Posts or Comments 11 March 2010

Monthly Archive for "August 2007"



زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 21 Aug 2007

فمینیسم و برخی مغالطات منطقی

Abortion_by_Amelee
پدیده فمینیسم در کشور ما جز آن دسته از پدیده هایی است که کمتر برای شناخت واقعیت آن تلاش شده است و همچون بسیاری از پدیده های وارداتی از غرب همواره در معرض برخوردهایی بدبینانه و یا در مقابل شیفتگی هایی غیر منطقی بوده است. به همین جهت در مواجهه با آن چه در مقام استدلال، چه در مقام نقد و چه در مقام دفاع، دستخوش انواع و اقسام مغالطات منطقی میشویم که باعث میشود فمینیسم هم از آن دسته پدیده هایی شود که اکثر ما خیال میکنیم درباره آن بسیار میدانیم در حالیکه در واقع آنچه ما میدانیم اطلاعاتی اندک و در عین حال مغشوش و نادرست است.
***
در منطق بجز قضایای بدیهی ، هر قضیه دیگری به خودی خود نه درست است و نه نادرست و ادعا بر درستی یا نادرستی آن محتاج دلیل است. بنا براین کسی که در تایید یا رد مطلبی سخن میگوید ، باید برای اثبات مدعای خود دلیل و برهان ارائه کند. گاهی هنگامیکه درباره مدعیات فمینیستی سخن میگوییم بجای اینکه برای ادعاهای خود استدلال بیاوریم با توسل به برخی مغالطات منطقی از زیر بار استدلال شانه خالی میکنیم.
از آن جمله مغالطه مسموم کردن چاه است. این مغالطه در جایی است که کسی ادعایی کند و برای جلوگیری از اعتراض دیگران، صفت مذمومی را به مخالفان آن مدعا نسبت دهد، بطوریکه اگر کسی بخواهد اعتراض کند گویا خود را مصداقی از آن صفات مذموم دانسته است. این مغالطه و مغالطه عکس آن یعنی تله گذاری– که به معنای نسبت دادن صفت مثبت و ممدوحی به مخاطب برای جلوگیری از اعتراض او است- در بحث درباره فمینیسم فراوان بکار می رود. گاه موافقان فمینیسم با نسبت دادن صفاتی همچون آزادگی، اندیشمندی، فهم و شعور بالا و درک دردهای ضعیفان، به زنانی که با مدعیات فمینیستی موافق هستند؛ بدون ارائه برهانی موجه دیدگاههای خود را مستدل جلوه می دهند و در مقابل گاه مخالفان فمینیسم با نسبت دادن صفاتی چون غربزدگی، لامذهبی، کوته فکری، سطحی نگری، بی تفاوتی به ارزشهای اخلاقی و خانوادگی، فراموش کردن مادری، لاقیدی و امثالهم بدون اینکه استدلالی مبنی بر مذموم بودن مدعیات فمینیستی بیاورند با توسل به این مغالطه مخاطب را وادار به سکوت می کنند، مبادا مصداقی از این صفات مذموم به حساب آید.
مغالطه بعدی مغالطه تکرار است که در آن با تکرار یک مطلب، به عنوان مثال «زنان و مردان باید از حقوق مساوی برخوردار باشند» و یا « مرد در خانواده حق ولایت و سر پرستی دارد» ، بجای آوردن دلیلی برای مدعای خود مخاطب را به لحاظ روانی خسته میکنند تا تسلیم شود. با تکرار مداوم اغلب مدعیات مطرح شده چنان ملکه ذهن مخاطب می شود که او خیال میکند  زمانی استدلال محکمی برای این ادعا ی مکرر شنیده است و اکنون به یاد ندارد.
مغالطه بعدی مغالطه عوام فریبی  است که در آن گوینده سعی میکند با تحریک و تهییج افکار عمومی و بدون اقامه دلیل و برهان و با توسل به جو حاکم نتیجه مطلوب خود را بدست آورد. با توجه به فرهنگ و سنت خاص ما و ارتباطات و پیوندهای عمیق میان مادر و فرزند و نقش کلیدی زن در نهاد خانواده، گاه مشاهد میشود که جنبش فمینیستی به عنوان نابودگر همه این ها معرفی شده و بدون اقامه دلیل و با تکیه بر حساسیت عمومی، فمینیسم به عنوان امری مذموم معرفی میشود.
 و اما چه کسانی واجد صلاحیت برای اظهار نظر در این حوزه هستند؟ آیا پدیده ای این چنین گسترده و موثر میتواند از جانب هر فردی که اندک اطلاعاتی درباره حقوق و مسائل زنان دارد معرفی شود؟ قطعا اینطور نیست. منتهی همیشه این اصل رعایت نمیشود. مغالطه توسل به مرجع کاذب در واقع هنگامی رخ میدهد که افراد غیر متخصص – ولی محبوب در انظار عمومی- درباره حوزه ای که در آن صلاحیت ندارند اظهار نظر کنند، و این مغالطه نیز فراوان دانگیر معرفی صحیح فمینیسم شده است.
در برنامه ها، مصاحبه ها و گپ و گفتگوهایی که در رسانه ها منتشر میشود موارد فراوانی را میبینیم که در آنها طرف گفتگو زنی است که مدعیات فمینیستی را مطرح میکند اما به محض اینکه از او پرسیده میشود آیا شما فمینیست هستید؟ قویا رد میکند… این عمل در واقع برای فرار از بار ارزشی این کلمه است. کلمات مترادف در فرهنگ های مختلف دارای بار ارزشی متفاوتی هستند و گاه برای فرار از ارزش گذاری منفی مخاطبان، افراد وادار به انکار برخی حقایق میشوند. در واقع در کشور بدون اینکه معرفی صحیح و بی طرفانه ای از فمینیسم انجام پذیرد، این واژه در لیست سیاه کلمات منسوب به غرب جای گرفته و تقریبا یک انگ تلقی میشود.
***
بعد از اشاره به برخی مغالطات مقام استدلال بد نیست به تعدادی از مغالطاتی که در مقام نقد فمینیسم هم رخ میدهد اشاره ای داشته باشیم. همانگونه که ادعا بدون دلیل پذیرفته نیست نقد هم بدون استدلال پذیرفته نمیشود. اما گاهی برای فرار از استدلال مرتکب مغالطاتی میشویم که باعث گمراهی مخاطب میشود.
از جمله مغالطاتی که در مقام نقد فمینیسم روی می دهد مغالطه انگیزه و انگیخته است و آن در جایی است که بجای نقد منطقی  محتوای یک مدعا به خاستگاه آن عقیده و انگیزه هایی که پشت آن است می پردازیم. نقد فمینیسم در کشور ما کرارا با این مغالطه مواجه میشود و بسیار اتفاق می افتد که بجای نقد محتوای مدعیات فمینیستی خاستگاه غربی آنها و حتی اعمال و افعال جانبداران فمینیسم مورد نقد واقع میشود.
مغالطه بسیار رایج دیگر مغالطه ای است تحت عنوان پهلوان پنبه و آن زمانی است که شنونده به مدعایی مستدل برخورد میکند که قدرت نقد آن را ندارد، آنگاه یک مدعای سست و ضعیف را به مخاطب خود نسبت میدهد- بعنوان مثال حالت افراط یا تفریط شده مدعا را و یا ضعیف ترین تقریر ممکن از آن ادعا را- آنگاه به نقد آن ادعا می پردازد. مانند زمانیکه فمینیسم را به عنوان زن سالاری تعبیر وسپس نقد میکنند .
مغالطه بعد که از آن با عنوان کامل نا میسر نام برده میشود زمانی رخمی دهد که عملا چند راه محدود پیش روی ماست و ما در مقام نقد به آرمان هایی دست نایافتنی اشاره میکنیم، این مغالطه، هم  در نقدهای فمینیست های ایرانی بر وضعیت فعلی کشور فراوان رخ میدهد و هم در نقدهای مخالفان فمینیسم به جریان های فمینیستی بسیار اتفاق می افتد. در واقع به نظر می آید که گاهی دیدگاه واقع نگر خود را به مسائل فرو میگذاریم و به ایده آل های دست نایافتنی دل می بندیم. گاهی اینطور به نظر می آید که هر دو طرف ارزیابی صحیحی از وضعیت زنان جامعه ما و مطالبات آنها در یک مقیاس کلی در دست ندارند.
مغالطه ارزیابی یک طرفه زمانی رخ میدهد که در مقام بحث یا مشورت تنها به نقاط مثبت و یا منفی پدیده ای اشاره کنیم و این مغالطه هم از جمله آفاتی است که راه را- چه از جانب منتقدان فمینیسم و چه از جانب موافقان آن- بر شناخت درست این پدیده بسته است.
***
وقتی مدعایی مطرح میشود و مورد نقادی واقع میشود، طبیعی است که مدعیان در مقام دفاع برآیند. مغالطات مقام دفاع زمانی رخ می دهند که شخص از اعتراف به نقاط ضعف یا سستی های مدعای خود می گریزد.
دو مغالطه بسیار رایج در بحث درباره فمینیسم – که هر دو بیشتر در مباحث شفاهی رخ میدهند- مغالطه نکته انحرافی و مغالطه شوخی بی ربط است. اولی زمانی رخ میدهد که توجه مخاطب را از موضوع اصلی به یک موضوع کاملا انحرافی و متفاوت منحرف کنیم و مغالطه بعدی چنانکه از نامش پیداست پیش کشیدن طنزی بی ربط  و خارج کردن سر رشته کلام از دست گوینده است. مباحث فمینیستی بطور خاص بسیار مستعد اینگونه مغالطات هستند. این مغالطات در عین حال باعث پایین آمدن ارزش سخنان ناقد در چشم شنوندگان نیز میشود.
مغالطه بسیار متداول دیگر در مقام دفاع در مباحث فمینیستی مغالطه اصرار بر پیش فرض است. در فرایند طبیعی شناخت معمولا وقایع و حوادث خارجی باعث اصلاح پیشفرض های ناموجه  ما میشوند اما گاهی اتفاق می افتد که افراد چنان بر پیشفرض های خود اصرار دارند که به هیچ روی حاضر به چشم پوشی از آنها نیستند.  ذهن ما در یک فرایند طولانی فرهنگی، اجتماعی و تاریخی سرشار از پیشفرض هایی در باره « زنان »،« مردان» و« زنانگی» و«مردانگی» است که به هیچ عنوان حاضر به چشم پوشی از آنها نیستیم. همین امر باعث میشود که در مواضع بسیاری علی رغم اینکه استدلال های قانع کننده ای شنیده ایم حاضر به تغییر موضع و تجدید نظر در پیشفرض های خود نباشیم و با اصرار بر آنها راه را بر شناخت صحیح خود و دیگران ببندیم. *
  

 

*برای مطالعه بیشتر درباره اقسام مغالطات نک: خندان، علی اصغر، منطق کاربردی،انتشارات سمت 

 

زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 08 Aug 2007

زبان

 

الف- از ام سلمه(همسر پیامبر اسلام) نقل شده است که گفت: به رسول خدا عرض کردم که چگونه است که مردان را یاد میکنی، اما از زنان چیزی نمیگویی؟ آنوقت آیه ی «إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا؛مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ايمان و مردان و زنان عبادت‏پيشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شكيبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقه‏دهنده و مردان و زنان روزه‏دار و مردان و زنان پاكدامن و مردان و زنانى كه خدا را فراوان ياد مى‏كنند خدا براى [همه] آنان آمرزشى و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است(احزاب آیه ی 35)»*

زبان و جنسیت   

 

ب- زبان و جنسيت چگونه در هم تأثير مى‏كنند؟ اين سؤال را مى‏توان، سؤال از تفاوت جنسى كاربرد زبان دانست. جنس‏ها چگونه سخن مى‏گويند؟ ما چگونه درباره جنس‏ها سخن مى‏گوييم؟ و آيا اين الگوها را مى‏توان يا بايد تغيير داد؟
در زبان انگليسى كه ضمير براى جنس مذكر و مؤنث متفاوت است، هنگامى كه ضمير را براى انسان - فارغ از جنبه‏هاى جنسيتى- به كار مى‏برند، از ضمير مذكر استفاده مى‏كنند. همين كاربرد عيناً در زبان عربى نيز وجود دارد و ضميرهايى چون «هو» يا «هُم» را براى يك انسان يا مجموعه‏اى از انسان‏ها به كار مى‏برند. امّا در زبان فارسى كه در كاربرد ضمير، اسم اشاره و اسماى جنس هيچ فرقى ميان جنس مذكر و مؤنث نيست، چنين مسئله‏اى مطرح نمى‏شود. فمينيست‏هاى ايرانى براى نشان دادن تأثير مردسالارى بر زبان فارسى، به نشانه‏ها و مصاديق ديگرى اشاره مى‏كنند و مثلاً تعابير جوانمردى، مردانگى و… را شاهد مى‏آورند. به هر حال، نويسندگان فمينيست اين گونه كاربردهاى جنسيتى در زبان را نشان از فرهنگ مردسالارى مى‏دانند
از جنبه زبانى، مردان، فاعل و زنان، مفعول و منفعل‏اند. مردان بر نهادهايى كه زبان را كنترل مى‏كنند، تسلط دارند مثل مدارس، كليساها، نشريات و قواى مقنّنه. اين در حالى است كه هم پسربچّه‏ها و هم دختربچّه‏ها، زبان مادرى را در دامان مادر مى‏آموزند.
ج- در اوايل دهه 1970، اهتمام و توجه فمينيستى به جنس و جنسيت، پرسش‏هاى عقلانى فلسفى و زبانى درباره چگونگى تأثير متقابل زبان، فرهنگ و انديشه را رونق‏بخشيد. در اثناى دهه های 1980 و 1990 فرهنگ فمينيستى در امريكا و اروپا، نه فقط در فلسفه و زبان‏شناسى بلكه در تاريخ، نظريه ادبى، روان‏شناسى، سياست و جامعه‏شناسى‏نيز به طور فزاينده‏اى چرخش زبانى ايجاد كرد. دانشمندان با ديدگاه‏هايى بسيار متفاوت، اظهار داشتند كه زبان و به‏طور كلى، گفتار يا نوشتار، روابط و هويت‏هاى جنسيتى را به وجود مى‏آورد و از امتياز مردانه و حق انحصارى گرايش به جنس مخالف، حمايت مى‏كند. در خارج از دانشگاه نيز زبان به‏طور عمده در ابحاث جنسيتى بروز يافت. نشريات پرتيراژ از سخن گفتن جنس‏ها با زبان‏هاى متفاوت گزارش دادند؛ روزنامه‏نگاران از نظارت فمينيستى نسبت به استفاده از كلمات شكايت مى‏كردند؛ فعالان حقوق ضد جنس‏گرا و همجنس‏گرا اصطلاحات جديد، مثل جنس‏گرايى يا ترس از همجنس را وضع كرده يا اصطلاحات مهجور را تجديد كردند
د- از آنجا كه در مباحثات زبانى - جنسيتى، افرادى با تصورات متفاوت از زبان و جنسيت شركت دارند، لذا در اين مباحث به طور خلاصه سه نوع تلاش جديد مطرح مى‏باشد: سنت انگليسى - امريكايىِ تجربه محور، نظريه‏پردازى روانكاوى از سوى فيلسوفان و زبان شناسان فرانسوى، و كار بر روى گفتمان و ساختار جنسيتى از سوى فيلسوفان و ديگر نظريه پردازان فمينيست در تحقيقات ادبى و فرهنگى.
ه- آيا ممكن است گروهى بتوانند تغييرات زبانى مطلوب و تغييرات اجتماعى مناسب را ايجاد كنند؟ و آيا بايد آن‏ها چنين كارى انجام دهند؟ تاريخ نشان مى‏دهد كه امكان بعضى قاعده سازى‏ها وجود دارد، اما در حوزه هایی محدود .اين بدان معنا نيست كه تفوق اجتماعى موجب برترى يك زبان نمى‏شود يا به اين معنا نيست كه تغيير اجتماعى در اثر تغييرات زبانى، ممكن نيست بلكه مى‏خواهيم بگوييم كنترل كامل كاربرد زبان (و در نتيجه كنترل كامل الگوهاى انديشه و عمل كه زبان در اختيار مى‏گذارد) فقط يك كابوس و رؤياست نه يك امكان واقعى و همان‏طور كه بسيارى از متفكران فمينيست يادآورى كرده‏اند، راه‏حل‏هاى سريع زبانى براى جنس‏گرايى و ناهمجنس‏گرايى صرفاً يك آرزوى غير عملى است

* معنای متن،نصر حامدابو زید، مرتضی کریمی نیا،طرح نو،ص207

* فمینیسم و دانش های فمینیستی(فصل هشتم)

 

 


Search Engine Optimization