زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 24 Dec 2009
سکوت نخبگان
الف- موهایش را جوری توی صورتش ریخته که نمیتواند درست جایی را ببیند، کفش هایش پاشنه های بلند و باریکی دارند که نمیتوند با آنها راه برود، لباس های زیر و رویش به قدری تنگ هستند که نمیتواند حتی راحت توی تاکسی بنشیند، ناخن هایش به قدری بلند هستند که نمیتواند راحت قلم یا حتی قاشق چنگال به دست بگیرد، رژیم غذایی سفت و سختی دارد و ساعت های زیادی از روز را صرف آراستن و پیراستن چهره و تن خودش میکند…معرفی میکنم: داف
رقابت بر سر “داف بهتری بودن” آن چیزی است که در حال حاضر فکر و وقت دختران ما را در دانشگا ها و شهرهای بزرگ-فعلا- به خود مشغول کرده است: نمایش زنانگی و اغراق در به نمایش گذاشتن آن به گونه ای که برخی دختران جوان ما را تبدیل به محرکی سیار در دانشگاه ها و خیابان های شهر کرده است
ب- قبلا در همین وبلاگ درخصوص آرایش، مد و لباس و مباحثی از این دست صحبت کرده ام. دلیل مخالفت فمینیست ها با آرایش، وضعیت مد و لباس و کدهای اجتماعی که لباس های مختلف در فرهنگ ما به همراه دارند، استفاده ابزاری از بدن زن برای بازاریابی، دامن زدن به تقاضا برای تنوع طلبی و خودنمایی و فرهنگ سازی کردن برای آن در میان زنان و باز استفاده از این بازار گرم برای توسعه بازار پوشاک و لوازم آرایشی و ابزارهای کنترل و سلطه مذکر مردان بر روح و جسم زنان …گفته ایم و گفته اند و فراوان نوشته اند در این مورد که هرگونه نگاه شی گونه به زن و تلاش در جهت کنترل جسم و روح او- خواه با اجبار حجاب و خواه با ترویج بدن نمایی و مشغول داشتنش به نمایش زنانگی- محکوم است. اما قدرت حرف و نوشته کجا توانسته با نظام قدرتمند، ثروتمند، ریشه دار و پرنفوذ مردسالاری ای مقابله کند که جهان در مشت اوست.
ج- به هر حال هدف من از نوشتن این یادداشت به هیج وجه تکرار سخن های پیش گفته نیست بلکه اشاره به نکته درد آور دیگری است که خود را در پرتو رواج “رقابت بر سر داف بهتری بودن” نمایانده است و آن سکوت نخبگان در قبال این مسئله است. منظورم از نخبگان هم چیزی بیش از جامعه تحصیلکرده مان نیست که این روزها بیش از پیش به رشد و بالندگی اش مغرور و مفتخریم. همین ها که امروز با هیجان فراوان دختران را به صحنه مبارزه دعوت میکنند، شجاعتشان را تحسین میکنند، چهره و تصویر آنها را “که داف های بهتری” هستند به کرات در فیلم ها، ویدئو ها و پوستر ها به کار می برند و حتی تشویقشان میکنند تا آراسته تر در تجمع ها حاضر شوند که “چشم جهان به سوی ما گشوده است” و این چشم که همواره مذکر بوده و هست، احتمالا بیشتر تحت تاثیر قرار خواهد گرفت اگر دختران زیبا و آراسته ما را در صفوف معترضان ببیند. این غیر از استفاده ابزاری چه میتواند باشد؟ این مورد تنها یک نمونه نزدیک از واکنش جامعه تحصیلکرده و مدعی دفاع از حقوق و برابری زن، به حضور اجتماعی او است
د- آنجا که تشویق نیست، سکوت هست و البته مقابله و تمسخر هر اعتراضی نسبت به تلاش بی وقفه برای “داف بهتری بودن” این مقابله هم میتواند از آن موضع صورت بگیرد که معترضان را با آدم های سنتی یک کاسه کنند یا اعتراض را به نحوی آب ریختن در آسیای موافقان اجبار زن به/ محرومیت زن از…تلقی کنند و هم میتواند از این جهت باشد که کما کان بدنه اصلی نخبگان ما را مردانی تشکیل میدهند که آگاهانه یا ناآگاهانه منافع و تمایلات مردانه را در اولویت اول قرار میدهند. اگرچه ادعای دفاع از برابری زنان را دارند اما همچنان درپی اعمال سلیقه و کنترل خود بر همراهان مونث و همسرانشان هستند، این بار اما از زاویه ای متفاوت و پوشیده در لفافی از روشنفکر مابی! زنان تحصیلرده ما هم، همچنان اسیر تفکرات مردمحور و هراسان از متهم شدن به بنیادگرایی ترجیح میدهند در این مورد سکوت اختیار کنند و تلاش برای “داف بهتری بودن” را از مصادیق آزادی انسان ها در برگزیدن نوع پوشش خود به حساب آورند و اینگونه حتی گاهی فمینیسم را به ابزاری برای توجیه شی شدگی جدید زنان بدل کنند
برای اطلاعات بیشتر
فشن و فمینیسم
آرایش ، مد و بهره کشی از زنان ،جوزف هنسن_ ایولین رید_ ماری الیس واترز ، ترجمه افشنگ مقصودی ،انتشارات گل اذین
مطالب مرتبط
آرایش*
مد و لباس*
ساسی مانکن*
زنانه نگري/فمينيسم مریم نصراصفهانی | 12 Dec 2009
جان زنانه جنبش؟
الف- قبل و بعد از انتخابات زیاد گفته اند و گفته ایم از نقش زن ها در جریان مبارزات قبل از انتخابات و اعتراض های پس از آن. هربار به بهانه ای؛ از حضور خانم رهنورد تا کشته شدن ندا و این روزها ماجرای تحقیر مجید توکلی (از دانشجویان معترض) با چادر زنانه که موجی از خشم را درمیان معترضان برانگیخت. خشم از تحقیر مجید توکلی و خشم از دستمایه قرار دادن زنانگی برای تحقیر و خشم از بهانه کردن حجاب(آن هم حجاب برتر) برای تحقیر این جوان و پس از آن کشیده شدن دامنه اعتراض ها به بحث حجاب اجباری و زن-بیزاری نهفته در فرهنگ ما و زن ستیزی آشکار در موضع گیریهای برخی گروه ها و آدم ها…و باز مسئله جنس/جنسیت بحث داغ معترضان شد و مردانی که لباس زنانه بر تن کردند هر یک به نحوی خواستند تا مسئله تحقیر مجید توکلی و ابزار این تحقیر را به چالش بکشند و همچنین ادعا کنند که انسان مقدم بر زنانگی و مردانگی عزیز و شریف است و تحقیر او با روش های غیر اخلاقی نه تنها کارساز نیست که به گفته دوستان «مجید توکلی تکثیر شد و نه تحقیر». به هر حال اقدام بازداشت کنندگان در انتشار تصاویر آقای توکلی بازخورد های متفاوتی در در انتقاد از رفتاربا بازداشت شدگان، حقوق آنها، مسئله زنانگی و تابو های مربوط به آن، بحث حجاب، تحقیر آمیز بودن اش، اجبارش و مسائلی از این دست مطرح کرد که باعث شد برای چندمین بار در طول حیات جنبش سبز مسئله جنس/جنسیت در کانون توجهات قرار بگیرد آنچنانکه برخی دوستان جنبش را دارای «جان زنانه» توصیف کردند و چنین استدلال کردند که : روح جهان فارسی در شعر او ست و روح شعر فارسی یاری شیرین رفتار است. جهان فارسی در بنیاد ستایشگر زن است. یادگاری که در آناهیتا و استر و زهرا باقی ماند و حتی در صورت مریم به جهان غربی هدیه شد. کهن الگوی مریم دختران باکره ای بودند که در دریاچه هامون سر هر هزاره آبتنی می کردند و نطفه زرتشت را می پذیرفتند تا هوشیدر و هوشیدرماه و سوشیانس بزایند. منجی جهان ایران دختران هامون بودند> نقل از سیبستان
اگر بخواهم جانب انصاف را رعایت کنم باید اعتراف کنم که این بار از نادر زمان هایی بود که مردان به نقد کلیشه های زنانه برخواستند و بسیاری از مردان از جمله برخی چهره های سرشناس دانشگاهی اقدام به پوشیدن روسری و انتشار عکس های محجبشان در فضای مجازی کردند که اقدامی شگفتی آور و در نوع خود تحسین برانگیز می نماید. پیش از این هم دوستان ما حضور زنان/زنانه را پیروزی «بچه سوسول» به «مرد» دانسته بودند و آن را به شورشی علیه پدرسالاری تعبیر کرده بودند که با عبور از کوچه مردان بدست آمده است
ب- زنان شجاع و معترض در جنبش سبز آنچنان خوش درخشیدند که دوستان بزرگوار را به این باور رسانیده است که رابطه دو جنس در حال بازتعریف و دگر گونی است. زنان خواهرانه و مادرانه در تمامی عرصه های قلمی و فرهنگی و اعتراضی؛ در دانشگاه و خیابان و بر پشت بام ها ظاهر شدند و هم صدا با مردها فریاد زدند. و باز در جریان ماجرای آقای توکلی هم بیش از آقایان نسبت به منحرف شدن جنبش نسبت به مسیرهایی غیر از اهداف اصلی آن هشدار دادند و تاکید کردند که زمینه و زمانه مناسب بحث و نقد اجباری بودن حجاب نیست و ماجرا نباید از مسئله ای مربوط به کرامت انسانی افراد(تحقیر و اجبار آنها با/به پوشیدن لباسی خاص) به سوی مسئله ای خاص و پیچیده که از جمله اهداف مبارزات فمینیستی است- و بسیاری ممکن است با آن موافق نباشند- منحرف شود. بطور کلی من در رفتارهای زنان فعال در جنبش فراوان دغدغه های خواهرانه و مادرانه میبینم که با از خود گذشتگی فراوان- از حضور تیمارگرانه در اعتراضات تا تجمع های مادران عزادار و موضع گیریهای زنان هنرمند و سینماگران زن- نمود پیدا میکند. نگاه دلسوز مادرانه شان در هر قدم و در هر اقدام دلنگران این جوانه سبز است. نگران است که لگد مال افراط و تفریط نشود. خودش را سپر بلا میکند و از اهداف و منافع اش چشم می پوشد و برای همراهی بی دریغش به هیچ چیز چشم ندوخته است، گاهی حتی مغرورانه از اینکه مسائلش حتی به دلایلی غیر از مسئله او مرکز توجه قرار گرفته سرمست میشود و خوشباشانه بوی تغییر استشمام میکند…و این اتفاقی است که در همه مبارزات عصر نو تکرار شده است
ج- اما در همه این مبارزات چیز دیگری هم تکرار شده و آن خیانت شدن به زنان پس از پیروزی است. آنها در همه عرصه ها ی مبارزه شرکت میکنند: گاه قلم به دست می گیرند و مینویسند، گاه اسلحه به دوش میگیرند و به میدان جنگ می روند ، فریاد میزنند، قربانی میشوند و قربانی میدهند اما پس از پیروزی/برای نیل به پیروزی اولین چیزی که بر سر آن معامله میشود همین مطالبات و جایگاه زنان است. اینکه این روزها فراوان میخوانیم و میبینم که فمینیسم غربی را تخطئه میکنند و بر از میان رفتن شکاف زن/مرد تاکید میکنند از نظر من پذیرفته نیست. فمینیسم غربی جنبشی تماما زنانه است که اهداف و مطالبات زنان را دنبال میکند و کمتر نیازمند/وامدار حاکمیت مذکر است
همین که شما جان جنبشی را زنانه بدانی به این معنی است که جسمی مردانه برای آن متصوری و این ریشه از همان تاکید ما بر دو- انگاری زن و مرد میگیرد. میخواهم بگویم به سادگی زدودنی نیست این نگاه تفکیکی به جنسیت و تغییر مقطعی مناسبات و الفاظ زیبا چیزی از عمق این شکاف کم نمیکند. ضمن اینکه همچنان که زن- ستا – بنیاد انگاری شعر فارسی تعبیری شاعرانه و خیال انگیز، زاییده اذهان کاملا مذکربا تعاریف تحمیلی و خودخواسته ایشان است این جان-زنانه-انگاری جنبش هم بیشتر شبیه همان تعارف هایی که در مواقع بحران برای همراهی زنان تکرار می شده است. نه این که خدایی ناکرده بخواهم بگویم دوستان ما - که من حتی شاگر آن ها هم محسوب نمیشوم- قصد فریب زن ها را دارند یا این نیست که منکر هر گونه تغییر در برداشت های ما از مفاهیم جنس/جنسیت باشم، نه، اصلا بحث این نیست بلکه مشکل جنس مسئله جنس/جنسیت است که معمولا سران جنبش ها پس از پیروزی صرفه را در پایداری بر آن نمیبینند و از آنجا که معمولا راس جنبش ها را مردان-یا زنانی با تفکرات مردانه- تشکیل میدهند و باز از آنجا که زنان دیوارشان و زبانشان و دستشان کوتاه است معمولا پس از به ثمر رسیدن جنبش ها آن به اصطلاحِ دوستان، جان زنانه جنبش تسویه میشود و به مطبخ بازمیگردد و یا مشغول امور ظریف تر و لطیف تر- در گوشه و کنار جسم آنچنان که با ذات اش همخوانی داشته باشد- میشود، آنگونه که این اتفاق مثلا در همراهی فمینیست ها با جنبش های الغای برده داری و خیانت آن جنبش ها- پس از پیروزی- نسبت به فمینیست ها رخ داد. و یا چرا راه دور برویم، این برخورد حذفی در انقلاب پنجاه و هفت هم روی داد است
د- جان کلام اینکه همراهی با مطالبات زنانه اگرچه در شعار زیباست و برانگیزاننده و اگرچه شعار خوبی برای یارگیری است آنجا که نفر احتیاج است؛ اما همواره باید توجه داشت که در جنبش هایی آنچنان که ما درگیر آن هستیم معمولا بیشترین هزینه ها بر گرده زنان و پس از موفقیت احتمالی بیشترین جفا در حق همان ها روا شده است، چراکه برای جنبش های جوان هیچ چیز خطرناک تر از پرداختن به مسائلی با حساسیت بالا در میان توده مردم نیست. همه اینها را گفتم نه برای اینکه همراهی زنان با اعتراض ها را نفی کنم بلکه برای این که این یک دست کردن اندیشه های مختلف تحت لوای یک کلان-جنبش، اختلاط اهداف وبرنامه ها و مصادره بی تامل برخی ایده ها از جانب دو طرف را به مصلحت جنبش های زنانه و حتی خود آن جنیش های اعتراضی نمیبینم. تجربه ثابت کرده که که این دو-انگاری زن/مرد تنها در مواقع بحران و لزوم کم رنگ و پس از آن دوباره به شدت زنده خواهد شد. پس فکر میکنم نباید دست آوردهای اندک سالها مبارزات زنان خرج حمایت از یک کلان-جنبش بشود که احتمالا در صورت پیروزی قربانی و در صورت شکست در سایه آن از دست برود . من این تذکر موکد را در کلام خانم اسپیواک در مصاحبه با آقای دباشی هم به نوعی دیدم آنجا که میگفت زنان نباید و نباید فراموش کنند که مسئله حقوق زنان باید پیشرو باشد، مسئله زنان موضوعی فرعی نیست که باید بعدا به آن پرداخته شود و اینکه زنان پیش از خواست برای رهایی از چیزی باید همت خودشان را مصروف آشکار کردن قابلیت هایشان بکنند
و این ها همه برای اینکه بگویم اگرچه مخالف همراهی زنان با مردان در این جنبش نیستم اما بر حفظ استقلال اهداف و برنامه ها و منافع گروهی زنان و پرهیز از اختلاط آرمان ها و برنامه ها تاکید دارم
برای اطلاعات بیشتر نک
گزارش فارس از بازداشت مجید توکلی
یادداشت های خانم مسیح علینژاد درباره مجید توکلی را در وبلاگش ببینید
جان زنانه جنبش وبلاگ سیبستان
عبور از کوچه مردها نوشته سالار کاشانی
مصاحبه آقای دباشی با خانم اسپیواک
مطالب مرتبط
زن*
جامعه بسته وانسان های باز *
از هدی تا ندا*
ما و حق رای*
******