<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress/2.0.5" -->
<rss version="2.0" 
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
<channel>
	<title>Comments on: کوکب خانم</title>
	<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/99</link>
	<description>با کلیک روی پروانه آبی صدای موسیقی قطع خواهد شد</description>
	<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 21:58:05 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.0.5</generator>

	<item>
		<title>by: SOHEIL</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-31853</link>
		<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 08:41:36 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-31853</guid>
					<description>سلام.مقاله ÷خته ای به نظر می رسید با خمیر مایه طنز یا شایدم جدی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.مقاله ÷خته ای به نظر می رسید با خمیر مایه طنز یا شایدم جدی
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: وهم سبزرنگ</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-10533</link>
		<pubDate>Sat, 14 Mar 2009 13:57:35 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-10533</guid>
					<description>مثل همیشه عالی بود 
همه متن یک طرف آن پاراگراف آخر هم یک طرف</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مثل همیشه عالی بود<br />
همه متن یک طرف آن پاراگراف آخر هم یک طرف
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: مریم</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-10011</link>
		<pubDate>Thu, 22 Jan 2009 21:32:52 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-10011</guid>
					<description>salam khanoome maryam nasre esfahani ....be dalile dashtane shabahte esmi shoma ba yeki az dostane in janeb khastam bedoonam chand saletoone va dorane dabstanetoono koja ( che madre3ii ) gozaroondin khosh hal misham age begiin balke man doste ghadimimoo Peydash konam

 
&lt;p align="right"&gt;دوست عزیزم  سلام&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;من دوران دبستانم را در مدارس مختلف دو شهر قم و شهرکرد گذراندم و تنها دوران دبیرستانم را در دبیرستان محبوبه دانش و فرهنگ اصفهان گذراندم...به هر حال اگر دوست قدیمی هم نباشیم از آشنایی با شما خوشحال هستم&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;پاینده و پوینده باشی &lt;/p&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>salam khanoome maryam nasre esfahani &#8230;.be dalile dashtane shabahte esmi shoma ba yeki az dostane in janeb khastam bedoonam chand saletoone va dorane dabstanetoono koja ( che madre3ii ) gozaroondin khosh hal misham age begiin balke man doste ghadimimoo Peydash konam</p>
<p> </p>
<p align="right">دوست عزیزم  سلام</p>
<p align="right">من دوران دبستانم را در مدارس مختلف دو شهر قم و شهرکرد گذراندم و تنها دوران دبیرستانم را در دبیرستان محبوبه دانش و فرهنگ اصفهان گذراندم&#8230;به هر حال اگر دوست قدیمی هم نباشیم از آشنایی با شما خوشحال هستم</p>
<p align="right">پاینده و پوینده باشی </p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: سپیده</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-8720</link>
		<pubDate>Sun, 24 Aug 2008 09:52:51 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-8720</guid>
					<description>در جواب خانمی که گفته اند امروزه خیلی از مردها به همسران شاغل خود در منزل کمک میکنند میخواستم بگویم بحث کمک دادن و کمک گرفتن نیست همانطور که همه میدانیم زن ایرانی بدون کمک حتی نزدیکترین کسانش ( اگر بخواهد )  میتواند همه مشکلاتش را حل کند بحث بر سر این است که مسئولیت اداره یک خانواده واقعاً با کیست . کمک مردان جامعه امروز اگرچه زیادتر شده است ولی هنوز به عنوان یک لطف و عنایت ویژه شناخته میشود و کسانی که اینکار را میکنند مردان خاص و استثتایی و در یک کلام " خوب "  شناخته میشوند ولی زنانی که بار زندگی را بدوش میکشند وظیفه اشان را انجام میدهند و آنان که کمک مردانشان را دریافت میکنند معدود زنانی تلقی میشوندکه یا  در انجام وظیفه اشان تنبلی میکنند و یا به شوهرانشان زور میگویند !!!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در جواب خانمی که گفته اند امروزه خیلی از مردها به همسران شاغل خود در منزل کمک میکنند میخواستم بگویم بحث کمک دادن و کمک گرفتن نیست همانطور که همه میدانیم زن ایرانی بدون کمک حتی نزدیکترین کسانش ( اگر بخواهد )  میتواند همه مشکلاتش را حل کند بحث بر سر این است که مسئولیت اداره یک خانواده واقعاً با کیست . کمک مردان جامعه امروز اگرچه زیادتر شده است ولی هنوز به عنوان یک لطف و عنایت ویژه شناخته میشود و کسانی که اینکار را میکنند مردان خاص و استثتایی و در یک کلام &#8221; خوب &#8221;  شناخته میشوند ولی زنانی که بار زندگی را بدوش میکشند وظیفه اشان را انجام میدهند و آنان که کمک مردانشان را دریافت میکنند معدود زنانی تلقی میشوندکه یا  در انجام وظیفه اشان تنبلی میکنند و یا به شوهرانشان زور میگویند !!!!!
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: hessam</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-8422</link>
		<pubDate>Wed, 06 Aug 2008 14:18:38 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-8422</guid>
					<description>ما ایرانیها هممون مثل همیم.
فقط یه جایی میخوایم که به اسم نظرات شخصی یک طرفه به قاضی بریم و هرچی که عقده داریم خالی کنیم.
من مردی هستم که مثل شما فکر نمیکنم.
و زنها رو فقط چشم آبی و سفید رو و ... نمیبینم.
من وقتی میخواستم ازدواج کنم توی خواستگاری زنم رو ندیدم. نه بخاطر چشم پاکی و این چیزا . فقط برای اینکه شخصیتش رو ببینم نه ظاهرش رو.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ما ایرانیها هممون مثل همیم.<br />
فقط یه جایی میخوایم که به اسم نظرات شخصی یک طرفه به قاضی بریم و هرچی که عقده داریم خالی کنیم.<br />
من مردی هستم که مثل شما فکر نمیکنم.<br />
و زنها رو فقط چشم آبی و سفید رو و &#8230; نمیبینم.<br />
من وقتی میخواستم ازدواج کنم توی خواستگاری زنم رو ندیدم. نه بخاطر چشم پاکی و این چیزا . فقط برای اینکه شخصیتش رو ببینم نه ظاهرش رو.
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: elahe</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-8000</link>
		<pubDate>Thu, 24 Jul 2008 16:32:52 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-8000</guid>
					<description>سلام  
مطلب كوكب خانم را تازه خواندم.
پاراگراف آخرش طنز است يا كاملا جدي؟ 
هر چه هست بسيار جالب بود.
موفق باشي</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
مطلب كوكب خانم را تازه خواندم.<br />
پاراگراف آخرش طنز است يا كاملا جدي؟<br />
هر چه هست بسيار جالب بود.<br />
موفق باشي
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: shima</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-7902</link>
		<pubDate>Tue, 22 Jul 2008 06:01:04 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-7902</guid>
					<description>از خوندن این مطلبتون لذت بردم. تبریک می گم. زیبا بود و منطقی .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از خوندن این مطلبتون لذت بردم. تبریک می گم. زیبا بود و منطقی .
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: جام جم فلسفه</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-7839</link>
		<pubDate>Mon, 21 Jul 2008 03:07:43 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-7839</guid>
					<description>behtar ast dar word copy konid va sepas payaame man ra bekhanid</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>behtar ast dar word copy konid va sepas payaame man ra bekhanid
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: جام جم فلسفه</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-7838</link>
		<pubDate>Mon, 21 Jul 2008 03:05:59 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-7838</guid>
					<description>گفتگو و تضارب اندیشه ها = خلق اندیشه های ناب
جام جم فلسفه ،مکانی برای تضارب ان

با سلام
همانطور که مستحضرید دو ماه از عمر گروه جام جم فلسفه –رسانه ای کاملا خصوصی و تخصصی- بر روی فضای مجازی ایران می گذرد . امید آن داریم که مرجعی مناسب برای ارائه و نقد مقالات را ایجاد نماییم.
حال جام جم فلسفه در آدرس www.philnama.com و در شکل جدید خود شکل گرفته و در اندیشه ایجاد ارتباطی نزدیک تر با وبگاه های حوزه ی اندیشه و همچنین انجام طرح های جدید و نویی با هدف پویا سازی و سامان بخشی اندیشه در جهان مجازی فارسی زبانان است. در همین راستا نکات زیر به استحضار شما می رسانیم. تا دیگر هیچ اثر معرفتی در وسعت پهنه ی وب ناخوانده نماند.

قرار بر این است تا در سایت جام جم فلسفه برای صاحبان وبلاگهای فعال در حوزه ی اندیشه کلمات کاربری و عبور اختصاصی و با سطح دسترسی بالا ایجاد گردد تا از این طریق ایشان بتوانند به معرفی و ارائه مقالات خود –البته تنها با ذکر خلاصه و ارجاع مستقیم به وبگاه خود- در اولین پرتال تخصصی اندیشه فارسی بپردازند. پیش از این این کار توسط تحریریه جام جم فلسفه انجام می گرفت که البته باعث بروز مشکلاتی از جمله انتخاب نا مناسب متن خلاصه و یا تاخیر در نمایه سازی مقاله در جام جم می شد. از همین روی تصمیم گرفتیم تا خود شما مطالبتان را نمایه سازید تا بدین طریق حتی اگر ما کم کاری کردیم همچنان جام جم فلسفه پویا بماند. برای دریافت کلمه عبور خود لازم است تا نام وبلاگ ،خود را به آدرس em1387@yahoo.com ارسال نمایید تا در کمتر از 24 ساعت کلمه کاربری و عبور را دریافت نمایید
جام جم فلسفه به طور رسمی از شما جهت داشتن ستونی ثابت که به صورت هفتگی در آن یادداشت نمایید دعوت به عمل می آورد . البته بدیهی است که ستون یادداشت شما باید یک محور اصلی –موضوع محوری و یا شاخه ای مشخص از فلسفه – را دنبال نماید. لطفا دعوت ما را اجابت نمایید و در email خود که جهت دریافت کلمه کاربری ارسال می نمایید موافقت خود و همچنین موضوع ستون اختصاصی خود را اعلام نمایید.

با تشکر و قدردانی از شما- مونا بهار مست</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گفتگو و تضارب اندیشه ها = خلق اندیشه های ناب<br />
جام جم فلسفه ،مکانی برای تضارب ان</p>
<p>با سلام<br />
همانطور که مستحضرید دو ماه از عمر گروه جام جم فلسفه –رسانه ای کاملا خصوصی و تخصصی- بر روی فضای مجازی ایران می گذرد . امید آن داریم که مرجعی مناسب برای ارائه و نقد مقالات را ایجاد نماییم.<br />
حال جام جم فلسفه در آدرس <a href="http://www.philnama.com" rel="nofollow">www.philnama.com</a> و در شکل جدید خود شکل گرفته و در اندیشه ایجاد ارتباطی نزدیک تر با وبگاه های حوزه ی اندیشه و همچنین انجام طرح های جدید و نویی با هدف پویا سازی و سامان بخشی اندیشه در جهان مجازی فارسی زبانان است. در همین راستا نکات زیر به استحضار شما می رسانیم. تا دیگر هیچ اثر معرفتی در وسعت پهنه ی وب ناخوانده نماند.</p>
<p>قرار بر این است تا در سایت جام جم فلسفه برای صاحبان وبلاگهای فعال در حوزه ی اندیشه کلمات کاربری و عبور اختصاصی و با سطح دسترسی بالا ایجاد گردد تا از این طریق ایشان بتوانند به معرفی و ارائه مقالات خود –البته تنها با ذکر خلاصه و ارجاع مستقیم به وبگاه خود- در اولین پرتال تخصصی اندیشه فارسی بپردازند. پیش از این این کار توسط تحریریه جام جم فلسفه انجام می گرفت که البته باعث بروز مشکلاتی از جمله انتخاب نا مناسب متن خلاصه و یا تاخیر در نمایه سازی مقاله در جام جم می شد. از همین روی تصمیم گرفتیم تا خود شما مطالبتان را نمایه سازید تا بدین طریق حتی اگر ما کم کاری کردیم همچنان جام جم فلسفه پویا بماند. برای دریافت کلمه عبور خود لازم است تا نام وبلاگ ،خود را به آدرس <a href="mailto:em1387@yahoo.com">em1387@yahoo.com</a> ارسال نمایید تا در کمتر از 24 ساعت کلمه کاربری و عبور را دریافت نمایید<br />
جام جم فلسفه به طور رسمی از شما جهت داشتن ستونی ثابت که به صورت هفتگی در آن یادداشت نمایید دعوت به عمل می آورد . البته بدیهی است که ستون یادداشت شما باید یک محور اصلی –موضوع محوری و یا شاخه ای مشخص از فلسفه – را دنبال نماید. لطفا دعوت ما را اجابت نمایید و در email خود که جهت دریافت کلمه کاربری ارسال می نمایید موافقت خود و همچنین موضوع ستون اختصاصی خود را اعلام نمایید.</p>
<p>با تشکر و قدردانی از شما- مونا بهار مست
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: سيد مهدي دهاقين</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-7821</link>
		<pubDate>Sun, 20 Jul 2008 16:35:33 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-7821</guid>
					<description>سلام عرض ميكنم خانم نصر، درنگاه از يك برش افقي،نوشته هايتان عميق تر شده است!به نظر من واقعا" نوشتن انديشه را ورز ميدهد. البته به مقتضاي نگرش ژرفي كه داشته ايد نتيجه گيري درخوري ارائه نكرده ايد؛ نمي دانم چرا؟ شايد ترجيح داده ايد همانند بحث حجاب كه چندي پيش اشارتي داشتم از آن بگذريد. به هرحال نتيجه گيري هاي خوب و مدرني رامي توان از بحثي كه مطرح كرده ايد دريافت اما طبيعي است كه اين كار بر عهده خود شما خواهد بود. درمقدمات وتحليلي كه داشته ايد با شما موافقم اما نمي دانم ازاين بحث چه منظوري را مراد خواهيد كرد؟

 
&lt;p align="right"&gt;&lt;!--more--&gt;جناب آقای دهاقین گرامی&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;از لطفتان سپاسگزارم و امیدوارم همین طور باشد که می فرمایید، اما در مورد نتیجه گیری...من واقعا با یک نتیجه گیری واحد مخالف بوده و هستم...آدمهای مختلفف در شرایط فرهنگی و فکری متفاوت اگرچه ممکن است از مشکل واحدی رنج ببرند اما الزاما راه حل واحدی به آنها کمک نخواهد کرد. احتمالا راه حل هایی که به نظر من می رسد برخاسته از شرایط فکری و اجتماعی خودم است که برای بسیاری ممکن است نتیجه معکوس بدهد... ضمن اینکه من دانش اجتماعی و روان شناختی لازم برای اظهار نظرهای نسبتا جامع را ندارم . همچنین فکر میکنم مشخص کردن مشکل اولین و مهمترین گام است ، اگر بر سر وجود آن اجماع یافتیم احتمالا متخصصان مختلف میتوانند در زمینه های اجتماعی، حقوقی و روان شناختی به راه حل«ها»بیندیشیند&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;از توجهتان سپاسگزارم-پاینده و پوینده باشید&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt; &lt;/p&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام عرض ميكنم خانم نصر، درنگاه از يك برش افقي،نوشته هايتان عميق تر شده است!به نظر من واقعا&#8221; نوشتن انديشه را ورز ميدهد. البته به مقتضاي نگرش ژرفي كه داشته ايد نتيجه گيري درخوري ارائه نكرده ايد؛ نمي دانم چرا؟ شايد ترجيح داده ايد همانند بحث حجاب كه چندي پيش اشارتي داشتم از آن بگذريد. به هرحال نتيجه گيري هاي خوب و مدرني رامي توان از بحثي كه مطرح كرده ايد دريافت اما طبيعي است كه اين كار بر عهده خود شما خواهد بود. درمقدمات وتحليلي كه داشته ايد با شما موافقم اما نمي دانم ازاين بحث چه منظوري را مراد خواهيد كرد؟</p>
<p> </p>
<p align="right"><!--more-->جناب آقای دهاقین گرامی</p>
<p align="right">از لطفتان سپاسگزارم و امیدوارم همین طور باشد که می فرمایید، اما در مورد نتیجه گیری&#8230;من واقعا با یک نتیجه گیری واحد مخالف بوده و هستم&#8230;آدمهای مختلفف در شرایط فرهنگی و فکری متفاوت اگرچه ممکن است از مشکل واحدی رنج ببرند اما الزاما راه حل واحدی به آنها کمک نخواهد کرد. احتمالا راه حل هایی که به نظر من می رسد برخاسته از شرایط فکری و اجتماعی خودم است که برای بسیاری ممکن است نتیجه معکوس بدهد&#8230; ضمن اینکه من دانش اجتماعی و روان شناختی لازم برای اظهار نظرهای نسبتا جامع را ندارم . همچنین فکر میکنم مشخص کردن مشکل اولین و مهمترین گام است ، اگر بر سر وجود آن اجماع یافتیم احتمالا متخصصان مختلف میتوانند در زمینه های اجتماعی، حقوقی و روان شناختی به راه حل«ها»بیندیشیند</p>
<p align="right">از توجهتان سپاسگزارم-پاینده و پوینده باشید</p>
<p align="right"> </p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: فائزه</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-7756</link>
		<pubDate>Sat, 19 Jul 2008 11:54:10 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-7756</guid>
					<description>بازهم سلام
خيلي ازدستت شاكيم!! اخه مگه ما(گروه دوستان) چي از خانم دكتر توي اتوبوس كم داريم كه از تجربه دوستان اطرافت كه نمونه هاي عيني هستند نميشه ملاك بگيري اما از خانم دكتر توي اتوبوس كه دانسته هات در باره او صرفاً مبتني بر گفته هاي خودش است،ميشه ملاك بگيري؟!!
من هم انكار نمي كنم كه اين طرز فكر در جامعه ما وجودداره اماميگم
اولا استثنائاتي هم وجود داره و نميشه حكم كلي داد( برپايه مشاهداتم از خانواده هاي بالاي دوسال مي گويم)
ثانياً: شدتش در فرهنگهاي مختلف متفاوت است
و ثالثاً هرچه به جلو مي رويم اين طرز تفكركمرنگ تر ميشه..
خلاصه تمام حرف من اين است كه نميشه دراين خصوص حكم كلي داد.
ياحق
&lt;p align="right"&gt;&lt;!--more--&gt; فائزه عزیرم&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;نخست اینکه من حکم کلی ندادم، بلکه میگویم این طرز تفکر در جامعه ما غالب است، عرض کردم حتما استثنائاتی وجود دارند&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;، در مورد دوستان هم شما چیزی از خانم دکتر در اتوبوس کم ندارید بلکه چیزهای فراوانی زیادی دارید، بسیاری از دوستان من از جمله خود شما تحصیلکرده در رشته حقوق هستید، انهم نه دانشجویان معمولی که در زمره نخبگان این رشته قرار میگیرید، گروه دوستان من(چه آنها که حقوق خوانده و میخوانندو چه آنهایی که در دیگر رشته های علوم انسانی تحصیل میکنند...)  از جمله خود شما از جمله استثنائات جنس زن در جامعه ما هستند که احتمالا بخاطر طرزفکر و البته امتیازات مادی و معنوی که از ان برخوردار بوده اند خیلی بیش از دیگران توانسته اند بر روی سرنوشت خود تاثیر بگذارند، چقدر میتوان بر اساس این اقلیت اندک قضاوت کرد؟ من کاملا با شما موافقم که فرهنگ ها و حتی قومیت های متفاوت تفاوت های فراوانی در وضعیت آدمها ایجاد میکنند و یا حتی در آنچه آنان مطلوب می دانند. تایید میکنم که نمیتوان حکم کلی داد... اما دیدن زندگی زنان ما ، از نمای نزدیک تر و  ورای تمام پرده پوشی هایی که انجام می دهند نشانگر واقعیتی به مراتب تلخ تر از آنچیزی است که ما می اندیشیم . این مشکل خاص جامعه ما هم نیست و چنانکه از مطالعات منتشر شده و قوانین تصویب شده در حمایت از زنان بر می آید ظاهرا حق با خانم دکتر داخل اتوبوس است که چون من را نمی شناخت  احتمالا راحت تر با من درد دل کرد&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;پاینده و پوینده باشی&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt; &lt;/p&gt;
 </description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بازهم سلام<br />
خيلي ازدستت شاكيم!! اخه مگه ما(گروه دوستان) چي از خانم دكتر توي اتوبوس كم داريم كه از تجربه دوستان اطرافت كه نمونه هاي عيني هستند نميشه ملاك بگيري اما از خانم دكتر توي اتوبوس كه دانسته هات در باره او صرفاً مبتني بر گفته هاي خودش است،ميشه ملاك بگيري؟!!<br />
من هم انكار نمي كنم كه اين طرز فكر در جامعه ما وجودداره اماميگم<br />
اولا استثنائاتي هم وجود داره و نميشه حكم كلي داد( برپايه مشاهداتم از خانواده هاي بالاي دوسال مي گويم)<br />
ثانياً: شدتش در فرهنگهاي مختلف متفاوت است<br />
و ثالثاً هرچه به جلو مي رويم اين طرز تفكركمرنگ تر ميشه..<br />
خلاصه تمام حرف من اين است كه نميشه دراين خصوص حكم كلي داد.<br />
ياحق</p>
<p align="right"><!--more--> فائزه عزیرم</p>
<p align="right">نخست اینکه من حکم کلی ندادم، بلکه میگویم این طرز تفکر در جامعه ما غالب است، عرض کردم حتما استثنائاتی وجود دارند</p>
<p align="right">، در مورد دوستان هم شما چیزی از خانم دکتر در اتوبوس کم ندارید بلکه چیزهای فراوانی زیادی دارید، بسیاری از دوستان من از جمله خود شما تحصیلکرده در رشته حقوق هستید، انهم نه دانشجویان معمولی که در زمره نخبگان این رشته قرار میگیرید، گروه دوستان من(چه آنها که حقوق خوانده و میخوانندو چه آنهایی که در دیگر رشته های علوم انسانی تحصیل میکنند&#8230;)  از جمله خود شما از جمله استثنائات جنس زن در جامعه ما هستند که احتمالا بخاطر طرزفکر و البته امتیازات مادی و معنوی که از ان برخوردار بوده اند خیلی بیش از دیگران توانسته اند بر روی سرنوشت خود تاثیر بگذارند، چقدر میتوان بر اساس این اقلیت اندک قضاوت کرد؟ من کاملا با شما موافقم که فرهنگ ها و حتی قومیت های متفاوت تفاوت های فراوانی در وضعیت آدمها ایجاد میکنند و یا حتی در آنچه آنان مطلوب می دانند. تایید میکنم که نمیتوان حکم کلی داد&#8230; اما دیدن زندگی زنان ما ، از نمای نزدیک تر و  ورای تمام پرده پوشی هایی که انجام می دهند نشانگر واقعیتی به مراتب تلخ تر از آنچیزی است که ما می اندیشیم . این مشکل خاص جامعه ما هم نیست و چنانکه از مطالعات منتشر شده و قوانین تصویب شده در حمایت از زنان بر می آید ظاهرا حق با خانم دکتر داخل اتوبوس است که چون من را نمی شناخت  احتمالا راحت تر با من درد دل کرد</p>
<p align="right">پاینده و پوینده باشی</p>
<p align="right"> </p>
<p> 
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: دوست</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-7754</link>
		<pubDate>Sat, 19 Jul 2008 11:28:47 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-7754</guid>
					<description>مریم جان
مطلب خوب و جذابی نوشته ای!
می توان گفت حرف دل افرادی که شاید خودشان توانایی بیان آن را ندارند.
امیدوارم همیشه قلمت برای نوشتن روان و زبانت گویا باشد.
موفق و پیروز باشی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مریم جان<br />
مطلب خوب و جذابی نوشته ای!<br />
می توان گفت حرف دل افرادی که شاید خودشان توانایی بیان آن را ندارند.<br />
امیدوارم همیشه قلمت برای نوشتن روان و زبانت گویا باشد.<br />
موفق و پیروز باشی
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: مهسا</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-7753</link>
		<pubDate>Sat, 19 Jul 2008 11:10:23 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-7753</guid>
					<description>سلام مریم خانم عزیز
من خیلی تعجب میکنم چیز به این روشنی رو ملت دوس دارن انکار کنن...یه آقایی رو میشناختم که خانمش خیلی بهش افتخار میکرد که روشنفکره و اینا...خود همون آقاهه میگفت من فمینیستم تا اونجایی که به ضررم نباشه...بنابراین میشه فهمید که فقط تو حرف اینطوری بود!!!همین باعث میشد دختره با عشق و رضایت همه کارها رو انجام بده و راضی باشه. حالا اگه پسره یه ظرفی میشست یا سالی یه بار نیمرو درست میکرد که دیگه هیچی...پرواز میکرد ... آدم شاخ در میاره از این حرفها

&lt;!--more--&gt;
&lt;p align="right"&gt;مهسای عزیز&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;البته توقع ما از برابری و درکی که از اون داریم و میزان رضایتی که بدست می آوریم بستگی زیادی به فرهنگ، خانواده و شرایط اجتماعی دارد که در آن رشد یافته ایم...شاید در فرهنگی دست یافتن به چنین  شرایطی پیشرفت قابل توجهی باشد...وقتی زنی باسواد و متخصص است به  هیچ وجه به معنی این نیست که آن زن در خانواده ای روشن و فهمیده زندگی میکند، امکان ازدواجی مدرن دارد و اگر داشت، شوهرش و یا خانواده او آدم های بقول ما «روشنفکری»  باشند...در حقیقت چنین احتمالی خیلی بعید به نظر می رسد. ضمن اینکه ما نمیتوانیم از این زنان توقع داشته باشیم با زمین و زمان بجنگند و زندگی را به کام خود و خانواده تلخ کنند. دوست شما با تشویق و تحسین همسرش احتمالا در آینده موفقیت های بیشتری بدست بیاورد و اجازه بدهد فرزندانش هم در محیط متعادلتری پرورش یابند&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;پاینده و پوینده باشی&lt;/p&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام مریم خانم عزیز<br />
من خیلی تعجب میکنم چیز به این روشنی رو ملت دوس دارن انکار کنن&#8230;یه آقایی رو میشناختم که خانمش خیلی بهش افتخار میکرد که روشنفکره و اینا&#8230;خود همون آقاهه میگفت من فمینیستم تا اونجایی که به ضررم نباشه&#8230;بنابراین میشه فهمید که فقط تو حرف اینطوری بود!!!همین باعث میشد دختره با عشق و رضایت همه کارها رو انجام بده و راضی باشه. حالا اگه پسره یه ظرفی میشست یا سالی یه بار نیمرو درست میکرد که دیگه هیچی&#8230;پرواز میکرد &#8230; آدم شاخ در میاره از این حرفها</p>
<p><!--more--></p>
<p align="right">مهسای عزیز</p>
<p align="right">البته توقع ما از برابری و درکی که از اون داریم و میزان رضایتی که بدست می آوریم بستگی زیادی به فرهنگ، خانواده و شرایط اجتماعی دارد که در آن رشد یافته ایم&#8230;شاید در فرهنگی دست یافتن به چنین  شرایطی پیشرفت قابل توجهی باشد&#8230;وقتی زنی باسواد و متخصص است به  هیچ وجه به معنی این نیست که آن زن در خانواده ای روشن و فهمیده زندگی میکند، امکان ازدواجی مدرن دارد و اگر داشت، شوهرش و یا خانواده او آدم های بقول ما «روشنفکری»  باشند&#8230;در حقیقت چنین احتمالی خیلی بعید به نظر می رسد. ضمن اینکه ما نمیتوانیم از این زنان توقع داشته باشیم با زمین و زمان بجنگند و زندگی را به کام خود و خانواده تلخ کنند. دوست شما با تشویق و تحسین همسرش احتمالا در آینده موفقیت های بیشتری بدست بیاورد و اجازه بدهد فرزندانش هم در محیط متعادلتری پرورش یابند</p>
<p align="right">پاینده و پوینده باشی</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: فائزه</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-7740</link>
		<pubDate>Sat, 19 Jul 2008 04:33:40 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-7740</guid>
					<description>سلام مریم جان
همه چیزهایی را که گفتی زیاد دیده ام و قبول دارم که در جامعه امروز ما در بیشتر خانواده ها حتی اگر زن همپای مرد در بیرون از خانه کار کند هنگامی که با هم به خانه می رسند تازه نوبت دوم کاری زنان شروع شده و زمان استراحت مردان فرامیرسد.
اما به نظرم اصلا نمیشود حکم کلی داد ..من صرفا با مشاهده تجارب ادمهای اطرافم به این نتیجه رسیده ام که این نسل مادرهای ما بودند که علیرغم کارسنگین بیرون از خانه بار درون خانه را هم به تنهایی به دوش می کشیدند. اما واقعا به نظرم نسل ما نه می خواهد نه می تواند زیربار این تبعیض برود. نگاهی به دور وبرت بکن و از دوستانت که تازه ازدواج کرده اند بپرس که چند نفر از انها به تنهایی بایستی بار درون خانه و تنظیم روابط را به دوش بکشند؟
یاحق
&lt;p align="right"&gt;&lt;!--more--&gt;فائزه عزیزم&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;این کار مضاعف زنان، به نظر من  هنوز هم  با قوت و قدرت وجود دارد و توقع جامعه تغییری نکرده است، ضمن اینکه به نظر من جوانانی که کمتر از دو سال از ازدواجشان میگذرد ملاک چندان خوبی برای قضاوت نیستند، همچنین تا زمانیکه پای کودکی به میان نیامده باشداحتمالا راحت تر بتوان اوضاع را تحت کنترل داشت ، تقسیم کار ناعادلانه به ویژه هنگام تولد کودکان بیشتر خودنمای میکند، البته حتما استثنائاتی هم وجود دارد. من منکر نیستم به ویژه در میان دوستان خود من که خب صد البته بازهم ملاک خوبی برای قضاوت نیستند!من  اینجا نمیخواهم درمورد تجربیات خودم یا دوستانم صحبت کنم ضمن اینکه مسئله فقط این نیست. سلطه این انگاره همانطور که گفتم با تسلط خود بر ذهن همقطاران مرد و یا کارفرمایان تاثیرات سو فراوانی بر زندگی حرفه ای زنان دارد&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;پاینده و پوینده باشی عزیزم&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt; &lt;/p&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام مریم جان<br />
همه چیزهایی را که گفتی زیاد دیده ام و قبول دارم که در جامعه امروز ما در بیشتر خانواده ها حتی اگر زن همپای مرد در بیرون از خانه کار کند هنگامی که با هم به خانه می رسند تازه نوبت دوم کاری زنان شروع شده و زمان استراحت مردان فرامیرسد.<br />
اما به نظرم اصلا نمیشود حکم کلی داد ..من صرفا با مشاهده تجارب ادمهای اطرافم به این نتیجه رسیده ام که این نسل مادرهای ما بودند که علیرغم کارسنگین بیرون از خانه بار درون خانه را هم به تنهایی به دوش می کشیدند. اما واقعا به نظرم نسل ما نه می خواهد نه می تواند زیربار این تبعیض برود. نگاهی به دور وبرت بکن و از دوستانت که تازه ازدواج کرده اند بپرس که چند نفر از انها به تنهایی بایستی بار درون خانه و تنظیم روابط را به دوش بکشند؟<br />
یاحق</p>
<p align="right"><!--more-->فائزه عزیزم</p>
<p align="right">این کار مضاعف زنان، به نظر من  هنوز هم  با قوت و قدرت وجود دارد و توقع جامعه تغییری نکرده است، ضمن اینکه به نظر من جوانانی که کمتر از دو سال از ازدواجشان میگذرد ملاک چندان خوبی برای قضاوت نیستند، همچنین تا زمانیکه پای کودکی به میان نیامده باشداحتمالا راحت تر بتوان اوضاع را تحت کنترل داشت ، تقسیم کار ناعادلانه به ویژه هنگام تولد کودکان بیشتر خودنمای میکند، البته حتما استثنائاتی هم وجود دارد. من منکر نیستم به ویژه در میان دوستان خود من که خب صد البته بازهم ملاک خوبی برای قضاوت نیستند!من  اینجا نمیخواهم درمورد تجربیات خودم یا دوستانم صحبت کنم ضمن اینکه مسئله فقط این نیست. سلطه این انگاره همانطور که گفتم با تسلط خود بر ذهن همقطاران مرد و یا کارفرمایان تاثیرات سو فراوانی بر زندگی حرفه ای زنان دارد</p>
<p align="right">پاینده و پوینده باشی عزیزم</p>
<p align="right"> </p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>by: حمیدآقا</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-7703</link>
		<pubDate>Fri, 18 Jul 2008 16:01:26 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/99#comment-7703</guid>
					<description>سلام!
نمیتونم بگم با تمام نوشته ی بالا مخالفم ، اما متاسفانه نگاههای فمینستی ، عینکی میشه که تمام اتفاقات رو از دایره ی کوچک اون و با رعایت ساختارهای اون فهمیده میشه!

واقعا در جامعه ی شهری ما ، مردها چقدر به دنبال الگوی کوکب خانم هستند؟
چقدر همه چیز زن در نهایت منحصر میشه به جنسیت و خصوصیات جنسی اش؟
نمیدونم! شاید من در جامعه ای دیگر میزیم!

اما به هر حال از خواندن مطالب فمینستی شما خوشم میاد!!

ارادت!
&lt;div&gt;&lt;!--more--&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;شما دوست گرامی&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;یه سوال:کی میتونه ادعا کنه که بدون عینک به دنیا نگاه میکنه؟&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;در مورد چیزی هم که درمورد جامعه ما و نگاه جنسی به زن گفتید ترجیح میدم فکر کنم شوخی کردید.توصیه میکنم با چندتا زن متخصص که در محیط های مردانه-نه در روستا که در همین تهران خراب مانده- کار میکنند صحبت کنید. در مورد نسبت جنسیتشان، کارحرفه ایشان و زندگی خانوادگیشان سوال کنید&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;پاینده و پوینده باشید&lt;/div&gt;
&lt;div align="right" /&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام!<br />
نمیتونم بگم با تمام نوشته ی بالا مخالفم ، اما متاسفانه نگاههای فمینستی ، عینکی میشه که تمام اتفاقات رو از دایره ی کوچک اون و با رعایت ساختارهای اون فهمیده میشه!</p>
<p>واقعا در جامعه ی شهری ما ، مردها چقدر به دنبال الگوی کوکب خانم هستند؟<br />
چقدر همه چیز زن در نهایت منحصر میشه به جنسیت و خصوصیات جنسی اش؟<br />
نمیدونم! شاید من در جامعه ای دیگر میزیم!</p>
<p>اما به هر حال از خواندن مطالب فمینستی شما خوشم میاد!!</p>
<p>ارادت!</p>
<div><!--more--></div>
<div align="right">شما دوست گرامی</div>
<div align="right">یه سوال:کی میتونه ادعا کنه که بدون عینک به دنیا نگاه میکنه؟</div>
<div align="right">در مورد چیزی هم که درمورد جامعه ما و نگاه جنسی به زن گفتید ترجیح میدم فکر کنم شوخی کردید.توصیه میکنم با چندتا زن متخصص که در محیط های مردانه-نه در روستا که در همین تهران خراب مانده- کار میکنند صحبت کنید. در مورد نسبت جنسیتشان، کارحرفه ایشان و زندگی خانوادگیشان سوال کنید</div>
<div align="right">پاینده و پوینده باشید</div>
<div align="right" />
]]></content:encoded>
				</item>
</channel>
</rss>
