Posts or Comments 09 September 2010

زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 12 Dec 2007 02:32 am

آیا علوم جنسیت مند هستند؟

آیا علوم جنستمند هستند؟ 

الف-این پرسش احتمالا به ویژه برای کسانیکه با فلسفه های علوم آشنایی ندارد عجیب به نظر برسد. چرا که ذهنیت اغلب ما از علوم به ویژه علوم تجربی، این است که این علوم، علومی قابل اطمینان و قابل سنجش و تکرار هستند و از واقعیت جهان آنگونه که هست- به ما خبر می دهند، نه آنگونه که ما آن را می فهمیم. بنابراین از نظر این افراد چنین پرسشی بی معنی جلوه میکند. پس در مقدمه ی بحث باید به این نکته اشاره کنم که از دهه ی 1960 به این سو، قطعیت و عینیت علوم تجربی به شدت مورد سوال قرار گرفت و این نظریه که نظریات علمی تحت تاثیر وضعیت و شرایط تاریخی و اجتماعی دانشمندان است مدافعان زیادی پیدا کرد.
ب- بطور همزمان و با گسترش جنبش های فمینیستی بخصوص در اواسط آنچه موج دوم فمینیسم نامیده میشود این ایده مطرح شد که احتمالا جنسیت دانشمند هم میتواند در صورت مسئله،روش بررسی و نهایتا نظریه پردازی دانشمندان موثر واقع شود. زنان دانشمند معتقد بودند که حتی پس از احراز مراتب علمی در دانشگاهها و آزمایشگاهها، آنها به مثابه یک زن به فعالیت علمی نمی پردازند بلکه ناگزیر هستند که در قالبی سنتا مردانه به عرصه ی علم وارد شوند، اینگونه بود که دانشمندان فمینیست پس از اینکه با تلاش فراوان توانستند در عرصه های علمی جایی برای خود دست و پا کنند، به همکاران زن خود توصیه میکردند که «همچون یک زن» به مطالعه ی علم بپردازند. فعالیت این زنان در عرصه ی علم منجر به شکل گیری تجربه گرایی فمینیستی شد که در چهارچوب نظام علمی موجود به دنبال تعدیل و اصلاح نظریات و روش های مرد محورانه علم بودند. این روش(تجربه گرایی فمینیستی) اگرچه زنان را گامهایی به پیش راند اما کافی نبود، چرا که نتایجی که تجربه گرایی فمینیستی به آن دست یافت نقض غرض کرد و اصلاح نظامهای علمی و شناختی را ناممکن نشان داد. نظریات معرفت شناختی دیدگاه در سعی برای رفع نواقص و توسعه ی شناخت فمینیستی رشد یافتند و همین باعث شد، دانشمند فمینیست مشهور دانا هاراوی نظریه شناخت موقعمند را ارائه کند که بر اساس آن همه ی شناخت های ما را موقعمند بداند. نظریه موقعمندی شناخت نزد فلاسفه ای نظیر ساندرا هاردینگ بسیار فربه شد تا آنجا که تبدیل به مباحث بسیار موثر در پیشبرد جامعه شناسی معرفت گردید، اگرچه با آن همسویی مطلق ندارد. این نظریه بر امتیاز دیدگاه افراد به حاشیه رانده شده، از جمله زنان، رنگین پوستان و مردمان طبقات و کشور های فقیر و عقب مانده نسبت به دیدگاه حاکم،برای دستیابی به عینیت تاکید میکند.
ج- به یک مثال توجه کنید: در بررسی های روانشناسی پرسیده میشود«چرا دخترها نسبت به پسرها، کمروترهستند؟» این پرسش براحتی میتواند مبدا یک تحقیق علمی در رانشناسی قرار بگیرد، فمینیستها به شیوه ی طرح این پرسش که مبدا تحقیق است ایراد میکنند که چرا نمی پرسید:«چرا پسرها پر رو تر از دختر ها هستند؟». این مثال بسیار ساده و دم دستی نشان میدهد که چگونه فمینیست ها به پیشفرض های ذهن پژوهشگران معترضند. تحقیقات دانشمندان فمینیست در علوم مختلف، از فیزیک، زیست شناسی، اقتصاد، نخستی شناسی، روانشناسی، جامعه شناسی و حتی ریاضیات محض نشان داده است که چطور این علوم مبتنی بر پیشفرض های مردمحور است؛ و چگونه در تمامی این علوم- همچنانکه در علوم انسانی- بشر بطور کلی مساوی مردِ غربیِ سفیدِ  طبقه متوسطدانسته شده است و از این غفلت چه تحریف هایی حاصل می آید*بنابراين، تحليل‏هاى گوناگونى صورت گرفت تا نشان دهد چگونه تحقيقات علمى در پرتو ارزش‏ها و علايق جنس‏گرا و مردمحور شگل گرفته‏اند و نه تنها براى روابط جنسيتى، بلكه براى پيشرفت علم و فلسفه نيز، نتايج تلخى به بار آورده‏اند. اين تحليل‏ها هم‏چنين بررسى مى‏كنند كه چگونه ديگر ارزش‏ها و علايقى كه هم از حيث جنسيت، خنثى بوده و هم منابع و امكانات حيات زنان را فراهم مى‏آورند، مى‏توانند اثرات سودمندى در برداشته باشند
د- در پایان بد نیست به این نکته هم اشاره کنم که بسیاری از فلاسفه ی فمینیست در طی مباحث جالب توجهی در پی پاسخ به این پرسش برآمده اند که چرا حالا این مردمحوری علوم آشکار شده است؟؛ چرا تنها اکنون نظام جنس جنسیت رخ نموده است؟ و در پاسخ به آن موارد متعددی از جنبش های فمینیستی و سایر جنبش های رهایی بخش،تا فلسفه ی علم جدید و جامعه شناسی معرفت گرفته تا قرص های ضد بارداری و تغییر هدف و تعریف ما از سکس و همچنین تغییر مناسبات خانوادگی و نقش های اجتماعی، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است


توضیحات

برای مطالعه مقدماتی درباره ی فلسفه ی علم میتوانید به کتابهایی نظیرمبادی  مابعد الطبیعی علوم طبیعی نوشته ی ادوین آرتور برت، ترجمه ی دکتر سروش  و یا چیستی علم،نوشته ی آلن اف چالمز و ترجمه ی سعید زیباکلام و یا فلسفه ی علم در قرن بیستم نوشته ی دانالد گیلیس ترجمه ی حسن  میانداری مراجعه کنید.

 اگر احیانا دانشجوی علوم پایه هستید و به مباحث تخصصی در ارتباط با جنسیتمندی علوم علاقمند هستید کتاب مسئله ی علم در فمینیسم ساندرا هاردینگ و همچنین مقالات کتاب کشف واقعیت: چشم انداز فمینیستی درباره ی شناخت شناسی، متافیزیک، روش شناسی و فلسفه ی علم میتواند برایتان جذاب باشد

The Science Question in Feminism
Sandra G. Harding, Ithaca, NY: Cornell University Press, 1986

Discovering reality: Feminist perspectives on epistemology, metaphysics, methodology, and philosophy of science
NCM Hartsock, S Harding, MB Hintikka - D. Reidel, Boston, MA1983
 

مطالب مرتبط
جامعه شناسی معرفت
ساندرا هاردینگ
 مانیفست سایبرگ
 

 

 

3 Responses to “آیا علوم جنسیت مند هستند؟”

  1. on 27 Jun 2008 at 12:05 am 1.زیبا پوست said …

    سایت با حالی داری ای ول

  2. on 24 Aug 2008 at 6:18 pm 2.HOSSEIN said …

    جالب بود !خيلي!
    منتها كتاب The Science Question in Feminism

    برا دانلود نيافتم!

  3. on 25 Feb 2009 at 1:31 am 3.علیش said …

    ما جایی این کتاب ها رو برای دانلود نیافتیم. لینکی، چیزی

     

    سلام دوست گرامی

    این کتابها از طریق اینترنت قابل دسترسی نیستند و برای یافتن آنها باید در کتابخانه ها جستجو کنید که در آن صورت هم مطمئن نیستم پیدا کنید. اگر به آنها نیاز جدی دارید با ایمیل من تماس بگیرید

    پاینده و پوینده باشید 

Trackback This Post | Subscribe to the comments through RSS Feed

Leave a Reply


Search Engine Optimization