زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 19 Dec 2007 02:51 am
دیگران
الف- ادوارد سعید در کتاب شرق شناسی می نویسد:« شرق نه تنها در جوار و نزدیکی اروپا قرار گرفته؛ بلکه محل عظیم ترین، ثروتمند ترین و قدیمی ترین مستعمرات آن نیز می باشد؛ منبع تمدن ها و زبانهایش، رقیب فرهنکی آن، و نیز یکی از عمیق ترین و مکرر ترین تصاویری که از دیگران دارد. علاوه بر این شرق به اروپا(و یا غرب) کمک کرده که خود را از نظر شکل، شخصیت و تجربه بصورت نقطه ی مقابل شرق تعریف کند.»
او در شرق شناسی نشان می دهد که فرهنگ اروپایی، از طریق جدا کردن راه خود از «شرق» به عنوان نوعی «خود» مخفی و یا قائم مقام خویش قدرت و هویت کسب کرده است.
ب- سوزان بوردو، تاریخ نگار فمینیست معتقد است: در گذر تاریخ و با ظهور علم جدید این جهان دیگر با مفهوم قدیمی قرون وسطایی عدالت انداموار توضیح داده نمیشد(به نظر بوردو این تلقی از جهان زنانه تر از تلقی مذکر ِدکارتی که پس از آن ظهور کرد بوده است) به عقیده ی او در علم دکارتی دیگر هیچ وحدت اندامواری وجود ندارد، بلکه تنها «من» و «او» باقی می ماند و این «او» به ویژه اگر اوی مونث باشد همان دیگری است که مرد با تکیه به غیریت او به خود هویت می بخشد.
در واقع فمینیست ها معتقدند زنان همواره در ساختار علم و فرهنگ به مثابه دیگری تلقی شده اند که برائت جستن از این دیگری یکی از مؤلفه های بسیار مهم تعیین هویت مذکر ِ شناخت و فرهنگ تلقی می شده است.
ج- مفهوم مناقشه برانگیز دیگری در فمینیسم برای نخستین بار در جنس دوم دوبوار بیان شد که در آن او بیان میکرد که زنان دیگری هستند چون مردها آنها را پست می شمرند. او معتقد بود که زنان از آنجا که این دیگر بودگی خود را می پذیرند به فراگیری باور به جایگاه ثانوی خود کمک می کنند. در واقع آنها اینگونه مردانگی مردان را تایید و دست دوم بودن خود را تثبیت می کنند.
فمینیست های فرانسوی دیگری نظیر سیکسو و ایریگاری با دفاع از دیگر بودگی بر این باور هستند که اگر این دیگر بودگی به معنای زنانگی تعریف شود میتواند مولد امکانات جدیدی برای زنان باشد که با تاکید بر ان بتوانند بر ذات زنانه ی خود دست یابند/ همن جا اشاره کنم که فمینیست های اندکی بر سر این موضوع با آنها توافق دارند چراکه اغلب فمینیست ها به شدت مخالف هر گونه ذات گرایی هستند.
د- اما دیگران در شناخت شناسی های فمینیستی به ویژه در نظریه ی دیدگاه جایگاه بسیار مهمی را به خود اختصاص داده اند. دیگران شامل طیف های وسیع و متنوعی از زنان بطور کلی گرفته تا همه ی رنگین پوستان، شرقیان بطور کلی ، جوامع پسا استعماری، اقلیت های قومی و نژادی و افراد طبقات فرو دست و گروه های هم جنس خواه را شامل میشود.
به بیان بهتر همه ی افرادی را که جزء مردان غربی ِ سفید پوست ِ طبقه ی متوسط ِ نا هم جنس خواه به حساب نمی آیند میتوان در ذیل عنوان دیگری جای داد.
شناخت شناسان فمینیست معتقدند با شروع بررسی و پژوهش علمی از زندگی این دیگران، میتوان به منابع ارزشمندی برای شناخت دست یافت، منابعی که به بیشتر عینی شدن شناخت ما کمک خواهند کرد. شناخت شناسان فمینیست معتقدند عینیتی که از شناخت مردان غربی ِ سفید پوست ِ طبقه ی متوسط ِ نا هم جنس خواه حاصل شده است «عینیتی ضعیف» و بسیار محدود است. آنها برای دستیابی به «عینیتی نیرومند تر» پیشنهاد میکنند که آغاز گاه پژوهش را به نظرگاه ها و چشم اندازهای دیگران منتقل کنیم و اینگونه به منابعی غنی و ناب برای دستیابی به عینیت نزدیک شویم.
نکته جالب توجه در فلسفه ی علم فمینیستی و بطور خاص در نظریه ی دیدگاه فمینیستی این است که علی رغم تاکید بر دیگران و اشاره به تفاوت ها و محور قرار دادن افراد به حاشیه رانده شده- بر خلاف معرفت شناسی های اجتماعی- این نظریه از نسبی گرایی اجتناب میکند و علی رغم اینکه در بدایت امر بسیار پست مدرنیستی به نظر می آید اما در نهایت برای دستیابی به عینیت نیرومند که هدفی آشکارا متعارض با فلسفه های پست مدرن است تلاش میکند. این نکته بسته به ذائقه ی فلسفی شما میتواند به عنوان عیب و یا حسن این تئوری شناخت شناختی به حساب آید
برای مطالعه ی بیشتر در این مورد میتوانید به این منابع مراجعه کنید:
شرق شناسی،ادوارد سعید، ترجمه ی عبدالرحیم گواهی، دفتر نشر اسلامی
جنس دوم، سیمون دوبوار،ترجمه ی قاسم صنعوی، انتشارات توس
Is Science Multicultural? Postcolonialisms, Feminisms, and Epistemologies.
By Sandra Harding. Bloomington and Indianapolis: Indiana University Press, 1998
مطالب مرتبط:
مذکر سازی اندیشه ی دکارتی
فلسفه ی فمینیستی
جنسیتمندی علوم

on 20 Dec 2007 at 8:33 pm 1.محمود said …
سلام. نوشته جالب و محكمي بود.تا به حال اينجوري به مسئله ديگري بودن زن مخصوصا آونجا كه اون نظر موافق رو در موردش نوشته بودي ، نگاه نكرده بودم. البته برام جالبه بدونم توي اين روزگار ، كسايي كه به ذات گرايي معتقدن ، مثلا توي همين مورد ، چطور ميتونن خودشونو توجيه كنن؟ چيزي كه برام مهمه اينه كه چطور ميتونن اينجور نگاه كه پراگماتيستي به نظر مياد رو عملا مثبت نشون بدن؟يعني نشون بدن كه يك خوشخيالي يا يك جور دورتر رو نديدن نيست.
on 22 Dec 2007 at 2:20 pm 2.مریم نصر اصفهانی said …
بحث ذاتگرایی میحث بسیار مهمی در فلسفه ی فمینیستی است که اغلب فلاسفه ی فمینیست از آن دوری میکنند و سعی میکنند بر این نکته یا فشاری کنند که مفاهیمی چون مردانگی و زنانگی برساخته فرهنگ هستند. اما در این میان برخی فمینست های -بیشتر فرانسوی- هستند که معتقد به ذاتگرایی اند و معتقدند ذات زنانه دارای ویژگیهای منحصر به فردی است که آن را از مردانگی متمایز و «ممتاز» میکند. آنها برای تجربه ی مادری که منحصر به زنان است، اهمیت خاصی قائل هستند و در برخی موارد-مانند اندیشه های لوس ایرگاری- معتقدند زنان به لحاظ جنسی هم از مردان بی نیاز هستند
این نگاه فمینیستی بخاطر مواضع رادیکالی که دارد چندان مورد علاقه ی من نیست اما در جای خود بسیار با اهمیت و چالش برانگیز است، امیدوارم جواب سوالتون رو داده باشم
یاینده و یوینده باشید
on 23 Dec 2007 at 1:10 pm 3.منصوري said …
سلام
به تصادفي وبلاگتان را يافتم. مشاهده انديشهها و ذوقي متفاوت در دانشآموختگان جوان فلسه در اين سرزمين، نيك و شوق انگيز است.
در حوالي دانشگاه تهران، عصر دوشنبهها گاه نشستي دوستانه برقرار است با موضوعات بس متنوع، از ذهنم گذشت يك نشست را به پروژهي جالب پاياننامهي شما اختصاص دهيم، با دعوتي از شما اگر به پذيريد.
پيروز باشيد.
on 24 Dec 2007 at 1:11 am 4.محمود said …
ممنون از توضیحی که دادید و فقط یک سوال دیگر و آن هم اینکه بدون توجه به رویکرد رادیکال این ذات گرایان ، به نظر می رسد که مدعاهایشان چنان هم بی اساس نباشد ، مگر اینکه تحقیق تجربی یکی از طرفین را بر دیگری مرجح کند. مثلا فیزیولوژی به طور جدی و دقیق به کمک ذات گرایان بیاید یا مثلا تاریخ یا روان شناسی و … ادله ای در دفاع از مخالفان ذات گرایی بیاورند. آیا چنین ادله قانع کننده ای به نفع یکی از طرفین وجود دارد؟ کدام طرف از نظر شواهد تجربی و با لحاظ رویکرد دقیق تر فلسفی ، موجه تر است ؟
البته بدون توجه به اين كه در دنياي امروز كدام يك به لحاظ عملي بر ديگري ترجيح دارد.
on 26 Dec 2007 at 11:37 pm 5.hamed said …
سلام مریم خانم! بابا این چه عکسیه این عکسی که من اینجا گذاشتم را بببینید بهتر از این عکس شماست:
https://balatarin.com/permlink/2007/9/27/1140161
این عکس را هم ببینید کیک عروسی یک فیمینیست!:
http://tinypic.info/files/r3xkft51fgwyvxj7oqs9.jpg
on 27 Dec 2007 at 12:17 am 6.مریم نصر اصفهانی said …
خدمت دوست خوبم آقای مقدسی عرض کنم که تلاش های وسیع و بسیارگسترده ای در جهت رد ذاتگرایی در میان فمینیستها انجام شده است که ازپشتوانه های مطالعات تاریخی،فرهنگی و اجتماعی قدرتمندی برخورداراست و به نظر قانع کننده هم می رسند…حتی اگرچنین هم نباشد و نتوان ذاتگرایی را بطورکلی نفی کرد- که به گمانم بشود- در آینده نمیتوان به آن امید داشت
در همین ارتباط به نوشته ی مانیفست سایبرگ همین وبلاگ میتوانید نگاه کنید
پاینده و پوینده باشید