زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 11 Apr 2007 01:48 am
هنر فمینیستی
الف- مقوله زیبایی شناسی در دوره مهم نظریه اروپایی قرن هجدهم، به وجود آمد و در این دوره چارچوب نظراتی درمورد ادراک،زیبایی و نقد ادبی نظریه های معاصر تدوین شد.در این دوره، زیبایی و والایی، مقولات مهم نظری بودند و زبان تحلیل که متوجه این موضوعات بود همواره جنسیتی بود. تجربه والا، نامحدود، وسیع و باابهت با زبانی طرح شد که نه تنها بر ویژگی مردانه و جسور تجربه تاکید داشت، بلکه بر این نکته که درک آن از توان ذهن زن هم خارج است تاکید میکرد. زیبایی به عنوان متعلق لذت شناخته می شد؛ متعلقی که فرح بخش، محدود و قابل مهار بوده و با عناوینی مثل موزون یا ظریف توصیف می شد. در حقیقت بیش از آن که به زن به عنوان حس گر زیبا نگاه شود، بدن زن به عنوان نمونه ای از متعلق زیبایی مطرح بود و تلویحا نقاد کامل مرد بود و قضاوت درباره زیبایی و ذوق، همواره فعالیتی مردانه بود.*دب- تاکید روز افزونی که در دهه های هفتاد و هشتاد در قرن بیستم بر اهمیت«موضوع» در اثر هنری قرار میگیرفت، به طور طبیعی جریان هنر را در مقابل الگوی شخصی و شیوه های هیجان نمایی قرار می داد. این تحول به نوبه خود باعث ظهور این تصور شد که هنرمند معاصر برای بیان منویات خود نیازمند هم نوایی جمعی است. آنان پیشبرد و موفقیت کار خود را در قالب یک گروه جستجو می کردند. به عنوان مثال شکوفایی هنر سیاهان در این دوره از یک اساس ملی گرایانه سرچشمه می گیرد.* اما پدیدار ترین نهضت هنری موضوع گرا در جریان هنر معاصر نه هنر نژاد گرا، بلکه هنر فمینیست است. نظریه پردازان هنری فمینیست با دقت و دشواری زاید الوصفی بستری جدید از نقد اثر هنری مبتنی بر ساختار و عملکرد اثر با توجه به زمینه های اجتماعی و زیبایی شناختی آن را پدیدار کردند. این حرکت از نظر فکری از آراء فلسفی شالوده گرایان و فرا شالوده گرایان فرانسوی تغذیه می شد. این نظر گاه بر این باور بود که اثر هنری نباید بی ارتباط با سایر پدیده ها و در تمامیت مستقل و منفک خود مورد تفسیر و ارزیابی قرار گیرد. برعکس باید آن را در موقعیتی که نسبت بدان خلق شده – که در واقع با تغییر آن موقعیت، مفهوم و هویت اثر از بین می رود- تحلیل کرد. نظریه هنری فمینیسم یک مجموعه فکری منسجم است که در خلاء تئوریک جهان معاصر- پس از افول مارکسیسم- تاثیر شگرفی بر تکامل نقد هنری به مفهوم کلی اش برجا نهاد. این نظریه خیلی سریع به مرجع مهمی برای اشارات نویسندگان و منتقدان هنر معاصر تبدیل شده و تاویل اثر هنری را به طرز چشمگیری تحت تاثیر خود قرار داد. این هنر بجای توجه صرف به ضمیر هنرمند، بر مجموعه عوامل تاثیر گذار بر اثر هنری تاکید می ورزد.
![]()
ج- اولین اثر هنری فمینیستی که نظر اذهان جهانیان را به خودش جلب کرد چیدمان جودی شیکاگو(متولد 1939) به نام «ضیافت شام»* بود. این اثر مرکب از یک ضیافت شکر گزاری است که در همراهی با اسطوره های زنان پدید آمده است. هر یک از این زنان، به صورت نمادین و با استفاده از یک ظرف به گونه خاص طراحی و بر روی پارچه گلدوزی شده قرار گرفته است، معرفی می شوند. اثر ضیافت شام، مشابه بسیاری از کارهای فمینیست ها، یک قطعه ی چیدمان محیطی با عناصر بسیار قدرتمند تئاتری است. هنرمندان فمینیست اغلب از ابزارهای بیانی جدید و نه چندان متعارف استفاده میکنند، تا بدین طریق سنت رایج مردان در نقاشی کردن و مجسمه سازی را به چالش بکشند. *د
کورس مایر،کارولین، زیبایی شناختی فمینیستی، ترجمه عباس یزدانی، از مجموعه فمینیسم و دانش های فمینیستی،ص 365
The Dinner party
لوسی اسمیت،ادوارد،مفاهیم و رویکردها در آخرین جنبش های هنری قرن بیستم،ترجمه علیرضا سمیع آذر،صص273-286برای مطالعه بیشتر میتوانید به اینجا هم نگاه کنید

on 12 Apr 2007 at 7:05 pm 1.علی said …
سلام
مطلب زیبایی بود.منتظر کارای خوبت هستم.
موفق باشی
on 15 Apr 2007 at 10:36 am 2.انیس(البته چپه ش said …
سلام.
اول که وب سایتت رو دیدم کلی کفرم بالا اومد. با مشت زدم رو کیبورد. می خواستم صفحه ی مونیتور رو گاز بگیرم. دلیلش رو وقتی می فهمی که بیای وب ما رو هم ببینی.
ولی الان که مطالبت رو دارم می خونم ازشون خوشم اومده
راستش من سعی کردم فمینیست رو بشناسم. ولی مثل همه نتونستم .
اولش سراغ اشعار پتراک رفتم. برام زیبا بود. می گن اولین نفریه که زن رو موجودی زیبا در خلقت می دونسته و مدام اون رو پرستش می کرده.
بعد یه مقاله در روزنامه ی شرق خوندم. از روح اله حاتمی. که بیست و شیش تیر هشتاد و چهار صفحه ی بیستم روزنامه چاپ شده بود. دلم می خواست بیش تر آشنا بشم. ولی هر چی بیش تر پیگیر شدم بیش تر گیج شدم. یه کتاب خوندم از انتشار آشیان به اسم فمینیسم که نوشته ی جین فریدمن بود. ولی چیز زیادی دستگیرم نشد. بعدش سراغ نوشته های ویرجینیا ولف رفتم. شعر های فروغ رو که از بچگی از بر بودم. اینک این منم زنی در آستانه ی فصلی سرد. ولی شاید تو همه ی این ها انسانیت رو دیدم. اما منظور از فمینیست چی بود. این واژه رو حتی نمی شه به فارسی ترجمه کرد شما می تونی اون رو زن سالاری ترجمه کنی؟ اگه این طور باشه من دوستش ندارم.
on 16 Apr 2007 at 10:56 pm 3.نصور نقی پور said …
با سلام و ادب
چندروزیست که با وبسایت شما آشنا شدم و اگر تمایل به تبادل لینک دارید ایمیل بزنید.
برایتان بهروزی و سربلندی آرزومندم
on 18 Apr 2007 at 4:12 pm 4.hossein said …
سلام
من اتفاقی اومدم اینجا دوستم سینا فکر کنم ادرس رو اشتباهی به جای وبلاگ خودش گذاشته بوده من هم میخواستم به وبلاگ ایشون برم اشتباهی اومدم اینجا من مطالب شما رو خوندم راستش من هم فلسفه خوندم اما اخر سر انصراف دادم با اینکه یکی دو ترم بیشتر نمونده بود نمره هام هم بد نبود اما من نتونستم با اون چیزی که تو ذهنم فرو میکردند کنار بیام من عاشق ازادی هستم و از قید و بندی که در سر کلاس ها ازش صحبت میشد متنفرم دوستای دیگه هم همشون پشیمونن که فلسفه خوندن من میخوام الان سر پیری برم سینما بخونم اما روم نمیشه در مورد فمینست هم باید بگم کلیشه ای همین راستی این وبلاگ دوستم که گفتم ادرسش شبیه مال شماست …خداحافظ
http://www.critic.blogfa.com/
——————–
on 19 Apr 2007 at 1:35 am 5.hossein said …
سلام
اومدم یه چیزی بگم بهت بگم و برم من بحث زیاد کردم و اما حالا دیگه حوصله اش را ندارم اما این که میگی تمام راههای ازادی از فلسفه میگذره واقعا در درجه اول تهوع اوره بعدش خنده داره و بعدش ابلهانه ترین حرفی بود که در مورد ازادی تا به حال از یک نفر شنیده بودم تو انچیزی رو که به زور توی ذهنت کردن و چاره ای هم نداشتی به غیر از اینکه قبول کنی را دوباره داری پس میدی مثل یک کامپیوتری که به پرینتر وصله و نقش شما چیه این وسط ؟شما نقش کاغذ رو دارید …من خودم رو محدود به فروید و مارکز و اینها نمیکنم خیلی ببخشید دارم اشعار ایرج میرزا را میخونم و از ان چیزی که فلسفه از گفتنش عاجزه لذت میبرم !شما هم نسبت به درک و شعور خودتون از فلسفه استفاده کنید اما وقتی حتی نمیتونید چیزی را به عنوان فلسفه از دیدگاه خودتون بیان کنید خیلی عاجزید در مورد فلسفه 21 گرم شنیدید یا نه حتما نشنیدید چون برای اولین بار من مطرحش کردم
میتونید برید تو این ادرس بخونیدش
http://odesa.blogfa.com/post-2.aspx
شاید احمقانه باشه اما محدود نیست و متعلق به خودم هست نمیدونم چرا اینجا این حرفها رو زدم شاید این به خاطر کامنت شما باشه که صحبت از عقل و شعور کردید و شاید به قول دوستان این اساسا توهم خود منه اما چیزی که مسلمه این است که توی این دنیا هر وقت به یک ادم به دیده حقارت نگاه کردم بعدش متوجه شدم که حقیر تر از اون ادم خودم هستم
یا علی
on 26 Oct 2007 at 3:19 pm 6.علی عبدی said …
سلام خانم نصر اصفهانی
خیلی از خواندن مطالبتان لذت بردم
فقط وقتی روی موضوع داستان های کوتاه کلیک می کنم آرشیو زنانه نگری/فمینیسم می آید
لطفا اصلاحش کنید
با سپاس
علی
on 26 Oct 2007 at 3:20 pm 7.علی عبدی said …
گویا این مشکل برای لینک های دیگرتان هم صادق است
پایدار باشید