Posts or Comments 10 March 2010

زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 17 Jul 2008 05:19 am

کوکب خانم

Frame_Of_Mind_by_xxANGeLiCF

الف- این دفعه آخری که از اصفهان به تهران می آمدم، در صندلی مجاورم در اتوبوس، خانم پزشکی به همراه دختر کوچکش نشسته بودند. دخترک در تمام مسیر روی زانوان مادرش بخواب عمیقی فرو رفته بود. مادرش هم  به شدت خسته و کلافه به نظر می رسید. خانم دکتر سر صحبت را باز کرد و مطابق معمول حرف از آب و هوا را پیش کشید و این که در این گرمای طاقت فرسا مجبور شده دیروز (عصر پنجشنبه) با دخترش به اصفهان بیاید و امروز(عصر جمعه) به تهران بازگردد و فردا صبح هم باید سر کار برود و همه کارهای خانه‌اش هم روی هم تلنبار شده است. میگفت اغلب آخر هفته ها مجبور است دخترش را به اصفهان بیاورد چراکه پدربزرگ و مادربزرگ میخواهند تنها نوه پسری عزیزشان را زود به زود ببینند و دلشان برای جگرگوشه شان خیلی تنگ میشود. خانم دکتر که خودش اهل اصفهان نبود و به نظر می رسید تحمل خلقیات هم ولایتی های ما برایش سخت است تعریف میکرد که همسرش معمولا نمیتواند در این سفرها او و دختر کوچکشان را همراهی کند چون گرفتار است! و از آنجا که تنظیم مراودات بین خانواده ها معمولا به عهده خانم هاست  و سود زیانش هم بیشتر متوجه زن خانواده است، تمامی بار مسئولیت راضی نگاه داشتن اقوام شوهر به عهده خانمی است که اتفاقا شغل بسیار پر زحمتی هم دارد و تمامی روزهای هفته باید سرکار برود، به جز جمعه ها که آن هم غالبا در مسیر بین راه اصفهان- تهران سپری میشود. خانم دکتر به شدت نگران بود و احساس گناه میکرد برای دختر خسته ای  که فردا کلاس شنا داشت و غذاهایی که فرصت نکرده آماده و فریز کند و لباس هایی که نیازمند شسته شدن و اتو کشی هستند و خانه ای که به هم ریخته و نامرتب است
 ب- وقتی ما از مرد«ها» حرف می زنیم احتمالا طیف وسیعی از انسانها با روحیات، توانایی ها، حساسیت ها و موقعیت های مختلف را مد نظر داریم. مردهای بزرگ، مردهای کوچک، مردهای شجاع، مردهای ترسو، مردهای بی تفاوت، مردهای حساس، مردهای باسواد، مردهای بیسواد، مردهای باشعور، مردهای بیشعور، مردهایی که میشود روی هوش و تدبیرشان حساب کرد، مردهایی که نمیشود روی هیچ چیزشان حساب کرد، مردهای درونگرا، مردهای برون گرا، مردهای پر حرف و خوش برخورد، مردهای کم حرف و عبوس، مردهای فهمیده، مردهای احمق، مردهای پیرو عقاید سیاسی، احتماعی و اقتصادی مختلف، مردهای…در مورد مردها ما براحتی به تفاوت های فردی آنها و علایق و سلایقشان احترام میگذاریم و اغلب در جمع های رسمی و غیر رسمی به فراخور شخصیت، تحصیلات و موقعیت اجتماعی آنها با آنان رفتار میکنیم
اما وقتی درمورد زن ها حرف می زنیم موضوع قدری فرق می کند: زن های جوان، زن های پیر(عجوزه)،     زن های چاق، زن های لاغر، زن های موبور و چشم آبی، زن های مو مشکی و چشم آبی، زن های مو خرمایی و چشم آبی، زن های مو بور و چشم سبز، زن های موبور و چشم قهوه ای … زن های قد بلند، زن های قد کوتاه، زن های سفیدرو، زن های سبزه رو، زن های سیاه، زن های چشم درشت، زن های چشم ریز، زن های چشم متوسط، زن های… اگرچه جذابیت های جنسی تا حدودی میتوانند در تعیین سرنوشت زنان (به ویژه در امر ازدواج) نقش داشته باشند اما در نهایت جامعه از همه آنها توقعات یکسانی دارد. آنها باید مهربان، لطیف، خوش پوش و مراقب(مراقب همه چیز، از خانه و شوهر و فرزند و پدر و مادر و پدر و مادر شوهر و پدربزرگ و مادر بزرگ شوهر و عمه ها و خاله ها و دایی های خود/شوهر تا ماهی های داخل آکواریوم)  باشند، یک زن خوب زنی فروتن و متواضع است که باید براحتی بتواند از عهده اداره ده دوازده «مهمان ناخوانده» بر بیاید در عین اینکه املای بچه ها و غذای ماهی ها فراموشش نمیشود. در نهایت الگوی همه زن ها همان «کوکب خانم زن پاکیزه و با سلیقه» است و همه میدانیم که جامعه چه قضاوت بی رحمانه ای درمورد زنانی که کوچکترین تخطی از اصول کوکب خانم  داشته باشند دارد

studying_late.
ج- من اینقدر غیر منطقی نیستم که بخواهم به جنگ الگوی دیرینه «کوکب خانم» بروم. حتی از میان بردن آن را مطلوب هم نمیدانم. عموم زن های ما نسبت به وضعیتی که دارند راضی هستند و آن را طبیعی قلمداد میکنند و ای بسا از آن لذت هم می برند . این نه بد است نه خوب. اتفاقا یک انتخاب مطمئن است که آنها در برابر بسیاری آسیب ها  مصون نگه میدارد.
اما با افزایش زنان تحصیلکرده در جامعه ما با قشری از زنان مواجه شده ایم که با ورود به مشاغل سنتاً مردانه، با کوشش و علاقه فراوان  بخش اعظم زندگی خود را وقف تحصیل و کار میکنند. این در حالی است که جامعه به شیوه‌ای ظالمانه آنها را وادار میکند که بطور همزمان هم درگیر کارهای دشواری شوند که شوخی بردار نیست و هم کوکب خانم باشند… و وای به روزی که کسی بخواهد خلاف توقعات جامعه رفتار کند… گفتن ندارد که خیلی زود متوجه خواهد شد که خلاف جهت آب شنا کردن به دردسرهایش نمی ارزد… ابتدا ممکن است از خود راضی، خودنما یا خودسر خوانده شود اینجا مادربزرگ ها( که زنان مذکور حتی اگر بالاترین درجات علمی و تحصیلی را داشته باشد نهایتا باید غلط و درست را از آنها یاد بگیرند) وارد میدان میشوند. اگر آنها کاری از پیش نبرند نوبت دیگر کوکب خانم های امروزی موفق و جامع الا طراف! است که او را به راه بیاورند و نصیحتش کنند که «حتی اگه دختر وزیری آخرش سر به زیری» حال اگر آنها هم  کاری از پیش نبرند- که معمولا می برند- خودسر افاده ای مزبور دیر یا زود از جمع زنان طرد خواهد شد
 در محیط های کاری و تحصیلی هم وضعیت بهتری در انتظارچنین زنی نخواهد بود(حتی اگر این زن با تحمل تمام فشارها بتواند بخوبی از عهده کارهایش بر بیاید).  اگرچه ممکن است در ابتدا چنین زنی جلب نظر بعضی مردان مدعی روشنفکری  بالا دست اش را بکند، اما اگر به خیره سری اش ادامه دهد و تسلیم تفکرات سطحی و مبتذل چنین آدمهایی – که بیشتر از آنکه از فکر سرچشمه گرفته باشد معلول چیزهای دیگری است- نشود انواع و اقسام حرف و حدیثهایی که پشت سرش هست را خواهد شنید… حرف هایی که در محیط های غیر رسمی میان مردان رد و بدل میشود و رسما بر موقعیت حرفه ای زنان_ در هر مقامی که باشند-  تاثیر میگذارد . این در حالی است که آن زن هیچ راهی برای ورود به این محیط های خصوصی تصمیم ساز مردانه و دفاع از خودش نخواهد داشت . دقیقا همین جاست که روزی صد بار زمزمه میکند:یا لیتنی کنت ترابا
د- این مشکلات کما بیش مبتلا به اغلب زنان شاغل در کارهایی است که تا پیش از این تحت حاکمیت مردان قرار داشته و فرصت و انرژی تمام وقت را طلب میکند و مختص کشور ما هم نیست.  اما  از آنجا که ما برخلاف غربی های نادان و عقب مانده -که عقلشان نمی رسد چطور مشکلات را حل و بررسی کنند- راه حل تمام مشکلات را در آستینمان و یا در کتاب های آقای مطهری داریم براحتی میتوانیم بدون اینکه مثل غربی ها برای رفع چنین مشکلاتی به انواع زندگی های «همباشانه» روی بیاوریم و بنیان خانواده را سست کنیم، با در اولویت قرار دادن وظایف مادری و همسری، بدون لطمه زدن به لطافت زنانه زن، در کنار آنها به کار تخصصی بیرون از منزل هم بپردازیم . بقول یکی از کارشناسان تلویزیونی مسائل زنان در ایران «زن مسلمان ایرانی با توانایی های منحصر بفردی که دارد میتواند این همه اینها را با هم جمع کند» البته در مورد چگونگی جمع این  اضداد- بدون تحمل فشار ها و آسیبهای روحی و جسمی جبران ناپذیر-  کسی حرفی نمی زند. دلیل خوبی هم وجود دارد، چون آقای مطهری  چیزی در این ارتباط نگفته اند

مطالب مرتبط
فمینیسم و برخی مغالطات
ازدواج
فی حقیقه العشق

مطالعات خانواده

آموزش

17 Responses to “کوکب خانم”

  1. on 17 Jul 2008 at 3:14 pm 1.ترانه said …

    در کنار این که با حرفهایت کاملاً موافقم، باید اضافه کنم اون عکس بالای نوشته ات، به قول فرنگی ها مثل نقطهء بالای حرف «آی» بود! دغدغه هایت و انتقاداتت حرف دل خیلی از ما زن هاست. سپاس از این که می نویسی شون.

  2. on 17 Jul 2008 at 6:32 pm 2.هم وطن said …

    تساوی حقوق زن و مرد
    با سلام وعرض ادب

    خورشید ظاهری به وسیله حرارت و نور خود ، وجود خارجی و ماهیت همه اشیاء روی زمین را ظاهر می سازد .
    بدون اشعه ی خورشید ماهیت اشیاء در ظلمت باقی می ماند .
    به همچنین شمس ظهور حضرت بهاءالله که با تمام شکوه در آسمان روحانیت می درخشد ، حقایقی را که از قبل پنهان بود آشکار ساخته است .
    یکی از این حقایق تساوی حقوق زن و مرد است .
    در پرتو اشعه شمس حقیقت استعدادهای زنان چنان روشن و عیان گشته که در حال حاضر تساوی حقوق زن و مرد حقیقتی است که در عالم تأسیس گردیده است .

    • حضرت بهاءالله به وضوح فرموده اند که در نزد خدا فرقی میان زن و مرد نیست .
    علت عدم مساوات در سالهای گذشته برتری مردها نبوده است بلکه بدین علت بوده که به زنان فرصت مساوی داده نشده تا استعدادات و قوای خود را ظاهر نمایند .
    با وجود تعصبات بر علیه طبقه نسوان ، تاریخ ، حیات تعداد کثیری از نسوان را که پیروزیهای عظیمه ای داشته اند ثبت نموده است .

    • اعتقاد به امری که خدا وضع نکرده است جهل و اوهام است .
    امروزه باید به زنان فرصتهای کافی داده شود تا تعلیم و تربیت یابند و بطور مساوی همانند مردان در جمیع میادین فعالیتهای بشری وارد شوند ، تا تساوی زن و مرد در این دنیا همانطور که در عالم روحانی موجود است متحقق نشود پیشرفت حقیقی در عالم انسانی واقع نخواهد شد

    • اولین زنی که حقیقت رسالت جدید خداوند را قبول نمود یک زن شاعر ایرانی به نام طاهره بود.
    چون طاهره به امر الهی مؤمن گردید و به حقیقت ظهور جدید پی برد حقیقت مساوات بین زن و مرد را کاملا درک کرد و تمام زندگی و نیروی خود را صرف اعلان این حقیقت نمود .
    علم و فصاحت او اعظم علماء آن زمان را متحیر ساخت .
    با وجودی که تمام قوای پادشاه ظالم و علماء جاهل و مغرور بر علیه او به کار گرفته شد وی لحظه ای در بیان حقیقت توقف نکرد .
    در نهایت جان خود را فدای امری نمود که با چنان ثبات و استقامتی به آن معتقد بود .

    http://vvahdat.blogfa.com

  3. on 18 Jul 2008 at 7:31 pm 3.حمیدآقا said …

    سلام!
    نمیتونم بگم با تمام نوشته ی بالا مخالفم ، اما متاسفانه نگاههای فمینستی ، عینکی میشه که تمام اتفاقات رو از دایره ی کوچک اون و با رعایت ساختارهای اون فهمیده میشه!

    واقعا در جامعه ی شهری ما ، مردها چقدر به دنبال الگوی کوکب خانم هستند؟
    چقدر همه چیز زن در نهایت منحصر میشه به جنسیت و خصوصیات جنسی اش؟
    نمیدونم! شاید من در جامعه ای دیگر میزیم!

    اما به هر حال از خواندن مطالب فمینستی شما خوشم میاد!!

    ارادت!

    شما دوست گرامی
    یه سوال:کی میتونه ادعا کنه که بدون عینک به دنیا نگاه میکنه؟
    در مورد چیزی هم که درمورد جامعه ما و نگاه جنسی به زن گفتید ترجیح میدم فکر کنم شوخی کردید.توصیه میکنم با چندتا زن متخصص که در محیط های مردانه-نه در روستا که در همین تهران خراب مانده- کار میکنند صحبت کنید. در مورد نسبت جنسیتشان، کارحرفه ایشان و زندگی خانوادگیشان سوال کنید
    پاینده و پوینده باشید

  4. on 19 Jul 2008 at 8:03 am 4.فائزه said …

    سلام مریم جان
    همه چیزهایی را که گفتی زیاد دیده ام و قبول دارم که در جامعه امروز ما در بیشتر خانواده ها حتی اگر زن همپای مرد در بیرون از خانه کار کند هنگامی که با هم به خانه می رسند تازه نوبت دوم کاری زنان شروع شده و زمان استراحت مردان فرامیرسد.
    اما به نظرم اصلا نمیشود حکم کلی داد ..من صرفا با مشاهده تجارب ادمهای اطرافم به این نتیجه رسیده ام که این نسل مادرهای ما بودند که علیرغم کارسنگین بیرون از خانه بار درون خانه را هم به تنهایی به دوش می کشیدند. اما واقعا به نظرم نسل ما نه می خواهد نه می تواند زیربار این تبعیض برود. نگاهی به دور وبرت بکن و از دوستانت که تازه ازدواج کرده اند بپرس که چند نفر از انها به تنهایی بایستی بار درون خانه و تنظیم روابط را به دوش بکشند؟
    یاحق

    فائزه عزیزم

    این کار مضاعف زنان، به نظر من  هنوز هم  با قوت و قدرت وجود دارد و توقع جامعه تغییری نکرده است، ضمن اینکه به نظر من جوانانی که کمتر از دو سال از ازدواجشان میگذرد ملاک چندان خوبی برای قضاوت نیستند، همچنین تا زمانیکه پای کودکی به میان نیامده باشداحتمالا راحت تر بتوان اوضاع را تحت کنترل داشت ، تقسیم کار ناعادلانه به ویژه هنگام تولد کودکان بیشتر خودنمای میکند، البته حتما استثنائاتی هم وجود دارد. من منکر نیستم به ویژه در میان دوستان خود من که خب صد البته بازهم ملاک خوبی برای قضاوت نیستند!من  اینجا نمیخواهم درمورد تجربیات خودم یا دوستانم صحبت کنم ضمن اینکه مسئله فقط این نیست. سلطه این انگاره همانطور که گفتم با تسلط خود بر ذهن همقطاران مرد و یا کارفرمایان تاثیرات سو فراوانی بر زندگی حرفه ای زنان دارد

    پاینده و پوینده باشی عزیزم

     

  5. on 19 Jul 2008 at 2:40 pm 5.مهسا said …

    سلام مریم خانم عزیز
    من خیلی تعجب میکنم چیز به این روشنی رو ملت دوس دارن انکار کنن…یه آقایی رو میشناختم که خانمش خیلی بهش افتخار میکرد که روشنفکره و اینا…خود همون آقاهه میگفت من فمینیستم تا اونجایی که به ضررم نباشه…بنابراین میشه فهمید که فقط تو حرف اینطوری بود!!!همین باعث میشد دختره با عشق و رضایت همه کارها رو انجام بده و راضی باشه. حالا اگه پسره یه ظرفی میشست یا سالی یه بار نیمرو درست میکرد که دیگه هیچی…پرواز میکرد … آدم شاخ در میاره از این حرفها

    مهسای عزیز

    البته توقع ما از برابری و درکی که از اون داریم و میزان رضایتی که بدست می آوریم بستگی زیادی به فرهنگ، خانواده و شرایط اجتماعی دارد که در آن رشد یافته ایم…شاید در فرهنگی دست یافتن به چنین  شرایطی پیشرفت قابل توجهی باشد…وقتی زنی باسواد و متخصص است به  هیچ وجه به معنی این نیست که آن زن در خانواده ای روشن و فهمیده زندگی میکند، امکان ازدواجی مدرن دارد و اگر داشت، شوهرش و یا خانواده او آدم های بقول ما «روشنفکری»  باشند…در حقیقت چنین احتمالی خیلی بعید به نظر می رسد. ضمن اینکه ما نمیتوانیم از این زنان توقع داشته باشیم با زمین و زمان بجنگند و زندگی را به کام خود و خانواده تلخ کنند. دوست شما با تشویق و تحسین همسرش احتمالا در آینده موفقیت های بیشتری بدست بیاورد و اجازه بدهد فرزندانش هم در محیط متعادلتری پرورش یابند

    پاینده و پوینده باشی

  6. on 19 Jul 2008 at 2:58 pm 6.دوست said …

    مریم جان
    مطلب خوب و جذابی نوشته ای!
    می توان گفت حرف دل افرادی که شاید خودشان توانایی بیان آن را ندارند.
    امیدوارم همیشه قلمت برای نوشتن روان و زبانت گویا باشد.
    موفق و پیروز باشی

  7. on 19 Jul 2008 at 3:24 pm 7.فائزه said …

    بازهم سلام
    خيلي ازدستت شاكيم!! اخه مگه ما(گروه دوستان) چي از خانم دكتر توي اتوبوس كم داريم كه از تجربه دوستان اطرافت كه نمونه هاي عيني هستند نميشه ملاك بگيري اما از خانم دكتر توي اتوبوس كه دانسته هات در باره او صرفاً مبتني بر گفته هاي خودش است،ميشه ملاك بگيري؟!!
    من هم انكار نمي كنم كه اين طرز فكر در جامعه ما وجودداره اماميگم
    اولا استثنائاتي هم وجود داره و نميشه حكم كلي داد( برپايه مشاهداتم از خانواده هاي بالاي دوسال مي گويم)
    ثانياً: شدتش در فرهنگهاي مختلف متفاوت است
    و ثالثاً هرچه به جلو مي رويم اين طرز تفكركمرنگ تر ميشه..
    خلاصه تمام حرف من اين است كه نميشه دراين خصوص حكم كلي داد.
    ياحق

     فائزه عزیرم

    نخست اینکه من حکم کلی ندادم، بلکه میگویم این طرز تفکر در جامعه ما غالب است، عرض کردم حتما استثنائاتی وجود دارند

    ، در مورد دوستان هم شما چیزی از خانم دکتر در اتوبوس کم ندارید بلکه چیزهای فراوانی زیادی دارید، بسیاری از دوستان من از جمله خود شما تحصیلکرده در رشته حقوق هستید، انهم نه دانشجویان معمولی که در زمره نخبگان این رشته قرار میگیرید، گروه دوستان من(چه آنها که حقوق خوانده و میخوانندو چه آنهایی که در دیگر رشته های علوم انسانی تحصیل میکنند…)  از جمله خود شما از جمله استثنائات جنس زن در جامعه ما هستند که احتمالا بخاطر طرزفکر و البته امتیازات مادی و معنوی که از ان برخوردار بوده اند خیلی بیش از دیگران توانسته اند بر روی سرنوشت خود تاثیر بگذارند، چقدر میتوان بر اساس این اقلیت اندک قضاوت کرد؟ من کاملا با شما موافقم که فرهنگ ها و حتی قومیت های متفاوت تفاوت های فراوانی در وضعیت آدمها ایجاد میکنند و یا حتی در آنچه آنان مطلوب می دانند. تایید میکنم که نمیتوان حکم کلی داد… اما دیدن زندگی زنان ما ، از نمای نزدیک تر و  ورای تمام پرده پوشی هایی که انجام می دهند نشانگر واقعیتی به مراتب تلخ تر از آنچیزی است که ما می اندیشیم . این مشکل خاص جامعه ما هم نیست و چنانکه از مطالعات منتشر شده و قوانین تصویب شده در حمایت از زنان بر می آید ظاهرا حق با خانم دکتر داخل اتوبوس است که چون من را نمی شناخت  احتمالا راحت تر با من درد دل کرد

    پاینده و پوینده باشی

     

     

  8. on 20 Jul 2008 at 8:05 pm 8.سيد مهدي دهاقين said …

    سلام عرض ميكنم خانم نصر، درنگاه از يك برش افقي،نوشته هايتان عميق تر شده است!به نظر من واقعا” نوشتن انديشه را ورز ميدهد. البته به مقتضاي نگرش ژرفي كه داشته ايد نتيجه گيري درخوري ارائه نكرده ايد؛ نمي دانم چرا؟ شايد ترجيح داده ايد همانند بحث حجاب كه چندي پيش اشارتي داشتم از آن بگذريد. به هرحال نتيجه گيري هاي خوب و مدرني رامي توان از بحثي كه مطرح كرده ايد دريافت اما طبيعي است كه اين كار بر عهده خود شما خواهد بود. درمقدمات وتحليلي كه داشته ايد با شما موافقم اما نمي دانم ازاين بحث چه منظوري را مراد خواهيد كرد؟

     

    جناب آقای دهاقین گرامی

    از لطفتان سپاسگزارم و امیدوارم همین طور باشد که می فرمایید، اما در مورد نتیجه گیری…من واقعا با یک نتیجه گیری واحد مخالف بوده و هستم…آدمهای مختلفف در شرایط فرهنگی و فکری متفاوت اگرچه ممکن است از مشکل واحدی رنج ببرند اما الزاما راه حل واحدی به آنها کمک نخواهد کرد. احتمالا راه حل هایی که به نظر من می رسد برخاسته از شرایط فکری و اجتماعی خودم است که برای بسیاری ممکن است نتیجه معکوس بدهد… ضمن اینکه من دانش اجتماعی و روان شناختی لازم برای اظهار نظرهای نسبتا جامع را ندارم . همچنین فکر میکنم مشخص کردن مشکل اولین و مهمترین گام است ، اگر بر سر وجود آن اجماع یافتیم احتمالا متخصصان مختلف میتوانند در زمینه های اجتماعی، حقوقی و روان شناختی به راه حل«ها»بیندیشیند

    از توجهتان سپاسگزارم-پاینده و پوینده باشید

     

  9. on 21 Jul 2008 at 6:35 am 9.جام جم فلسفه said …

    گفتگو و تضارب اندیشه ها = خلق اندیشه های ناب
    جام جم فلسفه ،مکانی برای تضارب ان

    با سلام
    همانطور که مستحضرید دو ماه از عمر گروه جام جم فلسفه –رسانه ای کاملا خصوصی و تخصصی- بر روی فضای مجازی ایران می گذرد . امید آن داریم که مرجعی مناسب برای ارائه و نقد مقالات را ایجاد نماییم.
    حال جام جم فلسفه در آدرس www.philnama.com و در شکل جدید خود شکل گرفته و در اندیشه ایجاد ارتباطی نزدیک تر با وبگاه های حوزه ی اندیشه و همچنین انجام طرح های جدید و نویی با هدف پویا سازی و سامان بخشی اندیشه در جهان مجازی فارسی زبانان است. در همین راستا نکات زیر به استحضار شما می رسانیم. تا دیگر هیچ اثر معرفتی در وسعت پهنه ی وب ناخوانده نماند.

    قرار بر این است تا در سایت جام جم فلسفه برای صاحبان وبلاگهای فعال در حوزه ی اندیشه کلمات کاربری و عبور اختصاصی و با سطح دسترسی بالا ایجاد گردد تا از این طریق ایشان بتوانند به معرفی و ارائه مقالات خود –البته تنها با ذکر خلاصه و ارجاع مستقیم به وبگاه خود- در اولین پرتال تخصصی اندیشه فارسی بپردازند. پیش از این این کار توسط تحریریه جام جم فلسفه انجام می گرفت که البته باعث بروز مشکلاتی از جمله انتخاب نا مناسب متن خلاصه و یا تاخیر در نمایه سازی مقاله در جام جم می شد. از همین روی تصمیم گرفتیم تا خود شما مطالبتان را نمایه سازید تا بدین طریق حتی اگر ما کم کاری کردیم همچنان جام جم فلسفه پویا بماند. برای دریافت کلمه عبور خود لازم است تا نام وبلاگ ،خود را به آدرس em1387@yahoo.com ارسال نمایید تا در کمتر از 24 ساعت کلمه کاربری و عبور را دریافت نمایید
    جام جم فلسفه به طور رسمی از شما جهت داشتن ستونی ثابت که به صورت هفتگی در آن یادداشت نمایید دعوت به عمل می آورد . البته بدیهی است که ستون یادداشت شما باید یک محور اصلی –موضوع محوری و یا شاخه ای مشخص از فلسفه – را دنبال نماید. لطفا دعوت ما را اجابت نمایید و در email خود که جهت دریافت کلمه کاربری ارسال می نمایید موافقت خود و همچنین موضوع ستون اختصاصی خود را اعلام نمایید.

    با تشکر و قدردانی از شما- مونا بهار مست

  10. on 21 Jul 2008 at 6:37 am 10.جام جم فلسفه said …

    behtar ast dar word copy konid va sepas payaame man ra bekhanid

  11. on 22 Jul 2008 at 9:31 am 11.shima said …

    از خوندن این مطلبتون لذت بردم. تبریک می گم. زیبا بود و منطقی .

  12. on 24 Jul 2008 at 8:02 pm 12.elahe said …

    سلام
    مطلب كوكب خانم را تازه خواندم.
    پاراگراف آخرش طنز است يا كاملا جدي؟
    هر چه هست بسيار جالب بود.
    موفق باشي

  13. on 06 Aug 2008 at 5:48 pm 13.hessam said …

    ما ایرانیها هممون مثل همیم.
    فقط یه جایی میخوایم که به اسم نظرات شخصی یک طرفه به قاضی بریم و هرچی که عقده داریم خالی کنیم.
    من مردی هستم که مثل شما فکر نمیکنم.
    و زنها رو فقط چشم آبی و سفید رو و … نمیبینم.
    من وقتی میخواستم ازدواج کنم توی خواستگاری زنم رو ندیدم. نه بخاطر چشم پاکی و این چیزا . فقط برای اینکه شخصیتش رو ببینم نه ظاهرش رو.

  14. on 24 Aug 2008 at 1:22 pm 14.سپیده said …

    در جواب خانمی که گفته اند امروزه خیلی از مردها به همسران شاغل خود در منزل کمک میکنند میخواستم بگویم بحث کمک دادن و کمک گرفتن نیست همانطور که همه میدانیم زن ایرانی بدون کمک حتی نزدیکترین کسانش ( اگر بخواهد ) میتواند همه مشکلاتش را حل کند بحث بر سر این است که مسئولیت اداره یک خانواده واقعاً با کیست . کمک مردان جامعه امروز اگرچه زیادتر شده است ولی هنوز به عنوان یک لطف و عنایت ویژه شناخته میشود و کسانی که اینکار را میکنند مردان خاص و استثتایی و در یک کلام ” خوب ” شناخته میشوند ولی زنانی که بار زندگی را بدوش میکشند وظیفه اشان را انجام میدهند و آنان که کمک مردانشان را دریافت میکنند معدود زنانی تلقی میشوندکه یا در انجام وظیفه اشان تنبلی میکنند و یا به شوهرانشان زور میگویند !!!!!

  15. on 23 Jan 2009 at 1:02 am 15.مریم said …

    salam khanoome maryam nasre esfahani ….be dalile dashtane shabahte esmi shoma ba yeki az dostane in janeb khastam bedoonam chand saletoone va dorane dabstanetoono koja ( che madre3ii ) gozaroondin khosh hal misham age begiin balke man doste ghadimimoo Peydash konam

     

    دوست عزیزم  سلام

    من دوران دبستانم را در مدارس مختلف دو شهر قم و شهرکرد گذراندم و تنها دوران دبیرستانم را در دبیرستان محبوبه دانش و فرهنگ اصفهان گذراندم…به هر حال اگر دوست قدیمی هم نباشیم از آشنایی با شما خوشحال هستم

    پاینده و پوینده باشی 

  16. on 14 Mar 2009 at 5:27 pm 16.وهم سبزرنگ said …

    مثل همیشه عالی بود
    همه متن یک طرف آن پاراگراف آخر هم یک طرف

  17. on 12 Oct 2009 at 12:11 pm 17.SOHEIL said …

    سلام.مقاله ÷خته ای به نظر می رسید با خمیر مایه طنز یا شایدم جدی

Trackback This Post | Subscribe to the comments through RSS Feed

Leave a Reply


Search Engine Optimization