Posts or Comments 11 March 2010

Monthly Archive for "September 2009"



زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 21 Sep 2009

درباره الی که نماینده ایران شد

درباره الی

الف- فیلم ‘در باره الی’ نماینده سینمای ایران در اسکار. خبر مسرت بخشی بود برای من. نه برای اینکه درباره الی فیلم بسیار خوبی است، که هست. بلکه بیشتر برای اینکه نمای متفاوتی از جامعه ایرانی به جهان عرضه میکند. نشان میدهد که ایران تنها سرزمین کودکان بدون کفش، زن های ستم دیده، مادران فداکار و پدران نان آور با ذهنی بسیط و روستایی نیست. شاید برایتان جالب باشد بدانید که اینجا من از هندیهای زیادی درمورد شیفتگی شان به فیلم “بچه های آسمان” و ماجید ماجیدی شنیده ام و تصویر و تصورشان از ایران چقدر نزدیک به این فیلمهای آکنده از “سادگی”، “احساس” و” معصومیت” و “فقر” و “عزت نفس” است که  در ادامه برسد به پرچمداری حمایت از مظلومان و مبارزه با استکبار جهانی و مانند آن
 درباره الی اینگونه نیست، درباره الی از استثناهایی همچون فقر پاک و شرافتمند و آسمانی یا مردان سیاه و زنان آبی آسمانی و شهری های آلوده و دروغگو و روستاییان پاک آسمانی حرف نمی زند. در مورد همین زمین خودمان که نه خیلی کثیف است و نه خیلی تمیز حرف می زند و در مورد خود ما: طبقه متوسط تحصیلکرده شهر نشین با تمام خوبیها و بدی هایش و با تمام پیچیده گیها، بحران ها و بلاتکلیفی های هویتی اش
ب- مدرنیته ایرانی. “طبقه متوسط، یک طبقه اجتماعی است و شامل افراد بسیاری در مشاغل مختلف می‌شود که از نظر ارزش‌های فرهنگی بیش‌تر مشابه طبقه بالا و از نظر درآمد بیش‌تر مشابه طبقه کارگر هستند.”   از همین تعریف ساده میتوان به نا همگونیهای این طبقه اجتماعی پی برد. نا همگونی و آشفتگی که بخوبی در مکانی که مسافران در آن استقرار می یابند نمایان است. ویلای تفریحی کنار دریایی که در و پیکر درست و حسابی ندارد، شیشه پنجره هایش شکسته است، اما قابل سکونت است. آشفتگی  در قضاوت ها و اعمال و رفتار آدمهایی که تلاش میکنند مدرن باشند اما همچنان در دام سنت های فرهنگی خود اسیرند بخوبی نمایان است. مردی که از آلمان آمده و دنبال” زن ایرانی” میگردد، تقسیم کار جنسیتی که با هوشمندی تمام به تصویر کشیده شده و مردها را در حال خوشگذرانی و زنان را در حال سرویس دهی نشان میدهد. زن هایی که مدرن هستند و چون مدرن هم هستند باید علاوه بر پخت و پز و رفت و روب و بچه داری، ماشین را بردارند و خرید هم بروند و بعد جواب هم پس بدهند که چرا بچه رفته در آب  درحالیکه پدرش مشغول بازی بوده است
وقتی شرایط بحرانی میشود ما حتی شاهد صحنه هایی از خشونت خانگی هم در میان “فارغ التحصیلان دانشکده حقوق” هستیم. و بلاتکلیفی این آدمها -که شخصیت پردازی تک تکشان و در عین حال بازی  هنرپیشگانش تحسین برانگیز است- در گذار از کمدی به تراژدی خودش را نشان میدهد. تمایل برای مدرن بودن و همچنان درگیر عقاید سنتی ماندن
ج- حقیقت قربانی مصلحت: درباره الی همچنین درباره انتخابهای اخلاقی  آدمهای متوسط هم هست. دروغ های مصلحتی کوچکی که میگویند و حساب و کتابهایی که پیش خودشان میکنند و معادلاتی که ناگهان همگی غلط از آب در می آید و فاجعه می آفریند. و آنوقت همه شروع میکنند به گشتن دنبال یک مقصر تا خودشان را تبرئه کنند و شروع میکنند به متهم کردن هم و در نهایت باز هم حقیقت است که قربانی مصلحت میشود. و ما هم، همراه با آدمهای فیلم، براحتی نمیتوانیم قضاوت کنیم که چه باید کرد. همه میخواهند خوب باشند و تمام تلاششان را- هر کدام به سبک خودشان- میکنند اما نهایت مسیر به بدی می انجامد. و آدمها ی ماجرا میمانند با عذاب وجدانی که مثل ماشین آخر قصه در شن ها گیر کرده و تلاش برای خلاصی آن/از آن بی حاصل است
مطالب مرتبط
 

سقط جنین . فیلمهای فمینیستی . شیرین نشاط

يادداشت & فلسفه مریم نصراصفهانی | 16 Sep 2009

فلسفه در جی. ان. یو

این یادداشت در واقع پاسخ به دوستان و هم- رشته ای هایی است که علاقمند بودند درمورد شیوه آموزش فلسفه در هندوستان بدانند، قصد نداشتم به این زودی این یادداشت را بنویسم تا بتوانم بیشتر رصد کنم، منتهی بخاطر پرسش های مکرر دوستان تصمیم گرفتم اطلاعات تازه تر را در ویرایش های بعدی اضافه کنم . پیش از هر چیز اشاره کنم که برنامه های آموزشی دانشگاه های مختلف در هند بسیار متفاوت و زیر نظر خود دانشگاه ها است، بنا براین به جز این دانشگاه و رشته ای که خودم مشغول به تحصیل در آن هستم متاسفانه درمورد سایر دانشگاه ها نتوانستم اطلاعات خاصی به دست بیاورم    الف- دانشگاه جی. ان. یو یا همان “جواهر لعل نهرو” دانشگاهی بیشتر مخصوص به تحصیلات تکمیلی و از جمله بهترین دانشگاه های هند است و ظاهرا رتبه خوبی در ارزیابی سطح علمی دانشگاه ها دارد. جی . ان . یو همچنین دانشگاه بسیار غریبی است که مثل دانشگاه تهران خودمان علاوه بر دانشگاه بودن هویت منحصر به فردی هم دارد. دانشگاهی بسیار سیاسی که حامیان گرایش های مختلف با آزادی کامل و شور و حرارت باور نکردنی در آن فعالیت میکنند و حساسیت و رویکرد انتقادی شدیدی هم نسبت به آنچه در کشورشان- و آنچه در سایر کشورها از جمله کشور ما- میگذرد دارند. جلسات سیاسی و اعتراضات واعتصابشان هم ترک نمیشود.هیچ محدودیت زمانی برای آمد و شد در دانشگاه وجود ندارد و دانشجوها تا نزدیک سحر در محوطه دانشگاه و خوابگاه های آن قدم می زنند، حرف می زنند، ورزش میکنند، جلسات بحث سیاسی و اجتماعی دارند و یا مشغول خوشگذرانی هستند. فضای جی . ان . یو در نظر من آینه تمام نمای یک دانشگاه آزاد در یک کشورجهان سومی است، با تمام بحران ها،  آشفتگی ها و جذابیت هایش.
ب- و اما دوره دکتری فلسفه در جی. ان. یو: تا آنجا که من میدانم گذراندن دوره پیش- دکتری(ام فیل) برای  تمام رشته های این دانشگاه ضروری است و در واقع هنگام پذیرش شما برای “ام فیل/پی اچ دی” اقدام میکنید. دوره پیش- دکتری یک دوره دوساله است که در واقع نوعی آماده سازی برای نوشتن پایان نامه دکتری است. در سال نخست واحد های درسی پاس میکنید و در سال دوم چیزی شبیه رساله مینویسید. در صورتیکه هنگام پاس کردن درسها  در سال اول نمرات خوبی کسب کنید(بالاتر از 7 از 10)، دوره ام فیل شما به یک سال تقلیل می یابد و پس از یکسال رساله دکتری تان را شروع میکنید
گروه فلسفه دانشگاه جی. ان. یو در دانشکده علوم اجتماعی واقع شده و همین نکته یه خوبی میتواند بیانگر رویکرد این دانشگاه و اساتید و اصحاب فلسفه اش به “فلسفه” باشد
شیوه آموزش -متفاوت با ایران- در تمام مقاطع”مسئله ” محور است و نه “تاریخ فلسفه” محور و تمرکز اساتید گروه در دوره ام فیل  بیشتر بر روی آرا  فلاسفه معاصری است که شخصا جز نامشان را نشنیده بودم. در ترم اول دو درس چهار واحدی تحت عناوین “مفاهیم فلسفی” و ” رهیافت های فلسفی” ارائه میشود که همه دانشجوهای “ام فیل” در آن شرکت میکنند. در کلاس مفاهیم موضوعاتی مثل “نفس”، “اراده آزاد”، “عقلانیت”، “شناخت”، “سعادت”، “حکم” و “عدالت” بحث میشود و در کلاس رهیافت ها  موضوعاتی چون “ماهیت بررسی فلسفی”، “چارچوب های تحلیل فلسفی”، “عقل باوری انتقادی”، “پدیدار شناسی” و” پاد- مبناگرایی” بررسی میشود. هر کدام از این مباحث به فراخور تخصص اساتید توسط یک یا دوتا از آنها در تعداد ساعت های مشخصی که برنامه آن در اختیار دانشجوها قرار دارد تدریس میشود. دانشجو ها موظف هستند دو سمینار در موضوعات مرتبط با هر کدام از این دوره ها ( مفاهیم/ رهیافتها) ارائه کنند
همچنین در ترم نخست بیست ساعت متن خوانی برای دانشجویان در نظر گرفته شده که بنا بر انتخاب خودشان، یکی از سه کتاب “تاملات دکارت” یا “پژوهش های فلسفی ویتگنشتاین” و یا “هستی و زمان هایدگر” را پیش یکی از استادها خواهند خواند
   

همچنین هر دانشجو در ترم اول موظف است از میان لیستی از کتابهایی که در اختیارش قرار گرفته یک مقاله در بررسی یکی از کتابها بنویسد
 در ترم دوم  دوره “ام فیل”  سه درس “معرفت شناسی”،  ”فلسفه تحلیلی” و “پدیدار شناسی” ارائه میشود که از بین این سه درس دانشجو باید دو درس را که احتمالا در راستای رساله دکتری اش است، انتخاب کند و احتمالا همین ماجرای تحقیق ها و سمینارها را در پی خواهد داشت
گذراندن دوره “ام فیل” به ویژه در دانشگاه جی. ان. یو نسبتاً دشوار است و گروه هایی مثل گروه فلسفه بیش از حد معمول هم سخت میگیرند. به همین دلیل  کسانیکه آمادگی چنین دوره های فشرده و تخصصی( به ویژه در فلسفه های معاصر) را ندارند بعد از یک یا دو ترم از ادامه تحصیل در این دانشگاه منصرف میشوند. ولی شخصاً -البته اگر سختی و فشردگی دوره نظرم را عوض نکند- از آن راضی هستم و به حرف دوست خوبم دنیا ایمان آوردم که با گذراندن دوره ام فیل چیزهایی از روح تفکر و اندیشه در آن کشور به تو منتقل میشود که در دوره های مستقل دکتری(فقط رساله) این اتفاق نمی افتد و معمولا تحول خاصی در اندیشه دانشجو رخ نمیدهد، نمونه اش برخی دوستان و اساتید خودمان در ایران! و رشک برانگیزتر از همه چیز آزادی بیان و نقدی است که استاد و دانشجو در کلاسها دارند
ج- هزینه زندگی در اینجا  کاملا به سبک زندگی خود دانشجو بستگی دارد. به نظر من هزینه ها در مجموع نزدیک به هزینه زندگی در تهران هستند 
 
 فصل پذیرش در دانشگاه جی ان یو از ماه فوریه تا پایان ماه مارس است و کلاس ها اواسط آگوست تشکیل میشوند
 

برای اطلاعات بیشتر نک
دانشگاه جواهر لعل نهرو
رایزن علمی جمهوری اسلامی در شبه قاره هند
 
مطالب مرتبط
آیا فلسفه بخوانیم . سفر به هند . تحصیل در هندوستان

        

  

زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 05 Sep 2009

تردید

اگر کسی با یقینیات آغاز کند به نتایج مشکوک خواهد رسید و اگر کسی خود را راضی کند که با شک و تردید آغاز کند به نتایج یقینی منتهی خواهد شد
 Doubt_Train_Trickery_by_moo

الف- سن و سالی ندارد ولی عروس دارد و داماد و نوه هایی چند! میگوید مریم تنها می مانی ها. می پرسم شما تنها نیستنید؟ میداند که هست! بچه هایی که هرکدام،  تنها بار مشکلاتشان را با او سهیم هستند، هیچ کدام تنهایی او را پر نمیکنند و همسری که آنقدر گرفتار چرخاندن چرخ زندگی  است که اغلب او را فراموش میکند، او که مریض است و خسته و گرفتار و غمگین…خودش را غرق کرده در انواع عقاید راست و دروغ مذهبی…انگار یک خورجین برداشته باشد و با ولع ثواب از روی زمین جمع کند و چرتکه بندازد که الان چقدر مقرب درگاه خداوند است… چند وقت پیش که مرا دید، می نالید که این چه سرنوشتی است برای زن و خودش جواب می داد که بالاخره خواست خداست  و  گفت: باشد، ولی “من” روز سوال و جواب جلوی خدا را خواهم گرفت
در آستانه میانسالی است. معلم دینی یکی از همین دبیرستانهایی  که من و تو در آن درس خوانده ایم. تنها زندگی میکند، با هم که حرف میزنیم میبینم او هم دل پر دردی دارد، از سختی های زندگی دختر تنها میگوید و مشکلاتی که دارد و از دخالت ها و حرف های دیگران و از تنهایی و از افسردگی…میگوید” میدانی مریم، من فکر میکنم اولین کسی که به زن ظلم کرد خود خدا بود!” و دیگر چیزی نمیگوید…چند روز بعد که میبینمش با خنده میگوید انگشترش را گم کرده چون خدا خواسته جواب کفر گویی هایش را بدهد
جوان است و زیبا از یک خانواده بسیار مذهبی با خواستگاران بسیار، میگوید: نمیدانم چکار کنم، بالاخره  باید انتخاب کرد! میگویم: خب انتخاب کن. میگوید: همیشه در رویاهایم تصور میکردم که بعد از ازدواج از بند خانه پدری و سختگیریها و تعصبهای پدرم راحت خواهم شد، ولی اینها همه بدتر از پدرم هستند. از خواستگار اخیرش تعریف میکند که گفته اگر میخواهی ادامه تحصیل بدهی از طریق نیمه حضوری و مکاتبه ای باشد. میگفت: میگوید (همه شان میگویند) دوست ندارم زنم از خانه بیرون برود ولی خودش تحصیلکرده و خانواده دار است و از نظر مالی و شغلی عالی، حالا ببینم چه میشود، بیشتر از این نمیتوانم در خانه پدری بمانم.هر چه خدا بخواهد
اینها از آنهایی هستند که آنقدر مطمئن به نظر می رسند که فکر میکنید تردید هرگز به قلبشان چنگ نینداخته است، هر کجا پیش بیاید به من و تو درس ایمان و اطمینان میدهند. در کنار این آدمهای مطمئن جمعیت زیادی از زنان نامطمئن ایستاده اند که اگرچه بخاطر اینکه کمتر مورد توجه و نقد قرار میگیرد کمتر دیده میشوند اما تردیدهای زنانه درباره فرهنگ، نقش های جنسیتی و طبیعت آفرینش هرگز رهایشان نکرده است، نه اینطور است که برخی خیال میکننند همینکه زنی روسری از سر باز کرد، تمام تردیدهایش را از سر باز کرده باشد…در سطوحی پایین تر مشکلات داف بودن حتی پر است از لحظه های تردید
ب- چند زن میشناسید که با تردید های ریز و درشت فرهنگی، مذهبی و اجتماعی دست به گریبان نباشند؟ بین چیزهایی که دلشان میخواهد باشند و چیزهایی که فکر میکنند درست است که باشند سرگردان نباشند؟ گیر نکرده باشند میان محذورهای فرهنگی، مذهبی، یا خانوادگی، دوستی، همکاری . چند زن میشناسید که بدانند سر به کدام بیابان باید گذاشت با اینهمه شک و تردید
زندگیهای همه ما سرشار از تردید است. تردید به چیزهایی که هست و به چیزهایی که باید باشد. زن و مرد نمیشناسد. لنگ در هوایی شده جز ویژگیهای ما، زندگی های سرتا پا تناقض که نمیدانیم با آن چه کنیم. چرتکه می اندازیم، جای خدا مینشینیم، مهر سکوت بر لب سوالهای خودمان می زنیم و از آن بدتر زمانی است که با توجیه های اجتماعی و فرهنگی و یا حتی از ترس حرف مردم مهر سکوت بر باورها و اندیشه هایمان می زنیم…ترس از حرف مردمی که خود درگیر تردیدند و در مقابل سومین یا چهارمین حلقه زنجیره  سوالهای تردید آمیز، موضوع را احاله میدهند به خدا، یا به سنتی که اگر غلط بود این همه سال دوام نمی آورد، یا آبرو، یا آدمهایی که ممکن است ناراحت شوند یا حرف مردمی که خود سرشار تردیدند و در مقابل اولین پرسش تردید آمیز شما…
 

Discover_by_TheBlackDragonf

اما اینکه تنها به زن ها اشاره میکنم بخاطر این است که بسیاری از تردیدهای ما در حوزه شخصی است و دایره کسانی که تحت تاثیر قرار میدهد محدود و مشخص است. اما تردیدهایی که زنان هر روز با آن درگیر هستند. سوالهایی که در تجربه بلوغ، تجربه تفکیک جنسیتی در اجتماع، در هربار تجربه عادت ماهانه، تجربه خواستگاری و ازدواج، تجربه رابطه جنسی، تجربه مزاحمتهای جنسی، تبعیض های جنسیتی، تجربه بارداری و زایمان و لحظه لحظه تجربه مادری- که پایانش تنها مرگ است- از خود می پرسند، محدود و منحصر به فرد یا جمع خاصی نیست. تک تک این تجربه ها در دل فرهنگی مردسالار تردیدهای اساسی برای آنها به وجود می آورد که قادر به فرار از آن نیستند
از یکسو سر کردن(کنار آمدن/خفه کردن) با این تردیدها کمک میکند که روزگار بگذرد و لذتهایی در کنار رنجها فراهم آید. از سوی دیگر کنار نیامدن با آن، رنج را مضاعف میکند در نهان و در عیان! زن ها و دخترهایی که – به هر دلیلی- از بافتار سنتی خود  جدا و دچار تردید شده اند برای آرام کردن خودشان گاهی به خداباوری و گاهی به ناخداباوری افراطی روی می آورند، انواع مسکن ها و صدا خفه کن های موقت و مادام العمر را استفاده میکنند تا سر کنند با این تردید هایی که در عمق جانشان نفوذ کرده و اگر به آنها بها بدهند در مرز انتخابهای خطیری قرار میدهدشان که هر کدام به نوعی میخواهند از آن تن بزنند، نه اینکه این تن زدن را محکوم کنم، که میدانم حوزه انتخابهای زنان و آزادی اراده آنها تنها  محدود به ساحت اندیشه است؛  با منافذ برون رفتی بسیار تنگ که به هیچ حوزه فراخی هم گشوده نمیشود
 کاش یک جایی، آنجا که دور باشد از هراس دزدیده شدن انگشتر توسط خدا، دور باشد از جامعه، از سنت، از فرهنگ، از سیاست، از تعارف، از نمایش و از رو دربایستی بشود بیرون کشید این بغض های کهنه را “و بر آفتاب انداخت” . بشود آنها را از گوشه ذهن های زنان به ساحت فکر و اندیشه کشاند تا ببنیم چیستند و چه باید کرد با این بغض ها و افسردگی ها و سرخوردگی ها
ج- اکنون مدتی است دریافته ام که، در سالهای اول زندگی، بسیاری از آرا غلط را به عنوان آرا درست پذیرفته بودم و آنچه  از آن پس بر چنین مبانی متزلزلی بنا کرده بودم کاملا مشکوک و غیر قطعی بود. به همین جهت می بایست یکبار در زندگی تصمیمی قاطع بگیرم و خود را از قید تمام آرایی که تا آن زمان پذیرفته بودم وا رهانم…پس هم اکنون که خاطرم از هر نوع مشغله ای فراغت یافته است و در گوشه ای خلوت به آرامشی مطمئن دست یافته ام، با تلاش تمام و با آزادی به ویران ساختن تمام آرا دیرینه خود می پردازم>> تاملات دکارت.ص 17
مطالب مرتبط
کوکب خانم.  فی حقیقه العشق .  ضعف استدلال.


Search Engine Optimization