معرفی کتاب مریم نصراصفهانی | 31 Mar 2007
فمینیسم و ما
اسم فمینیسم که می آید اغلب قیافه هایشان یک جوری میشود(!) از برادرهای خودم بگیر تا وبلاگ نویس های درو همسایه و دوستان و اقوام و آشناها، انصاف این است که نه وضعیت زن های ما آنقدرها که بعضی ها ادعا میکنند خوب و منفک از وضعیت تاریخی سایر زنان جهان است ونه فمینیسم آنقدرها که بعضی ها خیال میکنند بوی گند میدهد، هرچند که شخصا به تقلید از راهبردهای فمینیسم غربی در ایران چندان خوش بین نیستم و در مسائل اجتماعی، مشکلات فرهنگی- تربیتی خودمان (زنان و دختران ایرانی ) را بسیار عمیق تر و جدی تر از مشکلات حقوقی و قانونی میدانم. منتهی با واکنش های تند و افراطی مخالفان فمینیسم هم موافق نیستم و به نظرم اغلب واکنش ها تند آنها ناشی از بی اطلاعی است، چراکه به محض اینکه بخواهیم وارد مطالعاتی در حوزه فمینیسم بشویم متوجه میشویم که ما نه با فمینیسم که با فمینیسم ها مواجهیم، و به این سادگی قابل تایید یا تکذیب نیست. واژه فمینیسم دارای بار تاریخی خاصی است که به عقیده من دانستن آن - با توجه به وسعت تاثیر گزاری آن بر دنیای امروز- برای هر آدم تحصیل کرده ای – اعم از مخالف یا موافق فمینیسم- لازم است.خوشبختانه اخیرا کتابهای خوبی به زبان فارسی در دسترس هست که فارغ از جهت گیری هایی که عادتا دربرابر هر اندیشه غربی انجام میدهیم ( بدون دانش کافی، یا شیفته آن میشویم و یا از آن اعلام بیزاری میکنیم) منتشر شده است.
یکی از اساتید ما میگفت:« اطلاعات تاریخی ما به اندازه سنمان است.» نا گفته پیداست که علم به بستر تاریخی که فمینیسم در آن شکل گرفته، شیوه های مبارزاتی که فمینیست ها در هر یک از امواج فمینیسم در پیش گرفته اند، واکنش ها و دستاوردهای هر کدام از این شیوه ها درپی داشته است و انواع مختلف فمینیسم برای کسانیکه خود را فمینیست یا آنتی فمینیست میدانند ضروری است.
اینها همه درباره خود فمینیسم بود که چیزی نزدیک دو قرن از عمر آن میگذرد. با این اوصاف تکلیف «فلسفه فمینیستی» که عمری کمتر از نیم قرن دارد کاملا مشخص است. از دهان اساتید و دانشجویان فلسفه( در مقاطع مختلف تحصیلی) به کرات شنیده ام که با افتخار میگویند تا بحال یک خط هم راجع به فلسفه فمینیستی نخوانده اند. جالب اینجاست که اینطور افراد بیشتر از سایرین اظهار نظرهای قاطعانه ای درباره فلسفه فمینیستی میکنند و آن را «مزخرفاتی که فلسفه را به گند کشیده است» میدانند
و اما غرض از این همه ذکر مصیبت این بود که بخاطر استقبال بسیار زیاد دوستان و ابراز علاقمندیهایی که شده است(!) تصمیم گرفته ام از این به بعد کتابهای خوبی را که در حوزه فمینیسم و به ویژه فلسفه فمینیستی می شناسم معرفی کنم و برای شروع هم از سه کتاب عمومی تر شروع میکنماول کتاب«از جنبش تا نظریه اجتماعی:تاریخ دو قرن فمینیسم» نوشته سرکار خانم حمیرا مشیر زاده از نشر پژوهش شیرازه
این کتاب رساله دکتری خانم مشیر زاده است و انصافا جز بهترین، کامل ترین و مبسوط ترین کتابهایی است که به زبان فارسی درباره فمینیسم دیده ام . در این کتاب به شیوه ای کاملا مستند، سیر جنبش اجتماعی زنان در آمریکا، برمبنای تقسیم بندی موجی که از جریان فمینیسم بررسی شده است. در هر بخش ابتدا زمینه ظهور هر یک از موج ها فمینیستی بررسی میشود و سپس خود آن موج خاص مورد بررسی و تحلیل قرار میگیرد. تنها مشکلی که از جامعیت کتاب اندکی میکاهد و در عین حال بر دقت آن می افزاید تمرکز بر جریانات فمینیستی در آمریکا و غفلت نسبی از جریانات فمینیستی در اروپا به ویژه فمینیسم فرانسوی است.
خانم مشیر زاده در مقدمه کتاب میگوید:«ما با چیزی مشخص و معین با عنوان فمینیسم روبرو نیستیم که بتوانیم به سهولت و به شکلی ساده آن را بپذیریم یا رد کنیم. در برخورد با فمینسیم (مانند سایر مقولات اجتماعی) باید از یکپارچه انگاری آن اجتناب کرد، تحولات و تنوعات زمانی-تاریخی و مکانی- جغرافیایی آن را شناخت و به وجود برداشت ها و تفاسیر متفاوت آن توجه کرد.(مقدمه کتاب،ص18)»
کتاب دوم « فمینیسم و دانشهای فمینیستی،ترجمه،نقد و تحلیل مجموعه مقالات دایره المعارف فلسفی روتلیج» است که سر ویراستار آن آقای حمید رضا حسنی است و ناشر آن هم دفتر مطالعات و تحقیقات زنان است
در این کتاب مقالات مربوط به مباحثی نظیر حقوق، اخلاق، الهیات، معرفت شناسی، علم، زبان، هنر و زیبایی شناسی از دانشنامه فلسفی روتلیج ترجمه و به انضمام نقد و تحلیلی که تحت عنوان «ملاحظات» به قلم متخصصان علوم دینی و با دیدگاههای خاص آنها که در انتهای هر مقاله آورده شده است، منتشر شده.ترجمه ی کتاب بسیار بسیار بسیار بد و پر غلط و بدون دقت انجام شده است.اما خواندن مقالات این کتاب برای آشنایی مختصر با مباحث فلسفه فمینیستی میتواند مفید باشد.چون منبع دیگری وجود نداره. البته شخصا توصیه میکنم پس از خواندن مقالات مقدمه و ملاحظات مترجمان را بخوانید تا با پیشفرض کمتری وارد مباحث بشوید. در ضمن این کتاب یک حسن بزرگ دارد و آن اینکه بصورت آنلاین و در این آدرس قابل دسترسی استکتاب سوم«کتاب راهنمای فلسفه فمینیستی» است نوشته آلیسن جاگر و ایریس یانگ به زبان انگلیسی است ، این کتاب یکی از کامل ترین کتابهایی است که در زمینه فلسفه فمینیستی در ایران قابل دسترسی است و در آن مقالات متعددی به دست جمعی از متخصص ترین فلاسفه فمینیست، به زبان ساده درباره فلسفه فمینیستی نوشته شده است، در بخش اول مقالاتی درباره فلاسفه و مکاتب فلسفی مختلف و شیوه مواجهه فمینیستها با آنها (چه برای نقادی و چه برای بکارگیری نظرات آنها از منظری فمینیستی) نوشته شده است. ترجمه مقاله «کانت» این کتاب به قلم رابین می اسکات در همین وبلاگ قابل دسترسی است. در فصل بعدی به فمینیسم ها بر اساس پراکنش جغرافیایی پرداخته شده و بعد از آن مباحث محوری فلسفه فمینیستی معرفی شده و در مقالات صاحبنظران آن حوزه خاص مورد بررسی قرارگرفته است. جاگر و یانگ در مقدمه این کتاب تحت عنوان«فلسفه فمینیستی چیست؟» می نویسند:« فلسفه فمینیستی به عنوان بخشی از دانش است که در اواخر دهه 1970 به عنوان شاخه ای از جنبش مطالعات زنان آغاز شد و مانند مطالعات زنان در سایر رشته ها، با اهدافی نسبتا متواضعانه برای پایان دادن به غیبت زنان در بسیاری از علوم دانشگاهی آغاز کرد، در آن زمان ابدا پیش بینی نمی شد مطالعات فلسفی و تجربه زنانه چنین حجم عظیمی از آثار را به وجود آورد، در فلسفه فمینیستی در شکل کنونی آن آرا بسیاری از فلاسفه مورد مناقشه قرار گرفته است و فلاسفه فمینیست باعث ایجاد تغییر اساسی الگوهای فلسفی در بسیاری از رشته های فرعی شده اند
فلسفه فمینیستی از توجه به استفاده ازشیوه های فلسفی موجود برای تر تیب مسائلی بطور خاص مربوط به زنان آغاز کرد و در درجه اول از مسائل مربوط به سیاست و اخلاق عملی، به سمت بررسی شیوه های آشکار و نهانی که در آن تنزل دادن زنان در اغلب آرمان های جاودان، مفاهیم مرکزی و نظریات مسلط فلسفی به عنوان امری ذاتی تلقی شده است حرکت کرد. فلسفه فمینیستی با تعهدش برای جبران درک «مردمحور» در فلسفه تعریف میشود…( مقدمه کتاب،ص1)» مشخصات دقیق این کتاب به این است شرح است و در کتابخانه مرکزی دانشگاه شهید بهشتی قابل دسترسی است
Jaggar, Alison M.; Young, Iris Marion, A Companion to Feminist Philosophy Publication: Malden, Mass. Blackwell Publishers, 2000
مقاله مریم نصراصفهانی | 10 Mar 2007
تفاسیر فمینیستی از ایمانوئل کانت
ایمانوئل کانت در کنار فلاسفه ای چون ارسطو، اکوئیناس، روسو، هگل و سارتر به عنوان فلاسفه ای که عقلانیت را به عنوان ویژگی ذاتی انسان می دانند و استدلال میکنند که ظرفیت زنان برای عقل متفاوت و نازلتر از مردان است بطور کلی به عنوان دشمن فمینیست ها شناخته میشود. اما مطالعات فمینیستی درباره این فلاسفه به هیچ عنوان محدود به بررسی آرا زن ستیزانه فلاسفه مذکور نیست. رابین می اسکات* از جمله فلاسفه فمینیستی است که درباره کانت پژوهش کرده است. او در کتاب «تفاسیر فمینیستی از کانت*» که در سال 1992 منتشر شد، مجموعه مقالاتی از صاحب نظران فلسفه فمینیستی در باب کانت را گردآوری کرده و چنانکه در مقدمه کتاب اشاره می کند در انتخاب این مقالات هم از نظریات نقادانه و هم از نظریات همدلانه با فلسفه کانت استفاده کرده است. اسکات در کتاب« شناخت و شهوت : نقد الگوی کانتی*» که در سال 1993 منتشر شد، دست به یک بررسی تاریخی می زند و در آن نشان میدهد که در تاریخ، از افلاطون تا کانت، تصور فهم و احساس با هم در تضاد هستند و زنان که با شهوت هویت می یابند، تهدیدی برای شناخت هستند. او چنین دیدگاهی را از آن جهت که نوعی از فلسفه است، محکوم میکند. این دیدگاه از نفوذ و سلطه مذکر حمایت میکند و آن را پیش می برد. ترجمه مقاله ای با عنوان کانت از همین نویسنده و از کتاب« راهنمای فلسفه فمینیستی*» را که دربردارنده خلاصه ای از مقدمه کتاب « تفاسیر فمینیستی از کانت» به همراه اشاره ای فهرست وار به آرا سایر صاحب نظران فمینیست در حوزه مطالعه کانت است را میتوانید اینجا مطالعه کنید
Robin may Schott *
Feminist Interpretation of Immanuel Kant *
Cognition and Eros *
A Companion to feminist philosophy,ed by Allison.M.Jaggar and Irismarion* young
يادداشت مریم نصراصفهانی | 07 Mar 2007
به بهانه 8مارس
کسی زن زاده نمی شود بلکه زن میشود
سیمون دوبووار
خیال میکنم پیش از اینکه تغییر کسانی یا چیزهایی را بخواهیم باید خودمان را تغییر دهیم و پیش از آن باید خودمان، مسائلمان، محدودیت ها و مقدوریت هایمان را بشناسیم. بیش از شعار محتاج شعور هستیم. بیش از انقلاب محتاج اصلاحیم
به نظر میآید همانگونه که آغاز فمینیسم اسلامی با قیمومیت پدری است…شعارها، مسائل و روشهای اصلاح طلبانه ما از تندروی های مردگرای مسلطی رنج می برد، ما کماکان محتاج تایید و تکیه گاهیم
زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 02 Mar 2007
فمينيسم اسلامي
الف- فمینیسم اسلامی شکلی از فمینیسم است که هدف آن برابری کامل همه مسلمانان اعم از زن و مرد در زندگی خصوصی و عمومی است. این اصطلاح در اواخر دهه 1990 در پاسخ به رشد محافظه کاری سیاسی اسلامی در کل جهان اسلام ابداع شد. فمینیست های مسلمان برای متمایز کردن آموزش های عمیقا ریشه دار برابری در قرآن و تقویت پرسش از تفاسیر مردسالارانه از اسلام به سوی ایجاد یک جامعه عادلانه و برابر تر تلاش میکنند.
ب- تاریخ و ظهور فمینیسم اسلامی: ریشه های جنبش مذکور در اواخر قرن نوزدهم قرار دارد. حقوقدان مصری، قصیم امین، نویسنده کتاب آزادی زنان (تحریر المرء) در 1899 که اغلب به عنوان پدر جنبش فمینیستی مصری توصیف میشود، از پیشگامان این عرصه است. امین در کتابش برخی از اعمال رایج در جامعه زمان خویش - چند همسری، چادر و جدایی دو جنس- را نقد میکند. او این امور را به عنوان احکام غیر اسلامی و متناقض با روح حقیقی اسلام محکوم میکند. کتاب امین نفوذ عظیمی در جنبش های سیاسی زنان در سراسر جهان اسلام و عرب گذاشت و امروز نیز خوانده و مورد استناد قرار میگیرد. اما زنانی که در انتقاد فمینیستی از جوامع خودشان بر امین مقدم باشند کمتر شناخته شده اند.
شاید مبارزه زنان در هند درباره نگرانی از مسائل بسیار اولیه در1892را بتوان بر قصیم امین مقدم دانست. البته زنان و مردان مصری، ترکیه ای، ایرانی، سوری و لبنانی مجلات فمینیستی اروپایی را حتی یک دهه زودتر می خواندند و از ارتباط آنها با خاورمیانه در نشریات عمومی بحث می کردند،آنزمان فمینیسم اسلامی به وسیله دانشمندان اسلامی، ای بسا رادیکال تر از فمینیسم سکولار تعریف می شد و با گفتمان اسلام در قرآن، به عنوان متن محوری، استحکام می یافت. در دوره معاصر مفهوم فمینیسم اسلامی ، با گروه های اسلامی که برای جلب حمایت اجتماعی تلاش میکنند و کوشش زنان مسلمان تحصیل کرده برای شرح نقش زن در اجتماع بیشتر رشد کرده است.
تاریخ و موفقیت بالقوه چنین جنبشی قابل بحث است چراکه بازگشت به قرآن که همواره درجه ای از احترام را برای زنان به رسمیت شناخته است در مقایسه با تاکید قرآن بر برتری مردان، حقوق مالکیت و احترام به مردان غالبا امری فرعی به نظر می رسد. ظهور فمینیسم در جهان اسلام همچنین با ظهور نفوذ غربی و کوشش سیاسی و اقتصادی برای هم ردیف شدن با قدرت های غربی و ترویج ایده های غربی مانند حق رای عمومی، حقوق برابر و دسترسی به آموزش همگانی همراه بود.
ج- قوانین خصوصی مسلمانان و فمینیسم اسلامی: یکی از حوزه های مهم مطالعه و مبارزه برای فمینیست های مسلمان در بخشهای گوناگون جهان قوانین فردی مسلمانان است. ام پی ال* شامل سه حوزه اصلی قانون یعنی ازدواج، طلاق و ارث است.
کشورهایی با کثریت اسلامی که ترویج کننده برخی اشکال ام پی ال هستند شامل عربستان سعودی، افغانستان، پاکستان، لیبی، سودان، سنگال، تونس، مصر، اندونزی و بنگلادش هستند.کشورهای با اقلیت مسلمان که روش ام پی ال را به کار میگیرند یا علاقمند به بکار بردن آن هستند شامل هند و افریقای جنوبی می باشند.
بطور کلی فمینیست های مسلمان به قانونگذاری ام پی ال در بسیاری از این کشورها معترضند. برخی فمینیست های اسلامی خواستار اصلاح ام پی ال بر اساس قرآن و سنت هستند . این فمینیستهای اسلامی برای گسترش روایتی موافق با زنانگی از ام پی ال تلاش کرده اند. دیگر فمینیست های مسلمان به ویژه در کشورهای اقلیت مسلمان که دولت های دموکراتیک دارند استدلال میکنند که ام پی ال نباید اصلاح بشود بلکه باید مردود اعلام شود و اینکه زنان مسلمان باید در عوض از قوانین مدنی دولتها کمک بخواهند. برای اغلب فمینیست های مسلمان موضوعات مورد اعتراض در ام پی ال چنین تدوین شده است :
چند همسری، طلاق، سرپرستی فرزندان و مالکیت زناشویی. همچنین مسائل مهمتری که پیشفرض چنین قانونگذاری هستند مانند سروری مرد در خانواده است نیز مورد اعتراض آنهاست.
د- سپهر های جنسی: به رغم وضعیت تابویی که سکس و سکچوالیته در بسیاری از جوامع مسلمان دارد برخی قرآن پژوهان استدلال کرده اند که خود قرآن بطور آشکار و مثبت از این مسائل بحث میکند. قرآن انسان ها را به عنوان موجودات جنسی می شناسد و محمد(ص) از شیرینی آمیزش سخن گفته است. در سوره های قرآن همجنس بازی ممنوع اعلام شده است و به خصوص در سوره لوط به این امر اشاره شده است. سوره یازدهم آیات 69-83 و سوره بیست و نهم آیات 28-35) سوره های قرآن به نظر می رسد که بطور مشخص به هم جنس بازی مذکر اشاره دارند. برخی مفسران معاصر تلاش میکنند در تفسیر متون قوانینی برای طیف گسترده تری از روابط جنسی علاوه بر ناهم جنس خواهی بیابند که البته با مقاومت جوامع مسلمان مواجه شده اند.
MPL : Muslim Personal Law1-ش
ش-2در آیات 32 و 33 سوره عنکبوت به همسر لوط هم اشاره شده است که چون از گناهکاران بود گرفتار عذاب الهی شد و این مسئله نشان میدهد که در قرآن هرگونه همجنس خواهی انحراف تلقی میشود.
ش-3این مطلب ترجمه و تلخیص «فمينيسم اسلامي» از دانشنامه آزاد ویکی پدیا است که اصل مقاله، ارجاعات آن و منابع بیشتر را میتوانید اینجا ببینید.
نماد فمینیسم اسلامی، ترکیب هلال ماه و ستاره اسلامی با نماد زنانگی




