Posts or Comments 12 March 2010

Monthly Archive for "February 2009"



زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 23 Feb 2009

زن و مکان

الف- بعد از ظهر چند روز پیش با یکی از دوستانم از روی پل هوایی نزدیک دانشگاه تربیت مدرس عبور میکردیم. گرم گفتگو بودیم و حواسمان به اطراف نبود. خیلی سریع اتفاق افتاد. پسری که از روبروی ما می‌آمد با یک حرکت ناگهانی به دوستم نزدیک شد و دستش را از زیر چادر او داخل یقه پالتو اش فرو کرد و چیزی در گوشش گفت. دوست من وحشت زده خودش را عقب کشید. محکم به هم برخورد کردیم و هر دو افتادیم. پسر قدم هایش را سریعتر کرد. به سرعت از ما فاصله گرفت. .. دیدم که کیف و کتاب به دستش بود. هیچ کس جز ما روی پل نبود. تنها فرصت کردم چند بار با تمام نیرو فریاد بزنم: حیوون…حیووون…حیوووووون… کمک کردم دوستم از زمین بلند شود. چادر خاکی اش را تکاندم… نگاه کردم به چهره اش که مثل گچ سفید شده بود و به چانه اش که میلرزید. تا زمانی که از هم جدا شدیم یک کلمه هم حرف نزد…میدیدم چطور سرش را بالا نگاه میدارد و چشمهایش را گشاد میکند تا اشکهایش سرازیر نشود… از آن روز هرچه فکر میکنم یادم نمی آید قبل از این حمله وحشیانه  راجع به چه موضوع مزخرف فلسفی بحث میکردیم که اینقدر حواسمان را پرت کرده بود
.
.
.
The_Mind__s_Memoirs_by_UYFANYM

در مملکت ما و شاید در بسیاری از جاها نسبت غریب - تری میان زن و مکان برقرار است. مکان های شلوغ از نمایشگاه کتاب  گرفته تا اماکن زیارتی و مکان های خلوت از روبروی دانشگاه گرفته تا کوچه ها و خیابان های کم/پر تردد بالا/ پایین شهر میتواند جاهای نا امنی برای زنان باشد…تاکسی ها و اتوبوس ها هم که جای خود دارند…مدتی پیش یکی از دوستان تعریف میکرد که پیش مدیر شرکت مسافرتی رویال سفر ایرانیان رفته و نسبت به مزاحمتهای مسافران مرد در اتوبوس اعتراض کرده است؛ در مقابل مدیر شرکت رویال سفر ایرانیان هم  پوزخند  زده  و گفته که متاسفانه کاری از ما ساخته نیست، می فهمم چه میگویید قبلاً هم خانمهایی در این ارتباط مراجعه کرده اند…ولی ما اجازه برخورد یا پیاده کردن مسافر را نداریم … متاسفانه فقر فرهنگی است دیگر
 نمیدانم دقت کرده اید یا نه ولی در تاکسی ها حتی  اگر همسفرتان یا حتی راننده مزاحمتی برایتان ایجاد نکنند باز مسافران مرد جوری روی صندلی مینشینند که انگار روی مبل راحتی منزلشان نشسته اند. این مسافر خانم است که مدام باید خودش را جمع  و جمع تر کند و آرزو کند زودتر به مقصد برسد، چی؟ تذکر بدهد؟ … پاسخی محترمانه تر از آنچه مدیر شرکت رویال سفر ایرانیان گفته است دریافت نخواهید کرد. اضافه کنید مزاحمین  خیابان ها، پارکها، سینماها و صفهای طویلی که در برخی ادارات یا بانکها ممکن است گرفتارش شوید و در هیچ یک شما (زن) در امان نیستید، اگر اتفاقی بیفتد، دشوار بتوانید چیزی را ثابت کنید و اگر هم بتوانید چون امری مربوط به فقر فرهنگی است کاری از کسی ساخته نیست.
ادامه نمیدهم چون اغلب خوانندگان زن تجربه های اینچنینی داشته اند، آنچه میخواهم بگویم این است که به نظر می رسد به زنان به چشم  متجاوزان به فضای عمومی نگریسته شده است: مکان های عمومی اساسا متعلق به مردان است، هرجور بخواهند آن را سامان می دهند و هرجور بخواهند در آن رفتار میکنند، دوست داشته باشند لطف میکنند فرهنگشان را بالا می برند و دوست نداشته باشند همینطور فقیر می مانند. در واقع مکان های عمومی جاهایی هستند که زن ها حق نداشته اند آنجا باشند چراکه به قول آن استاد بزرگوار زن اگر زن است جایش در خانه است
ب- تا پشت دیوارهای خانه عقب نشینی میکنیم، حال آیا خانه جای امن، آزاد و راحتی برای زن است؟ همه میدانیم که خانه ها هم جای امنی برای زنان و دختران نیست. بدون در دست داشتن آمار های  دقیق از خشونت های خانگی و زنای با محارم در ایران، و تنها برپایه اخبار و شنیده ها از متخصصین و مطلعین هم میتوان گفت که خانه ها چندان هم امن نیستند، متاسفانه هنوز هم تعداد زیادی از پدران، برادران و شوهران ایرانی اعم از بیسواد و تحصیلکرده  تحقیر، اجبار، آزار و اذیت زنان و دختران را جزو حقوق مسلم خود به حساب می آورند
Rain_Girl

یک پله پایین تر بیاییم، آیا خانه ها برای زنان جایگاه آزادی و راحتی  است؟ نمیخواهم در مورد پنجره هایی حرف بزنم که جرات نمیکنید پرده شان را کنار بزنید( شاید روبروی خانه شما کارگرانی مشغول به کار نباشند یا همسایه هایتان فقر فرهنگی نداشته باشند.)  میگویم  زنان معمولا در خانه هم  آزاد و راحت نیستند و حرفم بر سر این موضوع هم نیست که خانمها در بسیاری موارد مجبور هستند مطابق میل همسرانشان لباس بپوشند و رفتار کنند…منظور من از ناراحتی بیشتر متوجه این مسئله است که اغلب مادران و دختران (پس از سن بلوغ) در خانه هم مجبورند با توجه به وضعیت سن و سال پسران خانواده  لباس بپوشند. در برخی خانواده ها دختران پس از بلوغ نسبت به حرکات  و رفتارهای خود  هم گرفتار محدودیت هایی میشوند.
ج- آنقدر عقب نشینی میکنیم تا برسیم به فضاهای مجازی، آیا فضاهای مجازی برای دختران امن است؟ چرا اغلب دختران با هویت های ساختگی و در برخی موارد در نقش جنس مخالف وارد فضاهای مجازی میشوند؟ اینترنت برای بسیاری از زنان فضای خوش آیندی نیست: یک زن کاربر اینترنت در درجه اول با انواع خشونت های بصری در اینترنت مواجه است، تصاویر تبلیغاتی زنان نیمه برهنه، مانکن های برهنه یا تصاویر اندامهای دفرمه شده ای که در جهت تبلیغات و برای لذت بصری مذکر تدارک دیده شده اند و در بسیاری موارد بصورت ناخواسته کنار صفحه باز میشوند، تصاویری که گاهی تحت عنوان آزادی بیان از آنها دفاع هم میشود
 فقط کافی است جنسیت شما در این فضای مجازی مشخص باشد آنوقت است که در انواع فضاهای گفتگو دچار مشکل خواهید شد، ایمیل های مستهجن دریافت خواهید کرد و مزاحمت از انواع دیگری را تجربه میکنید … اگر وبلاگ نویس باشید ممکن است گاهی در بخش نظرات وبلاگتان یادداشت هایی بخوانید که پشت در دستشویی های پارک ها/دانشگاهها مینویسند… می بینید زن ها در دستشویی ها هم از این نوع خشونت ها در امان نیستند
د- اگر دقیق شویم  زن بودن انگار مساوی با یک نوع معلولیت است. معلولیتی که عیناً مانند سایر معلولیت ها: نابینایی، ناشنوایی، عقب ماندگی ذهنی و… نسبت انسان (زن) با مکان را تحت تاثیر خورش قرار داده است

just_fly_by_Fairy_Bluebird

یک زن نه در محیط خانه و نه بیرون از آن نمیتواند آزاد و راحت و مطمئن باشد و آنگونه که دوست دارد راه برود، رفتار کند، غذا بخورد یا لباس بپوشد. همیشه باید مراقب انواع تفسیرهای مذکر احتمالی از رفتارهایش باشد و مراقب حساسیت هایی که روز به روز بیشتر میشوند و نگاههایی که روز به روز حریص تر میشوند و چشمهایی که روز به روز کنجکاوتر… بسیاری از کلمه ها، حرکت ها و رفتارهایی که برای مردان کاملا عادی و طبیعی قلمداد میشود برای زنان قبیح و زننده است و مورد سو تعبیر واقع خواهد شد و امان از این سو تعبیرها و پیامدهای آنها. همین هاست که باعث میشود زن ها نسبت به وضعیت پوشش و قرار گرفتن تک تک اعضای بدنشان مسئول باشند / دانسته شوند و مکلف باشند که در این مورد حساسیت به خرج بدهند
ه- اگرچه شاید در ظاهر اینطور به نظر برسد ولی  من واقعا فکر نمیکنم زن بودن به هیچ روی مساوی معلول بودن باشد! گاهی حتی به خودم حق می دهم که فکر کنم زن ها به اندازه مردها حق دارند از محیط های عمومی و خصوصی استفاده کنند و بیشتر از مردان مسئول نگهبانی از امنیت هیچ  مکانی نیستند… آن هم بخاطر مشکلاتی که آنها مسئول به وجود آمدنش نیستند
 با اینحال ما هر روز به بهانه اینکه نمیخواهیم غباری به دامان پاک بانوان سرزمین ما بنشیند، با افزودن بر شدت برخورد های مدد کارانه  و حمایتگرانه از زن ها موجودات علیل تری به نمایش میگذاریم/ میسازیم. شکی نیست که بخش زیادی از تشدید مزاحمت ها در خانه و خیابان معلول عملکرد و تصمیمگیریهای غلط و کوتاه بینانه برخی سیاستگذاران است اما آیا چاره آن افزودن بر محدودیت های زنان است؟ آیا چاره اینهمه جسارت و بی پروایی در ایجاد مزاحمت و بروز انواع خشونت ها (فیزیکی، بصری، کلامی و…)  در زنانه/مردانه کردن محیط ها و مکان های عمومی، مستقر کردن گشت ارشاد، تحمیل بومی گزینی جنسیتی، احداث پارک بانوان، تولید خوردوهای بانوان و امثال آنها است؟ تقسیمبندی هایی که ضمن محدود و معلول کردن زنان همواره با اجحاف در حقشان همراه است ( در این تقسم بندی ها سهم زنان از دو هشتم ( واگن های مترو) آغاز و تا صفر( استادیوم فوتبال) در نوسان است) همه این ها در حالی است که تجربه سالهای گذشته به خوبی نشان داده با احداث اندرونی در جای - جای مکانهای عمومی  نه تنها بر معلولیت زنان که بر ناامنی محیط بیرون و حرص و بیماری مردان افزوده خواهد شد
به هیچ وجه قصد دفاع از اختلاط  بی حد و مرز را ندارم و کمابیش مشکلات مختص به آن را نیز میدانم و قبول دارم، درمان فوری هم برای این درد بی درمان نمیشناسم اما تنها میخواهم از چاره گران بپرسم آ یا تحمیل این محدودیت ها و تقسیبندی ها از مشکلات زنان  و البته مردان ما در مقایسه با سایر زنان و البته مردان  دنیا در محیطهای مختلط کاسته است یا همچنان دردی بر دردهایشان افزوده است و می افزاید و خواهد افزود؟

مطالب مرتبط
مزاحمت

 

 

پ.ن  نظرات دوستان خوبم نسرین، محمود، اتفاق و بی بی منور درباره زن و مکان را هم ببینید

 

زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 14 Feb 2009

!از مادری تا مادر شوهری

الف- آدم وقتی زیاد وبگردی میکند  و به وبلاگ های پرشمار زنان سرک میکشد خیال برش می دارد که  چیزهایی عوض شده است! آدمها فرق کرده اند و روزگار بهتری پیش رو است ولی در حقیقت اینطور نیست، همین که از پشت کامپیوتر بلند شوید و راه بیفتید توی خیابان و یا مجبور بشوید با گروههای معمولی از آدمهای معمولی دور و برتان ارتباط داشته باشید میفهمید که آنطور ها هم نیست! اصلاً شاید بعضی از همین دخترهایی که در محل کار یا محل تحصیل یا کلاس کنکور/ زبان/ شنا/ خیاطی و…  بغل دست شما نشسته اند و مدام پشت سر مادرشوهرشان حرف میزنند نویسنده یکی از همین وبلاگهای روشنفکرانه و منتقدانه توی اینترنت باشند. اصلا شاید خود مادر شوهرتان وبلاگ نویس باشد یا خودتان مادرشوهر یک وبلاگ نویس باشید

مادر/پاستل گچی اثر هاجر نصر
ب - مادری را عموماً مهمترین وظیفه یک زن میدانند: وظیفه مقدس مادری. مادری فرایندی دشوار و طولانی مدت است که با نه ماه انتظار پرزحمت و شیرین آغاز میشود و در کشور ما برای یک مادر خوب تا زمان مرگ  ادامه می یابد. از شب زنده داری های دوران نوزادی تا مراقبت های روحی و جسمی و تربیتی پس از آن که تقریباً تمام ایام جوانی مادر را به خود اختصاص میدهد. خیلی از مادرهای خوب هر مدرک تحصیلی که داشته باشند همراه با هر یک از فرزندانشان یکبار دیگر هم دیپلم میگیرند و برای کنکور استرس دارند و تا آمدن نتایج دلشان آشوب است، اصلا همیشه دلشان پر از آشوب است. مادرهای خوب همیشه نگران و مراقب فرزندانشان هستند، از وضعیت تحصیلی و وضعیت احساسی بگیر تا وضعیت عبادی و وضعیت اجتماعی وضعیت ظاهری و دوستان و رفت و آمدها و… یک مادر خوب تا زمان ازدواج فرزندانش در قبال همه اینها مسئول است و اگر مشکلی پیش بیاید اولین مقصر هم اوست. در عین حال بخش عمده وظایف مادری در کشور ما شامل پخت و پز و رفت و روب  و سرویس دادن به اعضای خانواده است. مادر خوب مادری است که بتواند یک خانه را به بهترین وجه شبیه یک هتل اداره کند و بیشترین خدمات خانگی را به سایرین ارائه کند
انصافاً هیچ کار زنانه ای به اندازه مادری کردن تحسین و توجه فرهنگ و ادبیات مردسالار را برنیانگیخته است. از کلام برخی که آن را فعالیتی غریزی و از همین رو بی ارزش دانسته اند که بگذریم؛ از رانندگان کامیون تا شاعران و متفکران و پیشوایان دینی، اغلب مادر و مادری را بسیار ستوده اند
ب- اما همین مادر، همین رفیق بی کلک زمانیکه نقش مادر شوهر پیدا کند ناگهان تبدیل به موجود حیله گر و نفرت انگیزی میشود. موجودی که به همان میزان که در نقش مادری اش تحسین برانگیز مینموده است اکنون مورد سرزنش قرار میگیرد. (قصد تعمیم ندارم و میدانم و میشناسم مادرشوهرانی را که  به هیچ وجه در الگوی یاد شده جای نمیگیرند . اینجا از یک پدیده فرهنگی سخن میگویم که چه باور بکنیم چه نه، هنوز هم در میان اغلب مردم رایج است.) مادر مهربان و دلسوز اینبار در نقش دیگری ظاهر میشود. در نقش زنی فضول و بی رحم که با نیش زبانش، دخالت  ها و حسادت هایش عرصه زندگی را بر عروس تنگ میکند و احتمالاً از جانب او هم- که مایل به حفظ استقلال است- با رفتار مشابهی مواجه می‌شود. قصد ورود به دعواهای عروس ها و مادر شوهرها را ندارم اگرچه به نظرم نباید از آنها به سادگی گذشت و با تحقیر یاد کرد، این ارتباط نمونه خوبی برای مشاهده رابطه دو زن با یکدیگر و نوع نگاه و نحوه تعامل آنها به/با یکدیگر و پیگیری رد پای سلطه مذکر در روابط میان زنان است
آنچه من میخواهم ادعا کنم این است که این موجود دوم نتیجه منطقی موجود اول است. این دیو به طور منطقی از دل آن فرشته بیرون می‌آید. فرشته ای که تمام عمر خود را صرف رسیدگی به فرزندش کرده است و تنها با وجود او است که خودش هویت و زندگی اش معنا پیدا میکند اکنون که نهالش به بار نشسته است چگونه میتواند از او دل بکند و تحمل بکند زنی که کمتر از او عاشق فرزندش است حاصل دسترنجش را بدزد، زنی که کلی ناز و ادا و اصول دارد و دست‌پختش خوب نیست و خانه اش مرتب نیست و به پسرش میگوید که خودش باید پیراهن هایش را اتو کند و جورابهایش را بشوید، زنی که تمام مدت به سرو ظاهرش می رسد(یا اصلا به خودش نمی رسد) و همیشه سبزی پاک کرده میخرد، اسرافکار است و پولهایی که پسر با زحمت به دست آورده خرج قروفرش میکند، هر روز یک دست لباس میخرد و فقط  نگران پوست و موهایش است و مواظب است هیکلش خراب نشود و همه اش غذاهای رژیمی(یا غذاهای خیلی چرب) درست میکند و زن زندگی نیست و بساز نیست و هی مدام دم از ادامه تحصیل می زند و هیچ وقت خانه نیست، زیر پای پسر نشسته که چه و چه…مثلاً
از مادری تا مادر شوهری 

این مادر در واقع دشمنی خاصی با عروسش ندارد و احتمالاً هر کس دیگری هم جای آن دختر باشد پاسخ مشابهی دریافت خواهد کرد، چراکه گرانبهاترین سرمایه یک زن را از او ربوده است، جالب اینجاست که هرچه مادری کمتر خوب بوده باشد حساسیتش و احساس مسئولیتش نسبت به زندگی پس از ازدواج فرزندانش کمتر است و اصولاً بخاطر داشتن مشغله های متفاوت، علاقه و زمانی برای سرک کشیدن در زندگی دیگران ندارد. اینجا ست که مثلاً اشتغال مادر، که زمانی بی وجدانی و بی انصافی و بی مسئولیتی یک زن به حساب می‌آمد اکنون حسن بزرگی محسوب میشود. ضمن اینکه معمولاً فرزندان چنین زنی هم اگرچه ممکن است از مادرشان – در مقایسه با سایر مادران- دلخور بوده باشند اما آدمهای متکی به نفس و باکفایت تری هستند
ج-      در حکایت ها آمده است که مادر جعفر برمکی هر شب دختری باکره را برای پسرش پیدا میکرد و او را پیش پسرش میفرستاد تا اینگونه فرزند را جوان نگاه دارد…و این به باور من تنها یک حکایت نیست مربوط به سالهای گذشته که از شنیدنش تعجب کنیم و از خودمان بپرسیم چرا یک زن درمورد همجنسانش چنین فکر میکند. واقعیت سلطه مذکر بر باورهای ما است که هنوز ادامه دارد. کافیست نگاهی به فرایند ازدواج های سنتی( بدون اینکه بخواهم آنها را بدتر از ازدواج های مدرن بدانم) در همین روزگار خودمان بیندازیم. مادر پسر در اولین تماس یا اولین ملاقات چه میگوید یا میخواهد چه ببیند و چه بداند؟ چرا این مراسم برای بسیاری از دختران حقارت بارترین مراسم زندگی شان است و همواره از آن به تلخی یاد میکنند؟ مگر نه این است که به ما آموخته اند همه این مراسم ها بخاطر حفظ حرمت زن است؟ این زن ها درمورد همجنسان خود چگونه می‌اندیشند؟  چگونه میتوان از سیطره سلطه مذکر که تا اعماق فرهنگمان ریشه دوانیده است رهایی یافت
 

مطالب مرتبط
مادری -کوکب خانم -ازدواج -مطالعات خانواده -زنان موفق/مردان موفق - فی حقیقه العشق-

زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 01 Feb 2009

شیرین نشاط

…سوابق افتخارات و شناسنامه آثارش میگوید شیرین نشاط مال همسایه است. سوابق شجره نامه‌ای و دلبستگی هایش میگوید شیرین نشاط مال ماست
از مجموعه زنان الله 

الف- شیرین نشاط هنرمند ایرانی مقیم آمریکا قطعا از نام‌آورترین و مطرح ترین هنرمندان هنرهای تجسمی ایران  در خارج از ایران است. خانم نشاط، عکاس و هنرمند ویدئو، در سال 1333 در قزوین به دنیا آمده و از سال 1974 میلادی مقیم آمریکا است. او پس از انقلاب تنها یک بار آن هم پس از شانزده سال  به ایران سفر میکند و این سفر و مشاهده تفاوت های ایران و ایرانیان  پیش و پس از انقلاب تجربه منحصر به فردی برای او محسوب میشود تا در بازگشت نخستین اثر هنری شایان توجه خود تحت عنوان زنان الله را ارائه کند: این اثر مجموعه عکس های سیاه و سفیدی  حاوی تصاویر زنان محجبه چادری با تفنگ و نوشته ها و نقش و نگارهای مارپیچ بر دست و صورتشان است.  شهرت اصلی خانم نشاط با همین عکس ها است که شروع میشود و در همین زمینه ادامه می یابد

 زمینه اصلی و همیشگی تقریبا همه کارهای عکاسی و ویدئویی خانم نشاط «آئین» است. آیین که در یک تعریف وسیع شامل مذهب، اسطوره، آداب و مناسک میشود و به صورت پوشاک متحدالشکل سنتی(پیراهن سیاه مردان و چادر سیاه زنان) گرد هم آیی آدمها،حلقه زدن های گروهی، جدا بودن زنان و مردان از یکدیگر، نوشته ها ی احساساتی با بار فمینیستی و نقش و نگارهای نقاشی شده بر دست وپا و اندامها تصویر میشود. در فیلم های چند دقیقه ای (پنج تا ده دقیقه ای) خانم نشاط این تکیه بر آیین وضوح بیشتری می‌یابد: سر و صدا ها و اصوات و آوازها ، طنینی بازمانده از نوحه خوانی ها و ورد خواندن و ذکر گفتن دارند. در مجموع میتوان گفت که «وسوسه آیین در کارهای خانم نشاط وسوسه و پیام اصلی اوست» و این امر آشکارا در حرکات دسته جمعی زنان و مردان در آثار او هویدا است. کارهای جدید خانم نشاط  در این سالها به صورت رنگی و بر مبنای داستان زنان بدون مردان نوشته خانم شهرنوش پارسی پور شکل گرفته اند

از مجموعه زنان الله
ب-  میتوان گفت که کارهای خانم نشاط اساسا درباره  زنان و اسلام است. اگرچه او را  مشهورترین هنرمند  فمینیست خاورمیانه ای تبار میدانند، خود در اظهار نظر مشهوری گفته است که «من فمینیست نیستم اما متوجه شده ام که از طریق مطالعه بر روی زنان آدم میتواند به قلب – یا حقیقت- فرهنگ دست پیدا کند» کارهای خانم نشاط اگرچه ظاهرا تنها یک بار در ایران (موزه هنرهای معاصر تهران و به بهانه نمایش تبلیغات دشمنان علیه انقلاب) نمایش داده شده است اما در خارج از ایران با استقبال چشمگیری مواجه بوده است. نوشته های غربیان درباره خانم نشاط سرشار از شگفتی و ستایش است چنانکه آثار او را بیانگر«قلب، ذهن و روح اسلام» میدانند. رسانه های جهانی از آثار خانم نشاط استفاده های تبلیغاتی فراوانی کرده اند که به گفته صاحب نظران باعث به وجود آمدن نگاه های غیر منصفانه نسبت  به کارهای ایشان و تحت الشعاع قرار گرفتن «پدیده  شیرین نشاط»  شده است. برخی از صاحبنظران تذکر میدهند که سو استفاده هایی که به صورت گسترده توسط جوامع هنری و غیر هنری آمریکایی و اروپایی از آثار خانم نشاط انجام شده است به ما این حق را نمی دهد که بر او خرده بگیریم یا تکلیف کنیم که باید بهره برداری های مغرضانه و تاویل های بددلانه را پیش بینی کند و به نفع مصلحت اندیشی حرف دلش را فرو بخورد  و سکوت کند در مقابل تجربه وهم آلود و هراسیده ای که پس از سفرش به ایران بدست آورد…هراس از آیین های وهم آلود و ناشناخته ای که بخاطر فاصله گرفتن او از سنت و فرهنگ قدیمی اش  و مواجهه یکباره با حجم عظیم تغییرات در آدمها و محیط هایی که می شناخته به وجو آمده است. اینها همه در حالی است که خانم نشاط در مصاحبه هایش آثارش را دارای رویکردهای مثبت به اسلام میداند و برخی نوشته های غربی درمورد کارهای ایشان هم موید این مطلب است. برخی مقالاتی که درباره ایشان نوشته شده است نشاط را هنرمندی میداند که توانسته است دید مردمان غربی را نسبت به اسلام و زنان مسلمان ایرانی بهبود بخشد

از مجموعه زنان الله اثر شیرین نشاط
ج- اگرچه دسترسی به آثار خانم نشاط در ایران بسیار دشوار و در برخی موارد ناممکن است اما با این حال او دست کم در میان اهالی هنر و فمینیسم چهره شناخته شده ای است. مشاهده آثار ایشان حتی تحسین غیر متخصصان و نا آشنایان به هنر جدید را هم برمی انگیزد… با این حال خیلی بعید است شما یک ایرانی رشد یافته در ایران و ساکن ایران باشید و با مشاهد این بازنمایی از خودتان اندوه تلخی را با تمام وجود حس نکنید. انگار یک نفر دارد شما را از طریق یک عکس و از دریچه تار و تنگ یک دوربین قدیمی روایت میکند…احساس تلخی که تداعی کننده برخی اشعار ترانه های محسن نامجو است! حسی که تعبیر محققانه‌ای از آن را من در مقاله ای از آقای رضا فرخ فال با عنوان «اهمیت اگزوتیک بودن» یافتم
هنر اگزوتیک یا هنر بیگانه وش به هنر وامگیری شده از فرهنگهای دور افتاده اطلاق میشود. آقای فرخ فال از معادلهایی نظیر هنر غریب گردانی نام میبرد که به قول خودش نه رسا و نه گوشنواز است. در هر حال در شرح آن باید گفت هنر اگزوتیک  نحوه ای از بازنمایی است. بازنمودی از خود ما به دست خودمان آنگاه که اساس آن را از دیدگاهی غربی  گرفته و در خود تجسد بخشیده باشیم : اگزوتیک بودن ذاتی ماست، شاکله هویت فردی و جمعی ماست، تعریف ماست به عنوان دیگری که گفتمان استشراق(و نه شرقشناسی) جاذبه خود را از آن میگیرد. هر چه بر این غیریت بیشتر تاکید کنیم بیشتر جذاب میشویم. ما در این گنده روایت(فراروایت) از پیش تعریف شده ایم. ما نمیتوانیم به عنوان موضوع تعریف در مفردات این تعریف دخل و تصرف کنیم. برعکس میتوانیم بر عنصر اصلی آن- همان غیریت خودمان- بازهم تاکید کنیم، غلو کنیم و خودمان هم شیفته اگزوتیک بودن خودمان بشویم…اگزوتیک بودن اسم شبی است لازمه پذیرفته شدن در جوامع فرهنگی غربی

صحنه ای از ودئو شور و شعف
و این نقد تنها متوجه بازنمایی ایرانیان- خاصه زنان ایرانی- در آثار خانم نشاط نیست که ویژگی  بسیاری از فراورده های فکری و فرهنگی هموطنان ما است. فراورده هایی که ما را در نهایت بدویت ترسیم میکنند. در این بدویت ما با وسایلی ابتدایی سرو کار داریم و گرفتار ابتدایی ترین مسائلیم تو گویی ما به طور کلی فارغ از مسئله پیچیده هستیم…گویی مسئله پیچیده داشتن در ظرفیت ما نیست. ذهن هایی ساده، مسائلی ساده و فرهنگی عقب مانده و متوقف شده در اعماق تاریخ! ما نه موجودات با گوشت و پوست که اشباهی جوهری هستیم عقب مانده، آشفته و پریشان، و طبیعی و ذاتی
 شاید این جمله آقای آغداشلو در مورد خانم نشاط  وصف حال اغلب هنرمندان و البته متفکران دور از وطن ما  باشد که : دور ماندن، ناشناختگی به همراه می آورد و ترس، حاصل و ثمره این ناشناختگی است…دوری بیم های ما را به نوع و صورتی متفاوت در می‌آورد و شکاف و فاصله ای در میانه باقی میگذارد که هر روز عمیقتر میشود و دورتر میشود
 

برای مطالعه بیشتر نک
فرخ فال، رضا، اهمیت اگزوتیک بودن، فصلنامه حرفه هنرمند، ش3، زمستان 1381
پرکتور، مینا، سبکی جدید برای تقدیس تمثیل، ترجمه علی اکبر علیزاده، فصلنامه حرفه هنرمند، ش3، زمستان 1381
 آغداشلو، آیدین، مشکل خانم شیرین نشاط، فصلنامه حرفه هنرمند، ش3، زمستان 1381
کتاب زنان بدون مردان اثر خانم شهرنوش پارسی پور را اینجا ببینید

شرح مختصری از آثار خانم نشاط را در مقاله های فوق و همچین اینجا میتوانید مشاهده کنید. بخشی از ودئو زرین بر اساس داستان زنان بدون مردان را اینجا ببینید. مجموعه های متنوعی از تصاویر کارهای او را در همین سایت میتوانید ببینید
Zabel, Igor .Women in Black. Art Journal, Vol. 60, No. 4, (Winter, 2001), pp. 17-25 Published by: College Art Association
 

مطالب مرتبط
هنر فمینیستی
هنر چه کسی
سیمای زن در آثار استاد محمود فرشچیان


Search Engine Optimization