<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress/2.0.5" -->
<rss version="2.0" 
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
<channel>
	<title>Comments for Critic</title>
	<link>http://www.critic.ir</link>
	<description>با کلیک روی پروانه آبی صدای موسیقی قطع خواهد شد</description>
	<pubDate>Thu, 11 Mar 2010 19:26:50 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.0.5</generator>

	<item>
		<title>Comment on تحقیر مسئله، تشخیص مسئله by پویا</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/171#comment-38790</link>
		<pubDate>Thu, 11 Mar 2010 08:36:11 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/171#comment-38790</guid>
					<description>سلام
اولا بهتر بود قدری مصداقی تر صحبت میکردید.
منظور شما از فمینیسم غربی و مشخصا مسائل زنان غربی چه بود؟
و منظور شما از فمینیسم شرقی و مسائل زنان شرقی چه بود؟
دقیقا مسائل زنان ایرانی چیست که به آن پرداخته نشده است؟
نکته دیگری هم دارم.
گاهی وقتها ایجاد یک چالش و مسئله بزرگتر برای فردی که درگیر چالشی جاری است باعث میشود یا اصولا چالش موجود را دیگر چالش نینگارد و از آن بگذرد یا در تلاشی مضاعف برای و در خلال  حل چالش بزرگتر, به آسانس چالش موجود را حل کند, کاری که در حالت عادی قادر به انجام آن نبود.
این برای وقتی که به زعم شما چالش موجود فرد, چالش خود ساخته و زاییده ذهن ناتوان اوست که دارد تمام توانش را میگیرد بهترین درمان است.
این را به تجارب مدیریتی ام برای شما میگویم.
توضیح بیشتر لازم نیست. قدری ژرف اندیشانه تر به این موضوع فکر کنید که گفته اند اشارتی خردمندان را کفایت است.
.این مطلب آخر اشارتی بود به ارتباط مشکلات وارداتی غربی با مشکلات به زعم شما تحقیر شده شرقی.
موفق باشید..</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
اولا بهتر بود قدری مصداقی تر صحبت میکردید.<br />
منظور شما از فمینیسم غربی و مشخصا مسائل زنان غربی چه بود؟<br />
و منظور شما از فمینیسم شرقی و مسائل زنان شرقی چه بود؟<br />
دقیقا مسائل زنان ایرانی چیست که به آن پرداخته نشده است؟<br />
نکته دیگری هم دارم.<br />
گاهی وقتها ایجاد یک چالش و مسئله بزرگتر برای فردی که درگیر چالشی جاری است باعث میشود یا اصولا چالش موجود را دیگر چالش نینگارد و از آن بگذرد یا در تلاشی مضاعف برای و در خلال  حل چالش بزرگتر, به آسانس چالش موجود را حل کند, کاری که در حالت عادی قادر به انجام آن نبود.<br />
این برای وقتی که به زعم شما چالش موجود فرد, چالش خود ساخته و زاییده ذهن ناتوان اوست که دارد تمام توانش را میگیرد بهترین درمان است.<br />
این را به تجارب مدیریتی ام برای شما میگویم.<br />
توضیح بیشتر لازم نیست. قدری ژرف اندیشانه تر به این موضوع فکر کنید که گفته اند اشارتی خردمندان را کفایت است.<br />
.این مطلب آخر اشارتی بود به ارتباط مشکلات وارداتی غربی با مشکلات به زعم شما تحقیر شده شرقی.<br />
موفق باشید..
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>Comment on تحقیر مسئله، تشخیص مسئله by سعید ب</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/171#comment-38760</link>
		<pubDate>Thu, 11 Mar 2010 05:25:48 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/171#comment-38760</guid>
					<description>با درود
منظورتان این است  که فمینیسم فرایندی مانند مشروطه که تبدیل به مشروعه شد طی کند یا تلفیقی چون جمهوری اسلامی.
برعکس من فکر می‌کنم که عوارض جانبی فمینیسم را با فمینیسم بیشتر باید جبران کرد.در واقع ما داروی فمینیسم را به قدر نیاز تجویز نمی‌کنیم و در اثر ملاحظاتی مانند انچه شما نگاشته‌اید جلوی اصحاب حوزه بازار کوتاه می‌آ‌ییم،اگر خود از این‌جنابان نباشیم.
این هم شاهد از غیب
http://mghaed.com/
 ● انـتـباه
در عنترنت روی عكسهای‌ هياكل خونالود از زخم قمه و زنجير، تكه‌ای از سخنرانی‌ استاد مطهری گذاشته‌اند در تقبيح چهارشنبه سوری و از روی‌ آتش ‌پريدن ”بسياری از خانواده‌های احمقها“ و ”آدمهای سـُر و مـُر و گـُنده با هيكلهای چنين و چنين“‌، و اين اندرز: ”اگر هم پدران گذشته‌تان چنين كاری می‌كردند دليل خريـّت پدران شماست.  چرا دومرتبه اين سند حماقت را هی ‌سال‌به‌سال تجديد می‌كنيد؟ اين فقط يك سند حماقت است كه ‌هی كوشش می‌كنيد اين سند حماقت را هميشه زنده نگهش داريد.“

تازگی از خانم سيمين دانشور ‌سؤالهايی كرده‌اند نهايتاً با اين مضمون كه چرا روشنفكران نتوانسته‌اند اين مملكت را درست كنند ـــــ لابد يعنی تا عين خارجه شود.  پاسخ بزرگ‌بانوی ادبيات معاصر: ”روشنفکران ما غالباً غافل از ریشه‏‌داربودن مذهب در میان مردم ایران بوده‌‏اند و هستند“، ”تنها رشته‏‌ای که مردم ایران را به ‏هم می‏‌پیوست مذهب بوده و هست“، ”روشنفکران ما هیچ‏گونه تماس واقعی و رودررو با دیگر مردم نداشته‌‏اند.“

می‌توان با الهام از ”پرُفسور ماتاهاری“‌ (لقب و نام آيت‌الله فقيد وقتی ترور شد به ترجمه و تلفظ گزارشگران خارجی در تهران) ندا در داد: اگر زمانی در خانۀ شما و دوستان شما و اطرافيان شما چنين حرفهايی‌ می‌زدند دليل خريـّت كسانی‌ است كه در خانۀ شما و دوستان شما و اطرافيان شما كه چنين حرفهايی می‌زدند.  چرا اين سند حماقت را هی ‌سال‌به‌سال تكرار می‌كنيد؟ اين فقط يك سند حماقت است كه ‌هی سال‌به‌سال كوشش می‌كنيد اين سند حماقت را هی زنده نگهش داريد.  غافل يعنی چه؟ شما فقط دوسه‌تا روشنفكر خر ِ سـُر و مـُر گـُندۀ غافل اسم ببريد تا بقيۀ حرفهايتان را دربست قبول كنيم.  حتی ‌اگر كسی‌ تصميم بگيرد غافل باشد اين كار چطور ممكن است؟ و مگر سواد نداريد شرح تلفات روشنفكرها را بخوانيد، و مگر چشم نداريد ببينيد و گوش نداريد بشنويد و مغز نداريد تأمل كنيد جامعۀ ‌ايران را چه شكاف عميق ِ ريشه‌داری دو شقــّه كرده است؟

زمانی‌ نگارنده با دريغ بر مصاحبه‌های معمولاً صفحه‌پركن و گاه پوچ و حتی‌ بدآموز ِ احمد شاملو در دهۀ هفتاد نوشت: ”هر شغلی، ‌حتی نوشتن، بايد بازنشستگی‌ داشته باشد تا انسان به زورگويی نيفتد.“

و اهل هر شغلی، حتی‌ نويسندۀ موفقِِ ِِ محترم، خوب است مشاورانی داشته باشد كه به او بگويند وقتی ابتدای رمان جزيرۀ سرگردانی می‌نويسند هفتادهزار نسخه، به احتمال چهل‌ونه درصد، واقعيت دارد و دوسه برابر اين تعداد آدم كتاب را خوانده‌اند و همچنان می‌خوانند.  و به احتمال پنجاه‌ويك درصد، از دوزوكلك‌های ‌ناشر برای چنگ‌انداختن به سهميۀ كاغذ بود و خرده‌گيرها منتظر فرصتند تا رودربايستی را كنار بگذارند و صاف و پوست‌كنده نظر بدهند خوب بود نسخه‌های‌ چاپ‌شده‌اش، هر چندتا، برای خدمت به محيط زيست و بهداشت ‌عمومی به مصرف تهيۀ‌ شانۀ‌ تخم‌مرغ می‌رسيد و چه بهتر اصلا ً نوشته نمی‌شد.

در سالهای دبستان‌ وقتی اولين بار جدولی ديدم كه بالای آن نوشته شده بود انتباه، خيال كردم كلمۀ اشتباه را اشتباهی نوشته‌اند.  بعداً فهميدم به معنی‌ آگاهی و هشدار فرارسيدن ماه رمضان است.  بد نيست اهل قلم‌ودوات هم تكه كاغذی از باب انتباه به در يخچال يا آينۀ دستشويی بچسبانند و روی‌ آن بنويسند: من از اين به بعد تن به مصاحبۀ شفاهی و سرپايی نمی‌دهم؛ حرفهای نيم‌پز ِ مبتذل ‌را هم تكرار نمی‌‌كنم؛ وقتی می‌خواهند حرف در دهنم بگذارند می‌‌گويم اين مملكت اگر مثل خارجه نشده لابد قرار نبوده و نمی‌‌تواند بشود؛ و متقابلاً می‌پرسم اگر روشنفكرها روزی‌ هزار بار به استقبال بلا بروند اين مملكت درست می‌شود و بقيه مدادند و می‌ايستند تماشا می‌كنند؟ من رمان هفتادهزار تيراژی‌ام را گاهی‌ مرور می‌كنم تا يادم بماند پيشتر دربارۀ‌ روشنفكرها ‌چه مهملی نوشته‌ام.

”آنان كه غنی‌ترند محتاج‌ترند.“
19 اسفند 88</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با درود<br />
منظورتان این است  که فمینیسم فرایندی مانند مشروطه که تبدیل به مشروعه شد طی کند یا تلفیقی چون جمهوری اسلامی.<br />
برعکس من فکر می‌کنم که عوارض جانبی فمینیسم را با فمینیسم بیشتر باید جبران کرد.در واقع ما داروی فمینیسم را به قدر نیاز تجویز نمی‌کنیم و در اثر ملاحظاتی مانند انچه شما نگاشته‌اید جلوی اصحاب حوزه بازار کوتاه می‌آ‌ییم،اگر خود از این‌جنابان نباشیم.<br />
این هم شاهد از غیب<br />
<a href="http://mghaed.com/" rel="nofollow">http://mghaed.com/</a><br />
 ● انـتـباه<br />
در عنترنت روی عكسهای‌ هياكل خونالود از زخم قمه و زنجير، تكه‌ای از سخنرانی‌ استاد مطهری گذاشته‌اند در تقبيح چهارشنبه سوری و از روی‌ آتش ‌پريدن ”بسياری از خانواده‌های احمقها“ و ”آدمهای سـُر و مـُر و گـُنده با هيكلهای چنين و چنين“‌، و اين اندرز: ”اگر هم پدران گذشته‌تان چنين كاری می‌كردند دليل خريـّت پدران شماست.  چرا دومرتبه اين سند حماقت را هی ‌سال‌به‌سال تجديد می‌كنيد؟ اين فقط يك سند حماقت است كه ‌هی كوشش می‌كنيد اين سند حماقت را هميشه زنده نگهش داريد.“</p>
<p>تازگی از خانم سيمين دانشور ‌سؤالهايی كرده‌اند نهايتاً با اين مضمون كه چرا روشنفكران نتوانسته‌اند اين مملكت را درست كنند ـــــ لابد يعنی تا عين خارجه شود.  پاسخ بزرگ‌بانوی ادبيات معاصر: ”روشنفکران ما غالباً غافل از ریشه‏‌داربودن مذهب در میان مردم ایران بوده‌‏اند و هستند“، ”تنها رشته‏‌ای که مردم ایران را به ‏هم می‏‌پیوست مذهب بوده و هست“، ”روشنفکران ما هیچ‏گونه تماس واقعی و رودررو با دیگر مردم نداشته‌‏اند.“</p>
<p>می‌توان با الهام از ”پرُفسور ماتاهاری“‌ (لقب و نام آيت‌الله فقيد وقتی ترور شد به ترجمه و تلفظ گزارشگران خارجی در تهران) ندا در داد: اگر زمانی در خانۀ شما و دوستان شما و اطرافيان شما چنين حرفهايی‌ می‌زدند دليل خريـّت كسانی‌ است كه در خانۀ شما و دوستان شما و اطرافيان شما كه چنين حرفهايی می‌زدند.  چرا اين سند حماقت را هی ‌سال‌به‌سال تكرار می‌كنيد؟ اين فقط يك سند حماقت است كه ‌هی سال‌به‌سال كوشش می‌كنيد اين سند حماقت را هی زنده نگهش داريد.  غافل يعنی چه؟ شما فقط دوسه‌تا روشنفكر خر ِ سـُر و مـُر گـُندۀ غافل اسم ببريد تا بقيۀ حرفهايتان را دربست قبول كنيم.  حتی ‌اگر كسی‌ تصميم بگيرد غافل باشد اين كار چطور ممكن است؟ و مگر سواد نداريد شرح تلفات روشنفكرها را بخوانيد، و مگر چشم نداريد ببينيد و گوش نداريد بشنويد و مغز نداريد تأمل كنيد جامعۀ ‌ايران را چه شكاف عميق ِ ريشه‌داری دو شقــّه كرده است؟</p>
<p>زمانی‌ نگارنده با دريغ بر مصاحبه‌های معمولاً صفحه‌پركن و گاه پوچ و حتی‌ بدآموز ِ احمد شاملو در دهۀ هفتاد نوشت: ”هر شغلی، ‌حتی نوشتن، بايد بازنشستگی‌ داشته باشد تا انسان به زورگويی نيفتد.“</p>
<p>و اهل هر شغلی، حتی‌ نويسندۀ موفقِِ ِِ محترم، خوب است مشاورانی داشته باشد كه به او بگويند وقتی ابتدای رمان جزيرۀ سرگردانی می‌نويسند هفتادهزار نسخه، به احتمال چهل‌ونه درصد، واقعيت دارد و دوسه برابر اين تعداد آدم كتاب را خوانده‌اند و همچنان می‌خوانند.  و به احتمال پنجاه‌ويك درصد، از دوزوكلك‌های ‌ناشر برای چنگ‌انداختن به سهميۀ كاغذ بود و خرده‌گيرها منتظر فرصتند تا رودربايستی را كنار بگذارند و صاف و پوست‌كنده نظر بدهند خوب بود نسخه‌های‌ چاپ‌شده‌اش، هر چندتا، برای خدمت به محيط زيست و بهداشت ‌عمومی به مصرف تهيۀ‌ شانۀ‌ تخم‌مرغ می‌رسيد و چه بهتر اصلا ً نوشته نمی‌شد.</p>
<p>در سالهای دبستان‌ وقتی اولين بار جدولی ديدم كه بالای آن نوشته شده بود انتباه، خيال كردم كلمۀ اشتباه را اشتباهی نوشته‌اند.  بعداً فهميدم به معنی‌ آگاهی و هشدار فرارسيدن ماه رمضان است.  بد نيست اهل قلم‌ودوات هم تكه كاغذی از باب انتباه به در يخچال يا آينۀ دستشويی بچسبانند و روی‌ آن بنويسند: من از اين به بعد تن به مصاحبۀ شفاهی و سرپايی نمی‌دهم؛ حرفهای نيم‌پز ِ مبتذل ‌را هم تكرار نمی‌‌كنم؛ وقتی می‌خواهند حرف در دهنم بگذارند می‌‌گويم اين مملكت اگر مثل خارجه نشده لابد قرار نبوده و نمی‌‌تواند بشود؛ و متقابلاً می‌پرسم اگر روشنفكرها روزی‌ هزار بار به استقبال بلا بروند اين مملكت درست می‌شود و بقيه مدادند و می‌ايستند تماشا می‌كنند؟ من رمان هفتادهزار تيراژی‌ام را گاهی‌ مرور می‌كنم تا يادم بماند پيشتر دربارۀ‌ روشنفكرها ‌چه مهملی نوشته‌ام.</p>
<p>”آنان كه غنی‌ترند محتاج‌ترند.“<br />
19 اسفند 88
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>Comment on تحقیر مسئله، تشخیص مسئله by asa</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/171#comment-38368</link>
		<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 20:30:56 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/171#comment-38368</guid>
					<description>در ضمن كمي هم با پذيرش صد درصد اين مطلب موافق نيستم كه فمينيستهاي ايراني بدليل اتكا به تئوريهاي غربي مشكل دارند. برعكس فكر ميكنم شناخت اين تئوريها را هم (حتي) كم و ناقص انجام داده اند. مثلا براي يك جامعه شناسي بومي و ايراني اول بايد جامعه شناسي و تئوريهايش را خوب شناخت حالا از هر جاي دنيا آمده باشد و بعد آن را بومي كرد. آيا فكر ميكني در جامعه ما حتي بين فمينيستها شناخت عميق و خوبي از مباحث مختلف هست؟ با بند دال خيلي موافقم. اصولا شناخت كم زنهاي ما از همديگر بسيار ريشه دار و دردسر ساز است.در ضمن روشهاي برقراري ارتباط و آموزش هم نقايص بسياري دارد هرچند در اين مورد من ايراد اصلي را به انها وارد نميدانم كه با من زن هم گاهي ارتباط برقرار نميكنند مشكل اصلي از ساختار معيوب آموزش و اطلاع رساني كشور ماست كه نسل به نسل منتقل ميشود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در ضمن كمي هم با پذيرش صد درصد اين مطلب موافق نيستم كه فمينيستهاي ايراني بدليل اتكا به تئوريهاي غربي مشكل دارند. برعكس فكر ميكنم شناخت اين تئوريها را هم (حتي) كم و ناقص انجام داده اند. مثلا براي يك جامعه شناسي بومي و ايراني اول بايد جامعه شناسي و تئوريهايش را خوب شناخت حالا از هر جاي دنيا آمده باشد و بعد آن را بومي كرد. آيا فكر ميكني در جامعه ما حتي بين فمينيستها شناخت عميق و خوبي از مباحث مختلف هست؟ با بند دال خيلي موافقم. اصولا شناخت كم زنهاي ما از همديگر بسيار ريشه دار و دردسر ساز است.در ضمن روشهاي برقراري ارتباط و آموزش هم نقايص بسياري دارد هرچند در اين مورد من ايراد اصلي را به انها وارد نميدانم كه با من زن هم گاهي ارتباط برقرار نميكنند مشكل اصلي از ساختار معيوب آموزش و اطلاع رساني كشور ماست كه نسل به نسل منتقل ميشود
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>Comment on تحقیر مسئله، تشخیص مسئله by asa</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/171#comment-38365</link>
		<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 20:23:23 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/171#comment-38365</guid>
					<description>من موافقم به شرط انكه اين را تنها دليل يا مهمترين دليل نبينيم. خيلي خوب و زيبا نوشته اي اما كاش كمي بعضي ابهامات را روشن ميكردي.اولا فمينيسم غربي يعني جه؟ اين همه تعدد و تكثر تئوريهاي فمينيستي و رويكردهاي مختلف را چگونه ذيل يك عنوان ميگنجاني؟ و بعد نوع شرقي آن يعني كجاي شرق و چطور؟بعد منظور از موفقيت فمينيسم در چه عرصه ايست؟ مسايل اجتماعي؟ فرهنگي؟ حل مشكلات زنان؟ يا صرفا آگاهي بخشي؟ روشن نيست منظور از فمينيستهاي ايراني چه كساني و با چطور فعاليتهايي است؟ كدامهاشان موفق نبوده؟ عذر ميخواهم. اميدوارم فكر نكني قصدم ايراد گيري و چالش درست كردن است. قصدم اين است كه بگويم اگر   دقيقتر روشن شودآسيب شناسي بهتري هم صورت ميگيرد وگرنه با اصل اين بحث كاملا موافقم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من موافقم به شرط انكه اين را تنها دليل يا مهمترين دليل نبينيم. خيلي خوب و زيبا نوشته اي اما كاش كمي بعضي ابهامات را روشن ميكردي.اولا فمينيسم غربي يعني جه؟ اين همه تعدد و تكثر تئوريهاي فمينيستي و رويكردهاي مختلف را چگونه ذيل يك عنوان ميگنجاني؟ و بعد نوع شرقي آن يعني كجاي شرق و چطور؟بعد منظور از موفقيت فمينيسم در چه عرصه ايست؟ مسايل اجتماعي؟ فرهنگي؟ حل مشكلات زنان؟ يا صرفا آگاهي بخشي؟ روشن نيست منظور از فمينيستهاي ايراني چه كساني و با چطور فعاليتهايي است؟ كدامهاشان موفق نبوده؟ عذر ميخواهم. اميدوارم فكر نكني قصدم ايراد گيري و چالش درست كردن است. قصدم اين است كه بگويم اگر   دقيقتر روشن شودآسيب شناسي بهتري هم صورت ميگيرد وگرنه با اصل اين بحث كاملا موافقم
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>Comment on تحقیر مسئله، تشخیص مسئله by محمد ضیغمیان</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/171#comment-38257</link>
		<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 07:44:28 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/171#comment-38257</guid>
					<description>سلام 
جالبه 
ارزش خوندن داشت 
موفق باشی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
جالبه<br />
ارزش خوندن داشت<br />
موفق باشی
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>Comment on تحقیر مسئله، تشخیص مسئله by عاطفه</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/171#comment-38224</link>
		<pubDate>Mon, 08 Mar 2010 18:48:35 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/171#comment-38224</guid>
					<description>مگه ما توجامعه مون فمینیست هم داریم؟؟
ولی تحلیل خوبی کردی..تا یه چیز درونی نشه نهادی کردنش فایده ای نداره</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مگه ما توجامعه مون فمینیست هم داریم؟؟<br />
ولی تحلیل خوبی کردی..تا یه چیز درونی نشه نهادی کردنش فایده ای نداره
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>Comment on تحقیر مسئله، تشخیص مسئله by دل آرا</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/171#comment-38221</link>
		<pubDate>Mon, 08 Mar 2010 15:38:19 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/171#comment-38221</guid>
					<description>ممنون
عالي بود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ممنون<br />
عالي بود
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>Comment on خوابگاه دختران by ستاره</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/112#comment-37850</link>
		<pubDate>Sat, 06 Mar 2010 18:48:53 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/112#comment-37850</guid>
					<description>سلام 
من 4سال در خوابگاه زندگی کردم و فکر میکنم بهترین فرصت بود که یاد بگیرم چطور میتونم به بهترین نحو با مردم با فرهنگ های متفاوت زندگی کنم و بهترین خاطراتم مربوط به همون دوره کوتاه اما شیرینه
الانم همش در حال رفت و آمدم کارم 1جا دانشگاهم 1جا دیگه هفته که 4 روزه من 5روزش رو در حال رفت و آمدم و ارتباط خوب اجتماعی الانم رو مدیون همون 4سال میدونم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
من 4سال در خوابگاه زندگی کردم و فکر میکنم بهترین فرصت بود که یاد بگیرم چطور میتونم به بهترین نحو با مردم با فرهنگ های متفاوت زندگی کنم و بهترین خاطراتم مربوط به همون دوره کوتاه اما شیرینه<br />
الانم همش در حال رفت و آمدم کارم 1جا دانشگاهم 1جا دیگه هفته که 4 روزه من 5روزش رو در حال رفت و آمدم و ارتباط خوب اجتماعی الانم رو مدیون همون 4سال میدونم
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>Comment on چرا فمینیسم در ایران نمیگیرد؟ by وهم سبزرنگ</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-35935</link>
		<pubDate>Sun, 21 Feb 2010 19:54:44 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/169#comment-35935</guid>
					<description>با سلام و تشکر از این مطلب خوبتان مریم عزیز!

و البته تشکر ویژه ای هم به خاطر الهام بخش بودن این موضوع خوب برای دعوت کردن دیگران به نوشتن درباره ی آن...

پیروز باشید و برقرار...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام و تشکر از این مطلب خوبتان مریم عزیز!</p>
<p>و البته تشکر ویژه ای هم به خاطر الهام بخش بودن این موضوع خوب برای دعوت کردن دیگران به نوشتن درباره ی آن&#8230;</p>
<p>پیروز باشید و برقرار&#8230;
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>Comment on آیا فلسفه بخوانیم؟ by حسن</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/88#comment-35864</link>
		<pubDate>Sun, 21 Feb 2010 08:48:08 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/88#comment-35864</guid>
					<description>مریم جان
فرض کنیم فلسفه نخوانده بودی،به راستی بدون فلسفه توانایی ساختن این همه فرضیات و بنا نهادن این نوشته بر آن وجود داشت؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مریم جان<br />
فرض کنیم فلسفه نخوانده بودی،به راستی بدون فلسفه توانایی ساختن این همه فرضیات و بنا نهادن این نوشته بر آن وجود داشت؟
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>Comment on زنان موفق/مردان موفق by نیستان</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/109#comment-34995</link>
		<pubDate>Mon, 15 Feb 2010 09:26:07 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/109#comment-34995</guid>
					<description>نیستان با مقاله زن بودن در نوشتار زنانه با محور قرار دادن آثار نویسندگان زنان وبلاگها به روز است. از همه شما گرامیان که توجه ویژه ای به تفکرات زنان دارید با احترام دعوت می شود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نیستان با مقاله زن بودن در نوشتار زنانه با محور قرار دادن آثار نویسندگان زنان وبلاگها به روز است. از همه شما گرامیان که توجه ویژه ای به تفکرات زنان دارید با احترام دعوت می شود
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>Comment on زنان موفق/مردان موفق by Nasim</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/109#comment-34842</link>
		<pubDate>Sun, 14 Feb 2010 07:56:56 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/109#comment-34842</guid>
					<description>سلام راستش من با اینکه دخترم ولی بعد از کلی تحقیق و خوندن کتابهای مختلف و صحبت با زنان موفق فقط به یک نتیجه رسیدم. شادی واقعی وقتی بر ای یک زن اتفاق می افته که زندگی خانوادگی موفقی داشته باشه. این طبیعت یک زن است و باید اینو پذیرفت. اکثر زنان وقتی شدیدا این ضعف را داشته باشند به کار پناه می برن. بهتون پیشنهاد می کنم حتما کتاب جنس ضعیف اوریانا فالاچی را بخونید. اون کاملا بی طرفانه زندگی زنان را در جهان نشون داده. یه جورایی زنان همیشه قربانی هستن چون انگار خلقتشون اینه که آفریده شدن که از خودشون ببخشن تا مردان را جلو ببرن.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام راستش من با اینکه دخترم ولی بعد از کلی تحقیق و خوندن کتابهای مختلف و صحبت با زنان موفق فقط به یک نتیجه رسیدم. شادی واقعی وقتی بر ای یک زن اتفاق می افته که زندگی خانوادگی موفقی داشته باشه. این طبیعت یک زن است و باید اینو پذیرفت. اکثر زنان وقتی شدیدا این ضعف را داشته باشند به کار پناه می برن. بهتون پیشنهاد می کنم حتما کتاب جنس ضعیف اوریانا فالاچی را بخونید. اون کاملا بی طرفانه زندگی زنان را در جهان نشون داده. یه جورایی زنان همیشه قربانی هستن چون انگار خلقتشون اینه که آفریده شدن که از خودشون ببخشن تا مردان را جلو ببرن.
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>Comment on از هدی تا ندا by uchan</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/149#comment-34629</link>
		<pubDate>Fri, 12 Feb 2010 15:31:32 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/149#comment-34629</guid>
					<description>من هم ناراحتم  هم خوشحال ولی خوشحالیم بیشتره آخه افکار مردم ترک برداشته همین خودش جای کلی امیدواری توی این اوضاعی سگ صاحابشو نمیشناسه پایدار باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من هم ناراحتم  هم خوشحال ولی خوشحالیم بیشتره آخه افکار مردم ترک برداشته همین خودش جای کلی امیدواری توی این اوضاعی سگ صاحابشو نمیشناسه پایدار باشید
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>Comment on masculinity studies/مطالعات مردان by H. Sameie</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/78#comment-34339</link>
		<pubDate>Mon, 08 Feb 2010 11:07:13 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/78#comment-34339</guid>
					<description>سلام خانم نصر 
فمينيسم واژه جالبي حد الفل براي من است  من كه تاريخچه  و علل پيدايي اونو مطالعه مي كردم پيش خودم خوشحال بودم كه به تعبيري جنس دومي ها به آن درجه از خودباوري رسيدند كه فرياد بكشند احقاق حق كنند و تقاضاي تساوي حقوق نه برابري حقوق نمايند اما هرچه جلوتر مي آئيم به زن سالاري و كم كم مرد ستيزي نزديك مي شويم من ترسم اين است در آينده ما مردان هم بيائيم جنبشهايي شبيه فمينيسم تشكيل دهيم 
البته شما چون مطالعات تان عميق تر است صاحب نظر تريد
سميعي
sameyh.blogfa.com</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام خانم نصر<br />
فمينيسم واژه جالبي حد الفل براي من است  من كه تاريخچه  و علل پيدايي اونو مطالعه مي كردم پيش خودم خوشحال بودم كه به تعبيري جنس دومي ها به آن درجه از خودباوري رسيدند كه فرياد بكشند احقاق حق كنند و تقاضاي تساوي حقوق نه برابري حقوق نمايند اما هرچه جلوتر مي آئيم به زن سالاري و كم كم مرد ستيزي نزديك مي شويم من ترسم اين است در آينده ما مردان هم بيائيم جنبشهايي شبيه فمينيسم تشكيل دهيم<br />
البته شما چون مطالعات تان عميق تر است صاحب نظر تريد<br />
سميعي<br />
sameyh.blogfa.com
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>Comment on از انجمن حکمت و فلسفه تا انجمن پادشاهی ایران by امیرپایا</title>
		<link>http://www.critic.ir/index.php/archives/163#comment-34310</link>
		<pubDate>Sat, 06 Feb 2010 15:08:17 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.critic.ir/index.php/archives/163#comment-34310</guid>
					<description>حامد رو نمی شناسم اما به شدت احساس می کنم که بهش نزدیکم 
از چند ماه پیش که اسمش و عکسش رو توی سایت خبرنامه امیر کبیر دیدم و اظهاراتش رو خوندم اسمش حتی یادم هم نرفته 

من به دنبال جست و جوی کتاب "درآمدی جدید به فلسفه اخلاق" به سایت شما رسیدم 

و با خوندن مطالب سایت شما به حامد رسیدم واقعا که دنیای کوجیکی داریم
حامد همه جا هست
او را نمی شناسم اما به عنوان یک جوان ایرانی همواره برای آزادی اش تلاش خواهم کرد، اگر بتوانم وکاری از دستم بر بیاید

ممنون که یادی از او کردید

سایت خوبی هم دارید
موفق باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حامد رو نمی شناسم اما به شدت احساس می کنم که بهش نزدیکم<br />
از چند ماه پیش که اسمش و عکسش رو توی سایت خبرنامه امیر کبیر دیدم و اظهاراتش رو خوندم اسمش حتی یادم هم نرفته </p>
<p>من به دنبال جست و جوی کتاب &#8220;درآمدی جدید به فلسفه اخلاق&#8221; به سایت شما رسیدم </p>
<p>و با خوندن مطالب سایت شما به حامد رسیدم واقعا که دنیای کوجیکی داریم<br />
حامد همه جا هست<br />
او را نمی شناسم اما به عنوان یک جوان ایرانی همواره برای آزادی اش تلاش خواهم کرد، اگر بتوانم وکاری از دستم بر بیاید</p>
<p>ممنون که یادی از او کردید</p>
<p>سایت خوبی هم دارید<br />
موفق باشید
</p>
]]></content:encoded>
				</item>
</channel>
</rss>
