از داشتن هویت مستقل محروم کرده. یا موجودیت آنها را در چارچوب های کلیشه ای شخصیتهای مذهبی به زور جا داده، به نظر من نمی توان از میان این دو راهی برای بنیادی کردن پایه فمینیسم پیدا کرد بلکه با مبارزه با آنها است نجات و رهایی امکان پذیر است. به شخصه به عنوان کسی که همیشه تعلقات مذهبی و سنتی داشته ام دنبال راهی بودم که  بتوانم یک جوری خودباوری بخش زنانه ام را با این دو آشتی بدهم اما تنها راهی پیدا کردم نفض فرضیه کامل بودن و بی عیب و نقص بودن مذهبه.
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: فرزانه</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-33781</link>
		<pubDate>Mon, 11 Jan 2010 09:59:38 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-33781</guid>
					<description>با سلام خانم نصر 
بر خلاف نوشته های دیگرتان اینجا با شما موافق نیستم اولاٌ به نظر من نگرفتن فمینیسم در ایران ممکن است دلایل دیگری غیر از سنت یا مذهب داشته باشد مثلاً من دلایل خودم را در این آدرس نوشته ام
http://www.elhrad.blogfa.com/post-69.aspx 
ثانیاً آمیختن مفاهیمی مانند فمیسنیم با مذهب جهت استفاده از برد نفوذ آن ممکن است باعث انحرافات و کج رویهایی در اصل موضوع شود چنانکه تا کنون هم مفاهیم غریبی مانند فمینیسم اسلامی و فمینیسم ایرانی بوجود آمده و هیچ کس نمی داند چنین ملغمه ای اصلاً چیزی از فمینیسم واقعی هم در خود دارد یا نه؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام خانم نصر<br />
بر خلاف نوشته های دیگرتان اینجا با شما موافق نیستم اولاٌ به نظر من نگرفتن فمینیسم در ایران ممکن است دلایل دیگری غیر از سنت یا مذهب داشته باشد مثلاً من دلایل خودم را در این آدرس نوشته ام<br />
<a href="http://www.elhrad.blogfa.com/post-69.aspx" rel="nofollow">http://www.elhrad.blogfa.com/post-69.aspx</a><br />
ثانیاً آمیختن مفاهیمی مانند فمیسنیم با مذهب جهت استفاده از برد نفوذ آن ممکن است باعث انحرافات و کج رویهایی در اصل موضوع شود چنانکه تا کنون هم مفاهیم غریبی مانند فمینیسم اسلامی و فمینیسم ایرانی بوجود آمده و هیچ کس نمی داند چنین ملغمه ای اصلاً چیزی از فمینیسم واقعی هم در خود دارد یا نه؟
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: فمينا</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-33776</link>
		<pubDate>Mon, 11 Jan 2010 07:59:42 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-33776</guid>
					<description>سلام
من دانشجوي مطالعات زنان  هستم 
زنانه مي خوانم ي نويسم و مي انديشم
و مجذوب وبلاگ شما
كاش بتوانم ارتباطي نزديكتر با شما داشته باشم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
من دانشجوي مطالعات زنان  هستم<br />
زنانه مي خوانم ي نويسم و مي انديشم<br />
و مجذوب وبلاگ شما<br />
كاش بتوانم ارتباطي نزديكتر با شما داشته باشم
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
</channel>
</rss>
