زنانه نگري/فمينيسم & معرفی کتاب مریم نصراصفهانی | 19 Feb 2008 11:53 pm
!پول
هرکسی که گفته پول نمی تواند خوشبختی را بخرد،بطور حتم نمی دانسته که برای خرید کجا باید برود
![]()
الف- ویرجینیا وولف در کتاب اتاقی از آنِ خود سوال می کند که چرا زنان فقیر هستند؟ چرا زنانی که تمام عمر خود را صرف کار و فعالیت می کنند؛ تنها آنگاه که به پول و سرمایه ای نیاز پیدا میکنند متوجه« فقر شرم آور جنسیت خود میشوند»؟ او در کتاب خود از بزرگترین نویسندگان زنی صحبت می کنند که نه تنها اتاقی از آن خود برای نوشتن و تمرکز کردن نداشته اند بلکه همواره از اینکه به آنها به چشم یک هیولا نگاه شود در هراس بوده اند، زنانی که آنقدر فقیر بودند که هر بار تنها میتوانستند یکی دو بسته کاغذ بیست و پنج ورقی بخرند تا بلندیهای بادگیر یا جین ایر را روی آنها و در اتاق نشیمن خانه، بدور از امکان تجربه جایی بیش از آن، بنویسند. ..اتاقی از آنِ خود نوشته ای ارزشمند درباره ی «زن و داستان» است که البته به مسئله ی فقر زنان نیز اشاره می کند. در واقع وولف فقدان درآمدی قابل قبول و مستمر برای زنان را، در کنار عدم تجربه ی تاریخی در داستان نویسی، فقدان تجربه های مکانی متنوع و عدم آگاهی نسبت به جنسیت خود، از جمله مسائلی می داند که بر داستان نویسی زنان تاثیر گذار بوده است.
ب- فقر مالی نه تنها بر داستان نویسی که در تمام عرصه های فعالیت زنان تاثیر غیر قابل انکاری داشته است. از عمومی ترین حوزه ها همچون اقتصاد و سیاست تا خصوصی ترین حوزه ها و روابط خانوادگی، فقر زنان همواره برای آنان مشکل آفرین بوده و باعث حذف آنها از تصمیم گیری های مهم و کلان در حوزه های سیاسی و حتی خانواده شده است. ناگفته پیداست که فرهنگ سنتی ما که زنان را به لحاظ اقتصادی وابسته به مردان تعریف می کند، بطور خاص مشکلاتی برای زنان ما در پی داشته است، هر یک از ما ممکن است تجربیات تلخی در این زمینه داشته باشیم. زنان عموما بسیار فقیر هستند و بطور عرفی نباید برای این قضیه اهمیت و ارزشی قائل باشند، تا آنجا که حتی زنان شاغل ما هم معمولا مدیریتی بر درآمد خود ندارند و چه بسیار پیش آمده است که زمانیکه نیاز مالی خانواده به درآمد آنها مرتفع میشود به دستور همسران خود خانه نشین میشوند و یادگرفته اند که سپاسگزار هم باشند. اغلب مردها دوست ندارند همسرانشان بیرون از منزل کار کنند و اغلب زنان پس از بچه دار شدن هم از جانب اطرافیان و هم از جانب خانواده خود و همسرشان از کار کردن منع میشوند آنها برای اینکه به الگوی «مادر و همسر خوب و فداکار» وفادار بمانند تمکین می کنند و براحتی از حقوق و مزایا و سوابق کاری و تجربیات خود می گذرند. دوبوار در کتاب وانهاده داستان یکی از این مادران و همسران خوب و فداکار و در عین حال متخصص را روایت میکند
ج- حرف های فراوانی در این زمینه گفته اند و میگویند و خواهند گفت. هدف من در این نوشته اصلا بررسی و موشکافی مسئله ی فقر زنان و مشکلات ریز و درشتی که در پی خواهد داشت نیست. هر زنی تنها با مراجعه به زندگی خود و برآورد میزان وابستگی به پدر و همسرش براحتی میتواند مشکلاتی را که در صورت فقدان آنها، جدایی و طلاق و یا حتی اقدام به یک فعالیت اقتصادی برایش پیش خواهد آمد ببیند.
در این سالها کتابهای بسیار زیادی در ارتباط با روش های ثروتمند شدن بطور کلی و ثروتمند شدن زنان بطور خاص به رشته ی تحریر درآمده است که اخیرا یکی از آنها را که به فارسی برگردانده شده است. کتابی تحت عنوان«دختران خوب ثروتمند میشوند اگر…؟! 75 اشتباه قابل اجتناب که زنان با پول انجام می دهند» نوشته ی دکتر لوئیس پی فرانکل که خواندنش دست کم برای من بسیار جالب بود.
![]()
د- در این کتاب آمده است که پول قدرت است و به دختر بچه ها آموزش داده نمیشود که «قوی» باشند، بلکه به آنها آموزش داده میشود که «خوب» باشند. به پول فکر کردن و اهمیت قائل شدن برای آن، کار بی اهمیت و ناپسندی است. اگر بخواهیم خیلی فمینیستی به قضیه نگاه کنیم احتمالا این طرز تفکر ریشه در سلطه ی مذکر و تلاش برای وابستگی و زیر دست کردن زنان در فرهنگ پدرسالاری دارد. تلاش برای خانه نشینی و داشتن اهرم اجبارعلیه زنان… که صد البته بیراه هم نیست. منتهی فعلا محل بحث ما نیست
در این کتاب نویسنده معتقد است که زنان باید فکر ثروتمند شدن از طریق ازدواج با یک مرد ثروتمند را از سر بیرون کنند و برای استقلال مالی خودشان تلاش کنند چون هر زنی برای حفظ امنیت و استقلال خود باید «کیف پول خودش را داشته باشد». زنها باید ترس ها و اضطرابهای ناشی از افسانه هایی که درباره ی ناتوانی زنان از کسب ثروت گفته و نوشته شده است – که از نظر علمی خلاف آن ثابت شده است-را کنار بگذارند و از همین حالا برای کسب ثروت و تحقق رویاهای مالی خود اقدام کنند چون «یک دختر از تولد تا 18 سالگی به والدین خوب، از 18 تا 35 سالگی به یک ظاهر خوب ، از 35 تا 45 سالگی به یک شخصیت خوب و از آن پس به پول نیاز دارد»
نویسنده اذعان میکند که الگوی یک زن از چیزهایی که میتواند و میخواهد باشد بسیار محدود تر از الگوی یک مرد است، اما باید توجه داشت که الگوها اگرچه اغلب به زندگی ما نظم و جهت می دهند، در بسیاری مواقع هم باعث محدودیت نگاه و در نتیجه انتخاب ها و عرصه ی تجربیات ما میشوند
ه- پیدا کردن شجاعت و اعتماد به نفس ورود به برنامه های مالی، با امتحان و تجربه ی آنها ممکن میشود. زنان اغلب از درگیر شدن در امور مالی و اقتصادی به دلایلی نظیر ترس، عدم اعتماد به نفس و یا لطمه نزدن به غرور سرپرست زندگی خود طفره می روند و اینگونه قربانی و مرعوب پیام های اجتماعی نظم مردسالار حاکم بر جامعه میشوند. من واقعا نمیدانم که چرا تجاهل و اصرار به نمایش آن از جانب زنان اینقدر برای مردان و حتی خود آنها جذاب است، توگویی خود آنها نیز باور کردند که نفهم بودن و تجاهل بخصوص در امور مهم و سرنوشت ساز مترادف با جذابیت و زنانگی است. به گفته نویسنده «زنان از مادرانشان یاد گرفته اند که «خنگ» بودن درباره ی پول آنها را برای مردان جذاب تر می کند!» به هر حال او از زنان میخواهد که سکان دار کشتی مالی خود باشند و این فرض را که مردان باید از پول مراقبت کنند و زنان از مردان کنار بگذارند. از مهمترین توصیه هایی که در این کتاب مرتب تکرار میشود آغاز به پس انداز کردن بطور مرتب( به هر میزان که باشد) و تمرین دانستن درباره ی و صحبت کردن از پول و مسائل اقتصادی است
و- نویسنده در این کتاب توصیه های فراوانی برای زنان – اعم از شاغل و خانه دار-دارد که من تنها به چند مورد از آنها که دست کم برای خود من جالب و آموزنده بوده است اشاره میکنم
ابتدا اینکه در مسائل مالی به آدمهای مدعی همه چیزدانی که اطرافتان هستند اعتماد نکنید
درآمد خود را بدون دلیل در اختیار همسر و فرزندانتان نگذارید، چرا زنان هم از افراد نگهداری می کنند و هم هزینه ی آن را می پردازند؟
نگهداری از دارایی های مادی و لوازم و وسایل موجود برای پرهیز از هزینه ی تجدید و تعمیر آنها ضروری است
نگهداری از سلامت جسمی برای پرهیز از مبتلا شدن به هزارو یک بیماری و هزینه های درمان بالا در عین حفظ نشاط و تندرستی برای لذت بردن از زندگی و پول
پرهیز از خرید های احساسی، بخصوص در موارد خرید های کلان، برای هر خرید بیش از 50 هزار تومان کمی تعلل کنید
پرهیز از پرداختن بیعانه بخصوص برای خرید های کلان برای اینکه فرصت تامل پیدا کنید
تهیه ی لیست خرید و مجبور کردن خود به پایبند ماندن به آن و پرهیز از هر خرید اضافی
پرهیز از خرید اینترنتی و خرید با کارت اعتباری…برای هر خرید احساسی تنها کافی است که به یاد بیاورید برای پرداختن وجه آن چند ساعت کار کرده اید
فقط برای خرید به فروشگاه بروید نه برای تفریح یا دیدن اجناس و مدل های جدید
حتی المقدور از رفتن به حراجی ها و خرید اجناس بنجل ارزان قیمت خودداری کنید «زنان پنج برابر بیشتر از مردان احتمال دارد چیزی را فقط بخاطر اینکه حراج بوده بخرند و دوبرابر بیشتر از مردان اجناسی را می خرند که نیاز ندارند
پرهیز از تسکین درد و ناراحتی با خرید بیهوده
سوال پرسیدن و کنجکاوی و اطمینان در مورد کالایی که میخواهید بخرید
پایبند نشدن به رشته ی تحصیلی برای پیدا کردن کار و رفتن به سوی فضاهای کار مردانه تر؛ چون متاسفانه هرچه فضای کار مونث تر باشد،درآمد و پیشرفت در آن کمتر است.
و…
نویسنده میگوید«منتظر یک شاهزاده با اسب سفید نباشید که برای شما یک خانه با حصار سفید بخرد؛ خودتان آنرا بخرید
-
توضیحات
دختران خوب ثروتمند میشوند اگر…؟!،دکتر لوئیس پی فرانکل، حوریا موسایی،نشر تمیشه،1386
اتاقی از آن خود، ویرجینیا وولف، صفورا نوربخش، انتشارات نیلوفر1383
مطالب مرتبط
آموزش
آرایش
ازدواج
on 20 Feb 2008 at 12:02 am 1.jak said …
این روش پولدار شدنه یا روش خسیس شدن؟ اصفهانی!
on 22 Feb 2008 at 9:33 pm 2.محمد said …
http://gendertrouble.poetrymag.ws/
on 24 Feb 2008 at 9:09 pm 3.hamed said …
ey baba…!
baba in mamlekat dorost besho nist!
in fiminist bazy yani chi?!
mikhayd hoghughe zana ra begirid??!
mage marda hagh daran tu in mamlekat?!
ke mikhayd haghe zan ha ra begirid!?
avval bayad mamlekat ra dorost konid!
avval bayad haghe mardom ra begirid !
bad berim sare mard va zan budan!
on 25 Feb 2008 at 11:57 pm 4.نقطه سر خط said …
سلام مريم جان
يك طنز ضد مرد سالارانه!
on 25 Feb 2008 at 11:58 pm 5.نقطه سر خط said …
راستي رعايت نكات واقعا ظاهر نوشتارت را زيبا كرده عزيزم
مثل باطنش
on 26 Feb 2008 at 3:56 am 6.zd said …
نیمی از فمنیسم ایرانی تئوریزه کردن سلیطه گری است
نیم دیگرش مساله ی حقوق بشر است ، ربطی به فمنیسم ندارد-اين را يك زن برايتان مي تايپد
on 26 Feb 2008 at 1:27 pm 7.مریم نصر اصفهانی said …
قرار نیست مرعوب واژه ها بشویم! اگر بخواهم با ادبیات شما صحبت کنم، اصولا فمینیسم یعنی سلیطه گری و اگر بخواهی کار نظری بکنید اسمش میشود تئوریزه کردن سلیطه گری! من با این واژه ی سلیطه گری موافق نیستم و آن را معلول سلطه ی مذکر بر ذهن و زبانمان می دانم . البته شما حتما نظر دیگری دارید که امیدوارم محبت کنید و تعریف خود را از فمینیسم ارائه کنید
پاینده و پوینده باشید
on 27 Feb 2008 at 12:59 am 8.یک کمپینی said …
سلام
لینک مقاله شما را در مدرسه فمینیستی دیدم
از نظرات شما خوشم آمد
من در کمپین یک میلیون امضاء فعالیت می کنم و با توجه به نظرات شما فکر می کنم می توانیم برای رسیدن به برابری جنسیتی و تغییر قوانین تبعیض آمیز با همدیگر همکاری کنیم
www.change4equality.com
on 27 Feb 2008 at 6:16 pm 9.hamed said …
میشه لطف کنید و تغریف فمینیسم را بگید؟؟!!! اگه اینو بفهمم خیلی از دعوا های ما حل میشه..
on 27 Feb 2008 at 11:22 pm 10.مریم نصر اصفهانی said …
اول اینکه بنده با کسی دعوا ندارم…منتهی ظاهرا باشما اختلاف نظر اساسی، هم در طرح مسئله و هم در روش حل آن داریم. دوم اینکه چندین باردر همین وبلاگ اشاره کرده ام که اغلب فمینیستها بر این نکته توافق دارند که فمینیسم یک مفهوم واحد نیست، بلکه برعکس مجموعه ای عقاید، و در واقع کنش هایی متفاوت و چندین وجهی است اما چنانکه فرید من در مقدمه کتابش اشاره میکند:«تلاشهای بسیاری به عمل امده تا به این سوال که فمینیسم چیست؟ توسط مجموعه ای ازآرا و عقاید که برای تمامی نظریه های فمینیستی محوری باشند پاسخی داده شود، این کار به دلیل آن که انواع بسیار مختلف فمینیسم نه تنها ظاهرا متفاوت که گاه به شدت ضد هم هستند، دشوار گشته است» البته خود فریدمن آغازگاه و مبنای مشترک تمامی فمینیستها را تاکید آنها بر موقعیت فرودست زنان در جامعه و تبعیضی که آنها به دلیل جنس خود با ان روبرو میشون می داند و میگوید جنبش های فمینیستی در حوزه ی عمل-به ویژه در دوره های جدیدتر- تلاش میکنند تا جهان بهتری برای همه ی زنان،نه فقط گروهی یاطبقه ای از آنان فراهم کنند.بحث نظری هم در راستای کمک به این هدف و هم در راستای جنسیت زدایی از علم و دانش و حقوق و زبان و… شکل گرفته است…والباقی قضایا که در این وبلاگ بررسی میشود
پاینده و پوینده باشید
on 03 Apr 2009 at 5:41 pm 11.مهدی فریور اصل said …
یه قسمت مقاله کاملاً فمینیستی و احمقانه ، یه قسمت تکراری و یه قسمت آموزنده بود . میشه گفت بد نبود.
یه سوال داشتم و اونم اینکه آیا شما به قسمت توصیه هائی که به خانوما دارید عمل می کنید ؟ مخصوصاً اون قسمت عشق زنانه یعنی دور خوردن تو مراکز خرید . خیلی کار مزخرف و پستی هست . البته تا یه محدوده ی مشخصی کاملاً منطقی و قابل قبول هست بالاخره زنها طبق غریزه حس زیبا پرستی دارند و اگر تعمیم یافته به محیط خونه کنن برای طرفین زندگی شیرین و جذاب و محیط رو با نشاط میکنه این در صورتی هست که به قول خودتون در خریدها با وسواس بیشتری به مسئله ی پول نگاه بشه ولی این طرف قضیه من فکر می کنم زنها آموزشی در مورد زندگی نمی بینند اونها از پیرامون زنانه ی خودشون صرفا آموخته های محدودی دارند که اونها رو با همه ی جهان برابر می دانند . البته اینجا قول دکارت در مورد همه ی انسهانها صادق هست که میگه ما اونقدر به دانسته های کوچکمان مغروریم که بیش از آن را آرزو نمی کنیم. ولی این قول دکارت در بازه ای سطحی مثل مسئله ی معاشرت های اجتماعی کمی نقض میشه چون ما در صورتی به دانسته هامون قناعت نمی کنیم که بیش از آن در دسترس ما هم باشه البته فعل خواستن رو هم در این مقال نباید فراموش کرد و البته مسئله ی مهمتر دیگر این هست که این موضوعات مطرح شده (بند قول دکارت) در مورد مردها هم صدق می کنه با یک تفاوت که در مقاله هم به آن اشاره شده است و اون هم موضوع برتری تعدد الگوهادر مورد مردهاست البته من دنبال اسم دقیق تری برای این مسئله هستم تعدد الگوها نمی تونه به تنهائی واژه ی صحیحی باشه.
موفق باشید