زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 07 Mar 2008 02:21 pm
masculinity studies/مطالعات مردان
![]()
الف- شاید مهمترین نقشی که فمینیسم توانسته ایفا کند، حمایت کردن و بها دادن به نگرش های زنانه و به نوعی تقویت و تحکیم جایگاه آنها در مباحث تئوریک باشد، بطوریکه علیرغم تلاش های برخی منتقدان، پدیدهی فمینیسم در لایه های متفاوت زندگی و نظریه پردازی نفوذ کرده است و موجب تقویت و ای بسا حیات رشته های فرعی گوناگون با بازده بیشتر و عینیت نیرومند تر شده است. در کشور خود ما هم تلاش هایی در راستای تخریب فمینیسم، و نه تعریف و توصیف و نقد آن، صورت گرفته است که متاسفانه بدون تلاش برای شناخت صحیح این پدیدهی تاثیر گذار در سراسر لایه های مختلف زندگی، سعی در تخریب آن دارند. چاپ ترجمه هایی مغلوط با اشتباهاتی شگفت و نقد آنها با روشهایی مغلطه آمیز، نه تنها کمکی به مهار این اژدهای هفتاد سر(!) نخواهد کرد بلکه به نظر من مصداق بارز سر زیر برف فرو بردن است
ب- و اما یکی از رشته های فرعی که مستقیما تحت تاثیر فمینیسم و مباحث مطرح در آن حیات یافته است، رشتهی دانشگاهی «مطالعات مردان» است. این رشته که در دههی 1970 بهصورت یک رشتهی دانشگاهی در بسیاری از دانشگاه ها ایجاد شد، به موضوعات حقوق مردان، سیاست، کوییر، جنسیت، نظریات فمینیستی، پدرشاهی و امثال آن می پردازد. در یک اظهار نظر نسبتا اغراق آمیز گفته میشود رشتهی مطالعات مردان که از دل جنبش های مردان سر برآورده است، به اندازهی خود فمینیسم شعبه شعبه و پر شاخه و برگ است. میگویم اغراق آمیز به این دلیل که نظریات و نظریه پردازان این حوزه، چه به لحاظ قدمت تاریخ و چه از نظر کمیت وکیفیت آثار، به هیچ روی قابل مقایسه با فمینیسم نیستند. اما بطور کلی از دل مطالعات دربارهی مردان و مردانگی شش دیدگاه قابل تشخیص است: دیدگاه محافظه کارانه، دیدگاه طرفدار فمینیسم، دیدگاه حامی حقوقو مردان، دیدگاه معنوی، دیدگاه سوسیالیست و دیدگاه خاص ِ گروهی که البته به گفتهی کنت کلاتر باور همهی این گرایش ها به شکلی زاییدهی واکنش به فمینیسم معاصر است.
ج- بیشتر متون معاصر در حوزهی مطالعات مردان با نقد این فرض آغاز میکنند که صحبت دربارهی مردانگی به معنی زیر سوال بردن قدرت مردانگی است. چنانکه آنتونی ایستهوپ در کتاب«کارهایی که به عهدهی مردان است: اسطورهی مردانگی در فرهنگ عامه» مینویسد : وقتش رسیده که سعی کنیم دربارهی مردانگی صحبت کنیم، دربارهی اینکه چیست و چه شیوهی عملی دارد.تمرکز نویسنده بر مفهومی است که آنرا مردانگی مسلط یا مردانگی حاکم می نامد. اسطورهی مردانگی که ناهمجنس خواه، ذاتی و خود پیدا است،خشن، ریاستمآب، مسلط برخود،فهیم، ناظر بر اوضاغ و امثال آن است. ایستهوپ در کتاب خود از این مسئله بحث میکند که مردانگی ساخته ای فرهنگی است و امری طبیعی، ذاتی، جهانشمول و عادی نیست و بسیار مردانگی های زیسته شدهی دیگری هم وجود دارد که در این قالب نمیگنجد
د- این رویکردها مخالفان جدی هم دارند. که مردانگی را مجموعه رفتار و نگرش هایی می دانند که ساخته شده و یا طبیعی و ذاتی است. آنان حمله ی فمینیست ها به مردان را اشتباه می دانند و فمینیسم را خطر جدی برای خود(مردانگی) به شمار میآورند. این گروه ها با واکنشی تدافعی نسبت به فمینیسم مردان را تشویق می کنند تا برای زدودن تاثیر زنانگی که از همجواری با زنان حاصل شده است، خودهای مردانهی درون شان را دوباره کشف کنند. اساسا چنین فلسفه هایی خواهان تثبت مجدد هنجارهای سنتی مربوط به ناهمجنس خواهی، ازدواج و نقش های جنسیتی ملازم با آن هستند و خصلت هایی مانند پرخاشگری، خطرکردن و دغدغه های قدرت، پول و مقام را که خصلت هایی مردانه تلقی میشوند تشویق میکنند. از جمله متون کلیدی در این حوزه کتاب «جان آهنین» از رابرت بلای و «سلطان درون: دستیابی به سلطان در روان مرد» نوشتهی ر.مور و د.گلیت استهمین جا اشاره کنم که همهی زنان فعال در مسئلهی حقوق و مسائل زنان هم الزاما روهیافتهای به اصطلاح فمینیستی ندارند و اتفاقا بسیاری از آنها از این واژه (فمینیسم) کراهت دارند، افرادی که بر نقش های سنتی زنان تاکید میکنند و ذاتگرایی را تشویق میکنند. بسیاری از آنها با تاکید بر خصلتهای ذاتا زنانه سعی در اثبات برتری زنان نسبت به مردان دارند و برخی نیز سعی در پاسداشت وظایف سنتا زنانه با تاکید بر معنویات، خانواده و تربیت فرزندان دارند که علی رغم فرار از عنوان فمینیسم به نظر من همگی زیر عنوان فمینیسم قابل بررسی می باشند. چراکه بدون استثنا به جایگاه فرو دست زنان در جامعه و فرهنگ معترض هستند اگرچه راهکارهای متفاوتی برای رفع تبعیض و بدست آوردن کرامت عرضه میکنند. تصور میکنم این مسئله در باره ی مطالعات مردان هم صدق میکند…همین شکسته شدن اسطوره ی مردانگی و سخن گفتن از آن،له یا علیه، خود نشانه ی خوبی هم برای زنان و هم برای مردان است
ه- در کشور خود ما هم، اگرچه هنوز صحبت از مردانگی ترسناک به نظر می رسد اما به جرات میتوان گفت که حباب «ابهت مردانه» مدتهاست که برای زنان تحصیل کرده ترکیده است. در کشور ما هر دختری با ورود به دانشگاه و آشنایی با چند نفر از جنس مخالف، بسادگی متوجه خواهد شد که پسرها هم به اندازهی دخترها ضعیف،حسود،خودنما، احساساتی، تاثیر پذیر و…هستند و اگرچه نه به اندازهی دختران، اما به میزان قابل توجهی از نقشهایی که فرهنگ و جامعهی سنتی برای آنها در نظر گرفته است ناراضی اند . در واقع به موازات نارضایتی و تغییر الگوهای فکری برای زنان و فراگیر شدن آن این اتفاقات در میان مردان هم روی داده است و نسبت به گذشته رشد چشمگیری را نشان می دهد.
خیلی از مردان هیچ تمایلی به اسب سواری ندارند و یا از بوی بدن اسب چندششان میشود؛ خیلی ها اصلا عرضهی اسب سواری ندارند و یا حتی از اسب می ترسند؛ چه برسد که بخواهند سوار بر آن سراغ دختر زیبای منتظری بروند که در یک قلعهی بلند اسیر است و تا بحال رنگ آفتاب و مهتاب را ندیده و نشسته تا آفتاب جمال یار خانهی دلش را روشن کند
توضیحات
اطلاعات بیشتر درباره ی این موضوع را میتوانید از این مسیر پیگیری کنید
مطالب مرتبط

on 07 Mar 2008 at 11:53 pm 1.Amir said …
با سلام
وبسایت جالبی دارید. من فکر می کنم آنچه که امروزه اهمیت بیشتری نسبت به فمینیسم یا برتری مردان یا زنان نسبت به یکدیگر دارد، انسانیت و انسان است. فکر کنم وقتی در مورد انسانها مطالعه می کنیم مرد بودن و یا زن بودن آنها اهمیتی نداشته باشد بلکه انسان بودن آنها مهم است. قبول دارم که در طی قرون گذشته به دلایلی مشخص و گاه غیر قابل قبول مردها بر زنان حاکم بوده اند و عکس العمل فمینیستی خانم ها در قبال آنان تا حدودی توجیه پذیر است ولی فکر کنم در هزاره سوم دیگر بحث برتری زن بر مرد یا بالعکس چندان جایگاهی نداشته باشد چرا که آنان در بحث انسان بودن و حقوق زندگی برابرند
on 08 Mar 2008 at 9:01 am 2.اسيه! said …
سلام
ممنونم از اينكه به وبلاگم سر زديد
از نوشته تون هم مثل هميشه خيلي استفاده كردم
پيروز باشيد
on 08 Mar 2008 at 1:16 pm 3.مریم نصر اصفهانی said …
باعث خوشحالی است که در هزاره ی سوم آدم هایی مثل شما هم وجود دارند…گاهی آدم باورش میشه که تاریخ در حال پیشرفت است؛انصافا موجب دلگرمی است
پاینده و پوینده باشید
on 08 Mar 2008 at 3:50 pm 4.نیما said …
درود بر همکلاسی
به این نیت اومدم اینجا که روز زن رو به شما تبریک بگم
برای من چندان فرق نمی کنه که روز هشتم مارس رو غربی ها معین کردند یا شرقی ها، مهم اینه که یه همچین روزی وجود داشته باشه
یادداشت مربوط به حجاب رو دیدم و تعجبی نکردم چون قبلاً در این مورد با هم یه مختصری حرف زدیم
برای شما حجاب نهایتاً نشانه ای از هویت ملی- دینی ماست و به همین خاطر تحت هر شرایطی تاییدش می کنید. به عبارت دیگه چون حفظ هویت ملی رو ارزش دونستید رعایت حجاب رو هم ارزش تلقی می کنید
می شه این پرسش بسیار جدی رو مطرح کرد که ملت ها تا چه اندازه اجازه دارند به استناد حفظ تفاوت های هویتی و قومی خودشون عمل کنند؟! احتمالاً قبول می کنید که مواقعی هست که خشونت و تضییع حقوق ارتباط مستقیم با مجموعه ی اعتقادات مقدس مردم(دین) داره و حتی اگر در نظر نگیریم که دین غالباً هویت ملی مردمان رو هم شکل می داده گاهی این تضییع حقوق یا خشونت به راحتی می تونه به مشخصه های ملیت یک ملت ربط داده بشه. بنابراین دشواری کار اینجاست که مرزی مشخص کنیم تا همه ی ملت ها برای ملی گرایی خودشون سقفی قائل بشن
در بحث حجاب به نظر من مطلب از همین قراره: شما نهایتاً با این استناد درست که پوشیدگی زن از خصائل هویت ایرانی ماست خواهان این هستید که حفظ بشه. اگر این فقط یک توصیه است و با اجبار همراه نمی شه ایرادی نداره. اما اگر به منزله ی یک قاعده پیشنهاد می شه کاملاً غیر قابل قبول هست دست کم در حوزه ی مسائل زنان. چون به راحتی می شه در این مورد حرف زد که زن و نحوه ی رفتار با زن به طور کلی بخشی از هویت ماست (چه واژه ی هویت رو به معنای خاصش بگیرید چه در معنایی وسیع که شامل دیانت و اخلاقیات اجتماعی ما هم می شه) این احتمالاً فقط در مورد ما صادق نیست بلکه در اغلب کشورهای دنیا هم که مولفه های مردسالاری دارند (یعنی به لحاظ تاریخی فرهنگ شبانی دارند صادقه.
بنابراین اگر قرار باشه شما هویت ملی رو ارجح بدونید از مصالح تک تک زنان در کمتر موضعی می تونید به تضعییقات و مظالمی که از ناحیه ی فرهنگ بومی ما نسبت به زن می شه معترض بشید. در نتیجه ناچار می شید اونها رو انکار کنید و وانمود کنید که اگر کلیت فرهنگ بومی لحاظ بشه هیچ طلمی به زنان نمی شه. این نکات از چشم فمنیست های خودی که شما اونها را سطحی نگر می دونید پنهان نبوده و نیست. مثلاً شما رو به نوشته ی نوشین احمدی خراسانی به مناسبت تظاهرات 22 خرداد در میدون هفت تیر ارجاع می دم. احمدی که خودش در صحنه حاضر بود شنید که یک راننده ی تاکسی با اشاره به زنان معترض به مسافرش می گه زن من اگر از این لات بازی ها دربیاره که طلاقش می دم! چرا زنان اگر از خودشون حرف بزنند و مصالح خودشون رو به طور مستقل طرح کنند لات و لوت تلقی می شن؟ چرا زنان همیشه مایه ی حیثیت شوهران و اعضای مذکر خانواده شون و وسیله ای برای سنجش غیرت و میزان تقید اخلاقی اونها هستند؟ چرا زنان و پوشش اونها پرچم هویت ملی کشور است و چرا مردان اجازه دارند کت و شلوار غربی بپوشند؟ احمدی اینها رو به عنوان سوالات بنیادین مدافعان حقوق زن طرح می کنه. توجه کنید که احتملاً هیچ تضییقی بدون این قبیل گزاره ها که زن رو حامل مسئولیت بیشتر و یک وجود ویژه مطرح می کنند توجیه نشده. صرفنظر از اینکه اصلاً تبعیض و تضییقی در کار هست یا نه جای این سوال هست که چرا زن رو به عنوان یک انسان مستقل در نظر نگیریم؟
on 08 Mar 2008 at 11:39 pm 5.مریم نصر اصفهانی said …
ابتدا از لطفتون تشکر میکنم
اما درباره ی فرمایشتون باید عرض کنم راستش مطمئن نیستم این نتایجی که شما از نوشته ی من گرفتید از دل اون بیرون بیاد…حتی اگه بپذیریم که چنین است چنین منظوری نداشتم…من صرفا به نوع پوشش و لباس خاص مون اشاره کردم که مثل بعضی از سنت ها باید حفظ بشه، البته میپذیرم که داوری بین سنت پسندیده و ناپسند کار دشواری است. اما این دشواری به ویژه در مسائل اعتقادی و اجتماعی بروز میکند و نه در بحثی مثل بحث پوشش؛ تصور بفرمایید من مثلا در مورد عید نوروز به عنوان یک سنت مستحسن بنویسم و خواستار حفظش باشم، شما ممکنه مخالف باشید در اونصورت براحتی میتونید مراسم نوروز رو نادیده بگیرید. پوشش یا پذیرفتن نوعی پوشیدگی در لباس هم صرفا یک پیشنهاد است و نه هیچ چیز بیشتر، چرا که همانطور که اشاره کردم اجبار در میزان و نحوه ی خاصی از پوشش که درنهایت و در یک جامعه ی ایده آل امری سلیقه ای است کار درستی نیست در عین اینکه فکر میکنم در برخی مواقع -بجز 8 مارس- خیلی مهمه که ما شرقی هستیم یا غربی…خیال میکنم یکسان دونستن سلیقه، نیاز و مشکلات زن شرقی و زن غربی اشتباه وحشتناکی است…برای یافتن شخصیتی مستقل و خود آیین، نه تنها باید مستقل از مردان زیست که همچنین باید مستقل از صرف تفکرات فمینیسم غربی اندیشید و برنامه ریزی کرد
پاینده و پوینده باشید
on 09 Mar 2008 at 2:32 pm 6.menforequality said …
با اجازتون مطلب شما با ذکر ماخذ در بلاگ ما نقل شد
on 11 Mar 2008 at 11:19 am 7.jak said …
akharesh kheily khob omadi!ghesmate obohato asbo migam! ye bar to zendegim matlabo ta akhar khondam albate taghriban!!
on 22 Aug 2009 at 3:29 am 8.ضد برابری said …
کافی است به او بنگری نه توانایی انجام کار سنگین
جسمانی را دارد نه کار پیچیده فکری
آرتور شوپنهاور
on 22 Aug 2009 at 3:32 am 9.ضد برابری said …
تنها یک عقل مذکر که نیروی جنسی کور و کدرش ساخته
است می تواند قدی کوتاه و شانه هایی باریک و
میانی پهن و چهره ای را که چون دلقک سیرک رنگ آمیزی
شده است را جنس لطیف بداند
آرتور شوپنهاور
on 22 Aug 2009 at 3:41 am 10.ضد برابری said …
به زودی این پوسته ی احترام که طی قرن ها برای
زنان ایجاد شده است در هم خواهد شکست و آنگاه
خواهیم دید جنس مذکر چه توانایی عظیمی برای رذالت
خواهد داشت . تا کنون چون پدری که به فرزندش میدان
می دهد نظاره گر شما بوده ایم . و اکنون دیگر
وقت شوخی تممام شده است
on 22 Aug 2009 at 3:44 am 11.ضد برابری said …
ای مردان به طبیعت خود بر گردید
یک شکارچی
یک ویرانگر
یک غارتگر
این طبیعت ماست به بند کشیدن ضعیفان
زندگی یعنی خواست قدرت یعنی بهره کشی از ضعیفان
on 25 Aug 2009 at 10:05 am 12.عليرضا said …
باسلام
نسوان ( عزيز ) اينكه شما برتري مردان بر زنان رو نميتونيد بپذيريد كاملا طبيعيه و اگر غير از اين باشه جاي تعجب داره . از نظر بنده جماعت زنان با هر واقعيت و صداقتي مشكل دارند جداي از اينكه هيچ زني وجود نداره كه مردي رو صادقانه تاييد كنه اين عدم تاييد در مورد همجنس خودش هم وجود داره . خانم اصفهاني نميدونم شما چه دين و مذهبي داريد . راجع به برتري مردان نه قران و نه نيچه و نه هيچ سندي شما رو قانع نميكنه . از نظر ما مسلمونها حضرت فاطمه زهرا الگو و نمونه زنان عالمه ولي اگر تاريخ رو مطالعه كنيم ميبينيم همين خانم نمونه كه اعتقاد داريم كسي همتاي ايشون نبوده و نيست و نخواهد بود جهت ……….( ترجيح ميدم جاي خالي رو خانم اصفهاني عزيز پر كنند ) ميرن خدمت امام علي خليفه مسلمين و از ايشون درخواست ميكنن كه از خزانه بيت المال گردنبند يا گوشواره طلايي رو به ايشون امانت بدن تا ايشون از اين زيور آلات در جشني كه دعوت شده بودند استفاده كنند . !!!!!!!!!!!
on 25 Aug 2009 at 10:09 am 13.عليرضا said …
متن بالا در خصوص نظر شما راجع به زيبايي دوستي زنان بود . صحبت شما متين اما اين زيبايي خواهي به چه قيمتي ؟
on 27 Aug 2009 at 11:06 am 14.عليرضا said …
بزرگترين هدفي كه امروز زنهاي ما دارند اينه كه بتونند در زندگي لااقل يك مرد رو زير سلطه و اختيار خودشون در بيارند و وقتي به اين هدف رسيدند از اون مرد متنفر ميشند !!!!!!!! در اصل اونها از مردي كه از زنها حرف شنوي داشته باشه و ذليل اونها باشه نفرت دارند و خواهان مردي هستند كه بر اونها حكومت كنه و مقتدرانه با اونها برخورد كنه ولي وقتي اون مرد رو پيدا كردند دوباره تمام تلاش و انرزي شون رو صرف به زير كشيدن اون ميكنند . چرا ؟
خانم نصر اصفهاني اگر براتون ممكنه شما جواب سوال بنده رو بديد كه بر روي اين رفتارها چه اسمي بهتر از دوگانگي و ناصادقي با خود ميشه گذاشت ؟
اينها نظرات شخصي بندست و ممكنه اشتباه باشه لطفا اگر غير از اينه راهنمايي بفرماييد .
ممنون
on 27 Aug 2009 at 11:48 am 15.عليرضا said …
هيچ دو زني وجود ندارند كه در كنار هم بنشينند و راجع به نفر سومي صحبت نكنند . اونهم صحبت از نوع منفي و تخريبي و هر دو خيلي كارشناسانه صحبتهاي هم رو تاييد ميكنند و كافيه 10 دقيقه بعد همون نفر سوم وارد بشه حتماَ همتون ميدونيد چه اتفاقي ميافته . بله درسته اون رو با نهايت محبت و اشتياق در آغوش ميگيرند و از ته دل بهش خوش آمد ميگند . و حالا با يه تيم سه نفره و قويتر راجع به نفر چهارم صحبت ميكنند . اين بيماري شامل حال تمام زنان ميشه . خانم اصفهاني عزيز من از فلسفه چيزي نميدونم ولي فكر ميكنم تا حدودي زنها رو ميشناسم . هيچ عمقي در وجود زنها وجود نداره . اگر ساعتها به صحبتهاي اون 3 زن گوش كنيم ميبينيم كه از دايره بدگويي و درنهايت از گل و بته بشقاب فلال كس خارج نميشند .
حال شما قضاوت كنيد هرچند سپردن قضاوت به خانمها هم سفارش نشده ولي براي رسيدن به درصد صداقت شما خودتون قضاوت كنيد كه در اين رفتارها كه شامل حال هر خانمي از وكيل و وزير و غيره ميشه جز ريا . ناصادقي و سطحي نگري چيز ديگه اي وجود داره ؟
on 27 Aug 2009 at 12:02 pm 16.عليرضا said …
پس چرا تلاش ميكنيد كه وارد مسائل مردان بشيد و خودتون رو با اونها برابر بدونيد و يا حتي صحبت از زن سالاري ميكنيد . چه هدفي از اين تلاشها داريد ؟ آيا صادقانه هدفتون براتون روشنه يا اونهم ادامه رفتارهاي بيمارگونه زنانه ؟
تو را به خدا اگر اشتباه ميگم روشنم كنيد
جناب آقای علیرضا دوست گرامی
توصیه میکنم بجای اینهمه هیاهو، اگر واقعا خواهان دانستن چیزی هستید، نگاهی به سایر پست های این وبلاگ هم بیندازید
پاینده و پوینده باشید
on 30 Aug 2009 at 1:24 am 17.عليرضا said …
خانم اصفهاني عزيز از اينكه با سوالاتم با عث شدم چنين احساساتي در شما برانگيخته بشه كه اسم هياهو رو روي سوالاتم بذاريد و از زاويه اي به بنده نگاه كنيد كه ترجيح بديد جواب سوالاتم رو با خاموشي بديد خيلي متاسفم .
راه سختي رو در پيش داريد و من آرزوي بهترينها رو براتون دارم .
on 08 Feb 2010 at 2:37 pm 18.H. Sameie said …
سلام خانم نصر
فمينيسم واژه جالبي حد الفل براي من است من كه تاريخچه و علل پيدايي اونو مطالعه مي كردم پيش خودم خوشحال بودم كه به تعبيري جنس دومي ها به آن درجه از خودباوري رسيدند كه فرياد بكشند احقاق حق كنند و تقاضاي تساوي حقوق نه برابري حقوق نمايند اما هرچه جلوتر مي آئيم به زن سالاري و كم كم مرد ستيزي نزديك مي شويم من ترسم اين است در آينده ما مردان هم بيائيم جنبشهايي شبيه فمينيسم تشكيل دهيم
البته شما چون مطالعات تان عميق تر است صاحب نظر تريد
سميعي
sameyh.blogfa.com