Posts or Comments 11 September 2010

زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 19 Nov 2007 05:31 pm

آموزش

به بهانه ی قبولی 65 درصدی دختران در دانشگاه های ایران
 آموزش

الف- آموزش هم به معنای فرایند پرورش و تربیت اجتماعی است و هم آنچه درموسسات روی می دهد. یکی از نخستین دغدغه های فمینیست های تمام جهان دسترسی زنان به آموزش یکسان و برابر با مردان بوده است و بخصوص در نخستین تلاش های همه ی جریان های فمینیستی با داستان های فراوانی از فراز و فرودهای زنان برای نشان دادن شایستگی برای دریافت آموزش برابر و تحصیلات عالیه روبرو هستیم. تاسیس مدارس دخترانه و تلاش برای دستیابی به تحصیلات عالی در کشور خودمان هم داستان مفصل و خواندنی دارد. فرایندی که امروز داستانی تاریخی به نظر می رسد…اما من خیال میکنم ماجرایی دنباله دار است.
ب- در این نوشته به هیچ وجه قصد تحسین دختران و مرحبا گفتن به آنها و تفسیر این اتفاق به ظاهر فرخنده را ندارم- منظورم قبولی 65 درصدی است-… باشد برای آنهاییکه
کسی واقعا چه میداند این جمعیت 65 درصدی واقعا با چه انگیزه هایی وارد دانشگاه می شوند، اگر بگوییم تحصیل همه میدانیم که حقیقت را نگفته ایم. دست کم بخش زیادی از حقیقت را پنهان کرده ایم
برای پیدا کردن شغل و استقلال مالی؟ شاید
برای کسب پرستیژ اجتماعی؟ شاید
برای فرار از محیط روستا/شهرستان/شهر ؟شاید
برای رهایی از سیستم پدر/برادر سالار و تحمیل کارهای خانگی؟ شاید
برای معاشرت با پسرها؟ شاید
برای آزادی در پوشش،گردش و معاشرت؟ شاید
برای کم نیاوردن از دختر/خاله/دایی/عمه؟شاید
برای اینکه همه دیگه یه لیسانس فکسنی رو دارند؟شاید
برای یافتن همسر مناسب؟ حتما!( ظاهرا از نگاه فیلم ها و سریالهای تلویزیونی دانشگاه همین یک کارکرد را دارد)شاید
و هزاران شاید دیگر که کسب علم و دانش در این میان از همه کم رنگ تر است و شاهد این مدعا افت چشمگیر آمار قبولی دختران در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری و فعالیت در کسوت استادی است…
تعداد دخترانی که در امر علم و دانش بلند پرواز باشند بسیار اندک است. واقعا کسی چه میداند پس از ورود این جماعت به دانشگاه چه بر سرشان می آید… شاید هم میدانیم و به روی خودمان نمی آوریم …
در هر حال حرف این پست من بر سر این مسئله هم نیست…خیلی دلم میخواهد نفرت فراوانم را از جو موجود در محیط های دانشگاهی کشور جهان سومی مان بیان کنم  که{عموما} هم استاد و هم دانشجویش به دنبال همه چیز هستند الا دانش

 

 

 

بماند…

آموزش
 
ج- اگر دانشجویان دختر دانشگاه ها را به دو گروه بزرگ کسانی که به دنبال دانش هستند و کسانی که به دنبال هر چیزی غیر از آن هستند تقسیم کنیم و این معیار سر دستی و موقتی را بپذیریم که دانشجویانی را که در مقاطع بالاتر از لیسانس ادامه ی تحصیل  میدهند جز گروه اول قرار دهیم  و دیگران را در گروه دوم… آن گاه میتوان به عینه مشکلاتی را که فمینیست ها در امر آموزش به آن اشاره میکنند در میان گروه اول دید.
من گروه پرتعداد دوم را کنار میگذارم اگرچه مطمئن هستم مشکلات بسیار زیادی دارند که  در محیط آموزشی برایشان به وجود می آید / و برای خود به وجود می آورند اما بیش از آنکه به آموزش  مربوط باشد مربوط به خیلی چیزهای دیگر است که من صلاحیت بحث در آن موارد را ندارم  
 د- جایی در همان اوایل رمان سور بز اورانیتا که بعد از پانزده سال زندگی در نیویورک به پایتخت کشورش دومنیکن بازگشته است چنان از نگاههای گستاخانه ی مردهایی که او را برانداز میکنند به تنگ می آید که میگوید:«در آمریکا  لا اقل مردها یادگرفته اند که محتاط تر باشند و به زنها آنطور که یک گربه ی نر به گربه ی ماده یا یک سگ نر به سگ ماده یا یک خوک نر به خوک ماده نگاه میکند نگاه نکنند
تعمدا این لحن گزنده را انتخاب کردم تا شاید عمق فاجعه را رسانده باشم. شاید اینکه در دانشگاه ها به دختران به مثابه ابژه های جنسی نگاه میشود برای کسی عجیب نباشد؛ اما اینکه نگاه غالب و در برخی موارد تنها نگاه اینگونه نگاه باشد واقعا دردآور است. شاید برای دسته ی دومی که نام بردم این نگاه نامطلوب نباشد و یا بعضی ها را خوش بیاید؛ اما برای دسته ی اول یقین بدانید که زجر آور است. تحمل اینکه پسرهای ما بلد نیستند جور دیگری مگر «به مثابه ابژه ی جنسی» به دخترها نگاه کنند واقعا سخت است و مشکلات فراوانی برای دختران دسته ی اول به همراه دارد - به ویژه با توجه به نیازها و کمبودهای پسرانمان مشکلاتی که گاه دختران را حتی  از زندگی هم منصرف میکند چه رسد به تحصیل
چند روز پیش یکی از دوستانی را دیدم که در مقطع کارشناسی ارشد یکی از معتبر ترین دانشگاههای این مملکت رشته ای را می خواند که به واسطه ی آن مدام مجبور به کارهای میدانی و گروهی است. می گفت برای کارهایم مجبور هستم با همکلاسیها که اغلب پسر هستند در ارتباط باشم که اغلب دچار توهم هستند و از هر کار و هر چیزی آنچه خودشان میخواهند برداشت میکنند و در ازاء هر کمکی توقع دارند که…میگفت به والدینم میگویم چرا من را با آرمانها و عقایدی بزرگ کردید که آن را به پسر جامعه یتان یاد ندادید… می گفت من محکوم به عقب ماندن و نادانی ام… میگفت اساتید زن مان سواد چندانی ندارند و اساتید مرد مان هم که بعد از چند جلسه…میگفت دیگر به پدر خودم هم اعتماد ندارم… می گفت اگر اینجا محل آمد و شد نخبگان است پس بیرون چه خبر است… میگفت تیمارستان بزرگی بنام ایران… پر از عقده پر از کمبود و پر از… می پرسید مرز اخلاقی بودن کجاست؟
یادم آمد زمانی خواندم که در یونان باستان تنها زنان روسپی حق باسواد شدن، شرکت در جلسات بحث، جشن ها،مسابقات و تئاتر ها را داشته اند، از دوستان صاحب فضل و کمال زیادی پرسیدم که اگر در یونان باستان بودند چه میکردند…تنها یک نفر با اعتماد به نفس کامل پاسخ داد که «من بزرگترین روسپی زمان خودم می شدم» آن یک نفر پسر بود…پسر بود چون شاید دخترها آنقدر که او قضیه را افسانه ای میدید، نمی دیدند…
البته نمیخواهم دختران راهی دانشگاه عزیزم را بدبین کنم، حرف من درمورد یک جریان فرهنگی غالب است قطعا همه اینطور نیستند- هستند اساتیدی که از سر دلسوزی ولی از همان منظر«زن به مثابه ابژه جنسی» دخترها را تشویق به ازدواج و اولویت دادن زندگی بر هر چیز بی اهمیتی مانند تحصیل میکنند … اگر بخواهم که جانب انصاف را فروگذار نکرده باشم حتما باید به اساتید( زن و مردی) هم اشاره کنم که از هر نظر واقعا استاد هستند و انسان
د- معضل بزرگ دیگر در امر آموزش که مورد توجه فمینیست ها هم واقع شده است این است که:«خود نظام آموزش از طریق کلیشه سازی جنس - نقش و استفاده از یک برنامه ی آموزشی پنهان{آگاهانه و شاید حتی نا آگاهانه} برای علایق پسران اولویت قائل میشود و دختران را در وضعیت نامطلوبی قرار میدهد»  این وضعیت نامطلوب را شما از حراست دم در دانشگاهها تا نحوه ی تصویب موضوع پایان نامه ی تان حتما تجربه خواهید کرد(البته تنها اگر دختر باشید) اینکه ساختار آموزشی ما یک ساختار مذکر است بر کسی پوشیده نیست. حتی بسیاری از اساتید بر این باورند که اگر دختری مایل به گرفتن آموزش برابر است باید به نحوی ابتدا زنانگی خود را کنار بگذارد و همچون یک مرد به محیط آموزشی یا  آزمایشی قدم بگذارد و همانند یک مرد در مقابل خشونت های سیستم آموزشی مقاومت کند. ساعت های کار طولانی و فراموش کردن هرچه خارج از محیط  آموزشی می گذرد.
ه- مسئله ی دیگر ساختار مذکر خود علم و دانش است که بیشترین تلاش فمینیست ها در چندین دهه ی اخیر معطوف به بازنگری در آن بوده است. فمینیست ها به ویژه در شاخه هایی همچون معرفت شناسی فمینیستی و ارتباط علم و جنسیت ایده های درخشانی را مطرح کرده اند که به واسطه ی آن خواستار به اشتراک گذاشته شدن تجربیات زنانه و مردانه، بطور یکسان و در عین حال ازمناظری متفاوت-  برای دستیابی به واقعیتی نزدیک به واقع تر هستند. اینکه کار خانگی زنان مردان را از توجه به امور روزمره معاف کرده و آنها را چنان در دنیای انتزاعی خود غرق کرده است که دچار این توهم شده اند که همین دنیای مبتنی بر مقولات انتزاعی دنیای واقعی است و نیاز به تصحیح نقطه نظر خود به کمک دیدگاههای انسانهای به حاشیه رانده شده (شامل زنان، رنگین پوستان، مردمان طبقه ی فرو دست و…)دارند،از جمله ی این ادعاهاست
مباحثی که در این حوزه مطرح شده(رابطه ی علم و جنسیت) بسیار مفصل و روز به روز در حال گسترش است که شاید در مجال دیگری به آن بپردازم

مطالب مرتبط
مذکر سازی اندیشه ی دکارتی

پ.ن: در همین ارتباط«افزايش يافتن زنان در آموزش عالي؟ مساله اين نيست! »از سارا شریعتی را در اینجا بخوانید    

 

8 Responses to “آموزش”

  1. on 19 Nov 2007 at 7:09 pm 1.زهرا said …

    سلام .راستش در باب قبولی بالای دختران در دانشگاهها .به نظرم می رسد همه مسئله در این جور مسایل نیست .به نظرم مسیلی همچون در حال توسعه بودن کشور و افزایش مخارج زندگی یا سیاست گذاری های دولت …بسیار دارای اهمیت اند. واقعیت این است که دختر ایرانی به جز رفتن به دانشگاه کمتر می تواند جایی سالم برای وارد شدن به اجتماع پیدا کند . او فقط یک گزینه دارد. !در حالی که به نظرم در خارج از کشور گزینه های بیشتری در دست افراد است. من می توانم دقیقا فضایی که ترسیم کرده اید را بفهمم .ولی جانب انصاف را در جامعه ای در حال گذار است رعایت می کنم .واقعیت این است که جهان ما تغییر کرده است و ما هنوز آداب معاشرت با هم را یاد نگرفته ایم.
    به نظر من معضل جامعه ما کمبود نگاه انسانی مرد و زن به یکدیگر است. کی درست می شود؟ الله اعلم!

  2. on 21 Nov 2007 at 7:59 am 2.شاه رخ said …

    موضوعش برام جالب نیس
    نظر هم نممی دم !

  3. on 21 Nov 2007 at 11:37 pm 3.مریم نصر اصفهانی said …

    توضیح مکتوب دادن برای اظهار نظرهای یی که اینجا مکتوب نشده کار دشواری است اما احساس میکنم  لازم است که بر مواردی تاکید کنم؛ تاکید بر این نکته که عنوان این بحث آموزش است و مشکلات آموزشی،و نه هیچکدام از هزاران مشکلی که در محیط های آموزشی و اجتماع ما وجود دارد و نه هیچدام از مسائلی که جوانان با آن درگیر هستند و موجب فرسایش روحی و جسمی آنان است. من نخواستم خدای ناکرده به کسی توهین کنم یا دانشگاه خاصی را زیر سوال ببرم یا بگویم ازدواج کردن و در دانشگاه آشنا شدن چیز بدی است. من فقط خواسته ام به مقوله ی آموزش و موانع پیش روی آن بپردازم

     این هم که به مسئله ی جهان سومی بودن کشورم اشاره کردم برای این بوده که اهمیت کارکرد درست نهاد های آموزشی را گوشزد کنم

    و به کی به کی قسم منظور دیگه ای نداشته ام
    پاینده و پوینده باشید

  4. on 22 Nov 2007 at 3:25 am 4.علی said …

    با سلام
    سایت پر محتوایی دارید و از برخی مطالب شما با ذکر منبع در سایت جامعه شناسی ایران استفاده خواهم کرد.

  5. on 24 Nov 2007 at 12:33 am 5.محمود said …

    سلام. باز هم از خواندن نوشته هاي زيبايتان لذت بردم. در اين نوشته مسائلي را از نگاه يك دختر در مورد آموزش و محيط آموزشي مطرح كرده ايد كه كاملا به شما حق مي دهم. تجربه من به عنوان يك پسر در دانشگاه كه شاهد بساري از اين مسائل بوده ، اين سوال جدي را برايم بوجود آورده است كه آيا ما فرهنگ پذيرش و غهم حقوق انساني را داريم يا نه و علاوه بر آن ، چيز ديگري كه برايم جالب است اينكه : اين نگاه جنسيتي اغلب باورها را در مي نوردد ‌، چرا كه به قول دوستي ، نگاه بسياري از روشنفكر ترين افراد هم در محيط هاي دانشگاهي به زنان ، يك نگاه جنسيست. هر چند در اين مسئله ، طرفين مقصرند ولي در هر حال مقصر اصلي ، فرهنگ مردانه است كه اين زمين بازي را فراهم كرده تا همه در آن ، اينگونه غير اخلاقي و غلط بازي كند.

  6. on 24 Nov 2007 at 10:19 pm 6.hrezay said …

    با سلام خدمت شما

    خیلی خوشحال هستم که می توانم با شما ارتباطی داشته باشم

    من حمیدرضا دانشجوی رشته جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی هستم ، اما بیشتر وقتم را به مطالعه کتب فلسفی گذرانده ام و این کار هم به خاطر علاقه شدید من به فلسفه بوده است ……. این علاقه سرانجام سبب شد که من یک وب سایت در زمینه فلسفه ایجاد نمایم تا هم بستر مناسبی برای من باشد تا بتوانم بیشتر در زمینه فلسفه مطالعه و فعالیت کنم و هم فضای مناسبی برای سایر دوستان باشد که در باب فلسفه قدم برداشته اند و نیاز به محیطی جامع تر دارند که فعالیت ها و تحقیقات خود را ارائه دهند تا دیگران نیز از آنها بهره ببرند

    یکی از این دوستان عزیز شما هستید ، که فعالیت ها و تحقیقات بیشمار شما برای من و همه ی دوستان ، مشخص شده است و از آنها بهرهای بسیار برده ایم ، به همین دلیل مزاحم شما شدم تا از شما درخواست کنم که ما را در این وب سایت با مقاله ها و تحقیقات خود یاری دهید که اگر شما و سایر دوستان چون شما در این باب قد بردارید افرادی همچون من که بسیار هستند را از آگاهی و اندیشه صحیح

    سیراب خواهید کرد

    www.mahasti.org

  7. on 26 Nov 2007 at 9:46 pm 7.Totem1364 said …

    SALAM oMIDVARAM MOVAFAGH BASHID MATLABE ZIBAEI BOOD VAGHAN MAN BE NOBE KHODAM LEZAT BORDAM VA HAM AKNON BE KHATERE IN AGAHI SHOMA BESYAR KHORSANDAM VA IZ INKE DOSTANI MANAND KHODAM DARAM KHOSHHALAM OMIDVARAM KE JAME MA NIZ 1 ROOZI MOTEVAJEHE FAJEE PISH RO SHODE BASHAD OMID BE MOOUD ALAM KE AN ROOZ BA TALASH EMROOZ SARZAMINI SABZ DASHTE BASHIM

  8. on 09 Apr 2009 at 8:03 pm 8.mehri said …

    با سلام و احترام خدمت خانم نصر،

    پس از مطالعه تقریبا تمامی پستهای شما به قلم زیبا و روشن تان در بیان مسائل زن محور آفرین می گویم. در حین مطالعه مطلبی از شما با عنوان “زن و مکان” ناخودآگاه ذهنم به سمت مطلبی رفت که سالها پیش در یک کتاب لاتین خوانده بودم. نویسنده از زبان ویرینیا وولف به نکته ای اشاره داشت که باعث تشدید مسئله ی “binary opposition” میان زن و مرد می شد. بنا به گفته ی ویرجینیا وولف وقتی از یک تکه پارچه، برای زن دامن می دوزیم و از همان برای مرد شلوار عملا به تضاد و تفاوتی که میان زن و مرد قائل هستیم دامن می زنیم. بعد ها در حین خواندن مقاله ای در همین زمینه متوجه می شوم که نویسنده به مدونا خواننده پاپ آمریکائی اشاره می کند که بر خلاف پوشش مورد انتظار جامعه مردسالار آن زمان که به پوشش های مرلین مونروئی عادت داشتند مدونا با کت و شلوار وارد صحنه ی کنسرت می شود. هدفم از بیان این مطلب این بود که شما با قلم زیبایتان قطعا می توانید بحث لباس و مکان را که مسئله ای جدی در روزگار ما و در جامعه ماست موضوع یکی از پستهایتان قرار دهید تا من به اتفاق دیگر دوستان از خوانش آن کسب فیض کنم.
    با سپاس

Trackback This Post | Subscribe to the comments through RSS Feed

Leave a Reply


Search Engine Optimization