معرفی کتاب مریم نصراصفهانی | 26 Jul 2008
دو کتاب و یک فیلم
الف- باغ مخفی(!) موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برای یک مراجع عادی مثل من محیط بسیار جالبی دارد. آدم باورش نمی شودپشت یک در چوبی، جایی در حوالی هیاهوی تحمل ناپذیر خیابان انقلاب، بتواند به چنین آرامشی دست پیدا کند. شما هم میتوانید روزهای یکشنبه و چهارشنبه که استفاده از کتابخانه برای عموم علاقمندان فلسفه آزاد است سری به آنجا بزنید و تعجب کنید از این همه ادب و احترامی که از نگهبان دم در تا مسئولین روابط عمومی و رئیس موسسه برای مراجعین قائل هستند. تعجب کنید از اینکه چقدر راحت میتوانید از اساتید وقت بگیرید، با آنها مشورت کنید و یا کتاب امانت بگیرید، تعجب کنید از اینکه کتابداران با خوش رویی تمام هر چندتا کتاب که بخواهید برایتان می آورند و خم به ابرو نمی آورند و تعجب کنید که موقع خروج خانم دکتراعوانی که اتفاقا او هم میخواهد از در خارج شود، بدون اینکه شما را بشناسد، در را برایتان نگاه میدارد و اصرار میکند که شما اول بفرمایید… باغ ارسطو نیست و حتما مشکلاتی نظیر آنچه در همه جای ایران وجود دارد در آنجا هم هست ،اما تفاوت مهمش در این است که از همان بدو ورود از در و دیوار خودش را نمایان نمیکند… تازه ما چه میدانیم در لوکیوم ارسطو چه می گذشته است
القصه، اردیبهشت ماه امسال که برای گرفتن کتاب به کتابخانه انجمن حکمت رفته بودم شنیدم که مسئولین کتابخانه درمورد خرید کتاب از نمایشگاه صحبت میکنند، بی مقدمه به میان حرفشان پریدم و گفتم که امسال در نمایشگاه کتاب چند عنوان کتاب خوب در حوزه فلسفه فمینسیتی وجود دارد و با توجه به فقدان منبع در کتابخانه کاش بشود که این کتابها را هم خریداری کنند. با ادب و احترام گفتند که نظر به بودجه محدود و اولویت خرید منابع دست اول امکان تهیه این کتابها وجود ندارد. چند هفته گذشت و من بطور اتفاقی یکی از مسئولین کتابخانه را در جایی دیدم . سلام کردم و ایشان فورا من را بجا آوردند و گفتند که دو عنوان کتاب در حوزه فلسفه فمینیستی خریداری کرده اند و بزودی میتوانم با مراجعه به کتابخانه از آنها استفاده کنم و اما کتابها
ب-کتاب راهنمای فلسفه فمینیستی، مجموعه مقالاتی است که به کوشش فیلسوف فمینیست مشهور خانم لیندا مارتین آلکوف و اوا فدر کیتی و توسط انتشارات بلک ول منتشر شده است. نظیر این کتاب ( مجمل تر یا مفصل تر) زیاد است (آنقدر که حتی در کتابخانه های ما هم پیدا میشود) اما به نظر من امتیاز مهم این گزیدهنامه روزآمد بودن آن، اختصار و سادگی مقالات است. کتاب در مجموع چهار بخش دارد و سه الی چهار فصل به قلم نویسندگان مختلف، در هربخش وجود دارد. فصل اول عمدتا حول مباحث تاریخ فلسفه است. فصل دوم به معرفی بررسی های فمینیستی در فلسفه اخلاق اختصاص یافته است. فصل سوم به مباحث فلسفه سیاسی فمینیستی و رهیافت های نظری آنها اشاره دارد و فصل چهارم مباحث شناختی در فلسفه فمینیستی را معرفی میکند. به نظر من ترجمه چنین مجموعه های جمع و جوری برای آشنایی ابتدایی علاقمندان هم فلسفه و هم فمینیسم با فلسفه فمینیستی بسیار سودمند است. در ضمن اشاره کنم که مباحث مطرح شده در این مجموعه همگی به قلم فلاسفه فمینیست سرشناس و صاحب نام نوشته شده اند
ج- اما کتاب دوم که به شدت نظر من را جلب کرد، تحت عنوان فلسفه فمینیستی مجموعه قطعات برجسته ای از فلاسفه فمینیست از سیمون دوبوار تا کنون را شامل می شود. این کتاب به کوشش آلیسن بایلی و کریس کیومو گرد آوری شده است . این کتاب ده بخش دارد که ذیل عناوین آنها شما میتوانید قطعات برگزیده ای از نویسندگان صاحب نظر در آن حوزه خاص در فلسفه فمینیستی را مشاهده کنید. به عنوان مثال نخستین مقاله بخش جنس و جنسیت برگرفته از جنس دوم دوبوار است و نخستین مقاله نظریات اخلاقی فمینیستی از کارل گیلیگان آورده شده است. نخستین مقاله مروط به نظریات پسا استعماری از چاندرا تالپاد موهانتی است و در بخش اپیستمولوژی مقالاتی از افرادی نظیر سوزان بوردو و ساندرا هاردینگ، لیندا آلکوف و لورین کد مشاهده میکنید. نخسین مقاله در زمینه سپهرهای جنسی(سکسوالیته ها) ترجمه انگلیسی مقاله ای از ایری گاری است و…بخش های متنوع این کتاب همچنین به ارائه قطعات برجسته ای در زمینه های فلسفه های سیاسی فمینیستی، انتولوژی های فمینیستی ، مباحث مربوط به نژاد و نژادپرستی در فمینیسم و نظریات پیرامون مظلومیت و مقاومت زنان پرداخته است. بخش های کتاب از نظم منطقی خوبی پیروی میکند. یعنی ابتدا با قطعاتی درباره مظلومیت و مقاومت مواجه هستیم، سپس بحث جنس/جنسیت و… در انتها دو بخش شناخت شناسی و انتولوژی های فمینیستی آورده شده اند. البته مقالات موجود در هر بخش از مقالاتی آغازگر تا مقالات متاخر و ظاهرا به ترتیب تاریخ انتشار تنظیم شده اند. این کتاب حجیم(902 ص) تا انجا که من دیده ام، یکی از بهترین کتابهای موجود در زمینه فلسفه فمینیستی در کتابخانه های ایران است، ضمن اینکه- با توجه به کثرت آثار منتشر شده در حوزه های مختلف ، دسترسی محدود ما به منابع و محدودیت عمر البته- من این سبک گردآوری را بسیار مفید می دانم. مثلا در حوزه شناخت شناسی فمینیستی (بطور خاص در بررسی نظریه دیدگاه) خانم هاردینگ گزیده نامه ای از بهترین و تاثیرگذارترین نوشته های موجود در این حوزه تهیه کرده است که کمک بسیار زیادی درآغاز میسر کار پایان نامه ام به من کرد. به نظر این سبک نگارش، ضمن اینکه اطلاعات ماخذشناختی، تاریخی و بافتی خوبی به خواننده میدهد، امکان برخود مستقیم با متون دست اول را هم برای او فراهم می کند. البته چنین مجموعه هایی مسلما از آفت گزینش های سلیقه ای مصون نخواهد بود
د- و اما فیلم! اول اعتراف کنم که من هیچ تخصصی در زمینه فیلم یا فلسفه فیلم ندارم و صرفا به عنوان یک مخاطب عامی دلم میخواهد به شما هم پیشنهاد کنم اگر تاکنون فیلم داگویل را ندیده اید حتما آن را ببینید، به نظر من فیلم بسیار متفاوت، تامل برانگیز، با پایانی غافلگیر کننده بود که ارزش دیدن دارد. با اینکه شخصیت اصلی داستان یک زن است به هیچ وجه نمیخواهم بگویم بهتر است فیلم از منظری فمینیستی دیده شود… به نظرم گنجاندن این فیلم در هر قالبی کار غلطی است…اینکه از چشم اندازی مذهبی یا فمینیستی آن را ببینیم و یا اینکه یک لحظه فکر کنیم که این فیلم تنها حکایت حال مردمان آمریکا است… برای من داگویل تداعی گر چیزهای بسیاری بود با این حال نمیخواهم فیلم را با تفاسیر خودم حرام کنم . تنها اینکه با دیدن این فیلم اولین چیزی که برایم تداعی شد یکی از اشعار مورد علاقه ام در عهد نوجوانی و آرمانگرایی بود
تا با کدام دمدمه خاکسترش کنند
در کوره مخاصمه یا کام اژدها
سطل زباله ای است
زمین
در فضا
رها
توضیحات
“The Blackwell Guide to Feminist Philosophy(2006)edited by Eva Feder Kittay, Linda Martín;Alcoff, Linda Alcoff. Blackwell Pub.
The Feminist Philosophy Reader (2008). by Alison Bailey; ChrisCuomo . Publisher: McGraw-Hill Higher Education.Dogville (2003) Director: Lars von Trier. Actors: Nicole Kidman, Harriet Andersson, Lauren Bacall, Jean-Marc Barr, Paul Bettany
مطالب مرتبط
فمینیسم وما
فلسفه فمینیستی چیست؟
اخلاق فمینیستی
زن در فلسفه سیاسی غرب
فمینیسم جهان سوم
عکس مریم نصراصفهانی | 21 Jul 2008
چادرهای زنان سرزمین من
اگرچه انجام چنین اقداماتی باعث خوشحالی است و جای تقدیر و تشکر دارد اما با مراجعه به نمایشگاه چند سوال برای من پیش آمد
اول اینکه این «جشنواره زنان سرزمین من» قرار است چه جور جایی باشد؟ نمایشگاه و فروشگاه صنایع دستی و لباس های محلی اقوام مختلف ایرانی؟ نمایشگاه و فروشگاه مانتوهای «جمعه بازار تهران» که رویشان چند خط شعر چاپ کرده اند و دو برابر قیمت میفروشند؟ بازارچه ای از مانتوها و روسریهایی که با تنوع بیشتر همه جا یافت می شوند؟ یا قرار است ارائه کننده طرح هایی نو، متنوع و کاربردی، بارنگ بندی هایی قابل استفاده برای عموم زنان ایرانی باشد؟
دوم اینکه معدود لباس های نویی که ارائه شده اند را باید کجاها پوشید؟ محل کار؟ محل تحصیل؟ مهمانی ها؟ من قبول دارم که بحث رنگ و مدل لباس تا حدود زیادی به سلایق افراد باز می گردد، با این وجود به نظر می آید این لباس ها مناسب هیچیک از این مکان ها نباشد
سوم اینکه لباس هایی که علی الادعا قرار است الگوی مد جوانان ایرانی قرار گیرند چقدر با توجه به شرایط سیاسی(!)، اجتماعی و اقلیمی ما طراحی شده اند؟ چند زن و دختر در کشور ما چنین لباس های جینگولی میپوشند؟ چند نفر حاضرند این روسری ها و چادرهای پیچیده و هزارتو و رنگارنگ را بپوشند؟ این همه جیب(جای کتاب و دفتر و مداد و خودکار و عینک و تلفن همراه) که در جدار داخلی چادر دوخته شده چقدر قابل استفاده است؟ به علاوه این مانتو/چادرهای پرچین و نوار و بند چقدر با شرایط اقلیمی و اجتماعی جامعه ما همخوانی دارد؟کسی که اینقدر اعتماد به نفس داشته باشد که چنین لباس هایی را بجای چادر/ مانتو بپوشد، اگر در تابستان تحمل گرما را داشته باشد و اگر در زمستان بتواند به نحوی با پوشیدن لباس های گرم زیر یا روی این چادرها خودش را گرم کند، اگر به جرم تبرج دستگیر نشود و اگر به اندازه زنان عشایر بختیاری علاقمند به پوشیدن لباس های پر چین داشته باشد باز من میترسم نصف آستین یا دامن چادر/ مانتواش زیر در اتوبوس یا لای چرخ تاکسی گیر کند و خدای ناکرده اتفاقی برایش بیفتد
چهارم اینکه اگرچه من خودم طرفدار استفاده از طرح و رنگ های بومی و قدیمی برای طراحی لباس های معمول هستم( صرف نظر از اینکه الگوهای ارائه شده چقدر واجد چنین خصوصیتی هستند) آیا نباید نگاهی هم به نیازها، شرایط و سلایق مردمی که در شهرها زندگی میکنند نیز داشته باشیم و به سبکی، راحتی، رنگبندی با توجه به فضای فرهنگی و آلودگی هوا و… داشته باشیممطالب مرتبط
حجاب،یک مسئله،سه رویکرد
زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 17 Jul 2008
کوکب خانم
الف- این دفعه آخری که از اصفهان به تهران می آمدم، در صندلی مجاورم در اتوبوس، خانم پزشکی به همراه دختر کوچکش نشسته بودند. دخترک در تمام مسیر روی زانوان مادرش بخواب عمیقی فرو رفته بود. مادرش هم به شدت خسته و کلافه به نظر می رسید. خانم دکتر سر صحبت را باز کرد و مطابق معمول حرف از آب و هوا را پیش کشید و این که در این گرمای طاقت فرسا مجبور شده دیروز (عصر پنجشنبه) با دخترش به اصفهان بیاید و امروز(عصر جمعه) به تهران بازگردد و فردا صبح هم باید سر کار برود و همه کارهای خانهاش هم روی هم تلنبار شده است. میگفت اغلب آخر هفته ها مجبور است دخترش را به اصفهان بیاورد چراکه پدربزرگ و مادربزرگ میخواهند تنها نوه پسری عزیزشان را زود به زود ببینند و دلشان برای جگرگوشه شان خیلی تنگ میشود. خانم دکتر که خودش اهل اصفهان نبود و به نظر می رسید تحمل خلقیات هم ولایتی های ما برایش سخت است تعریف میکرد که همسرش معمولا نمیتواند در این سفرها او و دختر کوچکشان را همراهی کند چون گرفتار است! و از آنجا که تنظیم مراودات بین خانواده ها معمولا به عهده خانم هاست و سود زیانش هم بیشتر متوجه زن خانواده است، تمامی بار مسئولیت راضی نگاه داشتن اقوام شوهر به عهده خانمی است که اتفاقا شغل بسیار پر زحمتی هم دارد و تمامی روزهای هفته باید سرکار برود، به جز جمعه ها که آن هم غالبا در مسیر بین راه اصفهان- تهران سپری میشود. خانم دکتر به شدت نگران بود و احساس گناه میکرد برای دختر خسته ای که فردا کلاس شنا داشت و غذاهایی که فرصت نکرده آماده و فریز کند و لباس هایی که نیازمند شسته شدن و اتو کشی هستند و خانه ای که به هم ریخته و نامرتب است
ب- وقتی ما از مرد«ها» حرف می زنیم احتمالا طیف وسیعی از انسانها با روحیات، توانایی ها، حساسیت ها و موقعیت های مختلف را مد نظر داریم. مردهای بزرگ، مردهای کوچک، مردهای شجاع، مردهای ترسو، مردهای بی تفاوت، مردهای حساس، مردهای باسواد، مردهای بیسواد، مردهای باشعور، مردهای بیشعور، مردهایی که میشود روی هوش و تدبیرشان حساب کرد، مردهایی که نمیشود روی هیچ چیزشان حساب کرد، مردهای درونگرا، مردهای برون گرا، مردهای پر حرف و خوش برخورد، مردهای کم حرف و عبوس، مردهای فهمیده، مردهای احمق، مردهای پیرو عقاید سیاسی، احتماعی و اقتصادی مختلف، مردهای…در مورد مردها ما براحتی به تفاوت های فردی آنها و علایق و سلایقشان احترام میگذاریم و اغلب در جمع های رسمی و غیر رسمی به فراخور شخصیت، تحصیلات و موقعیت اجتماعی آنها با آنان رفتار میکنیم
اما وقتی درمورد زن ها حرف می زنیم موضوع قدری فرق می کند: زن های جوان، زن های پیر(عجوزه)، زن های چاق، زن های لاغر، زن های موبور و چشم آبی، زن های مو مشکی و چشم آبی، زن های مو خرمایی و چشم آبی، زن های مو بور و چشم سبز، زن های موبور و چشم قهوه ای … زن های قد بلند، زن های قد کوتاه، زن های سفیدرو، زن های سبزه رو، زن های سیاه، زن های چشم درشت، زن های چشم ریز، زن های چشم متوسط، زن های… اگرچه جذابیت های جنسی تا حدودی میتوانند در تعیین سرنوشت زنان (به ویژه در امر ازدواج) نقش داشته باشند اما در نهایت جامعه از همه آنها توقعات یکسانی دارد. آنها باید مهربان، لطیف، خوش پوش و مراقب(مراقب همه چیز، از خانه و شوهر و فرزند و پدر و مادر و پدر و مادر شوهر و پدربزرگ و مادر بزرگ شوهر و عمه ها و خاله ها و دایی های خود/شوهر تا ماهی های داخل آکواریوم) باشند، یک زن خوب زنی فروتن و متواضع است که باید براحتی بتواند از عهده اداره ده دوازده «مهمان ناخوانده» بر بیاید در عین اینکه املای بچه ها و غذای ماهی ها فراموشش نمیشود. در نهایت الگوی همه زن ها همان «کوکب خانم زن پاکیزه و با سلیقه» است و همه میدانیم که جامعه چه قضاوت بی رحمانه ای درمورد زنانی که کوچکترین تخطی از اصول کوکب خانم داشته باشند دارد.
ج- من اینقدر غیر منطقی نیستم که بخواهم به جنگ الگوی دیرینه «کوکب خانم» بروم. حتی از میان بردن آن را مطلوب هم نمیدانم. عموم زن های ما نسبت به وضعیتی که دارند راضی هستند و آن را طبیعی قلمداد میکنند و ای بسا از آن لذت هم می برند . این نه بد است نه خوب. اتفاقا یک انتخاب مطمئن است که آنها در برابر بسیاری آسیب ها مصون نگه میدارد.
اما با افزایش زنان تحصیلکرده در جامعه ما با قشری از زنان مواجه شده ایم که با ورود به مشاغل سنتاً مردانه، با کوشش و علاقه فراوان بخش اعظم زندگی خود را وقف تحصیل و کار میکنند. این در حالی است که جامعه به شیوهای ظالمانه آنها را وادار میکند که بطور همزمان هم درگیر کارهای دشواری شوند که شوخی بردار نیست و هم کوکب خانم باشند… و وای به روزی که کسی بخواهد خلاف توقعات جامعه رفتار کند… گفتن ندارد که خیلی زود متوجه خواهد شد که خلاف جهت آب شنا کردن به دردسرهایش نمی ارزد… ابتدا ممکن است از خود راضی، خودنما یا خودسر خوانده شود اینجا مادربزرگ ها( که زنان مذکور حتی اگر بالاترین درجات علمی و تحصیلی را داشته باشد نهایتا باید غلط و درست را از آنها یاد بگیرند) وارد میدان میشوند. اگر آنها کاری از پیش نبرند نوبت دیگر کوکب خانم های امروزی موفق و جامع الا طراف! است که او را به راه بیاورند و نصیحتش کنند که «حتی اگه دختر وزیری آخرش سر به زیری» حال اگر آنها هم کاری از پیش نبرند- که معمولا می برند- خودسر افاده ای مزبور دیر یا زود از جمع زنان طرد خواهد شددر محیط های کاری و تحصیلی هم وضعیت بهتری در انتظارچنین زنی نخواهد بود(حتی اگر این زن با تحمل تمام فشارها بتواند بخوبی از عهده کارهایش بر بیاید). اگرچه ممکن است در ابتدا چنین زنی جلب نظر بعضی مردان مدعی روشنفکری بالا دست اش را بکند، اما اگر به خیره سری اش ادامه دهد و تسلیم تفکرات سطحی و مبتذل چنین آدمهایی – که بیشتر از آنکه از فکر سرچشمه گرفته باشد معلول چیزهای دیگری است- نشود انواع و اقسام حرف و حدیثهایی که پشت سرش هست را خواهد شنید… حرف هایی که در محیط های غیر رسمی میان مردان رد و بدل میشود و رسما بر موقعیت حرفه ای زنان_ در هر مقامی که باشند- تاثیر میگذارد . این در حالی است که آن زن هیچ راهی برای ورود به این محیط های خصوصی تصمیم ساز مردانه و دفاع از خودش نخواهد داشت . دقیقا همین جاست که روزی صد بار زمزمه میکند:یا لیتنی کنت ترابا
د- این مشکلات کما بیش مبتلا به اغلب زنان شاغل در کارهایی است که تا پیش از این تحت حاکمیت مردان قرار داشته و فرصت و انرژی تمام وقت را طلب میکند و مختص کشور ما هم نیست. اما از آنجا که ما برخلاف غربی های نادان و عقب مانده -که عقلشان نمی رسد چطور مشکلات را حل و بررسی کنند- راه حل تمام مشکلات را در آستینمان و یا در کتاب های آقای مطهری داریم براحتی میتوانیم بدون اینکه مثل غربی ها برای رفع چنین مشکلاتی به انواع زندگی های «همباشانه» روی بیاوریم و بنیان خانواده را سست کنیم، با در اولویت قرار دادن وظایف مادری و همسری، بدون لطمه زدن به لطافت زنانه زن، در کنار آنها به کار تخصصی بیرون از منزل هم بپردازیم . بقول یکی از کارشناسان تلویزیونی مسائل زنان در ایران «زن مسلمان ایرانی با توانایی های منحصر بفردی که دارد میتواند این همه اینها را با هم جمع کند» البته در مورد چگونگی جمع این اضداد- بدون تحمل فشار ها و آسیبهای روحی و جسمی جبران ناپذیر- کسی حرفی نمی زند. دلیل خوبی هم وجود دارد، چون آقای مطهری چیزی در این ارتباط نگفته اند
مطالب مرتبط
فمینیسم و برخی مغالطات
ازدواج
فی حقیقه العشق
زنانه نگري/فمينيسم & معرفی کتاب مریم نصراصفهانی | 11 Jul 2008
مطالعات خانواده/ FAMILY STUDIES
زن صالح شریک مرد بود در مال و شریک او بود در کدخدایی و تدبیر منزل و نایب او در وقت غیبت، و بهترین زنان، زنی بود که به عقل و دیانت و عفت و زیرکی و حیا و رقّت دل و کوتاهزبانی و طاعت شوهر و بذل نفس در خدمت او و ایثار رضای او و وقار و هیبت، آراسته بود، و به مدارات و خوشخویی سبب مؤانست و تسلّی غمها و زدودن احزان شوهر گردد
و همچنین باید که مال زن انگیزه رغبت نمودن به او نگردد، زیرا مال زنان سبب استیلا و تسلط و استخدام و تفوّق ایشان باشد، و چون شوهر در مال زن تصرف کند، زن او را به منزلت خدمتکاری و معاونی شمرد و او را وزنی و وقعی ننهد
اخلاق ناصری
الف- با شنیدن کلمه « خانواده » معمولا حس خوبی در آدم ایجاد میشود. احتمالاً از جمله نخستین کلماتی که با شنیدن این کلمه در ذهن تداعی میشود «امنیت» است و از جمله نخستین تصاویری که دختران و پسران علاقمند به تشکیل خانواده در ذهن میپرورانند زن و مرد جوان و شادابی هستند که یکی دو کودک زیبا با لپ های گل انداخته را عاشقانه در آغوش دارند… مادربزرگ و پدر بزرگی که لبخندهای بزرگی به لب دارند…مادر زیبایی که با آرایش و رضایت کامل مشغول درست کردن کیک پرتغالی یا ژله با طعم طالبی است… پدری که خسته اما خوشحال به خانه بازگشته و بچه ها از سر و کولش بالا میروند… مادری که به استقبال پدر میرود…خانواده ای که حتما خانه ای امن و آرام دارند که باغچه یا دست کم گلدان هایی دارد، احتمالا ماشین هم دارند، مسافرت می روند،سلامتی دارند، خوشحالند، راضی هستند…خوشبختند! خانواده یک همچین جایی باید باشد
آنتونی گیدنز اما چندان با این تصویر رویایی موافق نیست. او میگوید
درجامعه مدرن خانواده در حقیقت جای بسیار خطرناکی است. بنابر آمار، فرد ، در هر سنی و با هر جنسیتی ، در خانه بیش از بیرون خانه درشب، در معرض حمله جسمی احتمالی قرار دارد. در بریتانیا از بین هر چهار قتل را یکی از اعضای خانواده بر علیه عضو دیگر مرتکب میشود
من به این امر واقفم که این آمارها مربوط به بریتانیا است و نگاهی کوتاه به صفحه حوادث روزنامه های خودمان و یا حتی خانواده های اطرافمان به ما نشان خواهد داد که خوشبختانه کشور ما پر از خانواده های خوشبخت است
ب- کتاب درآمدی بر مطالعات خانواده نوشته جان برناردز که توسط آقای حسین قاضیانی ترجمه شده است در سال 1997 در انگلستان و با انگیزه نشان دادن لزوم ایجاد رشته دانشگاهی «مطالعات خانواده» در دانشگاه های این کشور منتشر شد. رشته مطالعات خانواده به عنوان یک رشته دانشگاهی پر رونق و تاثیر گذار به ویژه در کشور آمریکا و برخی کشورهای اروپایی از اهمیت به سزایی برخوردار است و نویسنده کتاب فقدان آن در انگلستان را مایه شرمساری می داند و امیدوار است مطالعاتی نظیر آنچه او انجام داده اهمیت وجود چنین رشته ای را نشان دهد. این کتاب نسبتاً تخصصی هشت فصل مفصل دارد که میتواند در کنار کتبی همچون اخلاق ناصری (باب تدبیر منزل) مورد استفاده پژوهشگران و برنامه ریزان مسائل زنان و خانواده، واعظان و البته سریال سازان تلویزیونی قرار گیرد. من در این یادداشت صرفاً به معرفی پاره ای از ایده های کلی مطرح در این کتاب میپردازم
ج- نویسنده در ابتدا کار خود را با به چالش کشیدن مفهوم «خانواده هسته ای» آغاز میکند. او میگوید: اکثر ما در خانواده به دنیا می آییم و بیشتر سال های کودکی و نوجوانی خود را، خواه به اختیار و خواه به اجبار، در «خانواده» میگذرانیم. تصور رایج و همگانی از «خانواده هسته ای» تصویر خانواده ای مرکب از زوجی جوان، تقریبا همسن و سال، سفید پوست، ازدواج کرده از دو جنس مخالف، با یکی دو فرزند سالم است که در خانه ای مناسب زندگی میکنند. در چنین خانواده ای مسئولیت ها به وضوح تقسیم شده و مرد در آن اساسا نان آور و زن در اصل خانه دار و پرستار و گاه آورنده درآمد با شغلی پاره وقت یا موقت است. نویسنده پس از پروراندن این مفهوم اعتراف میکند که «چیز عجیبی که درباره این تصویر وجود دارد این است که چنین تصویری کاملا غیر واقعی است.» چنین تصویری از خانواده جزئیات غنی و پرمایه ای از زندگی روزمره را حذف می کند و تمام جنبه های منفی زندگی خانوادگی را کاملا نادیده می گیرد.«خانواده هسته ای یک نوع آرمانی یا یک سازه نظری است که از درک شهودی برگرفته شده است.» نویسنده خاطر نشان میکند که خانواده ها از نظر فرهنگی، طبقاتی، کارکردی، سیرزندگی و… بسیار متنوع هستند. واقعاً آیا همه شوهر ها نان آور خانواده اند؟ آیا همه زن ها خانه دارند؟ آیا همه اعضای خانواده سالم و سرحال هستند؟ آیا والدین همه به هم عشق می ورزند؟ آیا همه پدر مادرها عاشق بچه هایشان هستند؟ آیا والدین یا فرزندان هیچگونه انحراف اخلاقی ندارند؟ آیا همه ما با ادب و عاری از خشونتیم؟ آیا خانه ها برای بچه ها و زنان جایگاه امنی است؟ آیا همه بچه ها پدر و مادر دارند؟ آیا خانواده های تک والدی وجود ندارد؟ برناردز میگوید :« با در نظر گرفتن این گوناگونی ها خواهید دید که خانواده هسته ای جز در قالب تصویری نیرومند در اذهان مردم وجود خارجی ندارد.» ما معمولا از وجود مشکلات دامنگیری نظیر اعمال خشونت از جانب شوهران بر زنان، والدین بر کودکان، جوانان بر کهنسالان و از خیانت همسران به یکدیگر و از افسردگی های فراوان زنان بخاطر انجام وظایف ملال آور مادری و همسری وارائه خدمات خانگی و از انحرافات اخلاقی والدین و فرزندان و از افزایش آمار طلاق و مشکلات پیش و پس از آن و از تاثیرات مخرب اعتیاد والدین به الکل یا مواد مخدر و از زنای با محارم و از …و از … و از … صحبت نمیکنیم و این به هیچ وجه به معنای وجود نداشتن آنها نیست بلکه نشان دهنده الگوی معیوبی است که ما از خانواده ساخته ایم و ترویج میکنیم. حقایق را نمیبینیم و نمیگذاریم که در معرض دید قرار بگیرند و اینگونه آسیب های ناشی از آنها را به جامعه تحمیل میکنیم . منظورم در بریتانیا است
د- کتاب درآمدی بر مطالعات خانواده موضع همدلانه ای نسبت به مطالعات فمینیستی در حوزه خانواده دارد و نویسنده با اذعان به وضعیت نامطلوب زنان در خانواده میگوید:« آمار نشان میدهد که مردان متاهل به دلیل ازدواج از لحاظ سلامتی روحی و جسمی در مقایسه با مردان مجرد وضع بهتری دارند حال آنکه زنان متاهل از لحاظ سلامت روحی و جسمی نسبت به همتایان مجرد خود در وضع بدتری به سر می برند» به نظر من این آمار علی رغم تمام فشارهای فرهنگ سنتی ما بر زنان مجرد در جامعه ما هم تا حد زیادی میتواند راست باشد. گرچه ما در مورد هیچ چیز - بخصوص اگر مربوط به مسائل زنان و خانواده باشد- آمار درستی نداریم.
نویسنده میگوید بی تردید مهم ترین پدیده تاثیر گذار بر نظریه پردازی درمورد خانواده فمینیسم بوده است.علی رغم تنوع دیدگاه ها بطور کلی همه فمینیسم ها از زیر دست بودن زنان در خانه ناراضی اند و متعهد به پایان دادن نابرابری ها در خانواده هستند. همچنین نویسنده به پایگاه های نظری رشته مطالعات خانواده توجه دارد و بیان میکند که مطالعات خانواده در حوزه نظری از ایده های مدرنیستی مربوط به مطالعه خانواده هسته ای سرانجام به طرح رهیافت های نظری دیدگاه پست مدرنیستی انجامیده است. چنانکه رسم دیدگاه پست مدرن است اکنون علایق پژوهشگران این حوزه به سوی مواردی جزئی اما تاثیر گذار در خانواده متمرکز شده است. بررسی موضوعات متنوعی از مسائلی مربوط به تنوع های قومی و نژادی و تاثیر آنها بر زندگی خانوادگی، به عبارت دیگر بررسی انواع زندگی های خانوادگی، آموزش هایی که همسران و والدین باید پیش از پذیرفتن نقش همسری یا والدگری دریافت کنند (در نگرش سنتی تلویحا تصور میشود که همه والدین به نحوی از انحا میدانند که چگونه والدگری کنند، اما در جامعه مدرن دلایل خوبی برای تردید در این مورد وجود دارد) تا پدیده غر زدن زنان و بازنگری آن، تدارک غذا توسط مادران، «خرید خانه» به عنوان کاری عمدتا زنانه که به شیوه ای مردانه سامان یافته است تا اسباب بازی های مروج سکس برای دختران و خشونت برای پسران و رسانه هایی که به این تصورات کلیشه ای دامن میزنند باید در دستور کار قرار گیرند
نویسنده یادآوری میکند که وظیفه مطالعات خانواده موعظه درباره بد بودن یا خوب بودن طلاق، سقط جنین، ازدواج، تک والدی بودن و مانند آن نیست وظیفه این رشته بررسی و پذیرفتن واقعیت ها و درک و دریافت چگونگی به حداقل رساندن درد و رنج و محنت و حداکثر رسانی شادی و خشنودی و عشق در زندگی خانوادگی است
ه- نویسنده در نهایت به ما پیشنهاد میدهد که با تقدم خانواده بر فرد، چه در زندگی اجتماعی و چه در زندگی شخصی احتمالا به هدف مطلوب که همان تخفیف درد و رنج و تشدید رضایت و خشنودی است دست خواهیم یافت. نویسنده بر بازتعریف نقش ها و مشارکت بیشتر دولت در ارتقا کیفیت زندگی خانوادگی تاکید میکند چرا که در نهایت این جامعه است که از داشتن شهروندانی خوب نفع بسیار میبرد
همچنین او میگوید:« این واقعیت که زنان زایمان میکنند به معنای آن نیست که آنان برای خرید مواد غذایی، درست کردن غذا، مرتب کردن رختخواب، شستن لباس یا هریک از صدها جز امور منزل و نگهداری و مراقبت از فرزندان نیز مناسب ترند» این مسئولیتها نباید امری بدیهی پنداشته شود. ما باید به فرهنگ سازی و آموزش «مادری کردن مردان» بپردازیم و بیش از پیش، هم به لحاظ قانونی و هم به لحاظ فرهنگی، مردان را در امور مربوط به خانه و خانواده مشارکت دهیم.
و- مطالب کتاب بسیار متنوع تر و مفصل تر از آن چیزی است که در این یادداشت به آن اشاره کردم. به عنوان مثال نویسنده بخش مستقل و مفصلی را به کودکان و بررسی مسائل آنها به عنوان «بیگانه هایی آشنا» اختصاص می دهد که درجای خود بسیار خواندنی است. عناوین فصول این کتاب به ترتیب عبارت از:« زندگی خانوادگی » « نظریه پردازی درباره زندگی خانوادگی» « مطالعات خانواده» « خانواده ها در جامعه» « همسری» « والدگری» « مقدم داشتن خانواده» هستند
برای اطلاعات بیشتر نک
خواجه نصیرالدین طوسی. اخلاق ناصری. به تصحیح مجتبی میرزایی. انتشارات خوارزمی
برناردز، جان. (1384). درآمدی به مطالعات خانواده حسین قاضیانی. نشرنی
گیدنز، آنتونی.(1386). جامعه شناسی. منوچهر صبوری کاشانی. نشر نی
مطالب مرتبط
ازدواج
آموزش
جنسگرایی در برنامه های کودکآنچه مادران باید بخوانند
مطالعات مردان
يادداشت مریم نصراصفهانی | 03 Jul 2008
پایان نامه / پرده آخر
الف- هفت سال تحصیل نا آرام در گروه فلسفه دانشگاه شهید بهشتی باعث شده بود تا گاهی خیال کنم جهنم هر کجا که باشد بهتر از اینجاست و گاهی تصور کنم در بهترین مکانی که امکان تحصیل فلسفه در ایران در آن وجود دارد قرار گرفته ام و بهترین سالهای عمرم را میگذرانم. مشکل من این است که احتمالا بیشتر از آنچه که متداول است درگیر تحصیلم میشوم و در اموری دخالت میکنم که احتمالا به من مربوط نیست. این اخلاق بد از دوران ابتدایی تا دانشگاه برایم مسئله آفرین بوده است البته با این تفاوت مهم که در دانشگاه پدر و مادر آدم را احضار نمیکنند! به هر حال انبوه اتفاقات ریز و درشتی که خیلی هایش را تنها با مراجعه به دفاتر یادداشت های روزانه ام بخاطر می آورم بطورناخودآگاه باعث شده بود که نگرانیهایی برای جلسه دفاع داشته باشم. اما خوشبختانه همه چیز با آرامش کامل برگزار شد و به خیر و خوشی پایان یافت. از آنجایی که من خیلی آدم آرامی نیستم و بخصوص در آن شرایط نمیتوانستم باشم میتوان نتیجه گرفت که بخش اعظم رضایتی که اکنون احساس میکنم معلول باتجربگی، حسن تدبیر و بزرگواری اساتید حاضر در جلسه دفاع بوده است
ب- محورهای اساسی مورد بررسی در پایان نامه من «معرفت شناسی فمینیستی به روایت ساندرا هاردینگ»بر مبنای فصول آن برای کسانی که ممکن است نیاز به دانستن مطالبی درباره معرفت شناسی فمینیستی هستند: در فصل نخست تحت عنوان «جنسیت و علم» به بحث جنسیت یافتگی علم پرداخته ایم و با استفاده از بیان ساندرا هاردینگ سعی در اثبات تاثیر جنسیت دانشمند در علم داشتیم. در فصل دوم سعی کردیم نشان دهیم که چگونه معرفت شناسی های رایج از توضیح ابژه نوظهوری بنام نظام جنس/جنسیت ناتوان هستند و همین امر لزوم نظام های معرفت شناسی جایگزین را نشان میدهد. فصل سوم سعی میکند شمای کلی از معرفت شناسی های فمینیستی با عنایت به تقسیم بندی ساندرا هاردینگ در این حوزه (شناخت شناسی های تجربه گرای فمینیستی، نظریه دیدگاه فمینیستی و شناخت شناسی های پیست مدرن فمینیستی) به دست دهد. فصل چهارم به بررسی نخستین رویکرد شناختی فمینیستی تحت عنوان «تجربه گرایی فمینیستی » می پردازد و سعی میکند مزایا و معایب آن را – به عنوان قدیمی ترین و پذیرفته شده ترین رویکرد- شرح دهد. در فصل پنجم به بررسی نظریه دیدگاه فمینیستی پرداختیم که به زعم هاردینگ مهم ترین و امید بخش ترین رویکرد در میان شناخت شناسی های فمینیستی است و قائل به امتیازات شناختی برای دیدگاه های زنان است. فصل ششم بررسی ایده اصلی هاردینگ تحت عنوان «عینیت نیرومند» را بر عهده دارد و فصل هفتم انتقادات وارد بر نظریه دیدگاه و پاسخ هایی که میتوان به آنها داد بیان میکند و در ضمن به طور مختصر به بررسی پیوند این نظریه با نظریات پست مدرن و انتقادات پست مدرنیستی بر نظریه دیدگاه می پردازد. فصل هشتم دربردارنده نتیجه بحث است. از این پایان نامه در تاریخ 11 تیر 1387 دفاع شده و با اخد نمره 75/18 با درجه عالی احتمالا از سال آینده در کتابخانه مرکزی دانشگاه شهید بهشتی در دست رس خواهد بود
ج- با اینکه بنا نداشته و ندارم که در این وبلاگ مسائل شخصی خودم را بیان کنم اما روز دفاع به قدری گیج بودم که فراموش کردم یک تشکر درست و درمان از استاد راهنمایم –جناب آقای دکتر عبدالکریم رشیدیان- بکنم. بسیاری از دشواری های این مسیر بدون راهنمایی های ایشان صعب العبور مینمود. از دشواریهای مربوط به تازگی موضوع تا پیچیدگی های مربوط به این موضوع به نحو خاص تا دشواری های ویژه تفکر و ادبیات پست مدرن به نحو عام. بدون تعارف کار کردن زیر نظر ایشان دستاوردهایی بسیار فراتر از یک پایان نامه برای من داشت . تا پایان عمر خود را مدیون ایشان خواهم دانست. همچنین باید از راهنمایی های استاد مشاورم جناب آقای دکتر مسگری تشکر کنم و از باریک بینی های سودمندشان و البته از توصیه های بسیار بجای استاد داور بزگوارم جناب آقای حنایی کاشانی سپاسگزارم
از پدر و مادرخوبم و از دوستان دوست داشتنی ام- چه آنهایی که افتخار دادند و در جلسه دفاع شرکت کردند و چه آنانی که نتوانستند بیایند وتلفنی ماجرا را دنبال میکردند- بسیار سپاسگزارم و برای همه آنها – که غالبا درگیر پایان نامه هایشان هستند- از صمیم قلب آرزوی موفقیت میکنم
مطالب مرتبط
پایان نامهچگونه پایان نامه بنویسیم: بخش اول










.

