معرفی کتاب مریم نصراصفهانی | 27 Jul 2007
عقل مذکر
الف-عقل مذکّر مردانگی و زنانگی در غرب* نوشته ی ژنویو لوید*، تا آنجا که من میدانم اولین کتابی است که در حوزه فلسفه فمینیستی به فارسی برگردانده شده است* این کتاب در سال 1984 منتشر شد و واکنش های زیادی را در پی داشت.
ب- در فصل اول این کتاب هفت فصلی عقل علم و سلطه ماده مسئله زنانگی و نظریه های معرفت در یونان باستان و عقاید فرانسیس بیکن در خصوص معرفت به مثابه در بند کشیدن طبیعت بررسی میشود. در فصل دوم تحت عنوان تقسیم نفس:مردانگی و زنانگی آرا افلاطون، فیلون اسکندرانی، آگوستینوس و آکوئیناس، در این خصوص مورد بررسی قرار می گیرد.در فصل سوم عقل همچون دستیافت روش دکارت و عقل و انفعال از نظر هیوم مورد توجه است و در فصل چهارم با عنوان عقل و پیشرفت به عقاید روسو، کانت و هگل پرداخته میشود. فصل بعدی با نام عمومی و خصوصی به آگاهی زیرین زن در اندیشه ی هگل می پردازد. فصل ششم با عنوان مبارزه برای استعلا خودآگاهی هگلی و اندیشه های سارتر و دوبوار درباره ی استعلا را بررسی میکند و فصل هفتم به پاره ای ملاحظات اختصاص یافته است.
ج- این مدعای رایج در مجادلات فلسفی کنونی که عقل «مردانه» است، ناگزیر این فکر را به ذهن متبادر میکند که هر آنچه برای مرد معقول و درست است ممکن است برای زن صدق نکند.
این کتاب نشان میدهد که مردانه بودن عقل انسان تنها به یکسو نگری سطحی زبان خلاصه نمیشود، بلکه ریشه های آن در دل سنت فلسفی غرب نهفته است. قصد این نیست که بگوییم زن حقیقتی خاص خود دارد یا ضوابطی مشخصا زنانه برای باورهای عقلانی هست. غرض، اقامه نظری است که لاف زنی های عقل را کمابیش رسوا میکند. گذشته از این، جنسیت یکی از چیزهایی است که تصور می رود اندیشه براستی عقلانی باید از آن برکنار باشد. این باور که اگر ذهن ها عقلانی باشند اساسا فرقی با هم ندارند، زیر بنای بسیاری از ایده آل های اخلاقی و سیاسی ماست*
د- عقل مذکر کتابی بسیار خواندنی است که مطالعه آن را به علاقمندان فلسفه فمینیستی جدا توصیه میکنم هر چند که میدانم اغلب علاقمندان جدی این حوزه آن را مطالعه کرده اند. اما نکته ای که لازم میدانم اینجا به آن اشاره کنم این است که با توجه به عدم آشنایی بسیاری از فمینیست ها با فلسفه و مطالعات نظری فمینیسم و در مقابل عدم اطلاع عموم دانشجویان فلسفه از سابقه فمینیسم و حوزه های نظری فلسفه معاصر، پیشنهاد میکنم پیش از خواندن این کتاب بسیار کم حجم ولی پر محتوا_ برای پرهیز از هرگونه قضاوت عجولانه_ حتما نگاهی به کتابهای عمومی تری که در این حوزه به رشته تحریر درآمده است داشته باشند نک: فمینیسم و ما
* The man of reason: male and female in western philosophy
* Genevieve Lloyd
* عقل مذکر:مردانگی و زنانگی در فلسفه غرب، ژنویو لوید، محبوبه مهاجر، تهران،نشرنی، 1381
* متن پشت جلد کتاب
زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 19 Jul 2007
اخلاق فمینیستی/اخلاق مراقبت
الف- فمینیست ها استدلال میکنند نظریه اخلاقی برمبنای تجربه مردان قرار دارد درحالیکه اخلاقگرایی بصورت قلمرویی عمومی تعریف شده است و نه قلمرویی خصوصی یا ملموس و خاص. اخلاق فمینیستی گرچه رویکردی واحد است، اما رهیافت های زنانه بسیار متنوعی را در زندگی اخلاقی دربر دارد. رهیافت های زنانه به اخلاق با تاکید بر روابط شخصی و اخلاق مراقبت*، به ارزش روابط انسانی اهتمام می ورزد. رهیافت های مادرانه بر ارتباط خاص ، بین مادران و بچه ها به عنوان الگوی تعامل اخلاقی تاکید میکنند. رهیافت های زنان همجنس گرا بجای وظیفه بر انتخاب تاکید دارند و در پی تعریف شرایطی هستند که در آن شرایط زنان همجنس گرا بتوانند رشد یابند. و بالاخره رهیافت های خاص فمینیستی به اخلاق بر وظیفه اساسی دگرگونی نظام ها و ساختارهایی که بر حاکمیت مردان و زیر دست بودن زنان در حوزه های عمومی و خصوصی مبتنی است تاکید می ورزند.
ب- در طی قرون گذشته اغلب کتاب های اخلاقی توسط مردان به نگارش درآمده است و دیدگاهی مردانه دارد. سابقه رهیافت های زن محور به اخلاق به قرون نوزده و هجده، در آثار افرادی چون مری ولستون کرافت، جان استوارت میل، هریت تیلورو… بازمی گردد. رهیافت های روبه رشد زنان به اخلاق این است که خصایص سنتی زنانه مثل مراقبت، دلسوزی، خیرخواهی، پرورش مهرورزی، به لحاظ اخلاقی، از خصایص سنتی مردانه مثل عقلانیت،عدالت و استدلال کم اهمیت تر نیستند. در این میان کارل گیلیگان اظهار داشت که زنان به هر دلیلی، مایلند با لحن مراقبت که بر روابط عینی و واقعی مبتنی است ، سخن بگویند، نه با لحن عدالت که بر روابط عینی مبتنی است.
ج- کارل گیلیگان* فیلسوف و روانشناس آمریکایی. او در کتاب مشهور و تاثیر گذارش با صدایی متفاوت* این بحث را مطرح کرد که استدلال اخلاقی در زن و مرد اشکال کاملا متفاوتی به خود می گیرد. زنان از آنجا که با رشد و پرورش کودک و نیز رشد اخلاقی او سر و کار دارند، اخلاقیات را درک مسئولیت و مناسبات تعریف میکنند.مردان مدعی اند که اخلاق بی طرفانه تعریف شده است و انسان را به تفکر درباره حقوق و قوانین وادار میکند. نظریه گیلیگان با یافته های روانکاوان فمینیست نظیر نانسی چدرا و جین بیکر میلر همخوانی دارد و بحث های فراوانی را در زمینه فلسفه اخلاق برانگیخت.
کتاب «با صدایی متفاوت» در شش فصل به ترتیب به این مباحث می پردازد:- جایگاه زنان در زندگی مردان- تصویرهای ذهنی ارتباط - مفاهیم خود و اخلاقیات- بحران و گذار- حقوق زنان و حکم زنان-ژرف بینی های پختگی*
د- نقادان به اخلاق فمینیستی با تردید می نگرند و معتقدند که اخلاق فمینیستی نسبت به منافع زنان تعصب می ورزد. اخلاقیون فمینیست در پاسخ می گویند این اخلاق سنتی است که متعصب است. آنان بر این باورند که برای قرن ها،اخلاقیون سنتی مدعی بودند که برای همه بشریت سخن میگویند در حالی که فقط اصولا برای مردان، آن هم برای مردان خاصی سخن می گفتند. در مقابل ، هر چند اخلاقیون فمینیست می پذیرند که از منظر تجربه زنان حرکت می کنند، اما هدف بزرگتر آن ها این است که اخلاقی را پی ریزی کنند که عام تر و عینی تر باشد؛ به گونه ای که هم آرای اخلاقی زنان و هم نظریه های اخلاقی مردان را در بر بگیرد.
در ضمن هم فمینیست ها و هم غیر فمینیست ها در مورد رهیافت های مادرانه به اخلاق مناقشه میکنند. نقادان غیر فمینیست به کاربرد یک رابطه ویژه به عنوان الگوی اخلاقی همگان- به ویژه که شامل مردان و زنان نازا نمیشود- اعتراض دارند. هم چنین نقادان فمینیست به اینکه لازم باشد غیر از زنانی خاص، همه از مادرانی که همه هستی خود را فدای فرزند میکنند پیروی کنند، به دیده تردید می نگرند و معتقدند انسانها باید رابطه دوستی خوب با یکدیگر داشته باشند که در آن ارتباطی یکسان بین طرفین بر قرار است
Ethics of care*
Carol Giligan*
In a Different Voice*
Giligan.Carol. In a Different Voice.Harvard University press.1982*
این کتاب در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران قابل دسترسی است
مطالب مرتبط
زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 02 Jul 2007
آرایش
الف- عمه ی من یک دختر خردسال دارد و از مدتها پیش با وسواس زیاد به دنبال یافتن یک مهدکودک خوب برای او بود، وقتی از علت وسواس ایشان پرسیدم ماجراهای جالبی درباره مهدهای کودک برایم تعریف کرد… عمه میگفت « یکی از همکارانشان با دختر کوچکش جایی منتظر ایستاده بودند که یک مادر و دختر با شرایط سنی مشابه از راه می رسند. در حین اینکه مادر ها با هم صحبت می کرده اند دختر بچه ها هم باهم دوست میشوند و زمانیکه میخواهند از یکدیگر خداحافظی کنند دختر غریبه یک رژلب از کیفش بیرون می آورد تا به عنوان یادگاری به دختر همکار عمه بدهد. خانم همکار عمه که حسابی جا خورده بوده از مادر دخترک می پرسد که چرا به دخترش اجازه استفاده از این وسایل را میدهد و مادر او هم در نهایت ناراحتی میگوید در مهدکودکشان همه دخترها از این چیزها دارند و این هم من را بیچاره کرده تا برایش بخرم!»
ب- تقریبا تمام فمینیست ها بر این نکته اتفاق نظر دارند که فشار برای تطابق با معیارهای زیباشناختی دست نیافتنی و فشارهایی که تبلیغات و رسانه ها به آن تداوم بخشیده اند از موانع بزرگ پیشرفت اجتماعی و سیاسی زنان در دنیای مدرن شده است. فمینیست های سیاه به این نکته هم اشاره میکنند که بیشتر تصورات از زیبایی زنان برپایه ارزش های مردان سفید بنا شده است و فمینیستهای جهان سوم نیز به غربی بودن این ملاکها اشاره دارند. رسانه های دیداری به شدت به این تلقی دامن می زنند بطوریکه در سینما و تلویزیون زنان همواره به عنوان موضوع تماشا مطرح هستند و مهمترین نقش هویت بخش به آنها ارائه جذابیت های جنسی شان است. طبیعی است که زنانی که در تمام دوران جوانی خود در تلاش برای تطابق با مد و معیارهای زیبا شناختی دنیای جدید هستند و برای دستیابی و حفظ آن حتی حاضر میشوند جسم خود را به دست تیغ جراحی بسپارند مسلما فرصتی برای پرورش سایر ابعاد فکری و روانی خود نخواهند یافت. ضمن اینکه تقاضا برای مطلوب بودن به هر قیمتی و دامن زدن به این شیوه اندیشه توسط رسانه ها بازار بسیار پر رونق و غیر قابل چشم پوشی برای اقتصاد سرمایه داری ایجاد کرده است که انتقاد و رویارویی با آن را به شدت دشوار میکند-> نک:فیلم.
ج- به نظر من مسئله آرایش ( آن هم در این وسعت و حجم) در ایران به شدت تحت تاثیر داستان مکرر سنت و مدرنیته است.زنان ما مدت کمی است که یکراست از پستوی خانه ها، بصورت گسترده ای وارد اجتماع شده اند. با همان افکار سنتی زنانه و با امکانات و فرهنگ جدیدی که نه مردان هنوز با آن کنار آمده اند و نه حتی زنان خود را در بکار گیری آنها محق میدانند. پس ناگزیر باید جانب احتیاط را نگه داشت و قدرت های پنهانی را که بطور سنتی در پیوند با زنانگی تعریف شده و جا افتاده است حفظ کرد. ضمن اینکه مسئله حجاب هم در تشدید و تغلیظ(!) آرایش ها بی تاثیر نبوده است. در راستای حفظ موقعیت زنان در جایگاه سنتی خود و در عین حال با ورود افکار جدید، اجباری بودن حجاب هم تبعات خاص خود را داشته است. کسانیکه به حجاب اعتقاد دارند و مایل به حضور در جامعه هم هستند و در عین حال کمافی السابق جذابیت ظاهری را مهمترین امتیاز خود به حساب می آورند، تلاش میکنند که تمام جذابیت خود را در چهره شان به نمایش بگذارند و به همین دلیل چه بسا خانم هایی با پوشش چادر ببینیم که با آرایش های غلیظ و زننده در مجامع عمومی ظاهر میشوند. در مقابل آنهاییکه دیگر به حجاب اعتقاد ندارند- با توجه به اجباری بودن آن در ایران- با آرایش های عجیب و تیپ های خلاف عرف به نوعی قصد اعتراض به اجباری بودن نوع پوشش را هم دارند. برای زنان ما که به تازگی وارد دنیای جدید شده اند مطلوبیت ظاهری از عوامل بسیار مهم اعتماد به نفس به شمار می رود، چرا که کماکان عامل هویت بخش دیگری نمیشناسند و اگر هم بشناسند عموما – و به حق - معتقدند که به زحمتش نمی ارزد! زنان ما همچون گذشته تمام هویت خود را در زنانگی و با تاکید بر زنانگی تعریف میکنند و این طرز فکر چنان نیرومند است که با فراهم شدن ارتباط سریع و ساده با مظاهر تمدن غربی، مد و آرایش وارداتی – بخاطر سنخیت با تلقی سنتی زنان از خودشان- به سرعت در فرهنگ ما جذب و هضم شده است.تمایل به تاکید بر روی جنسیت روز به روز فراگیر تر میشود تا آنجا که به طور ناخودآگاه به مهدهای کودک هم سرایت میکنند. وضعیت تاسف بار عموم دانشجویان دختر ما ثابت میکند که شصت درصد قبولی دختران در دانشگاه و میزان بالای مشارکت زنان بر اساس آمارها تعارفی بیش نیست. برای زنان این مملکت در درجه اول زنانگی و تاکید بر زنانگی است که سخن میگوید و ظاهراعموم زنان و مردان ما اعتراضی به این امر ندارند وعلی الظاهر اختصاص بودجه و سرمایه گزاری در امر تحصیل زنان اسراف وقت و انرژی است و منهای تاثیرات کم رنگی که به جا میگذارد بیشتر به درد تبلیغات سیاسی میخورد.
د- مدتها پیش جایی مقاله ای از خانم فاطمه مرنیسی خواندم که درآن از تمامی زنان دعوت کرده بود بجای اینکه برای جوان ماندن به انواع و اقسام لوازم آرایشی و عمل های جراحی روی بیاورند، بنویسند. مرنیسی به زنان توصیه کرده بود که با نوشتن دغدغه ها و مشکلات روزمره خود را روی کاغذ بیاورند و به کم اهمیت بودن آنها واقف شوند و در عین حال افکار ناراحت کننده را از خود دور کنند و جوان بمانند. او ادعا کرده بود که هیچ کرم پودری مانند نوشتن باعث شفافیت و زیبایی پوست نخواهد شد. بسیاری دیگر از فمینیستهای مسلمان نیز به شدت به آرایش مخالفند و معتقدند همانگونه که حجاب با تاکید بر جنسیت همچون مانعی بر سر راه زنان عمل میکند. آرایش هم خود نوعی حجاب به شمار می رود که خود واقعی زنان را می پوشاند. آرایش نوعی اقرار به نقص و کمبود است که اینگونه جبران میشود ->نک:فمینیسم اسلامی.
ه- شخصا با آرایش مخالفم اما آراستگی و پیرایش هم برای زنان و هم برای مردان را ضروری میدانم اگرچه فمینیست هایی را که در مقابله با سنت رایج میان زنان با اینها هم مخالفت میکنند تحسین میکنم و به هیچ وجه فکر نمیکنم که این کار آنان افراط محسوب بشود. اگر ما واقعا معتقد هستیم انسان بودن مقدم بر زن یا مرد بودن است منهای ادعا باید آن را در نحوه پوشش و گویش خود هم نشان بدهیم. اینکه حتی روشنفکر ترین و مدعی ترین مردان ما هم اولا و بالذات به زنانگی یک زن توجه دارند و ثانیا و بالعرض انسانیت او را مدنظر میگیرند حاصل فرهنگی است که خود زنان ما بوجود آورده اند و با آن سرگرم و دلخوشند. زنان ما در واقع به شدت منفعل هستند و شاید با توجه به فرهنگ مردسالارانه حاکم در کشور و نفوذ پر قدرت آن در تمام شوون زندگی فردی و اجتماعی ما نتوان بر آنها خرده گرفت…باید اعتراف کنم که این شیوه قرن هاست که جواب خود را پس داده است در حالیکه ادعاهای فمینیستی هیچ تضمینی برای موفقیت به همراه ندارد.
مطالب مرتبط


