Posts or Comments 03 September 2010

Monthly Archive for "October 2008"



زنانه نگري/فمينيسم & معرفی کتاب مریم نصراصفهانی | 24 Oct 2008

زن

چون حوا در بهشت نافرمانی کرد و از آن درخت گندم خورد، حق تعالی زنان را هشت ده چیز عقوبت فرمود کردن
اول حیض
دوم زادن
سوم جدا شدن از پدر و مادر و مرد بیگانه را به شوهر کردن
چهارم به نفاس آلوده شدن
پنجم آنکه مالک تن خویش نباشد
ششم کمی میراث
هفتم طلاق که به دست ایشان نگردد
هشتم آنکه مرد را چهار زن حلال گردد و زن را یک شوی
نهم آنکه در خانه معتکف باید بودن
دهم آنکه در خانه سر پوشیده دارد
یازدهم آنکه گواهی دوتن برابر یک مرد نهاده اند
دوازدهم آنکه از خانه بیرون نیاید مگر با کسی محرم
سیزدهم آنکه مردان را نماز عید و نماز آدینه و نماز جنازه بود و از پس جنازه روند و عزا کنند و زنان را اینها نباشد
چهاردهم امیری را نشاینده و نه نیز قضا را و نه حکم را
پانزدهم آنکه فضل هزار بهره است یک بهره از آن زنان راست و دیگر مردان را
شانزدهم آنکه در قیامت چندان که جمله امت را عذاب بود یک نیمه از آن زنان(فاجر) را بود
هفت دهم چون شویش بمیرد چهار ماه و ده روز عدت بباید داشتنش
هشت دهم آنکه چون شویش طلاق دهد سه ماه یا سه حیض عدت بباید داشتن
اینها عقوبت های زنان است که یاد کردیم
نصیحه الملوک-امام محمد غزالی

تصویر برخی از زندان زندانی در کمیته مشترک ضد خرابکاری/موزه عبرت
الف-  برای من که بیش از چهار سال پس از انقلاب در ایران به دنیا آمده ام تماشای تصاویر فعالیت و مشارکت زنان در انقلاب و پس از آن در جنگ هشت ساله با عراق نظر به غیبت تاریخی توده زنان ایرانی در فعالیت های اجتماعی-  همیشه جذاب بوده است. روزی که برای اولین بار و به طور تصادفی گذرم به موزه عبرت افتاد با دیدن تصاویر و مجسمه های  زنانی که آنجا زندانی بود و شکنجه می شدند واقعا متعجب شدم! اغلب مردان از آیت الله منتظری تا محسن مخملباف- نام آشنا بودند ولی کسی از زنان را نمیشناختم! چه بر سر این زنان آمده است؟ آیا با تفکرات پیروز پس از انقلاب همسو نبوده اند؟ آیا پس از انجام وظیفه و ادای تکلیف به خانه ها بازگشته اند؟ آیا انقلاب آنها را فراموش کرده است؟ آن همه شوق و شور کجا رفت و چگونه خاموش شد
اگر جمعیت  زنان مبارزی که با تفکر پیروز در انقلاب همسو نبود را که کنار بگذاریم. به جرات میتوان گفت که اندیشه های امام خمینی مهمترین و جذابترین عامل محرک برای ایجاد انگیزه و جنبش در جامعه خموده زنان ایرانی بوده است. تفکراتی که پیش و پس از انقلاب بر تساوی زنان با مردان، کرامت زنان و شان و توانایی های آنان و نقش انکار ناشدنی شان در مبارزه و هم تشجیع مردان تاکید داشته است . نسل من  نمونه زنانی که انقلاب  و اندیشه های امام خمینی به آنها اجازه بروز و ظهور دادند را در میان کسانی همچون خانم ها اعظم طالقانی، معصومه ابتکار، فائزه هاشمی، جمیله کدیور، فاطمه راکعی، زهرا رهنورد و امثال ایشان میشناسد. زنانی که در چهارچوب های حاکمیت و اسلام می اندیشند، چادر به سر میکنند، در عرصه های سیاسی و اجتماعی فعال و صاحب نظر هستند، روزنامه  و هفته نامه منتشر میکنند، نمایندگی مجلس را بر عهده میگیرند، سمت های مختلف اجرایی داشته و دارند و در عین حال افکاری مدرن و حتی المقدور برابریخواه در چارچوب دین و نظام در سر دارند.نسلی که همچنان اسلام را راه نجات زن از بندگی، تحقیر و لعبت بودن میداند و همچنان شیفته آرمان های امام و الگوی متفاوت- متفاوت از اندیشه های رایج میان رهبران مسلمان- پیشنهادی او برای زنان مسلمان هستند
 بدون تردید جوشش انقلاب در زنان و ترغیب آنان برای ورود به صحنه مشهود تر از مردان بود. زنان در کلام امام خمینی ندای رهایی از ستم مضاعفی را که طی قرون متمادی بر آنان در حوزه های مختلف اجتماعی و خانوادگی تحمیل شده بود شنیدند و به این ندا لبیک گفتند: این پیروزی را ما از بانوان داریم، قبل از اینکه از مردها داشته باشیم. بانوان محترم ما در صف جلو واقع بودند. بانوان عزیز ما اسباب این شدند که مردها هم جرات و شجاعت پیدا کنند…- امام خمینی / زن.ص55-56
 الگویی که اگرچه در نوع خود قابل مطالعه است  اما نتوانسته افراد زیادی- از دو قطب پیوستار زنان سنتی-مذهبی و زنان غیرمذهبی-مدرن - را به خود جذب کند و این تیپ همچنان به زنان و دختران جوان در دوران انقلاب محدود و منحصر مانده است. در اطراف مان فراوان نمونه هایی میبینیم که از دوسوی  قطب این پیوستار جذب قطب مخالف میشوند. پوشش مانتو را رها میکنند و چادر و گاهی هم روبنده میپوشند و به عرفان یا تفکرات سنتی-مذهبی روی می آورند یا چادر و گاه روبنده را کنار میگذارند و جذب جریان های متجدد و سکولار جنبش های زنان میشوند. در این میانه ظاهرا الگوی ارائه شده برای زن مسلمان متجدد ایرانی پس از انقلاب -دست کم در خود ایران-کمترین طرفدار را دارد


ج- مطابق معمول بیشترین کتابها و مقالات در ارتباط با الگوی یاد شده را مردان نوشته اند. در این بین اما خانم جمیله کدیور کتابی تحت عنوان «زن» دارند که میتوان در آن به چشم متنی برای معرفی الگوی پیشنهادی زن انقلابی مسلمان نگریست.
کتاب که در واقع مجموعه مقالات  نویسنده در ارتباط با زن است- و به همین جهت بسیار پرتکرار هم هست-طبق روال کتابهای منحصر به موضوع زن- از جنس دوم دوبووار تا زن کدیور- با اشاره به این نکته آغاز میشود که نویسنده نسبت به نگارش کتابی در این حوزه  و محدود کردن اندیشه اش به مسئله زنان بی میل بوده است. منتهی درد آنجاست که هر چقدر هم بی میل باشی و نخواهی خود را به چنین موضوعی محدود کنی، آنگاه که پرده های شعار کنار رود، واقعیت تلخ اولیت و اولویت جنسیت در برخورد با زنان، نویسندگان را وادار به نوشتن کتابهایی با چنین موضوعی-زن- میکند.
بخش اول کتاب که محققانه ترین بخش آن نیز هست- به ضرورت توجه به فرهنگ عامه اشاره دارد و به بررسی امثال و حکم به عنوان کهن ترین تراوشهای ذهنی بشر میپردازد. نویسنده با آوردن فراوان مثال و مثل نشان میدهد که اساس اقتدارگرایی جامعه ایرانی و فرهنگ سیاسی حاکم بر ایران در طول تاریخ گذشته اش را باید نخست در روابط خانوادگی میان زن و مرد جستجو کرد و آن را به ابعاد وسیعتر دیگر نیز تعمیم بخشید و پس از آن به بررسی زمینه های تاریخی و اجتماعی پذیرش اقتدارگرایی در روابط ایرانیان با یکدیگر می پردازد. بخش بعدی کتاب به طرح این ادعا میپردازد که فرهنگ ضد زن مبتنی بر اسرائیلیات است. خانم کدیور در این بخش تلاش میکند تا به بررسی و نقد ریشه های اندیشه های زن ستیزانه(منسوب به اسلام) در میان مسلمانان بپردازد و در مقابل مدل پیشنهادی امام در انقلاب را به عنوان الگویی دور از افراط و تفریط با تکیه بر حفظ حیثیت و احترام زن معرفی کند. نویسنده بر نفوذ فراوان اندیشه های زن بیزارانه برگرفته از تورات در میان عام و خاص مسلمانان اشاره میکند: از این اندیشه عوامانه که زن از دنده کج و  چپ آدم آفریده شده تا اندیشه هایی نظیر آنچه نزد خواصی چون غزالی، ملاصدرا( که زنان را در زمره حیوانات می دانست و او را فاقد روح انسانی و الهی میپنداشت) و  حاج ملا هادی سبزواری مورد اعتقاد بوده است. نویسنده ضمن تاکید بر نفی چنین تصاویری از زن در قرآن همچنین به تاکید بر نفی شی گونگی زن و اهمیت نقش او در بنای جامعه، از منظر اندیشه های اسلامی امام خمینی و آقای مطهری میپردازد

جنگ.
خانم کدیور همچنین با اشاره به آیات و روایات مختلف سعی در ارائه تصویری زن ستا  از زن در اسلام دارد. به عنوان نمونه با اشاره به ماجرای ملکه سبا و سلیمان در قرآن با توجه به چهره مثبت بلقیس(ملکه سبا) بیان میکند که زمانیکه قرآن زن پادشاهی را به واسطه عقل و تدبیرش تایید میکند، چگونه براین باوریم که حاکمیت و قضاوت زن در اسلام جایز نیست؟ همچنین با اشاره به تفاسیری که از آیه مناقشه برانگیز الرجال قوامون علی النسا شده است به این نکته اشاره میکند که برابر نظر بسیاری از اهل نظر(که طبعا همگی مرد هستند) برتری مرد بر زن تنها در حوزه خانه و خانواده و به جهت پرداخت مهر و نفقه است و… قس علیهذا
این کتاب همچنین حاوی یادداشت هایی  در ارتباط با وضعیت زن در تاریخ ایران و هچنین مطالبی مرتبط با  چهارمین کنفرانس جهانی زن در پکن است که در آن نویسنده به فراگیر بودن مشکلات زنان در همه جای دنیا و ناتوانی الگوهای غربی برای رفع آنها اشاره کرده است. تفکرات غربی که در بسیاری جهات تنها صورت مسئله را دگرگون کرده اند و فرودستی زن در خانواده و اجتماع را به فرودستی و فرومایگی زن در ابژه میل جنسی بودن تغییر داده اند

جنگ
د- کتاب زن نوشته خانم جمیله کدیور کتاب خوبی برای آشنایی با الگوی آرمانی انقلاب ایران از زن، از زبان یک زن وفادار به این الگو است. کتابی که مانند هر چیز دیگری که به انقلاب پیوند میخورد  آرمانگرا است و همچنان درگیر با تناقض های مشکل زایی است که- در کنار عملی نشدن وعده ها و رشد مجدد تفکرات سنتی زن ستیزانه- به عقیده من اتفاقا بزرگترین مانع بر سر راه ترویج چنین الگویی و عدم  توفیق آن در جذب زنان بوده است. الگویی که علی رغم آشنایی نویسنده با فرهنگ و تفکر سنتی- مذهبی عامه مردم، نه بر اساس شرایط موجود که بر اساس شرایط رویایی و دور از دسترس- به ویژه در جوامع اسلامی- ترسیم شده است و شاید جز در کتابها نتوان از آن سخن گفت
 ضمن اینکه این الگو به شدت تحت تاثیر، و وابسته به مردان و فرهنگ مردسالار حاکم بر جامعه و قرائتهای دینی است. وابسته به نوع نگاه مردان و محتاج به انصاف و تعادل در نگاه آنهاست! با این وصف زنان نه تنها بطور مستقل نمیتوانند صاحب نظر باشند بلکه حتی حق رای هم نخواهند داشت

 نویسنده اگرچه تلاش میکند برپایه آیات قرآن و برخی تفاسیر مترقی حق حاکمیت و قضاوت در اسلام را برای زنان به رسمیت بشناساند اما همچنان مهمترین وظیفه زن را- به پیروی از مفسران مذکر دین-  بقای نسل و تحکیم بنیان خانواده می داند و ظاهرا کهتری زن در خانه و خانواده و وجوب اطاعت و ولایت مرد در خانواده را پذیرفته است- یا دست کم در این مورد سکوت کرده است . کمتر خود زن و محدودیت ها و مقدوریت هایش - را مورد توجه قرار می دهد و بیشتر استحکام پیوند ها و تعاملش با خانواده و جامعه و فرهنگ سراسر مذکر حاکم  را در دستور کار خود قرار می دهد.در نهایت همچنان در حصار کلی گویی هایی درباره حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) به عنوان الگوی زن مسلمان اسیر است

       

برای مطالعه بیشتر نک
کدیور، جمیله، زن،انتشارات اطلاعات. چ دوم.1381
ترجمه عربی زن
المراه، دمشق: دارالفکر الطباعیه و التوزیع و النشر.2001
وب سایت شخصی خانم دکتر جمیله کدیور

برای اطلاعات بیشتر درمورد موزه عبرت(کمیته مشترک ضد خرابکاری)اینجا را ببینید

مطالب مرتبط
زن بیزاری
حجاب

مسجد و منبر
بلوغ دختران

 

معرفی کتاب مریم نصراصفهانی | 17 Oct 2008

زن در تفکر نیچه

زن را با حقیقت چه کار! از ازل چیزی غریب تر و دل آزار تر و دشمن خو تر از حقیقت برای زن نبوده است- هنر بزرگ او دروغگویی و بالاترین مشغولیتش به ظاهر و زیبایی است. بیایید ما مردان نیز اقرار کنیم که درست همین هنر و همین غریزه را در زن دوست می داریم و ارج می نهیم. مایی که کارو بار دشواری داریم و برای سبک کردن خویش نیاز به آمیزش با موجوداتی داریم که در زیرِ دستان و نگاه ها و حماقت های ظریف شان، جدیت و گرانی و ژرفی ما جنون آسا به نظرمان آید
فراسوی نیک و بد-نیچه

شلاق را فراموش نکن!
الف- نیچه فیلسوف غریبی است. اغلب علاقمندان به فلسفه، دیر یا زود، کم یا زیاد، برای مدتی طولانی یا کوتاه بالاخره زمانی دچارش میشوند. برخی تا پایان دچار نیچه می مانند و برخی تاب نمی آورند و رهایش میکنند و یا جذب اندیشه ای دیگر میشوند. مردمان عادی نیچه را بیشتر به واسطه سخنان زن بیزارانه اش می شناسند. آثار نیچه پر از گزین گویه های آشکارا زن ستیزانه ای است که برای هر خواننده و شنونده مردی دلچسب است و فقط خدا میداند برخی اساتید و دانشجویان مرد فلسفه چه لذتی میبرند از نقل آنها و تماشای قیافه دختران! و البته زمانیکه ما راوی باشیم چه اهمیتی دارد اگر خود نیچه گفته باشد: آنچه او درباره زنان بیان میکند در واقع حقایقی هستند از آن او، نه حقایقی درباره زنان
از سوی دیگر سبک تند و تیز، دراماتیک و اغلب طنزآلود نیچه خواندن آثارش را برای زنان دشوار میکند، چرا که باید زحمت زیادی به خرج بدهند تا ارجاعات صریح و تحقیر آمیز او را درباره خود نادیده بگیرند.
ب- زن در تفکر نیچه نوشته خانم نوشین شاهنده، کتاب ارزشمندی است که به بررسی موضوع مناقشه برانگیز زن در اندیشه های نیچه پرداخته است و فکر میکنم کماکان تنها کتاب تالیفی در این حوزه و حوزه های نزدیک به آن باشد. کتاب در سه بخش مجزا ابتدا به طور موجز و مختصر به معرفی مبانی تفکر نیچه می پردازد. در بخش دوم به بحث پر اهمیت طبقه بندی هایی که از زن در فلسفه نیچه انجام شده پرداخته و دو روی سکه زن در اندیشه نیچه را تحت عنوان «نیچه زن ستیز» و «نیچه زن ستا» مورد مطالعه قرار می دهد. در نهایت، در بخش سوم رابطه اندیشه های نیچه و فمینیسم معاصر بررسی میشود.
ج-  گرچه نیچه ندرتاً زن را، همچون حقیقت، هنر، زندگی و خرد ستایش میکند اما بطور کلی زن در اندیشه های او طبیعتاً پست و اخلاقاً منحرف و گمراه معرفی میشود. اندیشه های او در این زمینه را بیش از هرچیز تحت تاثیر عواملی چون شرایط جسمی و روحی خود او، تجربیات شخصی اش، سنت فلسفی گذشته، عقاید زمانه اش و اندیشمندانی نظیر ماکیاول و شوپنهاور دانسته اند. «زنان در دنیای نیچه خودشان سرنوشتشان را نمیسازند، آنها فقط دنیایی را که در آن جایگاهشان از پیش تعیین شده است؛ زینت می دهند یا آلوده می سازند». نیچه فقط ایفای نقش هایی را برای زن طبیعی می داند که از نظر کارکرد زیست شناختی مناسب اوست. او مرد را عمق و زن را سطح می داند. زن هایی که حتی خود نیز نوع زن را خوار می شمارند:« هرگز آیا زنی ذهن زنی دیگر را ژرف و دل زنی دیگر را با انصاف شمرده است؟ و مگر نه آن است که تا کنون این زنان بوده اند که زن را بیش از همه سرزنش کرده اند- نه ما؟» نیچه نسبت به جنبش های زنان بسیار بد گمان است و معتقد است اینگونه میخواهند از زن افسون زدایی کنند! او زنانی را که در طلب کار مردانه روشنگری هستند مورد تمسخر قرار میدهد : میتوانیم به حق بدگمان باشیم که آیا به راستی زن درباره خویش خواهان روشنگری است- و روشنگری تواند خواست؟…اگر زنی با این کار در طلب زیور تازه ای برای خود نباشد
د-با این وصف، نیچه ای که اینگونه به زن ستیزی و کینه توزی شهره است چرا علاقه و توجه فمینیست ها را به سوی خود جلب کرده است؟ فمینست ها اگرچه سوزش آتش تند انتقادات نیچه و تاثیر آن را تحمل کرده اند لکن از این آتش گرمای فراوانی هم بدست آوره اند
 به عنوان مثال انتقادات نیچه از تاریخ فلسفه در بسیاری از اصول بنیادینش با انتقادات فمینیست ها همسو است
 از آن مهمتر چشم اندازگرایی نیچه است که بر مبنای آن تمام حقایق چشم اندازی هستند و هر حقیقتی از چشم اندازی خاص حاصل میشود و بدون داشتن چشم انداز، داشتن هیچ حقیقتی ممکن نیست

 همچنین نظر نیچه در ارتباط با دخالت گرایش های فردی و گروهی در ایجاد ارزش ها، زیر سوال بردن عقل، فرهنگ، حقیقت وخیر. نقد او بر دوآلیسم فرهنگ غربی ، آرمان زهد، قدرت نامیدن و…به نظریه پردازی فمینیستی غنا بخشیده است

 برای مطالعه بیشترنک
شاهنده، نوشین.(1382). زن در تفکر نیچه. قصیده سرا و روشنگران و مطالعات زنان
وبلاگ خانم دکتر نوشین شاهنده

مطالب مرتبط

کریستین دوپیزان و کتاب شهر زنان

زن بیزاری

زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 12 Oct 2008

سقط جنین/abortion

فروتن و جعفری جوزانی درنمایی از دعوت

الف- دعوت آنقدرها هم که میگویند فیلم بدی نیست. در حد و اندازه های حاتمی کیا-در مقایسه با حاتمی‌ کیا- نیست اما یکسره خالی از حاتمی‌ کیا هم نیست. با این حال به هیچ وجه فیلم تاثیر گذاری نیست، برخلاف اغلب کارهای حاتمی‌ کیا مخاطب را با خودش درگیر نمی‌کند و برایش مسئله نمی‌سازد. به نظر من یکی از دلایل مهم این عدم تاثیر را می‌توان در این نکته جست که دعوت اگرچه به مسئله ای زنانه نزدیک شده است اما زوایه نگاهش به مسئله زنانه نیست، فیلم از منظری احساسی- اما مذکر و مرسوم به مسئله سقط جنین نگاه می‌کند. دیالوگ‌ها طوری ترتیب داده شده اند که مخاطب، زنی را که دلمشغول موقعیت حرفه ای خودش است خودخواه بداند و در مقابل اصرار شوهر او بر بچه دار شدن را طبیعی و به حق قلمداد کند و حتی برایش دل بسوزاند که چرا پنگوئن نیست! دعوت همچنان مادری را مهمترین وظیفه یک زن می‌داند اگرچه گه گاه با جملاتی سرد و خشن دیدگاه های فمینیستی را هم طرح می‌کند و خنده خلایق حاضر در سالن را برمی‌ انگیزد. دعوت آنقدر مردانه است که در ذهن مخاطب نسبت به حاج آقایی که اخیرا همسر صیغه ای اختیار کرده  احساس همدلی ایجاد می‌کند بسیار بیشتر از حسی که شما نسبت به همسر دائم و صیغه ای او پیدا خواهید کرد. فریادی که حاجی از نای جان برمی‌ آورد بسیار بیشتر از  ساده دلی همسر اولش وافاضات شعارگونه همسر صیغه ای اش در مخاطب کارگر می‌ افتد. برخلاف سایر کارهای حاتمی‌ کیا او این بار نمی‌خواهد/نمی‌تواند از زاویه متفاوت به قضیه نگاه کند و برخی نماهای تاریک را نشانمان بدهد، نمی‌خواهد به این مسئله بپردازد که چرا مردها بچه دوست دارند و زنها نه! بطور کلی نقش های حاشیه ای مردان در اپیزودهای مختلف معقولتر از نقش های محوری زنان از کار درآمده است. شما خیلی راحت تر با شادی‌ها و نگرانیهای علی، زینال، کاوه، مهدی و منصور کنار می‌ آید تا با احساسات گنگ و نامعقول زن‌ها . به نظ من حاتمی‌ کیا -همچنان که در سایر فیلمهایش- نتوانسته است به احساس واقعی زنهای واقعی- ونه ایده آل و رویایی خودش- نزدیک شود
دعوت موضوع داغ و زنانه ای را انتخاب کرده است بدون اینکه گوشه چشمی به عوامل داغ شدن موضوع داشته باشد. سقط جنین را به مسئله ای مربوط به خودخواهی های زنانه، احساسات تند و زودگذر زنها یا ترس از حرفهای خاله زنکی- که همگی با کنترل معقول و مذکر مهار می‌شوند-  فروکاسته است و سعی دارد مخاطب را با خودش همراه کند. دعوت بچه‌ها را فرشته های کوچکی که هدیه های خداوند هستند می‌داند و این مهمتر از همه چیزهای دیگر است. مهمتر از فقر و دربه دری، مهمتر از شکافهای عمیق نسلی، مهمتر از بی پدری و یا متهم به زنازاده بودن، مهمتر از خانواده ای درگیر با خیانت، مهمتر از همه آرمانهای فردی و حرفه ای…فیلم علاقه ای به تامل درباره آینده و مشکلات فرشته هایی که در هریک از این خانواده‌ها متولد می‌شوند نشان نمی‌ دهد. دعوت اصرار دارد که این میهمانان ناخوانده را دعوت شده بنامد و تفاوت های میهمان ناخوانده و میهمان دعوت شده را نادیده بگیرد

کاری از مدتضی کاتوزیان
ب- سقط جنین  از آن دسته مسائلی است که براحتی نمی‌توان در قبال آن موضع گرفت. انبوه مطالعات حقوقی، اجتماعی، اخلاقی، مذهبی با نتایج ضد و نقیض باعث پیچیدگی فراوان موضوع شده است طوری که نمی‌توان حکمی قطعی درمورد روا یا ناروا بودن آن صادر کرد
 حق زنان برای کنترل باروری یکی از مطالبات محوری موج دوم جنبش فمینیستی به شمار می‌رود.فمینیست‌ها معتقد هستند که باور به لزوم کنترل زن بر جسم خود به عنوان یک حق از باور به شان انسانی مستقل زن برگرفته شده است. اما همه فمینیست‌ها بر پایه همان نتایج و دغدغه های ضد و نقیضی که اشاره کردم طرفدار سقط جنین نیستند. بسیاری از آنها بر این باورند که نباید زنان را از مادری جدا کرد اما باید توجه داشت که مادری تنها زمانی به یک عمل انسانی لذت آفرین و مسئولانه تبدیل می‌شود که زنان بتوانند با آگاهی و مسئولیت انسانی کامل تصمیم بگیرند که مادر باشند. فمینیست‌ها معتقدند که این حق زن- و فقط زن- است که بخواهد بچه دار شود. در واقع بر این اساس حق کنترل باروری به عنوان یک حق مدنی تلقی می‌شود که هیچ مرجعی جز خود زن نمی‌تواند در مورد آن تصمیم بگیرد. آنها مدافع حق زن بر کنترل جسم خود و فاعل مختار بودن وی هستند. فمینیست‌ها معتقدند زنان نباید اجازه بدهند که دیدگاه های مذکر حاکم، سرنوشت آنها را به کودکان گره بزنند
سقط جنین در کشور ما بیشتر مسئله ای است مربوط به زنان طبقه متوسط شهری مدرن. ناگفته پیداست که بچه دار شدن بیشترین تاثیر را بر زندگی یک زن می‌گذارد. بسیاری از زنان علاقه/آمادگی(روحی،جسمی، عاطفی، شغلی، اقتصادی و…) برای بچه دار شدن ندارند. به ویژه این که  در دوره جدید بزرگ کردن کودک به امری پیچیده، پر مشغله و پرمسئولیت و البته طولانی مدت تبدیل شده است که زن مسئول مستقیم آن شناخته می‌شود. حضور بی موقع یک کودک می‌تواند تمام برنامه ریزی های فردی و اجتماعی یک زن برای پیشرفت، تغییر، تجربه و موفقیت را ناکام بگذارد و او را به شرایطی بدوزد که رهایی از آن هزینه های بسیار بیشتری-برای او و دیگران- در پی خواهد داشت.
ج- با این وجود همه فمینیست‌ها خواستار آزادی بی قید و بند زن- و فقط زن- در این مسئله نیستند. بسیاری از زنها – اعم از فمینیست و غیر فمینیست- دوست دارند که مادر باشند و بسیاری از نظریه پردازان فمینیست مادری را به عنوان تفاوت بنیادی و منشا خصلت های مثبت زنانه می‌دانند که باید در حوزه های مختلف-از جمله اخلاق- از آن الگوبرداری بشود. همچنین جنبش های قدرتمند تحت عنوان جنبش ضد سقط جنین یا طرفدار حیات  که توسط زنان اداره می‌شوند در کانون مخالفت با آزادی نامحدود در امر سقط جنین قرار دارند. به علاوه در موج سوم فمینیسم این انتقاد به فمینیست‌ها وارد شد که نگاهشان به مادری و سقط جنین از موضعی محدود و مربوط به یک طبقه و نژاد خاص و با ترجیحات محدودی سامان یافته است و تجربیات زنان سیاه در زمینه نسل کشی یا نگرانی های سیاهان، طبقه کارگر و زنان جهان سومی را نسبت به عقیم سازی اجباری نادیده می‌گیرد
با این حال تمامی فمینیست‌ها معتقدند که سقط جنین بخشی از یک مبارزه تاریخی بسیار گسترده است که متضمن تغییرات زیادی در معنای خانواده، مادری، احساس جنسی و به رسمیت شناختن حق زنان برای انتخاب سرنوشت خود است

توضیحات
دعوت.1387. نویسنده و کارگردان: ابراهیم حاتمی کیا. با بازی گوهر خیر اندیش، مریلا زارعی، محمد فروتن، مهناز افشار و دیگران
مطالب مرتبط
مادری
آنچه مادران باید بخوانند
فیلم
فمینیسم سیاه
زنان موفق/مردان موفق

 

 

  

 

 

زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 05 Oct 2008

مُد و لباس

مد و لباس

الف- نه همین لباس زیباست نشان آدمیت! واقعیت این است که در فرهنگ عمومی ما و همچنین در توصیه های اخلاقی مان که تا حدود زیادی ریشه در تعلیمات عرفانی دارد، توجه به ظاهر و سرو لباس تقبیح شده است. با گذشت سالیان دراز هنوز هم در میان عموم مردم و به ویژه آنان که جوانی را پشت سر گذاشته اند، دید خوبی نسبت به مُد و تنوع لباس وجود ندارد. مسن ها مُدام به جوان ها یادآوری می‌کنند که سیرت زیباست زیبا میکند و در کلاس های آموزش عرفان و اخلاق عملی هم مُدام تاکید میشود که دلق کهن، ساتر تن بس تورا! مسلما رویدادهای تاریخی دور و نزدیک در کشور ما در رشد و ترویج  و باز-ترویج چنین باورهایی بی تاثیر نبوده است. با این وجود، اکنون شاهد گسترش روزافزون علاقه و توجه جوانان به سمت مُد و تنوع لباس و پوشش و آرایش سر و ظاهر هستیم. علاقه به مُد و لباس که تا چندی پیش پدیده ای صرفا زنانه  آنهم در شهرهای بزرگ تلقی میشد اکنون نه تنها از مرزهای جنسیتی عبور کرده است بلکه مرزهای جغرافیایی را هم درنوردیده و جوانان شهرهای کوچک را نیز به خود مشغول داشته است.
ب- مُد را نباید تنها به لباسی که شخص می پوشد تفسیر کرد، بلکه مُد یکی از حاضر و آماده ترین ابزارهایی است که افراد به کمک آن میتوانند پیام های بصری گویایی درباره هویت خودشان صادر کنند. مُد امکان ساختن هویت هایی شخصی شده را در میان ازدحام شهرهای بزرگ فراهم میکند. به ویژه در شهرهای مُدرن و بزرگ مُد از این جهت اهمیت دارد  که در چنین مکان هایی ما با انبوه غریبه ها در می آمیزیم و فقط و فقط لحظه های بسیار کوتاهی در اختیار داریم تا بر یکدیگر تاثیر بگذاریم. در شهر های امروزی مُد یکی از داشته های اصلی افراد است که با استفاده از آن میتوانند خود را به هم نشان بدهند/ بفمانند، چرا که گمنامی نسبی و ضرب آهنگ پرشتاب زندگی در کلان شهر های کنونی مستلزم روش  های کاملا بصری و نسبتا فوری برای ابراز هویت فرد است. چنانکه نظریه پردازان مُد اشاره میکنند: «بهره گیری خلاقانه از اقلام مُد روز می‌تواند برای ترسیم مجموعه تصویرهایی بکار رود که بر پایه سیاست های هویتی نمایش ثروت و قدرت، قدرت و موفقیت یا منزلت زیر زمینی یا کولی منشی استوار است» از سوی دیگر به نظر می رسد تمایل به مُد در شهر ها و شهرستان های کوچک نیز خبر از اعلام موجودیت فرد به عنوان موجودی متمایز با ترجیحاتی متفاوت از آنچه جامعه او می‌پسندد دارد. به‌علاوه استفاده از مُد برای جوانان تجربیات لذت بخشی به همراه دارد چراکه می‌تواند تجسم رویاهای آنان در پروراندن خویشتن دیگری برای خود به حساب آید.

مد و لباس
ج- چند روز پیش برای خرید مانتو به فروشگاهی رفته بودم. فروشنده که مرد میانسالی بود چنانکه رسم فروشندگان است به تمجید از کالاهای خودش پرداخت: “خواهرم اینی که الان دست زدی بهش عالیه! خواهرم پارچه اش…خواهرم دوختش…خواهرم تن خورش … خواهرم این رو نمیخواهید امتحان کنید؟… خواهرم پرو شماره 4 خالیه امتحانش که ضرر نداره خواهرم…” در همین هنگام یک خانم بسیار بسیار بسیار آراسته وارد فروشگاه شد و به وارسی مانتوها مشغول شد، آقای فروشنده با لبخند بسیار بزرگی به سمت خانم رفت و با لحن معنی داری پرسید:”خانم خانوما چی پسندیدند تا براشون بیارم؟” خانم بسیار بسیار بسیار آراسته که مشخص بود بهش برخورده زیرلب چیزی گفت و از مغازه بیرون رفت…اگرچه متخصصان مُد معتقدند«انسان های امروزی ظاهرا متخصصان علایم فرهنگی و کنار هم نهادن پازل کالاهای مصرفی برای مشخص کردن ترجیحات سبک زندگی افراد و احتمالا رابطه آنان با دیگران هستند» من تصور میکنم این مورد چندان با واقعیت مُد در جامعه ما مطابقت ندارد. چراکه استفاده از مُد-برای اغلب مصرف کنندگان آن- بهرمندی‌ای  کاملا آگاهانه نیست. شما ممکن است یک دختر/پسر جوان را بشناسید که سرو ظاهری بسیار مُدرن دارد اما طرفدار سبک زندگی بسیار سنتی است و در مقابل پسر/دختر جوانی را بشناسید که با ظاهر بسیار سنتی  پیرو سبک های مُدرن زندگی هستند.
د- مُد زبان پوشاک برای بیان تفاوت ها و برقرار کردن ارتباط با دیگران است. مُد اگر آگاهانه بکار رود ابزاری برای اثبات فردیت، خبرگی، آشنایی و قوه تمیز و تشخیص و سرمایه فرهنگی مصرف کننده خویش و راهی برای بنا ساختن تفاوت او با دیگران است. اقلام مورد استفاده هر کدام نشانه هایی هستند که فرد را در کوتاه ترین زمان ممکن در معرض تفسیر دیگران قرار میدهند بدون اینکه لازم باشد خودش چیزی درمورد خود بگوید. نکته قابل توجه  اینکه باید دقت داشت  نشانه ها از چشم زنان و مردان به صورت های متفاوتی و گاه متضادی تفسیر میشوند. ضمن اینکه اگرچه صاحبنظران متاخر در زمینه مُد معتقدند زنان بیش از اینکه مردان را در انتخاب مُد و لباس در نظر بگیرند خود را از چشم زنان دیگر می‌نگرند و به قضاوت آنها اهمیت بیشتری میدهند، در جامعه ما با فرهنگ مردسالار حاکم بر آن کماکان باور غالب بر این است که اولین هدف زنان در انتخاب مُدهای مختلف هدایت نگاه های جنسی مردان است. به همین دلیل هم هست که نحوه پوشش زنان و دختران در جامعه ما براحتی بد تفسیر میشود و به راحتی بدترین تفسیرها را میپذیرد. البته برای یک قضاوت منصفانه نباید این نکته را از نظر دور داشت که برخورد زنان ما با مُد همیشه هم از یک موضع منفعلانه صورت نگرفته است. در موارد زیادی زنان ما علی رغم فشار بازار در مقابل مُدهایی که آن را در تعارض با فرهنگ ما یا شان خودشان می‌دیدند مقاومت نشان داده اند و تسلیم جو بازار نشدند

 ج- مُد نقش مهمی دربیان هویت قومی و منطقه ای در محیط های روزمره  کنونی دارد. اگرچه در دنیای امروز معرفی هویت های اجتماعی ذاتی دشوار و حتی ناممکن شده است. جوانان و به ویژه زنان غیر غربی– به فراخور زمان و مکان- با ایجاد خلاقیت هایی تلاش کرده اند تا بدون اینکه مجبور باشند میان پوشش غربی و پوشش سنتی خود یکی را برگزینند طرح هایی نو و جدید ارائه کنند که مزایا و نشانه های هر دو را داشته باشد. در کشور ما هم تلاش هایی در این خصوص صورت گرفته است که متاسفانه به دلایل مختلف از جمله  کاربردی نبودن به لحاظ جنس و رنگ و مُدل، راحت نبودن، فرمایشی و سفارشی بودن، دخالت ندادن سلایق جوانان و…ناکام مانده اند. من فکر میکنم زنان و دختران جوان ما در قدم نخست خودشان باید برخوردی فعالانه تر با این مقوله داشته باشند و سعی کنند بیش از پیش انتخاب کننده مُد و لباسی که می پوشند باشند. مُد و لباس(اعم از انواع چادر و مانتو  و روسری و اقسام آرایش ها و پیرایش ها) در زمان ها و مکان های مختلف همگی کدهای اجتماعی گوناگونی با خود حمل میکنند و نخستین نشانه هایی هستند که از خودمان در معرض دید قرار میدهیم. ما باید بتوانیم خودمان را از چشم دیگران اعم از زن و مرد ببینیم و از مُد و لباسی پیروی کنیم که بیانگر هویت، سرمایه فرهنگی، شخصیت، تربیت، تحصیلات و سلیقه واقعی خودمان باشد. ما باید بتوانیم با لباسهایی که میپوشیم برخورد تاملی داشته باشیم و اهمیت بدهیم به اینکه این لباس ما را در انظار دیگران چگونه تفسیر میکند و آیا مایلیم اینگونه تفسیر بشویم

  

  

توضیحات
برای مطالعه تخصصی تر در رابطه با مُد، موسیقی، رسانه های نو و کهنه، گردشگری و مانند آنها نک: فرهنگ و زندگی روزمره. 1386. اندی بنت. لیلا جو افشانی/حسن چاوشیان. نشر اختران. 308ص

مطالب مرتبط
حجاب، یک مسئله، سه رویکرد
چادرهای زنان سرزمین من
آرایش

 

 

 


Search Engine Optimization