Posts or Comments 03 September 2010

زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 12 Jan 2010 02:07 pm

چرا نیاز داریم فمینیسم در ایران بگیرد؟

 الف- اعتراف میکنم که توقع چنین واکنش منفی را از جانب دوستان و خوانندگان نداشتم. به خودم گفتم نهایت این است که این یادداشت هم می رود بغل دست صدها یادداشتی که در باب ضرورت گفتگو میان مذهب و سنت و ورود جریان های مدرن/پست مدرن به بستر جامعه ایرانی در جریان است. ظاهرا ولی پس زدن این گفتگو از جانب بخش هایی از دوطرف، به یک میزان جدی و مصرانه است. ادعا نمیکنم توانسته یا میتوانم همه جوانب یک قضیه را بسنجم چنانکه اشاره های دوستان به برخی نکات مغفول مانده در یادداشت قبلی بسیار مهم و تامل برانگیز بود. اکنون هم درپاسخ به دوستانی که معتقد بودند فمینیست باید یکسره خود را مبرا از مذهب و سنت- ولو به قیمت مهجور/ منفور ماندش- نگاه دارد قصد بسط صحبت قبلی را ندارم که مقصودم بیشتر تلاش برای پاسخ دادن به این سوال است که: چرا نیاز داریم که فمینیسم در ایران بگیرد؟
ب- در سال های اخیر به مدد گسترش تحصیلات عالی در میان دختران جوان ما علاقه و انتشار تفکرات فمینیستی درمیان آنان با گذشته قابل مقایسه نیست و باعث شده است تا دغدغه های زنانه نگر از میان قشر محدودی از زنان تحصیلکرده متعلق به طبقات بالای اجتماع در میان تعداد بیشتری از زنان و دختران جوان ما هم نفوذ پیدا کند. دخترانی که تعداد زیادی از آنها متعلق به خانواده های سنتی و مذهبی هستند و آشنایی با فمینیسم برایشان مساوی با زیر پرسش رفتن فراوان عقاید و باورهایی است که از کودکی با آنان بوده است. بسط فمینیسم در میان این دختران که اگرچه همه دانشجو هستند اما متعلق به حوزه های مختلف فرهنگی، مذهبی و جغرافیایی اند باعث به وجود آمدن نوعی بحران در جامعه شده است. فمینیسم در اولین مواجهه برای آنها ارمغانی جز«نارضایتی» عمیق به همراه ندارد.  در واکنش به این نارضایتی از وضع موجود ما شاهد واکنش های  متفاوت و متنوعی هستیم که طبیعتا به مذاق جامعه سنتی/مذهبی ما خوش نمی آید و جز نفی و سرکوب پاسخی به همراه ندارد…همین است که همچنان فراوان میشنویم از خانواده های سنتی/مذهبی  که دخترهایی که دانشگاه می روند، بخصوص راه دور، «خراب» میشوند بدون اینکه لحظه ای به خرابیهای احتمالی مذهب /سنت شک کنند
ج- کافیست هرکدام از ما به خودمان نگاه کنیم و برخی شاید نیاز داشته باشند کمی سر بچرخانند(نه بیشتر از نود درجه) تا پی آمدهای این طغیان و آن سرکوب را به عینه ببینند. تنش میان دختران و خانواده ها/جامعه سنتی معمولا از اختلاف نظر / تخطی از رعایت حدود مذهبی/ سنتی در رفتار و پوشش و گویش شروع میشود و این نقطه آغاز جنگ و گریز فرساینده ای است که در مقاومت/اجبار در امر ازدواج، صلاحدید افراد برای ازدواج، ادامه تحصیل، اشتغال و… ادامه می یابد. جنگ و گریزهایی که با توجه به محدودیت های سنتی دختران در جامعه ما کمتر ظفرمند هستند و حتی هر پیروزی مستلزم درگیر شدن در شبکه جدید و پیچیده ای از جامعه مردسالار است که همواره هم جامعه و هم مذهب و هم سنت و عرف حق را به جانب  اومیدانند و سرانگشت اتهام بسوی زن/دختری است که تلاش میکند از این ساختار فراتر برود…گمان نمیکنم حاجت به مثال باشد… میخواهم برسم به آن نارضایتی که راه به جایی ندارد و تنها مثل خوره روح زن را میخورد. حتی آنجا که مجال بروز یابد نمودش بیشتر نمودی معوج، عصبی، فرسوده و ستیزه جوست
د- طولانی شدن دوران تجرد دخترانی که ایدآلهای زندگی و توقعات همسری شان تغییر یافته، ازدواج های اجباری در چارچوب های سنتی که با نارضایتی ادامه مییابند، ازدواج های عاشقانه ای که حتی اگر بافکر و اندیشیده هم باشد جدال دائمی با چارچوب های سنتی زود فرسوده اش میکند، افسردگی های ناشی از سرخوردگی از محروم شدن از حقوق مسلمی چون اختیار برجسم و روح، پیگیری اهداف فردی و اجتماعی، دخالت در تعیین سرنوشت و امثالهم، مشکلات پیش روی اشتغال/ ادامه تحصیل و بچه داری و خدمات خانگی که اساسا وظیفه زن شمرده میشود، افزایش چشمگیر آمار طلاق و خشونت های خانگی که میتواند معلول سرکشی و عصیانگری زنان باشد در جامعه ای که یک زن مطلقه همچنان از امینت  برخوردار نیست و طلاق برایش مساوی مورد طمع کس و ناکس واقع شدن است و قس علیهذا
ه- و اینها که همه اغلب از در جنگ و نه گفتگو باعث برخورد فمنیسم و مذهب و سنت میشود جز کینه و عداوت و کنش و واکنش های بیمارگونه برنمی انگیزد. همچنان مذهب و سنت از جایگاه حق و با به رخ کشیدن آنچه پیش گفته شد فمینیسم را کابوس جامعه و خانواده تفسیر میکند و نیازی به نقد خود احساس نمیکند و فمینیسم هم با چشم بستن بر مشکلاتی که با شکستن ساختارهای مذهبی/سنتی متوجه جامعه/خانواده ایرانی میکند همه بدبختی ها را از چشم  مذهب و سنت «مردانه» میبیند و…دو طرف مجموع مشکلات را از چشم طرف مقابل میبیند و با نقد کلی و مستدل به پاره ای مصادیق تنها عیب دیگری میبینند و حسن خود میگویند و اینگونه فمینیسم تنها باری میشود بر خاطر مکدر زن ایرانی اعم از مذهبی و سنتی و متجدد
مطالب مرتبط
چرا فمینیسم در ایران نمیگیرد؟
 

  

  

10 Responses to “چرا نیاز داریم فمینیسم در ایران بگیرد؟”

  1. on 12 Jan 2010 at 3:41 pm 1.نیستان said …

    دوستی که به مسئله حکومت اشاره کرد خیلی به جا بود، چرا که واکنش منفی به هر چیز سفارشی و تحمیلی طبیعی است، همه قبلا از اقتصاد اسلامی، بانک بدون بدون ربای اسلامی، حقوق بشر اسلامی، علوم انسانی اسلامی، و… دلزده شدند.

    مسئله اینه که اگر وجود مفهمومی به نام فمینیسم اسلامی رو بپذیریم،
    این طرز تفکر مبتنی بر این اصله که زنان تمام موجودیت زنانه خودشون رو پنهان کنند، و از اونجائیکه از اول بنا رو با انکار وجود غریزی زن بنا می گذرند با تناقض روبرو می شوند فمینیسم به هر شکلش اسلامی و غیر اسلامیش نمی تونه به جنگ طبیعت بره. من اوائل تحت تاثیر چند خانم فمینیست اسلامگرا قرار گرفتم، اما از نحوه حضورشون در مراسم زنانه چنان شگفت زده شدم که پوچی ادعاهاشون رو باور کردم این خانم ها به لباسهای بدن نما زیور آلات و..حرص عجیب و باورنکردنی ای داشتند، خب این این تفکرات بی ریشه نمی تونه در جامعه ای نهادینه بشه، فرق بزرگش با دموکراسی همین تضادش با اصل غرایز انسانیه

  2. on 12 Jan 2010 at 4:52 pm 2.نیستان said …

    اما در مورد بحث اصلی شما،
    ما نیاز به فمینیسم داریم، برای اینکه اولا هر جامعه ای نیاز دارد.
    اما به طور خاص ایران، که ماهواره ها و اینترنت دنیای سراب گونه ای رو برای مردم ما از فرهنگ غرب بوجود آورده، انهایی که مثل اینجانب فرصت حضور در جامعه اروپایی رو داشتند به وضوح شکاف بزرگ میان زندگی عادی مردم و دنیای تصویر شده در رسانه ها را تجربه کردند، جامعه غرب خیلی قاطع و محکم تکلیف خودش رو با دنیای مانکن ها و ستاره ها مشخص کرده…اما جامعه ما هنوز چنین فضایی رو هضم نکرده دهها خانم را به شخصه می شناسم که شبها گریه کنان شاهد اینند که همسران در حال … با فیلم های ماهواره و چت کردن وقت گذروندن با عکس ها کلیپ های مدل ها و ستاره ها هستند. فردا آن زن به هر دری می زند که خودش زا شبیه همان الگو ها کند، چنین زن بهم ریخته ای چه طور می تواند ستون خانواده اش باشد یا مادر سالمی باشد
    ما به فمینیسم نیاز داریم نه فقط برای حقظ زنان که برای حفظ خانواده و داشتن جامعه سالم نیاز داریم
    امروزه که در کمتر جامعه ای مردان نیز به زنانی قاقد هویت محکم برای رابطه بلند مدت می اندیشند

  3. on 13 Jan 2010 at 12:19 pm 3.mohammad said …

    سلام
    منم معتقدم به فمينيسم نياز داريم .اما بايد توجه كنيم كه واقعيت جامعه ما چيت وبا توجه به اين واقعيت بياييم دست به اقدام بزنيم . براي مثال ما نميتوانيم بگوييم كه زماني زنان به ازادي كامل ميرسند كه دين حذف شودچرا كه نه تنها اجازه مطرح كردن انرا نخاهند داد بلكه انرا سركوب ميكنند بنابرين ما زماني موفقيم كه در چارچوب واقعيتهاي موجود دنبال فمينيسم باشيم

  4. on 13 Jan 2010 at 1:51 pm 4.منیر پشمی said …

    سلام خانم نصر اصفهانی ، تازه با وبلاگ شما آشنا شدم و آنرا قوی و خوب و دوست داشتنی والبته آموزنده یافتم من کارشناس ارشد مطالعات زنان هستم و اصفهانی و ساکن اصفهان شما را نمدانم اصفهانی هستید یا نه ! ولی جدای این حرفها می خواستم بیشتر بتوانیم اگر وقت داشته باشید به هم ارتباط داشته باشیم . خوشحال می شوم به وبلاگ من هم سر بزنید. من هم درباره زنان و رشته ام می نویسم ولی نه مثل شما تخصصی روی فمینیست و البته فلسفی !
    با جازه لینک شما را هم در وبلاگم گذاشتم. موفق باشید.

  5. on 18 Jan 2010 at 12:06 am 5.احمدمسعودیان نویسنده رمان اخرین پیمانه said …

    سلام
    سرکار خانم مریم نصر اصفهانی
    افتخار جامعه ی زنان ایران هستید
    پیروز باشید

  6. on 18 Jan 2010 at 3:31 pm 6.نيره said …

    فكر كنم من تنها كسي هستم كه با شما موافقم.مذهب تشيع خيلي امكان داره براي ايجاد قوانين جديد به نفع زنان.ولي متاسفانه كسي توجهي نمي كنه.

  7. on 18 Jan 2010 at 6:20 pm 7.mo said …

    جنبش تساوي خواهي زنان موجب مي شود زن از زنانه ترين غرايز خود دور مي شود . فردريش نيچه

  8. on 20 Jan 2010 at 5:48 pm 8.یه بنده خدا said …

    کاش می دانستم در پس این شب تار
    چه طلوعی خفته ست
    هر چه خواهد باشد
    می توانم فردا در پس تقدیرم
    به امید باران، تلخی خاطره را، دفن کنم
    پس از آن می روید
    ساقه ی نازکی از رویاها که به آن می بالم [گل]

  9. on 21 Jan 2010 at 12:50 pm 9.نهال said …

    کاش ساده تر حرف میزدیم
    درسته
    ما اینجا جنس دوم به حساب میاییم حتی وقتی که با افرادی ازدواج میکنیم که مدعی هستن که زن جنس دوم نیست…اساسا این اصطلاح جنس دوم منسوخ شده به حساب میاد
    اما رفتار ها هنوز از این طرز فکر ریشه میگیره
    وقتی بحث انتخاب و منافع پیش بیاد منافع مرد مقدم شمرده میشه
    بی توجه به اینکه زن چقدر برای این چیزی که داره و جایی که هست تلاش و برنامه ریزی کرده
    اما آخه فمینیسم میتونه به اصلاح این طرز فکر و رفتار کمک کنه؟ چطوری؟

  10. on 04 Feb 2010 at 9:32 am 10.میثم بادامچی said …

    مریم خانم
    وبلاگ جالبی دارید، به خصوص از این منظر که تقریباً تخصصی است و متمرکز روی مسئله خاصی یعنی فمینیسم است. به لینکونی وبلاگ وبلاگ شما را هم افزودم.

    من هم وبلاگی دارم در باب فلسفه سیاست به نام نیکوماخوس در این آدرس
    http://nikomakhus.blogspot.com/
    خواستید سر بزنید

    موفق باشید

Trackback This Post | Subscribe to the comments through RSS Feed

Leave a Reply


Search Engine Optimization