Posts or Comments 11 September 2010

Archive for "معرفی کتاب"



زنانه نگري/فمينيسم & معرفی کتاب مریم نصراصفهانی | 29 Jul 2009

فمینیسم در ترازوی نقد

الف-اخیرا اداره مطالعات زنان و خانواده دفتر نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاهها ده جلد کتاب تحت عنوان کلی «فمینیسم در ترازوی نقد» از نویسندگان مختلف ترجمه و تلخیص کرد است. البته مطمئن نیستم که کل ده جلد تا کنون منتشر شده باشد. شخصا دو جلد سوم و چهارم این کتابها را مطالعه کرده ام، منتهی بیشتر نقدی که بر این مجموعه کتابها دارم متوجه تمامی آنها  و نه صرفا مجلد خاصی است
در پیشگفتار مشترک تمامی این کتابها ادعا شده است که ترجمه آنها با هدف نقد عالمانه و «برون دینی» فمینیسم صورت گرفته تا با آشنایی جامعه دانشگاهی با این جریان مخرب از به بیراهه رفتن زنان ایرانی جلوگیری بشود. در واقع این کتابها نه با انگیزه نقد که با انگیزه زیر سوال بردن فمینیسم و نجات زنان ما از دام این «نظریه مخرب»، برپایه متاخرترین کتابهایی که در غرب درنقد و بررسی فمینیسم به نگارش درآمده ، تلخیص و ترجمه شده است

 

ب- نخست؛ نقد: این کتابها با ادعای«فمینیسم در ترازوی نقد» منتشر میشود و نقد چنانکه در پیشگفتار کتاب نیز به آن اشاره شده است به معنای تفکیک سره از ناسره است. منطق به ما می آموزد که هنگام نقد هر اندیشه ای تلاش کنیم تا ذهنمان را از پیشداوری نسبت به آن اندیشه پاک کنیم در همین راستا زمانیکه ما مجموعه کتابهایی را تحت عنوان نقد یک اندیشه منتشر میکنیم، نباید صرفا آرا و افکار منتقدان آن اندیشه- بدون توجه به درصد موافقان و مخالفان آن- را منتشر کنیم. ضمن اینکه هنگامیکه ما در همان صفحات اولیه کتاب و در پیشگفتار آن اندیشه را «بیراهه» و «مخرب» معرفی میکنیم  و با این پیشفرض صرفا  اقدام به انتشار اندیشه های مخالفان آن تئوری میکنیم پسندیده تر است از عنوان «نقد» صرف نظر کرده و عناوینی مثل «گرداب»، «شوک»، «سراب» یا چیزهایی شبیه به این را برگزینیم، همچنین شایسته است از ادعاهایی نظیر بررسی عالمانه اندیشه های فمینیستی بپرهیزیم  چرا که آنچه انجام میدهیم شیوه علما نیست
دوم؛ ترجمه و تلخیص: از دشواری های پیش روی «ترجمه» و مشکلاتی که انتقال مفاهیم از زمان، زبان و فرهنگی به زمان، زبان و فرهنگ دیگر پیش رو دارد، فراوان شنیده ایم. اضافه کنید که علاوه بر ترجمه ما متنی تلخیص شده هم پیش رو داشته باشیم، این متن تلخیص شده پیشگفتار یاد شده را هم داشته باشد. شما قضاوت کنید که چقدر میتوان به امانتداری در انتقال محتوا اعتماد کرد. شخصا متون انگلیسی این کتابها را ندیده ام و مقابله نکرده ام، ممکن است پیام کتاب تمام و کمال منتقل شده باشد، ممکن است نه! منتهی زمانیکه شما در پیشگفتار به جملات کوبنده ای نظیر آنچه نقل کردم برخورد میکنید کاملا حق دارید تردید کنید که مترجم و یا نهاد مربوطه درمورد آنچه صلاح است شما بدانید و آنچه دانستنش به مصلحتتان نیست اعمال نظر کرده باشند و حتی سخنان آن منتقد فمینیسم را هم با بی طرفی کامل منتقل کرده باشند
سوم؛ زمانه: دوکتابی که من مطالعه کرده ام؛ عریان کردن فمینیسم و تاثیر فمینیسم بر فرو پاشی حکومت ها  به ترتیب متعلق به سالهای 2002 و 2006 هستند. متاسفانه نتوانستم از تاریخ انتشار سایر مجلدات اطلاعاتی به دست بیاورم اما تصور میکنم غالب ترجمه ها از کتابهایی هستند که متعلق به سال 2000 به اینطرف باشند. با این وصف آیا باید به خود ببیالیم که کتابهایی را در نقد فمینیسم ترجمه کرده ایم که متعلق به سالهایی اینچنین نزدیک است؟ آیا این نشانه خوبی است؟ طول عمر فمینیسم چقدر است؟ در تمام این سالها زنان غربی چه فراز و فرودهایی را طی کرده اند؟ چه دستاوردهایی داشته اند؟ در مقابل به چه مشکلاتی برخورده اند؟ چه گرفته اند و چه داده اند؟ آیا تمامی مشکلات زنان و خانواده در غرب ناشی از فمینیسم است؟ آیا این صحیح است که تلاش های برخی از صاحب نظران در آسیب شناسی این تاریخ طولانی را ترجمه کنیم و به عنوان ماحصل فمینیسم به خورد مخاطبمان بدهیم؟ به نظر من مشکلات زنان در غرب همانقدر ناشی از فمینیسم است که مشکلات زنان در جهان اسلام ناشی از اسلام…اینکه ما رسم نداریم عوامل مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی را در بررسی پدیده ها دخالت بدهیم و همواره همه چیز را تک علتی بررسی میکنیم روش صحیحی نیست. ضمن اینکه ظاهرا فرار ما از آسیب شناسی مشکلات و بسته بودن فضای نقد باعث شده است تا تصور کنیم در همه دنیا رسم بر این است. نقد و تخریب و بازسازی از عوامل بسیار مهم در پویایی و پارسایی اندیشه هاست و نقد فمینیسم در غرب نیز یکی از مهمترین دلایل رشد و پویایی و بقای این اندیشه در حوزه های مختلف است
چهارم؛وزن نویسنده: تعداد متفکران و نظریه پردازان و منتقدان فمینیست در دنیا بسیار بسیار زیاد است. در ضمن همانطور که میدانید وضعیت نشر کتاب در کشورهای غربی مثل کشور ما نیست. اما چهره های بنام فمینیست تا حدود زیادی شناخته شده هستند. چندتا از این کتابها متعلق به نویسندگان بنام و شهیر در حوزه مسائل فمینیستی است؟ آیا این صحیح است که ما با ترجمه کتاب یک  خانم مبلغ مسیحی و یا آقایی که استادیار رشته نگارش در گروه زبان انگلیسی است فمینیسم را در ترازوی نقد بگذاریم؟ وقس علیهذا
 

 

 

girl_by_kalkulation 

ج- با تمام این اوصاف، آیا این کتابها را نباید خواند؟ پاسخ من منفی است. مطالعه کتابهایی که در نقد و آسیب شناسی فمینسم نوشته میشود به دلایل مختلف میتواند مفید باشد. هر انسان منصفی برای آشنایی با یک اندیشه و رد یا پذیرش آن و همچنین برای بررسی «عالمانه» آن باید نظریات له و علیه آن اندیشه را بخواند. همچنین برای استفاده عملی از آن در زندگی فردی و اجتماعی علم به جنس انتقاد منتقدان ، با بذل توجه به تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی، ما را از بسیاری آسیبهای احتمالی مصون نگاه خواهد داشت.
د- و اما کتابها: کتاب تاثیر فمینیسم بر فرزندان نوشته استوارت رین با ترجمه کتایون رجبی راد است. دیگری دروغهایی که زنان باور می کنند و حقایقی که آنها را آزاد می سازد  نوشته نانسی لی دموس با ترجمه و تلخیص  پریسا پورعلمداری است؛ نویسنده کتاب که یک زن مبلغ مسیحی است با اشاره به سر درگمی های روزانه زنان سعی کرده است به آنها کمک کند تا فریبهایی را که در نهایت به ناامیدی واستیصال ختم میشود بشناسند. وی همچنین در تلاش است تا با استفاده از مثالهای مستند و حقیقی، خواننده را راهنمایی کنند تا به سوی حقایقی باز گردد که تنها در آموزه های دینی قابل یافتن است.
کتاب عریان کردن فمینیسم نوشته آلن آر. کلاین با ترجمه و تلخیص  طاهره توکلی کتاب نسبتا جالبی است که با بررسی تاریخ فمینیسم، برخی مشکلات و آسیبهای آن را یادآوری میکند و معتقد است برای زنده نگاه داشتن فمینیسم باید این آسیبها برطرف شود.  تاثیر فمینیسم بر فروپاشی حکومت ها اثر برایس کریستنسن با ترجمه و تلخیص آزاده وجدانی مشکلات جامعه ای را که به ضعف پیوندهای خانوادگی دچار شده است نقد میکند
 متاسفانه از انتشار یا عدم انتشار سایر مجلدات این مجموعه بیخبرم. تلاش میکنم در صورت دسترسی به آنها نوشته را به روز کنم. از دوستان خوبم هم تقاضا دارم اگر سایر کتابهای متعلق به این مجموعه را مشاهد کرده اند آن را معرفی کنند
مطالب مرتبط
فمینیسم، راه یا بی راه
 

 

 

 

زنانه نگري/فمينيسم & معرفی کتاب مریم نصراصفهانی | 02 Jun 2009

ضعف استدلال

 

الف- دشوارترین کار دنیا –البته بعد از کار در معدن- ورود به یک بحث منطقی در یک جمع زنانه است که پیرامون مسائلی غیر از شوهر و بچه وغذا و لباس و خوراک و پوشاک باشد. گاهی از کار در معدن دشوارتر هم میشود و آن زمانی است که متوجه میشوید ساعتها تلاشتان برای اقناع افراد با یک ادعای آبکی مراجع موثق برای خانمها به باد رفته است. نخست به این دلیل که اغلب خانمهای ما با ابتدایی ترین قوانین یک استدلال سالم بیگانه اند، نه تنها خود قادر به استدلال صحیح نیستند که براحتی تحت تاثیر حجیت مراجع نامعتبر(شوهر، پدر، فرزند، امام جماعت مسجد، استاد کلاس آواز، زنان گیس سفید /مردان ریش سفید، پیرزن سیده خادم فلان امام زاده، فال بین و… ) قرار میگیرند. دیگر اینکه از گذشته تا کنون بدون منطق و استدلال و با ماوا گرفتن در پناهگاه نا امن احساسات حرف خود را به کرسی نشانده اند(اگه این کار رو بکنی/نکنی یا این عقیده را داشته باشی/نداشته باشی دیگه دوستت ندارم، شیرمو حلالت نمیکنم، دیگه باهات حرف نمی زنم، از دستت راضی نیستم، ارتباطمو باهات قطع میکنم، دیگه نه من نه تو و…) از سوی دیگر از قدیم الایام تا گذشته ای نه چندان دور دسترسی زنان به منابع خبر و دانش و آگاهی بسیار محدودتر از مردان بوده است و همین امر امکان سنجش و مقایسه را از آنها سلب میکرده است و باز اگر دقت کنیم اگرچه اکنون این محدودیتها تا حدود زیادی مرتفع شده است اما قالب و فرم ارائه آنها تا حدود زیادی مردانه باقی مانده است (کافیست به فرم و محتوای اخبار یا نوشته های جرایدی که محتوای ارزشمند دارند دقت کنیم) متاسفانه این رسانه های آگاهی بخش بخاطر جدیت و خشونتی که در فرم و محتوا دارند توجه کمتر زنی را به خود جلب میکنند
ب- مجموع این عوامل و عواملی از این دست باعث شده است سخن گفتن با زنان بسیار دشوارتر از سخن گفتن با مردان باشد. زنان کمتر به بحث های جدی اقبال نشان میدهند و درنهایت هم تعیین کننده رای آنها نه شما و منطقتان و نه خودشان که مراجع ناموثق کاذبی هستند که اطراف خود گردآورده اند. رواج روز افزون انواع خرافات – اعم از سنتی و مدرن- در میان زنان نشان دهنده همین گریز از عقلانیت و به نحوی سرپوش گذاشتن بر این نقص بزرگ یعنی ضعف در استدلال است.هراس از انتقاد و بیان ضعف ها و نقص ها هم به همین دلیل است. فرقی نمیکند طرف بحث شما بیسواد باشد یا تحصیلکرده، پیر یا جوان، شهری یا روستایی، مذهبی یا لامذهب… فقط کافیست با نظرشان(نظر فالبین یا شوهر یا آرایشگر مخصوصشان) مخالفت کنید یا به آن انتقاد کنید تا یا با اشک و ناله جوابتان را بدهند و یا با دشنام  و نیش و کنایه و یا با توسل به هر استدلال کودکانه ای که حرف شما را نقض کند…بدبختانه آنقدر ضعیف و شکننده ایم که تحمل دیدن جهل و ضعفمان را نداریم
ج- ما اما برای احقاق هر حقی -اگر فکر میکنیم از ما سلب شده است- نیازمند مجهز شدن به قدرت استدلال هستیم. نیازمند رهایی از چنگال مراجع نا موثقی که اعتبار حرفهایمان را از آنها میگیریم، نیازمند پاک کردن ذهن خودمان و دیگران از پیشفرضهای نادرستی که به سبب تکرار هزار باره شان باورشان کرده ایم…نیاز داریم که یکبار برای همیشه شک کنیم به آنچه هستیم. برای این ساختار شکنی و بازسازی گریزی نیست مگر تقویت قدرت استدلال و تفکر نقدی…اگر بنا داریم بجای خودمان تصمیم بگیریم و بجای خودمان حرف بزنیم باید از احساساتی بازی  دست بردازیم و از توسل به احساسات پرهیز کنیم که اگر این احساساتی بازی ها دری بر ما بگشاید هزاران در را خواهد بست و اگر پیروزی موقتی نصیبمان کند از هزاران پیروزی محروممان خواهد کرد و خواه ناخواه ما را از میدان های جدی حذف خواهد کرد. اگرچه ممکن است از جایگاه تماشاچی وارد تیممان کند اما اگر تدارکاتچی نشویم همچنان روی نیمکت ذخیره ها برجای خواهیم ماند. در عین حال این احساساتگرایی بحق ما را غیر قابل پیشبینی جلوه خواهد داد و طبیعی است که نمیتوان حساب جدی ای روی انسانهای پیش بینی ناپذیر باز کرد. نباید ترسید از تردید از پرسش و نباید پاسخ های صریح و سریع خواست. این یکی از ضروری ترین نیازهای جامعه زنان ما-دست کم زنان تحصیلکرده ما- است… واینکه چرا اینهمه اصرار میکنم به تقویت قدرت استدلال بیشتر به خاطر این است که میدانم مخاطبان این وبلاگ علاقمندان به مباحث و مسائل زنان هستند و بسیاری از آنها بسیار بیش از من در این زمینه مطالعه دارند و بخوبی به نابسامانی شرایط زنان ما- اعم از شرایط روحی و جسمی و خانوادگی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و…- واقف هستند و چه بسا برای رفع آنها تلاشهای فراوانی هم داشته باشند. میخواستم از همه دعوت کنم که در کنار مطالعاتی که در حوزه های گوناگون داریم گوشه چشمی هم به مطالعاتی از این دست داشته باشیم تا در درجه اول بتوانیم عقاید خودمان را بازسازی و بازیابی کنیم و تناقضهای موجود در آن و همچنین تناقضهای موجود در عمل  و نظرمان را –حتی المقدور- برطرف کنیم و از سوی دیگر آسان مرعوب نشویم و بقول علما راحت تر سره را از ناسره تشخصیص دهیم و در عین حال به کلاممان استواری و قدرت بیشتری بدهیم

کاری از ایمان ملکی
د-  تا چند سال پیش  به محض اینکه اسم تفکر نقدی و منطق کاربردی می آمد همه جزوه تفکر نقدی استاد ملکیان را پیشنهاد میکردند، این جزوه که سالهای سال است درمیان علاقمندان فلسفه دست به دست میشود، رساله ای ساده و خواندنی درباب تفکر نقدی و مغالطات است که مدتهای مدیدی تنها مرجع قابل دسترسی به زبان فارسی در این زمینه بود. بعد از این جزوه کتاب منطق کاربردی آقای علی اصغر خندان کتاب بسیار خوب و سودمندی در این زمینه است. اگر فرصت مطالعه کل کتاب را ندارید تنها بخش چهارم (مغالطات)را مطالعه کنید. این بخش کتاب به قدری جذاب و روان است که مطمئنم تا پایان آن را زمین نخواهید گذاشت. همچنین کتاب هنر همیشه به حق بودن: 38 راه برای پیروزی در هنگامیکه شکست خورده اید اثر آرتور شوپنهاور که به فارسی هم ترجمه شده است کتاب بسیار خواندنی و عبرت آموزی است که اگرچه اندکی شیطنت آمیز ولی هنر مباحثه را می آموزد و آخری هم کتاب جذاب مارو روباه: مقدمه ای بر منطق است که تلاش میکند با شیوه هایی جذاب و همراه با تمثیل و تصویر هنر درست سخن گفتن، درست اندیشیدن و درست استدلال کردن را بیاموزد. این کتاب که در نوع خودش کتاب بسیار جالبی است برای کسانی نوشته شده که اطلاع چندانی از فلسفه و منطق ندارند منتهی مطالعه آن نیازمند دقت و تمرکز است، اگر به بازی و ریاضی علاقه داشته باشید حتما از خواندن این کتاب لذت خواهید برد ضمن اینکه روش تحلیل گام به گام استدلالها و همچنین ساختن استدلالهای سالم را خواهید آموخت. این کتاب هم همچون کتابهای قبلی دقت و توجه شما را نسبت به مغالطاتی که در استدلالهای مختلف خواهید یافت برمی انگیزد. به شما قول میدهم این کتابها از جمله کتابهایی هستند که هرگز از خواندنشان پشیمان نخواهید شد
 

برای مطالعه بیشتر نک
ملکیان، مصطفی. 1372.تفکر نقدی یا روش نقد اندیشه ها. بنیاد فرهنگی باقرالعلوم. جزوه دستنویس
خندان،علی اصغر. 1382.منطق کاربردی.سمت
شوپنهاور، آرتور. 1385.هنر همیشه به حق بودن.عرفان ثابتی.ققنوس
هیت،مری. 1385.مار و روباه. فریبرزمجیدی. انتشارات مازیار
 

مطالب مرتبط
خرافات. فمینیسم و برخی مغالطات

 

 

 

 

 

زنانه نگري/فمينيسم & معرفی کتاب مریم نصراصفهانی | 12 Apr 2009

زن و زبان

و اما درباره آموزش خواندن و نوشتن به زنان باید گفت که این قضیه ای است که باید از آن به خدا پناه برد و من چیزی زیان آورتر از آن برای زنان نمیبینم. از آنجا که اینان به طبع مکر و حیله آفریده شده اند پس دستیابی شان به این صفت(خواند و نوشتن) از بالاترین ابزارهای فساد و شرارت خواهد بود…به محض آنکه زن نوشتن فراگیرد اولین کار او آن است که نامه ای به زید و دست خطی به عمر و بیت شعری به جوانی مجرد و کاغذی به مردی دیگر فرستد. وفی الجمله آن که یاد دادن نوشتن و خواندن به زنان درست مانند آن است که به دیوانه شروری شمشیر تیز و بران بخشند یا به مستی یک شیشه شراب. عاقل ترین مردان آنانند که زنانشان را در حالتی از جهل و نادانی قرار دهند که این برای آنان بسی سودمندتر خواهد بود
نعمان بن ابی الثنا-زن و زبان ص119

the_water_1_by_MotyPest 

الف- کتاب «زن و زبان» نوشته آقای عبدالله غذامی که توسط خانم هدی عوده تبار به فارسی برگردانده شده است تلاشی برای نشان دادن ویژگیهای مردانه زبان از یکسو و پیکار فرهنگی زنان برای ورود به ساختارمذکر زبان . غذامی به عنوان یک فمینیست عرب بیان گیرایی از سیر حضور زن در ادبیات عرب- از شهرزاد قصه گو تا نویسندگان و قهرمانان زن عرب معاصر- ارائه می دهد. این کتاب در زمره پژوهشهایی در مورد انسان و زبان، با نظر به آن آواهایی است که از بیرون وارد ساختار زبان شده اند و امکانات ابداعی و آفرینشی متفاوت با آنچه در فرهنگ حاکم رایج است با خود به همراه دارند
ب- نویسنده در این کتاب اشاره میکند که رابطه میان زن و زبان رابطه ای پر تنش و آشفته است. زن در این میانه عنصری حاشیه ای است که هیچ سهمی در تولید و باز-تولید نوشتار ندارد. در حقیقت او یک سوژه ادبیات یا تکنیکی از تکنیک های بلاغت است. اگرچه در درون مایه بسیاری از آثار ادبی جهان زنان حضوری پررنگ دارند اما بیان این آثار کاملا مذکر و مردانه است و همین امر موجب شده  که زبان ملک مرد باشد و زن در آن هیچ سهمی نداشته باشد. مرد زن را آنگونه که خود میخواهد بازنمایی میکند و حضورش در ادبیات مردانه چیزی جز تخیلی نمادین نیست که مرد آن را بر اساس انگیزه های گفتاری و نیازهای زیستی اش باز می نمایاند
واقعیت آن است که مرد زن را به شیوه درست بازخوانی نمیکند و این ناتوانی نه از سر آن است که مرد خواهان آن نیست، بلکه اساسا او قادر به این کار نیست، در واقع پشتوانه فرهنگی مردسالار به وی اجازه فهمیدن زن به مثابه زن را نمی دهد
ج- نویسنده به حضور زنان و تلاش آنها برای پایان بخشیدن به این غیبت طولانی تاریخی در عرصه ادبیات اشاره دارد و میگوید: درعصر جدید زن به میدان آمد تا قلم را از چنگ مرد درآورده و خود به عنوان آوایی مستقل و کنشگری خودبسنده وارد حوزه زبان شود، اما زن چگونه میتواند سخن بگوید حال آنکه در ساخت سخن وجود ندارد؟ او با آوردن نمونه هایی از آثار و زندگی زنان ادیب عرب بیان میکند که : قلم موجودی مذکر بود که زن تا آن را به دست میگرفت گویی عصای موسی را به دست گرفته بود که ناگاه تبدیل به اژدها می شد و همه چیز را می بلعید
نوشتن برای زن در واقع بیرون رفتن از خودی تعریف شده در رابطه با دیگران، به سوی خودی مستقل بود که دیگران را میتوان در رابطه با او تعریف کرد. خروج از مضاف بودن به مضاف الیه بودن، بیرون رفتن از آسودگی و ناز و نعمت خانه ای پاس داشته شده که همچون خروج از تاریکی بسوی روشنایی، آزار دهنده، نامانوس و سرشاز از تجربه های غریب بود. نوشتن برای زن عینا مانند خروج از پناهگاه به سطح زمینی ناشناخته بود: جایی همه بیرون که درونی در آن نیست! امری که به زعم نویسنده دلیل اصلی غم و پریشانی سایه افکنده بر زندگی و آثار ادبی زنان در روزگارنو است

the_water_9_by_MotyPest
 

و البته که افسردگی یک صفت زیبا شناختی و آذین نیست که نوشتار زنانه را زیبا گرداند بلکه نتیجه و برآیند ورود زن به حوزه نوشتار و رقابت آشکار با فرهنگ مردانه است چراکه فرهنگ مردانه از تمام ابزارهای فشار خود برای واپس راندن زن به درون پناهگاه استفاده میکند: او را متهم میکند که مردانی برایش مینویسند، او را نسبت به توانایی خود نا امید میکند و از نوشتن میترساند، او را متهم میکند که با نوشتن هم  قصد دلبری و خود-نمایی دارد، متهم میکند که از ذات زنانه اش فاصله گرفته و دیگر زن نیست و… فشارهایی که تاثیرات بسیار مخربی بر روح و روان و بالطبع آثار زنان ادیب برجای گذاشته است چراکه زنی که در گفتمان مردانه هرگز چیزی جز معشوقه ای زنده به گور نبوده است اکنون با ورود به عرصه نوشتار به بازی دشواری وارد شده که پیروزی در آن دست کم در زمانی نزدیک- میسر نیست و همین باعث شده ما شاهد نوعی فضای پر اندوه و غم زده در ادبیات زنانه معاصر باشیم
من به اندوه عادت کرده ام تا آنجا که اگر اندکی دیر آید این دیر آمدن برمن گران خواهد آمد
  د- اگرچه همچنان زن زندانی زبان و مرد زندان بان آن است و هرگونه بخواهد از آن سود می جوید اما نویسنده معتقد است که تلاش برای زنانه کردن یا انسانی کردن زبان-تا ابزاری باشد همزمان در اختیار دو جنس بشری- با تلاش برای زنانه کردن حافظه میسر خواهد شد. زبان هنوز حافظه قوی میراث مانده از گذشته خود را دارد، حافظه ای که پر است از مردانگی و در آن واژه و معنا مردانه است. زنانه کردن حافظه تحقق نمی یابد مگر زمانیکه حافظه فرهنگی از زنانگی و معنای زنانه پرشود

برای مطالعه بیشتر نک
غذامی، عبدالله.1386.زن و زبان. هدی عوده تبار. تهران:گام نو
مطالب مرتبط
جنسیت و زبان . زن بیزاری . کدگذاری جنسیتی

زنانه نگري/فمينيسم & معرفی کتاب مریم نصراصفهانی | 24 Oct 2008

زن

چون حوا در بهشت نافرمانی کرد و از آن درخت گندم خورد، حق تعالی زنان را هشت ده چیز عقوبت فرمود کردن
اول حیض
دوم زادن
سوم جدا شدن از پدر و مادر و مرد بیگانه را به شوهر کردن
چهارم به نفاس آلوده شدن
پنجم آنکه مالک تن خویش نباشد
ششم کمی میراث
هفتم طلاق که به دست ایشان نگردد
هشتم آنکه مرد را چهار زن حلال گردد و زن را یک شوی
نهم آنکه در خانه معتکف باید بودن
دهم آنکه در خانه سر پوشیده دارد
یازدهم آنکه گواهی دوتن برابر یک مرد نهاده اند
دوازدهم آنکه از خانه بیرون نیاید مگر با کسی محرم
سیزدهم آنکه مردان را نماز عید و نماز آدینه و نماز جنازه بود و از پس جنازه روند و عزا کنند و زنان را اینها نباشد
چهاردهم امیری را نشاینده و نه نیز قضا را و نه حکم را
پانزدهم آنکه فضل هزار بهره است یک بهره از آن زنان راست و دیگر مردان را
شانزدهم آنکه در قیامت چندان که جمله امت را عذاب بود یک نیمه از آن زنان(فاجر) را بود
هفت دهم چون شویش بمیرد چهار ماه و ده روز عدت بباید داشتنش
هشت دهم آنکه چون شویش طلاق دهد سه ماه یا سه حیض عدت بباید داشتن
اینها عقوبت های زنان است که یاد کردیم
نصیحه الملوک-امام محمد غزالی

تصویر برخی از زندان زندانی در کمیته مشترک ضد خرابکاری/موزه عبرت
الف-  برای من که بیش از چهار سال پس از انقلاب در ایران به دنیا آمده ام تماشای تصاویر فعالیت و مشارکت زنان در انقلاب و پس از آن در جنگ هشت ساله با عراق نظر به غیبت تاریخی توده زنان ایرانی در فعالیت های اجتماعی-  همیشه جذاب بوده است. روزی که برای اولین بار و به طور تصادفی گذرم به موزه عبرت افتاد با دیدن تصاویر و مجسمه های  زنانی که آنجا زندانی بود و شکنجه می شدند واقعا متعجب شدم! اغلب مردان از آیت الله منتظری تا محسن مخملباف- نام آشنا بودند ولی کسی از زنان را نمیشناختم! چه بر سر این زنان آمده است؟ آیا با تفکرات پیروز پس از انقلاب همسو نبوده اند؟ آیا پس از انجام وظیفه و ادای تکلیف به خانه ها بازگشته اند؟ آیا انقلاب آنها را فراموش کرده است؟ آن همه شوق و شور کجا رفت و چگونه خاموش شد
اگر جمعیت  زنان مبارزی که با تفکر پیروز در انقلاب همسو نبود را که کنار بگذاریم. به جرات میتوان گفت که اندیشه های امام خمینی مهمترین و جذابترین عامل محرک برای ایجاد انگیزه و جنبش در جامعه خموده زنان ایرانی بوده است. تفکراتی که پیش و پس از انقلاب بر تساوی زنان با مردان، کرامت زنان و شان و توانایی های آنان و نقش انکار ناشدنی شان در مبارزه و هم تشجیع مردان تاکید داشته است . نسل من  نمونه زنانی که انقلاب  و اندیشه های امام خمینی به آنها اجازه بروز و ظهور دادند را در میان کسانی همچون خانم ها اعظم طالقانی، معصومه ابتکار، فائزه هاشمی، جمیله کدیور، فاطمه راکعی، زهرا رهنورد و امثال ایشان میشناسد. زنانی که در چهارچوب های حاکمیت و اسلام می اندیشند، چادر به سر میکنند، در عرصه های سیاسی و اجتماعی فعال و صاحب نظر هستند، روزنامه  و هفته نامه منتشر میکنند، نمایندگی مجلس را بر عهده میگیرند، سمت های مختلف اجرایی داشته و دارند و در عین حال افکاری مدرن و حتی المقدور برابریخواه در چارچوب دین و نظام در سر دارند.نسلی که همچنان اسلام را راه نجات زن از بندگی، تحقیر و لعبت بودن میداند و همچنان شیفته آرمان های امام و الگوی متفاوت- متفاوت از اندیشه های رایج میان رهبران مسلمان- پیشنهادی او برای زنان مسلمان هستند
 بدون تردید جوشش انقلاب در زنان و ترغیب آنان برای ورود به صحنه مشهود تر از مردان بود. زنان در کلام امام خمینی ندای رهایی از ستم مضاعفی را که طی قرون متمادی بر آنان در حوزه های مختلف اجتماعی و خانوادگی تحمیل شده بود شنیدند و به این ندا لبیک گفتند: این پیروزی را ما از بانوان داریم، قبل از اینکه از مردها داشته باشیم. بانوان محترم ما در صف جلو واقع بودند. بانوان عزیز ما اسباب این شدند که مردها هم جرات و شجاعت پیدا کنند…- امام خمینی / زن.ص55-56
 الگویی که اگرچه در نوع خود قابل مطالعه است  اما نتوانسته افراد زیادی- از دو قطب پیوستار زنان سنتی-مذهبی و زنان غیرمذهبی-مدرن - را به خود جذب کند و این تیپ همچنان به زنان و دختران جوان در دوران انقلاب محدود و منحصر مانده است. در اطراف مان فراوان نمونه هایی میبینیم که از دوسوی  قطب این پیوستار جذب قطب مخالف میشوند. پوشش مانتو را رها میکنند و چادر و گاهی هم روبنده میپوشند و به عرفان یا تفکرات سنتی-مذهبی روی می آورند یا چادر و گاه روبنده را کنار میگذارند و جذب جریان های متجدد و سکولار جنبش های زنان میشوند. در این میانه ظاهرا الگوی ارائه شده برای زن مسلمان متجدد ایرانی پس از انقلاب -دست کم در خود ایران-کمترین طرفدار را دارد


ج- مطابق معمول بیشترین کتابها و مقالات در ارتباط با الگوی یاد شده را مردان نوشته اند. در این بین اما خانم جمیله کدیور کتابی تحت عنوان «زن» دارند که میتوان در آن به چشم متنی برای معرفی الگوی پیشنهادی زن انقلابی مسلمان نگریست.
کتاب که در واقع مجموعه مقالات  نویسنده در ارتباط با زن است- و به همین جهت بسیار پرتکرار هم هست-طبق روال کتابهای منحصر به موضوع زن- از جنس دوم دوبووار تا زن کدیور- با اشاره به این نکته آغاز میشود که نویسنده نسبت به نگارش کتابی در این حوزه  و محدود کردن اندیشه اش به مسئله زنان بی میل بوده است. منتهی درد آنجاست که هر چقدر هم بی میل باشی و نخواهی خود را به چنین موضوعی محدود کنی، آنگاه که پرده های شعار کنار رود، واقعیت تلخ اولیت و اولویت جنسیت در برخورد با زنان، نویسندگان را وادار به نوشتن کتابهایی با چنین موضوعی-زن- میکند.
بخش اول کتاب که محققانه ترین بخش آن نیز هست- به ضرورت توجه به فرهنگ عامه اشاره دارد و به بررسی امثال و حکم به عنوان کهن ترین تراوشهای ذهنی بشر میپردازد. نویسنده با آوردن فراوان مثال و مثل نشان میدهد که اساس اقتدارگرایی جامعه ایرانی و فرهنگ سیاسی حاکم بر ایران در طول تاریخ گذشته اش را باید نخست در روابط خانوادگی میان زن و مرد جستجو کرد و آن را به ابعاد وسیعتر دیگر نیز تعمیم بخشید و پس از آن به بررسی زمینه های تاریخی و اجتماعی پذیرش اقتدارگرایی در روابط ایرانیان با یکدیگر می پردازد. بخش بعدی کتاب به طرح این ادعا میپردازد که فرهنگ ضد زن مبتنی بر اسرائیلیات است. خانم کدیور در این بخش تلاش میکند تا به بررسی و نقد ریشه های اندیشه های زن ستیزانه(منسوب به اسلام) در میان مسلمانان بپردازد و در مقابل مدل پیشنهادی امام در انقلاب را به عنوان الگویی دور از افراط و تفریط با تکیه بر حفظ حیثیت و احترام زن معرفی کند. نویسنده بر نفوذ فراوان اندیشه های زن بیزارانه برگرفته از تورات در میان عام و خاص مسلمانان اشاره میکند: از این اندیشه عوامانه که زن از دنده کج و  چپ آدم آفریده شده تا اندیشه هایی نظیر آنچه نزد خواصی چون غزالی، ملاصدرا( که زنان را در زمره حیوانات می دانست و او را فاقد روح انسانی و الهی میپنداشت) و  حاج ملا هادی سبزواری مورد اعتقاد بوده است. نویسنده ضمن تاکید بر نفی چنین تصاویری از زن در قرآن همچنین به تاکید بر نفی شی گونگی زن و اهمیت نقش او در بنای جامعه، از منظر اندیشه های اسلامی امام خمینی و آقای مطهری میپردازد

جنگ.
خانم کدیور همچنین با اشاره به آیات و روایات مختلف سعی در ارائه تصویری زن ستا  از زن در اسلام دارد. به عنوان نمونه با اشاره به ماجرای ملکه سبا و سلیمان در قرآن با توجه به چهره مثبت بلقیس(ملکه سبا) بیان میکند که زمانیکه قرآن زن پادشاهی را به واسطه عقل و تدبیرش تایید میکند، چگونه براین باوریم که حاکمیت و قضاوت زن در اسلام جایز نیست؟ همچنین با اشاره به تفاسیری که از آیه مناقشه برانگیز الرجال قوامون علی النسا شده است به این نکته اشاره میکند که برابر نظر بسیاری از اهل نظر(که طبعا همگی مرد هستند) برتری مرد بر زن تنها در حوزه خانه و خانواده و به جهت پرداخت مهر و نفقه است و… قس علیهذا
این کتاب همچنین حاوی یادداشت هایی  در ارتباط با وضعیت زن در تاریخ ایران و هچنین مطالبی مرتبط با  چهارمین کنفرانس جهانی زن در پکن است که در آن نویسنده به فراگیر بودن مشکلات زنان در همه جای دنیا و ناتوانی الگوهای غربی برای رفع آنها اشاره کرده است. تفکرات غربی که در بسیاری جهات تنها صورت مسئله را دگرگون کرده اند و فرودستی زن در خانواده و اجتماع را به فرودستی و فرومایگی زن در ابژه میل جنسی بودن تغییر داده اند

جنگ
د- کتاب زن نوشته خانم جمیله کدیور کتاب خوبی برای آشنایی با الگوی آرمانی انقلاب ایران از زن، از زبان یک زن وفادار به این الگو است. کتابی که مانند هر چیز دیگری که به انقلاب پیوند میخورد  آرمانگرا است و همچنان درگیر با تناقض های مشکل زایی است که- در کنار عملی نشدن وعده ها و رشد مجدد تفکرات سنتی زن ستیزانه- به عقیده من اتفاقا بزرگترین مانع بر سر راه ترویج چنین الگویی و عدم  توفیق آن در جذب زنان بوده است. الگویی که علی رغم آشنایی نویسنده با فرهنگ و تفکر سنتی- مذهبی عامه مردم، نه بر اساس شرایط موجود که بر اساس شرایط رویایی و دور از دسترس- به ویژه در جوامع اسلامی- ترسیم شده است و شاید جز در کتابها نتوان از آن سخن گفت
 ضمن اینکه این الگو به شدت تحت تاثیر، و وابسته به مردان و فرهنگ مردسالار حاکم بر جامعه و قرائتهای دینی است. وابسته به نوع نگاه مردان و محتاج به انصاف و تعادل در نگاه آنهاست! با این وصف زنان نه تنها بطور مستقل نمیتوانند صاحب نظر باشند بلکه حتی حق رای هم نخواهند داشت

 نویسنده اگرچه تلاش میکند برپایه آیات قرآن و برخی تفاسیر مترقی حق حاکمیت و قضاوت در اسلام را برای زنان به رسمیت بشناساند اما همچنان مهمترین وظیفه زن را- به پیروی از مفسران مذکر دین-  بقای نسل و تحکیم بنیان خانواده می داند و ظاهرا کهتری زن در خانه و خانواده و وجوب اطاعت و ولایت مرد در خانواده را پذیرفته است- یا دست کم در این مورد سکوت کرده است . کمتر خود زن و محدودیت ها و مقدوریت هایش - را مورد توجه قرار می دهد و بیشتر استحکام پیوند ها و تعاملش با خانواده و جامعه و فرهنگ سراسر مذکر حاکم  را در دستور کار خود قرار می دهد.در نهایت همچنان در حصار کلی گویی هایی درباره حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) به عنوان الگوی زن مسلمان اسیر است

       

برای مطالعه بیشتر نک
کدیور، جمیله، زن،انتشارات اطلاعات. چ دوم.1381
ترجمه عربی زن
المراه، دمشق: دارالفکر الطباعیه و التوزیع و النشر.2001
وب سایت شخصی خانم دکتر جمیله کدیور

برای اطلاعات بیشتر درمورد موزه عبرت(کمیته مشترک ضد خرابکاری)اینجا را ببینید

مطالب مرتبط
زن بیزاری
حجاب

مسجد و منبر
بلوغ دختران

 

معرفی کتاب مریم نصراصفهانی | 17 Oct 2008

زن در تفکر نیچه

زن را با حقیقت چه کار! از ازل چیزی غریب تر و دل آزار تر و دشمن خو تر از حقیقت برای زن نبوده است- هنر بزرگ او دروغگویی و بالاترین مشغولیتش به ظاهر و زیبایی است. بیایید ما مردان نیز اقرار کنیم که درست همین هنر و همین غریزه را در زن دوست می داریم و ارج می نهیم. مایی که کارو بار دشواری داریم و برای سبک کردن خویش نیاز به آمیزش با موجوداتی داریم که در زیرِ دستان و نگاه ها و حماقت های ظریف شان، جدیت و گرانی و ژرفی ما جنون آسا به نظرمان آید
فراسوی نیک و بد-نیچه

شلاق را فراموش نکن!
الف- نیچه فیلسوف غریبی است. اغلب علاقمندان به فلسفه، دیر یا زود، کم یا زیاد، برای مدتی طولانی یا کوتاه بالاخره زمانی دچارش میشوند. برخی تا پایان دچار نیچه می مانند و برخی تاب نمی آورند و رهایش میکنند و یا جذب اندیشه ای دیگر میشوند. مردمان عادی نیچه را بیشتر به واسطه سخنان زن بیزارانه اش می شناسند. آثار نیچه پر از گزین گویه های آشکارا زن ستیزانه ای است که برای هر خواننده و شنونده مردی دلچسب است و فقط خدا میداند برخی اساتید و دانشجویان مرد فلسفه چه لذتی میبرند از نقل آنها و تماشای قیافه دختران! و البته زمانیکه ما راوی باشیم چه اهمیتی دارد اگر خود نیچه گفته باشد: آنچه او درباره زنان بیان میکند در واقع حقایقی هستند از آن او، نه حقایقی درباره زنان
از سوی دیگر سبک تند و تیز، دراماتیک و اغلب طنزآلود نیچه خواندن آثارش را برای زنان دشوار میکند، چرا که باید زحمت زیادی به خرج بدهند تا ارجاعات صریح و تحقیر آمیز او را درباره خود نادیده بگیرند.
ب- زن در تفکر نیچه نوشته خانم نوشین شاهنده، کتاب ارزشمندی است که به بررسی موضوع مناقشه برانگیز زن در اندیشه های نیچه پرداخته است و فکر میکنم کماکان تنها کتاب تالیفی در این حوزه و حوزه های نزدیک به آن باشد. کتاب در سه بخش مجزا ابتدا به طور موجز و مختصر به معرفی مبانی تفکر نیچه می پردازد. در بخش دوم به بحث پر اهمیت طبقه بندی هایی که از زن در فلسفه نیچه انجام شده پرداخته و دو روی سکه زن در اندیشه نیچه را تحت عنوان «نیچه زن ستیز» و «نیچه زن ستا» مورد مطالعه قرار می دهد. در نهایت، در بخش سوم رابطه اندیشه های نیچه و فمینیسم معاصر بررسی میشود.
ج-  گرچه نیچه ندرتاً زن را، همچون حقیقت، هنر، زندگی و خرد ستایش میکند اما بطور کلی زن در اندیشه های او طبیعتاً پست و اخلاقاً منحرف و گمراه معرفی میشود. اندیشه های او در این زمینه را بیش از هرچیز تحت تاثیر عواملی چون شرایط جسمی و روحی خود او، تجربیات شخصی اش، سنت فلسفی گذشته، عقاید زمانه اش و اندیشمندانی نظیر ماکیاول و شوپنهاور دانسته اند. «زنان در دنیای نیچه خودشان سرنوشتشان را نمیسازند، آنها فقط دنیایی را که در آن جایگاهشان از پیش تعیین شده است؛ زینت می دهند یا آلوده می سازند». نیچه فقط ایفای نقش هایی را برای زن طبیعی می داند که از نظر کارکرد زیست شناختی مناسب اوست. او مرد را عمق و زن را سطح می داند. زن هایی که حتی خود نیز نوع زن را خوار می شمارند:« هرگز آیا زنی ذهن زنی دیگر را ژرف و دل زنی دیگر را با انصاف شمرده است؟ و مگر نه آن است که تا کنون این زنان بوده اند که زن را بیش از همه سرزنش کرده اند- نه ما؟» نیچه نسبت به جنبش های زنان بسیار بد گمان است و معتقد است اینگونه میخواهند از زن افسون زدایی کنند! او زنانی را که در طلب کار مردانه روشنگری هستند مورد تمسخر قرار میدهد : میتوانیم به حق بدگمان باشیم که آیا به راستی زن درباره خویش خواهان روشنگری است- و روشنگری تواند خواست؟…اگر زنی با این کار در طلب زیور تازه ای برای خود نباشد
د-با این وصف، نیچه ای که اینگونه به زن ستیزی و کینه توزی شهره است چرا علاقه و توجه فمینیست ها را به سوی خود جلب کرده است؟ فمینست ها اگرچه سوزش آتش تند انتقادات نیچه و تاثیر آن را تحمل کرده اند لکن از این آتش گرمای فراوانی هم بدست آوره اند
 به عنوان مثال انتقادات نیچه از تاریخ فلسفه در بسیاری از اصول بنیادینش با انتقادات فمینیست ها همسو است
 از آن مهمتر چشم اندازگرایی نیچه است که بر مبنای آن تمام حقایق چشم اندازی هستند و هر حقیقتی از چشم اندازی خاص حاصل میشود و بدون داشتن چشم انداز، داشتن هیچ حقیقتی ممکن نیست

 همچنین نظر نیچه در ارتباط با دخالت گرایش های فردی و گروهی در ایجاد ارزش ها، زیر سوال بردن عقل، فرهنگ، حقیقت وخیر. نقد او بر دوآلیسم فرهنگ غربی ، آرمان زهد، قدرت نامیدن و…به نظریه پردازی فمینیستی غنا بخشیده است

 برای مطالعه بیشترنک
شاهنده، نوشین.(1382). زن در تفکر نیچه. قصیده سرا و روشنگران و مطالعات زنان
وبلاگ خانم دکتر نوشین شاهنده

مطالب مرتبط

کریستین دوپیزان و کتاب شهر زنان

زن بیزاری

زنانه نگري/فمينيسم & معرفی کتاب مریم نصراصفهانی | 19 Sep 2008

فصل زنان

فصل زنان

الف- فصل زنان(ها) کتاب هایی شبیه مجله/مجله هایی شبیه به کتاب هستند که با رویکردی هم‌دلانه سعی در معرفی مجموعه آرا و دیدگاه های فمینیستی دارند. مجموعه کتابهای فصل‌زنان حاوی مقالات تالیفی و ترجمه‌ای با نگاه فمینیستی هستند. موضوعات مقالات منتشر شده در این مجموعه ها طیف وسیعی از عقاید و نظریات فمینیستی را در حوزه های مختلف پژوهش های علمی، اجتماعی، ادبی، فلسفی، تاریخی و… را، گاه با چاشنی یک قطعه شعر و چند داستان کوتاه در اختیار خوانندگان قرار میدهند. گاهی مقالات موجود در این مجموعه ها مقالات دشواری در حوزه فلسفه فمینیستی هستند، گاه مقالاتی در خصوص مسائل اجتماعی زنان در ایران و گاه بررسی تاریخی جراید زنانه در عصر مشروطه. در واقع هر شماره از فصل زنان مجموعه ای متنوع و خواندنی پیش روی شما میگذارد تا از دریچه ای فمینیستی به پیرامونتان بنگرید
این مجموعه‌ها به کوشش خانم ها نوشین احمدی خراسانی، فیروزه مهاجر، پروین اردلان و سایر دوستان و همکارانشان توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر میشود. مانند بسیاری از علاقمندان به مباحث فمینیستی، من نیز خانم نوشین احمدی خراسانی و همکارانشان را از طریق آثارشان می شناسم، و لازم نیست حتما اینطور آدم ها را بشناسی تا بدانی که چه مشکلاتی را تحمل میکنند برای معرفی «کابوسی به نام فمینیسم» به فارسی زبانان ایرانی. البته نام این افراد حتما به عنوان مادران معنوی اندیشه فمینیستی در ایران - که سعی در به ثمر نشاندن نوزادی بی پدر در جامعه ای پدرسالار داشته اند- در تاریخ ثبت خواهد شد و به یقین آیندگان سپاسگزار آنها خواهند بود
ب- فمینیسم، در حوزه نظر از پر رونق ترین مباحث است و در عرصه عمل در مدتی کوتاه رشد و گسترش سریعی داشته و تغییراتی شگفت انگیز ایجاد کرده است.  پدیده ای بسیار قدرتمند و پرنفوذ که روز به روز بردامنه نفوذ و قدرتش افزوده میشود و نمود عیان آن را میتوان در حضور بسیار پر رنگ زنان در عرصه های قدرت سیاسی دید. فمینیسم در حوزه های گوناگون نظریه پردازی اعم از حوزه های مربوط به علوم طبیعی و علوم اجتماعی صاحب رای  است و درقلمروهای گوناگون فیزیک، زیست شناسی، باستان شناسی، روان شناسی، جامعه شناسی، هنر، اخلاق، جغرافیا، معماری و شهرسازی، تاریخ، الهیات،  فلسفه ، سیاست، تکنولوژی، زبان، ادبیات، محیط زیست، حقوق، اقتصاد، سکسوالیته، خانواده و… صاحبنظران فراوان و نظریه هایی مشخصا زنانه نگر دارد. فصل زنان سعی میکند چشم خوانندگانش را نسبت به اهمیت و گستره پدیده فمینیسم در میدان های مختلف بگشاید. مطالعه فصل زنان (ها) نه فقط برای متخصصان که برای عموم زنان تحصیل کرده بسیار مفید و سودمند است. من فکر میکنم آشنایی عمومی با فمینیسم کمترین خاصیتش این است که عزت نفس و غرور و خود-باوری به زنان  وابسته و خود-کم بین ما خواهد داد و این اتفاق مبارکی خواهد بود
ج- زمان نوشتن این پست به همه شماره های کتاب دسترسی نداشتم اما اگر اشتباه نکنم تا کنون شش شماره از فصل زنان منتشر شده است.  صحبت کردن از محتوای بسیار متنوع این کتاب/مجله ها مجالی بسیار فراخ تر از یک پست وبلاگی می طلبد. برای همین هم تصمیم گرفتم برای نمونه اشاره ای کوتاه به یکی از مقالات شماره پنجم فصل زنان داشته باشم تحت عنوان«وبلاگ نویسی صحنه ای جدید برای ایفای نقش های خود» نوشته خانم مسرت امیر ابراهیمی که در آن به بررسی پدیده وبلاگ نویسی در میان زنان و جوانان ایرانی پرداخته است

وبلاگ نویسی
د-  نویسنده در این مقاله  اشاره میکند وبلاگ نویسی  باعث شده است در بسیاری از کشورهای درحال توسعه که افراد و به خصوص زنان و جوانان -که دخالتی در تولید محتوا در عرصه های تکنولوژیک نداشته اند- بتوانند از جایگاه مصرف کننده محتوا به جایگاه تولید کننده ارتقا پیدا کنند و در عین حال صرف نظر از جنسیت، سن، طبقه و نژاد خود و بدون در نظر گرفتن فاصله جغرافیایی با یکدیگر وارد گفتگو شوند. در ایران نیز ورود وبلاگ به زندگی جوانان طبقه متوسط ایرانی خبر از عزم آنها برای بیان خواسته ها، آرزوها و کمبودهای زندگی شان بدون در نظر گرفتن ملاحظات فرهنگی و سنتی می دهد. در جامعه ای که افراد آن-و به ویژه زنان آن- به فراخور موقعیت و جایگاهی که در آن قرار میگیرند و به فراخور مخاطبی که دارند ناگزیر از ایفای نقش هایی متفاوت و گاه متعارض هستند وبلاگ نویسی  فرصتی فراهم میکند تا شخصیت و هویت جدیدی کسب کنند که در دنیای واقعی سرخورده و پنهان شده است. با حذف محدودیت های اجتماعی و فرهنگی در کنار حذف بدن وبلاگ نویس ها این امکان را پیدا میکنند تا آزادانه سخن بگویند و هویت های متعدد خود را تجربه کنند. آنها اینگونه به خود واقعی خود نزدیک تر میشوند و در واقع خود را دوباره کشف میکنند.
نویسنده به وجود آرشیو در وبلاگ ها و همچنین قابلیت کامنت گذاشتن در آنها به عنوان دو امکانی خاص وبلاگها اشاره میکند: آرشیو باعث میشود افراد دارای تاریخچه ای قابل دستیابی برای عموم بشوند و به همین دلیل سعی کنند منسجم تر و منطقی تر باشند؛ و کامنت ها اهمیت وجود دیگران را به وبلاگ نویسان نشان میدهد و در جهت دهی به افکار و آرا نویسنده وبلاگ موثر واقع میشود. با این وصف نویسندگان وبلاگ ها نسبت به خود، آگاهی های جدیدی پیدا میکنند. حضور مستمر ذهن وبلاگ نویس در برابر دیگران باعث میشود که شخص برای خود هویتی خواناتر و حتی مستحکم تر از هویت خود در فضای واقعی بدست آورد و در این بین با بیان دورنیات خود و تعامل با دیگران اعتماد به نفس بیشتری پیدا خواهد کرد. به طور مختصر نویسنده اشاره میکند که وبلاگ نویسی از سویی در پروسه هویت سازی و کشف دوباره خود به کار گرفته میشود و از سوی دیگر در ارتباط با دیگران روابط جدیدی را ایجاد میکند که متاثر از فضای آزاد و دموکراتیک حاکم بر اینترنت است.
نویسنده همچنین به محدودیت هایی که جنسیت -حتی در فضای مجازی- ایجاد میکند اشاره دارد و به اینکه زن بودن یک وبلاگ نویس خط قرمزهایی بسیار بیشتر از یک وبلاگ نویس مرد برای او ایجاد میکند. مشکلات زن بودن در دنیای مجازی که تا حدود زیادی متاثر از مشکلات زنان در دنیای واقعی است باعث میشود زنان بیشتر از مردان با هویت های ساختگی بنویسند. در غیر اینصورت بیش از آنها مجبور به خود-سانسوری خواهند بود و از تصویر واقعی خود فاصله خواهند گرفت. نوشتن با هویت های غیر واقعی باعث میشود که وبلاگ برای زنان آینه ای باشد که در آن میتوانند خود پنهان شده  و یا خود سرکوب شده خود را ببینند و ذهنیات واقعی خود را در مقابل مخاطب آشکار کنند

 

توضیحات
فصل زنان؛ مجموعه آرا و دیدگاه های فمینیستی، به کوشش نوشین احمدی خراسانی، فیروزه مهاجر، پروین اردلان و دیگران، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان

مطالب مرتبط
سناتور
 

معرفی کتاب مریم نصراصفهانی | 26 Jul 2008

دو کتاب و یک فیلم

الف- باغ مخفی(!) موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برای یک مراجع عادی مثل من محیط بسیار جالبی دارد. آدم باورش نمی شودپشت یک در چوبی، جایی در حوالی هیاهوی تحمل ناپذیر خیابان انقلاب،  بتواند به چنین آرامشی دست پیدا کند. شما هم میتوانید روزهای یکشنبه و چهارشنبه که استفاده از کتابخانه برای عموم علاقمندان فلسفه آزاد است سری به آنجا بزنید و تعجب کنید از این همه ادب و احترامی که از نگهبان دم در تا مسئولین روابط عمومی و رئیس موسسه برای مراجعین قائل هستند. تعجب کنید از اینکه چقدر راحت میتوانید از اساتید وقت بگیرید، با آنها مشورت کنید و یا کتاب امانت بگیرید، تعجب کنید از اینکه کتابداران با خوش رویی تمام هر چندتا کتاب که بخواهید برایتان می آورند و خم به ابرو نمی آورند و تعجب کنید که موقع خروج خانم دکتراعوانی که اتفاقا او هم میخواهد از در خارج شود، بدون اینکه شما را بشناسد، در را برایتان نگاه میدارد و اصرار میکند که شما اول بفرمایید… باغ ارسطو نیست و حتما مشکلاتی نظیر آنچه در همه جای ایران وجود دارد در آنجا هم هست ،اما تفاوت مهمش در این است که از همان بدو ورود از در و دیوار خودش را نمایان نمیکند… تازه ما چه میدانیم در لوکیوم ارسطو چه می گذشته است
القصه،  اردیبهشت ماه امسال که برای گرفتن کتاب  به کتابخانه انجمن حکمت رفته بودم شنیدم که مسئولین کتابخانه درمورد خرید کتاب از نمایشگاه صحبت میکنند، بی مقدمه به میان حرفشان پریدم و گفتم که امسال در نمایشگاه کتاب چند عنوان کتاب خوب در حوزه فلسفه فمینسیتی وجود دارد و با توجه به فقدان منبع در کتابخانه کاش بشود که این کتابها را هم خریداری کنند. با ادب و احترام گفتند که نظر به بودجه محدود و اولویت خرید منابع دست اول امکان تهیه این کتابها وجود ندارد. چند هفته گذشت و من بطور اتفاقی یکی از مسئولین کتابخانه را در جایی دیدم . سلام کردم و ایشان فورا من را بجا آوردند و گفتند  که دو عنوان کتاب در حوزه فلسفه فمینیستی خریداری کرده اند و بزودی میتوانم با مراجعه به کتابخانه از آنها استفاده کنم و اما کتابها

feminist-philosophy
ب-کتاب راهنمای فلسفه فمینیستی، مجموعه مقالاتی است که به کوشش فیلسوف فمینیست مشهور خانم لیندا مارتین آلکوف و اوا فدر کیتی و توسط انتشارات بلک ول منتشر شده است. نظیر این کتاب ( مجمل تر یا مفصل تر) زیاد است (آنقدر که حتی در کتابخانه های ما هم پیدا میشود) اما به نظر من امتیاز مهم این گزیده‌نامه روزآمد بودن آن، اختصار و سادگی مقالات   است. کتاب در مجموع چهار بخش دارد و سه الی چهار فصل به قلم نویسندگان مختلف، در هربخش وجود دارد. فصل اول  عمدتا حول مباحث تاریخ فلسفه است. فصل دوم به معرفی بررسی های فمینیستی در فلسفه اخلاق اختصاص یافته است. فصل سوم  به مباحث فلسفه سیاسی فمینیستی  و رهیافت های نظری آنها اشاره دارد و فصل چهارم مباحث شناختی در فلسفه فمینیستی را معرفی میکند. به نظر من ترجمه چنین مجموعه های جمع و جوری برای آشنایی ابتدایی علاقمندان هم فلسفه و هم فمینیسم  با فلسفه فمینیستی بسیار سودمند است. در ضمن اشاره کنم که مباحث مطرح شده  در این مجموعه همگی به قلم فلاسفه فمینیست سرشناس و صاحب نام نوشته شده اند
ج- اما کتاب دوم که به شدت نظر من را جلب کرد، تحت عنوان فلسفه فمینیستی  مجموعه قطعات برجسته ای از فلاسفه فمینیست از سیمون دوبوار تا کنون را شامل می شود. این کتاب به کوشش آلیسن بایلی و کریس کیومو گرد آوری شده است . این کتاب ده بخش دارد که ذیل عناوین آنها  شما میتوانید قطعات برگزیده ای از نویسندگان صاحب نظر در آن حوزه خاص در فلسفه فمینیستی را مشاهده کنید. به عنوان مثال نخستین مقاله بخش جنس و جنسیت برگرفته از جنس دوم دوبوار است و نخستین مقاله نظریات اخلاقی فمینیستی از کارل گیلیگان  آورده شده است. نخستین مقاله مروط به نظریات پسا استعماری از چاندرا تالپاد موهانتی است و در بخش اپیستمولوژی مقالاتی از افرادی نظیر سوزان بوردو و ساندرا هاردینگ، لیندا آلکوف و لورین کد مشاهده میکنید. نخسین مقاله در زمینه سپهرهای جنسی(سکسوالیته ها)  ترجمه انگلیسی مقاله ای از ایری گاری است و…بخش های متنوع این کتاب همچنین به ارائه قطعات برجسته ای در زمینه های فلسفه های سیاسی فمینیستی، انتولوژی های فمینیستی ، مباحث مربوط به نژاد و نژادپرستی در فمینیسم و نظریات پیرامون مظلومیت و مقاومت زنان پرداخته است. بخش های کتاب از نظم منطقی خوبی پیروی میکند. یعنی ابتدا با قطعاتی درباره مظلومیت و مقاومت مواجه هستیم، سپس بحث جنس/جنسیت و… در انتها دو بخش شناخت شناسی و انتولوژی های فمینیستی آورده شده اند. البته مقالات موجود در هر بخش از مقالاتی آغازگر تا مقالات متاخر و ظاهرا به ترتیب تاریخ انتشار تنظیم شده اند. این کتاب حجیم(902 ص) تا انجا که من دیده ام، یکی از بهترین کتابهای موجود در زمینه فلسفه فمینیستی در کتابخانه های ایران است، ضمن اینکه- با توجه به کثرت آثار منتشر شده در حوزه های مختلف ، دسترسی محدود ما به منابع  و محدودیت عمر البته- من این سبک گردآوری را بسیار مفید می دانم. مثلا در حوزه شناخت شناسی فمینیستی (بطور خاص در بررسی نظریه دیدگاه) خانم هاردینگ گزیده نامه ای از بهترین و تاثیرگذارترین نوشته های موجود در این حوزه تهیه کرده است که کمک بسیار زیادی درآغاز میسر کار  پایان نامه ام به من کرد. به نظر این سبک نگارش، ضمن اینکه اطلاعات ماخذشناختی، تاریخی  و بافتی خوبی به خواننده میدهد، امکان برخود مستقیم با متون دست اول را هم برای او فراهم  می کند. البته چنین مجموعه هایی  مسلما از آفت گزینش های سلیقه ای مصون نخواهد بود

Dogville-Kidman
د- و اما فیلم! اول اعتراف کنم که من هیچ تخصصی در زمینه فیلم یا فلسفه فیلم ندارم و صرفا به عنوان یک مخاطب عامی دلم میخواهد به شما هم پیشنهاد کنم اگر تاکنون فیلم داگویل را ندیده اید حتما آن را ببینید، به نظر من فیلم بسیار متفاوت، تامل برانگیز، با پایانی غافلگیر کننده بود که ارزش دیدن دارد. با اینکه شخصیت اصلی داستان یک زن است به هیچ وجه نمیخواهم بگویم بهتر است فیلم  از منظری فمینیستی دیده شود… به نظرم گنجاندن این فیلم در هر قالبی کار غلطی است…اینکه از چشم اندازی مذهبی یا فمینیستی آن را ببینیم و یا اینکه یک لحظه فکر کنیم که این فیلم تنها حکایت حال مردمان آمریکا است… برای من داگویل تداعی گر چیزهای بسیاری بود با این حال نمیخواهم فیلم را با تفاسیر خودم حرام کنم . تنها اینکه با دیدن این فیلم  اولین چیزی که برایم تداعی شد یکی از اشعار مورد علاقه ام در عهد نوجوانی و آرمانگرایی بود
تا با کدام دمدمه خاکسترش کنند
در کوره مخاصمه یا کام اژدها
سطل زباله ای است
زمین
در فضا
رها

توضیحات
The Blackwell Guide to Feminist Philosophy(2006)edited by Eva Feder Kittay, Linda Martín;Alcoff, Linda Alcoff.  Blackwell Pub.
The Feminist Philosophy Reader (2008). by Alison Bailey; ChrisCuomo . Publisher: McGraw-Hill Higher Education.

 Dogville (2003) Director: Lars von Trier. Actors: Nicole Kidman, Harriet Andersson, Lauren Bacall, Jean-Marc Barr, Paul Bettany
 

مطالب مرتبط
فمینیسم وما 
فلسفه فمینیستی چیست؟
اخلاق فمینیستی
زن در فلسفه سیاسی غرب
فمینیسم جهان سوم

 

 

 

Next Page »


Search Engine Optimization